فیدیبو نماینده قانونی انتشارات تیسا و بیش از ۶۰۰ ناشر دیگر برای عرضه کتاب الکترونیک و صوتی است .
کتاب مطرب عشق

کتاب مطرب عشق
جیگی جیگی ننه خانوم

نسخه الکترونیک کتاب مطرب عشق به همراه هزاران کتاب دیگر از طریق فیدیبو به صورت کاملا قانونی در دسترس است. تنها لازم است اپلیکیشن موبایل و یا نرم افزار ویندوزی رایگان فیدیبو را نصب کنید.

درباره کتاب مطرب عشق

حافظۀ جمعیِ هر جامعه‌ای، ذخیره فرهنگی و معنوی آن محسوب می‌شود. بخش عمده‌ای از حافظۀ جمعی را می‌توان در زبان و ادبیات جامعه یافت. آحاد جامعه در طول حیات خود آثاری بر این حافظۀ جمعی بر جای می‌نهند؛ اما پیش از آن، خود از آبشخور فرهنگ و تاریخ سیراب شده و تأثیر می‌پذیرد. پس اگر در مقاطعی از تاریخ تمدن ایران‌زمین شاهد خیزش‌های بزرگ اجتماعی و سیاسی هستیم، نمی‌توانیم نقش و تأثیر آنچه پیش از آن در قالب ادبیات و هنر برجای مانده را در نظر نگیریم. به همین دلیل معتقدم آنچه در طول دهه‌های معاصر تاریخ سیاسی و اجتماعی ایران را به عنوان یک کشور پیشرو و انقلابی رقم زده است نمی‌توان بدون توجه به فرهنگ و ادبیات قبل از آن ردیابی کرد. داستان جیگی‌جیگی ننه‌خانم از آن دست حکایت‌هایی است که در ادبیات فولکلوریک مردم خطۀ خراسان جایگاه ویژه‌ای دارد. در لابه‌لای سطور این حکایت که سینه به سینه نقل شده، می‌توان حال و روز مردمی را یافت که اعتقاد قلبی آنان به ائمۀ اطهار رنگ شادی به زندگی‌شان بخشیده و وجه جدایی‌ناپذیر زندگی روزمره آنان شده است و همین باور، خاستگاه بردباری و مقاومت آنان در برابر ناملایمات زندگی شده و نسل‌های آتی را بر زمینه‌ای غنی از فرهنگ مبارزه با ظلم و اعتقاد به رستگاری حق‌جویان پرورده است.

ادامه...
  • ناشر انتشارات تیسا
  • تاریخ نشر
  • زبانفارسی
  • حجم فایل 2.29 مگابایت
  • تعداد صفحات ۱۴۴ صفحه
  • شابک

بخشی از کتاب مطرب عشق

شما به آخر نمونه کتاب رسیده‌اید، برای خواندن نسخه کامل، کتاب الکترونیک را خریداری نمایید و سپس با نصب اپلیکیشن فیدیبو آن را مطالعه کنید:



بخش یکم: مقدمه

دیباچه: رستگاری حق جویان

حافظه جمعیِ هر جامعه ای، ذخیره فرهنگی و معنوی آن محسوب می شود. بخش عمده ای از حافظه جمعی را می توان در زبان و ادبیات جامعه یافت. آحاد جامعه در طول حیات خود آثاری بر این حافظه جمعی بر جای می نهند؛ اما پیش از آن، خود از آبشخور فرهنگ و تاریخ سیراب شده و تاثیر می پذیرد. پس اگر در مقاطعی از تاریخ تمدن ایران زمین شاهد خیزش های بزرگ اجتماعی و سیاسی هستیم، نمی توانیم نقش و تاثیر آنچه پیش از آن در قالب ادبیات و هنر برجای مانده را در نظر نگیریم. به همین دلیل معتقدم آنچه در طول دهه های معاصر تاریخ سیاسی و اجتماعی ایران را به عنوان یک کشور پیشرو و انقلابی رقم زده است نمی توان بدون توجه به فرهنگ و ادبیات قبل از آن ردیابی کرد.
داستان جیگی جیگی ننه خانم از آن دست حکایت هایی است که در ادبیات فولکلوریک مردم خطه خراسان جایگاه ویژه ای دارد. در لابه لای سطور این حکایت که سینه به سینه نقل شده، می توان حال و روز مردمی را یافت که اعتقاد قلبی آنان به ائمه اطهار رنگ شادی به زندگی شان بخشیده و وجه جدایی ناپذیر زندگی روزمره آنان شده است و همین باور، خاستگاه بردباری و مقاومت آنان در برابر ناملایمات زندگی شده و نسل های آتی را بر زمینه ای غنی از فرهنگ مبارزه با ظلم و اعتقاد به رستگاری حق جویان پرورده است.
به دوست عزیزم جناب آقای برومند تبریک می گویم که این حکایت دلنشین را از لابه لای خاطرات شفاهی قدیمی های مشهد استخراج کرده و ما را هنرمندانه با جنبه ای مهم از بافت ادبی و هنری فرهنگ خراسان آشنا می سازد.

علی اصغر محکی
دکترای علوم ارتباطات

مطرب عشق

محمد برومند

چرا پس از نیم قرن مشهدی های اصیل وقتی می خواهند از الطاف و کرامات علی بن موسی الرضا(ع) که خود شاهد بوده اند سخن بگویند قصه جیگی جیگی را تعریف می کنند؟


جیگی جیگی که بود؟ چه کرد؟
چرا بعد از نیم قرن از فوت این مرد قصه او همچنان بر سر زبان ها است؟
آیا قصه مرگ این مطرب حقیقت دارد؟
جنازه او با چه کسی جابه جا شد؟ چگونه و چرا؟
چه عواملی باعث شده که او نامیرا شود؟
جیگی جیگی چه تاثیری بر مردم و جامعه داشته است؟
آیا او ارزش این را دارد که هنرمندان مختلف در آثارشان به او بپردازند؟
آیا دفن او در حرم امام رضا(ع) از کرامات امام محسوب می شود یا فقط یک اتفاق و جابه جایی ساده بوده است؟
قصه جیگی جیگی چه ارتباطی با این سخن آقا امام رضا(ع) دارد که می فرمایند: «بدانید که هیچ عملی نزد پروردگار متعال، بعد از انجام دادن فرائض، بهتر از شادمان کردن افراد مومن نیست.» (دررالکلام، حسین حائری کرمانی، ۱۳۶۳، سازمان چاپ مشهد)
می شود مطربی دوره گرد که سرمایه اش تنها خنده و شادی بچه ها و مردم بوده است، آنگونه که مردم معتقدند، عاقبت به خیر شده باشد؟

حقیقت چیست؟

برای دست یافتن به حقیقت زندگی و مرگ مطربی دوره گرد که در دهه سی و چهل در مشهد می زیست و به «جیگی جیگی ننه خانم» مشهور بود با بیش از صد نفر از خدام حرم و مردم نوغان (محله ای که جیگی جیگی نزدیک آنجا زندگی می کرد و بیشتر از هر محله دیگری در آن رفت وآمد داشت) گفت وگو کردم. همه درباره چگونگی مرگش و جابه جایی محل دفنش یک نظر داشتند، اما چگونگی زندگی او کمی متفاوت نقل می شود که شاید این تفاوت را بتوان به زمان های مختلفی که این افراد جیگی جیگی را دیده اند ربط داد و گفت: جیگی جیگی در طول سالیان عمرش به شکل های مختلفی در بین مردم ظاهر می شده؛ مثلاً گاهی دف می زده و گاهی دایره، شاید زمانی با عروسک مردم را سرگرم می کرده و زمانی دیگر انتری به همراه داشته است، زمانی به کلاهش دم روباه وصل می کرده و زمانی دیگر لباس محلی یا عادی می پوشیده و...
همین تفاوت زمانی، باعث شده است که هر کس تصویر خاصی از او در ذهن خود داشته باشد. شاید هم بتوان گفت با توجه به اینکه بعد از مرگ جیگی جیگی افراد دیگری شبیه به او در مشهد کار او را انجام داده و آگاهانه یا غیرآگاهانه تلاش می کرده اند شبیه او باشند، بعضی از مردم آن ها را با جیگی جیگی اشتباه گرفته و گمان کرده اند آنچه آن ها دیده اند همان مطرب پیر، جیگی جیگی معروف، است.
جالب است که در زمان حال نیز مردی در وکیل آباد جلوی در ورودی باغ وحش مشهد می نشیند و شعر معروف جیگی جیگی را می خواند.
مقابل این مرد چهارپایه ای قرار دارد که چند عروسک روی آن است. به این عروسک ها نخ هایی وصل است که مرد نخ ها را به انگشتش بسته و هنگامی که تار می نوازد با تکان دست او عروسک ها نیز حرکت می کنند و جان می گیرند (این نوع عروسک ها و شیوه اجرایی در تئاتر عروسکی معروف به «قی ننه» است).
این افراد که در طول نیم قرن اخیر در مکان های مختلف شهر مشهد با لباس های مختلف دیده شده اند، بعضی تار می زده اند، بعضی دف و بعضی عروسک داشته اند با شکل های مختلف و بعضی فقط شعر جیگی جیگی را می خوانده اند و دایره می زدند.

جیگی جیگی به روایت علی عظیمی

از آنجا که منظور ما از جیگی جیگی فردی است که در حرم دفن شده است، لذا در تحقیقات میدانی پس از به دست آوردن شواهد و قراین قابل اعتماد، به نظر می رسد آنچه به حقیقت زندگی او نزدیک بود گفته های آقای علی عظیمی است. او که در گذشته در رادیو مشهد آواز می خوانده و زمانی قهرمان دوچرخه سواری بوده است، این چنین جیگی جیگی را توصیف و از او تعریف می کند:

آن سال ها من در کوچه ای که روبه روی کوچه نوغان و به «هشت متری» معروف بود، مغازه کباب فروشی داشتم. صدوپنجاه متر بالاتر از مغازه، گودال بزرگی بود که جیگی جیگی درون آن کال (کانال) در اتاقکی غارمانند زندگی می کرد. او روزی چند بار از جلوی مغازه من رد می شد و من نیز گاهی اوقات به او غذا می دادم. برادرش که دایره می زد، ده ـ دوازده سال زودتر از او مُرد. جیگی جیگی تک و تنها در آن گودال زندگی می کرد.

جیگی جیگی گدایی نمی کرد. اگر مردم به او چیزی می دادند می گرفت و تشکر می کرد. گاهی آنچه را به دست آورده بود، به نیازمندان می داد. در محرم و صفر هم کار نمی کرد و ساز نمی زد. عروسکی بیست سانتی با پارچه درست کرده بود که به او «کبری خانم» می گفت. به جای عروسک گریه می کرد، می خندید، حرف می زد و می گفت: کبری خانم رفته عروسی، چلو خورده، کباب خورده، شکمش دم کرده...
جیگی جیگی در کوچه ها راه می رفت و با تنبکی که زیر بغل داشت، ضرب می گرفت و می خواند:

جیگی جیگی ننه خانم
درد دلت مو می دونم
بیا بِرِم عباس آباد
عباس آباد تختی دِره
تختی و مطبختی دِره
دو من گنُدم دَس داس کُنُم
یک بچه ای درس کُنُم
اسم بچه رِ عباس کُنُم
رخت بچه رِ کرباس کُنُم
شغل بچه رِ رقاص کُنُم
بزرگ که شد سرباز کُنُم

بعد هم خودش قِر می داد و می گفت: خوب قِر می تی ماشالله! نیم قِر می تی ماشالله!
شاید این شعر نشانگر آرزوهای برآورده نشده او بود. عده ای به استناد همین شعر بر این باورند که جیگی جیگی اهل روستای «عباس آباد» در نزدیکی سبزوار بوده است. جیگی جیگی آزارش به کسی نرسید. جز شادکردن مردم هدفی نداشت و عاقبت به خیر شد.

نام واقعی جیگی جیگی چیست؟

خیلی تلاش کردم تا به نام واقعی جیگی جیگی دست پیدا کنم؛ اما هیچ کس نمی دانست، همه او را با نام جیگی جیگی ننه خانم می شناسند و می گویند آن زمان همه او را با همین نام صدا می زده اند. خودش هم این اسم را دوست داشته و تلاشی نمی کرده که مردم نام واقعی اش را بدانند و او را با نام واقعی اش صدا بزنند.
با آنکه دوست دارم بدانم نام واقعی او چیست، اما برایم جالب است وقتی می بینم فردی به نام اثر هنری اش معروف شده است، زیباست که همه او را به نام جیگی جیگی ننه خانم که ورد زبانش بوده است می شناسند، او خودش نامش را انتخاب کرد و این نام ارثیه ای نبوده که از پدر به او رسیده باشد.

معنای عبارت جیگی جیگی ننه خانم

مردم قدیم خراسان به حاجی فیروز، جیگی جیگی ننه خانم می گفتند. علت این نام گذاری خواندن ترانه معروف خراسانی با تکرار بیت جیگی جیگی ننه خانم بوده است.
معنای جیگی جیگی در فرهنگ مردم خراسان، درخواست و التماس است. انتخاب چنین اسمی با این بار معنایی برای آدم مطرب دوره گردی که در این گنبد گردون جز خدا کسی را نداشته و از کسی جز او نمی توانست انتظار کمک و یاری داشته باشد، بسیار مهم و قابل تعمق است.
علیرضا سپاهی لائین، از شاعران خراسانی، معتقد است: «جیگی در زبان کردی صورت تخفیف و تحبیب یافته واژه «جیگر» است. ننه خانم هم از اسم های دخترانه رایج میان کردهای خراسان است؛ خلاصه اش این می شود: تو جیگر منی ننه خانم! یا جیگرتو بخورم ننه خانم! یا امان از این روزگار که جیگر آدم را کباب می کند ننه خانم! عبارت جیگی جیگی ننه خانم میان بند یا ترجیع بسیاری از ترانه های کردی شمال خراسان است».
در کنکاشی که در اینترنت داشتم، در بعضی از وبلاگ های جوانان و در نامه ها و یادداشت های آن ها نیز جیگی به معنای جیگر و عزیزم استفاده شده است. این کلمه امروزه در میان افغان ها و تاجیک ها (اهالی خراسان بزرگ قدیم) نیز استفاده می شود؛ البته گیلکی ها هم ضرب المثلی دارند که وقتی دو نفر در حال بحث و جدل هستند، انگشت های شصت خود را به هم می سایند و می گویند: جیگی جیگی دعوا بنداز!

قصه فوت جیگی جیگی ننه خانم

علت شهرت جیگی جیگی بیشتر به خاطر داستان مرگ و چگونگی دفن اوست. تمام پیرمردها و پیرزن های مشهدی که در دهه های سی و چهل شمسی در مشهد زندگی می کرده اند، یا خود شاهد دفن او بوده اند یا قصه دفن او را شنیده اند. می گویند وقتی جیگی جیگی مُرد، جنازه او را شهرداری و به قولی مردم محله نوغان مشهد به غسالخانه که آن زمان در میدان طبرسی امروز است می برند. همزمان مرد تاجری نیز می میرد و جنازه او را برای غسل دادن به همان مکان می آورند.
قرار بود ماموران شهرداری روز بعد جنازه جیگی جیگی را که بی کس و همراه بوده است، در قبرستان عمومی شهر که به «گُلشو»(۱) (یا گُلشور) معروف بوده، دفن کنند و جنازه مرد تاجر به حرم منتقل و در آنجا دفن شود. آن زمان قبرستان گلشو، عمومی و رایگان بوده، اما هزینه خرید قبر در حرم مطهر امام رضا(ع) گران بوده است؛ چنان که امروزه نیز قیمت آن بالاست و بیشتر مردم توان پرداخت چنین هزینه ای را نداشته و ندارند.
اما خواست امام رضا(ع) یا بازی تقدیر یا هرچه اسمش را بگذاریم، موجب می شود تا جنازه مرد تاجر به جای جنازه جیگی جیگی به گلشو برده و دفن شود. وقتی خانواده مرد تاجر می خواهند میت خود را دفن کنند، متوجه می شوند که او جیگی جیگی ننه خانم است؛ لذا از مراجع تقلید آن زمان، آیت الله سبزواری و آیت الله میلانی اجازه نبش قبر می خواهند تا مرد تاجر را از گلشو به حرم منتقل کنند اما آن ها دستور می دهند که جیگی جیگی را در حرم دفن کنند و مرد تاجر هم در قبرستان عمومی باقی بماند.

پیشگفتار

وقتی جیگی جیگی ننه خانم به سراغم آمد

پدرم می گفت: قدیم این منطقه بیابان بود؛ با وجود گرگ و شغال و سگ های هار اگر کسی جرئت می کرد شبانه از این منطقه بگذرد نامش بر سر زبان ها می افتاد و او را «دریادل» خطاب می کردند. از آن زمان نام دریادل برای این منطقه ماند و «جیگی جیگی ننه خانم» در همین منطقه زندگی می کرد.
نام جیگی جیگی ننه خانم را نخستین بار در دهه ۵۰ در دوران زیبا و به یادماندنی کودکی از زبان پدرم ـ روحش شاد ـ شنیدم.
پدرم دست مرا می گرفت و با خود به حرم می برد. در بین راه که از محله های قدیمی می گذشتیم حکایت هر مرحله را با آب وتاب بازگو می کرد و علت نام گذاری هر محله و منطقه شهر را به شیرینی تعریف می کرد. علت نام گذاری فلکه های (میدان های) آب، برق، ضد را برایم شرح می داد و در بیان خاطراتش، حکایت آدم های بسیاری را برایم تعریف می کرد از «غلام حسین پشمی» که باج بگیر «بالاخیابان» بود تا نوازندگان و مطربان دوره گرد که با حرکات و اشعار خود مردم را سرگرم می کردند و می خنداندند.
از میان شرح حال زندگی مطربانی همچون «کل توپ»، «حسن تارزن»، «رضا مارگیر» و... قصه زندگی و مرگ جیگی جیگی برایم زیبایی خاصی داشت، بسیار تصویری و دراماتیک بود. با آن که هیچ گاه او را ندیدم، همیشه مجذوبش بودم.
به عنوان یک نویسنده بارها تجربه کرده ام که گاهی بعضی از سوژه ها یا اشخاص به سراغ نویسنده می آیند و تا نویسنده آن ها را بر روی کاغذ نامیرا نکند دست از سرش برنمی دارند. این بار جیگی جیگی به سراغ من آمد، با عروسک و نوای تنبکش دهه چهل را در جلوی چشمانم ظاهر کرد. در ابتدا فکر کردم شاید قصه او برای من که مشهدی هستم و از دسته مطربان محسوب می شوم جذابیت دارد؛ اما آن را برای هرکسی که تعریف کردم شیفته اش می شد، نمی دانم چه رمزی در حکایت جیگی جیگی نهفته است که حتی بعد از گذشت سال ها وقتی برای کودک شش ساله ام «ایلیا» تعریف کردم او هم مجذوب او شد.
به اصرار ایلیا گشتی در محله های قدیمی مشهد زدیم تا او محل زندگی جیگی جیگی را در دریادل و نوغان و محل دفن او در حرم را از نزدیک ببیند. وقتی اشتیاق ایلیا را دیدم، مطمئن شدم قصه جیگی جیگی به زمان وابسته نیست و گذشت سال ها از ارزش و اهمیت آن نمی کاهد.
تصمیم گرفتم برای شناخت بهتر جیگی جیگی ننه خانم با برخی از خادمان حرم و پیران محله های قدیمی صحبت کنم. حدود یک سال تحقیق و پژوهش من طول کشید و در این مدت پای صحبت اغلب کسانی که او را دیده بودند، نشستم. افسوس که امکان ذکر نام تمام این عزیزان در این جا نیست. مطمئنم، افرادی که حکایت های شنیدنی یا حتی عکس، مدرک و سندی از جیگی جیگی ننه خانم داشته باشند هنوز هم در کوچه ها و پس کوچه های مشهد زندگی می کنند. هنگام ساخت فیلم مستند «دایره قسمت» که متنش ضمیمه همین کتاب است با بعضی از آن ها گفت وگوی تصویری داشتم که حرف های شنیدنی آن ها را در فیلم خواهید دید و شنید؛ به ویژه بازیگر بزرگ سینمای ایران، محمد مطیع عزیز، همچنین دوست و استادم، کارگردان صاحب سبک سینما، امیر قویدل که تنها چند روز پیش از فوتش با وجود بیماری جلوی دوربین حاضر شد و نکته های مهمی از زندگی جیگی جیگی گفت که در این کتاب نیست و در فیلم خواهید دید.
در طول یک سال تحقیق و پژوهش و سپس هنگام نگارش نمایشنامه و ساخت فیلم از افراد بسیاری خواستم تا خودشان حکایت و دیدگاهشان را نسبت به جیگی جیگی ننه خانم بنویسند که حاصلش «دل واگویه»هایی شد که در کتاب می خوانید.
در نگارش این کتاب که خلاصه یک سال تحقیق و پژوهش من به همراه نمایشنامه جیگی جیگی و فیلم مستند زندگی او و... است باید از ماه منیر امیریوسفی (همسرم) که در گردآوری آثار یار و یاورم بود تشکر کنم. همچنین از همه یاران پرتلاش که تلاش کردند تا به بهترین شکل کتاب و فیلم در اختیار شما عزیزان قرار گیرد سپاسگزارم.

محمد برومند
تابستان ۱۳۹۵

نظرات کاربران درباره کتاب مطرب عشق

بسیار کار ازرشمندی است
در 9 ماه پیش توسط