فیدیبو نماینده قانونی انتشارات آثار فکر و بیش از ۶۰۰ ناشر دیگر برای عرضه کتاب الکترونیک و صوتی است .
کتاب نگاشت نهادی دستگاه‌های فرهنگی حوزه تبلیغ دین

کتاب نگاشت نهادی دستگاه‌های فرهنگی حوزه تبلیغ دین

نسخه الکترونیک کتاب نگاشت نهادی دستگاه‌های فرهنگی حوزه تبلیغ دین به همراه هزاران کتاب دیگر از طریق فیدیبو به صورت کاملا قانونی در دسترس است.


فقط قابل استفاده در اپلیکیشن‌های iOS | Android | Windows فیدیبو

درباره کتاب نگاشت نهادی دستگاه‌های فرهنگی حوزه تبلیغ دین

نگاشت نهادی یک نظام با نگاهی کلان بیان می‌دارد که چه عناصری برای انجام کارکردهای مورد انتظار از آن نظام پیش‌بینی شده‌اند، هر یک از این اجزاء چه نقشی در نظام به عهده دارند و چگونه روابطی بین آنها پیش‌بینی شده است. بنابراین نگاشت نهادی یک نظام علاوه بر آشکارسازی کارکردهای مورد انتظار از آن نظام، قابلیت‌های ساختاری و کارکردی آن نظام برای انجام ماموریت‌های مورد انتظار را نیز ترسیم می‌نماید. ترسیم نگاشت نهادی نظام بهینه تبلیغ دین در قدم اول می‌تواند کارکردهای مورد انتظار از این نظام را احصاء و در گام بعدی پیشنهاداتی برای تعیین اجزاء، نقش هر یک از آنها و روابط فی مابین ارائه دهد. نظر به اینکه شکل گیری اکثر نهادهای دینی با توجه به مقتضیات زمانی و بعضاً ضرورتهای مقطعی با هدف تسهیل فرآیند گذار از فضای حاکم قبل از انقلاب به فضای دینی مطلوب صورت گرفته‌اند. تهیه نگاشت نهادی نظام بهینه تبلغ دین در کشور می‌تواند ضروری تلقی شود و پیشاپیش می‌توان تصور کرد که طیفی از پیشنهادات برای اصلاح وضعیت موجود توسط اینکار ارائه گردد. به عنوان مثال یکی از چالشهای نظام حاکمیت در مدیریت فرآیند تبلیغ دین اینجاست که در مواقعی که حتی ضعف بخشی از این فرآیند نیز آشکار شده، حاکمیت در این که اصلاح موضوع را از کدام عنصر نظام تبلیغ طلب نماید ابهام دارد چرا که مرزبندی دقیق و صریحی بین دستگاه‌ها و نقشهایی که از آنها انتظار می‌رود وجود ندارد. نگاشت نهادی دستگاه‌های اصلی نظام تبلیغ دین می‌تواند در این زمینه راهگشا باشد.

ادامه...
  • ناشر انتشارات آثار فکر
  • تاریخ نشر
  • زبان فارسی
  • حجم فایل 3.66 مگابایت
  • تعداد صفحات ۱۷۶ صفحه
  • شابک

بخشی از کتاب نگاشت نهادی دستگاه‌های فرهنگی حوزه تبلیغ دین

شما به آخر نمونه کتاب رسیده‌اید، برای خواندن نسخه کامل، کتاب الکترونیک را خریداری نمایید و سپس با نصب اپلیکیشن فیدیبو آن را مطالعه کنید:



تبلیغ و ارتباطات

برخی از دانشمندان در تعریف ارتباطات گفته اند: «ارتباط را می توان جریانی دانست که در طی آن دو نفر یا بیشتر به تبادل افکار، نظرات، احساسات و عقائد خود مبادرت می ورزند.» (۱۹)
ارتباط و انتقال پیام به دیگری اساس شکل گیری جامعه است... به گفته شرام: «بطور کلی ما می خواهیم با گیرنده پیام خود در یک مورد و مسئله اشتراک فکر و هماهنگی عقیده پیدا کنیم.» (۲۰)
صاحب نظران ارتباطات گفته اند: در عناصر ارتباط جمعی پنج عنصر یا رکن در فرآیند ارتباط قابل تمیز است: «فرستنده پیام، گیرنده پیام، پیام (محتوا)، وسیله ارتباط و اثر گذاری پیام دهنده بر پیام گیرنده». (۲۱)
دکتر عبداللطیف حمزه می گوید: «ارتباطات یکی از دانش های جدید است و «اعلام و دعایه» (اطلاعات و تبلیغات) از شاخه های ارتباطات بشمار می رود.»(۲۲)
نامبرده در بخشی دیگر از کتاب خود ارتباطات را سه قسم کرده است: ارتباط شخصی، ارتباط جمعی و ارتباط عمومی.(۲۳)
«لاندبرگ، شراک ولارسن» در تعریف بسیار موجز، ارتباط را عبارت از انتقال معانی یا پیام از طریق نمادهایی چند می دانند. بنظر این سه دانشمند: زمانی که انسانها از طریق نمادهایی چند به تاثیر بر یکدیگر می پردازند در ارتباط با یکدیگر قرار گرفته اند. (۲۴)
«ادوین امری» مفهوم ارتباط در معنی عام را با توجه به ارتباط جمعی چنین تعریف می کند: «ارتباط عبارتست از فن انتقال اطلاعات، افکار و رفتارهای انسانی از یک شخص به شخص دیگر.» (۲۵)
«دکتر جیهان احمد رشتی» می نویسد: «مفهوم ارتباط اشاره به هر عملی دارد که بموجب آن مردم بر یکدیگر اثر می نهند. مفهوم این تعریف این است که در هر کاری از کارها یا حادثه ای از حوادث نوعی ارتباط وجود دارد، زیرا آنگاه که یک فرد کار بخصوصی یا حادثه خاصی را درک می کند این درک موجب تغییراتی در معلومات این فرد شده و بدینسان بنوعی تحت تاثیر قرار گرفته است.
... هنگامی که ما ارتباط برقرار می کنیم می کوشیم دیگران را در معلومات و افکار خود شریک سازیم و در افکار و معلومات با دیگران شریک شویم. بنابراین ارتباط بر مشارکت در معلومات و تصورات ذهنی و عقائد استوار است.»(۲۶)
بنابراین تعاریف که در ارتباطات ذکر گردید؛ می توان گفت تبلیغات در مفهوم کلی چیزی مرادف یا مشابه با ارتباطات است و بدینگونه می توان تبلیغات را مشمول همان اصول علمی دانست که بر ارتباطات حاکم است. زیرا همانگونه که گفتیم تبلیغات در شاخه ارتباطات جای می گیرد و ارتباطات در لیست علوم اجتماعی قرار دارد. و قهراً تعریف علم می تواند با واسطه بر تبلیغات صادق آید.....
این بحث در صورتی است که علم را به اصطلاح روز معنی کنیم. اما اگر علم به معنی مطلق دانستنی ها و خارج از اصطلاح روز باشد، بدون شک کسی که به کار تبلیغی دست می زند دارای شناخت و دانشی در این زمینه است. این دانستنی ها لازم نیست منظم و تحت اصول علمی روز باشد بلکه همین مقدار که مبلغ از اطلاعات و معلوماتی در این زمینه برخوردار باشد می گویند از علم تبلیغ برخوردار است. البته لازم به یادآوری است که امروزه وقتی واژه « علم» بکار می رود مفهوم مصطلح آن مد نظر قرار می گیرد.
ابراهیم امام در تعریف تبلیغات می گوید:
الاعلام هو علم الاتصال و هو من احدث العلوم الاجتماعیه التی عرفها العام الحدیث. و هو علم یبحث فی ظاهره التاثیر فی الناس بوسائل الاتصال المختلفه....(۲۷)
تبلیغات همان دانش ارتباطات، از تازه ترین دانش های اجتماعی است که جهان کنونی می شناسد و آن دانشی است که از چگونگی اثرگذاری بر مردم بوسیله پیام های مختلف ارتباطی بحث می کند.
با اینحال، برخی از دانشمندان غربی را عقیده بر آنست که تبلیغات بیش از آنکه بعد علمی داشته باشد، از خاصیت تکنیک و هنر بهره مند است. «جاکوس الیول»، با توجه به سیستم تبلیغاتی غرب می نویسد:
«بسیاری از صاحبنظران، تبلیغات را مجموعه ای از نیرنگ ها و فعالیتهای کم و بیش سری می دانند. روانشناسان و جامعه شناسان غالباً منکر بعد علمی این فعالیتها هستند. ما نیز به سهم خود کاملاً موافقیم که تبلیغات فن و تکنیک است نه دانش. اما فنی نوین که در عین حال مبتنی بر یک رشته یارشته هایی از علوم است. تبلیغات تجلی شاخه های علوم است و همگام با آن به پیش می رود.»(۲۸)
دانش تبلیغ در اسلام
دکتر عماره نجیب استاد رشته ارتباطات در دانشگاه اسلامی (عربی) تحت عنوان «علم تبلیغ یا علم ارتباطات» با اشاره به علمی شدن بحث تبلیغ در نیمه دوم قرن بیستم میلادی می نویسد:
تبلیغ بعنوان یک رشته دانستنی ها که دارای اصول و قواعد ویژه خود می باشد در قرن بیستم صورت علمی گرفت و این بعد از آنی بود که دانشمندان و محققان این فن با تلاش و کوشش نظریات خود را به تصنیف کشیده و دانش تبلیغات را به مکاتب و مذاهب و دیدگاههای ویژه فکری مستند نمودند و پس از بحث و کاوش و وضع قواعد ارزشیابی و داوری روی این دیدگاهها، بالاخره آن را تعمیم داده و به تعلیم و تعلم آن پرداختند.
نامبرده سپس «علم تبلیغ در عرف اسلام» را عنوان ساخته و می نویسد:
هرگاه بپذیریم که علم تبلیغ بعنوان یک فن، با اصول و قواعد آن تکمیل گردیده و این قواعد و اصول از روش خاص علمی که بر استقراء و آمار و تجربه میدانی و عملی استوار است، نظیر این اسلوب را اسلام نیز در دعوت، تبلیغ و اعلام نموده است.
تجربه، استقراء و کوشش و کاوش که از مبانی روش علمی می باشند؛ در دعوت و تبلیغ، از آن زمان که رسالت خاتم انبیاء آغاز گردید، ملاک عمل بوده است. مثلاً در قرآن، طبیعت روح فردی و اجتماعی انسان با توجه به سوابق و تجارب نسلهای پیشین که علام الغیوب بدان وقوف دارد و قرآن و سنت بیانگر آن است ارائه گردیده است.
رازها و اسرار زندگی اجتماعی و علل صلاح و فساد جوامع نیز باستنادتاریخ حیات انسان و با نتایج دقیق کشف گردیده که با بودن آنها تبلیغ کننده را در میدان عمل به شواهد و بیان نیاز نیست مگر بمنظور تحکیم آن نتایج و تاکید قواعد قرآن کریم در این زمینه ها.
در طول عمر رسالت خاتم، تجارب و عملیات از این نمونه بسیار است که برای ارزشیابی آنچه قرآن از تجارب پیشینیان آورده، کفایت می کند. با این حال وجود این تجارب مانع از آن نیست که تحقیق و تجربه استمرار یابد ولکن اینکار باید به روش قرآن و سنت و در پرتو اصول دعوت و تبلیغ در اسلام باشد.
بنابراین آنچه دانستن آن لازم است؛ اینست که برای مسلمانان قول به تازگی داشتن علم تبلیغ، مفهومی ندارد جز اینکه علم تبلیغ مانند روانشناسی و جامعه شناسی در روزگار کنونی متاثر از طرحها و روشهای یهود می باشد. تلاش برای جداسازی این علوم از اسلام و پی ریزی آنها بر اساس و اصولی مخالف با اصول و قواعد دعوت اسلامی، چیزی شبیه کوشش برای جدا سازی دین از سیاست در کشورهای اسلامی است.(۲۹)
تبلیغ از عناصری تشکیل می شود که مفهوم آنرا عینیت می بخشد. این عناصر عبارتند از: «پیام دهنده، پیام گیرنده و پیام» که بدون اینها پیام رسانی تحقق نمی پذیرد. بحث در این است که آیا عناصر دیگری هستند که بعنوان عناصر اساسی در تحقق خارجی تبلیغ دخیل باشند؟ برخی ابزار تبلیغ را بر عناصر فوق الذکر افزوده اند، بدان جهت که بدون آن رابطه بین پیام دهنده و پیام گیرنده تحقق نمی پذیرد. برخی دیگر «تاثیر پیام» را نیز افزوده اند چرا که تحقق تبلیغ به تاثیر آنست. استاد شهید مطهری «روش و شیوه» را یکی از مهمترین ارکان تبلیغ شمرده اند.
در خطابه ارسطو به سه رکن خطابه: «گوینده، گفتار و مخاطب» اشاره شده است.(۳۰)
در جامعه شناسی رسانه های همگانی به پنج جزء ارتباط توجه شده است: «دیدگاههایی که طی مدت طولانی از نخستین بار تا سالهای۱۹۴۰بر جامعه شناسی ارتباطی حکومت می کرد در پنج پرسش«هارولدلاسول» خلاصه می شده است: «کی، چه می گوید، از چه مجرایی، به کی و با چه تاثیری؟»(۳۱)
رمضان لاوند می گوید: کارشناسان تبلیغ اتفاق نظر دارند که عناصر تبلیغ عبارتست از:

۱- پیام دهنده و مبداء پیام.
۲- پیام و محتوا.
۳- پیام گیرنده.
۴- هدف از پیام رسانی(۳۲)

محمد فتحی علی شعیر می نویسد: از نظر کارشناسان تبلیغات شش چیز ارکان تبلیغ را تشکیل می دهد. که عبارتند از: پیام دهنده –پیامگیرنده–ابزار–تاثیر–عکس العمل و آنگاه به توضیح هریک می پردازد. (۳۳)
۱- پیام دهنده = مبلّغ
پیام دهنده یکی از عناصر تبلیغ و پیام رسانی است. پیام دهنده نخست پیامی را منظور داشته و با ارزشی که بر اساس فرهنگ و تفکر خویش، برای پیام قائل است، سعی دارد آن را به دیگران منتقل کرده و گسترش دهد. پیام دهنده با ابزار تبلیغ فرق دارد. ابزارها مانند روزنامه، رادیو، تلویزیون، فیلم، کتاب و حتی ابزارهای انسانی وسیله ای هستند در دست پیام دهنده، و از خود انگیزه ای ندارند در حالیکه فرد یا گروه یا نهاد تبلیغی با انگیزه و هدفی که در درون دارد، به کار تبلیغی دست می زند در این جهت میان مبلّغان تفاوتی نیست. تبلیغ اعم از دینی، فرهنگی، سیاسی، اقتصادی، فکری، اخلاقی و غیره، بالاخره آرمانی را تعقیب می کند که پیام رسان حامل آنست.
این آرمان ممکن است مشخص و آشکار باشد و ممکن است پنهان و نامشخص باشد. قداست عمل مبلّغ را نیز همان ایده و آرمان معین می کند و بهایی در خور، برای آن در کفه سنجش می نهد.
تعریف: پیام دهنده فرد یا گروه یا نهادی است که سعی دارد فکر، عقیده یا رفتاری را با ابزار خاص به دیگران منتقل نموده و بدینوسیله در مخاطب یا مخاطبین دگرگونی ایجاد کند.
در معجم الوسیط «داعیه» یعنی: دعوتگر را چنین تعریف نموده است:
«الداعیه الذی یدعو الی دین اوفکر».
در برخی از تعاریف دیگر چنین آمده: «اولین عامل تشکیل دهنده یک ارتباط، دهنده اطلاعات و یا دهنده پیام است. معلم، سخنران، نویسنده، واعظ، خواننده، هنرمند، هنرپیشه، نقاش، مجسمه ساز، دکوراتور، گوینده تلویزیون همگی از جمله پیام دهندگانی هستند که بطور مستقیم یا غیر مستقیم سعی دارند در قالب های مختلفی پیام خویش را به گیرندگان خود ارائه نمایند.(۳۴)
نقش مبلّْغ در ابلاغ پیام همواره در کلیه جوامع مورد اهتمام بوده است. شعرا، خطبا، نویسندگان و هنرمندان، حتی در جوامع جاهلی و غیر متمدن، جایگاهی حساس داشته اند و افراد جامعه آنها را زبان خویش و بیان کننده آرمانها، افکار و احساسات خود می دانسته اند، آنها را ارج می نهاده وپیشاپیش خود می فرستاده اند....
با اینحال ارزش مبلّغ را جدای از ارزش کار تبلیغی، نباید پنداشت، قداست عمل مبلّغ به قداست عمل او بستگی دارد. اگر در جامعه ای کار تبلیغی به معنی ارشاد، آموزش، روشنگری و هدایت باشد. مبلّغ نیز از ارزشهای معنوی این معانی برخوردار است. و هر گاه تبلیغ در محیطی به معنی پر و پا گاند مصطلح، آوازه گری و شستشوی مغزی باشد، مبلّغ نیز همان ارزشها را با عمل خود حمل می کند و لذا مردم آن جامعه چون جریان تبلیغ را در جهت سلب اندیشه آزاد می بینند، نسبت به مبلّغ نیز با همان دید می نگرند و با تردید و احتیاط با تبلیغات و مبلّغ بر خورد می کنند، وضع تبلیغات عصر ما در بسیاری از جوامع چنین حالتی را پیدا کرده است.
می توان گفت که از آغاز جنگ سرد (Cold War) تاکنون، برای عموممردم دنیا و بخصوص ملت های درگیر به خوبی روشن شده است که از قداست تبلیغ و ارزش وجایگاه مبلّغ به شدت کاسته شده است.
۲- پیام گیرنده
دومین عنصر تبلیغ، مخاطب و «پیام گیرنده» است. زیرا اگر مخاطبی نباشد که پیام را دریافت کند؛ تبلیغ و پیام رسانی معنی پیدا نخواهد کرد. از آن نظر مبلّغ به کار تبلیغاتی دست می زند که می خواهد دیگران را شریک افکار و معتقدات خود سازد و گرنه، هیچ انگیزه و عاملی برای اظهار عقیده یا دعوت به مطلب مورد نظر وجود نخواهد داشت. بنابراین بحث از مخاطب و شناخت وی از مسائل مهم باب تبلیغ به شمار می رود اینکه او چه کار می کند؟ در چه محیطی تربیت شده؟ خاستگاه خانوادگی اش چیست؟ در چه مرحله ای از رشد فکری و فرهنگی است؟ چه اندازه ظرفیت و زمینه دارد؟ شرائط اجتماعی و افکار عمومی محیط وی چگونه است؟ از نظر روانی به چه چیز گرایش و دلبستگی دارد؟ چگونه می توان وی را به پیام توجه داد یا علاقمند ساخت؟ و دهها نکته دیگر از این قبیل در رابطه با پیام گیرنده قابل طرح است:

- گروههای سنی مخاطبین، کودکان، نوجوانان، جوانان، بزرگسالان.
- گروههای جنسی: زن یا مرد بودن.
- گروههای اعتقادی: مومن، جاهل، معاند یا بی تعهد بودن.
- سطح تحصیلات: بی سواد، با سواد: پائین، متوسط، عالی و...
- وضع اقتصادی: مرفه، متوسط یا فقیر بودن.
- پایگاه اجتماعی: بالا، متوسط، پایین.
- مشخص بودن مخاطب یا نامشخص بودن آن.

و فروع و شاخه های دیگر مانند اینها نیز می تواند هر یک در شناخت مخاطب مطرح باشد. مخاطب شناسی یک شرط اساسی در موفقیت تبلیغ و شاخه ای است از «حکمت»، همانگونه که در برخی تفاسیر آیه کریمه: «ادع الی سبیل ربک بالحکمه...» آمده که در دعوت به دین، شرط حکمت است که مقتضای حال مخاطب را بشناسی و آنگاه آهنگ دعوت کنی. اگر حکمت را منحصر به این جهت ندانیم حداقل شامل آن باید دانست. چرا که ایراد سخن و عنوان ساختن دعوت حکیمانه، جدای از رعایت حال مخاطب نیست. از طرف دیگر در تعریف بلاغت گفته اند: «ایراد سخن وفق مقتضای حال» که اگر این تعریف را از باب ذکر « لازم» بجای «ملزوم» هم باشد باز مقتضای حال در پاره ای از فروع آن به مستمع و طرز خطاب مربوط می گردد و در هر حال یکی از شرائط حکمت و بلاغت، شناخت پیام گیرنده است و مبلّغ قبل از هر چیز به اهمیت این مطلب باید بیندیشد و سپس وارد صحنه تبلیغات شود که در غیر اینصورت بمثابه تجویز دارو است نسبت به بیماری که وضع حال او مشخص نیست و یا تیر به تاریکی و بدون هدف رها ساختن است.
قرآن کریم آیات بسیاری را درباره اثرپذیری و اثرناپذیری مخاطبین ارائه می کند و نیز زمینه های مختلف روحی و اجتماعی را نام می برد که می تواند راهگشای بحث از مخاطب در دیدگاه قرآنی باشد که این آیات جداگانه مورد بحث قرار خواهد گرفت.
برای مثال: والبلد الطیب یخرج نباته باذن ربه والذی خبث لا یخرج الا نکداً (۳۵)
انّک لا تسمع الموتی ولا تسمع الصم الدعا اذا ولوا مدبرین(۳۶)
و من القرآن ماهو شفاء و رحمه للمومنین ولا یزید الظالمین الا خساراً (۳۷)
واذا سمعوا ما انزل الی الرسول تری اعینهم نقیض من الدمع مما عرفوا من الحق(۳۸)
۳- پیام و محتوای پیام
سومین عنصر تبلیغ «پیام» است. پیام عبارتست از اعتقاد، اندیشه یا گرایشی که پیام دهنده قصد انتقال آن را به پیام گیرنده دارد. پیام در تعبیر اسلامی همان «رسالت» است که پیام آوران الهی آنرا ابلاغ نموده و مردم را به پذیرش آن فرا می خوانند.
بی شک هر مکتب یا جریان اجتماعی نیز پیامی دارد و هر نوع تبلیغی خواه، بازبان، نگارش، فیلم، سرود، نمایش، خطابه، نقاشی، هنر و هر ابزار و وسیله دیگری صورت پذیرد، بدون پیام نیست. پیام«روح تبلیغ» است و اگر این روح نباشد تبلیغ مفهوم ندارد و پیام بار تبلیغ است که هر جا بگونه ای به نمایش گذاشته می شود.
برخی در تعریف پیام چنین گفته اند: «پیام عبارتست از مجموعه الفاظ، لغات، کلمات، حرکات، اصوات و اشکال که پیام دهنده قصد دارد ضمن ارائه آن، آنچه را در نظر دارد بیان نماید. هر کدام از افراد پیام دهنده پیامی دارند و برآنند که پیام آنان آنچنان که هست بوسیله مخاطب یا مخاطبین اخذ گردد.»(۳۹)
همانگونه که ملاحظه می کنیم در این تعریف از بار تبلیغ و روح پیام سخنی به میان نیامده و تنها اصوات و حرکات در تفسیر پیام ذکر گردیده است، در حالیکه الفاظ و حرکات و اصوات و اشکال در حقیقت ابزارهایی هستند که در ابلاغ پیام بکار می آیند. بنابراین بهتر است از ابزار فراتر رفته و به آنچه بوسیله اینها منتقل می گردد و منظور پیام دهنده است بعنوان «پیام = روح تبلیغ» عنایت کنیم.....
حاصل آنکه پیام «چیزی است که بوسیله مبلّغ یا نهاد تبلیغی القا می شود» و این ممکن است بار سیاسی، اعتقادی، اخلاقی، قضایی، اقتصادی، علمی، مکتبی، و غیر اینها داشته باشد...
ارزش و تفاوت پیامها در همین عناوین نهفته است و نیز در محتوا و اهداف، انگیزه ها و آثار و....
از دیر باز در مباحث خطابه به اصطلاح ارسطو، سه نوع بار خطابی عنوان شده است: «خطابه تثبیتی، مشاجری و مشوری»(۴۰) که یکی بر محور مسائل سیاسی دور می زده، دیگری مسائل قضایی و سومی در پیرامون اشخاص و ارزشهای عملی و اخلاقی و اعتقادی و به عبارت دیگر مدح وذم و باید ها و نبایدها.
و در تقسیمات بعدی که محققان ضمن تشریح سخن ارسطوداشته اند، نکات فراوانی را در تقسیم گنجانیده اند که مناسب است به مباحث خطابه مراجعه شود.
برخی، پیام سخنور و خطیب را در پنج عنوان خلاصه کرده اند: «سیاسی، قضایی، دینی، علمی و نظامی»(۴۱)
با این حال با توجه به گسترش مفاهیم و تعداد اهداف نمی توان بار پیام تبلیغ را به اینها منحصر دانست، بلکه هر بینش یا گرایش و تفکر و مکتبی پیام خاص خود را دارد که با تنوع تبلیغات، پیام ها نیزمتنوع اند.

مقدمه

بروز انقلاب ها در جوامع به دنبال عدم توانایی پاسخگویی نظام حکومتی به خواست ها و نیازهای عمومی است. از این روست که به دنبال پیروزی هر انقلاب، رهبران آن انقلاب اقدامات خود را از بخشهایی از جامعه آغاز می کنند که بیشترین فاصله را از وضعیت مطلوب داشته باشد.
وجه بارز نارضایتی عمومی ایجاد شده در سیستم حکومت پادشاهی ایران وجه دینی و فرهنگی کارکرد ساختار حکومت بوده است. لذا از انقلاب سال۱۳۵۷ در ایران به انقلاب اسلامی یاد شده و حاصل آن جمهوری اسلامی ایران بوده است. مکرراً و به صراحت در کلام رهبران این انقلاب، دینی کردن جامعه از اهداف اصلی آن شمرده شده است. بر این اساس تغییر در ساختارهای اجرایی فرهنگی از جمله اقدامات اولیه برای اصلاح وضع موجود بوده است. به عنوان مثال تغییرات در وزارت فرهنگ قبل از انقلاب و تبدیل آن به وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی و تشکیل نهادهایی مانند شورای عالی انقلاب فرهنگی، سازمان تبلیغات اسلامی و... مصادیق روشنی از این اقدامات می باشند.
علی رغم اقدامات موثر صورت گرفته در این زمینه به نظر می رسد پیچیدگی و گستردگی موضوع فعالیت در حوزه فرهنگ و تبلیغ دین و تنوع سازمانها و نهادهای بیشتر دینی مرتبط ایجاب می کند که در تعیین عناصر اصلی این عرصه و نقش هر یک از آنها و تعریف روابط فی مابین تامل صورت پذیرد. خصوصاً اینکه طی سی سال گذشته کارشناسان ذی ربط از ظرفیت ها و قابلیت ها و تداخل و تزاحم دستگاهها و نهادهای یاد شده بخوبی آگاه شده اند.
اهمیت افزایش اثربخشی برنامه های سازمانها و نهادهای فعال در حوزه تبلیغ دین با عنایت به آرمانهای ترسیم شده در سند چشم انداز ملی و همچنین موقعیت دنیای کنونی و آینده که می تواند آوردگاه فرهنگ ها تلقی شود به مراتب بیشتر نمایان می شود.
موفقیت نظام تبلیغ دین در جمهوری اسلامی ایران در دستیابی به اهداف فرهنگی و دینی مستلزم بررسی و بازنگری این نظام از وجوه مختلف خواهد بود. لکن از یک نگاه می توان محورهای بررسی نظام تبلیغ را از محور سازمانی (ساختاری و کارکردی) و محور محتوایی دانست که هر یک با توجه به حوزه های علمی مختلف توجه جداگانه ای را طلب می کند.
گاهی ممکن است اجزا و بخش های مختلف یک نظام، هر یک بدون توجه به ماموریت سایر اجزاء فعالیت نموده و بر اساس ملاکهایی نیز عملکرد خود را موفق ارزیابی نمایند لکن فعالیت بخش ها و اجزای مختلف یک سیستم اگر یکپارچه و هم راستا نباشند حتی اگر بازدهی بالایی نیز داشته باشند متضمن اثربخشی کل سیستم نخواهد بود. هنگامی می توان مدعی موفقیت یک سیستم بود که توفیق آن سیستم در دستیابی به اهداف کلان مورد انتظار اثبات شود. لذا موفقیت هر یک از اجزای یک نظام اگر بدون توجه به عملکرد سایر اجزاء باشد، با موفقیت کل نظام تفاوت دارد و این تفاوت هر چقدر که سیستم بزرگتر، پیچیده و دارای ارتباطات غیر فیزیکی تر باشد مصداق بیشتری پیدا می کند. مثلاً در سیستم های مکانیکی (نظیر ساعت) عدم هماهنگی در اجزاء و بازدهی های متفاوت در آن به سرعت خود را نشان داده، باعث اختلال های روشن و هویدا در سیستم می شوند. در صورتیکه در سیستم های پیچیده و پویا و باز و مخصوصاً غیرمکانیکی، می توان موارد زیادی را یافت که اجزاء به صورت منفرد به انجام وظیفه تخصصی خود مشغول بوده اما کل سیستم ضعیف عمل کرده و به اهداف کلان خود دست نمی یابد.
نگاشت نهادی یک نظام با نگاهی کلان بیان می دارد که چه عناصری برای انجام کارکردهای مورد انتظار از آن نظام پیش بینی شده اند، هر یک از این اجزاء چه نقشی در نظام به عهده دارند و چگونه روابطی بین آنها پیش بینی شده است.
بنابراین نگاشت نهادی یک نظام علاوه بر آشکارسازی کارکردهای مورد انتظار از آن نظام، قابلیت های ساختاری و کارکردی آن نظام برای انجام ماموریت های مورد انتظار را نیز ترسیم می نماید.
ترسیم نگاشت نهادی نظام بهینه تبلیغ دین(۳) در قدم اول می تواند کارکردهای مورد انتظار از این نظام را احصاء و در گام بعدی پیشنهاداتی برای تعیین اجزاء، نقش هر یک از آنها و روابط فی مابین ارائه دهد(۴).
نظر به اینکه شکل گیری اکثر نهادهای دینی با توجه به مقتضیات زمانی و بعضاً ضرورتهای مقطعی با هدف تسهیل فرآیند گذار از فضای حاکم قبل از انقلاب به فضای دینی مطلوب صورت گرفته اند. تهیه نگاشت نهادی نظام بهینه تبلغ دین در کشور می تواند ضروری تلقی شود و پیشاپیش می توان تصور کرد که طیفی از پیشنهادات برای اصلاح وضعیت موجود توسط اینکار ارائه گردد. به عنوان مثال یکی از چالشهای نظام حاکمیت در مدیریت فرآیند تبلیغ دین اینجاست که در مواقعی که حتی ضعف بخشی از این فرآیند نیز آشکار شده، حاکمیت در این که اصلاح موضوع را از کدام عنصر نظام تبلیغ طلب نماید ابهام دارد چرا که مرزبندی دقیق و صریحی بین دستگاه ها و نقشهایی که از آنها انتظار می رود وجود ندارد. نگاشت نهادی دستگاه های اصلی نظام تبلیغ دین می تواند در این زمینه راهگشا باشد.

غلامرضا محمدی
مدیرکل طرح و برنامه
سازمان تبلیغات اسلامی

فصل ۱: تبلیغ و نظام تبلیغ

بعد از بیان مفهوم نهاد و نگاشت نهادی روشن خواهد شد که نگاشت نهادی دستگاههای اصلی تبلیغ دین ترسیم گر بازیگران اصلی است که به منظور انجام کارکردهای مورد انتظار از نظام تبلیغ دین تعیین گردیده اند. این نگاشت همچنین سعی می کند تا نقش هر یک از بازیگران و نقش های متقابل فی مابین آنها را نیز نمایش دهد. بنابراین گام اول برای ترسیم آن احصاء مجموعه کارکردهای مورد انتظار از نظام تبلیغ دین می باشد. از آنجا که شرط لازم برای این مهم فهم درست از فرآیند تبلیغ دین و آشنایی با مدلهای فرهنگی که با هدف انتقال مفاهیم و معانی فرهنگی به مخاطب طراحی گشته اند می باشد. در این فصل بخش هایی برای آشنایی با موارد یاد شدهارائهشده است. بدیهی است اگر درباره یک نظام صحبت می شود درک درست از مفهوم نظام و رویکرد نظام گرا نیز در طراحی نظام تبلیغ بهینه ضروری می نماید.
صرف نظر از نوع ارتباط میان نظام تبلیغ دین و نظام فرهنگی، اصل این ارتباط در تمامی پژوهش ها مورد تایید قرار گرفته، لذا با استفاده از پژوهش های مختلفی که در حوزه فرهنگ و کارکردهای اصلی نظام فرهنگی صورت گرفته می توان در احصاء کارکردهای نظام تبلیغی توفیق بیشتری حاصل نمود بهمین دلیل در بخش کوچکی سعی می شود که کارکردهای اصلی نظام فرهنگی نیز آورده شود.

تعریف تبلیغ

تبلیغ در مفهوم کلی آن عبارتست از: «رساندن پیام به دیگری از طریق برقراری ارتباط بمنظور ایجاد دگرگونی در بینش و رفتار او و بر سه عنصر اصلی پیام دهنده، پیام گیرنده و محتوای پیام مبتنی است.» برخی از تحلیل گران این رشته، «ابزار تبلیغ» و برخی دیگر «هدف» را نیز جزء عناصر تبلیغ دانسته اند که در جای خود قابل تامل و بررسی است.
اگر بخواهیم تعریف فوق را تحلیل و تفکیک کنیم شاید بتوانیم بگوئیم «رساندن»مفهوم کلی است و «رساندن پیام» مفهوم کلی محدودتر و این دو وجه مشترک بین انواع پیام رسانی است که طبیعتاً همه این موارد، مصداق تبلیغ از مفهوم اصطلاحی آن نمی باشد، مثلاً: رساندن پیام به قلب پیامبران از طریق وحی و یا انتقال افکار از طریق «تله پاتی» را نمی توان تبلیغ اصطلاحی نامید. بدینسان وقتی «ایجاد ارتباط» و کاربرد ابزار به تعریف افزوده می شود، کلی یاد شده را باز محدود کرده و تنها شامل مواردی می شود که نوعی ارتباط طبیعی: «شفاهی، سمعی، بصری» میان پیام دهنده و پیام گیرنده، برقرار شود تا عنوان تبلیغ مصداق پیدا کند.
بدینسان وقتی قید بعدی را می افزائیم و اهتمام به هدف«دگرگونی فکر و اعتقاد و رفتار پیام گیرنده» را در تعریف می گنجانیم، باز هم کلی محدودتر گشته و مواردی را که صرف رساندن پیام منظور است، مانند پیک و نامه رسان، خارج می کند و تنها شامل مواردی می گردد که پیام دهنده با هدف دگرگون سازی افکار و رفتار و گرایشات مخاطب، ابلاغ پیام نماید.
نکته ای که تاکید بر آن بی مورد نیست این است که: در تبلیغ صرف رسانیدن یک ایده منظور نیست؛ بلکه «اقناع یا ترغیب» در تبلیغات نهفته است. اگر موارد مختلف تبلیغات، خواه دینی یا سیاسی و یا اقتصادی و غیره را، در نظر بگیریم، بدون تردید بدینجا می رسیم که هدف پیام رسان تنها ادای یک پیام نیست، بلکه مبلغ می کوشد؛ مخاطب خویش را قانع ساخته و به هدف مورد نظر مایل گرداند و احساس و گرایش او را برانگیزاند، خواه عنصر تبلیغ گر، به آن محتوا و هدف مومن باشد و یا نباشد.
«جمیع اقدامات موثر در عقیده، تصور و تصمیم گیری فرد فرد انسانها یا گروهی از انسانها را می توان تبلیغ گفت بشرطی که انسان یا انسانها مشتاقانه بسوی هدفهایی که برای آنها تبلیغ شده است کشانیده شوند.»
بعبارت دیگر در یکی از تعاریف:
«تبلیغ عبارتست از روش یا روشهای بهم پیوسته (در غالب یک مجموعه) برای بسیج و جهت دادن نیروهای اجتماعی و فردی از طریق نفوذ در شخصیت، افکار و عقاید و احساسات آنها جهت رسیدن به یک هدف مشخص که این هدف ممکن است سیاسی، نظامی، فرهنگی و... مشروع و نامشروع باشد.»(۵)
برخی از تحلیل گران این بحث برآنند که تبلیغ نوعی کار آموزشی است و این را بهترین نوع تبلیغ برشمرده اند که البته چندان دور از واقعیت بنظر نمی رسد، گرچه ماهیت تبلیغ با آموزش تفاوت روشن دارد.
در این خصوص تعریف ذیل قابل ملاحظه است:
«تبلیغ در بهترین و اصولی ترین شکل آن یک فعالیت آموزشی است که بمنظور نشر دانش و آگاهیهای سیاسی، اجتماعی و فرهنگی و نشر ارزشها و سجایای اخلاقی صورت می گیرد.... در تبلیغات، گذشته از انتقال پیام از پیام دهنده به پیام گیرنده که در حقیقت یک حرکت آموزشی وجود دارد، مسئله تعمیق پیام در جامعه پیام گیرندگان و در نتیجه بسیج افکار عمومی نیز مطرح است که تحت عنوان «تنفیذ» مورد دقت قرار خواهد گرفت.»(۶)
این تعریف هنگامی صحیح است و تبلیغ آنگاه حالت آموزشی دارد که تبلیغ با خصلت تبلیغاتی که دارد؛ دریچه های شناخت و معرفت را به روی مخاطبین خود بگشاید و حرف تازه برای آنان داشته باشد و این بستگی به فرهنگ و عرف محیط اجتماعی تبلیغ دارد و لذا هر گاه تبلیغ در محیطی صورت گیرد که رو آوردن به تبلیغات، صرفاً بمنظور تحریک احساسات و ایجاد زمینه برای پذیرش امری که تبلیغ می شود، صورت پذیرد، در این حالت تبلیغات درست نقطه مقابل کارهای آموزشی قرار می گیرد. در عین حال چنین بنظر می رسد که عنصر تبلیغ با آموزش و پرورش نه مفهوماً یکی هستند و نه در مصداق تلازمی دارند. ضمن اینکه تعارضی در عینیت ندارند و کمال هر یک به دیگری ارتباط نیز دارد.

تعریف پروپاگاندا

لغت «پروپاگاندا» و لغت لاتینی «پروپاگاره(۷)» از یک خانواده اند. کلمه پروپاگاره بمعنی: نشاکردن برای تولید مجدد گیاه و بالتبع تولید کردن و تولید مثل است و معنی وسیع تر و کلی تر آن پخش کردن و افزودن است. بنابراین از لحاظ ریشه لغت پروپاکاند به معنی تولید خودبخودی نیست. تولید اجباری است.
کیمبال یونگ، پروپاگاندا یا تبلیغات را چنین تعریف می کند: «نشر افکار و عقاید و وضع های رفتاری که موضوع واقعی را برای شنونده یا خواننده به روشنی بیان نمی کند» دوب، تبلیغات را چنین وصف می کند: «اقدامات متوالی و منظمی که فرد یا افراد ذینفع از راه تلقین برای کنترل بر وضعهای روانیگروه هایی از افراد و در نتیجه کنترل بر اعمال آنان بعمل می آورند.» (۸)
فرهنگ بین المللی علوم اجتماعی، پروپا گاندارا چنین تعریف می کند: «پروپاگاندا دستکاری بالنسبه تعمدی به کمک سمبلها (یعنی الفاظ، تصاویر، ابنیه، موسیقی و پرچم و غیره) در افکار، اعمال، معتقدات، ارزشها و طرز رفتار مردمان است. افکار و ارزشها و معتقداتی که درنظر آن مردم قابل بحث واختلاف می باشد.»
در این تعریف دو عنصر مهم وجود دارد که یکی: قصد و تعمد است و دیگری: دستکاری و دستبرد. همین دو عنصر است که موجب اختلاف و تمایز پروپاگاندا از تبادل نظر و عقیده می گردد و باز همین دو عنصر است که وجه تمایز بین پروپاگاندا و آموزش و پرورش، می باشد.
در آموزش و پرورش، همه جوانب یک امر، به مردم عرضه می گردد و منظور این است که مردم با توجه به همه جوانب یک امر و با توجه به حقیقتی که ادعا می گردد و ارزشهایی که عرضه می شود تصمیم خود را نسبت به آن حقیقت و یا ارزشها اتخاذ کنند، اما در تبلیغ دلیل و برهان که پیش از وقت شناخته و پرداخته شده است به کمک تلقین و تکرار به اذهان مردم تحمیل می گردد. بی آنکه به آنها فرصت و مجال چون و چرا نسبت به موضوع مورد بحث داده شود.
یکی از مولفین امریکایی در این باره می گوید: هدف آموزش استقلال فکر و نظر است. اما تبلیغات، افکار و نظرات حاضر و آماده برای توده مردم که قدرت فکر و اندیشه ندارند، می سازد. تبلیغات و آموزش و پرورش هم از لحاظ هدف و هم از لحاظ عمل و شیوه با یکدیگر مغایر می باشند.
مربی هدفش این است که تحول تدریجی در مردم بوجود آورد، اما تبلیغات بدنبال نتایج سریع و فوری است، مربی کوشش می کند که به مردم یاد بدهد که چگونه فکر کنند، اما پروپا گاندیست نظرش اینست که توده ها را تحت تاثیر و نفوذ قرار دهد. مربی وقتی در مساعی خود موفق بشمار می رود که فکر مردم را باز کند و پروپاگاندیست وقتی موفق است که ذهن مردم را ببندد... (۹)
دائره المعارف بین المللی علوم اجتماعی «انترناشنال» ذیل واژه پروپاگاندا تبلیغات را اینگونه معنیمی کند: «تبلیغات ساختن نسبتاً حساب شده افکار یا اعمال دیگران است بوسیله نشانه هایی (مانند کلمات، اشارات، پرچم ها، تصاویر، بناهای تاریخی، موسیقی و غیره) با ملاحظه اعتقادات، ارزشها و رفتارهایی که این اشخاص (عکس العمل کنندگان) آنها را بحث انگیز می دانند.»
عوامل «حساب شده» و «ساختگی بودن» تبلیغات را از ارتباط حرف روزمره یا تبادل آزاد آراء متمایز می کند. این عوامل همچنین تبلیغات را از تعلیم جدا می کند. در حالیکه تبلیغات یک بحث از پیش ساخته شده یا یک سری نشانه ها را ارائه می دهد، هدف تعلیم این است که تمام جوانب یک مسئله را ارائه دهد و تصمیم اصلی را با نامعلوم گذاشتن ادعای صواب از میان ادعاها و ارزشهای ارائه شده (در صورت وجود) به عهده شنونده واگذار کند.
حقیقت این است که تبلیغات نوعی فعالیت است که با شیوه آموزشی یا اعتقادی، احساسی و یا حتی انحرافی می تواند تحقق پذیرد و به عبارت دیگر تبلیغات با شکل کلی آن هیچگونه تعهدی نسبت به صحت و سقم محتوا و اهداف ندارد و از این دیدگاه نمی توان هدف خاصی را با ارزشهای بخصوص برای تبلیغات مشخص نمود. اگر به مفهوم لغوی و اصطلاح عام این واژه بنگریم که همان «رسانیدن پیامی به مخاطبین با اهدافی خاص» باشد بنابراین نمی توان در این مفاهیم خط مشی و مرزبندی خاصی را قائل شد. مرز میان تبلیغاتمعیار ارزشهای آن است، ایدئولوژی، تفکر، بینش تبلیغ کننده است و همچنین روشهایی که متناسب با اهداف خاص خود بکار می بندد.
در این خصوص دائره المعارف «کالیرز» ذیل واژه «پروپاگاندا» چنین می نویسد:
«در یک مفهوم دقیق، تبلیغات نسبت به ارزشها حالت بیطرفانه ای دارد. محتوای تبلیغات می تواند درست یا غلط، دموکراتیک یا غیر دموکراتیک، منطقی یا غیر منطقی، متعالی یا پست، فریبکارانه یا خردمندانه باشد. بهمین ترتیب این مفهوم نسبت به روشهای مختلف انتشار افکار نیز خنثی است، این واژه محدود به عقاید و نظرات مخصوصی که با روشها و وسائل خاصی منتشر می شوند نیست. سیاستمدار جنجالی، کشیش و پیشوا، بازاریاب و حتی فیلسوف هر یک روشهای کاملاً متفاوتی را در تبلیغات بکار می برند. اما از آنجا که برای نشر و گسترش نظراتشان تلاش کرده و مقصودشان تاثیر بر عقاید دیگران می باشد، همگی در زمره مبلغین محسوب می شوند. حتی آموزش و پرورش نیز از آنجا که می کوشد؛ عقاید و نظراتی را در اذهان جایگزین کند، نوعی تبلیغات است. معلمی که می کوشد در افکار دانش آموزان عشق به حقیقت، کنجکاوی علمی و مفهوم عدالت را بارور کند، اگر چه اهداف و نظراتش در فرهنگ زمانه خود بسیار محترم تر از انواع دیگر تبلیغات باشد، یک مبلغ است. (۱۰)

پروپاگاندا در فرهنگ غربی

آنچه این واژه را بدنام می کند همانا شیوه های تبلیغی و اهداف و مقاصدی است که در جوامع امروزی غرب از تبلیغات بچشم می خورد. در ادامه مطلبپیشین از دائره المعارف غربی کالیرز چنین می خوانیم: «علاوه بر نظرات آکادمیک، در میان مردم نیز پروپاگاندا دارای مفهومی تنفرآمیز است. در این برداشت تبلیغات بمعنای رشته دروغهایی است که با روش های انحرافی و جاذبه های کاذب منتشر می شوند. معمولاً این کلمه بعنوان صنعتی مذموم بکار می رود، که موضوعش یک آگهی، سخنرانی سیاسی با استدلالی غلط و حرفهای فریبکارانه و بی ارزش است.»
برداشت عرفی ما نیز از تبلیغات در جوامع مادی چنین است، در حالیکه چنین بینشی را نسبت به تبلیغ در جوامعی که ارزشهای معنوی در آنها حکمفرماست نداریم. (۱۱)
«تبلیغ در بینش جوامع مادی چه شرقی و چه غربی، با ارشاد کاملاً منافات دارد. امروزه در جهان مادی مفهومی که از تبلیغ برداشت می شود، همان اصطلاح «پروپاگاند» یعنی آوازه گری، هوچیگری، جوسازی، جنجال برای ایجاد پذیرش در مردم نسبت به موضوعی و کشاندن آنها به راهی که از ماهیت آن خبر ندارند، می باشد و این مفهوم با مفهوم ارشاد کاملاً مغایر است، زیرا ارشاد منجر به شناخت ادراکی می شود.»(۱۲) در متون جامعه شناسی برگرفته از تحقیقات غربی با توجه به نقش تبلیغات در جهان کنونی بویژه جوامع غربی تبلیغ با آوازه گری مترادف شناخته شده که ترجمه پروپاگاندا در فرهنگ غربی است.
در کتاب «زمینه جامعه شناسی» چنین آمده است: «آوازه گری یا تبلیغات فعالیتی است؛ برای دگرگون کردن عقائد عمومی از راه هایی غیر مستقیم و احیاناً پنهانی با وسائلی مانند زبان و خط و تصویر و نمایش و جز اینها، آوازه گری را باید با ارشاد فرق گذاشت. ارشاد جریانی است که مفاهیم روشن و منظمی به مردم می هد، ولی آوازه گری جریانی است که مفاهیم روشن و تاریک را بایکدیگر می آمیزد و به وجهی خوشایند در می آورد و به مردم عرضه می کند. ارشاد منجر به شناخت ادراکی می شود ولی هدف آوازه گری انگیختن عواطف و آماده کردن مردم برای قبول عقایدی معین است.
آوازه گر به وسیله آمیختن حقیقت با دروغ نمودها را بصورتی جلوه می دهد که باعث تمکین مردم به خواستهای او می شود.
آوازه گر از تلقین پذیری انسان سود می جوید و نیات خود را به مردم تحمیل می کند. حتی گاهی مقاومت روانی مردم را یکسره درهم می شکند و باصطلاح دست به مغزشویی می زند.(۱۳)
قدرت آوازه گری در مواردی بسیار عظیم می شود. از طرفی به سبب آنکه تلقین پذیری انسان به هنگام پریشانی و بی آرامی بیشتر می شود و آوازه گری در زمان بحران موثر می افتد. از طرف دیگر چون بسیاری از مردم به آوازه گری خوشبین نیستند نفوذ آوازه گری وقتی بحد اعلا می رسد که بنیاد آن بر مردم معلوم نباشد.
«حال باید دید آیا پروپاگاندا همواره برای مقاصد شوم و ناروا بکار می افتد و یا برای مقاصد و هدفهای سازنده و مطلوب، مانند: نشر اطلاعات موثّق درباره رشد اقتصادی و پیشرفت دموکراسی یک جامعه نیز بکار می رود؟ آیا برای این قبیل فعالیتها باید اصطلاح دیگری جز پروپاگاندا و تبلیغات وجود داشته باشد؟ وقتی سخن از پروپاگاندیست به میان می آید بی درنگ یک قیافه در نظر مجسم می شود که می کوشد، با هزاران حیله و دسیسه مرموز و مخفی در عقیده و ایمان اشخاص رخنه کند و آنها را به اعمالی که از لحاظ جامعه مصلحت نیست، برانگیزد. کلمه پروپا گاندا از لغت لاتین Porpaganda مشتق شده است. مدتها معنی این کلمه نشر و ترویج معتقدات مذهبی بوده است. پروپاگاندا برای اولین بار در سال۱۶۲۲ در اجتماع یک کلیسای کاتولیک بکار رفت اما امروز نمی توان این کلمه را بطور دقیق و جامع تعریف نمود. در عصر ما این کلمه دارای جنبه های احساسی و هیجانی و ارشادی قوی می باشد. این کلمه امروز با ایجاد عقیده ملازمه دارد و یکی از ابزار روابط عمومی بشمار می آید.»(۱۴)
با اینحال نمی توان به امر تبلیغ یک جانبه نگریست و از انواع و کیفیت ها و شیوه ها و چهره های گوناگونی که بخود می گیرد غفلت ورزید. تفکیک این موارد و ارزیابی آنها چیزی است که نمی تواند بر هیچکس از هر نوع تفکری که برخوردار باشد، پوشیده بماند. بنا به نقل دائره المعارف انترناشنال: «لنین در کتابی که تحت عنوان «آشوبهای تبلیغاتی» منتشر کرده تبلیغات را دو قسم می کند:

۱- استفاده مستدل از بحثهای فلسفی، تاریخی و علمی برای تاثیر در اقلیت تحصیل کرده و منطقی.
۲- استفاده از شورهای احساسی، داستانهای کوتاه اخلاقی و مطالب نیمه راست برای تاثیر در قشر غیرتحصیل کرده، نیمه تحصیل کرده و غیر منطقی که عنوان آشوبهای تبلیغاتی به آن داده است.»(۱۵)

تعریف تبلیغ در اسلام

با توجه به آیات تبلیغ و هدایت و با در نظر داشتن روایات و سیره صالحین در دعوت برای تبلیغ از این دیدگاه تعاریفی شده است. این تعاریف متاثر از فرهنگ حاکم بر اندیشه ها و اهدافی است که از پیام رسانی در اسلام مورد نظر قرار می گیرد. بطور کلی تعاریف؛ متاثر از فرهنگی هستند که بر جامعه ها سایه افکنده است. بر اساس وضع موجود و عینیت جاری است که مفاهیم و تعاریف ساخته می شوند، بطور قطع تعریفی که از تبلیغ در یک جو معنوی و اخلاقی می شود، غیر از تعریفی است که از تبلیغ در یک محیط مادی و غیر اخلاقی عنوان می گردد. لذاست همانگونه که بعضی از دانشمندان گفته اند:
«برای ایجاد یک تشکیلات تبلیغاتی صحیح، نخست باید سیستم تفکر صحیح و شناخت منطقی نظام صالح اجتماعی را پی ریزی کرد و سپس به توصیف و تبیین مفاهیم و خط مشی و چگونگی عمل پرداخت.»
به هر حال، در نظام حقیقت گرای اسلامی، که تکیه روی حقایق و واقعیات است و اهداف متعالی تعقیب می شود، تبلیغات مفهوم خاص خود را دارد و بر اساس عقیده و بینش حاکم بر جو تفکر جامعه اسلامی، صورت خارجی پیدا می کند.
رئیس دانشکده تبلیغ اسلامی قاهره در تعریف تبلیغ اسلامی می گوید: العلم الذی به تعرف کافه المحاولات الفنیه المتعدده الرامیه الی تبلیغ الناس الاسلام بما هوی من عقیده و شریعه و اخلاق. (۱۶)
دانشی که بوسیله آن کلید تلاش های هنری در جهت ابلاغ محتوای اعتقادی و تشریعی و اخلاقی اسلام به مردم شناسایی می شود.
محمد قطب در یک تعریف بسیار موجز گوید: الاعلام الاسلامی ترجمه لفکر و نظام الحیاه الامه المسلمه. تبلیغ اسلامی، عبارتست از بازگو کردن اندیشه و نظام حیاتی امت مسلمان.(۱۷)
زین العابدین رکابی، یکی از اساتید رشته تبلیغ، تبلیغ اسلامی را چنین تعریف کرده است:
هو اعلاء کلمه الله فی کل عصر بکافه وسائل الاتصال المناسبه لکل عصر والتی لا تناقض مع مقاصد الشریعه الاسلامیه.(۱۸)
بر افزاشتن کلمه توحید در هر زمان با هر وسیله ارتباطی ممکن و متناسب هر عصر مشروط به آنکه با اهداف شریعت اسلامی در تضاد نباشد.
فراموش نشود که در این تعریف «اعلای کلمه الله» که هدف تبلیغ است ذکر گردیده و این در صورتی صحیح است که هدف را جزء تعریف بدانیم.
در این تعریف، ابزار نیز قید گردیده که آن نیز بقول بعضی محققان، یکی از عناصر تبلیغ می باشد و البته برخی دیگر ابزار و هدف را جز عناصر تبلیغ نمی دانند و بلکه سه عنصر «پیام دهنده و پیام گیرنده و پیام» را عناصر اصلی تبلیغ می شمارند، اضافه بر این در تعریف فوق از مفهوم ابلاغ و رسانیدن که مفهومی لاینفک از تبلیغ می باشد ذکری نیامده است.
و اینک نمونه ای از آیات:

- اُبلّغکم رسالات رَبّی (اعراف / ۶۲)
- و اُبلّغکم ما اُرسلتُ به (احقاق / ۲۳)
- یبلّغون رسالات الله (احزاب / ۳۹)
- لَقَد اَبلَغتُکم رسالَه رَبّی (اعراف / ۷۹)
- قَد اَبلَغُوا رسالات رَبّهم (جن / ۲۸)
- انّما علی رسولنا البالغُ المُبین ( مائده / ۹۲)
- ماعَلی الرسول الا البلاغ (مائده / ۹۹)
- هذا بلاغً للنّاس ولینُنذَروا به (ابراهیم / ۵۲)
- یا ایها الرسُول بَلّغ ما انزل الیک من ربّک و ان لَم تَفعل فما بَلّغتَ رسالَتَه (مائده / ۶۷)
- قل فَلله الحجه البالغه فلوشاءَ لَهدیکم اَجمعین (انعام / ۱۴۹)
- حکمهٌ بالغه فما تُغن النُّذور (قمر / ۵).

با تامل در آیات فوق و موارد مشابه دیگر چنین بدست می آید که تبلیغ اسلامی «رسانیدن پیام خداوند به مردم است بعنوان یک تکلیف اسلامی و محتوای پیام عبارتست از: رسالت و دستورات آسمانی با هدف اتمام حجت و هدایت انسانها بسوی کمال. این تبلیغ بر اساس حکمت و مبانی منطقی و بدور از تحریف و خلافگویی صورت می پذیرد».
نتیجه آنکه تبلیغ اسلامی عبارتست از رساندن پیام الهی به شیوه روشنگرانه از طریق ایجاد ارتباط و تشویق به پذیرش محتوای مورد نظر با استفاده از ابزارهای مشروع هر عصر.
در تبلیغ اسلامی، انگیزه ها الهی و معنوی و تکلیف شرعی و از روی عشق به هدایت انسانیت است.
در تبلیغ دینی پیام رسان از خود چیزی بر پیام نمی افزاید و بدون کم و کاست محتوای پیام را برای پیام گیرندگان نقل و بیان می کند و بر پذیرش آن اصرار می ورزد. در این نوع تبلیغ از ابزارها و وسیله های نامشروع و ترفندها و حیله ها کمک گرفته نمی شود بلکه ابزار همانند هدف باید مشروع باشد.
در یکی از نامه های رهبر کبیر انقلاب اسلامی حضرت امام خمینی به نماینده خود در سازمان تبلیغات اسلامی در رابطه با تبلیغات به تعریفی برخورد می شود که ذکر آن مناسب به نظر می رسد. ایشان در توضیح تبلیغ از دیدگاه اسلامی چنین فرموده اند: «تبلیغات که همان، شناساندن خوبی ها و تشویق به انجام آن و ترسیم بدی ها و نشان دادن راه گریز و منع از آنست، از اصول بسیار مهم اسلام عزیز است.» (۱۴ /۱ /۶۸)

نظرات کاربران درباره کتاب نگاشت نهادی دستگاه‌های فرهنگی حوزه تبلیغ دین