فیدیبو نماینده قانونی نشر نی و بیش از ۶۰۰ ناشر دیگر برای عرضه کتاب الکترونیک و صوتی است .
کتاب جامعه‌شناسی نخبه‌کشی

کتاب جامعه‌شناسی نخبه‌کشی

نسخه الکترونیک کتاب جامعه‌شناسی نخبه‌کشی به همراه هزاران کتاب دیگر از طریق فیدیبو به صورت کاملا قانونی در دسترس است.


فقط قابل استفاده در اپلیکیشن‌های iOS | Android | Windows فیدیبو

با کد تخفیف fdb40 این کتاب را در اولین خریدتان با ۴۰٪ تخفیف یعنی ۷,۹۲۰ تومان دریافت کنید!

درباره کتاب جامعه‌شناسی نخبه‌کشی

آیا تغییر و اصلاح در ساخت و بافت جوامع به دست نخبگان و از بالا انجام می‌شود یا بر اثر تحول در زمینه و بستر اجتماعی و از پایین؟ در دو سدهٔ اخیر برخی از نخبگان سیاسی ایران می‌خواسته‌اند در ساخت و بافت جامعه‌ای که بر صدر آن قرار می‌گرفته‌اند اصلاحاتی بکنند و تغییراتی دهند، گرچه اینان در وجدان تاریخی توفیقاتی به‌دست آوردند و نامشان به نیکی بر صفحهٔ روزگار برجا ماند اما خود قربانی خواست‌ها و بستر نامساعد اجتماعی شدند. نمونهٔ بارز آن میرزاتقی‌خان امیرکبیر است و پیش از او میرزا ابوالقاسم قائم‌مقام و پس از او دکتر محمد مصدق. این سه تن نه در خواست و اراده تنها بودند و نه در نتیجه‌ای که عایدشان شد. در این کتاب عوامل و عوارض درونی و بیرونی و روش‌های بیرون رانده‌شدن اینان از گود بررسی و سعی شده است عوامل و موانع توسعهٔ سیاسی و اجتماعی ایران شناخته شود.

ادامه...
  • ناشر نشر نی
  • تاریخ نشر
  • زبان فارسی
  • حجم فایل 1.61 مگابایت
  • تعداد صفحات ۲۳۸ صفحه
  • شابک

بخشی از کتاب جامعه‌شناسی نخبه‌کشی

شما به آخر نمونه کتاب رسیده‌اید، برای خواندن نسخه کامل، کتاب الکترونیک را خریداری نمایید و سپس با نصب اپلیکیشن فیدیبو آن را مطالعه کنید:


گزارشی کوتاه

واقعیت این است که اگر کسی این نوشته را با این نام به من می داد و می گفت آیا واقعا کاری به صورت روشمند و جامعه شناسانه و درخور اسم برگزیده برای عنوان کتاب انجام شده، می گفتم نه، ولی با کمی گذشت می پذیرفتم. اگر می گفت پس چه کاری انجام شده، می گفتم یک قدم برداشته شده در مسیری مشخص، و نه بیشتر. علوم انسانی به این شکل وارداتی هستند و می باید بومی شوند و برای بومی شدن باید «مسئله» آنها که با آن علم شروع می شود، بومی باشد. نخبگان و شکل گردش آن در جامعه غربی، «مسئله» غربی هاست. غربی ها در جامعه شناسی و هم اقتصاد و هم سیاست و هم زیست شناسی، بحثی درباره چگونگی گردش نخبگان و برآمدن آنها در بخش بالائی جامعه دارند. در واقع تمامی نظریه هایی که به گونه ای به رقابت و ماندن افراد در سیاست و اقتصاد و دیگر زمینه ها ختم می شود به نوعی گزارشی است از واقعیتی که کسانی که قدرت انطباق بیشتری دارند هوش بیشتر و استعداد تواناتری دارند در عرصه سیاست و اقتصاد و فرهنگ... به قلّه جامعه صعود می کنند، و به تعبیری بهترین ها بر بلندا برمی آیند. بحث نخبگان و برآمدن آنها یک مبحث مفصّل در جامعه شناسی دارد. در اینجا نخبگانِ جامعه از بافت اصلی جامعه هستند و همان گونه که خواهید دید آنها هستند که به قلّه جامعه برمی آیند، ولی «نخبگانِ اصلاح» دچار مشکلات بسیار جدّی و اساسی در تمام زمینه ها هستند، و هدف اصلی بررسی این کتاب نیز ضمن بررسی جامعه شناسانه حاکمیت و رفتارهای اجتماعی، بیشتر بررسی عوامل و موانع برآمدن «نخبگانِ اصلاح» و رویه نابودکردن آنها توسط هویت های جمعی ایرانیان است. در نتیجه ما هم مسئله نخبگان داریم ولی نه به شیوه غرب، بلکه، مسئله بومی است، باید ببینیم چگونه برآمدن و فروافتادن آنها انجام می گیرد، که در این کتاب خواهید دید. مثلاً یکی از آنها بلایایی است که «نخبگانِ اصلاح» می باید تحمل کنند، درنتیجه می توانیم «نخبه کشی» را مسئله ای جامعه شناختی محسوب کنیم، و مورد بررسی قرار دهیم. طرحِ خود مسئله مهم است، توفیق در پیشبرد روشمند آن چیز دیگری است.
صمیمانه به خوانندگان عزیز این نوشته عرض می کنم که این کار، کتابی ژرف و فرهنگستانی به معنی دانشگاهی نیست. وقتی که برای آن گذاشته ام و مدارکی که بر آن استناد کرده ام و کتاب های مرجع قابل استفاده، همه و همه شاید درخور این نباشد که این نام برازنده کتاب باشد، کتاب های مرجع قابل استفاده و اسناد مورد استفاده همه به راحتی و غنی تر از آنچه آورده ام می تواند تهیه شود. کاری تاریخی که در شان مورخین است انجام نداده ام، مثلاً آنچه را که در مورد امیرکبیر آورده ام به تمامی از چهار کتابی که در خصوص ایشان نوشته شده است استفاده کردم و کتاب امبیرکبیر و ایران فریدون آدمیت را ماخذ قرار داده ام. همین طور در مورد دیگران. پس این نوشته هرگز ادعایی در کاوش اسنادی و روشن کردن و به دست دادن گوشه های تاریک تاریخ ایران را ندارد. کتاب را برای کتاب خوانهای عمومی و دانشجویان دوره لیسانسِ علاقه مند به مسائل امروز و ریشه های تاریخی آن نوشته ام، البته نگاهی تحلیلی و نو است و شاید برای دیگر علاقه مندان نیز سودمند باشد: یک نگاه و یک کاوش، قرار دادن عدم توفیق اصلاحگران در متن اجتماعی آن، بار سنگین اصلاح را از دوش فرد خاص برداشتن و نهادن آن در متن اجتماعی خود. قدرت سیاسی را نشاندن در بستر اجتماعی و نشان دادن بستری که نه عزم و نه آمادگی برای پیشرفت در زمینه های سیاسی ـ اقتصادی ـ اجتماعی دارد مگر آنچه با فشار تمدن صنعتی بر آن تحمیل می شود. کاویدن پاره ای از مسائل بنیادی، تنها پاره ای در این زمینه، و نشان دادن علل آن تا آنجا که میسر بوده است. نشان دادن پاره ای از عوامل پایین بودن بهره وری نهادمند ایران که دیگر به انگیزه اقتصادی صرف تقویت نخواهد شد، همچنین سابقه تاریخی شکل نگرفتن صنعت و عدم انباشت سرمایه و در عوض توسعه دلالی، نبودن مبانی و مبادی علوم نوین و عدم توفیق نهادمند شدن جدی آنها، نبودن عناصر مقوم نهادهای جامعه مدنی، همه و همه به صورت تاریخی و سریع در ضمن پرداختن به آن بزرگان و ادای دین به آنها.
دست نوشته را به دوستانی دادم خواندند، همگی بر آن بودند که نوعی بینش و نگاه در آن است و مرا به چاپ آن تشویق کردند وگرنه خودم عزم آن را نداشتم، این بدان معنی نیست که گناه را به گردن دیگران بیندازم، بلکه به این معنی است که خودم از آن راضی نبودم. آنچه باعث شد که کتاب را چاپ کنم افزون بر نگرش ویژه به تاریخ ایران، یادآوری و خدمتی هرچند کوچک به بزرگانی است که این کتاب افتخار نام آنها را دارد.
این کتاب را نُه سال پیش به مناسبتی نوشتم که نقطه نظرهای خود را به صورت کتبی به دوستانی ارائه نمایم که تصور می کردند با تغییر یک فرد یا چند نفر و به صورت حاضر و آماده می توان تحولات عظیمی در ساختارهای اقتصادی ـ اجتماعی ـ سیاسی ایران به وجود آورد که خوانندگان خواهند دید که چنین چیزی از تحلیل های این کتاب برنمی آید. اصرار داشتم نشان بدهم که در حیات جمعی سیاسی ـ اقتصادی ـ اجتماعی ایران، هیچ گونه عاملی برای دگرگونی وجود نداشت و هیچ روزنه ای که بتواند اندک نور امیدی بتاباند مبنی بر اینکه این ساختار می توانست به سمت نظام های جدید تمدنی حرکت کند، درنظام های معرفتی و درنظام های غیرمعرفتی گذشته وجود نداشت. به تمامی تلاش داشتم که دید چندعاملی را به جای تک عاملی بنشانم. می خواستم با این فکر که اگر امیرکبیر زنده بود یا اگر علیه مصدق کودتا نمی شد یا اگر فلانی سر کار بیاید چنین و چنان می شود به مبارزه برخیزم و نشان دهم که ساختارهای سیاسی ـ اجتماعی ـ اقتصادی ـ فرهنگی تاب تحمل اصلاحات این بزرگان را نداشتند. می خواستم نشان بدهم که اگر صدبار با استبداد به هر علت گلاویز شویم و آن را تحویل دیگری بدهیم، تا ساختارهای استبدادپرور هستند همچنان به تولید محصول خود خواهند پرداخت و همچنین نکات دیگری که در گزارش خواهید خواند. تلاش کردم هر جا که تجزیه تحلیلی جامعه شناختی به کار می برم در نهایت سادگی باشد. بر اثر همان فضای نوشتن، پاره ای از شناسنامه کتاب های مورد استشهاد (چندتایی) را یادداشت نکردم و بعدها هم نتوانستم به دست آورم. در نتیجه نام مرجع آورده شده و صفحه و شناسنامه کتاب که البته به دو الی سه مورد بیشتر نمی رسد وجود ندارد.
دراین گزارش برای شرح بی توفیقی های این بزرگان (قائم مقام، امیرکبیر و مصدق) و نشان دادن عوامل مختلف آن، به ناچار شرحی نیز از آنچه همزمان آنها در غرب گذشته آورده ام. زیرا آنها، هم زیر فشار تمدن غرب و حریفان خارجی بوده اند و هم تمدن قبیلگی ـ سنتی ما. این بزرگان، هم با دشمنان چیره دست خارجی و داخلی روبه رو بودند و هم می خواستند ایران را به قدرت و قوت آن حریفان برسانند. بیشتر دوستانی که دست نوشته مرا خواندند به دو نکته اشاره کردند. لازم می دانم برای رفع ابهام پاسخ به آن عزیزان را در اینجا بیاورم که برای خوانندگان دیگر، آن دو نکته روشن شود. نخست این که می گفتند طرح مسئله به این شکل، موجب می شود که بعد از خواندن کتاب، حالت یاس به انسان دست بدهد زیرا ابعاد نارسائی ها بسیار گسترده و عمیق مطرح شده است. جواب من این بود که اینهمه برای دادن شناختی است که با واقع انطباق بیشتر داشته باشد و آرمانهای دور از واقع ما را تعدیل کند و شناخت دقیق تر موجب عمل اصلاحی واقع بینانه تر بشود، و ما را هرچند تلخ تر و سخت تر ولی به سرمنزل مقصود که دفع هرچه بیشتر مفاسد است برساند، و ابزار واقعی تری برای ساختن این سرزمین اسلامی به دست بدهد و آن جامعه مطلوب مدنی با شناخت و عمل صحیح به دست می آید ولی با آرمانهای بلند دور از شناخت و عمل صحیح نه.
نکته دوّم اینکه می گفتند، به گونه ای بحث شده است که گویا غرب الگوی بی عیب و نقص و مطلوب است. پاسخ بنده در این جا نیز، مشابه مورد بالا، توجه دادن به شناخت غرب است به عوض لعن و نفرین و... آنچه مسلم است ایرانی ها در عمل الگوهای توسعه علمی، نهادهای مدنی، الگوهای مدیریتی، صنعتی و تقریبا حکومتی و همچنین الگوهای مصرفی و در بسیاری از زمینه ها نوع زیستن غربی ها را پذیرفته اند؛ ولی خوش تر می دارند که در بیان آن ها را تقبیح کنند.
در خاتمه از همه دوستانی که زحمت کشیدند، دست نوشته را خواندند و نکاتی را یادآور شدند تشکر می کنم، چه آنها که تذکرشان را رعایت کردم چه آنهائی که رعایت تذکرشان خارج از توان کنونی من است و در نتیجه مراعات نتوانستم کرد. در پایان از خوانندگان برای به کارگیری این همه واژه های غیرفارسی بخشش می خواهم و اگر بازنویسی کنم آنها را به پارسی برخواهم گرداند.
علی رضاقلی (والا)
۱۳۷۶

نظرات کاربران درباره کتاب جامعه‌شناسی نخبه‌کشی

منهای اینکه کتاب دارای ارزشهای زیادی است ولی مهمترین ویژگی کتاب به نظرم روبرو کردن ما ایرانیها با قسمتی از واقعیتهای غیر قابل انکار خودمان است دوستانی که از گفته شدن حقایق رفتاری و اخلاقی بد و ناجور خودمان ناراحت میشوند حالا چه از روی وطن دوستی یا هر دلیل دیگر باید توجه داشته باشند که تا نقد قاطع و برنده صورت نگیرد امکان اصلاح ناچیز خواهد بود و شاید نقد ناپذیری ما همان حلقه مفقوده مشکلاتمان بوده باشد
در 2 سال پیش توسط tam...rta
بسیار مختصر ‌و مفید ٬ پرده از واقعیاتی برداشته که مورد غفلت عوام قرار می گیرند . من چاپی اش را خواندم و به همه توصیه می کنم .
در 2 سال پیش توسط حسین کتولی
خوانندگانی که به کتاب های با این محتوا علاقه مندند پیشنهاد می کنم کتاب های زیر را نیز مطالعه بفرمایند: ۱- جامعه شناسی خودکامگی از همین نویسنده ۲- جامعه شناسی خودمانی از حسن نراقی ۳- ما چگونه ما شدیم از صادق زیبا کلام ۴- چرا عقب مانده ایم محمد علی ایزدی ۵- چگونه ملت ها شکست می خورند از دارون عجم اوغلو و در خصوص ادبیات داستانی با زمینه مشابه کتاب حاجی بابای اصفهانی از جیمز دموریه و علویه خانم صادق هدایت
در 1 سال پیش توسط افشین عبداله نژاد
این کتاب رو سال 1377 یا 1378 خوندم
در 4 سال پیش توسط س... ج
کتاب تحلیلی ارایه نمیده،البته خود نویسنده هم در مقدمه هشدار داده که این یک کتاب جامعه‌شناسی نمیخواد باشه. اما به هر حال روایت کتاب خیلی احساسیه و حتی قسمتهای خوبش رو هم تحت تاثیر قرار میده. به عقیده نویسنده مشکل عقب‌ماندگی اقتصادی و ساختار سیاسی بسته خود مردم ایران و فرهنگ و روحیه این سرزمینه. این تز بدون هیچ پشتوانه‌ای مطرح شده و در نتیجه خود نویسنده هم در جاهایی سردرگم می‌میونه که این روحیه رو از کی شروع کنه، حمله مغول، حمله اعراب، یا قبل اینها. ایده اصلی کتاب قابل بحث و ارجاعات تاریخی‌اش جالبه. اما ایده مطرح شده ابتر مونده و درست و دقیق طرح و بحث نشده. ضمن اینکه نویسنده متاسفانه کنایات و طنازی‌های بی‌موردی به کار برده که خیلی مواقع به یکپارچگی مطالب آسیب زده.
در 4 سال پیش توسط Ham...deh
ایده خوب بود، ولی در مورد شخصیتها چه مثبت و چه منفی جوگیر بود
در 7 سال پیش توسط Moh...iya
اگر فقط ۶۰ درصد ایرانیها این کتاب رو بخونن و ازش درس بگیرن ایران بهشت میشه
در 5 ماه پیش توسط سهیل جواهری
یکی از بهترین کتابها در مورد رفتار شناسی ما ایرانیها
در 2 سال پیش توسط وحید پرستو کیا
کتاب ِ خوبی بود با چند مشکل ِ کوچولو: که مثلا مختصر تحریفاتی رو درش دیدمو مشکل ِ اصلی که بار ِ عاطفی ِ منفی ِ شدید ِ اون دو تاثیر ِ منفی ِ متفاوت روی خواننده می ذاره که: بعضی وقت ها آدم رو به جای عزم دادن برای اصلاح ناامید می کنه و بعضی جاها هم یه کم به رگ ِ ملی گرایی ِ آدم برمیخوره!! و حتی جذب کردن ِ حرفهای حسابی ش هم مشکل میشه
در 10 سال پیش توسط Ary...Ptb
در این کتاب سخن از این است که ریشه مشکلات کشور را باید از زاویه‌ای دیگر دید. درست است که گاهی نویسنده در کتاب دچار سیاه نمایی در مورد مردم ایران شده است اما به دلیل رویکرد بیدارسازی و تنبهی که نویسنده پیش گرفته است، قابل درک است. خواندن کتاب را به تمامی کسانی که دلشان برای ایران میتپد توصیه میکنم
در 5 سال پیش توسط Gha...jad