فیدیبو نماینده قانونی گروه انتشاراتی ققنوس و بیش از ۶۰۰ ناشر دیگر برای عرضه کتاب الکترونیک و صوتی است .

کتاب یک حکومت کوتاه و رعب آور

نسخه الکترونیک کتاب یک حکومت کوتاه و رعب آور به همراه هزاران کتاب دیگر از طریق فیدیبو به صورت کاملا قانونی در دسترس است. تنها لازم است اپلیکیشن موبایل و یا نرم افزار ویندوزی رایگان فیدیبو را نصب کنید.

درباره کتاب یک حکومت کوتاه و رعب آور

ساندرز اگر محبوب‌ترین نویسندۀ داستان کوتاه در ایالات متحده نباشد، یکی از محبوب‌ترین‌هاست و هر آنچه به جوهر قلم او آراسته باشد، با نقد و بررسی معتبرترین منتقدان کتاب در سرتاسر ایالات متحده و دیگر کشورهای انگلوساکسون مواجه می‌شود و اقبال عمومی خوانندگان را در پیش دارد.
نگارش یک حکومت کوتاه و رعب‌آور، به گفتۀ ساندرز، پنج سال طول کشید. گویا او در ابتدا به خاطر یک شرط‌بندی نوشتن این داستان را آغاز می‌کند، اما هرچه پیش می‌رود بیشتر به این نتیجه می‌رسد که این داستان، تنها ماجرای موجودات تخیلی ماشین ـ ‌بیولوژیکی نیست بلکه قصۀ تمام انسان‌هایی است که در جنایت‌هایی چون قتل‌عام یهودیان و جنگ بوسنی و کشتار در رواندا، می‌کشته‌اند یا کشته می‌شده‌اند؛ ساندرز به این موضوع نیز اشاره کرده که در میانۀ نگارش این داستان، تحت تأثیر شرایط حاکم بر جهانِ پس از یازده سپتامبر قرار می‌گیرد و در نگارش داستانی دربارۀ مرزبندی‌ها، نفرت‌پراکنی‌ها و تقسیم انسان‌ها به خود و دیگری مصمم‌تر می‌شود.

ادامه...
  • ناشر گروه انتشاراتی ققنوس
  • تاریخ نشر
  • زبان فارسی
  • حجم فایل 1.17 مگابایت
  • تعداد صفحات ۱۱۱ صفحه
  • شابک

معرفی رایگان کتاب یک حکومت کوتاه و رعب آور

شما به آخر نمونه کتاب رسیده‌اید، برای خواندن نسخه کامل، کتاب الکترونیک را خریداری نمایید و سپس با نصب اپلیکیشن فیدیبو آن را مطالعه کنید:

این کتاب ترجمه ای است از:
The Brief and Frightening Reign of Phil
George Saunders
Riverhead Books, 2005

مقدمه مترجم

جورج ساندرز نویسنده ۵۷ساله آمریکایی است که پس از انتشار چند داستان کوتاه در مجلّات معتبری چون نیویورکر و هارپرز به شهرت رسید. او اولین مجموعه داستان های کوتاه خود به نام سرزمین جنگ داخلی در سراشیبی سقوط را در سال ۱۹۹۶ منتشر کرد و نامزد جایزه پن/همینگوی شد. چهار سال بعد دومین کتابش، پاستورالیا، را راهی کتاب فروشی ها کرد که چهار داستان آن برنده جایزه اُهنری شدند. او سپس رمانی برای کودکان نوشت و در سال ۲۰۰۵ رمان یک حکومت کوتاه و رعب آور را به رشته تحریر درآورد که با تحسین منتقدان مواجه شد. پس از آن دو کتاب دیگر از مجموعه داستان های کوتاهش به بازار نشر ارائه کرد که هر دو از پرفروش ترین کتاب های داستان کوتاه بوده و سیلی از جوایز را برای او به ارمغان آورده اند.
ساندرز اگر محبوب ترین نویسنده داستان کوتاه در ایالات متحده نباشد، یکی از محبوب ترین هاست و هر آنچه به جوهر قلم او آراسته باشد، با نقد و بررسی معتبرترین منتقدان کتاب در سرتاسر ایالات متحده و دیگر کشورهای انگلوساکسون مواجه می شود و اقبال عمومی خوانندگان را در پیش دارد. او در کشورهایی چون ایتالیا، روسیه، انگلستان، هلند و پرتغال به آموزش داستان نویسی مشغول است و هم اکنون در دانشگاه سیراکیوز در ایالات متحده کرسی تدریس داستان دارد.
نگارش یک حکومت کوتاه و رعب آور، به گفته ساندرز، پنج سال طول کشید. گویا او در ابتدا به خاطر یک شرط بندی نوشتن این داستان را آغاز می کند، اما هرچه پیش می رود بیشتر به این نتیجه می رسد که این داستان، تنها ماجرای موجودات تخیلی ماشین ـ بیولوژیکی نیست بلکه قصه تمام انسان هایی است که در جنایت هایی چون قتل عام یهودیان و جنگ بوسنی و کشتار در رواندا، می کشته اند یا کشته می شده اند؛ ساندرز به این موضوع نیز اشاره کرده که در میانه نگارش این داستان، تحت تاثیر شرایط حاکم بر جهانِ پس از یازده سپتامبر قرار می گیرد و در نگارش داستانی درباره مرزبندی ها، نفرت پراکنی ها و تقسیم انسان ها به خود و دیگری مصمم تر می شود.
در خصوص ترجمه عنوان کتاب نیز باید گفت که عنوان انگلیسی کتاب در ترجمه لفظ به لفظ با ابهاماتی مواجه می شد. عنوان اصلی اثر حکومت کوتاه و رعب آور فیل است و در آن مراد از «فیل»، نام شخصیت اصلی داستان (Phil) است؛ از آن جا که گمان می رفت حضور این نام در عنوان فارسی و روی جلد کتاب در برداشت اولیه مخاطب ایرانی اختلال ایجاد کند، تصمیم بر آن شد که از عنوان یک حکومت کوتاه و رعب آور استفاده شود. شایان ذکر است که در ویرایش ترجمه حاضر از دانش و یاری همکار و دوست همیشگی ام، محمد عباس آبادی، بهره گرفتم و همواره قدردان اویم. در انتها ترجمه این اثر را به پدرم تقدیم می کنم به خاطر هر آنچه به من آموخت و فرصت آموختنش را نصیبم کرد.



این که کشوری کوچک باشد بحث دیگری است، اما کشور هورنِر داخلی آن قدر کوچک بود که فقط یک هورنِری داخلی می توانست در آن واحد داخلش جا شود و شش هورنِری داخلیِ دیگر مجبور بودند با ترس و لرز بسیار در کشور احاطه کننده، یعنی هورنِر خارجی، منتظر بایستند تا نوبتشان شود و بروند در مملکت خودشان زندگی کنند.
هر وقت هورنری های خارجی نگاهشان به هورنری های داخلی سرافکنده ای می افتاد که خود را در اقامتگاه کوتاه مدت چپانده بودند، کمی حالشان بد می شد؛ در عین حال احساس وطن پرستی هم می کردند. هورنری های داخلیْ بدبخت و غرغرو و حریص بودند؛ برعکسِ هورنری های خارجی که چند سال بود دست و دل بازی بی حد و حصری از خود نشان می دادند و اجازه داده بودند اهالی هورنر داخلی به اقامتگاه کوتاه مدت سرازیر شوند. تازه هورنری های داخلی ممنون هم نبودند. دیگر از سر قدردانی گریه نمی کردند، فقط به هم می چسبیدند و با نفرت به اهالی هورنر خارجی نگاه می کردند که آن همه جا داشتند و نیازی نبود چسبیده به هم بایستند و راستش اغلب اوقات در کافه جادار هورنر خارجی، پاهایشان را از نیمکت ها بیرون می انداختند و قهوه می خوردند. دیدن این چیزها اهالی هورنرِ داخلی را به این فکر می انداخت که: ای خدا، نمی شد اون عوضیا یه چند صد مترمربع از اون مملکت درندشتِ بی سر و تهشون رو به ما می دادن؟
اهالی هورنر خارجی به سهم خودشان اذعان داشتند که خُب، درست، کشورشان بزرگ است ولی بی سر و ته که نیست؛ یعنی ممکن است که یک روز پر شود. علاوه بر این، از کجا معلوم که اگر آن ها مقدار بیشتری از سرزمین محبوبشان را به اهالی هورنر داخلی می دادند، سر و کله بعضی از این کشورهای کوچولوی بی مقدار برای مطالبه تکه هایی از هورنر خارجی پیدا نمی شد؟ چه بلایی سر سبک زندگی هورنر خارجی می آمد که آن قدر دل انگیز بود و برایشان چنان وقار فوق العاده ای به ارمغان آورده بود و کلی هم جا نیاز داشت؟ خُب، اهالی هورنر داخلی اگر فکر می کردند مردم هورنر خارجی خودخواه اند، می توانستند گورشان را گم کنند. خیلی رو می خواهد در سرزمین کسی که اجازه داده از آن مجانی استفاده کنی بایستی و به او بگویی خودخواه.
این قضیه چند سال با اخم  و  تَخم های دوطرفه و کلی اظهارنظرهای وقیح یواشکی ادامه داشت و بعضی وقت ها صحبت هایی از روی عصبانیت هم حول  و حوش مرز زمزمه می شد.

تا این که یک روز هورنر داخلی آب رفت؛ آن هم بدون هیچ اخطاری. صدای مهیب ساییده شدن سنگی به سنگ دیگر آمد و یکدفعه، سه چهارم اِلمر، یکی از اهالی هورنر داخلی که تا آن موقع کاملاً درون کشورش بود، از هورنر داخلی بیرون زد. یعنی تمام اجزای اِلمر ناگهان وارد هورنر خارجی شد جز ظرف بیل مانند هشت وجهی اش که هر وقت مضطرب بود با آن زمین را می کند.
بلافاصله لئون، مرزبان هورنر خارجی، برای گشت زنی آمد و متوجه سه چهارمی از اِلمر شد که در هورنر خارجی بود و زنگ گوشخراشی را به صدا درآورد به معنی تجاوزِ در دست اقدام.
شبه نظامیان هورنر خارجی (فریدا، ملوین و لری) سراسیمه آمدند و با عصبانیت خیره شدند به نوار سبزرنگی که دور اقامتگاه کوتاه مدت کشیده شده بود.
لری گفت: «شماها دنبال چی هستین؟ اون جای اون یارو تو کشور ما چه غلطی می کنه؟»

نظرات کاربران درباره کتاب یک حکومت کوتاه و رعب آور

کتاب خیلی خوب و جالبیه. پیشنهاد میکنم بخونید.
در 2 سال پیش توسط
کتاب جالبی نیست و حوصله آدمو سر میبره و خسته کننده است
در 2 سال پیش توسط
خیلی کسل بود ، نتونستم کامل بخونم
در 2 سال پیش توسط