فیدیبو نماینده قانونی نشر قطره و بیش از ۶۰۰ ناشر دیگر برای عرضه کتاب الکترونیک و صوتی است .
کتاب قواعد مباحثه

کتاب قواعد مباحثه

نسخه الکترونیک کتاب قواعد مباحثه به همراه هزاران کتاب دیگر از طریق فیدیبو به صورت کاملا قانونی در دسترس است. تنها لازم است اپلیکیشن موبایل و یا نرم افزار ویندوزی رایگان فیدیبو را نصب کنید.

درباره کتاب قواعد مباحثه

کتاب «قواعد مباحثه» نوشته آنتونی وستون( -۱۹۵۴) است. کم‌وبیش همه ما تجربه کم‌رنگ شدن روابط دوستانه‌مان بعد از بالاگرفتن یک بحث را داریم. هر گاه در جمع‌های دوستانه یا کاری بحثی آغاز می‌شود، ممکن است بعد از آن عده‌ای ناراحت شوند یا روابط شکل سابق خود را از دست بدهند، در این موارد است که با خود فکر می‌کنیم ای کاش بحث طور دیگری پیش رفته بود. کتاب قواعد مباحثه‌ی آنتونی وستون با ایجازِ خود و با طرح مثال‌هایی ساده، گویا و در عین‌حال واقعی امکان آن را به خواننده می‌دهد تا پس از مطالعه‌ی کتاب، هم در بحث‌های روزمره و هم به هنگام نوشتنِ مقاله‌ای مباحثه‌ای بتواند پیرامون نارسایی‌ها و نقاطِ قوتِ بحث خود و دیگران بیندیشد و به‌واسطه‌ی دست‌یافتن به درکِ دقیق‌تری از چیستی بحث argument، از طرح مغالطاتی که در گفت‌وگوهای روزمره بسیار رایج هستند، بپرهیزد. هم‌چنین ایجازِ این کتاب و دسته‌بندی مباحثات و مغالطات، یاری‌گر مخاطب در هنگام رجوع به بحث یا مغالطه‌ای خاص است. برخی فکر می‌کنند بحث کردن تنها بیان پیش‌داوری‌های‌شان به شکلی جدید است. هم‌چنین به همین دلیل است که بسیاری بحث و گفت‌وگو را ناخوشایند و بیهوده می‌انگارند. در فرهنگ لغات، یکی از معادل‌های «بحث»، «مشاجره» است. در این معنا، گاهی می‌گوییم دو نفر با هم «جر و بحث می‌کنند»، یعنی یک زد‌ و ‌خورد لفظی دارند. گاهی این اتفاق می‌افتد. ولی این معنای واقعی بحث نیست. در این کتاب، «بحث کردن» یعنی آوردن دلایل یا شواهد در تایید یک نتیجه در چنین شرایطی بحث کردن تنها بیان دیدگاه‌های مشخص یا فقط یک مشاجره نیست. بحث کردن تلاشی برای تأیید دیدگاه‌هایی خاص ازطریق استدلال کردن است؛ و بحث کردن در این معنا نه بیهوده، که در واقع ضروری است.

ادامه...
  • ناشر نشر قطره
  • تاریخ نشر
  • زبانفارسی
  • حجم فایل 0.9 مگابایت
  • تعداد صفحات ۱۳۲ صفحه
  • شابک

بخشی از کتاب قواعد مباحثه

شما به آخر نمونه کتاب رسیده‌اید، برای خواندن نسخه کامل، کتاب الکترونیک را خریداری نمایید و سپس با نصب اپلیکیشن فیدیبو آن را مطالعه کنید:



یادداشت مترجم

آنتونی وستون تحصیلات خود را به سال ۱۹۸۲ در دانشگاه میشیگان در رشته ی فلسفه به پایان برد. او در حال حاضر استاد فلسفه و مطالعات محیطی در دانشگاه اِلُن در ایالت کارولیناست. کتاب ها و نوشته های او عموماً در حوزه ی فلسفه و مطالعات محیطی (environmental Studiesو ارتباط این دو حوزه است.
کتاب حاضر نخستین کتاب به چاپ رسیده از آنتونی وستون است. او توانسته است در این کتاب کوچک، شیوه های مختلف استدلال را بدون نقص مطرح کند. این کتاب با طرح ابتدایی ترین مسائل درباره ی چگونه ترتیب دادن یک بحث کوتاه آغاز می شود و نکات لازم را برای شکل گیری و یا ارزیابی یک بحث گوشزد می کند. تمام فصول کتاب را قواعدی درباره ی بحث کردن مانند زنجیر به هم وصل می کند و بدین ترتیب خواندن کتاب آسان تر می شود. در فصول آغازین این کتاب با بیان قواعدی، نکاتی را درباره ی بحث کردن توضیح می دهد که با این که بدیهی انگاشته می شوند، غالباً نادیده گرفته می شوند. هرچه به انتهای کتاب نزدیک تر می شویم بحث های مهم تر و پیچیده تری مطرح می شود و نکاتی درباره ی به کار بردن صحیح آن توصیه می شود. در فصول ۷ تا ۹ به ما آموخته می شود چگونه از این بحث ها در نوشتن مقاله های مباحثه ای استفاده کنیم. در فصل آخر انواع مغالطه در بحث کردن بیان می شود تا بتوانیم یک بحث درست را از یک بحث نادرست، که اصولاً نمی توان به آن یک بحث گفت، بازشناسیم.
این کتاب نه تنها در گفت وگوهای روزمره و کوتاه برای همه مفید خواهد بود، بلکه ممکن است در نوشتن مقالات و حتی پایان نامه های دانشگاهی در کشورمان نیز، هم برای دانشجویان و هم برای اساتید، راهگشا باشد. برای مثال، آن چه قاعده ی ۱۸ ـ (آیا بحث توضیح می دهد که چگونه علت موجب معلول می شود؟) ـ به آن اشاره می کند، نکته ای است که اصولاً بدون آن، یک بحث، دیگر یک بحث نیست؛ در حالی که اغلب پایان نامه های دانشگاهی در کشور ما دچار این مشکل اند: یعنی مقداری داده (data) جمع آوری می شود و نتیجه ای از آن گرفته می شود، درحالی که بحثی مناسب و کافی برای توضیح این که چگونه آن داده ها (یا فرض ها) موجب این نتیجه شده است، مطرح نمی شود. به همین دلیل، این کتاب می تواند در کشور ما در سطح دانشگاه نیز مورد استفاده قرار گیرد.

جا دارد از دکتر کوروش صفوی که متن ترجمه را خواندند و راهنمایی هایی کردند، تشکر کنم. ناگفته پیداست که اگر ترجمه ی کتاب کاستی ها یا نارسایی ها یی داشته باشد، به عهده ی خود مترجم است.

ن. م.
شهریور ۸۹

پیش گفتار

این کتاب مقدمه ای است موجز، بر هنر نوشتن و ارزیابی بحث و گفت وگو. در این کتاب تنها به ضروریات چگونه بحث کردن پرداخته می شود. من دریافته ام که دانش آموزان و نویسندگان نه به توضیحات مقدماتی طولانی، بلکه اغلب به فهرستی از یادآوری ها و قواعد نیاز دارند. در نتیجه، برخلاف اغلب کتاب های درسی در مورد مقالات مباحثه ای و یا «منطق غیر صوری»، این کتاب حول محور قواعد خاصی طراحی شده است که به طرزی منطقی، و مهم تر از آن به اختصار، ارائه و تشریح می شود. در نتیجه، این کتاب نه یک کتاب درسی بلکه یک کتاب راهنماست.
هم چنین دریافته ام که معلم ها اغلب مایل اند چنین کتاب راهنمایی را معرفی کنند تا خود دانش آموزان بتوانند به آن رجوع کنند و آن را بفهمند، و در نتیجه مزاحم وقت کلاس نشوند. بار دیگر موجز بودن توضیحات اهمیت دارد ـ مسئله بر سر کمک به دانش آموزان است تا از پسِ نوشتن یک مقاله و یا ارزیابی یک بحث برآیند ـ ولی قواعد باید با توضیحات کافی تبیین شوند تا معلم بتواند در عوض نوشتن شرحی تمام و کمال در حاشیه ی برگه ی هر دانش آموز، او را به «قاعده ی ۱۳» و یا «قاعده ی ۲۳» ارجاع دهد. سعی کرده ام این کتاب موجز و در عین حال خودبسنده باشد. این رویه ای است که در پیش گرفته ام.
هم چنین می توان این کتاب را در واحد درسی ای که بحث کردن به وضوح در آن از اهمیت خاصی برخوردار است، به کار برد. لازم است تمرین ها و مثال های دیگری ضمیمه ی این کتاب شوند، ولی متون بسیاری از این دست از قبل موجود ند که همه و یا بخش اعظم آن ها شامل چنین تمرین ها و مثال هایی است. با این حال، لازم است خود این متون با قواعد ساده ای که این کتاب راهنما، برای کنار هم قرار دادن بحث ها ارائه می دهد، تکمیل شوند. دانش آموزان بسیاری پس از گذراندن کلاس های منطق غیر صوری، تنها آموخته اند که چگونه خطاهای معین شده را کنار بگذارند (و یا دست کم آن ها را تشخیص دهند). این دانش آموزان اغلب نمی توانند آن چه را که واقعاً اشتباه است، تشریح کنند و یا خود استدلالی بیاورند. منطق غیرصوری(۱) ممکن است راهگشا باشد و این کتاب تلاشی است برای اثبات این که چگونه این امر شدنی است.

آنتونی وستون
آگوست ۱۹۸۶

یادداشتی بر چاپ دوم متن اصلی

بیش ترین درخواستی که از سوی مخاطبان چاپ اول این کتاب مطرح شد، اضافه شدن یک فصل شامل تعاریف بود. در چاپ دوم، چنین فصلی به عنوان ضمیمه اضافه شده است. امیدوارم این اصلاحات جزئی بر شفافیت و سودمندی کتاب بیفزاید. از خوانندگان این کتاب که برای مطرح کردن پیشنهادها و حمایت های شان در پاسخ به چاپ اول وقت گذاشتند، تشکر می کنم.

آ.و.
مارس ۱۹۹۲

مقدمه

اهمیت بحث در چیست؟

برخی فکر می کنند بحث کردن تنها بیان پیش داوری های شان به شکلی جدید است. هم چنین به همین دلیل است که بسیاری بحث و گفت وگو را ناخوشایند و بیهوده می انگارند. در فرهنگ لغات، یکی از معادل های «بحث»، «مشاجره» است. در این معنا، گاهی می گوییم دو نفر با هم «جر و بحث می کنند»، یعنی یک زد و خورد لفظی دارند. گاهی این اتفاق می افتد. ولی این معنای واقعی بحث نیست.
در این کتاب، «بحث کردن» یعنی آوردن دلایل یا شواهد در تایید یک نتیجه. در چنین شرایطی بحث کردن تنها بیان دیدگاه های مشخص یا فقط یک مشاجره نیست. بحث کردن تلاشی برای تایید دیدگاه هایی خاص ازطریق استدلال کردن است؛ و بحث کردن در این معنا نه بیهوده، که در واقع ضروری است.
در درجه ی اول، بحث کردن از آن رو ضروری است که از طریق آن می توان پی برد کدام دیدگاه ها از دیدگاه های دیگر بهترند. همه ی دیدگاه ها یکسان نیستند. برخی نتایج را می توان با دلایل خوب تایید کرد، ولی برای برخی دیگر شواهد ضعیف تری در اختیار داریم. ولی ما اغلب این دو را از یک دیگر تشخیص نمی دهیم. برای رسیدن به نتایج مختلف باید استدلال های متفاوتی داشته باشیم و سپس این استدلال ها را ارزیابی کنیم تا مشخص شود که حقیقتاً به چه میزان قانع کننده اند.
بحث کردن، در این معنا، وسیله ای برای تحقیق و جست وجوست. به عنوان مثال، برخی متفکران و فعالان بحث کرده اند که «دامداری مکانیکی» حیوانات به منظور استفاده از گوشت آن ها، موجب آزار شدید حیوانات می شود و از این رو ناموجه و غیراخلاقی است. آیا حق با این متفکران است؟ نمی توان با رجوع به پیش داوری های خود به این پرسش پاسخ داد؛ باید بسیاری مسائل را در نظر گرفت. به عنوان مثال، آیا ما در قبال دیگر جانداران نیز مقید به اخلاق هستیم یا آن که فقط رنج کشیدن انسان تقبیح شده است؟ آیا آدم ها می توانند بدون خوردن گوشت زندگی کنند؟ آیا رژیم های گیاهی سالم ترند؟ آیا وقتی مشاهده می کنیم برخی غیرگیاه خواران نیز عمر بسیار طولانی کرده اند، به این نتیجه می رسیم که رژیم گیاهی یا غیرگیاهی ربطی به سالم بودن ندارد؟ (هم چنین می توان بحث را ادامه داد و پرسید: آیا درصد بالایی از گیاه خواران عمر بسیار طولانی کرده اند؟) ممکن است ثابت شود آدم های سالم مایل هستند گیاه خوار باشند، و نه برعکس؟ ضرورت دارد همه ی این پرسش ها به دقت بررسی شود و پاسخ آن ها از آغاز مشخص نیست.
بحث کردن به دلیل دیگری هم ضرورت دارد. وقتی به نتیجه ای رسیدید که، به نحوی مستدل، تایید شده است، از طریق بحث آن را تشریح و از آن دفاع می کنید. یک بحث خوب تنها به تکرار نتایج بسنده نمی کند، بلکه دلایل و شواهدی ارائه می دهد تا دیگران خود بتوانند در آن راستا بیندیشند. برای مثال، اگر مجاب شوید که حقیقتاً می باید در نحوه ی پرورش و استفاده از حیوانات تغییراتی داد، لازم است استدلال(۲) کنید که چگونه به این نتیجه رسیده اید؛ یعنی چگونه دیگران را مجاب خواهید کرد. دلایل و شواهدی را که شما را مجاب کرده است بیان کنید. داشتن عقاید محکم و متقن اشتباه نیست، بلکه اشتباه آن است که اصلاً چیزی برای گفتن نداشته باشید.

آشنایی با مقاله ی مباحثه ای

پس قواعد بحث دلبخواهی نیستند، بلکه هدفی مشخص دارند، ولی دانش آموزان (و هم چنین دیگر نویسنده ها) در دفعات اولی که به آن ها تکلیف می شود مقاله ی مباحثه ای بنویسند، همیشه از این هدف آگاه نیستند ــ و اگر از هدف تکلیف تعیین شده آگاه نباشیم، احتمال این که آن را خوب انجام دهیم اندک است. وقتی از دانش آموزان می خواهیم در مورد دیدگاه شان درباره ی مسئله ای بحث کنند، گزاره های مفصلی راجع به دیدگاه های شان می نویسند ولی هیچ دلیل واقعی ای برای پی بردن به صحت دیدگاه های شان ارائه نمی کنند. این دانش آموزان مقاله می نویسند، ولی نه یک مقاله ی مباحثه ای.
این تعبیر غلط رایجی است. در دبیرستان، تاکید بر یادگیری موضوعاتی است که کاملاً شسته رفته و بی مناقشه اند. نیازی نیست بر سر این که قانون اساسی ایالات متحده برای بخش های حکومت تعیین تکلیف می کند، یا این که مکبث نوشته ی شکسپیر است، بحث کرد. این ها اموری مسلم اند که فقط لازم است آن ها را خوب بیاموزیم و در مقاله مان نقل کنیم.
دانش آموزان، با ورود به کالج، توقع دریافت میزان بیش تری از اطلاعاتی از همین دست دارند؛ ولی هدف بیش تر دروس ــ مخصوصاً دروسی که تکالیف نوشتاری دارند ــ چیز دیگری است. این دروس با شالوده ی باورهای ما در ارتباط اند. این دروس دانش آموزان را به تردید در باورهای خویش و کشف دیدگاه ها و دفاع از دیدگاه های خود وا می دارند. موضوعات مورد بحث در دروس کالج اغلب موضوعاتی اند که خیلی مشخص و مسلم نیستند. بله، قانون اساسی امریکا برای سه بخش حکومت تعیین تکلیف می کند، ولی آیا می باید دیوان عالی در دو بخش دیگر دارای حق وتو باشد؟ بله، مکبث نوشته ی شکسپیر است، ولی مضمون نمایشنامه چیست؟ برای پاسخ های متفاوت می توان دلایل و شواهد متفاوت ارائه کرد. در این کلاس ها از دانش آموزان انتظار می رود بیاموزند که برای خود بیندیشند و با مسئولیت پذیری دیدگاه های خود را بیان کنند. توانایی دفاع از دیدگاه ها ی مان نشانگر آن است که این مهارت را به دست آورده ایم و به همین دلیل است که مقاله های مباحثه ای این قدر اهمیت دارند.
در واقع، آن گونه که در فصول ۷ تا ۹ توضیح داده خواهد شد، برای نوشتن یک مقاله ی مباحثه ای خوب، باید بحث ها را، هم به عنوان وسیله ای برای تحقیق، و هم به عنوان شیوه ای برای توضیح و دفاع از نتایج تان، به کار ببرید. باید با بررسی بحث های مخالف، برای نوشتن مقاله آماده شوید؛ سپس، در حالی که از نتایج و استدلال های خود دفاع و برخی استدلال های مخالف را ارزیابی می کنید، خود مقاله را نیز به صورت یک استدلال بنویسید.

چکیده ی کتاب

این کتاب با طرح بحث هایی نسبتاً ساده آغاز می شود و با مقالات مباحثه ای به پایان می رسد.
فصول ۱ تا ۶ در مورد چگونگی ترتیب دادن و ارزیابی بحث های کوتاه است. یک بحث «کوتاه» صرفاً دلایل و شواهد را، معمولاً در چند جمله یا یک پاراگراف، به صورت موجز ارائه می دهد. به دلایل بسیاری، سخن را با بحث های کوتاه آغاز می کنیم. اول این که، بحث های کوتاه متداول ترند. در واقع آن قدر متداول اند که بخشی از مکالمات روزمره را به خود اختصاص می دهند. دوم آن که، بحث های طولانی اغلب تفصیل بحث های کوتاهی هستند که با هم ترکیب شده اند. در ابتدا نوشتن و ارزیابی کردن بحث های کوتاه را بیاموزید؛ سپس خواهید توانست مهارت های خود را در حد مقالات مباحثه ای افزایش دهید.
و در نهایت، به این دلیل از بحث های کوتاه شروع می کنیم که این نوع بحث ها بهترین نمونه برای بحث های متداول و اشتباه های صورت گرفته در مباحثات اند. در بحث های طولانی، تشخیص نکات و هم چنین اشکالات اصلی دشوار است. بنابراین، با این که ممکن است برخی قواعد در ابتدا بدیهی به نظر آیند، به یاد داشته باشید این امتیاز را داشته اید که به مثالی ساده بپردازید. درک کردن سایر قواعد حتی در بحث های کوتاه دشوار است.
فصول ۷، ۸ و۹ به مقالات مباحثه ای می پردازند. فصل ۷ درباره ی گام نخست است: یعنی بررسی موضوع. فصل ۸ چکیده ای از نکات اصلی یک مقاله ی مباحثه ای را به دست می دهد. در فصل ۹ قواعدی خصوصاً در مورد نوشتن مقاله معرفی می شود. تمام این فصول مبتنی بر فصول ۱ تا ۶ است، چرا که یک مقاله ی مباحثه ای لزوماً از تلفیق و تفصیل انواع بحث های کوتاه، که فصول ۱ تا ۶ طرح می کند، شکل می گیرد. به همین دلیل، در آغاز کار به سراغ فصولی که درباره ی مقالات مباحثه ای اند نروید؛ حتی اگر انتخاب این کتاب در وهله ی اول برای کمک به نوشتن مقاله بوده باشد. کتاب آن قدر موجز است که از آغاز تا فصول ۷، ۸ و ۹ را مطالعه کنید، و بعد که به این فصول رسیدید، ابزار لازم را برای استفاده کردن از این فصول خواهید داشت. ممکن است آموزگاران بخواهند فصول ۱ تا ۶ را برای ابتدای ترم و فصول ۷ تا ۹ را برای زمان مقاله نویسی مقرر کنند.
فصل ۱۰ درباره ی مغالطات است، یعنی اشتباه هایی که در بحث مرتکب می شویم. این فصل خلاصه ای از اشتباه های رایج که در سایر بخش های کتاب طرح شده اند، ارائه می دهد و با نمایه ای از اشتباه های موجود در استدلال کردن به پایان می رسد؛ اشتباه هایی که ممکن است هر کسی را به راحتی دچار اشتباه کنند و به همین دلیل بسیار متداول اند و حتی نام گذاری هم شده اند. ضمیمه ی کتاب نیز قواعدی برای طرح و ارزیابی تعاریف ارائه می دهد.

فصل ۱: چگونه یک بحث کوتاه ترتیب دهیم

برخی قواعد کلی

فصل اول برخی قواعد کلی را برای ترتیب دادن یک بحث کوتاه بیان می کند. فصول ۲ تا ۶ انواع بحث های کوتاه را طرح می کند.

۱) فرضیات را از نتیجه تمییز دهید

گام نخست در ترتیب دادن یک بحث پرسیدن این است که چه چیز را می خواهید ثابت کنید؟ چه نتیجه ای به دست خواهید آورد؟ به یاد داشته باشید که نتیجه، گزاره ای است که برای آن دلیل ارائه می کنید. گزاره هایی که از آن ها برای بیان دلایل تان استفاده می کنید، «فرض» نامیده می شوند.
این لطیفه از وینستون چرچیل را در نظر بگیرید:
«خوش بین باشید. چیزی به جز این سودی ندارد.»
این یک استدلال است چرا که چرچیل برای خوش بین بودن، یک دلیل ارائه می کند. فرض او این است که «چیزی به جز این [خوش بین بودن] سودی ندارد.»
فرض و نتیجه ی چرچیل به قدر کافی بدیهی است، ولی ممکن است نتایج برخی بحث ها، تا وقتی که مشخص نشده اند، این قدر بدیهی نباشند. شرلوک هلمز، یکی از نتایج اصلی خود را در «ماجرای برق نقره ای» توضیح می دهد:
«در اصطبل سگی بود، ولی با وجود این که یک نفر اسبی را از داخل اصطبل بیرون آورد، سگ پارس نکرد... مسلماً سگ این شخص را به خوبی می شناخته است...»
هلمز دو فرض دارد. یکی مسلم است: سگ برای آن شخص پارس نکرد. فرض دوم حقیقتی کلی درباره ی سگ هاست که می پندارد ما از آن آگاه ایم: سگ ها برای غریبه ها پارس می کنند. این دو فرض با هم به این معنی اند که آن شخص غریبه نبوده است.
چنان که در مقدمه توضیح داده شد، هنگامی که بحث ها را به عنوان وسیله ای برای تحقیق به کار می برید، ممکن است دقیقاً از نتیجه ای که می خواهید از آن دفاع کنید، شروع کنید. پیش از همه، نتیجه تان را صریحاً بیان کنید. اگر می خواهید حرف چرچیل را قبول کنید و استدلال کنید که باید به واقع خوش بین بود، همین را صراحتاً بگویید، سپس از خود بپرسید چه دلایلی برای این نتیجه گیری دارید. چه دلایلی می توانید بیاورید که ثابت می کند باید خوش بین بود؟
می توانید به اقتدار چرچیل توسل جویید و بگویید: اگر چرچیل می گوید باید خوش بین بود، من و شما که هستیم که جرو بحث کنیم؟ با وجود این، طرح این سوال کمک چندانی نخواهد کرد، چرا که احتمالاً اشخاص نامدار دیگری نیز بدبینی را توصیه کرده اند. باید خودتان درباره اش بیندیشید و از خود بپرسید چرا باید خوش بین بود؟
شاید فکر می کنید خوش بینی برای رسیدن به موفقیت به شما انرژی می دهد و برعکس بدبین ها در همان ابتدای کار احساس شکست کرده، در نتیجه حتی تلاش هم نمی کنند. پس فرض اصلی شما این است که احتمال موفقیت خوش بین ها بیش تر است و رسیدن به اهداف شان نیز محتمل تر (حتی ممکن است منظور چرچیل هم همین بوده باشد). اگر فرض شما نیز همین است، آن را صریحاً بیان کنید.
وقتی خواندن این کتاب را تمام کردید فهرستی از اشکال مختلف بحث در اختیارتان خواهد بود. این اشکال مختلف را برای بسط دادن فرض های تان به کار بگیرید. برای مثال، برای دفاع از یک کلی گویی به فصل ۲ نگاه کنید. این فصل به شما یادآوری خواهد کرد که باید مثال هایی را به عنوان فرض به کار ببرید و به شما خواهد گفت به دنبال چگونه مثال هایی بگردید. اگر، مانند مثال های فصل ۶، برای نتیجه گیری به یک بحث «قیاسی(۳)» نیاز دارید، قواعد مطرح شده در آن فصل به شما خواهند گفت به چه فرض هایی نیاز دارید. شاید پیش از این که بحثی مناسب بیابید مجبور باشید بحث های بسیار دیگری را بیازمایید.

۲) ایده های خود را به شکلی منظم بیان کنید

بحث های کوتاه اغلب در یک یا دو پاراگراف نوشته می شوند. می توانید نتیجه را در ابتدا بیان کنید و سپس دلایل خود را بیاورید؛ یا این که اول فرض های تان را بیاورید و در نهایت نتیجه گیری کنید. در هر صورت، نظر خود را به ترتیبی بیان کنید که خط فکری شما به طور کاملاً طبیعی برای خواننده قابل فهم باشد.
به عنوان مثال، این بحث کوتاه از برتراند راسل(۴) را در نظر بگیرید:
«همان قدر که کمبود ذکاوت موجب پدید آمدن شرارت در دنیا شده است، معضلات اخلاقی هم دلیل دیگر به وجود آمدن شرارت است. ولی تا به امروز انسان موفق به یافتن روشی برای ریشه کن کردن معضلات اخلاقی نشده است... در مقابل، آموزگاران کاردان می توانند به راحتی ذکاوت را پرورش دهند. بنابراین، تا وقتی که روشی برای آموزش فضیلت کشف نشده، باید در جست‎وجوی بهبود ذکاوت بود و نه اخلاقیات.(۵)»
در این متن هر ادعا به ترتیب ادعای بعدی را موجب می شود. راسل بحث خود را با اشاره به دو سرمنشا شرارت آغاز می کند، یکی را «کمبود ذکاوت» و دیگری را «معضلات اخلاقی» می نامد. سپس اظهار می کند که ما نمی دانیم چگونه «معضلات اخلاقی» را اصلاح کنیم ولی می دانیم چگونه باید کمبود ذکاوت را اصلاح کرد. بنابراین ــ توجه کنید به واژه «بنابراین» که نتیجه گیری او را از فرض های اش جدا می کند ــ پیشرفت بایستی از طریق پرورش ذکاوت حاصل شود.
در این بحث هر جمله در جای مناسب خود قرار دارد؛ در حالی که این احتمال وجود داشت که جملات به طرق مختلف به غلط جاگذاری شوند. فرض کنید راسل به جای جمله ی قبل، این جمله را می نوشت:
«همان قدر که کمبود ذکاوت موجب پدید آمدن شرارت در دنیا شده است، معضلات اخلاقی هم دیگر دلیل به وجود آمدن شرارت است. تا وقتی که روشی برای آموزش فضیلت کشف نشده، باید در جست وجوی بهبود ذکاوت بود و نه اخلاقیات. آموزگاران کاردان می توانند به راحتی ذکاوت را پرورش دهند، ولی انسان تا به امروز روشی برای ریشه کن کردن معضلات اخلاقی نیافته است.»
این ها دقیقاً همان فرض ها و نتیجه گیری قبلی اند ولی ترتیب شان به هم خورده و واژه ی «بنابراین» از ابتدای نتیجه گیری حذف شده است. حالا درک این بحث دشوارتر هم شده است. فرض ها به طور طبیعی با یک دیگر تناسب ندارند و مجبورید دو بار متن را بخوانید تا به نتیجه پی ببرید. تصور نکنید خوانندگان تان هم این قدر صبور خواهند بود.
بدانید که برای یافتن طبیعی ترین ترتیب، باید چندین مرتبه بحث تان را از نو مرتب کنید. قواعدی که در این کتاب مورد بحث قرار گرفته اند برای این کار کمک تان می کنند. نه تنها برای این که بدانید به چه فرض هایی نیاز دارید، بلکه هم چنین برای این که بدانید چگونه فرض های تان را در طبیعی ترین ترتیب قرار دهید، می توانید از این قواعد استفاده کنید.

۳) با فرض های موثق شروع کنید

اگر فرض های تان ضعیف باشند، هر قدر هم که خوب از آن ها به نتیجه برسید، نتیجه تان هم ضعیف خواهد بود. این مثال را در نظر بگیرید:
«در جهان امروزی هیچ کس واقعاً شاد نیست. بنابراین، به نظر می رسد انسان ها برای شادی ساخته نشده اند. پس چرا باید انتظار چیزی را داشته باشیم که هیچ گاه آن را نمی یابیم؟»
فرض این بحث بر این گزاره است: در جهان امروزی هیچ کس واقعاً شاد نیست. از خود بپرسید آیا این فرض قابل قبول است؟ آیا در جهان امروزی هیچ کس واقعاً شاد نیست؟ برای این فرض حداقل نیاز به مقداری مدرک داریم و به احتمال زیاد اصلاً این فرض درست نیست. پس این بحث نمی تواند ثابت کند که انسان ها برای شادی ساخته نشده اند یا نباید انتظار شادی داشت.
گاهی شروع کردن از فرض های موثق راحت است. ممکن است مثال هایی آشنا و یا منابعی مطلع در اختیار داشته باشید که کاملاً با شما موافق اند. ولی در دیگر مواقع یافتن این گونه منابع دشوارتر است. اگر در اعتبار فرضی شک دارید، باید تحقیقاتی را انجام دهید، و یا برای خود فرض هم به بحثی کوتاه بپردازید (در فصول بعد باز هم به این موضوع خواهیم پرداخت، خصوصاً در بخش الف ۲ در فصل ۷). اگر ببینید که نمی توانید به قدر کافی برای فرض های تان بحث کنید، قطعاً باید بحث را رها کنید و از جایی دیگر شروع کنید.

۴) زبانی صریح، دقیق و انضمامی به کار گیرید

انضمامی بنویسید و از کاربرد واژه های انتزاعی، مبهم و کلی اجتناب کنید. «ساعت ها زیر آفتاب پیاده روی کردیم» خیلی بهتر است از «تقلایی جان فرسا به مدت طولانی داشتیم.»
ننویسید:
«این گونه به نظر می رسد که برای کسانی که نقش شان در درجه ی اول انجام وظایف شان بود، جدای از تقبل تعهدات رهبری، رویه ی اصلی واکنش آن ها به تعهدات اجتناب ناپذیر رهبری باشد که لازمه ی شان عضویت در جامعه ی اجتماعی و متفاوت از واحدهای اجزای آن بود. شبیه ترین قیاس مدرن این مسئله رفتن به خدمت سربازی یک شهروند معمولی است، به جز آن که رهبر بوروکراسی مصری نیازی به واقعه ی غیرمنتظره ای برای متوسل شدن به تعهدات قانونی نداشت.(۶)»
بنویسید:
«در مصر باستان وقتی مردم عادی برای کار فرا خوانده می شدند، ملزم به کار کردن بودند.»

نظرات کاربران درباره کتاب قواعد مباحثه