Loading

چند لحظه ...
کتاب مترو ۲۰۳۴

کتاب مترو ۲۰۳۴

نسخه الکترونیک کتاب مترو ۲۰۳۴ به همراه هزاران کتاب دیگر از طریق اپلیکیشن رایگان فیدیبو در دسترس است. همین حالا دانلود کنید

با کد تخفیف hifidibo این کتاب را در اولین خریدتان با ۴۰٪ تخفیف یعنی ۸,۰۰۰ تومان ارزان‌تر بخرید!

درباره کتاب مترو ۲۰۳۴

ولی چه کسی آن پایین به او احتیاج داشت؟ چه کسی به عنوان یک انسان به او احتیاج داشت، نه یک شخصیت خیالی داخل کتابی که هنوز نوشته نشده است؟ چرا بیش از این خود را فریب دهد؟ وقتی ساشا آن ایستگاه خالی، کولومنسکوئه، را ترک نمود و جسد پدرش را آن‌جا رها کرد، این حس به او دست داد که بالاخره دارد به نقشه‌ی قدیمی فرارشان جامه‌ی عمل می‌پوشاند و بدین ترتیب، با این تصور که قسمت اندکی از وجود او را در خود حمل می‌کند، به نوعی دارد در فرار کردن پدرش نیز به او کمک می‌کند. ولی از آن موقع تا به حال حتی یک بار هم او را در خواب ندیده بود و هنگامی که سعی می‌کرد صورتش را در خیالش به تصویر بکشد تا چیزی را که دیده بود و تجربه کرده بود با او به اشتراک بگذارد، آن تصویر مبهم و بی‌روح در نظرش ظاهر می‌شد. پدرش نمی‌توانست او را ببخشد و نمی‌خواست که این‌گونه نجات پیدا کند. ساشا قبل از این‌که کتاب‌هایی را که پدرش آورده بود، در ازای دریافت غذا و فشنگ بفروشد، نگاهی به آن‌ها می‌انداخت و از بین آن‌ها خاطرات خوبی از یک کتاب مرجع مخصوص گیاه‌شناسی در ذهن داشت. طراحی‌های داخل آن بسیار ساده بودند و شامل عکس‌هایی سیاه و سفید و نقاشی‌هایی که با مداد کشیده شده بودند می‌شدند؛ عکس‌ها و نقاشی‌هایی که بر اثر گذر زمان رنگ و لعابشان را از دست داده بودند. در باقی کتاب‌هایی که به دست او می‌رسیدند، هیچ تصویر دیگری پیدا نکرد و به همین خاطر، این یکی به کتاب مورد علاقه‌ی او تبدیل شده بود. گیاهی که بیشتر از بقیه‌ی گیاهان دیگر از آن خوشش می‌آمد نیز نیلوفر صحرایی بود. نه، نمی‌شد گفت از آن خوشش می‌آمد؛ دلش برای آن می‌سوخت، چون خودش را در آن می‌دید. هر دو به یک شکل به یک پشتیبان احتیاج داشتند. برای رشد کردن و قد کشیدن. برای رسیدن به نور. اکنون غریزه‌اش به او حکم می‌کرد که کنده‌ی قطوری پیدا کند که بتوان به آن تکیه کرد، در آغوشش کشید و خود را به دور آن پیچاند. نه برای مکیدن روح از بدن شخصی دیگر و ادامه دادن به زندگی با اتکا بر آن، نه برای گرفتن نور و گرمای آن. صرفاً به خاطر اینکه او ضعیف‌تر و انعطاف‌پذیرتر از آن بود که بتواند بدون وجود چنین تکیه‌گاهی دوام بیاورد. اگر مجبور می‌شد به تنهایی پیشروی کند، به زمین می‌افتاد. پدر ساشا به او گفته بود که او نباید به کسی وابسته باشد یا روی کسی حساب باز کند. به هر حال، در آن ایستگاه متروک و فراموش‌شده، تنها کسی که ساشا می‌توانست به او تکیه کند، خودش بود و او هم می‌دانست که جاودانه نیست. پدرش می‌خواست که او نه مثل یک پیچک، بلکه مثل یک درخت کاج بلند و محکم رشد کند: او فراموش کرده بود این با طبیعت یک زن در تناقض است.

ادامه...

مشخصات کتاب مترو ۲۰۳۴

بخشی از کتاب مترو ۲۰۳۴

شما به آخر نمونه کتاب رسیده‌اید، برای خواندن نسخه کامل، کتاب الکترونیک را خریداری نمایید و سپس با نصب اپلیکیشن فیدیبو آن را مطالعه کنید:

در حال بارگذاری...

نظرات کاربران درباره کتاب مترو ۲۰۳۴

قیمت منصفانه نیست
در ۱ سال پیش توسط احسان چراغعلی ( | )
ای خدا ۲۰۳۵ کی میاد تو فیدیبو
در ۹ ماه پیش توسط امیرمهدی سرآبادانی ( | )
خیلی طول کشید تا فیدیبو این کتاب رو قرار بده امیدوارم ارزششو داشته باشه فیدیبو لطفا کتاب های دیگه این انتشارات رو هم قرار بده
در ۱ سال پیش توسط عماد ( | )
نسبت به جلد اول خیلی ضعیف تر بود و دیالوگ‌های واقعا افتضاحی داشت . داستانم اصلا خوب پیش نمی رفت پایان بندی آبکی ای داشت. حتی تو فضاسازیم از جلد اول عقب‌تر بود
در ۳ ماه پیش توسط حسین جوادی ( | )
مثل مترو ۲۰۳۳ و فرنچایز مترو. عاااالی و بی‌نظیره💝😍
در ۶ ماه پیش توسط fry...749 ( | )
  • ۱
  • ۲
  • ۳
  • ۴
  • بعدی ›
  • آخرین ››