فیدیبو نماینده قانونی پژوهشکده مطالعات فرهنگی و اجتماعی و بیش از ۶۰۰ ناشر دیگر برای عرضه کتاب الکترونیک و صوتی است .
کتاب آثار رواج اینترنت در دانشگاه‌های ایران با تاکید بر سرمایه فکری

کتاب آثار رواج اینترنت در دانشگاه‌های ایران با تاکید بر سرمایه فکری

نسخه الکترونیک کتاب آثار رواج اینترنت در دانشگاه‌های ایران با تاکید بر سرمایه فکری به همراه هزاران کتاب دیگر از طریق فیدیبو به صورت کاملا قانونی در دسترس است.


فقط قابل استفاده در اپلیکیشن‌های iOS | Android | Windows فیدیبو

درباره کتاب آثار رواج اینترنت در دانشگاه‌های ایران با تاکید بر سرمایه فکری

این کتاب میزان رواج و کاربرد اینترنت در میان دانشجویان و اعضای هیأت علمی دانشگاه‌ها را بر مبنای سازه‌ی نظری سرمایه فکری، توصیف و تبیین می‌کند. به سه دلیل اساسی، بررسی مسأله مطرح شده در این کتاب ضروری و مهم است. دلیل اول مرتبط با نقش و جایگاه دانشگاه در نظام تولید و ترویج علم است؛ دانشگاه‌ها بخش اساسی از سیستم کلان علمی، آموزشی، و نوآوری ملت‌ها و مکان (محل جغرافیایی و سازمانی) تولید، ذخیره‌سازی‌ و توزیع‌کننده دانش هستند. دانش مهمترین دارایی دانشگاه است که منابع انسانی و مدیریتی دانشگاه، استراتژی و امکانات سازمان عناصر اساسی آن به حساب می‌آیند. همچنین با ظهور عصر اطلاعات و ارتباطات، دانش به عنوان اصلی‌ترین ثروت و سرمایه ملی، جایگزین سرمایه (مالی)، نیروی کار و خدمات شد و بر این اساس اهمیت بسیار زیادی یافت.

ادامه...
  • ناشر پژوهشکده مطالعات فرهنگی و اجتماعی
  • تاریخ نشر
  • زبان فارسی
  • حجم فایل 6.11 مگابایت
  • تعداد صفحات ۳۰۰ صفحه
  • شابک

بخشی از کتاب آثار رواج اینترنت در دانشگاه‌های ایران با تاکید بر سرمایه فکری

شما به آخر نمونه کتاب رسیده‌اید، برای خواندن نسخه کامل، کتاب الکترونیک را خریداری نمایید و سپس با نصب اپلیکیشن فیدیبو آن را مطالعه کنید:



پیشگفتار

این کتاب میزان رواج و کاربرد اینترنت در میان دانشجویان و اعضای هیات علمی دانشگاه ها را بر مبنای سازه ی نظری سرمایه فکری، توصیف و تبیین می کند. به سه دلیل اساسی، بررسی مساله مطرح شده در این کتاب ضروری و مهم است. دلیل اول مرتبط با نقش و جایگاه دانشگاه در نظام تولید و ترویج علم است؛ دانشگاه ها بخش اساسی از سیستم کلان علمی، آموزشی، و نوآوری ملت ها و مکان (محل جغرافیایی و سازمانی) تولید، ذخیره سازی و توزیع کننده دانش هستند. دانش مهمترین دارایی دانشگاه است که منابع انسانی و مدیریتی دانشگاه، استراتژی و امکانات سازمان عناصر اساسی آن به حساب می آیند. همچنین با ظهور عصر اطلاعات و ارتباطات، دانش به عنوان اصلی ترین ثروت و سرمایه ملی، جایگزین سرمایه (مالی)، نیروی کار و خدمات شد و بر این اساس اهمیت بسیار زیادی یافت.
دومین دلیل، مرتبط با قدرت رو به گسترش تکنولوژی های نوین اطلاعاتی و ارتباطی (به ویژه اینترنت) است. در حال حاضر اینترنت با تکیه بر قابلیت های منحصر به فرد خود، به عنوان مهمترین فراساختار ارتباطات جهانی و عامل توانمندی در نوآوری و تغییرات سازمانی و فردی مطرح است. توان یکپارچه سازی رسانه های چندگانه در کاربردهای آموزشی منحصر به فرد، قابلیت ارتباطی بالا، ظرفیت کنترل و کمک به محیط اطلاعاتی، انعطاف پذیری و توانایی گسستن از موانع زمانی و مکانی، به اینترنت این امکان را داده است که بی محابا به همه عرصه ها نفوذ کند و علاوه بر ایجاد دگرگونی های شدید ساختاری، تقریباً همه فعالیت ها و امور را در عرصه های به ویژه علمی وابسته به خود نماید. قدرت نفوذ و اثرگذاری اینترنت تمام فعالیت های اساسی دانشگاه یعنی خلاقیت، ایجاد، نگهداری، یکپارچگی، انتقال و به کارگیری دانش را به شدت متاثر و وابسته به خود ساخته است.
سومین دلیل، که می توان اهمیتی به نسبت بالاتر از دو مورد قبل برای آن قائل بود، لزوم بررسی و شناخت سرمایه فکری سازمان است. سرمایه فکری مجموع توانائی ها و قابلیت ها ملموس و ناملموس انسانی، تکنولوژیکی و خدماتی در اختیار یک سازمان است، اهمیت بالاتر شناخت سرمایه فکری نسبت به لزوم توجه به دانشگاه، به این معنا است که در اساس، ایجاد و تداوم سازمان دانشگاه (و در مجموع هر سازمان دیگر) مبتنی بر مجموع سرمایه فکری در اختیار آن سازمان است. هر چه سرمایه فکری و به عبارتی دارائی های ملموس و ناملموس یک سازمان شناخته شده تر و به تبع آن کاربردی تر شده باشد، قدرت و توان رشد و گسترش سازمان بالاتر خواهد بود. از سوی دیگر ظهور و رواج اینترنت و در مجموع تکنولوژی های ارتباطی و اطلاعاتی، خود محصول به عینیت رساندن بخش های اساسی از سرمایه فکری در یک مجموعه (سازمان) بوده است. به این دلیل شناخت و توجه به سرمایه فکری، سرآغاز هر نوع حرکت در مسیر برنامه ریزی جهت ایجاد یا بهبود است.
نگارنده این کتاب، با توجه به اهمیت موارد گفته شده، بر خود لازم دانسته است که در تحقیقی نسبتاً جامع به رابطه ی میان اینترنت و سرمایه فکری در برخی از دانشگاه های کشور، که در واقع به عنوان دانشگاه مادر شناخته می شوند، بپردازد. لازم به گفتن است که در این کتاب، تصمیم به بررسی مجموع سرمایه فکری موجود در دانشگاه های مورد تحقیق را نداشته ایم و تاکید صرفاً بر بخش هایی از این سرمایه است که بر اساس منطق نظری و روشی مورد استفاده در کتاب، با اینترنت در ارتباط است. با طرح این موضوع، ممکن است این سوال ایجاد شود که با توجه به آنچه در اهمیت توجه به سرمایه فکری گفته شد، آیا اولویت پژوهشی اولیه با سنجش کامل و جامع سرمایه فکری نبوده است؟ پاسخ سوال مثبت است. اما دو دلیل برای رعایت نشدن چنین اولویتی مطرح است. ابتدا سابقه حضور و شناخت مفهوم سرمایه فکری در کشور ما است. پژوهش حاضر اولین پژوهشی است که بررسی سرمایه فکری را ـ هرچند به طور محدود ـ هدف خود می داند؛ البته شاید این پژوهش، تنها پژوهش در حوزه سرمایه فکری در کشور نیز باشد؛ به این دلیل که بر اساس مطالعات اکتشافی ما، تا زمان انجام این مطالعه ـ پایان ۱۳۸۶ـ هیچ پژوهشی که در ایران به سرمایه فکری پرداخته باشد، در دسترس نبود. به این علت، جلب رضایت حامیان مالی تحقیق، در بررسی مفهومی ناآشنا، در شرایطی که انجام هر نوع تحقیق علمی مستلزم هزینه های بسیار سنگینی است، کار چندان آسانی نبود. مساله دوم مربوط به ماهیت پیچیده و دامنه مفهومی گسترده ی سرمایه فکری است که امکان سنجش همه جانبه و در عین حال جامع آن را در یک یا دو پژوهش را نمی دهد. با این حال، مطالعه حاضر، می تواند مدخلی دقیق و جدی بر مطالعات سرمایه فکری و، همچنین، اثرات اینترنت بر سازمان ها ـ به ویژه از نوع آموزش عالی، در کشور باشد.
کتاب در مجموع در هفت فصل تنظیم شده است. ابتدا در فصل اول موضوع و مساله پژوهشی و پیشینه تحقیقاتی در دو بخش رواج اینترنت در دانشگاه ها و سرمایه فکری در دو قسمت مطالعات داخلی و خارجی بیان شده است. در فصل دوم مبانی نظری مرتبط با موضوع رواج اینترنت در دانشگاه ها و مفهوم سرمایه فکری ارائه شده و در ادامه آن چارچوب نظری منسجم و نسبتاً جامعی برای انجام تحقیق تنظیم گردیده است. در فصل سوم، روش انجام تحقیق، متغیرها، شاخص ها و معرف های مورد توجه در تحقیق و نیز جامعه آماری، نمونه گیری و چگونگی جمع آوری داده ها و اطلاعات آمده و در فصل چهارم، داده های حاصل از پیمایش، در دو قسمت سازمانی و فردی توصیف شده است. فصل پنجم به فرایند شاخص سازی و فصل ششم به بیان و تبیین فرضیات اختصاص یافته است. در آخرین فصل، فصل هفتم نیز ابتدا خلاصه ای از آنچه انجام شده است، ارائه شده و سپس با بحث درباره نتایج به دست آمده، برخی راهکارها در جهت استفاده بهینه از اینترنت در دانشگاه ها و شناخت دقیق تر اثر و رابطه آن با سرمایه فکری، ارائه شده است.
***
در اینجا لازم می دانم مراتب قدردانی عمیق خود را از جناب آقای دکتر علی اکبر علیخانی، ریاست محترم پژوهشکده مطالعات فرهنگی و اجتماعی وابسته به وزارت علوم، تحقیقات و فنآوری، آقای ابوالحسن ریاضی مدیر وقت گروه مطالعات فرهنگی پژوهشکده، آقای جلیل کریمی، همکار وقت گروه، و آقای وحید شالچی، ابراز نمایم.
همچنین انجام مطالعه حاضر بدون همکاری ارزنده و دلسوزانه یکایک اعضاء گروه پژوهشی عملی نمی گردید: خانم عذرا محمدی (دستیار اصلی ـ کارشناس ارشد جامعه شناسی)، خانم منیژه اخوان (همکار ـ کارشناس ارشد علوم ارتباطات)، آقایان سید ابوالحسن عسکرپور و کیوان کریمی و خانم الهام نوروزی نژاد (دانشجویان کارشناسی رشته علوم ارتباطات)، آقای سید محسن بنی جمالی (مشاور آماری ـ کارشناس ارشد جامعه شناسی)، آقای علی بروجردی (مشاور و مسئول استخراج داده ها ـ کارشناس ارشد جامعه شناسی).

مهدی منتظر قائم
۱۳۸۹

فصل ۱: کلیات تحقیق

۱ـ۱ـ مقدمه

در عصر صنعتی، سرمایه، نیروی کار و خدمات تولیدکننده ثروت به حساب می آمدند. اما با ظهور عصر تکنولوژی کامپیوتری و اطلاعات، روش کار تغییر کرده است. دانش به عنوان ماده اولیه بیشتر و بیشتر عمومیت یافته است (وستیزن، ۲۰۰۵: ۳۴). دانش به نوعی سرمایه ملی بدل شده است. به قول تی بار(۱) (۱۹۹۹، به نقل از عفت نژاد، ۱۳۸۱: ۷) امروزه نیمی از درآمد ملی کشور ایالات متحده از تولید، پردازش و توزیع داده ها و خدمات اطلاعاتی است. در واقع دانش و مدیریت آن به یک صنعت/ هنر که در سرتاسر نظام های اجتماعی نفوذی عمیق دارد، تبدیل شده است. بسیاری بر این عقیده اند که فعالیت های مختلف مربوط به گردآوری، پردازش، تولید، ذخیره، بازیابی و توزیع دانش پشتوانه اصلی هرگونه برنامه ریزی و شرط رشد و توسعه در ابعاد و سطوح مختلف است.
تغییر در اهمیت توجه به دانش (و مدیریت آن) که در عصر جدید رخ داده است، تا حد بسیار زیادی پیامد پیشرفت در حوزه تکنولوژی اطلاعات و ارتباطات است. از زمانی که تکنولوژی های ارتباطی و اطلاعاتی (به ویژه اینترنت) به وجود آمده، ماهیت دانش، مهارت، استعداد و اطلاعات فردی تغییر یافته است. یکی از دلایل اساسی این تغییرات این است که تکنولوژی اینترنت با تکیه بر قابلیت هایی که دارد، به عنوان مهمترین فراساختار ارتباطات جهانی و عامل توانمندی در نوآوری و تغییرات سازمانی و فردی در نظر گرفته شده است.
این تکنولوژی مشارکت در تولید و استفاده از دانش برای سازمان/ فرد را تسهیل کرده؛ امکان می دهد تا اطلاعات با سرعت بسیار زیاد و به طور کارا جریان داشته باشد؛ اینترنت رشد دانش را سرعت داده است و افزایش قدرت کامپیوتر با هزینه کمتر، محاسبه فرآیندهای پیچیده روزافزون که در زمان گذشته تنها تصور آن امکان پذیر بود را فراهم می سازد. اینترنت امکانات گروهی مانند پست الکترونیکی و حمایت فراساختاری برای کار دانش عرضه کرده و محیطی را که محصولات دانش در آن ایجاد و مدیریت شود را توسعه داده است. تکنولوژی اینترنتی در سطح درون سازمانی و برون سازمانی به کار گرفته شده و واسطه عمومی و مستقل از ماشین آلات برای توزیع و به هم پیوستگی اسناد چندرسانه ای، کارکردهای شبکه های داخلی و خارجی متمرکز بر مدیریت و توزیع اطلاعات فراهم کرده است (نیزن، ۲۰۰۶: ۲۲).
در مقایسه اهمیت دانش میان سازمان ها، دانش نقش بسیار مهمی در یک سازمان دانشگاهی دارد. دانش مهمترین دارایی دانشگاه است که منابع انسانی و مدیریتی دانشگاه، استراتژی و امکانات سازمان عناصر اساسی آن هستند. دانشگاه ها بخشی از سیستم کلان علمی، آموزشی و نوآوری یک ملت و تولیدکننده دانش اند. باارزش ترین منبع دانش دانشگاه، دانشجویان و محققان آن هستند. این موارد بخشی از سرمایه و دارایی های غیرملموس دانشگاه محسوب می شوند.
با پیشرفت عصر اطلاعات و ارتباطات دارایی های غیرملموس سازمان اهمیت بسیار بالایی یافته است (هارگریس، ۲۰۰۱: ۴۹۰). با تکنولوژی اطلاعات و ارتباطات سازمان ها هر چه بیشتر به توانایی های تخصصی و تکنیکی خود و سرمایه های نامرئی که یا در ذهن اعضا آن ها است یا از طریق ساختارهای در جریان سازمان امکان ظهور و عینیت یافته است، متکی شده اند و کمتر به کار یدی وابسته اند.
در این کتاب این دسته دارایی های غیرملموس (و بعضاً ملموس) سازمان را با استفاده از سازه نظری «سرمایه فکری»(۲) معرفی خواهیم کرد و بنا داریم کمیت (و کیفیت) اثر تکنولوژی های ارتباطی و اطلاعاتی را بر این مجموعه دارایی ها در سازمان دانشگاه بررسی کنیم. به عبارت دیگر، در اینجا تلاش برای یافتن پاسخ به این سوال است که با وجود یک دهه سرمایه گذاری برای توسعه اینترنت در دانشگاه های ایران، آیا این تلاش ها، بهره وری و مصرف اینترنت به نتیجه نهایی خود که همان توسعه سرمایه فکری است منجر شده است؟
سرمایه فکری تمرکز بر این امر دارد که منبع ثروت تنها دارایی های فیزیکی مانند ساختمان، ماشین ها و اموال نیست بلکه دارایی های غیرملموسی مانند دانش و اطلاعات نیز منبع اساسی ثروت هستند و برای ارزش آفرینی می توان از آن ها استفاده کرد (اونگِر، ۲۰۰۴: ۱۷).
توجه و استفاده از مفهوم سرمایه فکری همزمان با گسترش فرایند جهانی شدن و به ویژه تجارت جهانی در دهه ۱۹۹۰ است. بنابراین توجه به نقش سرمایه فکری در بخش های مختلف امری نوپا است. البته کاربرد اولیه این مفهوم در ۱۹۶۹ است، ولی تا زمان گسترش تجارت جهانی به حوزه دانش رونق چندانی نداشته است (سیرنکو و بونتیس، ۲۰۰۴). در مجموع این سازه نظری (و سازه های دیگری مانند سرمایه اجتماعی، سرمایه فرهنگی) بیانگر نخستین الگوهای مشخص غیرتجاری است که بسیاری از دانشگاه ها و مراکز آموزش عالی برای شناخت وضعیت کیفی و کمی پیشرفت خود برگزیده اند.
این کتاب با هر کدام از این مفاهیم به گونه ای مرتبط است؛ اما بیش از هر چیز بر آن است که به رابطه یا روابط میان اینترنت و سرمایه فکری با یکدیگر و احتمالاً با دیگر عناصر بپردازد. به این منظور در این فصل در توضیح چرایی توجه به این مفاهیم خواهم کوشید و در فصل های بعدی به ابعاد نظری تر و به ویژه نظریات اصلی این حوزه، سپس چگونگی فرآیند انجام مطالعه و در انتها نتایج حاصل از انجام مطالعه کمی می پردازیم.

۲ـ۱ـ طرح مسئله

در ابتدای ورود کامپیوتر به دانشگاه های دنیا، توجیه عمومی برای سرمایه گذاری در سخت افزار و نرم افزارهای کامپیوتری، توجه به آگاهی و دانش کامپیوتری بود. چنین مفهوم سازی با این پشتوانه نظری شکل گرفته بود که دانشگاه ها در قبال اعضا خود (به ویژه دانشجویان) مسئولیت دارند تا آن ها را با ساخت ها و ابزارهای نوین آشنا کنند؛ لذا می بایست ظهور این تکنولوژی نوین را به اعضا نشان دهند و آن ها را برای مواجهه با این حقیقت که روزی ممکن است کامپیوتر در زندگی روزانه آن ها نقش مهمی داشته باشد، آماده سازند. با گذشت زمان و توسعه اثرات کامپیوتر در جامعه، کسب آگاهی و دانش کامپیوتری تنها مرتبط با کسب اطلاعاتی درباره سخت افزارها و نرم افزارهای کامپیوتر نبود بلکه توانایی در بهره گیری از آن نیز مورد توجه قرار گرفت. در ده سال اخیر این توجه با ظهور اینترنت و تکنولوژی های ارتباطی و اطلاعاتی جدید، که انقلاب دیگری در سپهر ارتباطی و اطلاعاتی ایجاد نموده، شدت یافته است (الیور و تورس، ۲۰۰۰: ۱۰).
تکنولوژی های اطلاعاتی و ارتباطی (ICTs) که اینترنت از جدیدترین انواع آن است، مجموعه گوناگونی از ابزارها و منابع مورد استفاده برای ارتباط و ایجاد، انتشار، ذخیره و مدیریت اطلاعات است و دارای توان یکپارچه سازی رسانه های چندگانه در کاربردهای آموزشی منحصر به فرد، قابلیت ارتباطی بالا، ظرفیت کنترل و کمک به محیط اطلاعاتی، انعطاف پذیری و توانایی گسستن از موانع زمانی و مکانی، هستند. تکنولوژی های نوین در ابتدا برای اهداف حرفه ای یا نیازهای شخصی در دانشگاه ها، مورد توجه قرار گرفت. اما تنها اندکی بعدتر، اینترنت و همنوعانش تغییرات چشمگیری در آموزش عالی ایجاد کرد (دیولین، ۲۰۰۲: ۶۷).
تا پیش از ظهور ICTs، باور عمومی همواره این بوده که دانشگاه مکانی ویژه است برای فعّالیتهای عقلانی یک هیات علمی که پژوهشهای کیفی/ کمی و مورد نیاز را تولید میکند؛ مکانی که بهترین سطح آموزش را در سطح جهان برای دانشجویان خود فراهم میسازد و الگوی عمل در جهت بهبود دانش جهانی و تکنولوژی است. اما شرایطی که آموزش عالی قرنهای متمادی ضمن آن ادامه حیات داده است، در حال حاضر، به شکل چشمگیر، سریع و فزاینده در حال تحول است (راولی و همکاران، ۱۳۷۶: ۴ـ ۵۳). این نکته میتواند به این معنا باشد که دانشگاهها و مراکز آموزش عالی در سپهر جدید، مانند گذشته، تنها متوجه تقاضاهای خارجی نیستند؛ و نیز اینکه زمان مورد نیاز برای پاسخ به این تحولات کم است، هر روز کمتر میشود و آموزش عالی نمیتواند این تحولات را نادیده بگیرد (همان: ۸۲).
فعالیت های اساسی دانشگاه ــ خلاقیت، ایجاد، نگهداری، یکپارچگی، انتقال و به کارگیری دانش ـ به طور عمیقی توسط تکنولوژی های پیشرفته متاثر شده است. تکنولوژی این امکان را به آموزش عالی داده است تا علاوه بر غلبه بر مکان و زمان، یافته های خود را نیز در زمان و مکان توسعه دهد (دیولین، ۲۰۰۲: ۶۹). کارکردهای سازمانی دانشگاه از حوزه خدمات انتقالی یا از سوداگر دانش بودن به سمت خالق دانش حرکت کرده است. بنابراین ویژگی کلیدی آموزش در رسانه جدید تغییر از انتقال محض اطلاعات، به عنوان مثال درباره محاسبات، به آموزش دانشجویان به اندیشیدن درباره استفاده از محاسبات و به کارگیری مفاهیم برای عملکرد و اثبات تعاملی آن است (همان: ۷۸). به علاوه، ماهیت ذاتی مواد رسانه جدید امکان بازنمایی مداوم اطلاعات را فراهم می سازد: به این دلیل که مقدار انبوه داده ها برای کاربران مختلف همواره در دسترس خواهد بود (فلاورز، ۲۰۰۲: ۹۴).
اما تکنولوژی های ارتباطی و اطلاعاتی جدید تا چه اندازه دانشگاههای ایران را متاثر ساخته است؟ در ایران گویاترین شرح از اثرات ICT در تغییر نام وزارت فرهنگ و آموزش عالی (دهه ۶۰ ش) به وزارت علوم، تحقیقات و فن آوری (دهه ۷۰ ش) دیده میشود. با این تغییر، کارکردهایی چون «برنامه ریزی، حمایت و پشتیبانی، ارزیابی و نظارت، بررسی و تدوین سیاستها و اولویتهای راهبردی در حوزه های تحقیقات و فناوری» به وظایف وزارتخانه متولی امور دانشگاهها افزوده شد. در همین دوره عناصری چون آموزش از راه دور و آموزش مجازی نیز به نظام آموزش عالی راه یافت. نکته قابل تامل این است که تغییرات پیش آمده در آموزش عالی ایران، همپایه با تحولات جهانی بوده است. برای مثال مواجهه دانشگاه ها با جنبشهای اجتماعی (دهه۶۰ میلادی)، مواجهه با مقتضیات بازار صنعت و دنیای کسب و کار (از دهه۷۰ میلادی)، مواجهه با تحولات فراصنعتی و جامعه اطلاعاتی (از دهه۹۰ میلادی تاکنون) که هر کدام سپهرهای اجتماعی متفاوتی برای دانشگاه و دانش پژوهان آن ها ایجاد نموده است. اما از این میان مهمترین تاریخ برای عرصه های علمی (و کل جامعه اطلاعاتی) دهه۹۰ میلادی است که به واسطه ابداع شبکه جهانی اینترنت (فراستخواه، ۱۳۸۳) تحولات ناشی از انقلاب الکترونیک و عصر اطلاعات، ظهور جامعه شبکه ای، سازمانهای مجازی و دگرگونی های عمیق ساختاری و تغییر شرایط اجتماعی ناشی از آن، دانشگاه ها را با تغییرات اساسی مواجه کرده است.
میتوان گفت تکنولوژیهای جدید تقریباً همه فعالیتهایی دانشگاهی را متاثر ساخته است مانند حمایت از دانش، طبقه بندی دانش رسمی و غیررسمی، پالایش اطلاعات، تحقیق، بازیابی و ذخیره اطلاعات، سازماندهی و انتشار اطلاعات و داده ها، الگوهای پذیرش دانشجویان و محققین،... تا نظارت بر منابع انسانی دانشگاه و برقراری همایشهای جهانی ارتباطات ماهوارهای و در کل ارتباط میان دانشگاه و جامعه جهانی. هر چند این انقلاب چالشهای مهمی برای هر فرد و گروه (اعم از دانشجو، هیات علمی و بخش اداری) ایجاد کرده است؛ اما در حال حاضر بسیاری از دانشکده ها برای تعریف و معرفی همکاران خود، اصطلاحاتی مانند اینکه آن ها از چه نوع تکنولوژی برای تدریس استفاده میکنند و یا اینکه چگونه اهداف حرفه ای خود را با به کارگیری تکنولوژیها دنبال می کنند، یا حتی این موضوع که متعهد و پایبند به اصول آکادمیکی سنتی هستند، را به کار می برند (به نقل از کارتر، ۱۹۹۸).
اینترنت و تکنولوژی های ارتباطی و اطلاعاتی جدید فرصت های بیشتری برای جذب نخبگان و سرمایه گذاران برای دانشگاه ها فراهم کرده اند. دانشگاه ها می توانند با به کار گرفتن ICTs، رابطه فعالانه ای با فارغ التحصیلان خود داشته باشند تا نیازهای آموزشی آنان نیز برآورده شود. در واقع با امکان تازه ارتباطی دانشگاه ها می توانند مخازن عظیم دانش و خلاقیت را همواره در کنش هایشان داشته باشند. بنابراین استفاده از ICT به معنی افزایش مشارکت در دانش، استفاده از ابزار گروهی و طرح های نرم افزاری برای کمک به کار گروهی است. این نوع تکنولوژی ها به دلیل اینکه همکاری را تشویق می کند به سرعت در دست کاربران جای می گیرد و ابزاری برای ایجاد رابطه و تسهیل تبادل آرا است و با قابلیت هایی که در تغییر و ذخیره تجارب در پایگاه داده ها و نیز تسهیل اشاعه آن میان کاربران دارند، به خوبی می توانند حافظه سازمانی را تقویت کنند. قابلیت مشارکت پذیری و انتقال دانش، سازمان را قادر می سازد تا بهتر، سریع تر و با هزینه کمتری تصمیم گیری کند و نوآوری را در سطح بالا به وجود آورد تا کارایی سازمانی افزایش یابد (هاتامی و گالی یرز، ۲۰۰۳: ۷۲).
بر این اساس اینترنت و تکنولوژی های جدید ارتباطی و اطلاعاتی، می توانند همه فرآیندهای «مدیریت دانش» یعنی فرآیندهای مورد نیاز برای اتخاذ، تدوین و انتقال دانش در سازمان ها (کواکز و کلارک، ۲۰۰۶: ۳۹) (در اینجا در دانشگاه ها) را حمایت و کنترل کنند. مدیریت دانش با مدیریت منابع، فرایندها و دانش برای رسیدن به اهداف سازمانی مرتبط است. این موضوع با عواملی مانند ایجاد تمرکز بر اهمیت اشتراک، ایجاد و کسب مالکیت فکری، تضمین وجود حمایتهای فرهنگی و تکنیکی،... امکان پذیر است و باید یک فرایند مداوم و در حال پیشرفت باشد.
دانش و مدیریت دانش در سطحی دیگر بخشی از مفهوم «سرمایه فکری» است. نظریه سرمایه فکری بخش متاخر مجموعه نظریاتی است که از گذشته در حوزه های مختلف اقتصاد و جامعه شناسی بر سرمایه متمرکز بوده اند. به طور خاص در حوزه نظریات جامعه شناسانه، بیش از یک سده پس از نظریه مارکس در زمینه سرمایه و سرمایه داری، نظریات دیگری پیدا شدند که بیش از آنکه بر سرمایه اقتصادی متمرکز باشند، به سرمایه های نامرئی اما واقعی توجه داشتند. نظریه سرمایه اجتماعی و سرمایه فرهنگی از جمله این نظریات متاخر هستند. پرداختن به این دو نوع سرمایه از حوصله این مبحث خارج است، اما می توان گفت نظریه سرمایه فکری از این خاستگاه برخاسته است یا دست کم پیوندی محتوایی و منطقی با آن ها دارد.
به نظر می رسد توجه جدی به مفهوم و مدل سنجش سرمایه فکری، به دهه ۱۹۹۰ برمی گردد (اونگِر، ۲۰۰۴: ۱۷). به عبارتی دیگر همزمان با ظهور تکنولوژی های جدید ارتباطی و اطلاعاتی است که مفهوم سرمایه فکری در بحث های مدیریت دانش کاربرد بالایی می یابد. بر این مبنا می توان گفت میان این نوع تکنولوژی ها و سرمایه فکری رابطه مستقیمی وجود دارد. سرمایه فکری، به طور خلاصه، دارایی های نامرئی و غیرملموس سازمان است که برای رسیدن به اهداف سازمانی استفاده می شوند. به نظر صاحبنظران حوزه سرمایه فکری، این مفهوم می تواند بخش عمده ای از سرمایه های نامرئی (مانند سرمایه انسانی، رضایت مشتری و نوآوری) که در روش های مالی سنتی نادیده گرفته می شد را بسنجد. به علاوه، شاخص سرمایه فکری معطوف به آینده است و به کیفیت و ارزش آفرینی توجه دارد (چن و همکاران، ۲۰۰۴: ۱۹۶). شاخص سرمایه فکری با اتکا بر برنامه های توسعه ای سازمان و با تاکید بر برنامه های آموزش و بازآموزی می تواند سازمان را برای رسیدن به اهداف راهبردی اش یاری کند (همان: ۱۹۶). در تمام سازمان ها و به ویژه سازمان هایی که از تکنولوژی های جدید بهره می گیرند یا سازمان هایی که تکنولوژی محور هستند، بخش اساسی از دارایی های مهم، کارکنان باهوش و متخصصی هستند که با یکدیگر کار می کنند و چیزی به تولیدات می افزایند که قابل لمس نیست.
از منظر مدیریت سرمایه فکری مهمترین مسئولیت ICTs در سازمان، ایجاد و حفظ محیط ارتباطی برای مبادله دانش است. ابزارهای تکنولوژیکی که از این تبادلات و تعاملات حمایت می کند (مانند ایمیل، پیام های کوتاه، ویدیو کنفرانس و غیره) هرچند در مدیریت دانش چندان قابل توجه نیستند اما به سه دلیل اهمیت زیادی دارند؛ ابتدا اینکه این ابزارها، به ویژه در یک سازمان آموزشی ـ پژوهشی ـ می تواند نقش مهمی در یادگیری فردی داشته باشد. دوم اینکه یادگیری فردی نیاز دارد که به منظور افزایش دانش، در سازمان به اشتراک درآید و سوم اینکه از طریق تعامل، تجمع تجارب ایجاد شده، دانش طبقه بندی و ذخیره شده به وجود می آید (وستیزن، ۲۰۰۵: ۱۲۶) و از این طریق حافظه سازمانی تقویت می شود. به علاوه از این طریق سازمانها می توانند کنترل بیشتری بر روی دارایی های غیرملموس (مانند سرمایه انسانی) داشته باشند.
سرمایه فکری به سازمان ها کمک می کند تا از دارایی های غیرملموس که منبع مهم ارزش سازمانی شده، استفاده بهتری ببرند. از سوی دیگر مفاهیم و تکنولوژی های جدید، سازمان را قادر می سازد تا دانش را ایجاد و ذخیره کند و آن را با کارکنان، تهیه کنندگان، شرکا و مشتریان تقسیم نماید. دانشگاه کارآمد، سرمایه فکری (بهویژه بخشهای مربوط به ایجاد و انتقال دانش) خود را بسیج می کند تا خروجی های فکری آموزشی مورد نظر خود را، با استفاده موفق از راهکارهای ذخیره تجارب (از جمله تکنولوژی ها) بدست آورد (هارگریس، ۲۰۰۱: ۴۹۰).
بر این اساس و با توجه به اثرات اینترنت بر فضاهای آموزشی، کتاب حاضر در تلاش برای بررسی این موضوع اساسی است که چه رابطه ای میان بهره مندی از اینترنت (دسترسی و مصرف اینترنت) و سطح سرمایه فکری در دانشگاه ها وجود دارد؟ بنابراین هدف اساسی این است که با استفاده از مفهوم سرمایه فکری به عنوان ابزاری جدید در سنجش کیفیت و کمیت سازمانها، به فهم و تبیین وضعیت جدید که با ورود اینترنت و دیگر تکنولوژیهای نوین اطلاعاتی و ارتباطاتی به وجود آمده است، در بخشی از نظام آموزش عالی بپردازد؛ و از این طریق علاوه بر نشان دادن تغییر عملکرد، کارآیی و تولیدات نظام آموزش عالی (با ورود ICTs بهویژه اینترنت)،که برای برنامهریزی در جهت بهبود و ارتقاء این نظام اهمیتی بنیانی دارد، عواملی که مانع از دسترسی و بهره وری مناسبتر اینترنت در توسعه فضاهای علمی ـ پژوهشی دانشگاهی است و نیز عواملی که به رغم دسترسی و بهره وری از اینترنت (در دانشگاه ها) باعث عدم افزایش سرمایه فکری (در مجموع و در ابعاد آن) می شوند، شناخته شود.
همچنین فرآیند انجام این کار فرصتی برای ارائه مباحث تئوریک و کاربردی مفهوم سرمایه فکری در دانشگاهها (حوزه دانش نظری و عملی) است و مدیران و برنامه ریزان آموزش عالی را به کاربردهای این مفهوم در برنامه ریزی و مدیریت کارآمدتر توسعه آموزش عالی و نظام دانشگاهی کشور رهنمون میسازد.

۳ـ۱ـ پیشینه تحقیق در ایران و خارج

در این کتاب رابطه یا روابط موجود میان دو موضوع کاملاً مستقل سرمایه فکری و اینترنت مطرح است. طبق روال مطالعات علمی، لازم است پیش از انجام هر پژوهشی، مروری بر مجموعه ادبیات تحقیقی موجود در زمینه مطالعاتی مورد نظر انجام شود، تا از این طریق هم بازنگری بر پژوهش های موجود صورت گیرد، هم آن که احاطه نسبی بر موضوع به دست آید که در نتیجه آن می توان از معایب و مشکلات احتمالی تجربه شده دیگران نیز احتراز کرد. به روال معمول در بررسی مطالعات پیشین، مطالعه اکتشافی را در دو گستره سوابق داخلی و خارجی انجام دادیم. نتایج این مطالعه نشان داد که در داخل کشور تاکنون (نیمه اول سال ۱۳۸۷) هیچ مطالعه ای مبتنی بر نظریه سرمایه فکری انجام نشده است (در صورت انجام چنین مطالعاتی نیز، نتایج آن هنوز منتشر نشده است.) و همه آنچه که موجود است، مطالعاتی است درباره اینترنت و مباحث مرتبط با آن. مطالعات خارجی نیز اگر چه در هر دو قلمرو «اینترنت» و «سرمایه فکری» انجام شده است، که در این میان سهم بخش اینترنت بسیار بیشتر بوده است، با این حال مطالعاتی را که بتواند به طور کامل موضوع مورد نظر ما را پوشش دهد نیافتیم. به بیان دیگر چه در مطالعات داخلی و چه در مطالعات خارجی مطالعه ای را نیافتیم که به روابط بین اینترنت و سرمایه فکری توجه کرده باشد. این نکته، فینفسه هم می تواند نقطه قوتی برای مطالعه ما باشد و هم به دلیل اینکه نخستین تجربه (دست کم در ایران) از این نوع است، محدودیتها و مشکلاتی را سر راه محققان قرار دهد. بدین ترتیب، ادبیات پژوهشی ارائه شده در این بخش شامل دو قسمت است. نخست برخی از نتایج تعدادی از مهمترین مطالعات انجام شده بر روی اینترنت بررسی خواهد شد. در این زمینه، لازم است یادآوری شود که در ارائه مطالعات پیشین، از مجموع مطالعات مربوط به اینترنت در خارج از کشور صرف نظر کرده ایم. استدلال اساسی برای این اعمال محدودیت، علاوه بر فراوانی بسیار زیاد مطالعات اینترنت و دشواری انتخاب برخی از آن ها، این بود که منطقاً با توجه به اینکه بخش تجربی (و نه نظری) این گونه مطالعات برای ما مفید است، لذا بهتر آن است که بیشتر بر تجارب و نتایج پژوهشی داخلی متمرکز شویم. اگر چه منطقی تر آن است که همین استنباط در مورد بخش سرمایه فکری نیز اجرا می شد؛ اما همان طور که اشاره کردیم سوابق پژوهشی و حتی نظری این موضوع در داخل کشور دست کم هنوز منتشر نشده است. لذا در بخش سرمایه فکری منابع ما اساساً مطالعات خارجی بوده است.
بر این مبنا در دو بخش بعدی، ابتدا برخی از مطالعات داخلی مربوط به اینترنت و سپس مطالعات مربوط به سرمایه فکری ارائه شده است.
الف) نتایج مهم برخی از پژوهشهای انجام شده در حوزه اینترنت در ایران
در مطالعه ای با عنوان «بررسی نیازهای اطلاعاتی اساتید محقق دانشگاه شیراز»، که مکی زاده تفتی (۱۳۷۶) در دانشگاه شیراز انجام داده است، مهمترین نکته برای مطالعه حاضر این است که به کارگیری فن آوری های اطلاعاتی، برقراری شبکه های پیوسته رایانه ای، بیشترین پیشنهاد اعضای هیات علمی است. ستوده (۱۳۷۷) اشاره می کند که سطح استفاده اعم از تعداد کاربران و میزان استفاده از منابع الکترونیکی اطلاعات بسیار پایین است. تعداد کاربران اینترنت بیش از لوح های فشرده (CD) است. در میان خدمات و منابع اینترنت، بیشترین کاربرد بر پست الکترونیک و وب تعلق دارد.
یافته های مطالعه تصویری قمصری (۱۳۷۸) نشانگر آن است که در جستجوی اطلاعات از هر دو منبع چاپی و غیر چاپی (الکترونیکی) استفاده می شود. یکی از منابع الکترونیکی اینترنت بوده است. اما تعداد کاربران اینترنت و میزان استفاده آن ها پایین است. در میان خدمات و منابع اینترنت، پست الکترونیک و وب بیشترین درصد را به خود اختصاص داده اند. زمینه فعالیت و مدرک تحصیلی از عوامل موثر بر رفتار اطلاع یابی اعضای هیات علمی کاربر و غیر کاربر اینترنت محسوب شده، تمایل به استفاده از اینترنت در هر دو گروه بالا بوده است.
طبق یافته های مطالعه عفت نژاد (۱۳۸۱) با عنوان «بررسی میزان استفاده دانشجویان تحصیلات تکمیلی دانشگاه شیراز از فن آوری های اطلاعاتی» در دانشگاه شیراز، پاسخگویان از فن آوری اطلاعاتی به میزان بالایی در انجام فعالیت پژوهشی پایان نامه ها، تالیف و ترجمه مقاله استفاده کرده اند و استفاده از فن آوری های اطلاعاتی در فعالیت پژوهشی شرکت در سمینار داخلی، خارجی، تالیف و ترجمه کتاب ضعیف است. همچنین مشخص شد که استفاده از فن آوری های اطلاعاتی در انجام سایر فعالیت های پاسخگویان ضعیف بوده و آن ها تاثیر کمی و کیفی استفاده از فن آوری های اطلاعاتی را بر فعالیت های آموزشی، پژوهشی و سایر فعالیت های خود ضعیف ارزیابی نموده اند. مهمترین مشکلات پاسخگویان در استفاده از فن آوری های اطلاعاتی، کمبود امکانات فن آوری های اطلاعاتی، سرعت کم بازیابی اطلاعات، قطع شبکه، نیاز به آموزش، استفاده از فن آوری های اطلاعاتی و محدود بودن زمان استفاده بوده است. با این حال یافته ها نشان داده است که درصد بسیار کمی از پاسخگویان (۴/۵ درصد) از فن آوری اطلاعاتی استفاده نمی کنند (حدود ۹۵ درصد از آن بهره می گیرند).
بهزاد دوران (۱۳۸۱) در رساله دکتری خود با عنوان «تاثیر فضای سایبرنتیک بر هویت اجتماعی» با تمرکز بر سه هویت خانوادگی و ملی به طرح این مساله پرداخته است که آیا فضای سایبرنتیک بر هویت های سه گانه خانوادگی، همسالان و ملی افراد اثر می گذارد. دوران در رساله خود ابتدا به معرفی وجوه اجتماعی تکنولوژی های جدید ارتباطی ـ اطلاعاتی، گسترش اینترنت و شبکه ای شدن جوامع و نیز تعریف های فضای سایبرنتیک می پردازد. سپس هویت او را در دو رویکرد مدرن و پسامدرن بررسی می کند. در بخش عملی پژوهش، تاثیر تجربه فضای سایبرنتیک بر هویت اجتماعی در سه سطح خانواده، گروه همسالان و جامعه، به روش شبه آزمایشی بررسی می شود. برای این منظور، دو گروه از افراد (دارای تجربه فضای سایبرنتیک به عنوان گروه آزمون و گروه فاقد این تجربه به عنوان گروه شاهد) در یک مقطع زمانی مطالعه و تفاوت دو گروه در مورد متغیر وابسته (یعنی هویت اجتماعی) با یکدیگر مقایسه می شود. بررسی نتایج تحقیق رابطه معناداری میان تجربه فضای سایبرنتیک و هیچ کدام از سه سطح هویت اجتماعی (خانوادگی، همسالان و ملی) پاسخگویان نشان نداده است.
رساله دکتری محمدقلی میناوند چال (۱۳۸۱) با عنوان «بررسی قابلیت و امکان عملکرد اینترنت به عنوان حوزه عمومی سیاسی»، در دانشگاه تربیت مدرس ارائه شده است. این موضوع اختصاص دارد که شبکه اینترنت به عنوان یک شبکه ارتباطی یا رسانه جدید تا چه اندازه قابلیت ایفاء نقش عمومی را دارد و تا چه حد این امکان وجود دارد که در آینده این قابلیت ها تحقق عینی پیدا کند. میناوند این موضوع را با طرح این سوال اصلی دنبال می کند که شبکه اینترنت امکان و قابلیت انجام کدام کارکرد یا کارکردهای حوزه های عمومی را دارد. به عبارتی کلی تر اینکه تا چه حد می توان شبکه اینترنت را با مفهوم حوزه عمومی ـ به شکلی که در نظریات «یورگن هابرماس» جامعه شناس آلمانی آمده است هماهنگ و سازگار دانست؟
نتایج این تحقیق نشان می دهد که خصوصیات ذاتی اینترنت این توان را به این فضای مجازی می دهد که به عنوان ابزار گفتگو در حوزه عمومی در هر جامعه مفروض، کارکردهای اصلی عمومی، یعنی تامین دسترسی همگانی، شکل دادن به افکار عمومی و انجام کنش های جمعی سیاسی را تحقق بخشد ولی تحقق خارجی این قابلیت ها، بستگی تام به وجود شرایط سیاسی و اجتماعی خاص هر جامعه دارد. بنابراین با وجود اینکه میناوند در جریان تحقیق خود موارد متعددی از تحقق عینی امکان عملکرد اینترنت را به عنوان حوزه عمومی ارائه کرده است، دست آخر نتیجه می گیرد که امکان اثبات اینکه کارکردهای سه گانه حوزه عمومی در هر جامعه مفروض به خودی خود و به صرف وجود اینترنت تحقق خواهد یافت وجود ندارد؛ زیرا تمایل و آمادگی یک جامعه به بهره گیری از اینترنت در تحقق کارکردها و اهداف حوزه عمومی بستگی به میزان پیشرفت فرهنگ سیاسی و نهادینه شدن گفتگو در آن جامعه دارد. به علاوه نتایج تحقیق نشان می دهد که قابلیت اینترنت در برابر فشارهای سیستمی نیز مقاومت دارد، اما امکان تسلط نیروهای سیستمی بر اینترنت درآینده همچنان وجود دارد.
***
آنچه از نظر گذشت بخشی از پژوهش های بسیار زیاد در مورد اینترنت و تاثیرات آن در آموزش عالی و بخشهایی از جامعه (مانند حوزه عمومی اجتماعی و هویت اجتماعی) بود. نکات نسبتاً زیادی را می توان با مطالعه این پژوهش ها دریافت. نخست اینکه علی رغم شیوع و رواج بی سابقه اینترنت، شبکه های اطلاع رسانی، فضای دیجیتالی و مجازی و... هنوز هم هیچ نوع ارتباطی نتوانسته است به جای ارتباط انسانی و چهره به چهره تکیه بزند. نکته دوم اینکه علی رغم توسعه وسایل الکترونیکی و انواع منابع اطلاعاتی چاپی و غیرچاپی، هنوز هم کتاب به عنوان یک منبع اطلاعاتی، جایگاه اول را در اختیار دارد. به نظر می رسد اینترنت و رسانه های شبیه آن هنوز هم نتوانسته اند تعمق فکری و تاملی را که یک کتاب برای خواننده به همراه دارد، برای کاربران خود فراهم کنند. با این حال اینترنت و شبکه های اینترنتی، جهان هایی هستند که هر چیزی در آن ها یافت می شود و اصولاً همین امر یکی از دلایل گرایش افزاینده به شبکه های اینترنتی است. شاید به همین دلیل است که در دوره زمانی چند سال اخیر تغییرات سریعی که روند آن ها به سوی اینترنت بوده رخ داده است.

نظرات کاربران درباره کتاب آثار رواج اینترنت در دانشگاه‌های ایران با تاکید بر سرمایه فکری