فیدیبو نماینده قانونی نشر نی و بیش از ۶۰۰ ناشر دیگر برای عرضه کتاب الکترونیک و صوتی است .

کتاب زایش و مرگ تراژدی
تفسیری بر زایش تراژدی از درون روح موسیقی نیچه

نسخه الکترونیک کتاب زایش و مرگ تراژدی به همراه هزاران کتاب دیگر از طریق فیدیبو به صورت کاملا قانونی در دسترس است. تنها لازم است اپلیکیشن موبایل و یا نرم افزار ویندوزی رایگان فیدیبو را نصب کنید.

درباره کتاب زایش و مرگ تراژدی


کتاب «زایش و مرگ تراژدی: تفسیری بر زایش تراژدی از درون روح موسیقی نیچه»، نوشته حمیدرضا محبوب آرانی ( -۱۳۶۰) است.
زایش تراژدی از درون روح موسیقی نخستین کتاب نیچه و درواقع، خاستگاه عمده‌ی اندیشه‌های وی در مواجهه با مسائل مهمی چون معنای زندگی، بدبینی، هنر و نهیلیسم دوران مدرن است. از یک‌سو، ماده‌باوری علمی و از میان رفتن حال‌وهوای دیونوسوسی انسان پساـ‌سقراطی و اهل علم مدرن را از «تسلای متافیزیکی» بی‌بهره کرده است، تسلایی که می‌توانست آرام دل او در گیرودار مواجهه با واقعیت ترسناک گذر زمان و مرگ ناگزیر آدمی باشد؛ از دیگر سو، رنگ و رو باختن اسطوره‌ها و زندگی در جهانی یکسره تهی از همه‌ آن‌چه درخشان و مسحورکننده است، انسان مدرن را به «انسانی بدون اسطوره و هنر» بدل کرده است که هنرش تنها می‌تواند نمایش کوتاه و تندگذر «مشاهیر» باشد.
نخستین کتاب نیچه که نوشته‌ی حاضر شرح و تفسیری دقیق بر آن است، حاصل نخستین تلاش وی برای یافتن چاره‌ی وضعیت چنین انسان مدرنی از رهگذر نگریستن به سرشارترین مردمان همه‌ی دوران‌ها و معجون سحرانگیز آن‌هاست ـ یونانیان عصر آرکائیک و هنر شورانگیز و تسلابخش تراژدی.
در بخشی از کتاب «زایش و مرگ تراژدی» می‌خوانیم:
«آدمی در این‌جا [ زایش تراژدی]... چیزی می‌شنود شبیه به آوای جانی رازآمی و کمابیش ماینادگونه که با لکنت و به زبانی غریب با دشواری بسیار و از روی هوس سخن گفته، آن‌چنان‌که گویی نمی‌داند آیا باید منظور خویش را برساند یا پنهان دارد. «این جان نو» باید نغمه سرمی‌داد تا این‌که سخن می‌گفت! و چه بسیار جای تأسف که در آن‌هنگام جسارت نیافتم تا آن‌چه باید می‌گفتم چونان یک شاعر بگویم؛ کاری که شاید می‌توانستم!
زایش تراژدی از درون روح موسیقی یا آن‌گونه که نیچه در ویراست دوم کتاب آن را زایش تراژدی یا هلنیسم [ / جهان یونانی] و بدبینی می‌نامد پیگیرترین کوشش نیچه در ساخت و پرداخت نظریه‌ای در بابِ هنر است. سوای جستارهای سال پایانیِ دوران آفرینندگی فکری او، قضیه‌ی واگنر و نوشته‌ی همراه آن، نیچه در برابر واگنر یگانه کتاب اوست که هنر در آن صراحتا جایگاهی محوری دارد و شاید یگانه اثر فلسفی از فیلسوفی در مرتبه‌ی نیچه است که در آن هنر به چنین شأن و مقامی و به تعبیر خود او «به خدایی» رسیده است.
بااین‌همه، زایش تراژدی اثری فلسفی‌ـ زیبایی‌شناسانه، به‌معنای مرسوم کلمه، درباره‌ی هنر نیست. آن‌گونه که لحن محزون نقل‌قول آغازین ما نشان می‌دهد، نیچه آشکارا مجموعه‌ی پیچیده‌ای از اهداف زیبایی‌شناسانه را برای کتاب خود در نظر گرفته بود».

ادامه...

  • ناشر: نشر نی
  • تاریخ نشر:
  • زبان: فارسی
  • حجم فایل: 2.16 مگابایت
  • تعداد صفحات: ۲۷۶صفحه
  • شابک:

چند صفحه از کتاب زایش و مرگ تراژدی

What is our Life?
A play of passion,
Our mirth the musicke of division,
Our mothers wombes the tyring houses be,
When we are drest for this shorth Comedy,
Heaven the Judicious sharpe spector is,
That sits and markes still who doth act amisse,
Our graves that hide us from the searching Sun,
Are like drawne curtaynes when the play is done,
Thus march we playing to our latest rest,
Only we dye in earnest, that's nojest.

Sir Walter Ralegh ( 1552 ? - 1618 )(۱)

«وجود شما به چه می ارزد؟ و اگر این وجود بی ارزش است، شما از چه رو این جایید؟ می بینم که تقصیر و خطای شما سبب می شود تا در هستی خویش درنگ کنید. می باید که با مرگ تان به جبران آن بپردازید. بنگرید که زمین تان چگونه در حال ویرانی است، بنگرید که دریاهای تان چگونه در حال نقصان و خشکی اند، صدف روی قله ی کوه به شما نشان تواند داد که تاکنون [ این دریاها] چه اندازه خشک شده اند. حتا اکنون، آتش در حال نابودکردن جهان شماست. روزی به صورت بخار و دود به هوا خواهد رفت. اما همواره و از نو دنیای زودگذرِ دیگری چنین خود را خواهد ساخت. کیست که او بتواند شما را از نفرینِ به ــ هستی ــ درآمدن رستگاری بخشد؟» (4§: PTA)

And the rest is silence...
Hamlet



زایش و مرگ تراژدی

تفسیری بر زایش تراژدی از درون روح موسیقی نیچه

حمید رضا محبوبی آرانی





حق انتشار الکترونیک برای فیدیبو محفوظ است



درآمد

آدمی در این جا [ زایش تراژدی]... چیزی می شنود شبیه به آوای جانی رازآمیز(۶) و کمابیش ماینادگونه(۷) که با لکنت و به زبانی غریب با دشواری بسیار و از روی هوس سخن گفته، آن چنان که گویی نمی داند آیا باید منظور خویش را برساند یا پنهان دارد. «این جان نو» باید نغمه سرمی داد تا این که سخن می گفت! و چه بسیار جای تاسف که در آن هنگام جسارت نیافتم تا آن چه باید می گفتم چونان یک شاعر بگویم؛ کاری که شاید می توانستم! (3§:ASC)

زایش تراژدی از درون روح موسیقی (۲ـ۱۸۷۱) یا آن گونه که نیچه در ویراست دوم کتاب ( ۱۸۸۶ ) آن را زایش تراژدی یا هلنیسم(۸) [ / جهان یونانی] و بدبینی می نامد پیگیرترین کوشش نیچه در ساخت و پرداخت نظریه ای در بابِ هنر است. سوای جستارهای سال پایانیِ دوران آفرینندگی فکری او، قضیه ی واگنر(۹) و نوشته ی همراه آن، نیچه در برابر واگنر(۱۰)، یگانه کتاب اوست که هنر در آن صراحتا جایگاهی محوری دارد و شاید یگانه اثر فلسفی از فیلسوفی در مرتبه ی نیچه است که در آن هنر به چنین شان و مقامی و به تعبیر خود او «به خدایی» رسیده است. بااین همه، زایش تراژدی اثری فلسفی ـ زیبایی شناسانه، به معنای مرسوم کلمه، درباره ی هنر نیست. آن گونه که لحن محزون نقل قول آغازین ما نشان می دهد، نیچه آشکارا مجموعه ی پیچیده ای از اهداف زیبایی شناسانه را برای کتاب خود در نظر گرفته بود. از همین رو، سوای کاوش در خاستگاه های تراژدی آتنی و روح دیونوسوسیِ(۱۱) موسیقی، زایش تراژدی هم چنین می کوشد تا از میان نغمه و آواز، آوای غنایی ـ رویایی نویسنده ی شاعرش را به گوش خواننده برساند. مقدمه ی ۱۸۸۶ نیچه بر زایش به تایید این سرشت دوگانه ی تقلیل ناپذیر اندیشه ی نیچه می پردازد؛ همچنین این واقعیت را بیان می کند که نیچه هم هنگام فیلسوف و هنرمند است و در مورد این کتاب خاص هم هنگام فیلولوگ و هواخواه واگنر(۱۲). به همین دلیل، هرگونه کوشش برای کنارنهادن هریک از این مولفه ها در بررسی و تفسیر اندیشه های نیچه در زایشْ بی تردید به انحراف از مقصود اصلی نیچه خواهد انجامید.
زایش تراژدی از درون روح موسیقی به دو دسته مسائل کمابیش متفاوت نظر دارد: از سویی، زایش کوششی است در پاسخ دادن به پرسش هایی چند در بابِ فرهنگ و جامعه و مهم تر از همه این پرسش که فرهنگ اصیل و حقیقی چیست و نمونه ی آن کدام است؟ به نظر نویسنده ی کتاب، والاترین صورت فرهنگی ای که ما می شناسیم فرهنگ یونان باستان است و کامل ترین نمودِ آن نیز تراژدی آتنی در سده ی پنجم پیش از میلاد. اما داس غارتگر زمان سبب شده تا شناخت ما از آن فرهنگ در بهترین حالت نیز جسته وگریخته و غیرمستقیم باشد. تراژدی آتنی نمایشی عمومی بود که شعر، موسیقی و رقص اجزای اساسی آن را تشکیل می دادند، اما امروزه از آن سنت موسیقی و رقص باستان هیچ برجای نمانده؛ از همین رو، نمی توانیم تراژدی آتنی را آن گونه بشناسیم که باستانیان می شناختند. زنده ترین صورتِ معاصرِ فرهنگْ موسیقی ـ درام واگنری است که البته بدان دسترسی کامل و بی واسطه ای نیز داریم. بنابراین، بی جهت نخواهد بود اگر به پژوهش در مسئله های کلی درباره ی ماهیت فرهنگ با نظر به خاستگاه، شکوفایی و زوال تراژدی آتنی در پرتو تجربه مان از موسیقی ـ درام واگنر بپردازیم بدین معنا زایش تراژدی به بحثی پای می گذارد که طی قرن نوزدهم دراین باره مطرح بود؛ این که جامعه و فرهنگ مدرن باید چه صورت و شکلی به خود بگیرد. به تعبیرکلی، زایش تراژدی می پرسد چگونه می توانیم بیماری های جامعه ی «مدرن» را درمان کنیم؟ و پاسخ می دهد: با پی افکندن «فرهنگ تراژیک» نوی بر محورِ روایت آرمانی شده ای از واگنریسم(۱۳).
دومین دسته از مسائلی که زایش تراژدی بدان می پردازد ریشه در سنت الهیات فلسفی غرب دارد. دومین پرسش اساسی این است که آیا زندگی ارزش زیستن دارد؟ و به طورکلی، پاسخ نیچه این است: نه، اما فرد می تواند در فرهنگی تراژیک، بیاموزد قرعه ی قسمتی را که نصیب او شده تاب آورد، یعنی بدبینی(۱۴) و نومیدی و معرفت به این که زندگی به راستی ارزش زیستن ندارد. بدین لحاظ، زایش آشکارا درصدد ارائه ی قسمی عدل باوری(۱۵) فلسفی است. لذا نیچه چندین بار در کتاب تکرار می کند: «جهان تنها می تواند چونان پدیداری زیبایی شناسانه توجیه شود». در سنتِ مباحث الهیاتی در غرب، عرضه ی یک عدل باوری به معنای کوشش برای نشان دادن استدلالیِ این مطلب بوده که جهان به رغم این که درظاهر خلاف آن به نظر می آید، در کنه و ذات خود واقعا خیر است؛ نه تنها «خیر» به معنایی بسیار انتزاعی، بلکه دقیقا خیر برای ما. فیلسوفان پنداشته اند که با اثبات این مطلب می توانند بر این ادعا مهر تاییدی زنند که زندگی انسانی برای آنانی که آن را زندگی می کنند بالقوه شایان ارزش است؛ بنابراین، اتخاذ موضعی دراصل خوش بینانه(۱۶) در برابر جهان و زندگی واجد مبنایی عقلانی است. غالب استدلال های سنتی آنان نیز پیشاپیش وجود خدای قادر مطلقی را فرض می گیرند که کلیت جهان را برحسب طرحی عقلانی خلق کرده و البته هم خیر تک تک افراد را همواره مدنظر دارد؛ به دنبال آن مستدل می سازند که هستیِ شر در جهان، با اتخاذ موضعی خوش بینانه نسبت به جهان، به مثابه یک کل و زندگی انسانی، یکسره سازگار است. براین اساس و به ویژه به برکت همکاری فلسفه ی افلاطونی(۱۷) و مسیحیت و بعدتر پیشرفت باوری علمی، سنت عقل گروی غرب تا زمان شوپنهاور(۱۸)، به طورکلی سنتی دراصل خوش بینانه و از این رو، دشمن خو با تراژدی باقی ماند. به همین دلیل، تراژدی های بزرگ آن نیز یا بدون بستری الهیاتی اند یا رابطه ای آشفته و نامعین با آن دارند.
دو فصل نخست و سوم این نوشته براساس این دو مبحث عمده ی زایش شکل گرفته اند. در فصل نخست، می کوشم تا بر بستر بیان پس زمینه هایِ پیدایی زایش تراژدی، مسئله ی فرهنگ، نحوه ی مواجهه ی نیچه و شیوه ی بهره بردن او از نمونه ی یک فرهنگ شکوفا و کنشگرانه را در آغازین سال های فعالیتِ فکری اش بررسی کنم. بدین ترتیب، در فصل نخست نشان می دهم که چگونه توجه اندیشمندان آلمانیِ سابق بر نیچه به یونان و فرهنگ یونانی جلب شد و چگونه این عطف نظر فرهنگی، به باور نیچه، با سردرآوردن از رشته های تخصصی ازجمله فیلولوژی(۱۹) [ زبان شناسی تاریخی] به انحراف کشیده شد. نقد نیچه از فیلولوژی و تاریخ گرایی روزگار خود و کوشش برای رسیدن به شیوه ی جدیدی از پرداختن به فیلولوژی و بهره بردن از تاریخ گذشته، به ویژه یونان، از دیگر مباحث مطرح در این فصل است. مباحثی که این بار علاوه بر دغدغه های فرهنگی سابق، راهنمایی یک فیلسوف بزرگ در فهم مسئله های اصلی زندگی و تفکر و محوریت یک نابغه ی هنرمند در شکل دادن به فرهنگی اصیل را یاریگر خود دارد.
فصل سوم به بحث درباره ی دومین و به نظر من، مهم ترین مبحث زایش می پردازد ــ بدبینی و آری گویی تراژیک به زندگی که درعین حال با تمهید بستری برای پیدایی فرهنگی تراژیک می توان آن را پاسخی نیز به مبحث نخست زایش دانست. اگرچه نیچه در سرتاسر دوران آفرینندگی فکری اش هیچ گاه آن مایه ساده لوح نبود که به گونه ای خوش بینی پناه برد، از همان آغاز پرداختنش به فلسفه، می کوشید تا با تمایزنهادن میان خوش بینی و آری گویی به زندگی به نوعی بدبینی دست یابد؛ یعنی در عین پذیرش این واقعیت که ما نمی توانیم زندگی مان را عاری از هرگونه توهم و همان گونه که هست ببینیم و باز هم آن را شایان زیستن بیابیم، هم چنان آن را به گونه ای تایید کند و بدان آری گوید. سومین فصل کتاب می کوشد تا پس از بیان پس زمینه ی جهانِ بدبینانه ی شوپنهاوری و راه رستگاری که او پیش می کشد، بدبینی خاص یونانیان آن گونه که نیچه در زایش آن را می فهمد، دو چاره ی تایید(۲۰) و آری گویی(۲۱) آپولونی(۲۲) و دیونوسوسی را در قبال آن شرح دهد. از آن جا که بی هیچ تردیدی زایش در جهان بدبینانه ی شوپنهاوری نفس می کشد، شاید بخش نخست این فصل (۳ـ۱) می توانست، به مثابه پس زمینه ی زایش، بخشی از فصل نخست این نوشته باشد، اما ترجیح دادم برای حفظ انسجام فصل سوم و برجسته ساختن تمایزهای موجود میان رویکرد شوپنهاوری و رویکرد نیچه ای به بدبینی، این بخش در فصل سوم قرار گیرد. سرانجام خاتمه ی کتاب قصد دارد در روایتی مختصر از فلسفه ی متاخر نیچه نشان دهد که چگونه نیچه ی دهه ی هشتاد نیز هم چنان از منظر تراژدی به مسائل هستی و زندگی می نگرد و از افق هنر و آفرینش هنری به معنای وسیع آن می کوشد برای این دست مسائل پاسخی بیابد.
اما فصل دوم کتاب حاضر که برای من فصل اصلی آن نیز هست، به بیان درون مایه ی پیچیده ی زایش می پردازد. چون برای خواننده ای که نخستین بار است کتاب را می خواند، مواجهه با سبک راپسودیک(۲۳) نیچه در زایش و محتوای آن که استفاده از چنین سبکی را ناگزیر می سازد موجب سردرگمی و آشفتگی می شود؛ هم چنین از آن جایی که تمایل نیچه به بررسی و رویارویی با حداکثر موضوعات ممکن در فضایی چنین اندک، تمایلی که گستره ی بسیار متنوع مسائل مطرح در آثار منتشرناشده ی نیچه در اواخر دهه ی شصت و اوایل دهه ی هفتاد را می توان نشانی آشکار از آن دانست، فهم کتاب را بدون درک روشن تری از جوانب گوناگون آن دشوار می سازد، در این فصل کوشیده ام با ارائه ی نسبتا تفصیلی درون مایه ی سیرِ استدلالی (البته استدلال به معنای عام و وسیع کلمه) محتوای زایش و مقصود نیچه را با شفافیت بیش تری ترسیم کنم؛ زایش بر مبنای ترتیب بندهای آن و فراهم آوردن شماری از مهم ترین شرح نوشت های لازم برای فهم جنبه های گوناگون و درهم بافته ی کتاب. هم چنین، در این فصل دقت داشته ام تا عمدتا شرح نوشت هایی فراهم آورم که جدا از روشن سازی درون مایه ی زایش، هرچه بیش تر شیوه ی خاص نیچه در پرداختن به فلسفه و استفاده ی او از فیلولوژی و تفسیرهای درست و نادرست تاریخی و به تعبیر دیگر، روش نیچه در تاویل تاریخی در زایش تراژدی را روشن می سازد.(۲۴)
دلیل اصلی من در ترجیحِ چنین روشی برای بیان درون مایه ی زایش به جای تحلیل موضوعی آن حفظ ساختاری است که کتاب پیش روی خوانندگان خود می نهد، اگرچه در فصل سوم، کمابیش تحلیلی موضوعی از بدبینی در زایش را نیز فراهم آورده ام. نیچه در زایش هرگز در پی شکل دادن به یک سیستم منسجم فکری نیست و هرگونه کوششی برای یافتن چنین انسجامی نیز به ناکامی خواهد انجامید؛ چراکه اساسا چنین انسجامی در زایش وجود ندارد. «انسجام کتاب را صرفا باید در شوروشوق نیچه» یافت (Tanner, ۱۹۹۴:۱۸؛ نیز ر.ک.: ۲ـ۱). براین اساس در فصل دوم، از یک سو می کوشم نشان دهم که چرا به تعبیر جورجو کولی(۲۵)، «کتاب از منظری تاریخی هم چنان یک راز باقی می ماند» و از سوی دیگر، تلاش دارم تا شاید سرنخی برای راه بردن به محتوای هزارتوی کتاب به دست دهم؛ چیزی که تنها پس از گونه ای «رازآموزی و تشرف»(۲۶) به مراحل پی درپیِ جهان رویاپرداخته و خیال آفریده ی نیچه امکان پذیر می شود (Köhler, 1998:76).
***
چنان که خاطرنشان شد، این نگاشته کوششی است برای درک زایش تراژدی و مواجهه با آن به منزله ی نخستین کتاب نیچه و هدف اصلی آن نیز فهم اندیشه ها و آرایی است که نیچه در این کتاب بیان داشته است. به همین دلیل، تمام توجه من در وهله ی نخست معطوف به زایش تراژدی است و سپس نوشته ها و یادداشت هایی از نیچه که می توانند در فهم این اثر یاری رسان باشند. هم چنین سعی کرده ام تا روش و طرح کلی این بررسی و مواجهه نیز به نحوی شکل بگیرد که در آن تا حد ممکن نیچه ی فیلسوف (فیلسوف به معنای متعارف تر کلمه) از دیگر جنبه های درهم بافته ی هنری ـ فیلولوژیکی ـ تاریخ گرانه ی کتاب جدا نشود. درواقع، حتا به شیوه های گوناگون نشان داده ام که اساسا هرگونه قائل شدن به چنین تمایزی درمورد فیلسوفی که «هنر» را «والاترین وظیفه و فعالیت حقیقتا متافیزیکی این زندگی» می داند (BT: Preface to Wagner)، درست برخلاف ایده ی اصلی است که در پس زمینه ی اندیشه ای او قرار گرفته است.
اما چند نکته نیز درباره ی روش و خط مشی کلی این کتاب:
هر نویسنده و تفسیرگری پیش از آن که درباره ی اندیشه ی نیچه شروع به نگاشتن کند، دست کم باید موضع خود را در مورد سه دشواری پیش روی تمام مفسران نیچه روشن و مشخص سازد.
در وهله ی نخست، تفسیرگر اندیشه های نیچه باید از خود بپرسد آیا می توان اندیشه ها و آرای گوناگون و پراکنده ی نیچه را در قالب یک نظام منسجم فکری و به صورت یک به اصطلاح نظام فلسفی عرضه داشت و آیا اساسا چنین کاری بدون آسیب رساندن به سرشت خاص فلسفه ی نیچه امکان دارد. (به تعبیر دیگر، هر نویسنده ای که درباره ی اندیشه ی نیچه می نویسد باید از پیش موضع خود را درخصوص سبک فلسفیدن وی مشخص سازد).
دشواری دیگر به نحوه ی استفاده از یادداشت های منتشرناشده ی نیچه بازمی گردد. نیچه، سوای نوشته های نسبتا کم حجم خود، یادداشت های بسیاری نیز بر جای نهاده که هیچ کدام از آن ها را خود شخصا چاپ نکرده یا قصد چاپ شان را نداشته است. تفسیرگر آثار نیچه در این مورد نیز باید از پیش، رویکرد خود را در قبال شیوه ی استفاده از این یادداشت ها مشخص و روشن ساخته باشد.
نهایتا دشواری دیگری که به طور خاص در مورد اثر کنونی، به مثابه نوشته ای درباره ی «نخستین کتاب» نیچه، مطرح می شود شیوه و حد استفاده از بازتفسیرهای واپس نگرانه ای است که وی درباره ی زایش تراژدی در واپسین سال های فعالیت فکری اش نگاشته است.
من نیز به ناچار و در مواجهه با این قبیل دشواری ها، بنابر موضوع و هدف اصلی خود در این کتاب، رویکرد خاصی را در قبال هریک از این دشواری ها اختیار کرده ام. در مورد دشواری نخست، از آن جایی که هدف اصلی این نگاشته بررسی یک کتاب، نخستین اثر نیچه، است نه بررسی موضوعی خاص در کل اندیشه های فلسفی نیچه، طبیعی است که از حرکت های رفت و برگشتی میان نیچه ی متقدم، میانی و متاخر و جستن یک رگه ی فکری واحد یا بنا نهادن نظامی فلسفی از آرای گوناگون وی برکنار بوده ام. چنان که اشاره شد، در بررسی این اثر نیز کوشش شده تا هم ساختار درون مایه ی کتاب حفظ شود هم موضوع و مبحث اصلی آن ــ بدبینی ــ که به نظرم تم اصلی اندیشه ی نیچه نیز است، به صورتی مجزا و منسجم تحلیل شود. هم چنین درخصوص استفاده از یادداشت های منتشرناشده ی نیچه، چه در دهه ی هفتاد میلادی چه در دهه ی هشتاد میلادی، دقت کرده ام تا تنها از یادداشت هایی بهره برم که موید و گاه توضیح دهنده و تکمیل کننده ی اندیشه ها و آرای بیان شده در زایشاند و طبیعتا یادداشت هایی که به بیان اندیشه ها و آرایی متفاوت با زایش می پردازند چندان مورد استفاده ی من قرار نگرفته اند.
اما درخصوص دشواری سوم وضعیت اندکی پیچیده تر است. بازتفسیرهای واپس نگرانه ی نیچه از زایش چیزی نیست که به سادگی بتوان آن ها را نادیده گرفت، نه به لحاظ حجم نه به لحاظ محتوا. درعین حال نمی توان چندان هم به صداقت و دقت آن ها اطمینان کرد.(۲۷) برای درآمدن از این دشواری، در این جا نیز ترجیح دادم تا تفسیر اندیشه های نیچه را در وهله ی نخست بر پایه ی خود زایش و نوشته های مربوط به اوایل دهه ی هفتاد میلادی استوار سازم و تنها در مواردی از آن ها سخنی به میان آورم که این بازتفسیرها تبیین و توضیحی روشن تر از اندیشه های بیان شده در زایش را به دست می دهند.
در مورد زایش تراژدی باید این نکته را نیز افزود که نیچه کتاب را در مقام یک دانشور کلاسیک پژوه و فیلولوگ نگاشته است؛ از این رو، خواننده از همان نخستین جملات با گستره ای از مضامین تاریخی و اسطوره ای مربوط به فرهنگ یونان (از اساطیر هومری(۲۸) گرفته تا موسیقی و تراژدی یونانی) و اشاراتی به فرهنگ و موسیقی آلمانی مواجه می شود. طبیعی است که در مجالی چنین محدود، نمی توان مفصل به همه ی این مضامین اشاره کرد. به همین دلیل، آشنایی خواننده را با بسیاری از این مضامین و اشارات فرض گرفته ام و عمدتا برخی از مضامین و اشارات کمیاب تر در منابع فارسی را بسط داده ام. برای فهم بهتر کتاب لازم است خواننده خود دست به کار شود و به ویژه با سنت موسیقی آلمانی و اسطوره ها و ادبیات یونانی آشنا شود.
زایش تراژدی کتابی بسیار پیچیده و درهم بافته است. نه تنها یکی از برجسته ترین و تاثیرگذارترین مطالعات درباره ی تراژدی را عرضه می دارد، بلکه هم زمان بازتفسیری از یونان باستان، نقدی از فرهنگ مدرن و معاصر آلمان و برنامه ای برای احیای آن است. هم چنین کتاب به طرح مسائلی درخصوص زیبایی شناسی و رابطه ی هنر با علم، فلسفه و زندگی می پردازد. درنهایت، زایش تراژدی کتابی است که نویسنده ی آن به رغم آن که پیش تر آثار درخور توجهی در زمینه ی فیلولوژی، مطالعات کلاسیک پژوهی و حتا تاملات فلسفی پدید آورده بود، آن را «نخستین کتاب» خود می دانست؛ نخستین کتاب از آن رو که در این جا بدان معنایی که از فلسفه در اندیشه داشته هرچه بیش تر نزدیک می شود. پرداختن به این جنبه های گوناگون و وسیع توانایی و مجالی می طلبد که فراتر از من و این کتاب مختصر است. بااین همه، هدف خود را برآورده می دانم حتا اگر نوشته ی حاضر با همین مجال محدود و با این توانایی ناکافی من توانسته باشد دست کم در برخی از این جنبه ها، چونان درآمدی باشد به زبان فارسی بر مطالعه و مواجهه ی جدی با زایش تراژدی و درکل، نیچه.

سپاس گزاری و یادکرد

سودای چه بسا بی سودِ نگاشتن این اثر به سال های نه چندان دور عنفوان شباب برمی گردد؛ روزگاری که از خلاف آمد جوانی هم به تراژدی، جنبه ی تراژیک زندگی، و نیز نیچه دل بسته بودم و هم دلم از افزودن سخنی بر سخنی و رایی بر رایی چنین افگار و پریشان نبود. اکنون که دلم را سودایی از این دست دیگر نیست، اگر از سر دغدغه های مرسوم و معهود زندگی نبود، هرگز علاقه ای نداشتم تا کتابی بر خیل کتاب های چاپی بیفزایم. چه کنم اما که دست اختیار بسته است، زبان شکایت خسته و رسم زمانه هماره واژگونه و چاره ای نیست جز هم سخنی با حافظ:

تا چه بازی رخ نماید بیدقی خواهیم راند 
عرصه ی شطرنج رندان را مجال شاه نیست

و با رودکی:

هموار کرد خواهی گیتی را 
گیتی است کی پذیرد همواری

تحریر این اثر بدون مطالعه ی نوشته هایِ پرشماری که تفسیرگران و اندیشمندان برجسته ی غربی درباره ی نیچه نگاشته اند، به خصوص درباره ی زایش تراژدی، ناممکن بود. تا آن جا که توانسته ام در مجالی که برای نگاشتن این اثر وقف شد، از این ادبیات وسیع بهره بردم و مدیون همه ی این نوشته هایم. در این میان، خاصه از پروفسور رابرت رِثی(۲)، پروفسور جاشوا فودینستاگ(۳) و پروفسور آلن وایت(۴) صمیمانه سپاس دارم که با بزرگواری آثار خود را در اختیارم نهادند. هم چنین به یاد استادان و دوستان عزیزی که در دپارتمان فلسفه ی دانشگاه آریزونا ــ گاه و بیگاه مان را به بحث درباره ی نیچه و فلسفه گذراندیم و انگیزه ی خوانش مجدد این اثر و شوقی دوباره برای فلسفه را در من برانگیختند خاطر شاد کنم ــ به ویژه مدیرگروه خوش سیرت آن، پروفسور کریستوفر ملونی.(۵) نیز به یاد حلقه ی دوستان قدیمی که اکنون هریک سر خویش گرفته اند و به جانبی از جهان و در پی کاری رفته اند. دعاگوی همه ی ایشانم که تن شان به ناز طبیبان نیازمند مباد و وجود نازک شان آزرنده ی گزند مباد. سرانجام، باید سپاس گوی خوانندگانی باشم که این جا و آن جا به بوی نیچه ایام به خواندن این نگاشته صرف می کنند که اگر نبودند آن ها، چاپ این اثر بی وجه می ماند.

حمیدرضا محبوبی آرانی
آران، زمستان ۱۳۹۰

نظرات کاربران
درباره کتاب زایش و مرگ تراژدی

بنظرم با اینکه فیدیبو قوی ترین رقیب در حیطه خودش هست ، اما قیمت کتاب های الکترونیک با توجه به اینکه در بین افراد کتابخوان محبوبیت و نیز راحتی کتاب کاغذی رو نداره، بهتره خیلی خیلی رقابتی تر در نظر گرفته بشه تا هم افراد جدید جذب شن، هم کتاب خوان های سنتی،بتونن در برابر کتاب های کاغذی روی بیارن به کتاب وکتاب خوان الکترونیک
در 7 ماه پیش توسط
به عمد پیچیده و نامفهوم تالیف شده
در 1 سال پیش توسط
/// ◄پاسخ:باسلام قیمت درنظر گرفته شده، علاوه بر حق ناشران نویسنده یا مترجم شامل هزینه های مختلف تولید و عرضه کتاب ها بر بستری مناسب و با کیفیت جهانی است. هدف این است که کتاب ها با مناسب ترین قیمت در اختیار شما قرار گیرد. بامهر /// قیمت کتابها خیلی بالاست...
در 2 سال پیش توسط