فیدیبو نماینده قانونی گروه انتشاراتی ققنوس و بیش از ۶۰۰ ناشر دیگر برای عرضه کتاب الکترونیک و صوتی است .
کتاب یائسگی بدون دارو

کتاب یائسگی بدون دارو

نسخه الکترونیک کتاب یائسگی بدون دارو به همراه هزاران کتاب دیگر از طریق فیدیبو به صورت کاملا قانونی در دسترس است.


فقط قابل استفاده در اپلیکیشن‌های iOS | Android | Windows فیدیبو

با کد تخفیف fdb40 این کتاب را در اولین خریدتان با ۴۰٪ تخفیف یعنی ۲,۹۴۰ تومان دریافت کنید!

درباره کتاب یائسگی بدون دارو

این‌ کتاب‌ راهنمای‌ کامل‌ معالجه‌ و پیشگیری‌ از نشانگان‌ یائسگی‌ به‌ روش‌ طبیعی‌ است‌. نویسنده کتاب‌ توضیح‌ می‌دهد که‌ چگونه‌ تغییرات‌ ساده‌ در رژیم‌ غذایی‌ و روش‌ زیستن‌ می‌تواند تأثیرات‌ شگفت‌انگیزی‌ بر جای‌ گذارد. در فصول‌ مختلف‌ کتاب‌ در باره موارد زیر بحث‌ شده‌ است‌: تغییرات‌ جنسی‌، افسردگی‌ و کنار آمدن‌ با استرس‌، کنترل‌ وزن‌، صحیح‌ خوردن‌، زیبایی‌ و مراقبت‌ از خود، اهمیت‌ ورزش‌، پوکی‌ استخوان‌ و.

ادامه...

بخشی از کتاب یائسگی بدون دارو

شما به آخر نمونه کتاب رسیده‌اید، برای خواندن نسخه کامل، کتاب الکترونیک را خریداری نمایید و سپس با نصب اپلیکیشن فیدیبو آن را مطالعه کنید:



مقدمه

از تمام افرادی که درتهیه این کتاب چه از جهت اطلاعات و چه از جهت تفکرات به من کمک کردند تشکر می کنم.
همچنین از افراد زیر بسیار متشکرم:
آنهایی که در توزیع ورقه های سوالاتم برای انجام تحقیقاتم در نوشتن این کتاب به من کمک کردند: پروفسور دیوید استیل و کریس جورج دارای درجه دکترا از موسسه پلی تکنیک کالیفرنیا و مریلین گرانت و پت دوبور از وایتر یمکا(۱)؛
چهار بانویی که موافقت کردند برای این کتاب مصاحبه شوند و درمورد سلامتی زنان به نحو بی نظیری همکاری کردند: باب سومر، ورا براون، شیلا کلاف و مری لین؛
اطبای انگلیسی که وقت باارزششان را برای نشان دادن کلینیک خود و صحبت با من درباره تحقیقاتشان، عقاید و نظراتشان درمورد یائسگی دراختیارم گذاشتند: جان استود، مالکولم وایتهد، دکتر نیک سیدل(۲)، دکتر جان موران و دکتر باربارا اوانز؛
ویراستارانی که در نگارش این کتاب کمک کردند: الیزابت بارتلم(۳)، لیزا کیرک(۴) و جودی سل هورست(۵)؛
طراح و گرافیست برجسته، دانیل نیری؛
تمام کارمندان هانترهاوس که در به وجود آوردن این کتاب سهیم بوده اند؛ پل فریندت، جنیفر ترزینا(۶)، لو کاومن(۷) و بویژه ناشر و دوستم کیران رانا(۸) و بالاخره خانواده ام: رولاند جیل و جویی(۹).

پیشگفتار

در دهه گذشته انقلابی بالقوه در زمینه بیوشیمی بالینی به وقوع پیوست. این انقلاب سبب شد تا ما با اهمیت تغذیه در تندرستی بیشتر آشنا شویم. کتاب یائسگی بدون دارو که هم اکنون در دست دارید، هم گواه و هم نماینده این انقلاب است.
در گذشته، عامل وراثت را در سلامت انسان مهم می دانستیم، حال آنکه در سالهای اخیر شناخت بیشتری نسبت به نقش تنوع تغذیه در تکامل زیست شناسی بدن پیدا کرده ایم.
گرچه ژنهای ما نسبت به بعضی بیماریهای خاص آمادگی دارند، ولی محیط تغذیه و عادتهای روش زیستن ما مخاطره ژنتیک را تعدیل می کنند. در واقع، اهمیت این عوامل در تعیین الگوهای تندرستی در میانسالی و پیری احتمالاً بیشتر از نقش ژنهاست.
بنابراین، من معتقدم که شناخت تغذیه صحیح و اهمیت نقشی که در فرایند سالمند شدن ما دارد برای هر فردی حیاتی است.
یائسگی بدون دارو راهنمای تحقیقیِ جامعی برای سلامتی زنانی است که به دوره یائسگی نزدیک می شوند. این کتاب به آنها برنامه ای را ارائه می دهد که این دوره انتقالی را آسانتر بگذرانند، همچنین درمان تغذیه ای خاصی برای تمام علائم متداول یائسگی پیشنهاد می کند.
خانم دکتر اوجدا(۱۰) درباره خطرات فیزیکی ناشی از یائسگی از قبیل گُر گرفتگی، خشکی مهبل، و پوکی استخوان سخن می گوید. او این مسائل را به زبانی ساده و قابل فهم بیان می کند و راهنماییهای تغذیه ای برای مقابله با آنها یا به حداقل رساندن شرایط پیدایش آنها را ارائه می دهد. جامعه ما، که بر جوانی توجه دارد، باید به چنان رشدی برسد که بفهمد پیری یک بیماری نیست. مشکلاتی که با پیری و یائسگی به وجود می آیند قابل اجتنابند. دکتر اوجدا تاکید خاصی بر لزوم آماده سازی بدن در سنین جوانی دارد تا مشکلات سالمندی به حداقل کاهش یابند. زیرا او مطالعات علمی و بالینی را بدقت ارزیابی کرده و تمام آنچه را که ما معمولاً درباره کمکهای تغذیه ای برای علائم یائسگی می دانیم در یک جا گرد آورده است، و بدین ترتیب تمام اطلاعات ارزشمند در کتاب یائسگی بدون دارو برای زنان وجود دارد.
نگرش نویسنده در اینکه زنان باید در تمام زمینه های فیزیکی، روانی و احساسی به سلامتی خود توجه کنند نیز حائز اهمیت است. کتاب او از بحثهای فیزیکی نیز فراتر می رود و موارد تاثیرات فرهنگی و احساسی همراه با یائسگی را نیز دربرمی گیرد. او با نوشتن درمورد نکاتی مانند خودانگاره، توجه به زیبایی، جنسیت و افسردگی، زنانی را مخاطب می سازد که می خواهند به طور مثبت با تغییرات ناشی از یائسگی مبارزه کنند.
چه بسا هدف مهمتر دکتر اوجدا در نوشتن این کتاب اختیار دادن به زنان برای وارد شدن به یک مرحله جدید، امید دادن به آنها و تامین کنترل بیشتر بر زندگیشان باشد. من معتقدم که یائسگی بدون دارو کتابی است که می تواند به بیشتر زنانی که جویای سلامتی واقعی هستند کمک کند. این کتاب یقینا به تمام زنان کمک خواهد کرد تا با ادراک، اعتماد به نفس و آرامش، خود را برای یائسگی آماده کنند، و حتی با شادمانی منتظر آن باشند.

دکتر جفری اِس ـ بلاند(۱۱)

بخش اول: یائسگی، افسانه و واقعیت

۱.بهترین در پیش است

زنی که می خواهد سالهای ثانوی زندگی اش بهترین باشد باید برای شکل دادن به آینده خود تلاش کند.
دکتر جویس برادرز(۱۲)، بهتر از همیشه
ادراک نادرست منفی
جامعه امروز که اکثریتِ ما در آن رشد کرده ایم، بر محور جوانی بنا شده است. گرچه مجلات و تلویزیون پیوسته بر بدنهای جوان تاکید می ورزند، ولی باید بپذیریم که نیروی زندگی و زیبایی در هر سنی امکانپذیر است. امروزه، تا حدی به خاطر وجود نهضتهای زنان و تا حدی به دلیل افزایش تمایل به داشتن سلامت وآمادگی در هر سنی، این تاکید بر جوانی احتمالاً بتدریج ولی بی گمان در حال تغییر است. تا این اواخر، تصویر یک زن سالمند بانشاط، توانا و آراسته اساسا وجود نداشت. برعکس، جامعه مایل بود او را به شکل مادربزرگ تصویر کند، یعنی بانویی موقر، چاق، بشاش که مطیع و از نظر جنسی خنثی باشد، و زندگی اش بر محور دندانهای عاریه، داروهای ملین و انواع مرهمها و جوراب کلفت گرمکن دور بزند.
یائسگی هرگز یک موضوع مثبت یا شوق انگیز نبوده است. اکثر متون طبی اولیه آن را یک بیماری یا یک پدیده غیرطبیعی پنداشته اند. واژه های بسیار متداول بکار گرفته شده برای بیان آن چنین هستند: سن یائس، کارنکردن غدد درون ریز، سالهای ناخواسته، اختلال زنانه، و زوال زندگی. تعجب آور نیست اگر زنان از چنین به اصطلاح «تغییری» وحشت داشته باشند. چنین تعاریفی می تواند بر نگرش و احساس زن نسبت به یائسگی تاثیر زیادی بگذارد، بویژه اگر اطلاعات او کافی نباشد. بسیاری از واکنشهای جمعی و روانی در برابر یائسگی می تواند مستقیما با این برداشتهای منفی درازمدت مرتبط باشد.
رابرت ویلسون(۱۳)، کتابی نوشته به نام همیشه زنانه که به گمان خودش هوادار جنس مونث است و یکی از فصول آن را «از دست دادن حس زنانگی و از دست دادن سلامت خوب» نامیده است. بنا به توصیف او زن یائسه مثل خواجه ها می شود: غیرقابل تحمل، مخرب، بی کفایت و منطقا در پذیرش موقعیت خود ناتوان. دکتر دیوید روبن(۱۴) نویسنده کتاب مشهور تمام چیزهایی را که همیشه می خواستید درباره سکس بدانید. زنان را به همین سان پست می کند. این آقا تمام جوهر زنانگی را به تخمدانهای زن مربوط می داند، بنابراین وقتی هورمون استروژن زنی اساسا قطع شود، او می تواند به یک مرد تبدیل گردد. بنابه توضیح ایشان البته چنین زنی مرد نیست ولی از نظر وظیفه دیگر یک زن هم نیست. از نظر او زنان یائسه در «دنیای دوجنسی» زندگی می کنند. این سخن یاوه است. همانطور که مردانگی یک مرد با میزان تولید هورمون تستوسترون(۱۵) اندازه گیری نمی شود، میزان زنانگی یک زن نیز به مقدار هورمون استروژن موجود در بدن او بستگی ندارد.
برای بعضی از افراد، یائسگی جسمی ـ یعنی قطع عادت ماهانه و پایان باروری ـ مترادف است با زنی که از نظر احساسی آزار دهنده، هیستریک و متشنج و ناتوان در برخورد با زندگی روزانه باشد. چنین زنی که از نظر جنسی از کارافتاده و بی مصرف است، بر سر اعضای خانواده اش فریاد می کشد، غالبا گریه می کند و نمی تواند حتی تصمیمات ساده ای بگیرد. این فکر یک افسانه است. واقعیت آن است که زنان در دوران یائسگی با بهترین ایام زندگی خود مواجه می شوند.
فکر یائسگی نباید و لزومی هم ندارد که ایجاد نگرانی کند. مطالعه جوامع دیگر نشان می دهد که کلیشه زن غیرمنطقی کلیشه ای جهانی نیست، و عکس العمل منفی ما به فرایندهای عادی فیزیولوژیکی مانند عادت ماهانه و یائسگی منشاء فرهنگی دارد. در کشورهایی که سالمندی موجب حرمت می شود و افراد مسن به خاطر تجربه و خردشان مورد احترام قرار می گیرند، زنان مسن علائم روانی و جسمانی کمتری را بروز می دهند. به طور مثال، گزارش شده است که زنان آفریقای جنوبی، آسیایی و عرب که از به پایان رسیدن سالهای باروری خود خوشحالند برخورد مثبتی نسبت به تغییر زندگی خود داشته اند. جاهایی که مفاهیم از پیش تعریف شده متفاوتند، به نظر می رسد که سالمندی طبیعیتر،کمتر گیج کننده وهمراه با تصورات مثبت است.
حقیقت این است که یائسگی، همانند شروع عادت ماهانه غیرقابل اجتناب و کاملاً طبیعی است. فقط نوع دیگری از تغییر در زندگی است و زندگی مجموعه ای از این تغییرات است. ما فقط بعد از یک سن خاص مسنتر نمی شویم، بلکه این روند بلافاصله بعد از تولد آغاز می شود. اینکه چطور یک زن به آرامی خود را با تغییرات زندگی اش تطبیق دهد به سلامتی کلی او یعنی سلامت جسمی، فکری و روحی اش بستگی دارد.
ضروری است که زنان طرز کار بدنشان را با تمام نوسانات هورمونهای گوناگون آن بشناسند، تا از این طریق از هرگونه ترس، اضطراب و فشار روانی [استرس] بی مورد اجتناب شود. وقت آن رسیده است که جامعه ما توهمات و تصورات ناصحیح از یائسگی را از ذهن بزداید و به جای آن احساس تندرستی را که هر زنی استحقاقش را دارد به عنوان یک اصل بپذیرد.
تلقیات امروزی
من در دوره ای بزرگ شدم که درباره موضوعات زنانه ای مانند عادت ماهانه و یائسگی حتی بین دوستان نزدیک هم آزادانه بحث نمی شد. ما را به این اعتقاد سوق داده بودند که بدنمان مرموزتر از آن است که قابل فهم و بیان باشد. قسمتهایی از آن چنان نادیده گرفته می شدند که گویی اصلاً وجود ندارند. حتی امروزه متاسفانه طرز تلقی دوران کودکیمان، مانع می شود که بسیاری از ما بیاموزیم، بپذیریم و درباره بدنمان، مشکلاتمان و احساساتمان صبحت کنیم.
زمانی که سرگرم جمع آوری اطلاعات برای این کتاب بودم، از اینکه چطور طرز فکرها در مقایسه با دوره جوانی من تغییر کرده است، تعجب کردم. آیا زنان جوانتر از من نیز همان ممنوعیتها و محرمات دوران مرا در مورد جنسیتشان دارند یا تغییر کرده اند؟
تصمیم گرفتم بررسی خودم را در مورد طرز برخورد زنان با یائسگی یا به عبارتی تغییر زندگی تنظیم کنم. محققان و کتابها اندیشه خوبی در این مورد به من دادند؛ اگرچه اندیشه گردآوری دانستنیهای دست اول جذابیت ویژه ای داشت.
این بررسی پرسشهای متعددی را دربرمی گرفت، بعضی از آنها براساس پرسشنامه «انجمن بهداشت زنان بوستون» تنظیم شده بودند و بقیه سوالاتی بودند که خودم می خواستم بپرسم. پرسشنامه من کوچک و برای مطالعه خصوصی از یکصد زن بود، و نمی خواستم این مطالعه به هیچ وجه علمی باشد. پاسخ دهندگان تماما از کالیفرنیای جنوبی و شامل دانشجویان دانشگاه ایالتی پلی تکنیک کالیفرنیا در پومونا(۱۶) و زنان خانه دار و مادران کارگر می شد که در کلاسی ورزشی اسم نوشته بودند. این زنان بسختی می توانند نماینده همه گروههای جامعه محسوب شوند، با این وجود احساس می کنم پاسخ آنها بیانگر طرز برخورد عموم با یائسگی باشد. بررسی بوستون که ده سال قبل توسط یک گروه از نویسندگان کتاب ما و بدنمان انجام شده بود، گرچه زنان زیادی را شامل می شد (۲۰۰۰ نفر) ولی کمتر علمی به نظر می رسید، زیرا به جای نمونه گیری، یک گروه از زنان را انتخاب کرده بود.
پرسش اول این بود که «وقتی کلمه یائسگی را می شنوید درباره آن چه فکر می کنید» و این سوال همانند بررسی بوستون بود. به طور کلی، بررسی کوچک من یافته های آن گروه بزرگ را تایید می کرد. حدود نیمی از زنان پاسخهای حاکی از احساس مثبت و یا طبیعی دادند. جوابهای نوعی از این قبیل بودند: «بخشی از دوره زندگی یک زن است»؛ «یک تجربه طبیعی و خوشحال کننده است»؛ «بالاخره، پایان عادت ماهانه»؛ «یک جریان فیزیولوژیکی که تمام زنان در سالهای میانی زندگی خود از آن عبور می کنند»؛ «هیچ مسئله ای نیست». نیم دیگر کمتر این مسئله را می پذیرفتند: «یائسگی پایان جوانی و بیانگر پیری است»؛ «ایام افسرده کننده ومشکل»؛ «من منتظرش نیستم»؛ «یک تجربه نامطلوب در زندگی یک زن، جایی که هیجانات برای چند سالی سریعا رشد می کنند، بعد همه چیز به عقب سقوط می کند»؛ «یک ایام بسیار ناخوشایند در زندگی یک زن»؛ «زمانی از افسردگی، سرخوردگی و گُر گرفتگیها».
بین بررسی من و بررسی بزرگتر بوستون چند تفاوت جالب وجود دارد. بررسی بوستون نشان داد که زنان جوانتر عموما نسبت به یائسگی منفیتر و خشمناکتر بودند، درحالی که زنان مسنتر واقع بینی بیشتری داشتند. نویسندگان این بررسی معتقدند که این احتمالاً حاکی از آن است که زنان جوانتر به طریقی می باید تصویر بدی از یائسگی را تجربه کرده باشند. از آن گذشته، آنها نظر می دهند که احتمالاً زنان سالمندی که در نمونه گیری آنها مورد بحث اند، معرّف گروهی از زنان کاملاً فعال هستند (دوسوم از آنها درطی زمان یائسگی و یا بعد از آن در خارج از منزل دارای شغل بودند) که عموما تصویر مثبتی از خود داشتند.
در بررسی من، تناسب بین زنان شرکت کننده مسن و جوان با طرز تفکر مثبت تقریبا یکسان است. زنان جوان شرکت کننده در بررسی من احتمالاً به این دلیل طرز تفکر مثبت داشتند که کلاسهای مربوطه را گذرانده بودند، در نتیجه درباره مرحله روانی یائسگی نسبتا آگاهی داشتند. اگر آنها قبل از شرکت در کلاس از این موضوع می ترسیدند و یا تصویر منفی داشتند، دیدگاه آنها احتمالاً بعد از پایان سه ماه شرکت در کلاس تغییر می کرد. این وضعیت دال بر این نکته است که افزودن دانش به از بین بردن ترس واضطراب کمک می کند.
در بررسی من، یک سوال این بود که «آیا به خاطر می آورید تجربه مادر، خاله و دوست شما وقتی یائسه شد چه بوده است؟» تعداد خیلی کمی پاسخ داده اند که به خاطر می آورند مادرشان یا بستگانشان تغییری را تجربه می کردند یا حتی در این مورد به بحث می پرداختند. این مرا متعجب نکرد. همان طور که قبلاً اشاره کردم، هنگامی که من درحال رشد بودم، هر موضوع جزئی مربوط به جنسیت حتی اگر هم بحث می شد کاملاً مخفیانه بود. اگر زنان از یائسگی ناراحت بودند آن را در سکوت تحمل می کردند.
موضوع احتمالی افزایش وزن تقریبا ذهن تمام افراد شرکت کننده در بررسی مرا مشغول می کرد. تعجب آور آنکه، بعضی باور نمی کردند که افزایش وزن غیرقابل اجتناب باشد. بعضی از زنان، بویژه آنهایی که مرتب ورزش می کردند، این احساس را داشتند که افزایش یا عدم افزایش وزن در زمان یائسگی یک پدیده قابل کنترل است. برای عدم پذیرش تقدیر به عنوان یک بهانه برای اضافه وزن در دوران یائسگی، این زنان سعی خواهند کرد که تعدیلات لازم را به عمل آورند تا اندام قبل از یائسگی خود را حفظ کنند.
به نظر نمی آمد که به طور کلی تغییر ظاهری فکر اکثریت پاسخ دهندگان را آن طور که اضافه وزن به خود مشغول می کرد جلب کند. همه اتفاق نظر داشتند که چین و چروک، تغییر رنگ مو و نسج پوست، لکه های مربوط به سن و غیره از لحاظ ژنتیکی یا وراثت، تعیین شده و غیرقابل اجتناب هستند. کارهایی از قبیل جراحی پلاستیک، و مواد آرایشی همیشه قابل استفاده هستند تا علائم افزایش سن و پیری را به حداقل برسانند. بعضی از زنان اصلاً درباره چین وچروک و مسائلی از این قبیل ناراحت نبودند و از نظر آنها تغییرات مربوط به سن موضوع مهمی نبود. در هر حال من خوشحال بودم که متوجه شدم اکثریت زنان احساس «کمبود زنانگی بعد از یائسگی» نمی کردند.
کمی بیش از نصف پاسخ دهندگان در بررسی من اظهار داشتند که تحت هیچ شرایطی هورمون نمی پذیرند، بقیه بین جوابهای «ممکن است» و «آری»، «اگر دکتر تجویز کند»، تقسیم می شدند، احتیاج به درمان از طریق هورمون باید براساس فردی ارزیابی شود. من فقط می خواهم پیشنهاد کنم که زنان آگاهیشان درباره مضار و منافع هورمون درمانی را قبل از تصمیم گیری در قبول یا رد آن کاملاً بالا ببرند. نهایتا، تصمیم را باید خود زن براساس تحقیقات خودش، توصیه پزشکش و بالاتر از همه ادراک عمومی خویش بگیرد.
سالهای دومین بخت
زنان در ایام یائسگی می توانند با بهترین ایام زندگی خود مواجه شوند. طول عمر زن امروزی به طور معمول ۷۸ سال است، و دانشمندان پیش بینی می کنند که این رقم بزودی به ۸۰ سال افزایش خواهد یافت. حتی هیئت محافظه کار خدمات پزشکی در انجمن پزشکان آمریکایی جسورانه ادعا می کنند که اگر هوشمندانه زندگی کنیم قادریم حتی ۹۰ الی ۱۰۰ سال هم زنده باشیم. این بدین معنی است که تا بیست سال آینده یک زن به طور متوسط می تواند به همان اندازه سالهای قبل از یائسگی، بعد از یائسگی نیز زندگی کند. لازم است بالارفتن کیفیت این سالها را نیز درنظر بگیریم. تصور کنید که اگر یک زن نیمه اول یا ثلث زندگی اش را صرف پرورش خانواده اش کرده باشد، هنوز وقت دارد که برای ادامه تحصیل به دانشگاه برگردد، یک حرفه جدید را شروع کند، به مسافرت پردازد، داستان مهمی بنویسد، فرانسه یاد بگیرد و یا از کوه اورست بالا برود. ما نباید هدفهای زندگیمان را به یک حرفه یا یک راه محدود کنیم. وقتی از نظر فکری و جسمی آماده شدیم تا هدفهای خود را به مرحله عمل و تجربه درآوریم، آن گاه حق انتخاب ما بالا می رود.
ما نباید تاثیر احساسی را که یائسگی بر روی بسیاری از زنان دارد ناچیز بشماریم. هلن دویچ(۱۷)، روان شناس، تجربه روانی یائسگی را مهمترین ایام کوشش یک زن می داند، و جوانیتا ویلیامز(۱۸) تائید می کند: «اگرچه یائسگی علائم پایان باروری یک زن است، اما معنای نمادین آن حکایت از اهمیتی دارد که ماورای تعریف زیست شناختی (بیولوژیکی) آن است.»
ما همگی احتیاج داریم که تداعی فرهنگی و نظامهای اعتقادی خود را درباره یائسگی مورد بررسی قرار دهیم و ببینیم آیا براساس واقعیات پی ریزی شده اند یا بر استدلالهای غلط. مطالب فهرست شده در زیر، پاسخ من به بسیاری تصورات غلط درباره یائسگی است. احساس شما درمورد آنها چیست؟

* یائسگی شروع یک پایان نیست.
* بعد از یائسگی سریعا سالمند نخواهید شد.
* چاق شدن، افسرده شدن یا قیافه خود را از دست دادن به دلیل یائسگی، امری الزامی نیست.
* باروری یا نیروی تولیدمثل مترادف با زنانگی نیست.
* علاقه تان را به روابط جنسی به دلیل کاهش هورمون استروژن از دست نمی دهید.
* مصرف استروژن شمارا برای همیشه جوان نگاه نمی دارد.
* احساس شما در ایام یائسگی همانقدر معتبر هستند که در سایر ایام عمر شما.
* یائسگی یک راز نیست بلکه پدیده ای قابل فهم است.
* برای تقریبا تمام آثار یائسگی درمانهای طبیعی وجود دارد.
* کاملاً امکانپذیر است که با آماده سازی جسمی و روحی، تاثیرات جسمی و روانی یائسگی را تسکین داد.
* مجبور نیستید که در سکوت زجر بکشید. در حقیقت، شما به هیچ وجه نباید زجر بکشید.
انواع شخصیت و واکنشها دربرابر یائسگی
ظاهرا زنان بسته به شخصیت خود، علائم متفاوتی نسبت به یائسگی بروز می دهند. گرچه اثبات آن قطعی نیست، من احساس می کنم که می شود بر ارزش این آگاهی صحه گذاشت، زیرا از این طریق می توان به زنان زیادی کمک کرد.
محققان متوجه شده اند که بعضی از انواع شخصیتی بسیار مشکلتر خودشان را با تغییرات دوران یائسگی وقف می دهند. شلدون شری(۱۹) متخصص زنان متوجه شده است زنانی که گذشته آنها حاکی از مشکلات احساسی است دوران سخت تری در ایام یائسگی خواهند داشت. این شامل زنانی می شود که مشکلات جنسی مزمنی داشته اند، زنان نابالغی که تمایلات خودپرستی دارند، زنانی که جذابیت عاشقانه تنها خصیصه بارز شخصی آنهاست، زنان بدون فرزند که با از دست دادن توان باروری خود مواجه اند، و زنان ازدواج کرده ای که احساس می کنند سالهای معنی دار زندگی آنها رو به پایان است.
صاحب نظران چندی مشاهده کرده اند که چگونگی واکنش روحی زنان نسبت به این تغییرات معمولاً بیانگر این است که آنها چطور خودشان را به عنوان زن می بینند. براساس اظهارات دکتر باربارا اوانز(۲۰) پزشک انگلیسی، از همه زخم پذیرتر، زنانی هستند که طی سالها موجودیت زنانگی خود را با کارکرد جسمانی ـ عادت ماهانه، حاملگی و مادری ـ تعریف کرده بودند. برای آنها، یائسگی نشانگر پایان هویت زنانه است؛ و با یائسگی علت وجودیشان از بین می رود. از برخی جنبه ها این قابل مقایسه با شوکی است که بعضی از مردان به دلیل بازنشستگی آن را تجربه کرده اند.
بعد گروه دیگری از زنان هستند که تمام آرزوها، استعدادها و رشد فردی خود را در وجود فرزندانشان و کمالات آنها غرق کرده اند. پس تعجب آور نیست، وقتی بچه ها خانه را ترک می کنند، این گروه از زنان زیر فشار روحی دردآوری، شبیه کسانی که عزیزی را از دست داده اند، قرار می گیرند. اینها جزء اصلی هویت خود را به عنوان یک زن و به عنوان یک عضو موثر جامعه از دست داده اند. این حالت را «نشانه پوچی» نامیده اند که غالبا به افسردگی می انجامد. زن میانسال باید به دنبال هویت جدیدی برای داشتن رابطه با فرزندان بالغش باشد.
هرقدر یک زن از میانسال شدنش بترسد یا آن را بپذیرد بر این دوره تحول تاثیر می گذارد. واقعیت مسن شدن باید زمانی در زندگی ما پذیرفته شود. غالبا این زمان مصادف با یائسگی است و یا با آن ظاهر می شود. اگر فکر پیرشدن همراه با کاهش جذابیت و مفید بودن، شما را می ترساند، مایلم کتابی را به شما معرفی کنم که آن را الهام بخش می دانم. کایلان پیک فورد(۲۱) در کتاب همیشه یک زن، تاکید می کند که تمام دوره های زندگی زیباست. هیچ بخشی بهتر نیست و نباید با دوره دیگر مقایسه شود. او می گوید هر دوره ای کاملاً متفاوت و استثنایی است، و می افزاید «همان طور که مرحله پیدایش در زندگی می تواند زیبا باشد (مثل غنچه گل)، مرحله کامل شدن نیز زیباست. (مثل گل کاملاً شکفته).»
بررسی نشان می دهد زنانی که یائسگی را به عنوان یک حالت طبیعی از زندگی می پذیرند، بی دردسرتر از آن می گذرند. برای آنها این دوره تحول نسبتا ساده تر، بی حادثه و بی آثار و علائم است. از آن گذشته گزارش شده است زنانی که به دلیل مهارتهای تحصیلی حق انتخابهای متعددی در اختیار دارند تغییرات را نسبتا راحت تر می پذیرند. مطالعات متعددی نشان می دهد که زنان با دلبستگیهای حرفه ای، عقلانی، قدرت خلاقیت و مسئولیتهای پرکشمکش، ایام یائسگی را راحت تر می گذرانند. دقیقا مشخص نیست چرا زنان فعال دردهای جسمی و روحی را درمقایسه با خواهران خانه دار خود کمتر احساس می کنند، اما نظریه هایی در این مورد وجود دارد که این زنان وقت کمتری را صرف توجه به علائم جسمانی خود می کنند، عموما درباره جزییات روحی یائسگی دانا هستند و بدن خودشان را می شناسند و درنتیجه اعتماد به نفس بیشتری دارند. نمی توان به طور قطع گفت که علائم بخصوصی در دوره یائسگی یک زن به نوع شخصیت و یا احساسش نسبت به خود مربوط است شیمی بدن آن قدرها هم ساده نیست. ترسیم خطوط مشخص سیاه و سفید از مراحل روانی یائسگی، کاملاً گمراه کننده است. هر زنی ساختار شیمیایی، استعداد ژنتیکی و تعادل هورمونی خاص خود را دارد. حتی یک زن بسیار مطمئن، خوشحال و معتدل می تواند در ایام یائسگی نشانگان هیجان آمیز داشته باشد. هیچ کس نمی تواند بگوید که زنان خاصی چطور در مقابل یائسگی عکس العمل نشان می دهند.
خلق یک تصویر مثبت
چگونگی اندیشه و اعتقاد ما نه تنها تعیین کننده تصمیمات روزانه ماست بلکه کل جهت زندگی ما را نیز بنا می گذارد. ناپلئون هیل(۲۲) و دبلیو. کلمنت استون(۲۳) نویسندگان کتاب پرفروش موفقیت از طریق طرز برخورد فکری مثبت می گویند تلقیات یا طرز برخوردها، آینده ما را شکل می دهند. این یک قانون جهانی است. ما افکار و تلقیات ذهنی خود را، صرفنظر از اینکه کجا باشیم، از طریق واقعیت جسمانی خود بروز می دهیم.
طرز تلقی ما از یائسگی می تواند از فرهنگ و محیط خانوادگیمان سرچشمه گرفته باشد، اما اینها اموری غیرقابل تغییر نیستند. اگر عقاید ما ضد و نقیض باشند، می توانیم ترس و اضطراباتی را که تحمل می کنیم درک کنیم و برخوردی آگاهانه با آنها داشته باشیم. بدین ترتیب می توانیم موانع زندگیمان را از سر راه برداریم.
چه ۵۰ ساله باشید چه ۲۰ ساله، نظام اعتقادی و طرز برخورد کلی خود را مورد ارزیابی قرار دهید اگرچه این امر آن طور که به نظر می رسد ساده نیست. اگر احساس کنید که ارزش شما فقط برای برآوردن خواسته های شوهر و فرزندانتان است، افراد کمی ارزش واقعی شما را درک خواهند کرد. اگر فکر می کنید که برای زیبا بودن باید جوان بود، سالهای پختگی شما با شادمانی کمی همراه خواهد بود. اگر متقاعد شده اید که کیفیت زندگی شما در ۵۰ یا ۶۰ و یا ۷۰ سالگی محو می شود پس یقینا اینطور خواهد شد. اگر تصور می کنید که سلامت شما، ظاهر شما، بدنتان و مغزتان با یائسگی نابود می شود پس احتمالاً چنین خواهد شد.
ما زنان اکثرا در پوشیده داشتن افکار درونیمان متخصص هستیم. طی سالها یاد گرفته ایم که چطور قیافه خوشحال به خودمان بگیریم، ظاهر خودمان را حفظ کنیم و وانمود کنیم که همه چیز عالی است درحالی که روح و جسممان درسکوت عکس آن را فریاد می زند.
ما خیلی سعی می کنیم که بچه ها، والدین، دوستان و همسایگانمان را راضی کنیم، آن کسی باشیم که آنها دوست دارند، درنتیجه، خود بودن و باورهایمان را از دست می دهیم. سعی می کنیم آن چیزی باشیم که دیگران می خواهند، در نتیجه کار به این ختم می شود که برای خودمان چیزی نباشیم. همه جا آثار سنتهای قدیمی، ترسهای مطلق و باورهای عاریه گرفته شده را با خود حمل می کنیم، قول می دهیم که یک روزی وقتی زندگی کمتر آزاردهنده شد همه چیز را به نظم درخواهیم آورد؛ و بدین ترتیب تماس با درونمان را از دست می دهیم.
بسیاری از نویسندگان درباره یائسگی و مرحله میانسالی گفته اند که این دوره مناسبی است برای اینکه یک فرد خودش را دوباره کشف کند، هدفهای جدیدی را نشانه بگیرد و ارزشهایش را ارزیابی مجدد کند. به عقیده من، تغییرات هورمونی آن قدر هستند که می شود با آن کنار آمد و سوالات هویت می تواند جای بعدی را بگیرد. در هر حال، باید نه فقط زمانی که به مرحله تحولات فیزیولوژیکی رسیدیم، بلکه مرتبا حقیقت زندگیمان را امتحان کنیم.
در فصول بعدی، درباره زمینه های یائسگی و سالخوردگی و نیز چگونگی شناخت بدن و روبه رو شدن با تغییرات آن، بحث خواهم کرد. قدم اول آن است که زندگیمان را در اختیار خود بگیریم. به شما خواهم گفت که چطور خود را آماده کنید، چطور با آن کنار بیایید و حتی چطور بعضی از مشکلات را از پیش پای بردارید و چطور از آن چیزی که طبیعت به شما داده است حداکثر بهره را بگیرید. پس از آن بقیه خیلی ساده خواهد بود.

این کتاب ترجمه ای است از:
Menopause without Medicine
Linda Ojeda, Ph.D.
Hunter House, 1992
Translated into Persian by Parivash Akhavan

به همسرم، رولاند

نظرات کاربران درباره کتاب یائسگی بدون دارو