فیدیبو نماینده قانونی انتشارات آوای نور و بیش از ۶۰۰ ناشر دیگر برای عرضه کتاب الکترونیک و صوتی است .
کتاب مشاوره ازدواج و خانواده

کتاب مشاوره ازدواج و خانواده
نظریه‌ها و رویکردها

نسخه الکترونیک کتاب مشاوره ازدواج و خانواده به همراه هزاران کتاب دیگر از طریق فیدیبو به صورت کاملا قانونی در دسترس است.


فقط قابل استفاده در اپلیکیشن‌های iOS | Android | Windows فیدیبو

درباره کتاب مشاوره ازدواج و خانواده

کتاب حاضر برای آشنایی بیشتر دانشجویان مشاوره خانواده با زمینه تاریخی و سیر تحول مذکور، نظریه‌ها و رویکردهای مختلف و تکنیک‌های خانواده درمانی، تألیف و تدوین گردیده است. عمده مطالب آن، از بخش‌های مربوط به مشاوره ازدواج و خانواده یا خانواده درمانی، منابع معتبر مشاوره، ترجمه و اقتباس شده‌اند. مطالب کتاب در پنج فصل تنظیم گردیده‌اند. فصل اول، شامل مقدمه است که به سابقه تاریخی و معرفی مشاوره ازدواج و خانواده می‌پردازد. سپس مشاوره ازدواج / خانواده را با مشاوره فردی/ گروهی مورد مقایسه قرار داده و منشأ و تحول مشاوره خانواده، هنر و علم بودن آن، و بالاخره اهمیت و ضرورتش را بیان می‌دارد.

ادامه...

بخشی از کتاب مشاوره ازدواج و خانواده

شما به آخر نمونه کتاب رسیده‌اید، برای خواندن نسخه کامل، کتاب الکترونیک را خریداری نمایید و سپس با نصب اپلیکیشن فیدیبو آن را مطالعه کنید:



مقدمه

مشاوره ازدواج و خانواده، هم یک حرفه است و هم یک رشته تخصصی از مشاوره به حساب می آید که به وسیله اعضاء متخصص خود، جهت کمک رسانی به دیگران اقدام می نماید. اصطلاحات مشاوره خانواده و خانواده درمانی، در کار و نوشتار بسیاری از متخصصان به جای یکدیگر مورد استفاده قرار گرفته اند (پاسمور و هورن، ۱۹۹۱)؛ با وجود این، خانواده درمانی به کار با اختلالات شدیدتر خانواده می پردازد در حالی که مشاوره خانواده، با آنهایی که با نگرانی های عادی مواجهند، سر و کار دارد. به همین نحو، مشاوره ازدواج گاهی اوقات در الگوهای مشاوره خانواده جذب و یکپارچه می شود، گرچه از دهه ۱۹۷۰ به عنوان رشته ای مستقل پا به عرصه وجود گذاشته و به تدریج نیرومند تر گردیده است (گلادینگ، ۱۹۹۲).
در آغاز کار فروید، نظریه های مشاوره و روان درمانی غالباً بر این فرض استوار بودند که مشکلات فرد به نحوی به تاثیرات منفی یک خانواده مختل مربوط می شوند. بنابر این، مقصود و هدف درمان، کمک به مراجع است تا جهت ایجاد تغییر از خانواده جدا شده و رهایی یابد. ولی مشاوره خانواده که اساساً مستقل از مشاوره فردی، رشد و توسعه یافته است، هدفش به مراتب وسیع تر از صرفاً ایجاد تغییر در فرد است و شامل تغییر در ساختار خانواده و الگوی رفتاری می شود. مشاوره خانواده یا خانواده درمانی، در واقع، مستلزم تعامل بین مشاور متخصص یا درمانگر، و یک خانواده است که در آن به اعضای خانواده کمک می شود تا روابطشان با یکدیگر را بهبود بخشند و روابط بهبود یافته به نوبه خود، رشد و تکامل هر عضو را ارتقاء می بخشد. در طی فرایند مشاوره اعضاء خانواده یاد می گیرند که با تعارضات به طور بارآورتری مواجه شده و به حلّ آنها بپردازند، به طوری که به افزایش رشد فرد و خانواده، هر دو، بیانجامد.
اصطلاح سیستم های خانواده که جدیداً ارائه گردیده، نماینده این اندیشه است که وقتی عضوی از یک خانواده علائمی از مشکل را نشان می دهد، این علائم و نشانه ها نه تنها مشکلاتی را که در آن عضو وجو دارد، بلکه همچنین مسائل و مشکلاتی را که در میان اعضاء خانواده پدید آمده، آشکار می سازد. اگرچه یک شخص به عنوان بیمار مشخص می شود، در واقع، خانواده به عنوان منبع مشکل، تلقی گردیده و کلّ خانواده مورد درمان قرار می گیرد. به طور شایع، الگوی سیستم های خانواده زمینه زیربنای همه مکاتب خانواده درمانی را تشکیل می دهد. (نوجنت، ۱۹۹۴).
نظریه پردازان سیستم های خانواده، بیشتر روی خانواده به عنوان یک کلّ تمرکز دارند تا روی یک فرد بیمار معین. خانواده به عنوان یک منظومه اجتماعی طبیعی متشکل از یک سری رویدادها، قواعد، نقش های معین برای هر یک از اعضاء خانواده و شیوه های مجاز ارتباطی مطرح است. چون خانواده یک واحد اجتماعی است، هنگامی که یکی از اعضاء آن دچار مشکل می شود، علائم مرضی وی نمایانگر اختلال در میان تمام اعضاء خانواده است. خانواده های مختل دچار به هم تنیدگی و رهاشدگی از یکدیگر شده، قادر به ایجاد ارتباط مستقیم و صحیح نمی باشند و هنگام بروز تعارض، از عهده ایجاد همنوایی و اتفاق نظر در بین خودشان برنمی آیند. درمانگران به اعضاء خانواده کمک می کنند تا یاد بگیرند که چگونه به ایجاد ارتباط مستقیم پرداخته و حریم و مرزهای دیگران را رعایت کنند (نوجنت، ۱۹۹۴).
حرفه مشاوره ازدواج و خانواده، از دهه ۱۹۴۰ به دلایل چندی، منجمله، توسعه نظریه ها، افزایش نیازهای جامعه و تاثیر و توسعه پژوهش های انجام شده، رشد سریع خود را آغاز نمود و در طول ۷۰-۶۰ سال گذشته، به پیشرفت و تکامل خود ادامه داده است (گلادینگ، ۱۹۹۲). سپس روان پزشکان و مددکاران اجتماعی در دهه ۱۹۶۰ به کشف این ایده و فکر نائل آمدند که اگر خانواده ها در مشکلات فردی موثرند، ممکن است در حلّ مشکلات نیز سهیم و موثر باشند. با کشف این ایده و اندیشه، مشاوره خانواده یا خانواده درمانی، به عنوان یک رشته مستقل مشاوره، پا به عرصه وجود گذاشت و از دهه ۱۹۷۰ سرتاسر جامعه درمانی را دربرگرفت.
کتاب حاضر برای آشنایی بیشتر دانشجویان مشاوره خانواده با زمینه تاریخی و سیر تحول مذکور، نظریه ها و رویکردهای مختلف و تکنیک های خانواده درمانی، تالیف و تدوین گردیده است. عمده مطالب آن، از بخش های مربوط به مشاوره ازدواج و خانواده یا خانواده درمانی، منابع معتبر مشاوره، ترجمه و اقتباس شده اند. مطالب کتاب در پنج فصل تنظیم گردیده اند. فصل اول، شامل مقدمه است که به سابقه تاریخی و معرفی مشاوره ازدواج و خانواده می پردازد. سپس مشاوره ازدواج / خانواده را با مشاوره فردی/ گروهی مورد مقایسه قرار داده و منشا و تحول مشاوره خانواده، هنر و علم بودن آن، و بالاخره اهمیت و ضرورتش را بیان می دارد.
فصل دوم، ساخت خانواده و تعاریف آن، تصویری از خانواده و تحول آن در غرب، دگرگونی در خانواده ایرانی، و در پایان، عوامل موثر در تشکیل و تکوین مشاوره ازدواج و خانواده را مورد بررسی قرار می دهد.
فصل سوم که بخش عمده ای از کتاب را تشکیل می دهد، شامل نظریه های مهم و اصلی مشاوره ازدواج و خانواده یعنی نظریه های نقش ها، تکاملی، سیستم ها، دوره زندگی خانواده و مشاوره های خانواده روان پویشی، تجربه ای، رفتاری- اجتماعی، ساختی (ساختاری)، راهبردی و آدلری می باشد.
فصل چهارم، دوازده رویکرد مختلف مشاوره ازدواج و خانواده را تشکیل می دهد که به ترتیب عبارتند از رویکردهای روان تحلیلی، یادگیری اجتماعی، سیستم های خانواده باون، ساختی- راهبردی، منطقی- عاطفی، ارتباط، مبتنی بر مهارت، روندهای سازنده پس مدرن، زبان شناختی، نقلی، درمان راه حل مدارو روان درمانی زن گرا. بعضی از این رویکردها مبتنی بر نظریه های مشاوره ازدواج و خانواده بوده و با آنها همپوشی دارند و حتی بعضی از صاحب نظران، آنها را تحت عنوان نظریه مطرح کرده اند؛ به هر حال، این رویکردها بیشتر دارای جنبه کاربردی و درمانی اند و در زمینه های ویژه ای مانند مشاوره زناشویی مورد استفاده قرار می گیرند. در پایان این فصل، تکنیک های مهمّ درمانی مشاوره ازدواج و خانواده، معرفی و توصیف شده اند.
فصل پنجم که آخرین فصل کتاب است، به بحث درباره مداخله مشاوران خانواده و رویکرد مداخله ای کوتاه مدت اختصاص یافته و نقش های مداخله ای مشاوران، آموزش مهارت های اجتماعی، فرایند مشاوره و نتیجه پایانی را مورد بررسی قرار می دهد.
امید است مطالب کتاب برای دانشجویان و دوستداران مشاوره خانواده مفید و موثر بوده و به عنوان راهنمایی، هرچند مختصر، جهت آشنایی بیشتر آنها با این رشته از مشاوره سودمند باشد.
راهنمایی و پیشنهادات خوانندگان و صاحب نظران، برای رفع نواقص و محدودیت های آن، موجب امتنان و قدردانی است.

فصل ۲: هدف اصلی و عناوین عمده مورد بحث

در این فصل هدف عمده و اساسی ما آن است که به خواننده کمک کنیم تا مشاوره خانواده موثر، فهم و پویایی خانواده و اینکه چگونه اعضاء آن می توانند بر سازگاری زندگی یک فرد تاثیر گذارند، را درک نماید. برای کسب چینن درک و فهمی عناوین زیر را مورد بحث قرار می دهیم:
الف. ساخت خانواده و تعاریف
ب. تصویری از خانواده مدرن و تلویحات آن برای شیوه عمل مشاوره خانواده
ج. عوامل موثر در تشکیل و تکوین مشاوره ازدواج و خانواده

الف. ساخت خانواده و تعریف آن

امروزه، خانواده معانی بسیاری را به اذهان اشخاص متفاوت منتقل می کند. ساخت های خانواده(۱۵۲) معاصر شامل موارد زیر هستند:
- خانواده هسته ای(۱۵۳) (شوهر، همسر و کودکان)
- خانواده گسترده(۱۵۴) (خانواده هسته ای، پدر بزرگ یا مادر بزرگ، عمه یا خاله و عمو یا دایی)
- ناخانواده(۱۵۵) (پدر و مادری مجرد با شخصی که پدر یا مادر نیست ازدواج می کند)
- خانواده مختلط(۱۵۶) (دو والدین مجرد ازدواج می کنند، آوردن کودکان از روابط قبلی با هم به داخل یک خانواده)
- خانواده تک والدینی(۱۵۷) (افراد با بچه ای که ازدواج نکرده اند، مطلّقه یا بیوه)
- خانواده شامل یک پدربزرگ یا مادربزرگ یا هر دو که برای نوه یا نوه های خود والدین شده اند.
- خانواده پذیرفته­ها(۱۵۸) (بزرگسالانی که مسئولیت والدین دائم بودن برای بچه هایی که با آنها پیوند زیست شناختی ندارند، را می پذیرند)
- خانواده خوانده­ها(۱۵۹) (بزرگسالانی که مسئولیت والدین موقت بودن برای کودکانی را که با آنها از نظر زیست شناختی مربوط نیستند، می پذیرند)
تعاریف خانواده
از دیدگاه جامعه شناختی(۱۶۰)، خانواده یک گروه اجتماعی است که براساس خویشاوندی(۱۶۱) استوار است و گروه اجتماعی مرکب از تعدادی از افرادی است که بر اثر یک نیروی پیوند بخش گرد هم جمع شده و روابط معینی بین آنها برقرار است. به نظر منه(۱۶۲)، خانواده از حیث ظاهری یا مطلوب گروهی است که در آن حدّ اقل دو نفر جنس مخالف (که از نظر روانی- اجتماعی انسانهای بالغی بشمار می آیند) نسل جدیدی را بوجود می آورند و آنها را چنان تربیت می کنند که به نوبه خود بتوانند نسل بعدی را با همین انگیزه بوجود آورند (به نقل از روزن باوم، ۱۹۷۳، ترجمه مهدوی ۱۳۶۷). این روند متضمّن احیای بقاء جامعه است. اگر جامعه ای بتواند چنین گروههایی را بوجود آورد، بقاء و صیانت خود را تضمین کرده است. در واقع، خانواده یک سیستم کوچک اما صمیمانه و رو در رویی است که عضویت در آن دائمی است و با گروههای دیگر دو تفاوت کلّی دارد. اول آن که در آن صحبت از زن و مرد و روابط زناشویی است و دوم آن که وجود فرزند و رابطه او با والدین، به ویژه مادر، از نظر زیست شناختی(۱۶۳)، عاطفی و حقوقی مورد تاکید است.
خانواده و تعریف آن از نظر اسلام
از نظر اسلام، خانواده را می توان به عنوان یک واحد بنیادی جامعه معرفی نمود که بر اساس پیمانی الهی(۱۶۴)، از حدّ اقل دو نفر جنس مخالف تشکیل می شود و بر اصول عدالت(۱۶۵) (حقوق)، محبت(۱۶۶) (عاطفه) و معنویت(۱۶۷) (تقوای الهی) استوار است. تعریف اسلام از خانواده و اهمیت آن و اصول حقوقی، عاطفی و الهی آن را می توان از آیات قرآن و احادیث مختلف(۱۶۸) استنباط نمود.
خانواده و تعریف آن در امریکا
دایره آمار ایالات متحده آمریکا خانواده را چنین تعریف می کند، خانواده عبارت است از دو شخص یا بیشتر که پیوند خونی، زناشویی یا فرزندخواندگی دارند و با هم زندگی می کنند (دفتر آمار ایالات متحده آمریکا(۱۶۹)، ۱۹۸۹). اشخاصی که در شرایط و موقعیتی خارج از این تعریف زندگی می کنند، به عنوان غیرخانواده تعریف می شوند. این تعریف، به طور آشکار تعداد زیادی از اشخاص را (سی درصد از خانوار های ایالات متحده) از درگیر بودن در روابط خانوادگی(۱۷۰) مستثنی می کند (والدروپ و اِکستر(۱۷۱)، ۱۹۹۲). همچنین این تعریف، اعضاء خانواده های گسترده را که ممکن است نزدیک با هم زندگی کنند یا تاثیر قابل توجهی بر زندگی خانواده داشته باشند، به حساب نمی آورد (فارستنبرگ(۱۷۲)، ۱۹۸۴؛ ویلسون(۱۷۳)، ۱۹۸۹). از طرف دیگر، زیسرمن(۱۷۴) (۱۹۸۱) خانواده را به عنوان یک خانواده هسته ای مرکب از زن و شوهر یا یک والدین و فرزند که به عنوان واحدی کوچکتر از خانواده پیش صنعتی(۱۷۵) سه نسلی گسترده عمل می کند، تعریف می نماید.

ب. تصویری از خانواده امروزی و تحول آن در جوامع غربی و تلویحات آن برای شیوه عمل مشاوره

به طور کلی می توان گفت که تحول خانواده در دوران جدید با صنعتی شدن اروپای غربی آغاز شد. در واقع، سنتهای دیرپا رو به زوال گذاشت و براساس حقوق اجتماعی تازه که نتیجه انقلابهای فکری قرون جدید بود، شکلهای جدیدی از خانواده بوجود آمد. رها شدن زنان از قیود مختلف (شخصی، خانوادگی و اجتماعی)، تقسیم کار (که در نتیجه انقلاب صنعتی صورت گرفت) و زوال صنایع دستی و خانگی موجب گردید که خانواده وسیع و بزرگ قدیمی و سنتی از هم بپاشد و وظایف مختلف آن از قبیل وظایف دینی، تربیتی، اقتصادی، تفریحی و... به ارگانهای اجتماعی و سازمانهای رسمی (انجمن های دینی، هیات مذهبی، مساجد، آموزش و پرورش، تعاونی ها، شهرداری ها، تربیت بدنی و...) منتقل گردد. بدین ترتیب، خانواده زن و شوهری کوچک و تنها یا خانواده والدین- فرزندی که بعد از آن تشکیل می شود، بوجود آمد. از طرف دیگر، اشاعه آموزش رسمی و بالارفتن سنّ کار، تعادل مالی خانواده را بر هم زد و فرزندان، خانواده را در جستجوی کار و شغل یا در نتیجه پذیرش ارزشهای جدید، ترک کردند و کار زوج اصلی در خارج از خانه شیوه زندگی خانواده را دگرگون ساخت.
دلایل اصلی تحوّل خانواده در غرب
دلایل اصلی تحول خانواده را می توان تحت عناوین زیر طبقه بندی نمود:
- تغییر ویژگی های شکل تولید و بهره برداری
- تحرک و نیروی کار
- افزایش فعالیت های نوع دوم و سوم(۱۷۶) (به ترتیب، صنایع و خدمات)
این تحول و دگرگونی ها موجب گردید که مسئولیت های گروهی و عمومی جایگزین مسئولیت های خانوادگی شوند و فرد خود را متعلق به جامعه بداند. این تقسیم جدید وظایف و نقشها باعث تغییراتی در شخصیت افراد شد و شکل خانواده جدید را دگرگون ساخت. سالهای بین دو جنگ جهانی دوران بحرانی خانواده در غرب محسوب می شود. بعد از دو جنگ جهانی، خانواده نقش مهم خود را نسبتاً بازیافت و اعلامیه جهانی حقوق بشر به خانواده توجه خاصّی نشان داد.
اکنون در جوامع غربی، ما شاهد شکل جدیدی از خانواده هستیم که هرچند شباهت چندانی به اشکال قدیمی آن ندارد، لکن در کشف و جستجوی ضوابط و معیارهای جدیدی است که بتواند علت وجودی خود را در جامعه ای که افراد به گروهها و جماعات مختلف بستگی و ارتباط یافته اند و راه و روش جدیدی پیدا کرده اند، ثابت نماید. در اینجا، برای نمونه به بررسی خانواده امروزی در آمریکا می پردازیم:
از نظر تاریخی در آمریکا خانواده هسته ای به عنوان هنجار ملی(۱۷۷) تلقی شده است (فورد(۱۷۸)، ۱۹۹۴). در واقع، خانواده شامل شوهر، زن و کودک، به موازات شروع قرن بیستم بروز و ظهور کرده و در سالهای بعد از جنگ جهانی دوم طی سنوات ۱۹۵۰ به اوج اعلام مردم پسند و تاثیر اجتماعی خود رسیده است (کانگر(۱۷۹)، ۱۹۸۱). این شکل خانواده متمایل به کودک محوری(۱۸۰) بود و بر خانواده به عنوان یک مرکز مهرورزی و عاطفه تاکید دارد. این همچنین ممکن است بیشتر یک حالت ذهنی(۱۸۱) باشد تا یک واقعیت اجتماعی (شرتر(۱۸۲)، ۱۹۷۵).
گرچه ازدواج برای بزرگسالان کمافی السابق یک تجربه جهانی است، خانواده آمریکایی از نظر اندازه کاهش یافته است. سنّ خانمها برای پرورش کودک و شروع مادری به تاخیر افتاده و تعداد کودکانشان هم کمتر شده اند. به علاوه، احتمال اینکه خانوار، افرادی خارج از خانواده هسته ای را شامل گردد، به طور فزاینده ای کم شده است (ملسون(۱۸۳)، ۱۹۸۰). به علاوه، در مورد خود ازدواج عدم رضایتی بوجود نیامده است، تنها تمایل نسبت به اینکه درباره ازدواجهای ناخوشایند باید کاری کرد افزایش یافته است

- طلاق در جامعه آمریکا

میزان طلاق در جامعه آمریکا از یک برآورد یک درصدی در سال ۱۸۰۴ به ۱۷ درصد در سالهای پایانی ۱۹۲۰ و به میزان بالای ۵۰ درصد در ۱۹۸۰ افزایش یافته است (بوهانان(۱۸۴)، ۱۹۸۵). برای سالهای ۱۹۹۰ برآورد می شد که از هر ۵ کودک، ۲ تا، والدینشان را جدا از هم خواهند دید (فارستنبرگ و تیتلر(۱۸۵)، ۱۹۹۴) و ۳۵ درصد از کودکان آمریکایی در سن ۱۸ سالگی بخشی از یک ناخانواده خواهند بود (گلیک(۱۸۶)، ۱۹۸۹). در سال ۱۹۷۸ آمار طلاق ۱۱۲۲۰۰۰ یعنی یک نسبت ۲۲ طلاق برای هر ۱۰۰۰ زن مزدوج بوده است. این نشان دهنده آن است که ۲/۲ درصد از ازدواجها در این سال به طلاق انجامیده است (دفتر سرشماری ایالات متحده آمریکا، ۱۹۷۹). از سال ۱۹۷۸ به بعد، میزان طلاق افزایش یافته است و اکنون می توان تخمین زد که نیمی از ازدواجها به طلاق انجامیده یا خواهد انجامید (بی ار(۱۸۷)، ۱۹۸۸). با در نظر گرفتن این آمارها، برای مشاوران جامعه یا خانواده مهم است که نظراتشان را در ورای درکی که از خانواده به عنوان "پدر بهتر از همه می داند" وجود دارد، گسترش دهند.
در هر صورت، طلاق، دیگر به عنوان نشانه ای از تباهی اخلاقی(۱۸۸) یا عدم ثبات اجتماعی(۱۸۹) تلقی نمی گردد. البته این که آیا طلاق یک عامل مخل و مزاحم(۱۹۰) است یا یک سازگاری مفید(۱۹۱)، به فرهنگ و نقطه نظر شخص بستگی دارد. در واقع، جدایی و طلاق می تواند یک سری مسائل و مشکلاتی را برای خانواده به ارمغان بیاورند. مادرانی که در گرو بچه هایشان باقی می مانند، احتمالاً در سالهای بعد از طلاق، خودشان را در مضیقه شدید اقتصادی خواهند یافت (آماتو(۱۹۲)، ۱۹۹۳). پرداختهایی که برای حمایت از کودک از طرف دولت صورت می گیرد، ممکن است کاهش یافته و حتی به صفر برسد و از طرف دیگر، خیلی مشکل است که این مادران از عهده پرداخت قصورات مالی شوهر یا شوهران قبلی خود برآیند. مادران مجردی(۱۹۳) که از نظر وضعیت اقتصادی در پرتگاه سقوط قرار دارند، به خاطر کودکان خود به محله و مدرسه جدید انتقال می یابند و کودکانشان هم از اسباب بازی، پذیرایی و تفریح کمتری برخوردار بوده و ارتباطشان با رنجش مداوم از رویدادهای گذشته همراه است (ملسون، ۱۹۸۰). در نتیجه، زیانهای مالی و عاطفی ناشی از طلاق موجب عوامل تنش زا در خانواده می گردد. این عوامل به نوبه خود می توانند مشکلات شدید سازگاری در زندگی یا شرایط تباهی سلامت روانی را که نیاز به توجه متخصصان دارند، موجب شوند.
خانواده های تک والدینی و حضانت از کودکان
افزایش تعداد خانواده های تک والدینی، به ویژه آنهایی که به وسیله یک زن سرپرستی می شوند، واقعیت مهم دیگری برای خانواده های امروزی غربی است. این تغییر خانواده به طور ثابتی از سال ۱۹۸۰ در حال افزایش بوده است. این روند از سال ۱۹۶۰ برای زنان سفیدپوست سرپرست خانوار از میزان افزایش بیشتری برخوردار بوده است تا غیر سفیدپوستانی که در واقع کاهش داشته اند (ملسون، ۱۹۸۰). والدین ممکن است مشترکاً حضانت کودکان را به عهده بگیرند، یا در اقلیتی از خانواده های تک والدینی، تنها پدر حضانت بچه هایش را به عهده داشته باشد.
به نظر یکی از متخصصان (میلز(۱۹۴)، ۱۹۸۸) ۲۰ درصد از خانواده ها، زندگی را با تولد یک کودک از مادری که رسماً ازدواج نکرده و کمتر از ۱۹ سال دارد، آغاز می کنند. پدر خونی یا زیست شناختی(۱۹۵)، به ندرت به زندگی کودک جذب می شود. در نتیجه کودکان توسط مادران نوجوان خود بزرگ می شوند. بسیاری از این مادران در خارج از خانه کار می کنند یا به نحوی درگیر فعالیتهای بیرون از منزل هستند، و بنابراین، بچه ها به حال خودشان واگذار می شوند تا از خودشان مواظبت کنند و حدود ۵ میلیون کودک آمریکایی زیر ۱۰ سال وقتی که از مدرسه به خانه باز می گردند، هیچ کس را ندارند که از آنها مواظبت نماید؛ با وجودی که، ۵۰۰۰۰۰ نفر از آنها کمتر از ۷ سال دارند (استریکلند(۱۹۶)، ۱۹۸۵؛ وایتهد(۱۹۷)، ۱۹۹۳؛ برونفن برنر(۱۹۸)، ۱۹۸۸). عدم رو به رشد بودن سرپرستی بزرگسالان برای آن کودکان، آنها را در معرض خطر آسیب های بهره کشی و مرگ قرار می دهد. علی رغم فشارهای اقتصادی و میان فردی که این نوع خانواده ها تحمل می کنند شواهد نشان می دهد که والدین بودن خارج از زناشویی(۱۹۹)، الگویی است که در بعضی از خانواده ها برای چند نسل تکرار شده است (میلز، ۱۹۸۸).
طلاق و ازدواج مجدد
همراه با افزایش میزان طلاق، ازدواج مجدد نیز افزایش یافته است. تخمین زده می شود که ۷۵ درصد از اشخاصی که طلاق می گیرند، مجدداً ازدواج می کنند و در حدود نیمی از آنهایی که مجدداً ازدواج می کنند، دارای کودکان خردسال در منزل هستند (بی ار، ۱۹۸۸). علاوه بر آمارهای مربوط به تک والدینی هایی که بعداً ازدواج کرده اند، حدود ۳۵ درصد از کودکان مدت زمانی را در خانواده ناتنی(۲۰۰) سپری می کنند (گلیک، ۱۹۸۹). ناخانواده ها با چالش های متعددی مواجهند. نود درصد از فرزندان ناتنی(۲۰۱) اعضای واقعی یا بالقوه دو خانوار یا بیشترند. بزرگسال مرجعی که بیرون از خانه زندگی می کند، می تواند وفاداری و وظیفه شناسی کودکان را محدود کند و به زن و شوهری که ازدواج مجدد کرده اند، فشار وارد سازد. با وجود این، شواهدی وجود دارد که ناخانواده ها قبل از طلاق به همان خوبی خانواده های اصلی یا حتی بهتر از آنها عمل می کنند (میلز، ۱۹۸۸)

- خانواده جدید، درآمد اقتصادی، مراقبت از اعضا و مشارکت در قدرت

مولفه دیگر ساختار خانواده جدید، کسب درآمد هر دو زوجین است، واقعیتی که در جامعه آمریکا به صورت یک هنجار در آمده است. سال ۱۹۷۹، سال اساسی برای مادران اطفال در طول دوران زندگی آنها تا ۱۹-۱۸ سالگی بود، سالی که مادران بیشتر کار می کردند تا اینکه به طور تمام وقت در خانه بمانند (شورای آمریکایی بیمه زندگی(۲۰۲)، ۱۹۸۰). دلایل مالی و اقتصادی، گستردگی انتخابهای شغلی، افزایش سطح تحصیلات زنان، جدایی مادر خانه دار از خانواده گسترده و سیستم حمایتی(۲۰۳) و تغییر وضع تاهل، یعنی مطلقه یا بیوه شدن، همه به عنوان عوامل موثری که مادران را به دنیای کار وارد کرده اند، شناخته شده اند (رابینسون، راتر و ویلسون(۲۰۴)، ۱۹۸۲). در میان شاغلین متخصص طبقه متوسط، زوجین دارای درآمد دوتایی باید وقت و انرژی به مراتب بالاتر از ۹ تا ۵ ساعت عادی اداری را متعهد شوند (ملسون، ۱۹۸۰).
والدین طبقه پایین هم به همان اندازه فشارهای کاری سختی را که زندگیشان را تحت تاثیر قرار می دهد، تحمل می کنند. آنها ممکن است مجبور شوند تا دو جا کار کنند تا نیازهایشان را برآورده سازند و بنابراین، به اندازه شاغلین حرفه ای کار کنند.
هنگام ترسیم "خانواده امروزی"(۲۰۵) باید توجه به تعداد رو به افزایش خانواده هایی که درآنها یک یا بیشتر اعضاء مسئولیت های مراقبت را به عهده دارند، معطوف گردد. پیشرفت های تکنولوژیکی(۲۰۶) که طول عمر مبتلایان به بیمای های مزمن را افزایش می دهند و روند جمعیتی که نشان می دهد، حدود سه چهارم از اشخاص مسن نیازمند به مراقبت طولانی مدت، منحصراٌ از خانواده و دوستان حمایت غیررسمی(۲۰۷) دریافت می کنند (دوتی(۲۰۸)، ۱۹۸۶)، اشاره به این دارد که هم اکنون مراقبت از یک سالمند(۲۰۹) تقریباً یک فشار خانوادگی هنجاری تلقی می شود(برودی(۲۱۰)، ۱۹۸۵). بعضی از صاحب نظران (توسلند، اسمیت و مک کلیون(۲۱۱)، ۱۹۹۵) باور دارند که تاثیرات ترکیبی تکنولوژیکی و روند جمعیتی سناریویی را پیش بینی می کند که در آن:
الف) بخش سنتی نقشهای جنسیتی مراقبتی رو به فرسایش و نابودی است،
ب) تمام کودکان بزرگتر با احتمال بیشتر نقش مراقبتی را می پذیرند و
ج) همه کودکان بزرگتر به نوعی درگیر مراقبت خانوادگی خواهند بود.
به طور همزمان، تغییر در جهت تساوی در سهیم شدن قدرت در خانواده ها صورت گرفته است. نهضت طرفداری از زنان، به اقتدار بیشتر آنها در سرتا سر جامعه منجر گردیده و این تغییر در خانواده ها نیز منعکس شده است. ضرب و جرح همسر، که پنجاه سال پیش تحمل می شد (اگر نادیده گرفته نمی شد) اکنون با آن به عنوان یک تجاوز جنایی(۲۱۲) برخورد می شود (والدو(۲۱۳)، ۱۹۸۷). اِعمال اقتدار والدین بر کودکان، دیگر شامل مجاز بودن آسیب فیزیکی، بهره کشی جنسی(۲۱۴) و نادیده گرفتن نیازهای آنان یا بدرفتاری عاطفی با آنها نمی شود. ما بر این باوریم که هر یک از این تغییرات رشد و تکامل مثبتی را در انتظارات جامعه ما برای خانواده ها نوید می دهد. ضمناً آنها خانواده ها را به در هم شکستن الگوهای قدیمی و ایجاد و توسعه مهارتهای جدید تهییج می کنند. مشاوران جامعه می توانند وسیله ای برای کمک به خانواده ها در دستیابی به این تغییر باشند.

- دگرگونی در خانواده ایرانی

خانواده ایرانی درطول قرن اخیر آرام و کند ولی به طور مستمرّ و مداوم در حال دگرگونی بوده است. در طول قرون متمادی در این سرزمین شکلی از خانواده وجود داشت که در اصطلاح جامعه شناختی آن را "خانواده گسترده" می نامند؛ خانواد ای که بر اساس و محور شرایع اسلامی و سنتهای ایرانی اداره می شد و به حیات خود ادامه می داد. مقررات ازدواج، طلاق، ارث و نگهداری از فرزندان بر اساس فقه اسلامی استوار بوده و روابط افراد خانواده با یکدیگر بر سلسله مراتب سنتی- مذهبی که مورد پذیرش همگان بود قرار داشت. برخورد تمدن صنعتی و فرهنگ غرب موجب تغییرات عمده در این شکل از خانواده و به ویژه شکل شهری آن شده است که هنوز هم ادامه دارد. (بهنام، ۱۳۵۲)
از طرف دیگر، نفوذ فرهنگ غرب که گاهی صورت تقلید بدون قید و شرط به خود می گیرد، بیش از همه در روابط زن و مرد و والدین و فرزندان تاثیر گذاشته است. برای نمونه، روابط زوجین، لااقل در محیط های شهری، شکلی تازه به خود گرفته و زن به عنوان همدم و همکار مرد پذیرفته شده است. مدرسه، مهد کودک، آمادگی و... به کمک خانواده آمده و گاه آموزشها و روشهای آنها به ویژه در دوران بعد از انقلاب اسلامی با آموزشها و روشهای خانواده تضاد یا هماهنگی پیدا کرده است. تغییرات سریع اجتماعی، افکار نو و گاهی آداب و رسوم و فرهنگ ویژه غربی از طریق مطبوعات، رادیو، تلویزیون و اخیراً فیلمهای ویدئویی و ماهواره در اختیار نسلهای جوان تر درآمده است. در نتیجه، به نظر می رسد که در دهه های اخیر همراه با دگرگونی و تحول در خانواده ایرانی، نهاد خانواده و روابط خانوادگی با چالش ها و مشکلات جدیدی دست به گریبانند، به طوری که مداخله مشاوره ای به عنوان اولین گام در پیشگیری و حدّ اقلّ اقدام در حلّ مشکلات خانواده اجتناب ناپذیر می نماید.

ج. عوامل موثر در تشکییل و تکوین مشاوره ازدواج و خانواده

در طول جنگ جهانی دوم و بعد از آن، حدّ اقل هفت رویداد جداگانه بر تشکیل مشاوره ازدواج و خانواده تاثیر گذاشتند. تعامل این رویدادها با یکدیگر، مرحله ای را برای راه و روشی کاملاً جدید جهت مفهوم پردازی و کار با زوجها و خانواده تنظیم و ایجاد نموده است. در اینجا، به اختصار به معرفی رویدادهای مزبور بپردازیم:
پیشرفت در روانکاوی
روان درمانگرانی که بر مبنای روانکاوی کار می کردند، گسترش رویکردشان را در زمینه کار با خانواده از اواخر ۱۹۴۰ آغاز کردند. کار ناتان اَکرمن (۱۹۵۸) مخصوصاً در متمرکز ساختن توجه روانکاوی به واحدهای خانواده از اهمیت بسزایی برخوردار است. پیش از اکرمن، روانکاوان، اعضای خانواده را از ترس اینکه درگیری با خانواده آشفته کننده خواهد بود، عمداً از درمان مراجعین فردی مستثنی می کردند.
نظریه سیستم های عمومی
مبتکر نظریه سیستم های عمومی(۲۱۵) زیست شناسی به نام لودویگ وان برتالان فای(۲۱۶) (۱۹۶۸) بود. این نظریه هر موجود زنده منجمله، زن و شوهر و خانواده را به عنوان مولفه های تعاملی(۲۱۷)، که بر یکدیگر تاثیر متقابل دارند، تلقی می کرد. تمرکز روی این نکته است که تعامل اجزاء چگونه بر عمل سیستم (منظومه) به عنوان یک کلّ تاثیر می گذارند. برای مثال، اگر شخصی در یک منظومه یا سیستم خانواده عملکردی در سطح ظرفیت و توان موجود را ندارد، تمام سیستم در انجام وظیفه اش با مشکل مواجه است. یکی از مفاهیم عمده ای که به وسیله این نظریه ارائه گردیده است، "علیت دورانی"(۲۱۸) است، اندیشه ای که رویدادها در زنجیره ای از حلقه های بازخورد تعاملی به هم مربوط هستند. با در نظر گرفتن اعمال خانواده بدین طریق، تمرکز برای اختلال خانواده(۲۱۹) از یک فرد به خود واحد خانواده تغییر می کند. بدین ترتیب، "سپر بلا شدن"(۲۲۰) (که در آن یک شخص به عنوان علت مشکل خانواده از دیگران جدا می شود) و "تفکر خطی"(۲۲۱) (که در آن یک عمل به عنوان علت دیگری تلقی می شود) حذف می گردد.
اسکیزوفرنی و خانواده
سه گروه عمده از پژوهشگران مطالعات مقدماتی در حوزه پویایی های خانواده و سبب شناسی درباره اسکیزوفرنی را انجام داده اند، این گروهها عبارتند از:
الف) گروه گِری گوری بیتسون (بیتسون، جکسون، هی لی و ویکلند، ۱۹۵۶) در موسسه پژوهش روانی در پالوآلتوکالیفرنیا
ب) گروه تئودور لیدز (لیدز، کرنی لیسون(۲۲۲)، فلک(۲۲۳) وتِری(۲۲۴)، ۱۹۵۷) در ییل(۲۲۵)
ج) گروههای مورای باون و لایمن واینی(۲۲۶) (باون، ۱۹۶۰؛ واینی، ریکاف(۲۲۷)، دی(۲۲۸) و هیرش(۲۲۹)، ۱۹۵۸) در موسسه ملی بهداشت روانی (NIMH) (۲۳۰)؛ همه در این باره که زوجین و خانواده ها هنگامی که یک عضو خانواده به عنوان اسکیزوفرنیایی تشخیص داده شد، چه عملکردی داشتند، به مشاهده پرداختند. به وسیله این پژوهشگران چندین مشاهده و ایده حاصل گردید و در میان مهمترین مفاهیمی که پدیدار شدند، مفاهیم "بن بست مضاعف"، "تقابل کاذب"(۲۳۱)، "اختلاف زناشویی"(۲۳۲) و "عدم تقارن زناشویی"(۲۳۳) قرار دارند. در یک بن بست مضاعف، شخص دو پیام متناقض را در یک زمان دریافت می کند و قادر نیست هر دو را پیگیری نماید. نشانه های جسمانی و روانی (م.، سردردها و گوشه گیری) یا حتی رفتار اسکیزوفرنیایی ممکن است به عنوان راهی برای کاهش تنش و گریز باشند. تقابل کاذب، نمایی است از هماهنگی خانواده که تنش اساسی را می پوشاند. اختلاف زناشویی عبارت است از تعارض زناشویی(۲۳۴) آشکار و عدم تقارن زناشویی، اصطلاحی است که برای یک ازدواج مرضی(۲۳۵) (آسیب شناختی) که در آن یکی از زوجین بر دیگری تسلط و تفوق دارد، به کار می رود.
ظهور مشاوره ازدواج (زناشویی) حرفه ای
پیشگامان اولیه در مشاوره ازدواج از قبیل پال پوپینو(۲۳۶) و امیلی ماد(۲۳۷) در تاسیس انجمن آمریکایی مشاوره ازدواج در سال ۱۹۴۲، که اکنون انجمن آمریکایی مشاره ازدواج و درمانگران خانواده (AAMFT) (۲۳۸) است مفید و موثر بودند. تمرکز این پیشگامان روی رابطه ازدواج، به جای تنها درگیر شدن با افراد، از اهمیت برخوردار است. تاکید جدید بدین معنا بودکه سه وجود در مورد توجه و رسیدگی قرار می گرفتند، دو فرد و یک زوج. مشاوره ازدواج اولیه نیز برای دیدن زوجین با هم در جلسات جمعی اولویت قائل بود.
رشد نهضت راهنمایی کودک
درمانگاه های راهنمایی کودک(۲۳۹) که منشاشان مبتنی بر نظریه آدلری(۲۴۰) است، بر هر دوی درمان و پیشگیری(۲۴۱) اختلالات هیجانی(۲۴۲) در کودکان از طریق یک رویکرد بین رشته ای(۲۴۳) تمرکز دارند. در درمانگاه ها به طور سنتی با والدین و کودکان به وسیله گروه های متخصص از رشته های روان پزشکی، روان شناسی و مددکاری اجتماعی کار شده است. گرچه پژوهش اولیه در این حوزه گرایش به تمرکز روی رفتار والدین از قبیل حمایت افراطی مادرانه (لوی(۲۴۴)، ۱۹۴۳) داشت، متخصصین بالینی عاقبت تمرکز روی خانواده را به عنوان یک کل آغاز کردند.
ظهور مشاوره گروهی
اندیشه های نو و ابتکاری سالهای ۱۹۴۰ و ۱۹۵۰ که از آزمایشگاه های رفتاری گروههای کوچک از قبیل آزمایشگاه آموزش ملی (NTL) (۲۴۵) در بتل(۲۴۶)، مین(۲۴۷) وموسسه روابط انسانی تاویستاک(۲۴۸) در لندن انگلستان پدیدار گشتند، مخصوصاً نسبت به رشد مشاوره ازدواج و خانواده مهم بودند. تجربیات در محیط های گروهی، نفوذ نیرومند گروهها بر افراد و چگونگی یک تغییر در عضویت یا عملکرد یک گروه را که به طور وسیعی بر پیامد آن تاثیر می گذارد، نشان می دهد. به علاوه فنون رشد یافته در نقش گزاری روانی(۲۴۹) و گشتالت درمانی(۲۵۰)، از قبیل مجسمه سازی و هنر رقص (رقص آرایی)(۲۵۱) بر کار مشاوره ازدواج و خانواده تاثیر گذاشت. بعضی از شاغلین صاحب نظر (بل(۲۵۲)، ۱۹۷۵، ۱۹۷۶) حتی درمان خانواده ها را به عنوان یک گروه شروع کردند و شیوه مشاوره گروهی زوجین/ خانواده(۲۵۳)، رویکردی که همچنان ادامه دارد، را آغاز نمودند (کوری(۲۵۴) و کوری، ۱۹۸۷؛ اوهلسن(۲۵۵)، ۱۹۷۹، ۱۹۸۲).
تغییرات بعد از جنگ
جنگ جهانی دوم موجب تغییرات در خانواده در بسیای از کشورهای اروپایی و ایالات متحده آمریکا گردید. برای نمونه، در پایان جنگ جهانی دوم، ایالات متحده آمریکا سازگاری مجدد ناپایداری از زمان جنگ تا دوران صلح را تجربه نمود که خودش را در سه روندی که روی خانواده تاثیر داشتند، آشکار ساخت (والش(۲۵۶)، ۱۹۸۲). همراه با افزایش ناگهانی کودک در سال ۱۹۴۶، با فسخ ازدواج حدوداً ۴۰% از همه زوجین یک تغییر وضعیت سریع در تعداد طلاقها بوجود آمد. به علاوه، در شروع سالهای ۱۹۶۰، زنان بیشتری در جستجوی اشتغال در محیط بیرون از منزل برآمدند. در نیمه سالهای ۱۹۸۰، تقریباً نیمی از نیروی کار را زنان که بسیاری از آنها مادران کارگر بودند، تشکیل می دادند. سومین روند، رشد طول عمر، نیز روی زندگی خانواده تاثیر داشت، چنان که زوجین خودشان را در حال زندگی کردن با همسران مشابه، به مدت طولانی تر از هر زمان قبلی در تاریخ یافتند. نیاز به کارکردن با خانواده و افرادی که تحت تاثیر این تغییرات قرار گرفتند، موجب شد که پژوهشگران، شاغلین متخصص و نظریه پردازان گرد هم جمع شوند و برای حلّ مسائل و مشکلاتی که خانواده با آن مواجه است، چاره اندیشی کنند.

نظرات کاربران درباره کتاب مشاوره ازدواج و خانواده