فیدیبو نماینده قانونی انتشارات نظری و بیش از ۶۰۰ ناشر دیگر برای عرضه کتاب الکترونیک و صوتی است .
کتاب ارتباط اداری زنان و مردان

کتاب ارتباط اداری زنان و مردان

نسخه الکترونیک کتاب ارتباط اداری زنان و مردان به همراه هزاران کتاب دیگر از طریق فیدیبو به صورت کاملا قانونی در دسترس است.


فقط قابل استفاده در اپلیکیشن‌های iOS | Android | Windows فیدیبو

با کد تخفیف fdb40 این کتاب را در اولین خریدتان با ۴۰٪ تخفیف یعنی ۳,۰۰۰ تومان دریافت کنید!

درباره کتاب ارتباط اداری زنان و مردان

کتاب حاضر در دو بخش پیش روی خوانندگان فرهیخته قرار دارد: در بخش اول با مطالعه اجمالی، اصول ناظر بر ارتباط اداری زنان و مردان مطرح شده و در بخش دوم، با تأکید مجدد بر بعضی عناوین، فرضیه‌هایی ساخته شده و در انتها با استفاده از آزمون آماری، صحت و سقم فرضیه‌ها پیگیری شده است.

ادامه...

بخشی از کتاب ارتباط اداری زنان و مردان

شما به آخر نمونه کتاب رسیده‌اید، برای خواندن نسخه کامل، کتاب الکترونیک را خریداری نمایید و سپس با نصب اپلیکیشن فیدیبو آن را مطالعه کنید:



فصل اول - کلیات

۱- بیان موضوع

عنوان بخش اول تحقیق، «اصول ناظر بر ارتباط اداری زنان و مردان» است. مردان و زنان در خانواده و محیط اجتماع به صورت های مختلف با یکدیگر ارتباط برقرار می کنند. بر مناسبات خانوادگی مرد و زن اصولی حاکم است که با نوع برقراری ارتباط آنان در جامعه متفاوت می باشد. هم چنین برقراری انواع ارتباط های اجتماعی به محل و شرایط دیگر آن بستگی دارد. مثلاً زن و مرد در اماکن عمومی مانند نماز جمعه، مساجد، پارک ها، اتوبوس، مجامع علمی و تفریحی رفتار ارتباطی متناسب با آن ها را دارند.
در جامعه اداری نیز استمرار ارتباطی، خرده فرهنگ ها، ویژگی های وظیفه ای، روانشناسی محیط و بالاخره قواعد و ارزش هایی که افراداز آن تبعیت می کنند، زمینه های برقراری روابط شغلی زن و مرد را پی می ریزد. این بخش در بررسی جوانب «اداری» روابط اجتماعی مردان و زنان متمرکز است.
براساس اعتقاد به برخی ویژگی های جنسیتی در برقراری ارتباط مرد و زن، زمینه ها و جوانب تاثیر جنسیت در ارتباط اداری در این تحقیق مورد بحث قرار می گیرد.
به حکایت نتایج تحقیقات علمی،(۴) برقراری ارتباط بی ضابطه زنان و مردان در فضاهای اداری، عوارض نامطلوبی به دنبال دارد که برسلامت اخلاقی روابط انسانی و بالمآل کارآئی و اثربخشی سازمانی تاثیر می گذارد. هزینه هایی که برای رفع این عوارض و حفظ تعادل ارتباطی صرف می شود، هم چنین تاثیر جانبی این آشفتگی در بقا و تعالی خانواده ها تدارک سیاست های ارتباطی مناسب را در سازمان ها اجتناب ناپذیر نموده است.
آیین اسلام به پیشگیری، بیش از چاره جویی نظر دارد. به عبارت دیگر ابتدا زمینه هایی را که موجب پدیدآمدن این عوارض می شوند معرفی نموده با افزایش آگاهی عمومی، درصدد است از مواجهه با این مصائب جلوگیری کند.
حفظ ارزش های اسلامی در مناسبات اداری زنان و مردان، هم چنین معرفی افق های متعالی برای هدایت روابط در مسیر نیل به کمال جمعی، منظور اساسی این پژوهش را تشکیل می دهد.

۲- گستره نظری موضوع

الف- جریان ارتباط در عموم موجودات

جهان، سراسر در تکاپو و حرکت است. در صورتی که هر نوع تاثیر موجودی بر موجود دیگر را ناشی از ارتباط بدانیم، اساس هر تغییری را ارتباط بین موجودات تشکیل می دهد. علم شیمی برای بررسی رابطه شیمیایی موجودات پدید آمده است. فیزیک، بیولوژی، اکولوژی، بیونیک و بسیاری از علوم دیگر در صدد دستیابی به رازهای خلقت و استفاده از قوانین آن در پیشرفت تکنولوژی هستند.
می گویند هر حرکت و جنبشی در مجموعه کائنات موثر بوده و دارای عکس العمل است. چنان که قلم دست شما در برابر نوع استفاده ای که از آن می شود بی تفاوت نیست و در صورتی که حرکت آن در جهت بایسته و مطابق قاموس کمال باشد از امدادهای غیبی نصیب می برد. خلاصه آن که هیچ ارتباطی بدون ارزیابی در مسیر هدف نهائی موجودات معنی ندارد. اما باید اذعان کرد که بشر از پی بردن به راز این ارتباطات عاجز است و با وجود پیشرفت های شگرف علمی و فنی، هنوز بسیاری از این رموز بر ما پوشیده مانده مگر به قدری که توانسته باشیم از راهنمای دین که همانا خبر از خالق همه کائنات می رساند پرده از روی اندکی برداریم، زیرا که برای ما امکان دسترسی به جز قلیلی از علوم وجود ندارد.(۵)
انسان نیز در مسیر کمال جسمی و روحی خود با طبیعت، مواد و انسان های دیگر ارتباط برقرار می کند. او برای بقای جسم خود ناگزیر از برقراری ارتباط با انواع مواد و انرژی ها است، هم چنان که برقراری ارتباط با افراد دیگر زمینه رشد اجتماعی او را فراهم می سازد.
به هر حال انواع ارتباط انسانی و غیرانسانی، بخش عمده ای از منش و شخصیت آدمی را ساماندهی می کند.

ب- اهداف برقراری ارتباط

(۱) رفع نیاز

ارتباط برای ایجاد کلیه پیوندهای اجتماعی، انجام کاری با همکاری دیگران یا علیه آنان لازم است. بدون ارتباط به مقدار و کیفیت و میزان کافی، هیچ انگیزش مشترک و پاسخ متقابل، ایجاد تصوراتی با معانی مشترک، دعوت های آگاهانه و آموزشی و انگیزه دار یا عمل هدایت کننده، اختراع، ضبط، جمع آوری و انتقال معلومات، نظم اجتماعی، طرح و بازسازی وجود نخواهد داشت،(۶) زیرا عالم، یگانه و یکپارچه است و مشیت الهی، سیر تکاملی موجودات را در گرو برقراری ارتباط میان آن ها قرار داده است.
از این رو ما در بسیاری از عرصه ها ناگزیر از برقراری ارتباط با موجودات دیگر و انسان ها هستیم اما در نوع ارتباطات و گزینش آن ها اختیار داریم. از آن جا که انسان در بعد اجتماعی وجود خود دارای دوگونه نیاز مادی و معنوی است، به تبع، ارتباطات هر فرد انسانی عموماً به دو دسته تقسیم می شود: ارتباط معنوی و ارتباط مادی.(۷)
انسان مختار است که هدف از برقراری ارتباط های خود را پرورش و توسعه معنوی قرار دهد یا آن که در گسترش ابعاد مادی وجود خود تلاش نماید.
در انجام وظائف اجتماعی، مایه پرورش هر دو بعد فوق وجود دارد. تنظیم ارتباطات سازمانی، راهی برای رشد معنوی انسان هاست. چنان که ضمن تعدیل و رفع نیازهای مادی، به تدریج با رهایی از سلطه این نیازها، آن ها را مقدمه ای برای کمال معنوی و آزادی خود قرار دهند. این موضوع به ویژه در ارتباطات رسمی و هم چنین در روابط غیررسمی سازمانی جاری است.
به تجربه ثابت شده که جامعه به فعالیت اجتماعی مرد و زن – هر دو- نیاز دارد و زنان و مردان، مکمل تلاش های یکدیگر در جهت بهبود شرایط جامعه تلقی می شوند و برای برآوردن نیازهای جمعی، با یکدیگر همکاری می کنند. آنان برای رفع این نیازها به تبادل تجارب و اطلاعات شغلی و تخصصی خود محتاج هستند. لذا نخستین هدف در برقراری ارتباطات دو جانبه مرد و زن، رفع نیاز می باشد. تاسی به این هدف، تمایل برقراری ارتباط را تحت تاثیر قرار می دهد، به نحوی که هر صنف متمایل است در سطح رفع نیازهای برین اجتماعی با صنف دیگر مرتبط شود ضمن آن که نیاز فردی هر یک به کسب تجارب و اطلاعات و ارتقاء معلومات مرتفع می گردد. به عبارت دیگر توزیع استعدادهای متنوع در آحاد جامعه، نیاز افراد به مشارکت اجتماعی را دامن می زند و از قِبَل این ارتباط است که امور جامعه سازمان می یابد

(۲) تجلّی توانائی

بعضی می گویند ارتباط، در فعالیت های گروهی، سازمانی یا هر جامعه ی دیگر بیش از سایر عوامل، اثر و اهمیت دارد.(۸) ارتباط می تواند فرآیند انتقال و درک اطلاعات، عقاید و احساسات از شخصی به شخص دیگر به منظور ایجاد تغییر در دانش ها، نگرش ها یا رفتار آشکار او باشد. شخص برای آن ارتباط برقرار می کند که بر محیط خود اثر گذارد. محیط یک شخص می تواند فیزیکی، روان افراد یگر، مبادله های اجتماعی و اطلاعات مورد نیاز باشد.(۹)
به این ترتیب، هدف عمده دیگر از برقراری ارتباط، تجلّی داشته ها است. هر کس می خواهد آن چه را دارد ابراز نموده و بوسیله ی آن ارتباط برقرار کند. عامل تجلّی مخلوقات، نیازمندی آنان به ساحت مقدس باریتعالی است.
پس به تعبیری می توان گفت که تجلی توانائی موجودات نیز مظهر نیاز آنان به کمال می باشد. رشد ظرفیت های زن و مرد در عرصه ی فعالیت های اجتماعی، شامل به فعل درآمدن استعدادهای فردی و اجتماعی آنان می شود. جامعه باید بتواند با فراهم کردن شرایط لازم، رشد جمعی انسان ها را امکان پذیر سازد.

ج - ارتباط و جنسیت

آیا جنسیت در ارتباط اداری و اجتماعی موثر است؟ ارتباط بین زن و مرد چه تفاوتی با ارتباط هر یک از آن ها با هم جنسان خود دارد؟
آیا طرح موضوع فوق و ادعای تاثیر ارتباطات دو جنس در محیط اشتغال به معنی بها دادن بیش از حد به غریزه جنسی که مهم ترین عامل تمایز و گرایش بین زنان و مردان می باشد، نیست؟ در جوامع کنونی که تساوی حقوق، انسان ها را به سوی ایجاد فرصت ها و امکانات مشابه فرامی خواند آیا طرح این مطلب در جامعه ی ما، تبعیض و احتمالاً حذف قشر عظیمی از زنان را از صحنه اجتماع به دنبال نخواهد داشت؟ بحث درباره ی جوانب پرسش های فوق، محتوای این عنوان را تشکیل می دهد.
زبان، ابزار بیان واقعیت ها است. در واژگان بسیاری از زبان ها وجود زوجیت در اشیاء و انسان ها تایید می شود. هم چنین در زبانی که خداوند برای ارتباط خود با انسان ها برگزیده، نر و مادگی موجودات تصریح گردیده و قرآن کریم، خلقت هر چیز را در دوجنس، مایه تذکر رحمت خداوند یاد می کند.(۱۰)
علمای دین معتقدند که روح انسانی، جنسیت ندارد و طی مراتب کمال روحی، وابسته به جنس نیست. به این لحاظ هویت انسانی زن ومرد یکسان می باشد. اما در امور اجرائی و ساماندهی خانواده و جامعه، تحقق اهداف در دو ظرفیت مختلف تعبیه شده است.(۱۱)
زن و مرد هر یک در مسیر هدایت خود، مکمل یکدیگر بوده و به اشکال متنوعی اهداف خلقت را محقق می گردانند. خانواده یک اجتماع طبیعی است به این معنی که نقش اعضای خانواده و بالمآل حقوق خانوادگی کاملاً به ویژگی های خلقتی آنان متکی است. یعنی مرد و زن و فرزندان متناسب با شرایط خود از حقوق نامتشابهی برخوردارند که آنان را در جهت نیل به کمال خود هدایت می کند. این نقش ها بر جنسیت افراد خانواده منطبق بوده و قراردادها در آن راه ندارد. به همین لحاظ باید این ویژگی ها در تربیت مدنظر مربیان قرار گیرد.
از سوی دیگر ارتباط دو جنس با مواد غذایی و حتی نوع بکارگیری و تولید انرژی های حرارتی و غیره در سنین و شرایط مختلف، متفاوت است. چنانکه در دوران بلوغ، رشد و تعادل قوای جسمی و جنسی در هر صنف، تغذیه ویژه ای را به میزان مخصوص طلب می کند، زیرا نیاز زن ومرد به مواد و انرژی ها متناسب با نقش های طبیعی آنان متفاوت می گردد.
بعضی دانشمندان به این نتیجه رسیده اند که حتی در شرایط مشابه محیط و تغذیه، آثار بیرونی متنوعی در مورد آن ها مشاهده می شود.(۱۲)
در اجتماع بزرگ غیرخانوادگی، نقش های اجتماعی زن و مرد با میزان فعلیت استعدادهای آن ها تعیین می شود یعنی با آن که از نظر حقوق اولیه، همه کس حق دارد از مواهب و امکانات اجتماعی بهره مند شود، اما به میزانی که استعدادهای او با این بهره مندی ها شکوفا شود، می تواند مناصب و مسئولیت های اجتماعی را برعهده گیرد زیرا احاله وظایف اجتماعی براساس لیاقت و صلاحیت انجام می گیرد به این لحاظ احراز مشاغل گوناگون باید مبتنی بر شایستگی ها باشد.(۱۳) تصدی معدودی از مشاغل مانند حکومت، قضاوت و شرکت در صحنه جنگ ابتدایی برای زنان محل بحث دارد،(۱۴) با این وجود به طور عموم در تصدی مشاغل اجتماعی، جنسیت، مدخلیت مستقیم نداشته و به طور غیرمستقیم دخالت می کند.(۱۵) حال این سوال مطرح می شود که آیا در صورت تساوی فرصت ها، در مناسبات اجتماعی و اداری، ویژگی های نسیتی حضور ندارد؟ آیا نقش های سازمانی زن و مرد به طور کامل از نقش های طبیعی آنان منفک است؟ آیا شکل مطلوب ارتباط سازمانی، یک جنسی شدن آن به معنی گرایش رفتار دو جنس به سمت یک جنس و به عبارتی مردانه، شدن زنان یا زنانه شدن رفتار مردن است؟
مطالعه روانشناسی اختلافی زن و مرد و تاثیر آن در ارتباط سازمانی، نشان می دهد که ویژگی های جنسی آنان در دو حیطه عمده حضور دارد. حیطه اول مربوط به فعالیت غریزه جنسی وحیطه دوم مرتبط با حضور خصوصیات هر جنس در نحوه ی انجام وظایف محوله می باشد. البته باید اذعان نماییم که این حیط ها مرز مشخصی با یکدیگر ندارند و تواماً نقش های صنفی – شغلی را سامان می دهند. هم چنان متذکر می شویم که طرح این تمایز به معنی تبعیض یا محدود کردن حوزه ایفای نقش ها نبوده و نباید به نوعی رتبه بندی شغلی میان زنان و مردان منجر شود.
چنان چه گذشت نقش های زن و مرد در خانواده، طبیعی است و لذا نیاز و گرایش آنان به یک دیگر اساس بقای خانواده و نسل های آینده می باشد. ارتقائ مبانی عاطفی و اشباع نیازهای جسمی وروانی مستلزم فعالیت غریزه جنسی وحفظ هماهنگی این غریزه با دیگر غرائز و فطریات انسان است.
تعادل انواع قوای روحی وجسمی انسان اقتضا می کند که ارضاء غرائز جنسی به درون خانواده منحصر شده و محیط اجتماع عاری ازتحریکات شهوانی باشد زیرا آزادی جنسی و تحریکات فراوان عامل بیماری روانی شده و تحریک، بدون مرحله ارضا، محرومیت و اختلالات روحی به همراه دارد.(۱۶) نشانه این عدم تعادل آن است که در مجموعه قوا و استعدادهای انسان، چنان چه غریزه یا استعدادی به طور متمرکز و افراطی بکار گرفته شود، قوای دیگر در جهت جبران این بی تعادلی حرکت کرده و موقعیت بایسته خود را از دست می دهند و قادر نخواهند بود تعادل عمومی فرد را حفظ نمایند. پس بخشی از تعالی انسانی در سازمان ها موکول به حفظ و استمرار تعادل در قوا و استعدادهای آحاد سازمانی و جلوگیری از عواملی است که این تعادل را خدشه دار می سازد. شناخت ویژگی های روانی و شغلی از جمله راه هایی است که هدایت استعدادها را به سمت اهداف بایسته تسهیل می نماید.
انواع تمایزات جنسی زن و مرد در خانواده و اجتماع را می توان در دو دسته جای داد: یک دسته از تفاوت ها، ذاتی و جبلّی است و از زمینه های خلقتی آنان برمی خیزد. دسته دیگر با ویژگی های فرهنگی هر قوم و ملت آمیخته بوده و متاثر از ارزشگذاری های جامع می باشد. موضع اسلام در برابر این دو دسته ویژگی، حفظ و تقویت تمایزات دسته اول و اصلاح و تنظیم تمایزات دسته دوم به نحوی است که مخلّ ویژگی های ثابت دسته اول نباشد. به عبارت دیگر اسلام در نظر دارد که ویژگی های جنسی زن و مرد در محیط جامعه حفظ و تقویت شود و به صورت بایسته از آن استفاده گردد.
ارتباطات اجتماعی و سازمانی یکی از مجراهای تثبیت نقش ها و ویژگی های جنسی مرد و زن می باشد.

د- ملاک ارزیابی ارتباط

مجرای ارتباطی، وسیله ای است که کار انتقال پیام را برعهده دارد. نخستین بحثی که در شناخت و تنظیم مجراهای ارتباطی مطرح می شود این است که آیا ملاک یا معیاری وجود دارد که به واسطه آن بتوان روایی یا ناروایی رفتار ارتباطی خاصی را ارزیابی کرد؟ به عبارت دیگر در درون یک مجموعه ی انسانی آیا هر یک از افراد هرگونه بخواهد می تواند رفتار کند یا آن که ضوابطی برای ارزیابی ارتباطات صحیح از ناصحیح وجود دارد؟
معمولاًً برای ایجاد ارتباط انسانی در سازمان ها قواعدی وجود دارد که بعضی از آن ها مدوّن و قابل انتقال است و بعضی دیگر متناسب با عرف مجموعه خاص، همگانی می شود. ملاک ما برای سنجش رفتار آرمانی، «فعل معروف» است.
«معروف» یعنی امری که انسان با ذوق اجتماعی خود می شناسد و آن را شایسته می داند کار معروف یعنی نیک پیوسته که با راهنمائی خرد و قانون شرع، و فضیلت اخلاقی و آئین ادب مقرون است. نظر به این که شریعت اسلام براساس فطرت و خلقت بنا شده، «معروف» از نظر اسلام کاری است که هرگاه مردم راه فطرت را بپیمایند و از حدود آن تجاوز نکنند آن را می شناسند.(۱۷)
هر ارتباط شامل مجموعه ای از پیام های ارا دی و غیرارادی است. بدیهی است که افراد بر ارسال و دریافت پیام های ارادی خود تسلط بیش تری دارند. معمولاًً شخص بر ارتباط کلامی خود با دیگران، کنترل بیش تری دارد اما در ارتباط غیرکلامی، عناصر غیر ارادی بیش تر وجود دارد به همین دلیل افراد، بیش از آن که به ارتباط غیرکلامی خود آگاهی و کنترل داشته باشند، پیام های غیر کلامی دیگران را دریافت می کنند.(۱۸) زنان و دختران، بهتر از مردان و پسران پیام های غیرکلامی را دریافت می کنند. (۱۹)
انواع مجراهای ارتباطی، گاهی پیام ها را منتقل می کنند و گاهی فراپیام ها را به گیرنده می رسانند. پیام، شامل مقصود روشن و آگاهانه فرستنده است که برای انتقال آن ارتباط برقرار می کند. اما فرا پیام شامل انواع ارتباط است که بصورت آگاهانه یا ناآگاهانه کار ارسال پیام را تسهیل می کند یا در برابر آن مانع ایجاد می نماید. هم چنان که پیام ها می توانند کلامی یا غیرکلامی باشند، فرا پیام ها نیز ممکن است کلامی و یا غیر کلامی باشند. مثلاً درکاربرد استعارات و کنایات کلامی، فرا پیام هایی وجود دارد که بر صورت ظاهری کلام تسلط دارد.(۲۰) هم چنین نگاه نکردن به فرد مقابل، عدم تمایل را برای استمرار ارتباط نشان می دهد. فراپیام ها معمولا در تعیین جهت رفتار ارتباطی موثراند.
اسلام می خواهد انسان ها در ارسال انواع پیام ها و فراپیام های خود حتی الامکان آگاهانه عمل کنند و با انتخاب انواع مجراهای ارتباطی مناسب، رفتار آرمانی را در خود پدید آورده، به یگران نیز منتقل نمایند. ارتباط معروف، ارتباطی است که در آن رفتارهای منطبق بر فطرت پاک انسانی مشهود است و به تدریج موجب اشاعه رفتار آرمانی در محیط اجتماع می گردد.

۳- ارتباط و تحقق رفتار آرمانی

نیل به کمال در اندیشه و رفتار انسانی، تا حد زیادی به تعامل فرد با دنیای اطراف او بستگی دارد.
ارتباطات انسانی یکی از مجاری تبادل تجارب و اطلاعات و ساماندهی شخصیت بوده و منبع معتبری برای گرفتن بازخورد و ارزیابی خود و دیگران به شمار می رود. سازمان اجتماعی برای تحقق اهداف خود ناگزیر از پیش بینی شبکه ارتباطی است، زیرا طراحی صحیح ارتباطات، به ارتقاء شئون اخلاقی و شغلی کمک می کند.
ارتباطات سازمانی - اعم از رسمی وغیررسمی - حائز یک ویژگی عمده است وآن این که از طریق تحول آگاهانه در آن ها می توان رفتار انسانی مطلوب را زمینه سازی کرد و تعامل فرهنگی سازمانی را با اهداف مورد نظر دامن زد.
به عبارت دیگر، ارتباطات سازمانی جایگاه مناسبی برای تحول فرهنگ سازمانی و نیل به رفتار آرمانی به شمار می رود، چنان که از طریق آن می توان رفتارهای تعریف شده ازسوی مکتب را ایجاد کرد ودر پرتو این تحول به افزایش کارآئی انسانی و مادی سازمان رسید.
درنحوه اثر گذاری ارتباط بر رفتار، دو دیدگاه عمده قابل بحث است: در دیدگاه اول که «تغییر نگرش»(۲۱) را بر «تغییررفتار» مقدم می داند، ارتباط باید بتواند «نگرش» را متحول کند تا بالمآل رفتارمبتنی بر آن نگرش، خود به خود صادر شود. دیدگاه دوم مبتنی بر این اصل است که تحقق «رفتارمطلوب»، خود راهی برای ایجاد نگرش تازه است.(۲۲) بر این اساس اگر ما بتوانیم از طریق طراحی صحیح ارتباط، رفتار مطلوب را در فرد ایجاد کنیم، زمینه های تغییر نگرش را در او پدید آورده ایم. اجمالاً از تعاریف ارائه شده از این دو دیدگاه چنین برمی آید که انسان، در دیدگاه اول موجودی است که راساً بر ارتباطات خود تسلط و نظارت دارد و تا زمانی که نگرش او به طور کلی تحول نیابد نمی توان رفتار خاصی را در او درونی کرد. در دیدگاه دوم، تغییر رفتار فرد بدون تاثیر اولیه در نگرش او ممکن بوده و می توان با ایجاد عادت و رفتار مستمر، به تدریج فرد را به تقید در نگرش خاص هدایت کرد. به این ترتیب فرد انسانی، منفعل فرض شده و با توسل به قوانین و ایجاد محدودیت ها، می توان رفتار مورد نظر را در او پدید آورد، هرچند بعید نیست که در این صورت فرد به عملی مغایر با میل و نگرش خود دست بزند.
بحث فوق از نظر دین، به صورت سلسله مراتب کمال شخصیت انسان ها مطرح می شود. به عبارتی انسان ها به دلیل تنوع زمینه های ژنتیکی، هم چنین گوناگونی تعامل محیطی خود، در درجات متعددی از کمال و استقلال شخصیت قرار دارند با آن که همگان بالقوه زمینه نیل به کمال نهائی را دارند، اما به نسبت ظرفیت و میزان برخورداری خود از امکانات و شرایط، در درجات مختلف قرار می گیرند. به این ترتیب در یک جامعه متعارف، انسان ها از جهت تسلط بر شخصیت و رفتار خود و بالمآل ساز و کار پردازش اطلاعات، از درجه انفعال و انعطاف پذیر تا سطح نظارت بر کلیه شئون ذهنی و عملی قرار دارند و تاثیر ارتباط سازمان در هر یک از آن ها متناسب با درجه تاثیرپذیری اجتماعی آنان می باشد. از سوی دیگر میزان تاثیرگذاری مکتبی ازطریق ارتباطات سازمانی، مطلق نبوده و نظر به این که پیشینه های تربیتی افراد متنوع است، نمی توان انتظار داشت که ارتباطات مزبور در کوتاه مدت به صورتی کلی شخصیت آحاد سازمان را متحول نماید.
با این مقدمه معلوم می شود برای ایجاد رفتار آرمانی در افراد سازمان ناگزیر هستیم هردو دیدگاه فوق را مدنظر قرار داده و به طور موازی روش های آن ها را در تحول رفتاری به کار گیریم. به نحوی که از یک سو ضمن تعلیم، تذکر یا نمایش اسوه ها و الگوها مقدمه ایجاد نگرش مطلوب و بالمآل تغییرکلی شخصیت و رفتار را فراهم نمائیم و از سوی دیگر با طراحی و اصلاح انواع ارتباطات انسانی به ایجاد رفتار مطلوب و به دنبال آن تجهیز افراد به نگرش آرمانی مدد رسانیم.
طریقی که در این پروژه پی گرفته می شود، استفاده از هر دو روش برای ایجاد زمینه رفتار مطلوب در کارگزاران زن ومرد مبتنی بر ویژگی های روانشناختی و موقعیت های شغلی دو جنس می باشد. بنظر می رسد در صورتی که مبانی ارتباطی احصاء شده، به دقت در سازمان های مختلف به کار گرفته شود، ضمن فراهم شدن امکان رشد فضائل اخلاقی و کاهش موجبات اشاعه گناه، کارآئی شغلی افزایش یابد.

پیش گفتار

بیش از بیست سال می گذرد از روزهایی که سودای اسلامی شدن فرهنگ های سازمانی را داشتیم. آن روزها، بخشی از بررسی های مرکز مطالعات و پژوهش های اداری، به این مقوله ها معطوف بود، اما پیش از آن که به راهکارها برسد، منحل شد. بعد از آن در معاونت مطالعات مدیریت هم کارهای هدفمندی صورت نگرفت فقط توانستیم در این دوره کوتاه، چند مقاله در همایش های اروپا (EROPA)(۱) ارائه کنیم که «نقش ایدئولوژی و مذهب در امور اداری عمومی، تاثیر فرهنگ در امور اداری عمومی و «جایگاه زنان در امور اداری عمومی»(۲) نمونه هایی از آن بودند.
«جنسیت و ارتباط سازمانی»، عنوان دیگری از این سلسله مقالات بود که مجال ارائه در این همایش ها را پیدا نکرد زیرا ما در موعد مقرر در همایش مجمع عمومی حضور پیدا نکردیم. در آن مقاله سه منشا تفاوت ارتباط سازمانی زن و مرد، در سه لایه سرشتی (Essential)، فرهنگی (Cultural) و ساختاری (Structural) مطرح شده بود.
مطالعات این مقاله، انگیزه ای شد تا شخصاً بررسی مبنای ارتباطات سازمانی را پیگیری کنم و در محدوده تحقیق دوره کارشناسی ارشد، فرضیه های خود را از طریق نظرسنجی همکاران سازمان امور اداری و استخدامی کشور، آزمون نمایم.
کتاب حاضر در دو بخش پیش روی خوانندگان فرهیخته قرار دارد: در بخش اول با مطالعه اجمالی، اصول ناظر بر ارتباط اداری زنان و مردان مطرح شده و در بخش دوم، با تاکید مجدد بر بعضی عناوین، فرضیه هایی ساخته شده و در انتها با استفاده از آزمون آماری، صحت و سقم فرضیه ها پیگیری شده است.
امید است محققان محترم ما را در اصلاح و تکمیل این یافته ها یاری کنند و در راستای جاری شدن موازین آن در سازمان های اداری همکاری نمایند.
در خاتمه از جناب حجت الاسلام و المسلمین آقای دکتر احمد احمدی، ریاست محترم سازمان سمت که متن تحقیق میدانی را مطالعه فرموده و درباره انعکاس مبانی اسلامی آن اعلام نظر فرموده اند سپاسگزارم.

نظرات کاربران درباره کتاب ارتباط اداری زنان و مردان