فیدیبو نماینده قانونی نشر هومیس و بیش از ۶۰۰ ناشر دیگر برای عرضه کتاب الکترونیک و صوتی است .
کتاب كتاب ويزيتورها

کتاب كتاب ويزيتورها
كتاب اختصاصی ويزيتورهای سوپرماركت آموزش تمام مراحل ويزيتوری مورد تأييد صاحب‌نظران و مديران فروش مطرح

نسخه الکترونیک کتاب كتاب ويزيتورها به همراه هزاران کتاب دیگر از طریق فیدیبو به صورت کاملا قانونی در دسترس است.


فقط قابل استفاده در اپلیکیشن‌های iOS | Android | Windows فیدیبو

با کد تخفیف fdb40 این کتاب را در اولین خریدتان با ۴۰٪ تخفیف یعنی ۴,۵۰۰ تومان دریافت کنید!

درباره کتاب كتاب ويزيتورها

«ویزیتوری در روزهای اول سخت‌ترین کار اما در سال‌های بعد به آسان‌ترین کار مبدل می‌شود.» ویزیتوری، یعنی آغاز راهی که موفقیت و پیشرفت در آن پایانی ندارد، به شرطی که مصمم باشید و با اراده‌ای پولادین این راه را مرحله به مرحله طی کنید. اگر شما ویزیتوری قوی باشید، در مرحله بعد شانس مدیر فروش شدن را دارید و سپس با تجربه‌ای که کسب می‌کنید می‌توانید خودتان با تأسیس شرکت پخش و با شناسایی مشتری‌ها به فکر کارگاه تولیدی باشید و در ادامه حتی به تأسیس کارخانه فکر کنید. شاید گمان کنید که رسیدن به چنین مرحله‌ای سخت است، ولی باید باور کرد که همیشه رسیدن به هدف مشکلاتی دارد، اما لذتبخش است.

ادامه...
  • ناشر نشر هومیس
  • تاریخ نشر
  • زبان فارسی
  • حجم فایل 0.47 مگابایت
  • تعداد صفحات ۹۴ صفحه
  • شابک

بخشی از کتاب كتاب ويزيتورها

شما به آخر نمونه کتاب رسیده‌اید، برای خواندن نسخه کامل، کتاب الکترونیک را خریداری نمایید و سپس با نصب اپلیکیشن فیدیبو آن را مطالعه کنید:



فصل اول: بایدها و نبایدها

«ویزیتوری در روزهای اول سخت ترین کار اما در سال های بعد به آسان ترین کار مبدل می شود.»

ویزیتوری، یعنی آغاز راهی که موفقیت و پیشرفت در آن پایانی ندارد، به شرطی که مصمم باشید و با اراده ای پولادین این راه را مرحله به مرحله طی کنید. اگر شما ویزیتوری قوی باشید، در مرحله بعد شانس مدیر فروش شدن را دارید و سپس با تجربه ای که کسب می کنید می توانید خودتان با تاسیس شرکت پخش و با شناسایی مشتری ها به فکر کارگاه تولیدی باشید و در ادامه حتی به تاسیس کارخانه فکر کنید. شاید گمان کنید که رسیدن به چنین مرحله ای سخت است، ولی باید باور کرد که همیشه رسیدن به هدف مشکلاتی دارد، اما لذتبخش است.
خودم را مثال می زنم. ابتدا ویزیتور نوشابه یکی از کارخانه های معروف بودم. چون ویزیتوری را به عنوان کار اصلی خودم انتخاب کرده بودم، جدی و مصمم بودم طوری که تمام شرکت های پخش و بازاریابی منطقه، مرا به سماجت و جسارت می شناختند. درنتیجه در ۱۹ سالگی مدیر فروش شرکتی شدم که شعبه استان یک برند مطرح محصولات گوشتی انجمادی بود. سپس در ۲۱ سالگی به سمت مدیرعاملی شعبه استان خودم برای یک شرکت بازرگانی سراسری منصوب شدم. در ۲۴ سالگی شرکت پخش با مدیریت خودم و در ۲۷ سالگی کارگاه تولیدی ام را تاسیس کردم و اکنون به تمام ایران محصول صادر می کنم. همه هدفم این است که تا قبل از ۴۰ سالگی کارخانه خودم را تاسیس کنم. تمام سرمایه ام را از طریق همین فعالیت هایی که شرح دادم به دست آوردم. حتی تحصیلاتم را در رشته مدیریت بازرگانی بازاریابی سپری کرده و اکنون مشغول تدریس در زمینه بازاریابی و فروش هستم. این راهی است که تک تک شما عزیزان نیز می توانید طی کنید.
اما اولین نکته حائز اهمیت این است که ویزیتوری را به عنوان شغل اصلی خود به رسمیت بشناسید. یک بار برای جذب ویزیتور در شرکت خودم آگهی دادم. خانمی تماس گرفت و گفت: «کار دیگری ندارید که من انجام دهم؟» گفتم: «نه، مگر ویزیتوری چه ایرادی دارد؟» او گفت: «مدرک من لیسانس است و به مدت یک ماه ویزیتوری کردم. وقتی کاتالوگ را به مشتریان می دادم، ورق می زدند و هیچ سفارشی نمی دادند. حتی وقتی به آنها اصرار هم می کردم، باز نتیجه ای نداشت. احساس می کردم با شخصیتم بازی می شود. به این نتیجه رسیدم که ویزیتوری شغل مناسبی نیست». در ادامه صحبت هایم با او متوجه شدم که کم ترین مطالعه ای در زمینه ویزیتوری ندارد و حتی ذره ای صبر و حوصله هم برای یادگیری و کسب تجربه نداشته است. کاملاً بدیهی است که او نه تنها ویزیتوری، بلکه هر کار دیگری را که انجام می داد احساس شکست می کرد. به دلیل کثرت تقاضای بازاریاب و ویزیتور در روزنامه ها و آگهی ها، شاید بیشتر افرادی که نتوانستند کاری پیدا کنند حداقل یک بار ویزیتوری را تجربه کرده اند و از آنجا که این افراد زمانی را برای مطالعه و کسب تجربه در این زمینه صرف نکرده اند طبیعتا نتوانسته اند نتیجه ای هم بگیرند و از این رو در مورد ویزیتوری تبلیغات منفی می کنند و مجموعا نظر مساعدی نسبت به این شغل ندارند. اما شما می توانید با تبدیل شدن به یک ویزیتور حرفه ای، به درآمدی دست پیدا کنید که افراد شکست خورده حتی فکرش را نیز نمی توانند بکنند. درآمد ویزیتورهای حرفه ای از خیلی مشاغلی که برای داشتن شان باید سالیان سال درس خواند نیز بیشتر است. اما همان طور که هر شغلی به آموزش و کسب تجربه نیاز دارد، ویزیتوری هم از این قاعده مستثنی نیست. آیا به نظر شما کاری هست که انسان از اولین لحظه ای که وارد آن می شود بتواند آن را به نحو احسن انجام دهد و درآمد کسب کند؟ اگر هم این شغل وجود داشته باشد شاید در کوتاه مدت جوابگوی زندگی تان باشد اما مطمئنا در بلندمدت مشکل ساز خواهد بود. کار بادوام و آینده دار کاری است که بتوان افق های روشنی را در آینده از آن متصور بود. در کار ویزیتوری هم مثل سایر کارها باید با دقت و علاقه به کسب تجربه و آموزش بپردازید تا در آن خبره شوید. هدف از نگارش این کتاب کمک به شما در همین زمینه است. استائل(۱) می گوید: «مبارزه است که انسان را قوی می کند، نه استراحت!»
اگر آموزش فنون ویزیتوری با دقت و علاقه کافی همراه باشد، به سرعت سپری می شود و نتیجه آن بالا رفتن توانایی فرد در برقراری ارتباط با مشتری، انتقال اطلاعات محصول و ترغیب به خرید مستمر مشتری است.
کاملاً طبیعی است که در آغازین روزهای کاری خود، نتوانید نتیجه مطلوبی بگیرید، اما این مسئله نشانگر این نیست که توانایی این کار را ندارید. فراموش نکنید که شکست، نقطه مقابل پیروزی نیست، بلکه قسمتی از مسیر است.
برای شروع کارِ ویزیتوری کافی است که توانایی صحبت کردن را داشته باشید و صفات مثبتی از جمله داشتنِ هدف، پشتکار و نظم را در خود تقویت کنید و همانطور که گفته شد به کسب تجربه و آموزش در این زمینه بپردازید، شک نکنید که در این صورت در زمره موفق ترین ویزیتورها قرار می گیرید.
ـ ویزیتور حرفه ای شدن نیازمند داشتن هدف است، تا تمام فعالیت های فرد در راستای رسیدن به آن هدف باشد.
ـ ویزیتور حرفه ای شدن به پشتکار نیازمند است تا در مسیر رسیدن به هدف با اراده ای پولادین راه را ادامه دهد.
ـ ویزیتور حرفه ای شدن نیاز شدیدی به نظم دارد تا مشتری بتواند روی قول و نظم فرد حساب باز کند.
بزرگترین سود، تجربه است و بزرگترین ضرر، تجربه کردنِ تجربه. برای ویزیتور حرفه ای شدن باید از لحظه لحظه کار خود و تمام اتفاقاتی که برایتان رخ می دهد تجربه کسب کنید تا دوباره وقت خود را صرف آن نکنید. به عنوان مثال اگر دیدید با یک مشتری برای بار اول بسیار صمیمی و دوستانه صحبت کردید و او ناراحت شد و خرید نکرد، محض احتیاط دیگر با کسی در اولین برخورد دوستانه صحبت نکنید، البته اصول هم همین است! مثال دیگری می زنم: اگر موقع قرارتان با مشتری دیر حاضر شدید و معامله شکست خورد دیگر دیر نکنید. یا اگر در مورد مسائل قومیتی و اعتقادی با کسی صحبت کردید که ناراحت شد، در این مورد با کس دیگری تا زمانی که شناخت کاملی از او پیدا نکردید حرف نزنید!
شما باید در زمینه ویزیتوری، بازاریابی، شرایط بازار و مسائل مرتبط به آن ها مطالعه داشته باشید. باید کسب دانش کنید و در دوره های آموزشی شرکت نمایید، اما در کنار این آموزش ها، آنها را تجربه کنید. همانگونه که «کلارنس دی»(۲) می گوید: دانش اگر با تجربه همراه نشود کالایی کم ارزش است!
پس همیشه به دنبال کسب تجربه باشید که این تجربه از شکست ها و پیروزی های شما حاصل می شود. وقتی در یک مذاکره نتوانستید معامله کنید، شکست نخورده اید، بلکه تجربه کسب کرده اید. تجربه هایی که از تصمیمات اشتباه و شکست ها حاصل می شود، اگر درست به کار گرفته شوند، فرد را در آینده بسیار کمک خواهد کرد. مثل معروفی است که دریای طوفانی ناخدای قابلی می سازد، درضمن این جمله از پروفسور سمیعی(۳) را یادتان باشد: «اگر قبل ها عقل امروزم را داشتم، هیچ وقت اشتباهات دیروزم را نمی کردم، ولی اگر اشتباهات دیروزم نبود، عقل امروزم را نداشتم.»
شما باید آنقدر در معاملات و مذاکرات شکست بخورید که تمام راه های منتهی به شکست را شناسایی کنید و شکست دادن را بیاموزید. به گفته آگوست رودن(۴): «هیچ کاری وقت تلف کردن نیست، اگر از تجربه آن به زیرکی استفاده کنید.» درضمن همیشه از تجربیات دیگران در کار خود استفاده کنید. شما وقتِ کافی برای اینکه خودتان همه تجارب را کسب کنید ندارید.
در ویزیتوری باید حوصله بسیاری داشته باشید و ظرفیت خود را افزایش دهید. طول می کشد که به کارتان مسلط شوید، مشتری ها را بشناسید، ارتباط برقرار کنید، آنها به شما اعتماد کنند، یکی یکی راه محصولات خود را به مغازه مشتریانتان باز کنید و درنتیجه آنها به جنس شما نیازمند شوند.
تفاوت بین ویزیتوری و بازاریابی
تفاوت مهمی بین ویزیتوری و بازاریابی هست. شما در ویزیتوری به سراغ کسانی می روید که معیشت آنها از طریق خرید و فروش انجام می شود. و به کالا برای فروش نیاز دارند به همین دلیل کافی است نظر آنها را فقط از چند جنبه محدود مانند حاشیه سود، سرعت فروش، ماندگاری، کیفیت، مرجوعی، تسویه و... جلب کنید. اگر کارتان را درست انجام دهید برای دفعات بعد آنها خودشان پیگیر خرید از شما حتی به صورت تلفنی خواهند شد. اما بازاریابانی همچون بازاریاب بیمه یا آسانسور، درب های ضدسرقت و... چنین موقعیتی ندارند و با هر مشتری به احتمال زیاد فقط یک بار معامله خواهند کرد، چون مخاطب آنها قرار نیست محصول آنها را بفروشد و درآمد کسب کند.
برنامه ریزی در کار را فراموش نکنید. اگر برنامه ای نداشته باشید، نمی توانید متوجه شوید که آیا هنوز در مسیر هستید یا نه؟ برنامه ریزی کمک می کند که کارهایتان را در زمان مناسب انجام داده و در عین حال از وقت خود بیشترین استفاده را ببرید.
به زبان بدن حتما تسلط پیدا کنید. مراقب باشید حرکات بدنی تان منجر به قضاوت اشتباه در مورد شما نشود.
توصیه می کنم حتما در مورد زبان بدن مطالعه کامل داشته باشید. زبان بدن مکمل زبان گفتار است. در دنیا هزاران گونه زبان گفتار، مدام درحال تغییر و ایجاد است، اما زبان بدن سالیان سال است که تغییر چندانی نکرده و حتی دو نفر که زبان گفتار همدیگر را نمی فهمند، می توانند با زبان بدن تا حدود زیادی منظور خود را برسانند. به عنوان مثال، در همه جا اگر بخواهند به کسی بگویند که منظورشان مقدارِ کمی از چیزی هست، انگشت اشاره و شست خود را به هم نزدیک می کنند و در فاصله تقریبا یک سانتی متری از هم قرار می دهند. به همین دلیل است که فیلم های صامت چارلی چاپلین هنوز هم در سراسر جهان مخاطبانی با زبان های مختلف دارد. زیرا بر پایه زبان بدن است و ایما و اشاره ها منظور را به مخاطب می رساند. جالب است بدانید فقط چهره آدمی حدود دو هزار حالت مختلف ایجاد می کند که هر کدام معنای خاصی دارد. اگر حین مذاکره در چهره مخاطب تان حالتهای شک، پذیرش، تفکر، تردید، خوشایندی و یا... را متوجه شدید، می توانید نسبت به همه این حالات، واکنش های مناسب خودش را نشان دهید. چنانچه موردپسند واقع شده بود، بر روی موضوع بیشتر تمرکز کنید اما اگر علاقه ای مشاهده نکردید زودتر و قبل از آنکه موضوع منجر به برهم خوردن معامله شود، صحبت تان را تمام کرده و یا موضوع را تغییر دهید. جمله متورمن کولن(۵) را به یاد داشته باشید: «سخنورانی که هنگام صحبت نمی دانند با دست هایشان چه کار باید انجام دهند، بهتر است جلوی دهان خود را بگیرند». از صراحتِ این جمله اهمیت استفاده از زبان بدن به همراه زبان گفتار کاملاً مشخص است. ضمن اینکه ژنی به نام «فاکس پی دو» کشف شده است که از دلایل ژنتیکی و تکاملی رابطه بین حرکات دست و گفتار خبر می دهد. پس شما به دو منظور باید زبان بدن را یاد بگیرید. اول اینکه بتوانید از روی حرکات مشتری، افکار و حالات او را بررسی کنید. دوم مراقب باشید حالات درونی خود را کنترل کنید که هم بتوانید تاثیرگذارتر مذاکره کنید و هم اینکه این حالات درونی شما از جمله استرس، برای مشتری قابل تشخیص نباشد.
به دلیل اینکه در کتاب الفبای بازاریابی نکاتی را که برای بازاریاب شدن لازم است به صورت کلیدواژه (آ: آینده نگری، ب: برنامه ریزی، پ: پشتکار...) آورده ام، در این کتاب از تکرار مطالب آن پرهیز می کنم و به صورت تخصصی به بررسی نکاتی می پردازم که به ویزیتوری سوپرمارکت مربوط می شود.
***
یادداشت
............

فصل دوم: رفتار در سازمان

«برای رشد کردن باید ریشه مستحکم داشت و ریشه شما در محیط سازمان است.»

همانطورکه گفته شد برای ویزیتور حرفه ای شدن باید سلسله مراتب پیشرفت را سپری کرد. اما به مسئله بسیار حائز اهمیتی که باید توجه داشته باشید این است که در صورتی می توانید در یک سازمان یا شرکت پیشرفت کنید که جای پایتان در آن سازمان محکم باشد و امنیت شغلی داشته باشید. این امنیت شغلی زمانی حاصل می شود که سازمان از حضور شما راضی باشد.
روزی با مسئول اعتبارات یکی از بانک ها در مورد گرفتن وام کارآفرینی صحبت می کردم که در بین حرف هایش، جمله ای برای من جالب بود: «من تا زمانی در این مجموعه جا دارم که برای این سازمان مفید باشم». این یعنی هرکس باید تلاش کند تا بیشترین کارایی را برای سازمان خود داشته باشد و در راستای محقق شدن اهداف سازمان، آن بخش از فعالیت هایی که به او سپرده می شود به بهترین نحو انجام شود. در زمان حضورم در یکی از شرکت ها چند نفر از ویزیتورها مدعی بودند که فروش خیلی خوبی داشته اند و هرقدر بازار کشش داشته، محصولات شرکت را فروخته اند و دیگر بازار اشباع شده است. اما مدیرشان از مقدار فروششان راضی نبود و نظرش این بود که: «ویزیتور برای تامین نیاز بازار اینجا نیست، وظیفه ویزیتور تامین خواسته های سازمان است». تا آن روز از این زاویه به مسئله نگاه نکرده بودم. شاید برای شما هم تامل برانگیز باشد. زیرا حقیقت همین است، سازمان به شما حقوق می دهد تا اهداف سازمان را محقق کنید، نه نیاز بازار را!
درنتیجه باید وظایف خود را به بهترین نحو انجام دهید و به کار خود عشق بورزید. این عشق و علاقه در صورتی به وجود می آید که در کارتان سرشار از انگیزه باشید.
قوانین و ارزش ها در سازمان های مختلف، متفاوت است. اگر می خواهید در یک شرکت پیشرفت کنید و به مراتب بالاتری برسید، باید در رعایت قوانین الگو باشید. برای رشد کردن باید ریشه مستحکم داشت و ریشه شما در محیط سازمان است. پس باید قوانین را شناسایی و به آنها احاطه پیدا کنید و همواره خود را با آن قوانین تطبیق داده و با تمام وجود و بدون کم و کاست رعایت شان کنید. قطعا سازمان این قوانین را در راستای تحقق اهدافش تنظیم کرده است. یعنی اگر برای شما مقرر می کنند که راس ساعت ۳۰: ۷ صبح در محل کار باشید، شاید برنامه این است که شما کار خود را ساعت ۸ و قبل از سایر ویزیتورها شروع کنید و از ظرفیت بازار بیشترین استفاده را ببرید و میزان فروش خود را به بالاترین حد ممکن برسانید.
اما در حالت کلی می توان به چند نکته که در اکثر شرکت ها عمومیت دارد، اشاره کرد:
۱) ویزیتور موظف است راس ساعت مقرر در محل کارش حاضر شود.
۲) ویزیتور باید همه روزه استعلام موجودی انبار را داشته باشد تا فقط از اجناس موجود سفارش بگیرد.
۳) ویزیتور باید مشتری را کاملاً توجیه کند تا در تحویل بار و تسویه، مشکلی پیش نیاید.
۴) ویزیتور باید در صورتی که چک برگشتی یا حساب باز پیش آمد سریعا پیگیری کند.
در قسمت های بعدی همه این موارد را بیشتر توضیح می دهم.
اما مسئله مهم دیگر، اهمیت برخورد شما با مدیر و همکاران تان است. در برخورد با مدیر چند نکته را مدنظر داشته باشید:
۱) اهداف مدیر و شرکت اولویت های شما را مشخص می کند؛ شما استخدام شدید که این اهداف را محقق کنید. احتمال دارد که این اولویت ها از نظر شما منطقی نباشد، ولی مسئله اینجاست که مدیر و رهبر برنامه ای در سر دارد که شما در جریان نیستید و نباید به خاطر عدم موافقت تان با این استراتژی در کار کوتاهی کنید، چون امنیت شغلی خود را به خطر خواهید انداخت.
۲) اصولاً مدیرها از نیروی فعال خوش شان می آید، حتی اگر راندمان و بازدهی آنها کاملاً مطلوب نباشد، چون کسی را که ذاتا فعال است می شود با کمی اصلاح در رویه اش، به حد مطلوب رساند، اما کسی را که کند و تنبل باشد، حتی اگر در حوزه ای خاص راندمان بالایی هم داشته باشد به راحتی نمی توان در قسمتی دیگر هم به کار گرفت. اما شخص فعال آمادگی پذیرش و انعطاف را دارد. هیچ وقت در زمان حضورتان در شرکت، بیکار ننشینید. فاکتورهای برگشتی خود را بررسی کنید، به حساب مطالبات رسیدگی کنید و.... نحوه فعالیت شما در مقابل دیدگان مدیر، موجب ایجاد این ذهنیت در او می شود که: این ویزیتور هنگامی که داخل شرکت نیست و مشغول ویزیت هست نیز با همین کیفیت کار می کند.
۳) سعی کنید کارها را به صورت تیمی انجام دهید. در این صورت به مدیر نشان می دهید که توانایی ایجاد هماهنگی بین یک تیم را دارید. چنین موضوعی مدیر را نسبت به شما خوشبین خواهد کرد. درضمن اگر اشتباه یا مشکلی هم پیش بیاید، چون کار تیمی بوده این گونه به نظر می رسد که همه اعضا تلاش شان را کرده اند و این اشتباه اجتناب ناپذیر بوده و به جای اینکه برخورد شدید با شخص شما شود، به یک تذکر کلی به کل افراد بسنده خواهد شد.
۴) ثابت کنید که مفید هستید و در صورتی که حضور نداشته باشید، جای خالی تان حس خواهد شد. همیشه عملکرد خود و نتایج آن را بررسی کنید و دقت کنید که اگر برای سازمان مفید و موثر نباشید، دلیلی برای حضورتان در آن سازمان نخواهد بود.
۵) بخشی از راه حل باشید، نه قسمتی از مشکل. هیچ وقت به مدیر بابت کمبودها و مشکلات غر نزنید، مطمئن باشید خود او هم از مشکلات به اندازه شما ناراحت است و شاید نمی تواند کاری انجام دهد. فقط زمانی انتقاد کنید که یک راه حل برای آن مشکل دارید و حتی در رفع آن مشکل همکاری کنید. مطمئن باشید کار شما بی پاسخ نمی ماند.
۶) ایرادهای خود را قبل از اینکه به شما تذکر دهند اصلاح کنید. اگر مدیر به شما نکته ای را تذکر بدهد، مطمئن باشید بعد از آن شما را بیش از پیش زیر نظر خواهد داشت تا ببیند آیا فرمان برده اید و خود را اصلاح کرده اید یا نه؟ و ناخودآگاه مقداری بدبینی ایجاد می شود، پس پیشگیری کنید! به این منظور زمانی که حین آموزش هستید و قبل از اینکه کار را تحویل بگیرید، از شخص آموزش دهنده بخواهید تمام نکاتی را که مدیر و شرکت روی آن حساس هستند، برای شما تشریح کند. درضمن شما می توانید در جلسات و میزگردهایی که با همکاران تان دارید از تجربیات آنها استفاده کنید.
۷) همیشه راستگو باشید. هیچ خبر بدی را مخفی یا سانسور نکنید و هیچ خبر خوشی را هم به صورت مبالغه آمیز انتقال ندهید. چنانچه اصل خبر علنی شود کسی نمی گوید که نیت شما از تغییراتی که در خبر ایجاد کردید خیر بوده، آنها فکر می کنند شما صادق نبوده اید و همین رفتار در موقعیت و آینده کاری شما اثرات نامطلوبی باقی خواهد گذاشت.
۸) اگر مدیر به شما دستوری داد، ولی شما پیشنهاد بهتر و یا مخالفتی داشتید، باید ابتدا تایید کرده و در ادامه پیشنهاد خود را با فروتنی مطرح کنید. اگر مدیر از شما توضیح بیشتری خواست کامل برایش تشریح کنید، اما اگر قبول نکرد مخالفت نکنید و دستور را انجام دهید.
۹) سعی کنید روزانه به مدیری که فعالیت های شما به او مربوط می شود به صورت کتبی یا حتی شفاهی گزارش بدهید. این کار چند مزیت دارد؛ از جمله اینکه او به طور کامل در جریان کیفیت فعالیت های شما قرار می گیرد و با اصلاح عملکرد شما و تطبیق آن با خواسته های خود حتما در جریان دستاوردهایتان قرار می گیرد و درنتیجه اگر بخواهد یکی از پرسنل را برای سِمَتِ مهمی انتخاب کند، مطمئنا شما شانس بالایی را برای انتخاب شدن دارید. وقتی مدیر تمام فعالیت های شما را شخصا رصد کند و تحت نظر داشته باشد، حتی بدگویی دیگران در مورد شما نزد او اهمیتی ندارد.
اما از آنجا که وقتی به یک نفر بابتِ عملکرد خوب یا دستاوردش پاداش یا ارتقای سِمَت داده می شود، گاه کمک های موثر سایر همکاران در دستیابی به این دستاورد نادیده گرفته می شود. شما باید با همکاران خود روابط دوستانه و خوبی داشته باشید تا این پاداش یا ارتقای پست، آنها را ناراحت نکند و حتی خوشحال شوند. برای این منظور به چند مورد می توان اشاره کرد:
۱) منزوی و گوشه گیر نباشید. در کارهای تیمی شرکت کنید. هماهنگی خود با تیم را نشان دهید تا نگرانی های احتمالی همکاران تان به واسطه عملکرد شما در پست جدید برطرف شود.
۲) بسیار خوش خُلق باشید، مخصوصا هنگام سلام و خداحافظی. همکاران شما باید متوجه شوند که شما همواره در همه شرایط خوش اخلاق هستید.
۳) از همکاران خود تعریف و تمجید کرده و اقدامات مثبت آنها را برجسته کنید، تا باور کنند که شما انسان قدرشناسی هستید.
۴) متواضع و فروتن باشید، اما نه به اندازه ای که موجب تحقیرتان شود. به هم صحبتی با همکاران تان ابراز علاقه کنید تا برای شما صحبت کنند و آنها را بهتر بشناسید و آنها نیز به این نتیجه برسند که شما گوش های شنوایی برای شنیدن دغدغه هایشان دارید.
۵) مراقب حرف هایی که می زنید باشید. حرفی نزنید که بعدا پشیمان شوید، چون ممکن است دیگر امکان جبرانش نباشد. پشت سر همکاران تان به هیچ عنوان غیبت نکنید، چون بالاخره روزی به گوش آنها خواهد رسید و دلخوری و کدورت پیش خواهد آمد.
۶) به سایر ویزیتورها تجارب خود را ارائه کنید و آنها را تشویق کنید تا تجربه هایشان را به شما بگویند، با بکارگیری این روش بدون هیچ زحمتی به تجارب شما افزوده خواهد شد و همکاران تان هم شما را فردی دلسوز خواهند شناخت.
۷) به همکاران خود کمک کنید، اما در کاری که مشغول انجام آن هستند، نه کاری که هنوز انجام نداده اند. دکتر نیکوس بوزیونلوس(۶) در این زمینه تحقیقات گسترده ای انجام داده است و می گوید: «دلیل این امر این است که برخی کارمندان، کارهای خود را در اولویت قرار نمی دهند. افراد ملایم و مطبوع استعداد فراوانی در از خودگذشتگی دارند و مصالح خود را به خاطر دلخوشی دیگران به خطر می اندازند». وی به نکته بسیار مهمی اشاره می کند: «از آنجایی که افراد خوب فقط برای رضایت دیگران کار می کنند، معمولاً وظایف کم ارزش و پرزحمتی که هیچ کس انجام نمی دهد، به آنان واگذار می شود و این عده درنهایت فقط به انجام اموری می پردازند که در ارتقای حرفه ای آنان هیچ تاثیری ندارد».
در شرکت های پخش، ویزیتور غیر از سایر ویزیتورها و مدیر فروش، با افراد دیگری همچون حسابدار، راننده پخش و... نیز ارتباط دارد که باید روابطش با آنها را نیز دوستانه حفظ کند. به عنوان مثال در آغازین روزهای کار خود در شرکت هر روز از راننده پخش بپرسید که آیا سفارشات شما بدون مشکل تحویل گرفته می شود یا نه؟ از راننده بخواهید در صورت بروز مشکل همان لحظه با یک تماس تلفنی شما را در جریان بگذارد. شاید شما بتوانید آن مشکل را همان لحظه حل کنید. مجموعا با راننده پخش ارتباط دوستانه ای داشته باشید تا او هم در حل کردن مشکلات تحویل سفارشات، شما را یاری کند. هرچند روز یک بار از حسابدار بپرسید که آیا حساب مشتریانی که شما سفارش آنها را می گیرید مشکلی ندارد؟ نیاز به رسیدگی نیست؟ و به همین ترتیب با تمام کارکنان سازمان، ارتباط گرم و صمیمانه داشته باشید و این ارتباط را حفظ کنید.
***
یادداشت
...............

مقدمه

«ویزیتوری سوپرمارکت» رایج ترین نوع ویزیتوری در جهان است. از آنجا که مصرفی ترین کالاها در سوپرمارکت ها به فروش می روند درنتیجه بیشترین پویایی را برای بازار ایجاد می کنند. امروزه در سراسر دنیا افراد زیادی مشغول ویزیتوری سوپرمارکت هستند و بسیاری نیز در نظر دارند وارد این حرفه شوند. این کار درآمد خوبی دارد و رشد و پیشرفت در این شغل دور از دسترس نیست.
کتاب های بسیاری در مورد فروش و بازاریابی نوشته شده است تا به افرادی که در کار فروش، تجارت و بازاریابی فعال هستند کمک کند. اما در مورد «ویزیتوری سوپرمارکت» به جز مقالات یا فایل های چند صفحه ای یا مطالبی چند خطی در وبلاگ های مرتبط با فروش، کتاب تخصصی دیگری منتشر نشده است. به همین دلیل جای خالیِ یک مرجع تخصصی در این مورد به شدت احساس می شود. از طرفی افراد بسیار زیادی دوست دارند حرفه ویزیتوری سوپرمارکت را تجربه کنند، ولی در این زمینه پیش زمینه ای ندارند، یا موقعیتی برای آموزش نداشتند.
برای اولین بار در کشور این کتاب به صورت تخصصی به آموزش ویزیتوری سوپرمارکت می پردازد. تلاش می شود تمام نکاتی را که ویزیتور باید رعایت کند در این کتاب بیان شود. ویزیتور پس از مطالعه این کتاب با مبانی کار ویزیتوری متناسب با محصولات شرکتی که در آن مشغول به کار است آشنا می شود.
پیشنهاد من به شما این است که حتما قسمتی از پایان هر فصل را که به عنوان صفحه یادداشت برایتان درنظر گرفته شده است با نوشتن مطالب هر فصل، نکته های آموزشی آن را با خود مرور کنید تا هم ملکه ذهن تان شود و هم بعد از اتمام کتاب از یادداشت های خودتان به عنوان مرجع کاملی از اصول ویزیتوری که باید رعایت شوند استفاده کرده و بتواند هرچند وقت یکبار برای یادآوری مجدد به آنها مراجعه کنید.
***
توجه:
بسیاری از اصول ویزیتوری مواد غذایی و سوپرمارکت با اصول ویزیتوری بسیاری از محصولات اصناف دیگر نیز یکسان است. بنابراین ویزیتورهای سایر اصناف هم می توانند با بکارگیری قانون ها و مطالب گفته شده در کتاب پیش رو و همسان سازی آن ها با شغل و محصولات مختص خود، به پیشرفت هرچه سریعتر در حوزه کاری شان دست یابند.
***

نظرات کاربران درباره کتاب كتاب ويزيتورها