عادل فردوسی‌پور - پیگیر اخبار نباشید
Loading

چند لحظه ...
علوم اجتماعیِ نیندیشیدنی

علوم اجتماعیِ نیندیشیدنی
محدودیت‌های پارادایم‌های قرن نوزدهمی

نسخه الکترونیک علوم اجتماعیِ نیندیشیدنی به همراه هزاران کتاب دیگر از طریق اپلیکیشن رایگان فیدیبو در دسترس است. همین حالا دانلود کنید

با کد تخفیف hifidibo این کتاب را در اولین خریدتان با ۵۰٪ تخفیف یعنی ۱۴,۵۰۰ تومان ارزان‌تر بخرید!

درباره علوم اجتماعیِ نیندیشیدنی

نوشتن مقدمه بر کتاب والرشتاین، همچون دیگر کتاب‌ها نیست. او هم سخت می‌نویسد و هم پرمعنا و پرمفهوم. برای فهم سخنانش، باید تاریخ و علوم اجتماعی را فهمید. او مدام به تاریخ و نظریه ارجاع می‌دهد و فرض را بر این می‌گذارد که مخاطبْ همۀ آن‌ها را به ‌صورت پیش‌فرض می‌داند. کتاب حاضر، یکی از اولین کتب والرشتاین است که به فارسی ترجمه می‌شود و در حوزۀ علوم اجتماعیِ تاریخی، اثری بسیار خواندنی است. در این کتاب، او با اتخاذ رویکردی تاریخی -‌‌‌که با ارجاع به فرناند برودل آن را «تاریخ بلند‌مدت» می‌نامد‌- تلاش می‌کند تا ریشه‌های سرمایه‌داری مدرن، ظهور دولت-ملت‌ها، علوم جدید، ایدئولوژی‌ها و جنبش‌های اجتماعی را تحلیل کند. این رویکرد را می‌توان در برخی دیگر از رویکردهای انتقادی و پست‌مدرن نیز مشاهده کرد. اگر نخواهیم والرشتاین را فوکویی بنامیم، باید اعتراف کرد که افکار فوکو و به‌خصوص ایدۀ تبارشناسی او -که البته خود متأثر از نیچه بوده است‌- تأثیر عمیقی بر شیوۀ تفکر والرشتاین گذاشته است. در هیچ ‌کجای این کتاب به فوکو ارجاع داده نشده است، اما ایدۀ تبارشناسی او پیوسته تکرار می‌شود. در واقع، تلاش والرشتاین در این کتاب را می‌توان تبارشناسی نظام سرمایه‌داری مدرن دانست که او تلاش می‌کند خطوط آن را در طول تاریخ مشخص کند. فوکو در تبارشناسی دانش و حقیقت، با پیروی از نیچه به این نکته می‌پردازد که دانش جدید و حقیقت، هیچ‌ کدام ازلی و ابدی نیستند و هردوی آن‌ها و البته نهادها و مفاهیم دیگر، برساخته‌هایی تاریخی‌اند که در تأثیر متقابل با قدرت شکل گرفته‌اند. شیوه‌های خاص تعیّن‌پذیری گونه‌‌های معرفت و روابط قدرتی که انسان‌ها از لابه‌لای آن‌ها تبدیل به موضوع قدرت شده‌اند و در مقام اُبژه‌هایی در دست قدرت، خود را بازشناسی می‌کنند. از سوی ‌دیگر، به ‌نظر وی، دانشْ ایجادکنندۀ قدرت است. به این ‌ترتیب که ابتدا از انسان‌ها موجودات شناسایی می‌سازد و سپس بر همین شناساها مسلط می‌شود. قدرتْ مولدِ دانش است و حقیقت و واقعیت فرد را سوژه می‌سازد و افراد را در دسته‌بندی‌های مختلف «علمی» جای می‌دهد. در این‌جاست که دیکوتومی‌هایی مانند منضبط/بی‌انضباط، بهنجار/نابهنجار، سالم/دیوانه ساخته می‌شوند و همگی آن‌ها تبدیل به «موضوع شناسایی» برای شناخت‌های علمی یا دخالت‌های پلیسی و قضایی می‌شوند. علوم انسانی مدرن، نماد پیوند نامیمون قدرت و دانش است و این قدرت است که در شکل‌گیری و تداوم و بازتولید شاخه‌های مختلف این علوم دخیل بوده است و به ناچار خوانشی از این علوم عرضه کرده است که با منافع خاص خود همراهی داشته باشد و به بازتولید قدرت نیز کمک کند. رفتار انسان در جامعه و حتی خود جامعه باید به ‌صورت یک شیء و پدیدۀ عینی بررسی و مطالعه و از آنْ قوانین فراگیر و تعمیم‌پذیر استخراج شود. علوم انسانی در این‌جا نقش کلیدی ایفا می‌کند، چرا که با اندازه‌گیری و طبقه‌بندی انسان‌ها، می‌توان آن‌ها را موضوع مطالعه قرار داد و در نهایت، آن‌ها را نظارت و ارزیابی و کنترل کرد و در «جامعه‌ای انضباطی» آن‌ها را بهنجار ساخت؛ بنابراین، قدرت و دانش به‌شدت در یک‌دیگر فرو رفته‌اند و مناسبات قدرت، حوزۀ دانش هم‌بسته با خود و رژیم حقیقت مربوط‌ به خود را دارد و مناسبات دانش بدون پیوند با قدرت ناممکن است. در دیرینه‌شناسی دانش، شالودۀ نظری فوکو به ‌صورت مداوم و معنی‌داری در سراسر افکار والرشتاین دربارۀ تبارشناسی دانش انسانیِ مدرن بسط و گسترش یافته است. از نظر والرشتاین، نظام سرمایه‌داریْ نظامی تاریخی است که قرن‌ها دوام آورده و از حالتی به حالت دیگر تغییر شکل داده است، اما ماهیت آن دستخوش هیچ تغییری نشده است. از‌ نظر وی، نظام سرمایه‌داری با خلق و اختراع ابزارهای خاص خود‌ــ ‌که متشکل از علوم ‌انسانی و جنبش‌های اجتماعی و ایدئولوژی‌هاست‌ــ توانسته است ابتدا تغییرات را به ‌صورت روی‌دادی عادی درآورد و سپس آن‌ها را کنترل کند. از این‌رو، علوم انسانی مدرن از نظر او، ساختۀ قدرت نظام سرمایه‌داری مدرن و در خدمت بازتولید نظام سرمایه‌داری است. ابداع این سه ابزار‌ــ که تا به امروز توانسته است هژمونی جهان سرمایه‌داری را در سراسر دنیا بازتولید کند و هیچ ‌کجای جهان را از آثار آن مبرا نسازد‌ــ مرهون یک دگرگونی فکری‌ــ فرهنگی در یک دورۀ خاص تاریخی در سال‌های پس از انقلاب فرانسه است که به منزلۀ شوک بزرگی در راستای تغییر ساختارهای جهانی، به نظام سرمایه‌داری وارد آمد. در نتیجۀ این شوک، بورژوازی به این نتیجه رسید که تلاش برای حفظ اسطوره‌های بنیادین نظام سابق، امکان‌پذیر نیست و باید تغییر را بپذیرد و از آن‌ها استقبال کند. هنر نظام سرمایه‌داری جهانی این بود که این مسئله را به‌خوبی فهمید و با خلق سه نهاد جدید، سعی کرد تا تغییراتی روبنایی در خود ایجاد کند. در این‌جا بود که ایدئولوژی‌های محافظه‌کاری‌ و لیبرالیسم و مارکسیسم جلوه‌گر شدند و علوم اجتماعی مدرن سربرآورد؛ بر همین اساس مسئلۀ پیدایش علوم‌انسانی و علوم اجتماعی، با قدرت‌ــ به‌ معنای اعم آن‌ــ و با امپریالیسم‌ــ به‌ معنای اَخص آن‌ــ پیوندی تنگاتنگ دارد.

ادامه...

مشخصات علوم اجتماعیِ نیندیشیدنی

نظرات کاربران درباره علوم اجتماعیِ نیندیشیدنی