فیدیبو نماینده قانونی منتشران اندیشه و بیش از ۶۰۰ ناشر دیگر برای عرضه کتاب الکترونیک و صوتی است .

کتاب زبانشناسی جنسیتی
با نگاهی به فیلم هیس! دخترها فریاد نمی‌زنند

نسخه الکترونیک کتاب زبانشناسی جنسیتی به همراه هزاران کتاب دیگر از طریق فیدیبو به صورت کاملا قانونی در دسترس است. تنها لازم است اپلیکیشن موبایل و یا نرم افزار ویندوزی رایگان فیدیبو را نصب کنید.

درباره کتاب زبانشناسی جنسیتی

از آنجا که بررسی و تحلیل فیلم می‌تواند در شناخت لایه‌های پنهان گفتمان حاکم بر فیلم مؤثر واقع گردد تا دیدگاه نویسنده را بهتر به مخاطب انتقال دهد، همچنین بررسی شخصیت‌های فیلم نیز در شناسایی مؤثرتر هدف فیلم به میزان زیادی تأثیرگذار است. تا کنون در ایران پژوهش‌های ارزشمندی در زمینه تحلیل گفتمان انتقادیصورت گرفته است و مؤلفان کتاب حاضر نیز در راستای همان پژوهش‌ها اقدام به بررسی فیلم‌نامه «هیس! دخترها فریاد نمی‌زنند» نموده‌اند تا از آن طریق بتوانند صحه‌ای دیگر بر میزان کارآمدی این رویکرد و به خصوص نظریه فرکلاف گذارده و دلیل و شاهد جدید و متفاوتی بر این مهم بیافزایند و مشخص گردد که شخصیت‌پردازی افراد تا چه میزان تحت تأثیر دیدگاه نویسنده است. بنابراین، نگارش این کتاب دارای اهمیت می‌باشد.

ادامه...
  • ناشر منتشران اندیشه
  • تاریخ نشر
  • زبان فارسی
  • حجم فایل 1.03 مگابایت
  • تعداد صفحات ۱۲۸ صفحه
  • شابک

معرفی رایگان کتاب زبانشناسی جنسیتی

شما به آخر نمونه کتاب رسیده‌اید، برای خواندن نسخه کامل، کتاب الکترونیک را خریداری نمایید و سپس با نصب اپلیکیشن فیدیبو آن را مطالعه کنید:



جنسیت

واژه جنسیت یک مفهوم اجتماعی است و با واژه جنس که معمولاً برای بیان همان موضوع ولی از دیدگاه زیست شناسی به کار می رود متفاوت است. جنسیت شامل رفتارها، نقش های اجتماعی و اندیشه های اجتماعی است که فرهنگ حاکم بر هر جامعه به عهده آن می گذارد (هولمز،(۶) ۱۹۹۲: ۱۵۷).

تحلیل گفتمان انتقادی

فرکلاف (۲۰۰۱) معتقد است تحلیل گفتمان انتقادی علاوه بر عریان سازی چگونگی عملکرد زبان در ابقا و تغییر روابط قدرت در جوامع معاصر، می کوشد شناخت و آگاهی مردم از نقش زبان در شکل دهی، حفظ یا تغییر روابط قدرت را که به ایجاد سلطه و استعمار منجر می گردد فزونی بخشد. آگاهی مورد نظر نهایتاً ممکن است به ایجاد تغییر یا مقاومت در برابر این روابط و نظام ناعادلانه منجر شود (فرکلاف، ۳۸۲:۲۰۰۱).

زبان شناسی جنسیت(۷)

زبان شناسی جنسیت یکی از شاخه های مورد توجه در حوزه جامعه شناسی زبان است که به مطالعه تاثیر متغیر جنسیت بر ایجاد گوناگونی های زبانی می پردازد (کریستال،(۸) ۴۶:۱۹۹۶). کرافت(۹) (۱۳۲:۱۹۷۲) جنسیت را به عنوان یک ساختار نمادین اجتماعی معرفی کرد. به اعتقاد وی نقش ها، هنجارها و انتظارات جامعه از فرد است که جنسیت را به عنوان ساختار اجتماعی جنسیت معرفی می کند؛ به عبارتی از هر جنس انتظار می رود که در چارچوب هویت جنسیتی خود عمل کند.

نگرش

آلپورت(۱۰) (۶۸:۱۹۳۵) نگرش را چنین تعریف کرده است: «نگرش یک حالت آمادگی ذهنی و عصبی است که از طریق تجربه سازمان می یابد و بر واکنش فرد نسبت به تمامی موضوع ها و موقعیت های وابسته به نگرش تاثیر مستقیم و پویا بر جای می گذارد.»

فصل نخست: تحلیل گفتمان

اصطلاح «تحلیل گفتمان» نخستین بار در سال ۱۹۵۲ در مقاله ای از زبان شناس معروف انگلیسی زلیگ هریس(۱۱) به کار رفته است. زلیگ هریس در این مقاله دیدی صورت گرایانه از جمله به دست داد و تحلیل گفتمان را صرفاً نگاهی صورت گرایانه (و ساختارگرایانه) به جمله و متن برشمرد.
بعد از هریس، بسیاری از زبان شناسان تحلیل گفتمان را نقطه مقابل تحلیل متن دانسته اند. به اعتقاد این عده، تحلیل گفتمان شامل تحلیل ساختار زبان گفتاری- مانند گفت وگوها، مصاحبه ها و سخنرانی ها- و تحلیل متن شامل تحلیل ساختار زبان نوشتاری- مانند مقاله ها، داستان ها، گزارش ها و غیره- است. دیری نگذشت که بعضی از زبان شناسان مفهوم را در معناهای متفاوتی به کار بردند. دسته اخیر معتقد بودند که تحلیل گفتمان بیشتر به کارکرد یا ساختار جمله و کشف و توصیف روابط آن می پردازد (بهرام پور، ۶۱:۱۳۷۹).
به عبارت دیگر، تحلیل گفتمان نزد این عده عبارت بود از شناخت رابطه جمله ها با یکدیگر و نگریستن به کل آن چیزی که نتیجه این روابط است. مطابق این تعریف، در تحلیل گفتمان، برخلاف تحلیل های سنتی زبان شناسانه، دیگر صرفاً با عناصر نحوی و لغوی تشکیل دهنده جمله به عنوان عمده ترین مبنای تشریح معنا، یعنی زمینه متن(۱۲) سر و کار نداریم، بلکه فراتر از آن به عوامل بیرون از متن، یعنی بافت موقعیتی،(۱۳) فرهنگی، اجتماعی، سیاسی، ارتباطی و غیره سر و کار داریم. بنابراین، تحلیل گفتمان «چگونگی تبلور و شکل گیری معنا و پیام واحدهای زبانی را در ارتباط با عوامل درون زبانی ([زمینه متن] واحدهای زبانی، محیط بلافصل زبانی مربوطه و نیز کل نظام زبانی) و عوامل برون زبانی [زمینه اجتماعی، فرهنگی و سیاسی و ارتباطی و موقعیتی] بررسی می کند.
البته، زلیگ هریس آن را در معنای وسیعی به کار گرفته است. او معتقد است بحث درباره گفتمان را از دو بُعد می توان سامان داد: اول، بسط رویه ها و روش های معمول در زبان شناسی توصیفی و کار برد آن ها در سطح فراجمله (متن) و دوم رابطه بین اطلاعات زبانی و غیرزبانی مانند رابطه ای زبان و فرهنگ و محیط و اجتماع. در بُعد اول، صرفاً اطلاعات زبانی مدنظر است، ولی در بُعد دوم اطلاعات غیرزبانی مثل فرهنگ و محیط و اجتماع که خارج از حیطه زبان شناسی است مدنظر قرار می گیرد.
یول و براون(۱۴) در تعریف تحلیل گفتمان می نویسند: «تحلیل گفتمان تجزیه و تحلیل زبان در کاربرد آن است، در این صورت نمی تواند منحصر به توصیف صورت های زبانی مستقل از اهداف و کارکردهایی باشد که این صورت ها برای پرداختن به آن ها در امور انسانی به وجود آمده اند.» (بهرام پور، ۶۳:۱۳۷۹).
شیفرین و استابز(۱۵) نیز با تکیه بر گستره فراجمله ای تحلیل گفتمان آن را چنین تعریف می کنند، تحلیل گفتمان «می کوشد تا نظام و آرایش فراجمله ای عناصر زبانی را مورد مطالعه قرار بدهد و بنابراین واحدهای زبانی نظیر تبادلات مکالمه ای یا متون نوشتاری را مورد بررسی قرار می دهد. بر این اساس، سخن کاوی [تحلیل گفتمان] با کاربرد زبان در زمینه های اجتماعی به ویژه با تعاملات یا مکالمات میان گویندگان سر و کار دارد.» مجموع چند تعریفی که از تحلیل گفتمان در اینجا آمده بیانگر آن است که زبان شناسان در بحث از تحلیل گفتمان دو دیدگاه را مطرح می کنند:
نخست، دیدگاهی که تحلیل گفتمان را بررسی و تحلیل واحدهای بزرگتر از جمله تعریف می کند و دوم دیدگاهی که تحلیل گفتمان را تمرکز خاص بر چرایی و چگونگی استفاده از زبان می داند. دیدگاه اول را که به شکل و صورت متن توجه می کند ساختارگرا و دیدگاه دوم را که به کارکرد متن توجه دارد کارکردگرا نامیده اند. اولی گفتمان را واحد مشخصی از زبان می داند که بزرگتر از جمله است و تحلیل گفتمان را تحلیل و بررسی این واحدها برمی شمرد؛ دومی تحلیل گفتمان را مطالعه جنبه های مختلف چگونگی استفاده از زبان می داند که بر کارکردهای واحدهای زبانی متمرکز است. این عده اعمال و کردار مردم و همچنین مقاصد معینی را که آن ها در به کارگیری زبان بدان توجه دارند مدنظر قرار داده و سعی می کنند معانی اجتماعی، فرهنگی و سیاسی، ارتباطی و موقعیتی آن ها را بشناسند (بهرام پور، ۶۴:۱۳۷۹).
تحلیل گفتمان در زبان شناسی متوقف نماند. در مدت نسبتاً کوتاهی (نزدیک به دو دهه) این گرایش از زبان شناسی اجتماعی و زبان شناسی انتقادی، به همت متفکرانی چون میشل فوکو،(۱۶) ژاک دریدا،(۱۷) میشل پشو (۱۸) و دیگر متفکران برجسته مغرب زمین وارد مطالعات فرهنگی، اجتماعی و سیاسی شد و شکل انتقادی به خود گرفت. این متفکران که تحلیل گفتمان را بیشتر در قالب تحلیل انتقادی گفتمان بسط و گسترش دادند خود وام دار مکتب انتقادی فرانکفورت و وارثان مستقیم و غیرمستقیم آن در دهه ۱۹۶۰- مارکسیست های جدید، به ویژه گرامشی(۱۹) و پیروانش، ساختارگرایانی چون آلتوسر(۲۰) و محققان مکتب فمینیسم- بودند.
مفهوم گفتمان، امروزه به صورت یکی از مفاهیم کلیدی و پُرکاربرد در تفکر فلسفی، اجتماعی، و سیاسی و ارتباطی مغرب زمین درآمده و با مفاهیمی چون سلطه، زور، قدرت، مهاجرت، نژادپرستی، تبعیض جنسی، نابرابری قومی و غیره عجین گشته است. اکنون و به همین جهت، معنای آن با آن چه صرفاً در زبان شناسی مدنظر بود تغییر کرده است؛ هر چند این تغییر در امتداد مسیر معنای اولیه آن قرار دارد.

مفروضات و ویژگی های تحلیل گفتمان

آنچه در تحلیل گفتمانی مبنا قرار می گیرد این است که معانی و درکی که ما از جهان داریم تنها در چارچوب گفتمان های مختلف ممکن می شود. به عبارتی، می توان این گونه بیان کرد که گفتمان ها نظام های معانی هستند که باورهای ما را نسبت به واقعیت های مختلف سیاسی و اجتماعی شکل می دهند؛ بدین ترتیب گفتمان ها بر سوژه ها چیره اند. سوژه ها تنها در برهه زمانی خاصی که یک گفتمان تضعیف می شود، خود را بازمی نمایاند. در غیر این شرایط، «مردم توسط گفتمان ها بازخواهی می شوند؛ یعنی در موقعیت های مختلف سخن گویی قرار می گیرند و مجبور هستند به گونه ای خاص سخن بگویند». جهان واقع شاهد ظهور و افول گفتمان هایی هست که می آیند و می روند؛ بر این اساس تضعیف یک گفتمان که به عنوان گفتمان مسلط مطرح است باعث ایجاد بحران می شود. از این رو، گفتمان های رقیب تلاش می کنند تا به حل بحران بپردازند. بدین شکل، رقابتی میان گفتمان های متعدد شکل می گیرد که طی آن هر یک از گفتمان ها می کوشند تا به تقاضاهای متنوع پاسخ دهند. سرانجام در شرایط بحران از میان این گفتمان های متعدد رقیب، یک گفتمان مسلط می شود، گفتمانی که ادعا دارد می تواند به بازسازی نظام اجتماعی اقدام کند. البته پاسخ این گفتمان به مسائل جامعه الزاماً منطقی و مستدل نیست، بلکه به شکلی است که دیگران را متقاعد کند این گفتمان توان جانشینی و حل مسائل را دارد. این گونه است که نظمی جدید بر پایه این گفتمان شکل می گیرد. این روند تدریجی است، اما باید توجه داشت که تسلط یک گفتمان به معنی تثبیت کامل و پاسخ آن به تمام تقاضاها نیست. با این حال، این سلطه گفتمانی به افول مجدد سوژه می انجامد. نکته ای که در تحلیل گفتمان می بایست به آن توجه کرد، اینکه در ذات تحلیل گفتمان نوعی نسبی گرایی وجود دارد؛ بدین معنا که از منظر تئوری پردازان رهیافت گفتمان، در هیچ گفتمانی حقیقت به شکل مطلق آن وجود ندارد و این از مهم ترین مفروضات روش گفتمان است. از دیگر مفروضات روش گفتمان که برآیندی از قواعد تحلیل متن، هرمنوتیک، نشانه شناسی، مکتب انتقادی، واسازی، روان کاوی مدرن و دیرینه شناسی و تبارشناسی فوکو است، می توان به این موارد اشاره کرد:
۱- متن یا گفتار واحد توسط انسان های مختلف می تواند به شکل متفاوت نگریسته شود؛
۲- متن را می بایست به عنوان یک کل معنادار نگریست و این معنا لزوماً در خود متن نیست؛
۳- متن ها بارِ ایدئولوژیک دارند و خنثی نیستند؛
۴- هر متنی در شرایط خاصی تولید می شود و بنابراین رنگ خالق خود است؛
۵- هر متنی به یک منبع اقتدار مرتبط است، البته این اقتدار الزاماً سیاسی نیست (حقیقت، ۱۵:۱۳۸۵).

فصل دوم: تحلیل گفتمان انتقادی

بنیاد تحلیل گفتمان انتقادی را می توان در زبان شناسی انتقادی، جستجو کرد. «احتمالاً تحت تاثیر تحولات فرانسه در دهه هفتاد که به واسطه فوکو، پشو و دیگران منجر به شکل گیری نگرش های جدید به زبان و گفتمان شد و همچنین به علت ناکارآمدی های نگرش های سنتی به تحلیل گفتمان در زبان شناسی، افراد فوق پایه های نگرش انتقادی به زبان را بنا نهادند. این افراد سه اصل مهم را مبنای کار خود قرار دادند: یک، زبانی که به کار می بریم مجسم کننده دیدگاهی خاص نسبت به واقعیت است. دو، تنوع در گونه های گفتمان از عوامل اقتصادی و اجتماعی جدایی ناپذیرند، از این رو، تنوع زبانی منعکس کننده و مبین تفاوت های اجتماعی ساخت مندی است که این تنوع زبانی را ایجاد می کند و سه، به کارگیری زبان حاصل و بازتاب فرایند و سازمان اجتماعی نیست، بلکه بخشی از فرایند اجتماعی است.» (سلطانی، ۱۳۸۴: ۵۱).
ون دایک(۲۱) (۱۹۹۹: ۹۶۰) هدف تحلیل گفتمان انتقادی را «همانا افشا، اطلاع دادن و ایستادگی در برابر نابرابری اجتماعی می داند. به نظر وی، چنین تحلیلی ما را قادر می سازد تا آن گونه های گفتمانی که از قدرت سوء استفاده کرده و در نهایت به بی عدالتی منجر می شود را مورد بررسی و ارزیابی قرار دهیم: تحلیل گفتمان انتقادی سعی دارد تا با کنار زدن جامه زبان از تن ایدئولوژی های پنهان در متن به آشکار کردن آن ها بپردازد و از آنجا که همیشه افراد و گروه های مسلط زبان را برای تقویت چنین ایدئولوژی هایی به کار می گیرند، لذا زبان را باید مورد تحلیل و کنکاش قرار داد.»
مفهوم گفتمان و تحلیل انتقادی آن اینک با نام فوکو همراه شده است. به نظر فوکو گفتمان ها تشکیل شده از علامات اند. اما کارکردشان از کاربرد این علامات، برای نشان دادن و برگزیدن اشیاء بیشتر است و همین ویژگی است که آن ها را غیرقابل تقلیل به زبان، سخن و گفتار می کند. گفتمان امروزه بیانگر ویژگی ها و خصوصیات تاریخی چیزهای گفته شده و چیزهایی است که ناگفته باقی می ماند. گفتمان ها نه تنها مربوط به چیزهایی است می تواند گفته یا درباره اش فکر شود، بلکه درباره این نیز هست که چه کسی، در چه زمانی و با چه آمریتی می تواند صحبت کند. گفتمان ها مجسم کننده معنا و ارتباط اجتماعی است؛ شکل دهنده ذهنیت و نیز ارتباطات اجتماعی- سیاسی (قدرت) است. در نظر فوکو، گفتمان ها همچنین اعمالی هستند که به طور سیستماتیک موضوعاتی را شکل می دهند که خود سخن می گویند. گفتمان ها درباره موضوعات صحبت نکرده و هویت موضوعات را تعیین نمی کنند، بلکه سازنده موضوعات اند و در فرایند این سازندگی مداخله خود را پنهان می کنند.» (بهرام پور، ۷۲:۱۳۷۹).

تقدیم به:
این کتاب را ضمن تشکر و سپاس بیکران و در کمال افتخار و امتنان تقدیم می نمایم به:
محضر ارزشمند پدر و مادر عزیزم به خاطر همه ی تلاش های محبت آمیزی که در دوران مختلف زندگی ام را انجام داده اند و با مهربانی چگونه زیستن را به من آموخته اند.
به استادان فرزانه و فرهیخته ای که در راه کسب علم و معرفت مرا یاری نمودند.
به آنان که در راه کسب علم دانش راهنمایم بودند.

نظرات کاربران درباره کتاب زبانشناسی جنسیتی