فیدیبو نماینده قانونی نشر ترخون و بیش از ۶۰۰ ناشر دیگر برای عرضه کتاب الکترونیک و صوتی است .
کتاب عدالت فضایی و کیفیت زندگی برای سالمندان

کتاب عدالت فضایی و کیفیت زندگی برای سالمندان

نسخه الکترونیک کتاب عدالت فضایی و کیفیت زندگی برای سالمندان به همراه هزاران کتاب دیگر از طریق فیدیبو به صورت کاملا قانونی در دسترس است.


فقط قابل استفاده در اپلیکیشن‌های iOS | Android | Windows فیدیبو

با کد تخفیف fdb40 این کتاب را در اولین خریدتان با ۴۰٪ تخفیف یعنی ۹,۰۰۰ تومان دریافت کنید!

درباره کتاب عدالت فضایی و کیفیت زندگی برای سالمندان

سالمندی به عنوان یکی از دوران زندگی بشر، مرحله های مهم و اثرگذار در زندگی فردی، خانوادگی و اجتماعی یک ملت می باشد. تبیین جایگاه سالمندان یکی از مهمترین عوامل در برنامه ریزی های کشوری است. افراد سالمند، علاوه بر تغییرات بیولوژیکی و فیزیولوژیکی که در بدن رخ میدهد، با رویدادهای مهم زندگی از قبیل بازنشستگی، مرگ دوستان و اعضای خانواده، رفتن به خانه جدید و عقب نشینی از فعالیت های اجتماعی و تغییراتی در روابط اجتماعی و وضعیت مالی مواجه می شوند. با این حال، می توان گفت: در اثر بهبود شرایط پزشکی و بهداشتی، میزان طول عمر افراد سالمند نیز تدریجاً افزایش یافته است.

ادامه...
  • ناشر نشر ترخون
  • تاریخ نشر
  • زبان فارسی
  • حجم فایل 1.25 مگابایت
  • تعداد صفحات ۱۴۷ صفحه
  • شابک

بخشی از کتاب عدالت فضایی و کیفیت زندگی برای سالمندان

شما به آخر نمونه کتاب رسیده‌اید، برای خواندن نسخه کامل، کتاب الکترونیک را خریداری نمایید و سپس با نصب اپلیکیشن فیدیبو آن را مطالعه کنید:



معنا و مفهوم عدالت

عدالت در لغت به معنای دادکردن، دادگر بودن، انصاف داشتن، دادگری و عدالت اجتماعی عدالتی است که همه افراد جامعه از آن برخوردار باشند
درباره مفهوم عدالت دیدگاه ها مختلف بوده و نظریات متفاوتی مطرح می گردد (علیخانی، ۱۳۸۴)
  • عدالت همانند سایر مفاهیم اخلاقی و متافیزیکی فاقد معنا بوده و مهمل می باشد و تنها بیان گر احساسات انسانی است و گاهی نیز برای برانگیختن احساسات استعمال می شود مانند ناله و فغان انسان مصیبت دیده که فاقد معنا بوده و احساسات انسانی را نمایش می دهد همان طور که زرد شدن چهره انسان ترس او را بیان می کند، با این تفاوت که در مفاهیم اخلاقی، قالب عرضه احساسات را خود انسان تعیین می کند و گاهی اوقات هم برای تحریک دیگران و برانگیختن آنها دست به چنین کاری می زند.
  • عدالت لفظی است دارای معنا و مفهوم که حکایت از تمایلات و عواطف خاص می کند یعنی تناسبی در بین دسته ای از افعال با خواسته های انسان وجود دارد که موجب می شود آن افعال را عادلانه بنامیم. بر طبق این دیدگاه موضوع عدالت فعل یا اشیاء خارجی نخواهد بود بلکه موضوع آن نفس حالات و کیفیات نفسانی متکلم می باشد. (نجفی، ۱۳۹۲)
  • عدالت یک صفت عینی خارجی است و دارای ما بازای خارجی می باشد، درحالی که ما به ازای عدالت دیدنی و شنیدنی نیست بلکه تعقل کردنی است و بواسطه عقل می توان آن را درک نمود. پس عدالت خصوصیتی را به اشیاء یا افعال نسبت می دهد که هیچ صفت دیگری نمی تواند جانشین آن شود.
  • مفهوم عدالت دارای مصداق خارجی نیست و فقط موصوف خارجی دارد؛ یعنی عقل صرف نظر از رابطه ای که اشیاء یا شخص مدرک و تمایلات او دارد به کندوکاو و مقایسه اشیاء با یکدیگر می پردازد و با توجه به این مقایسه و ارتباطی که آنها با یکدیگر دارند مفهوم عدل را بدست می آورد.
  • عدالت یک امر قراردادی محض است که نه مصداق عینی دارد و نه تمایل تکوینی انسان به آن تعلق می گیرد، مثل مالکیت بلکه امری است قراردادی؛ بر طبق این دیدگاه مفهوم عدالت مبتنی بر آراء عقلاء می باشد.

مفهوم عدالت در اندیشه مدرن

زیربنایی ترین عنصر فلسفی آزادی در اندیشه مدرن، مساله «فردیت» است. «فردیت» عنصر هستی شناختی مدرنیته است یعنی تنها چیزی که وجود دارد و جزو هست ها به حساب می آید یا لااقل وجودش اصیل است، فرد انسان است و مابقی از جامعه تا حکومت و... همگی امری غیر اصیل و به تعبیر خود آنها امری قراردادی و جعلی است.(ماهرویی، ۱۳۸۱)
فردیت در اندیشه مدرن تنها محدود به اصالت فرد در برابر جامعه و حکومت و هر نوع نظم و نظام اجتماعی و سیاسی و اقتصادی نیست، بلکه به لحاظ معرفت شناسانه بر ردّ و نفی هر نوع مرجعیت معرفتی و فکری و ارزشی و اخلاقی بیرون از فرد نیز تکیه اساسی دارد و این تنها فرد و تمایلات دلبخواهانه فرد است که غایات و مناسبات اخلاقی آن را می سازد. آزادی در اندیشه مدرن بر چنین پیش فرض های «هستی شناختی» و «معرفت شناسانه ای» متکی است.
اندیشمندان مدرن برابری حقوقی همه انسان ها را صرف نظر از تعلق نژادی، قومی، طبقاتی و غیره را مفروض می گرفتند. در رویکرد جدید نیز می توان برداشت های زیر از عدالت را پی­گرفت:
عدالت اجتماعی به مثابه مساوات و برابری تلقی برابرگرایانه و مساوات طلبانه خاص دوان مدرنیته است متجددان برخلاف قدما اصل را برابری طبیعی همه انسان ها قرار دارند و تفاوت های ظاهری و نژاد و قوم و قبیله و تعلقات اجتماعی، طبقه، گروه، صنف را ذیربط به بحث عدالت ندانستند و به طورکلی تصور سلسله مراتبی و ارگانیک از جامعه را رد کردند. از منظر اندشیمندان مدرن همه انسان ها از یک سلسه حقوق طبیعی یا فطری مانند حق حیات، حق مالکیت، حق آزادی و شیوه زندگی و غیره برخوردارند. که حتی مقدم بر ورود آنها به جامعه است،

مفهوم عدالت اجتماعی

مفهوم عدالت اجتماعی اصولاً آن قدر فراگیر نیست که بتوان در قالب آن در مورد رفاه یک اجتماع داوری کرد. عدالت را اساساً میتوان به عنوان اصلی در نظر گرفت که برای حل و فصل دعاوی متضاد به وجود آمده است. عدالت اجتماعی نیز در واقع کاربرد این اصول خاص است.در جهت رسیدن تمامی ساکنان شهرها به نیازهایشان به صورت یکسان، مبحث عدالت اجتماعی در فضای شهری به وجود میآید که بی توجهی به آن تبعات بسیار ناگواری، همچون حاشیه نشینی و تراکم ۲ بیش از حد یک منطقه، توسعه یک جانبه شهرها، خالی از سکنه شدن برخی از محدودههای شهری، بورس بازی زمین و دهها مسئله و مشکل دیگر را در پی خواهد داشت. بنابراین، شناسایی آثار مقوله عدالت اجتماعی جزء اساسی مطالعات شهری محسوب شده و شهر زمانی شهر انسانی میشود که عدالت اجتماعی همه زوایای آن را بپوشاند (رحیمی & نقی زاده، ۱۳۹۵)

عدالت اجتماعی در شهر

توجه به عدالت اجتماعی تا اندازهای در شهرها حائز اهمیت است که در هر یک از شاخصهای تعیین کننده شهرهای سالم، بستر مطالعات و نقش کلیدی را ایفا میان مناطق و نواحی، یکی از مهمترین عوامل جلوگیری از نابرابریها و شکاف توسعه و توزیع فضایی میکند.توزیع مناسب و بهینه امکانات اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی و بهداشتی در مناسب جمعیت در پهنه سرزمین است. در مباحث علمی توجه به اصل توزیع عادلانه امکانات و زیرساختها در بحث از توسعه متوازن برجسته شده است. در بسیاری از کشورهای در حال توسعه، رشد سریع و نامتوازن موجب تشدید پراکندگیهای منطقهای و سطح توسعه نیافتگی بخشهای مختلف جامعه شده است. در فرایند توسعه نامتوازن، مراکز رشد محدودی در جوار بخشها و نواحی وسیع عقب مانده به وجود میآیند که به دلیل تفاوتهای آن با سطح فنآوری و تخصص بومی، فاقد اثر انتشار لازم بوده و عملاً فرایند نامتوازن توسعه دایماً بازتولید میشود. مطالعات فراوان نشان میدهند که عدم توجه به اصول توسعه متوازن میتواند زمینهساز بروز آسیبهای اجتماعی متعدد در مناطق عقب مانده و کند شدن آهنگ رشد اقتصادی در کل جامعه باشد. فرایند توسعه نامتوازن میتواند به افزایش مهاجرت منجر شده و به دنبال خود مسائل و مشکلات فراوانی را به دنبال داشته باشد. بنابراین، عدالت در شهر باید به دنبال تخصیص مناسب و متناسب امکانات و خدمات، استفاده از توانهای بالقوه و بالفعل در شهر، از بین بردن شکاف بین فقیر و غنی در شهر و جلوگیری از به وجود آمدن زاغه های فقر باشد. در نتیجه، هرگونه برنامه ریزی شهری مبتنی بر عدالت اجتماعی در شهر باید بتواند هم در توزیع نیازها، منافع عمومی و استحقاق و هم در تخصیص آنها موثر باشد. (لنگرودی، ۱۳۸۰)

توزیع ناعادلانه

توزیع ناعادلانه خدمات و مشکلات زیست محیطی و کالبدی در سطح شهر همواره یک رابطه چرخشی وجود داشته که همدیگر را پشتیبانی کرده و در ادامه با رشد جمعیت و گسترش افقی و عمودی، شهر را به محیطی غیرقابل سکونت تبدیل میکند به طوری که بسیاری از مشکلات شهرهای امروز را میتوان در توزیع ناعادلانه خدمات شهری در زمان دیروز آنها ریشه یابی کرد. وجود نابرابری و عدم تعادل فضایی در ساکنان نواحی مختلف یک شهر، به هیچ وجه پدیدهای جدید در هیچ یک از شهرهای جهان نیست، اما در کشورهای در حال توسعه به دلیل فاحش بودن تفاوتهای اجتماعی اقتصادی و نابرابری و عدم تعادل در خدمات شهری، تفاوت فضایی شهرها تشدید شده است،زیرا ساختار فضایی یک شهر متشکل از اجزا و عناصری است که با یکدیگر در کنش متقابل هستند و ناپایداری هر کدام از این اجزا بر کل ساختار تاثیر خواهد گذاشت،بنابراین سازمان فضایی متعادل در شهرها، نوعی از پایداری شهری است که این پایداری زمانی محقق خواهد شد که هماهنگی و سازگاری منطقی بین پراکنش جمعیت و توزیع خدمات در شهرها به وجود آید. توزیع خدمات در شهرها که نتیجه بارز جدایی گزینه بوم شناختی است بر توزیع فضایی جمیعت در مناطق و نواحی شهری تاثیر گذار بوده است.

مفهوم عدالت فضایی

عدالت در فضاهای شهری به معنی توزیع متناسب عملکردها و خدمات، دسترسی مناسب به مراکز خدماتدهی و فعالیتی، بدون تبعیض و تفاوتگذاری بین ساکنان یک شهر و منطقه ی شهری است. میزان برآورد این اصل، با معیارهای زیر، مشخص میشود (محمدرحیم رهنما، ذبیحی ۱۳۹۰)
  • انصاف در تسهیم و تقسیم منابع شهری.
  • تامین امکانات(فرصت) برای همه ی اجتماعات شهری.
  • تامین دسترسی کافی به خدمات و تسهیلات آموزشی، بهداشتی، تفریحی و فرهنگی برای همه ی ساکنان شهر.
  • تامین اشتغال و مسکن به طور منصفانه برای افراد و ساکنان بخشهای گوناگون شهر.
فضا مکان متغیری بی بدیل در عرضه و تقاضای کالاها و خدمات شهری است و توزیع نامناسب آنها میتواند هزینه های بسیاری را برای طیفی از جامعه ی شهری در برابر طیف دیگر تحمیل کند عدالت فضایی با حداقل پراکنش مناسب خدمات شهری متناظر است.

استخراج اصول و معیارهای عدالت فضایی در شهر

برای دستیابی به اصول عدالت فضایی،راهها و شیوه های زیادی وجود دارد؛ راه ساده و معمول این است که بدون هیچگونه درک پیشینی و اولیه از یک مفهوم به ردیابی مفهوم مورد نظر در آثار متفکران پرداخته شود. اما این شیوه به ویژه در خصوص مفاهیم مرتبط با فلسفه سیاسی ً به درک و اجتماعی چندان عالمانه نیست و معمولا سطحی و پیش پاافتاده میانجامد. راه و شیوه دیگری که عالمانه تر و معقوالنه تر می نماید، استفاده از روش تحلیل منطقی است. بر اساس این روش، میتوان آموزه های منطقی شکل دهنده و اصول مفهوم مورد نظر را از هر متنی، حتی از میان آموزه های منطقی مکتبهای رقیب نیز استخراج کرد. براین اساس، در این تحقیق برای رسیدن به اصول عدالت فضایی به بررسی آموزه های اصلی مکاتب لیبرال، سوسیال و مکتب اسلام پرداخته شده است. (ملکی، احمدی، & ترابی، ۱۳۹۴)

آموزه های مکتب لیبرال

لیبرالیسم مهمترین اصل فکری و فلسفی نظام سرمایهداری است. لیبرالیسم از دو اصل اصالت فرد و آزادی فردی تشکیل میشود. در بینش اصالت فرد، اجتماع چیزی جز مجموع اجزای تشکیلدهنده آن، یعنی تکتک افراد نیست که با حفظ استقالل و هویت خود، آن را به وجود آوردهاند. بنابراین اجتماع، فاقد وجود حقیقی است و تنها از وجود اعتباری برخوردار است آموزههای طرفداران. مکتب لیبرال بر این باور هستند که هر شخص، حق دارد بر طبق انتخابهای خودش عمل کند؛ مگر آنکه اعمال وی آزادی سایرین را نقض کند. بر این اساس مهمترین اصول این مکتب، آزادی و استحقاق افراد است. در این مکتب، دولت نقشی در اجرای عدالت در جامعه ندارد و بازار آزاد بهترین گزینه
برای اجرای عدالت در جامعه است. جان رالز بهعنوان نماینده این مکتب فکری در نظریه عدالت اجتماعی خود)نظریه عدالت به مثابه انصاف بر دو اصل آزادی و تفاوت توجه به شایستگیهای متفاوت بین انسانها تا کید کرده است

آموزه های مکتب سوسیال

در آموزههای سوسیالیسم به اصالت جمع، مالکیت دولتی و برنامه ریزی متمرکز اقتصادی تا کید شده است، بنابراین تعاریف عدالت از سوی اندیشمندان وابسته به این مکتب فکری، حول دو مفهوم نیاز و برابری میچرخد مارکس بهعنوان بزرگترین فیلسوف این مکتب، برابری وجودی انسانها را فراموش کرده و برابری انسانها را نه برمبنای استحقاق راستین بلکه بر مبنای ثروت و دسترسی به ابزار تولید دانسته و بهرهگیری افراد را از حقوق و مزایای جامعه، بر این اساس دانسته است مطلوب نظام در مارکس بهعنوان نظامی عادالنه همواره یک شعار مطر ح میشود»از هر کس بهاندازه توانش و به هر کس بهاندازه نیازش. دیوید هاروی نیز وابسته به این مکتب فکری است و معتقد به اصل»توزیع عادالنه از طریق عادالنه«در رسیدن به عدالت در شهرهاست است.بر این اساس وی سه معیار نیاز، منفعت عمومی و استحقاق را برای عدالت اجتماعی تبیین کرده است

آموزه های مکتب اسلام

در آموزه های مکتب اسلام، عدل بر مبنای حق تعریف شده و عدل و حق، مترادف و ملزم هم فرض شده اند، حقی که از معنی و مفهوم ذاتی و جوهر ثابت و پایدار برخوردار است.این سیستم حق مدار به گونه ای مطر ح میشود که اصول برابری و آزادی بر اساس آن تعریف میشوند؛ بنابراین مشروعیت برابری از خلقت انسانها به مثابه موجوداتی برابر و مشروعیت آزادی از خلقت آنها به منزله موجوداتی آزاد ناشی میشود. همه انسانها برابرند چون همگی یک خدا دارند و همه انسانها آزادند چون خدای یکتا، این همه را آزاد و مختار آفریده است. اصل تناسب حق و تکلیف اصلی منطقی است که بر حسب مقتضیات متفاوت، امکان تطبیق مصادیق گونا گون را با شرایط متغیر زمانی و مکانی فراهم میسازد و پویایی این مجموعه، این سیستم منطقی را تضمین میکند.
اصل توحید: جهان فقط یک خالق دارد که مالکیت مطلق هستی از آن اوست اصل برابریانسان ها: همه انسان ها مخلوقخداوند یکتایند و از این حیث دارای حقوق مساوی و برابرند (الحجرات،۱۳؛ نامه ۴۶،ص۷۰۷؛ نامه ۵۳،ص۷۲۱؛ نامه ۶۴۳ و ۶۴۱صص، ۲۷)
اصل آزادی انسان ها: انسان آزاد و مختار آفریده شده و هیچ انسانی مجاز نیست این اختیار را از دیگری سلب کند (النحل،۳۵۳۷؛النور،۵۴؛البقره،۲۵۶؛الشعرا،۳ و ۴؛ یونس، ۹۹؛خطبه ۱،صص۳۵ و ۳۷)
اصل تناسب حق و تکلیف: در برابر هر حقی که برای انسان ایجاد می شود،تکلیفی متناسب با آن حق، بر عهده او خواهد بود (العراف،۴۲؛البقره،۲۸۶؛الطالق،۷؛ خطبه ۲۰۷،ص۴۹۵.)
اصل کمال گرایی: شرایطاجتماعی باید به گونه ای تنظیم شوند که از طریق مبالغ حق و روشن ساختن راه،سیر فرد را به سوی کمال تسهیل کنند (العراف،۴۴ و ۴۵؛خطبه.)

نظریه ها و دیدگاهها درباره عدالت و شهر

دیدگاه آنارشیستی(۱)

پیتر کروپوتکین جغرافیدان روسی، معتقد بود که زندگی مطلوب انسانی تنها با عدالت اجتماعی، تعاون و مهربانی میان مردم امکا نپذیر است و بدون مساوات، عدالت وجود ندارد و بدون عدالت، صلحی وجود نخواهد داشت. «الیزه رکلو» که «ایولاکست» از او به عنوان بزر گترین جغرافیدان فرانسه یاد می کند، مدافع خستگی ناپذیر ستمدیدگان و دشمن دولت و هر نوع قانونی به جز قوانین طبیعی بود (عامر نیکپور، ملکشاهی & فاطره رزقی رمی، ۱۳۹۴)

دیدگاه لیبرالیستی(۲)

از معرو فترین چهره های دیدگاه لیبرالیستی،(جان راولز)است. جوهر اندیشه جان راولز “عدالت به مثابه انصاف “ است. وی در پرتو مفهوم اخلاقی عدالت، جامعه مطلوب خود را بر پایه دو اصل تصویر میکند: اصل نخست از آزادیهای برابر و فرصتهای برابر دفاع میکند و اصل دوم ناظر به این نکته است که تحت چه شرایطی میتوان گفت نابرابریهای اجتنا بناپذیر موجه و عادلانه است. یکی دیگر از چهر ههای این مکتب،”دیوید مارشال اسمیت “ است. از نظر وی، فرصتهای زندگی انسانها ب هصورت نابرابری توزیع شده است. الگوهای جغرافیایی توسعه یا شاخصهای اجتماعی این موضوع را به وضوح آشکار می سازند. درجه و میزان نابرابری را می توان از راههای گوناگونی انداز ه گیری کرد. وجود گروه های کاملا محروم در جامعه مستقیماً می تواند بر سایر گروهها اثر بگذارد آنها نیاز به هزینه گذاری جهت رفع بیکاری و تامین اجتماعی دارند و هنگام بروز بی نظمی در جامعه ممکن است، "ساخت اجتماعی " را مورد تهدید قرار دهند. اسمیت بدون آنکه از شیو ههای استثماری نظام سرمایه داری سخنی به میان آورد، درخصوص "کیفیت زندگی " و عدالت اجتماعی می نویسد: «بحث بر سر توزیع عادلانه منافع جامعه موضوع مباحثات بی نتیجه دو هزار ساله بوده است. این بحث به همان اندازه ابهام دارد که تعریف زندگی. وی، از این نظر جان راولز جانبداری میکند که م یگفت: سیاستهای اجتماعی بایستی برحسب تاثیراتشان بر فقیرترین اعضای جامعه مورد قضاوت قرار گیرد. به عبارت دیگر، بایستی اقداماتی صورت گیرد که طی آن سود فقرا بر منافع ثروتمندان ترجیح داده شود. به راستی عدالت به مثابه برابری، یک اصل جهانی قابل بحث است. فردریش فُن هایک، نظریه پرداز معروف این دیدگاه، استدلال می کند که نابرابریها و ناروائیهایی در نظام بازار نهفته است، اما اینها اجتنا ب ناپذیر و حتی مفیدند. به ویژه آنکه نابرابری جزئی ضروری از فرایند متمدن شدن است. ملاحظه می شود که وی چون نظام بازار را نظام احسن می داند که در آن انتخاب اصلح صورت می گیرد، هر نوع دخالت در آن را موجب بی عدالتی دانسته و این نظام را متضمن عدالت روشی و مبادله ای می شمارد. (گرجی، ۱۳۸۹)

دیدگاه رادیکالیستی(۳)

این دیدگاه طیف وسیعی از اندیشمندان چپ سنتی و چپ نو را شامل م یشود. کارل مارکس، و فردریش انگلس از سرشنا سترین چهر ه های این نحله فکریند و دیوید هاروی از چهر ه های معاصر این دیدگاه است. تاکید وی بیشتر بر اقتصاد سیاسی است. او شهر را محل انباشت ارزش اضافی ناشی از استثمار کارگران همچنین محل تجمع مازاد تولید مناطق پیرامونی می داند که این ثروتها به صورت ناعادلانه ای میان طبقات شهری تقسیم می شود. اصل عدالت اجتماعی از نظر هاروی براساس مفهوم توزیع عادلانه از طریق عادلانه قرار دارد. درواقع، هاروی کوشیده است که تفکر اقلیدسی به فضا را درهم شکند، به جای سازوکار بازار عدالت اجتماعی را بنشاند و زمینه را برای یافتن نظمی دیگر برای فضا فراهم کند. میلتون سانتوس یکی از نخستین کسانی است که نشان داد این دوگرایی با مناسبات نزدیکی همراه است و میان ۲ بخش اقتصادی یاد شده پیوند برقرار می کند. به طور یکه بدون این مناسبات، شهرهای جهان سوم بیش از آنچه هم اکنون شاهد آن هستیم می تواند در معرض انفجار و خطر از هم پاشیدگی قرار گیرد. بدین ترتیب در این کشورها، شاهد قطب بندی اجتماعی هستیم و کاهش درآمدهای واقعی، تنگدستی و درماندگی کاملا رواج دارد. در این خصوص، پال معتقد است گروه هایی که درآمد بالا و تحصلات بهتر دارند قادر به بهر ه برداری فعالانه تری از فضا هستند، حال آنکه گروه های کم درآمد اسیر آن می شوند و تسلطی بر آن به دست نمی آورند. دال نیز معتقد است گروه های پردرآمد محیط زیست فیزیکی را یک منبع استفاده و بهر ه برداری می دانند، حال آنکه گروه های کم درآمد از نظر اقتصادی- اجتماعی، تنها ناچار به تحمل محیط زیست هستند. در مجموع می توان دیدگاه رادیکال را تحلیلی- انتقادی بشمار آورد. رهیافتهای پیشنهاد شده از سوی آنان در جهت تامین عدالت اجتماعی عمدتاً اساسی و ریشه ای و ناظر بر فرایندهای اقتصادی و ساخت اجتماعی است (کسانی و همکاران ۱۳۹۱)

مفهوم کیفیت

کیفیت واژه­ای است که در تمامی رشته های هنری، علمی و صنعتی به شکل شهودی (درون ذهنی) درک و به صورت مستمر در چارچوب گفتمان حوزه­های مربوطه به کار برده می­شود. با این وجود، تلاش برای درک کامل معنای این واژه، تلاشی ساده و آسان نیست. دشواری این امر نه به واسطه معنای شهودی واژه (که به سادگی قابل وصف است)، بلکه از سرشت متکثر و چندگانه آن سرچشمه می­گیرد. کیفیت مفهومی دو وجهی است، یعنی مفهومی است روشن و واضح ولی در عین حال چند پهلو. مفهومی است قابل فهم، ولی در عین حال فرار که به راحتی تن به تعریف شدن نمی­دهد.معنای لغوی کیفیت در فرهنگ زبان فارسی واژه عمید، چگونگی، چونی، صفت و حالت چیزی عنوان شده است.فرهنگ انگلیسی آ کسفورد نیز چهار معنا برای واژه کیفیت ارائه کرده که عبارتند از: میزان خوبی و ارزش هر چیزی؛ درجه خوبی و کمال هر چیز به صورت کلی؛ مشخصات و خصوصیات؛ جنبه­های ویژه و متمایز.
کیفیت نیز همانا چگونگی ویژگی ها هر چیز یا پدیده است که تاثیر عاطفی و عقلانی خاصی بر انسان می گذارد. بنابراین می توان کیفیت هر شیء را مجموعه ای از خصوصیات یا صفات مشخصی دانست که موجب متمایز شدن هر شیئی از اشیای دیگر می شود، و امکان داوری در مورد برتری یا مشابهت و یا فروتنی یا کاستی چیزی را در مقایسه با چیزهای دیگر فراهم می سازد (گلکار، ۱۳۹۳)
الکساندر نیز معتقد است که نوعی کیفیت محوری وجود دارد که مبانی اصلی حیات و روح هر انسان، شهر، بنا یا طبیعت بکر است. این کیفیت عینی و دقیق است، اما نمی توان نامی بر آن گذاشت.بنابراین کیفیت در واقع ویژگی فطری و طبیعی محیط نیست بلکه نوعی رفتار مرتبط عملکردی از بره مکنش میان ماهیت های محیطی و سرشت های فردی است.
کیفیت یک فضا در شهر از برآیند مولفه هایی حاصل می شود که با شناسایی کارکردها و تاثیرات مناسب هر یک از آنها بر فضا می توان راهکارهایی برای بهبود کیفیت فضاهای شهری ارائه داد.در مطالعه بر روی بیش از هزار فضای عمومی شهری در کشورهای مختلف جهان و سنجش نظریات شهروندان، چهار عامل اساسی در کیفیت فضاهای عمومی شهری از اهمیت بیشتری برخوردار شد؛ دسترسی و بهم پیوستگی، آسایش و منظر، کاربری و فعالیت، و اجتماع پذیری که البته در این میان، اجتماع پذیری از مهم ترین عوامل مطلوبیت سنجی فضاهای شهری به واژه (محیط) چندان کاربرد دارد که تشخیص معنای دقیق آن را دشوار کرده است. جغرافیا دانان به تعریف زمبن و آب و هوا می پردازند؛ روانشناسان در تعریف مردم و شخصیت فردی آنها می کوشند؛ جامعه شناسان، سازمان های اجتماعی و فرآیندها را تعریف می کنند؛ ومعماران عهده دار تعریف ساختمان ها و محیط های باز و منظر ونظارت اینها هستند (Simpson & Weiner، ۱۹۸۹).

نظرات کاربران درباره کتاب عدالت فضایی و کیفیت زندگی برای سالمندان