فیدیبو نماینده قانونی نشر نی و بیش از ۶۰۰ ناشر دیگر برای عرضه کتاب الکترونیک و صوتی است .
کتاب شعر روس

کتاب شعر روس
عصر طلایی و نقره‌ای

نسخه الکترونیک کتاب شعر روس به همراه هزاران کتاب دیگر از طریق فیدیبو به صورت کاملا قانونی در دسترس است.


فقط قابل استفاده در اپلیکیشن‌های iOS | Android | Windows فیدیبو

درباره کتاب شعر روس

«عصر طلایی» نام دوره‌ای از شعر روسی است که پس از شکل‌گیری در قرن هجده، در نیمهٔ اول قرن نوزدهم به اوج شکوفایی می‌رسد و شعر اروپا را تسخیر می‌کند، این موج ادبی پس از سکونی چند در اواخر قرن نوزدهم دیگربار گردن می‌افرازد و تا اواسط قرن بیستم با عنوان «عصر نقره‌ای» به حیات شگرفش ادامه می‌دهد و بر بسیاری از جریان‌ها و مکاتب شعری جهان، تأثیری ژرف داشته و دارد... اگرچه منتقدان ادبیات روسیه هنوز هم بر سرِ حدود تاریخی این دو عصر فرضی اختلاف‌نظر دارند، اما مجموعهٔ حاضر با عنوان فرعی دو قرن شعر روس، که اثری‌ست در حال گسترش، پس از پژوهش شایستهٔ آرای گوناگون، با نظر و سلیقهٔ نهایی خودِ مترجم، انتخاب و طبقه‌بندی شده است و ضمن حفظ روند تاریخی، با معرفی مهم‌ترین شعرا، شعرها، مکاتب و برخی نظریاتِ انتقادی، به شعر معاصر روس یا «عصر برنزی» می‌رسد.

ادامه...
  • ناشر نشر نی
  • تاریخ نشر
  • زبان فارسی
  • حجم فایل 3.05 مگابایت
  • تعداد صفحات ۴۸۷ صفحه
  • شابک

بخشی از کتاب شعر روس

شما به آخر نمونه کتاب رسیده‌اید، برای خواندن نسخه کامل، کتاب الکترونیک را خریداری نمایید و سپس با نصب اپلیکیشن فیدیبو آن را مطالعه کنید:

خطابه ای به شاعران روس

شب های انزوا

سَرم
آرایش ِ درد است
مرا اینک
پوشکین
این پیامبرِ شعرِ روس
و میخاییلِ غمناک
در مرگِ شاعرش
فرامی خوانند.
مرا اینک
فیت
در سلامی
که از سرزمینِ شادِ روس روانه کرده است
و فیودار
در نغمه ی آخرین عشقش
به خود می خوانند.
مرا اینک
آ نّا
این الهه ی اشک و آه
آلکساندر
در گلوی آوازه خوانِ کلیسا
ولادیمیر
در حنجره ای
که آتشفشانِ خون است
آندرِی
در انتظارِ لحظه ی میعادش
بالمونْت
در هیاهوی ناقوس هایش
اُسیپ
در آواز قرنِ بی رحمش
یسِنین
در سرودهای ایرانش
ایوان
در نورِ بی غروبش
مارینا
در فغان و دردش
و باریس
در تنهایی اش
تک تک
فرامی خوانند.
مرا به سرزمینِ سرد و شمالی تان فراخوانده اید
و در شب های انزوایم
اندوهی باشکوه هدیتَم کرده اید
امشب اما
آهنگِ عجیبی
در سَرم
نشکفته
پژمرده است
امشب
آهنگِ غریبی
در سَرم مرده است.
حمیدرضا آتش برآب

کی یف، سپتامبر ۲۰۰۰

نابغه، همیشه مردمی است.

آلکساندر بلوک

یادداشت مترجم

«عصر طلایی» و «عصر نقره ایِ» شعر روس دوره هایی هستند که منتقدان و صاحب نظران ادبیات روسیه به طور تقریبی نام گذاری کرده اند و بیش تر هم بر سر تاریخ مشخص آن ها اختلاف دارند. «عصر طلایی» به دوره ای اطلاق می شود که شعر روسی پس از دوران شکل گیری خود در قرن هجده، در نیمه ی اول قرن نوزدهم به اوج شکوفایی رسید و شعر اروپا را تسخیر کرد. پس از آن با اوج گرفتن نثرنویسان بزرگی نظیر گوگول، تالستوی، چخوف، تورگنیف و داستایفسکی شعر روسی قدری از آن قله هایش نزول کرد و سپس دوباره در اواخر قرن نوزدهم سربرافراشت و تا اواسط قرن بیستم تحت عنوان «عصر نقره ای» به حیات شگرفِ خود ادامه داد و بر بسیاری از جریان ها و مکاتب شعری جهان تاثیر گذاشت. مجموعه ای که پیش رو دارید نیز براساس همین تقسیم بندی شکل گرفته است و دوره ی پس از «عصر نقره ای» ــ از نیمه ی دوم قرن بیستم ــ را هم شعر معاصر روس (یا به عقیده ی برخی، «عصر برنزی») گرفته ام. از شعر معاصر به علت اهمیت آشکار دوره های پیشین شعر روس، فعلاً تنها به ایئوسیف بروتسکی ــ آخرین نویسنده ی نوبل گرفته ی روسیه و سمبول شاعران معاصر ــ بسنده کردم تا در نوبت های بعدی بیش تر و دقیق تر به آن پرداخته شود.
اندیشه ی گردآوری و ترجمه ی این مجموعه از سال ۱۹۹۸ و در اوکرایین آغاز شد. همان جایی که پیش از آن، آشنایی ام با شاعر، نویسنده و مترجم روس ــ دمیتری کاراتی یف ــ شکل گرفت و هر دیدار و گفت وگومان عشق به شعر روس را در من صدچندان کرد. در ماه های نخست با کارهایی پراکنده از شعر معاصر روسی ذوق آزمودم، اما به زودی همه ی آن ها را کنار گذاشتم و به توصیه های پی گیرانه و دوره ی فشرده ی پیشنهادیِ استاد کاراتی یف، به موازات تحصیل ادبیات روسی و انگلیسی در دانشگاه، ادبیات کلاسیک روس و به ویژه شعر روسی را جدی تر از پیش بازخوانی کردم.
درک متقابلی که در مناسباتِ خاطره انگیزِ ادبی مان با استاد هر روز هم عمیق تر می شد و همچنین گفت وگوها و شعرخوانی هامان در محافل مختلف به روسی و فارسی، سبب شد تا با وجود وضع بسیار پریشانِ مالی هردو نفرِ ما در آن دوران غیرقابل وصف و بیماری سختِ استاد، ایشان با اشتیاق بسیار به آموختن فارسی همت گمارند و این افتخار هم نصیب من شد تا به واسطه ی آموزش فارسی، بیش تر در خدمت شان باشم. استاد کاراتی یف به بیش از ده زبان شعر و مقاله می نوشت و از زبان هایی بیش از این تعداد نیز ترجمه می کرد، و کاملاً روشن بود که پس از زمانی کوتاه و دیگر بدون کمک های ناچیز من به فارسی بخوانند و بنویسند. در همین دوره به پیشنهاد من ترجمه های مشترکی را با ایشان از شعر معاصر فارسی به زبان روسی انجام دادیم که سوای شیرینی و جذابیت کار، در شناخت بیش تر من از ظرایف شعرِ هر دو زبان نیز موثر افتاد. چندی بعد و از سال ۱۹۹۹ زیر نظر استاد ترجمه های شعر روسی را به فارسی آغاز کردم که کم کم شکل منظم تری به خود گرفت و چارچوب خاص خود را یافت. بنابراین هیچ شتابی در انتشار آن ها نداشتم و در کنار ترجمه های دیگر اعم از رمان و داستان، این مجموعه را نیز گسترش می دادم و از خطاهایش می کاستم. اکنون دیگر هشت سال و شاید هم اندکی بیش تر است که از تاریخ نخستین ترجمه ها می گذرد و بسیاری از ترجمه ی شعرها که زمانی قرار بود در این مجموعه جای بگیرند، کنار رفته اند و آن چه پیش رو دارید گزیده هایی است که در نهایتِ وسواس به مجموعه راه یافتند و هنوز هم مطمئن نیستم که بسیاری از آن ها ارزش خواندن داشته باشند، وانگهی اگر نبود لطف و تشویق دوستان نویسنده و شاعری که دوست داشتند این کتاب هرچه سریع تر منتشر شود، اصلاً قرار نبود این مجموعه به این زودی ها برای انتشار آماده شود و درنظر داشتم مدتی بلندتر از این را به پایش بریزم و از طرفی شاعران بیش تری را هم معرفی کرده باشم.
اما یک چیز کاملاً برایم روشن است و آن هم عهدی است که با مخاطبم خواهم داشت و اگر عمر کفایت کند بر سر عهدم که یگانه عشقم نیز هست خواهم ماند: این مجموعه ادامه خواهدداشت، کمبودها و نقصان های آن جبران خواهدشد، بر آن افزوده خواهد شد تا جامع تر شود و بسیاری از نام آورانی که تنها برحسب اتفاق و سلیقه در آن جای ندارند با آثارشان معرفی می شوند؛ تا این شعر روس ــ شعر جوانی که فقط دو سه قرن از عمرش می گذرد و طی این مدت محدودِ حیاتش بر قله ی شعر جهان تکیه دارد و در کشور ما این قدر غریب و مهجور مانده است ــ تا حدی که امکان دارد شناسانده شود.
در پایان ذکرِ یک نکته ی بسیار مهم را ضروری می دانم و آن این که ضبط کلیه ی اسامیِ این کتاب به هیچ وجه مطابقتی با روش ِ حروف نگاری ندارد، یعنی همان روشی که تاکنون در ایران به واسطه ی ترجمه های بی شمارِ آثار ادبی روس از زبان هایی غیر از روسی شکلی کاملاً دور از واقع و صدالبته غیرعلمی به خود گرفته بود. دست کم ویژگی های علم آواشناسی زبانِ روسی به ما این امکان را نمی دهد که با بهره گیری از حروف نگاری به تلفظِ نامِ موردنظر برسیم، بلکه ما را به شدت از تلفظِ نسبیِ نام هم دور می کند. این است که در این جا هم مثل آثار دیگری که به قلم این مترجم منتشر شده است، تمامیِ اسامیِ روسی ــ البته به جز چند استثنایی که به عللِ گوناگون در زبانِ فارسی خطاهایی بسیار مصطلح و غیرقابل تغییر به نظر می رسند ــ به دقت از روش ِ آوانگاری پیروی می کنند و تا حدِ امکانِ زبانِ فارسی برای نخستین بار به همان شکلی آمده اند که در زبانِ روسی تلفظ می شوند.

حمیدرضا آتش برآب
تهران ــ ۲۲ ژولای ۲۰۰۷ میلادی، ۳۱ تیرماه ۱۳۸۶

عصر طلایی



آلکساندر پوشکین

(۱۷۹۹ ــ ۱۸۳۷)



پوشکین: این پیامبر شعر روس

آلکساندر سرگی یویچ پوشکین(۱) پدیده ای استثنایی در تاریخ ادبیاتِ روسیه است. او شاعر، نویسنده و نمایش نامه نویسی کبیر، بنیان گذارِ رئالیسمِ(۲) انتقادی و زبانِ ادبیِ روسیه، و چنان که ماکسیم گورکی می گوید: «سرآغازِ همه ی آغازها» است.
پوشکین در مسکو متولد شد. به خاندانِ اشرافیِ ورشکسته ای تعلق داشت. نسبش از جانب مادری به خاندانِ هانیبال ها، از اعقابِ آبرام هانیبال(۳) ــ که اتیوپیایی بود و به سرداری پیوتْرِ(۴) کبیر هم نایل شد ــ می رسید. دورانِ کودکی را در خانه پرورش یافت. دایه ی بچه ها ــ آرینا رادیوناونا یاکووْلِوا(۵) ــ که در رشد و تربیت بچه ها سهم بزرگی داشت، تنها کسی بود که در خانه با آن ها روسی صحبت می کرد و به بچه ها روسی آموخت و هم او بود که در روزهای تبعید به شمال، در آن زمستانِ سرد همراه پوشکین ماند. پوشکین از ۱۸۱۱ تا ۱۸۱۷ در مدرسه ی تْسارْسْکایه سیلو(۶) تحصیل کرد. در سال های تحصیل بود که دوستی اش با چاآدایف(۷)، دِلْویگ(۸)، کیوخِل بِکر(۹) و ژوکوفسکی(۱۰) شکل گرفت. در این جا بود که حماسه ی بزرگِ تاریخیِ جنگ ۱۸۱۲ را تجربه کرد. در ۱۸۱۴ نخستین شعرش در پیک اروپا(۱۱) منتشر شد. تا ۱۸۲۰ ــ که منظومه ی روسلان و لیودمیلا(۱۲) را نوشت ــ دیگر شاعری شناخته شده بود. درحقیقت روزِ پایان یافتنِ منظومه ی روسلان و لیودمیلا، روزِ به شهرت رسیدنِ پوشکینِ نابغه بود. در این روز ژوکوفسکیِ بزرگ پرتره ی خود را با چنین نوشته ای به پوشکین تقدیم می کند: «از سوی استادِ مغلوب به شاگردِ فاتح». چهارسال به سربردن در تبعید (از ۱۸۲۰ تا ۱۸۲۴) برای شاعر دوره ی رشد آثارش بود. آثار آزادی خواهانه و هجویه های تندِ ضدحکومتی اش در نسخه های فراوانی بین جوانانِ اشراف زاده ی انقلابی پخش شد که خشمِ تزار را نسبت به او برانگیخت و درنتیجه پوشکین از پتربورگ(۱۳) به جنوب فرستاده شد. تا ۱۸۲۴ در کیشی نیف(۱۴) و اودِسا(۱۵) و سپس مانند یک تبعیدی در ملک والدینش ــ پْسکوفْسْکایه(۱۶) ــ واقع در دهکده ی میخایلافْسْکایه(۱۷) زیست. او در جنوب به محفل انقلابیون ــ دکابریست های آینده ــ نزدیک تر شد و خود را هم عقیده با ایشان یافت. در این دوره از آثارش ــ که می توان آن را رمانتیسم(۱۸) نامید ــ چندین منظومه (اسیر قفقاز(۱۹)، برادرانِ راه زن(۲۰) و...) را خلق کرد و نوشتنِ رمانِ منظومِ یوگنی آنیگین(۲۱) را آغاز کرد. در میخایلافْسْکایه نبوغ پوشکین به کمال رسید و دیگر در آثارِ او جریانی رئالیستی آشکار شده بود. دقیقا در چنین دوره ای درامِ ملیِ باریس گادونوف(۲۲) و بسیاری از شعرهای خارق العاده ی او نوشته شدند. در ۱۸۲۶ و پس از شکستِ قیامِ دکابریست ها، تزارِ جدیدْ نیکالای(۲۳) اول، پوشکین را به مسکو فراخواند و با نیتِ تطمیعِ شاعر و جلبِ نظر افکارِ عمومی، او را «بخشید» و از آن پس شخصا مامورِ سانسورِ پوشکین شد. تمامی سال های باقیمانده ی زندگیِ شاعر، تحت مراقبتِ شدیدِ ژاندارم ها و دربارِ تزار گذشت. با این وجود، او هرگز از باورهای متعالی و آزادی خواهانه ی خویش دست نکشید و تا آخرین روزها نیز دشمنِ استبداد باقی ماند. پالتاوا(۲۴)، کلبه ای در کالومنا(۲۵)، تراژدی های کوچک(۲۶) و ماجراهای بِلکین(۲۷) از غنی ترین کارهای پوشکین طی سال های ۱۸۲۶ تا ۱۸۳۰ بودند.
پوشکین پس از ملاقات با دوشیزه ی زیبایی با نام ناتالیا گانچاراوا(۲۸) به او پیشنهاد ازدواج داد، اما وقتی پاسخی نشنید در ناامیدیِ محض به قفقاز رفت و به ارتش ِ درحالِ نبرد ملحق شد. پس از باخبرشدن از موفقیت های ناتالیا گانچاراوا باشتاب خود را به مسکو رساند و از او طلب ازدواج کرد. پاسخ مثبت بود. پوشکین احساس سعادتمندی کرد، اما پولی برای ازدواج در کف نداشت. او با روحیه ای پریشان در پاییز ۱۸۳۰ به بولْدینا(۲۹) رفت تا مشکلات مادی اش را حل کند و وضعیت را برای ازدواج سامان دهد. اما به جای یک ماه، به علت وبا سه ماه را در آن جا می ماند. پاییزِ بولْدینا قله ی الهام پوشکین شد. در طول این پاییز او بیش از پنجاه شعر عاشقانه نوشت و اثرِ جاودان و خارق العاده ی یوگنی آنیگین را نیز بالاخره به پایان رساند. ۱۸ فوریه ی ۱۸۳۱ در مسکو و در نزدیکی دروازه ی نیکیتْسْکی(۳۰)، پوشکین و گانچاراوا بالاخره به هم رسیدند. پوشکین به همسر خود می بالید، اما زندگی در پایتخت دشوارتر می شد.
در همین سال پوشکین دوباره به بولْدینا رفت و داستان دخترِ سروان(۳۱) را نوشت. در سال های سی، نثر در آثار پوشکین از اهمیت بیش تری برخوردار شد (دوبروفسکی(۳۲)، بی بیِ پیک(۳۳)، دخترِ سروان، سرگذشتِ پوگاچیوف(۳۴)). اما در همین دوره منظومه ی سوارکار مفرغی(۳۵)، ترانه های اسلاوهای غربی(۳۶)، داستان هایی منظوم و نیز شعرهایی بی نظیر از نظر ژرفای فلسفی آفریده شدند.
منظومه ی سوارکار مفرغی قله ی آثار پوشکین در این ژانر و یکی از بی نظیرترین آثار ادبیاتِ روسی شد. این اثرِ سترگ جزو معدود آثاری بود که در زمان حیاتِ شاعر منتشر نشد. تزار نیکالای که خود مامورِ سانسورِ پوشکین بود اجازه ی انتشارِ این اثر را نداد. نیکالای در سوارکار مفرغی رابطه ی پوشکین با تزار روس (پیوتر کبیر) را دوپهلو دیده بود. درحقیقت حدس تزار نیکالای درباره ی سوارکار مفرغی درست بود. پوشکین در این اثر از طرفی امپراتوری روس را پرشکوه، زیبا و باعظمت تصویر می کند و در مقابل، روی دیگر سلطه ی پیوتر را نشان می دهد. روی دیگر سلطه ی پیوتر از نظر پوشکین چنین بود که او درحقیقت دلسوزِ مردم نبود و اگر غضب می کرد و یا صرفا تصمیمی آنی می گرفت، بر استخوان ها و خون مردم هم که شده می ایستاد و آن کار را به انجام می رساند. سراسر امپراتوری روسیه از سویی ثروتِ فرهنگی عظیمی برای بشریت بود و از سوی دیگر حتما با وحشی گری، تجاوز، ظلم، پستی و بی حرمتی به انسان همراه بود، و انسان هم در این میان درست مثل ابزاری برای بقا و دوام امپراتوری به کار گرفته شده بود.
پوشکین در ۱۸۳۶ مجله ی معاصر(۳۷) را تاسیس کرد که بهترین نشریه ی دوره ایِ روسیه در قرنِ نوزدهم شد. رفتارِ خصومت آمیزِ محافل حکومتی و دسیسه های پلیدِ دربار که البته به اراده ی شخص تزار جریان داشتند، پوشکین را پریشان کرد. دوئلِ طرح ریزی شده با پسرخوانده ی سفیرِ هلند ــ دانتِس(۳۸) ــ اخترِ زندگی پوشکین را فرونشاند. ۸ فوریه ی ۱۸۳۷ روز دوئلِ پوشکین با دانتِس بود. دانتس هنوز به مکان مقرر گام نگذاشته بود که شلیک کرد. پوشکین زخم مهلکی برداشت و در ۱۰ فوریه، روسیه پوشکینِ خود را برای همیشه از دست داده بود. خورشیدِ شعرِ روس غروب کرد و پوشکین در سال های فروغش پژمرد. مطبوعات رسمی سکوت اختیار کردند، اما همه ی پتربورگ فهمید که پوشکین کشته شده است. از این پس بود که مرثیه ی مرگِ شاعرِ(۳۹) لرمانتاف شناخته شد و به شهرتی جاودان رسید. حالا حکومت طعمه ای دیگر یافته بود. لرمانتاف را پس از سرودن این شعرِ تکان دهنده و عصیانی، دستگیر و به قفقاز تبعید کردند.
شعرِ پوشکین از آثار کلاسیک ادبیاتِ روسیه و جهان به شمار می آید. لِف تالستوی(۴۰) گفته است: «احساس ِ زیبایی تا منتها درجه ی آن در پوشکین رشد یافته است و از این نظر هیچ کس همتای او نیست.» روشنای هماهنگِ اندیشه و احساس، موجِ خروشانِ عشقِ به زندگی و گونه گونی و وسعتِ نظر، از وجوهِ تمایزِ پوشکینِ نابغه به شمار می آیند. پوشکین از کودکی با غوطه زدن در آهنگِ قصه ها و ترانه های میهنی و هم چنین با اتخاذ فرم های پیشنهادی ادبیات فرانسه در آن دوره، شعرِ زایندگیِ شگرف، شعرِ نرمی و شعرِ سادگی و قدرت را خلق کرد. این شعر هم می تواند طنینی تعالی خواه داشته باشد و هم اسرارآمیز، هم اندیشناک باشد و هم بسیار شیطنت آمیز که اغلب همه ی این ها در وحدتی تکرارناشدنی با هم آمیخته می شوند. می گویند که لگام ناپذیری، افراط و تفریطی بودن، ماکسیمالیسم تند، ناامیدی، بی شرمی، خونسردی و خودکوبی از ویژگی های اخلاق روسی است و البته همه ی این ها حقیقت دارد. در پوشکین علاوه بر این ها پدیده ای استثنایی هم می بینند، زیرا نبوغ او چنان که می گویند به مقیاس بی کرانیِ سرزمین روس است و هارمونی اش شعوری استوار و شاد و روشن. گوگول(۴۱) گفته است: «پوشکین چون قاموسی بود که سراسرِ غنا، قدرت و تنوعِ زبان ما را در خود داشت. او بیش از همه، مرزهای زبان ما را گسترد و فراتر از دیگران تمامیِ وسعت آن را بر ما آشکار ساخت. پوشکین پدیده ای حیرت آور و شاید یگانه پدیده ی روح روسی است؛ او مظهرِ کمالِ انسانِ روسی است، انسانی که شاید تنها پس از دویست سال بتواند دیگربار طلوع کند.»

نظرات کاربران درباره کتاب شعر روس

ترجمه ی بسیار عالی آقای آتش برآب و شاعران بزرگ مثل مایاکوفسکی و پوشکین در این کتاب گرد هم درآمدند
در 2 سال پیش توسط محمد علی حسینی فر
بسیار مفید برای آشنایی با شعر روس. سوارکار مفرغی پوشکین رو حتما بخونید
در 1 ماه پیش توسط miss
بسیار مفید برای آشنایی با شعر روس. سوارکار مفرغی پوشکین رو حتما بخونید
در 1 ماه پیش توسط miss