فیدیبو نماینده قانونی انتشارات طلایه و بیش از ۶۰۰ ناشر دیگر برای عرضه کتاب الکترونیک و صوتی است .
کتاب چطور در ۳  دقیقه موردپسند واقع شویم!

کتاب چطور در ۳ دقیقه موردپسند واقع شویم!
«هنر برقراری روابط»

نسخه الکترونیک کتاب چطور در ۳ دقیقه موردپسند واقع شویم! به همراه هزاران کتاب دیگر از طریق فیدیبو به صورت کاملا قانونی در دسترس است.


فقط قابل استفاده در اپلیکیشن‌های iOS | Android | Windows فیدیبو

با کد تخفیف fdb40 این کتاب را در اولین خریدتان با ۴۰٪ تخفیف یعنی ۳,۶۰۰ تومان دریافت کنید!

درباره کتاب چطور در ۳ دقیقه موردپسند واقع شویم!

بعضی آدم‌ها لذت‌بخش، دقیق، باهوش و آگاه هستند. مشکل این‌جاست که ما همدیگر را در برخورد اول به خوبی نمی‌بینیم. یک «نمی‌دانم چی» در درون ما به راحتی کار را خراب می‌کند، تا به حدی که در دیدار اول فرار را به قرار ترجیح می‌دهیم. وقتی که در یک دنیای شتابان زندگی می‌کنیم، این کار خطرناکی نیست که اولین احساسمان را به یک رأی قطعی تغییر دهیم. تحقیقاتی که در آمریکا انجام شده، نشان می‌دهد که برخورد اول یا همان حس اولیه، تعیین کننده‌ی ادامه ارتباط خواهد بود و انگار که ما پایه‌ی رابطه‌مان را براساس همان چیزی که در وهله‌ی اول حس کردیم خواهیم ساخت. به عنوان مثال باید گفت که وقتی یک نفر در اولین قدم، دوست داشتنی به نظر می‌رسد ما حاضریم هر کاری برای ادامه ارتباط با این فرد لذت‌بخش انجام دهیم و برعکس اگر او نچسب به نظر برسد، در آن لحظه به دلیل عدم اطمینان از ادامه ارتباط بیزار می‌شوید، این فکر «می‌شه یا نمی‌شه» بین شما و دیگران در اولین دقایق نسبتاً اضطراب‌آور است. اما وقتی از تکنیک‌های اولین برخورد و مهارت تأثیر‌‌گذاری در دیگران در لحظات اولیه اطلاع داشته باشید، برخلاف اضطراب، سرگرم کننده نیز خواهد بود. شما در این کتاب راهکارهایی برای موردپسند واقع شدن آنی یا نسبی یاد خواهید گرفت. زعم به کارگیری این راهکارها نه فقط ساده بلکه برای همه و در تمام موقعیت‌های دوستانه و عشقی کاربردی هستند.

ادامه...

بخشی از کتاب چطور در ۳ دقیقه موردپسند واقع شویم!

شما به آخر نمونه کتاب رسیده‌اید، برای خواندن نسخه کامل، کتاب الکترونیک را خریداری نمایید و سپس با نصب اپلیکیشن فیدیبو آن را مطالعه کنید:



فصل اول



آن چه که باید قبل از شروع بدانیم:

چه بخواهیم و چه نخواهیم، ما موجوداتی اجتماعی هستیم. ما پیوسته نیاز به ارتباط با دیگران برای کار، دوست داشتن و حتی ساده زندگی کردن داریم. در واقع، ما در مسیر زندگی روزمره مان با دیگران مواجه می شویم، مثل رفتن پیش دکتر یا دندانپزشک یا رفتن پیش پلیس برای امری ضروری یا برخورد با یک پیرزنی که از شما آدرس می پرسد و غیره، همچنین نوعی ارتباطات غیرقابل اجتناب نیز در زندگی ما وجود دارد مثل آشنا شدن با همکارها، برخورد با دوست های دوست هایتان، روز خوش گفتن به همسایه جدید، جرات صحبت کردن با جنس مخالف خود. (در غیر اینصورت تمام عمرحسرت خواهید خورد) آگهی استخدام و...
برای بعضی ها این ارتباطات تقریباً یک رنج است که می تواند تبدیل به لذت شود، به شرطی که در مورد آن آگاهی کافی داشته باشند.
اول سعی کنید بپذیرید که همه ارتباط برقرار کردن را دوست دارند. نوزادان حریص این ارتباطات هستند. چهره ی آدم ها اولین شکلی است که آن ها با چشم هایشان تشخیص می دهند. در آن صورت اگر کسی آن ها را از ارتباط و عشق محروم کند، آن ها ضعیف می شوند و حتی می توانند از شدت غصه رنج ببرند... افراد کم رو یا خجالتی ارتباط را فراموش کرده اند ولی دوست دارند که بتوانند ارتباط برقرار کنند و مورد توجه قرار بگیرند و این آرزو به شکلی قوی همیشه در وجودشان وجود دارد.
آن ها ارتباط را به دلیل نوع تربیت خانوادگی فراموش کردند، آن ها در خانواده ای بزرگ شدند که معلم شان از ارتباط با دیگران در هراس بوده و به نوعی «بدبین بودن به مردم»! مگر این که آن ها به دلیل احساس ناراحتی در نوجوانی دچار این حالت شده باشند. مثلاً بعضی وقت ها به دلیل تغییراتی در بدن یا صورت و یا پوستشان از ارتباط با دیگران دور شده باشند و در تنهایی به سر ببرند. شاید هم یک تجربه ی بد در مسائل ارتباطی داشتند که تو ذوقشان خورده است.
در نهایت، آن ها می ترسند که خودشان را به خطر بیندازند. از همه مهم تر، نداشتن اعتماد به دیگران است، آن ها از برخوردها دوری می کنند. آن ها ارتباط برقرار نکردن را ترجیح می دهند. این اشتباه است! آن ها مثل همه یک چیزهایی را در مورد خودشان به دیگران انتقال می دهند (اما یک پیام گریزان، نگران و آزار دهنده).
یک چیز پوچ و بی اهمیت کافیه تا همه چیز را تغییر دهد: باور کردن، در اولین قدم آن ها نیاز دارند که دوست داشته و پذیرفت شوند. دوم تصمیم بگیرند که فوراً از سنگرهایشان خارج شوند. من یک خانم پزشکی را می شناختم که به قدری کم رو بود که نمی دانست آیا می تواند یک روزی که مریض پذیرفت، با آن ها صحبت کند یا آن ها را معاینه کند. او سعی بسیار کرد، خودش را مجبور و درگیر کرد. امروز، او در کنفرانس ها سخنرانی می کند و به مصاحبه ها جواب می دهد. او آموزش می دهد. او حتی مشاور شده است. یعنی این که پرسیدن سوالات خیلی خصوصی هم او را آزار نمی دهد. برای رهایی از اضطراب های ارتباطی باید کمی همدیگر را هٌل دهیم و مشوق باشیم. برای ارتباط و تغییر یک روش کاربردی وجود دارد و اینک به اولین قدم ها اشاره می کنیم...

کلید: جذب دیگران

چرا بعضی از آدم ها در برخورد با دیگران خیلی با استعداد هستند؟ تمرین، فقط تمرین و... تا موفقیت. آدم هایی که برخورد خوب دارند، معمولاً در طی سال ها این مهارت را به دست آورد ه اند. بعضی ها خوش شانس بودند و والدین خیلی معاشرتی داشتند. تو خانه عادت داشتند در را باز کنند، سلام کنند، پذیرایی کنند، خبر از فامیل بگیرند و غیره.
بعضی ها شغلشان ایجاب کرده است که برخوردهای اجتماعی شان پیشرفت کند: تاجرها، مدیران فروش، روزنامه نگارها و... آن ها تکنیک هایی را برای نزدیک شدن به افراد، گوش کردن، شیفته کردن و متقاعد کردن آن ها یاد گرفته اند. این تجربه را در کار و زندگی استفاده می کنند. با این وجود، ویژگی بارزشان جذب دیگران است و ملاقات کردن، کشف کردن و شناختن را دوست دارند.

حالت خو ب ذهن:

دِلفین، ۳۲ ساله، در حال وارد شدن به کافه، قادر به صحبت با همه است. در خیابان یا مترو، خندان و گشاده رو است. آیا او شعبده بازی می کند که این قدر راحت برخورد می کند؟ او با گشاده رویی و بدون بدبینی سر حرف را با دیگران باز می کند. چرا؟
وقتی او کوچک بود، مدرسه را دوست نداشت ولی تمام مدت با بی حوصلگی منتظر باز شدن مدرسه بود: «بالاخره یک کیف مدرسه جدید خواهم داشت، لبا س های جدید خواهم داشت و به ویژه کلی چیزهای جدید یاد خواهم گرفت.» با همان دیدگاه، دوست داشت رئیس جمهور شود. «من فکر می کردم که با این شغل می توانم پیش همه بروم. این آسانی در برخورد، یک حالت تصور است. از نظر من،با هر شخصی می توان ارتباط برقرار کرد...» مسلماً این نوع کشش نسبت به مردم که در کودکی در او نقش گرفته است، یک شانس است اما در هر دوره ای از زندگی می تواند به وجود بیاید.
***
نزدیک شو...
مثل گرسنگی که با خوردن ارضاء می شود، لذت مبادله کردن هم در ارتباط برقرار کردن است. به مردم نزدیک شوید و کشف خواهید کرد که مردم معمولاً از این که کسی با آن ها صحبت می کند خیلی خوشحال می شوند. هر آدمی یک دنیا است. هر یک از آن ها یک داستانی، یک مشغولیتی، یک تجربه ای، یک دیدگاهی برای شرح دادن دارند با توجه به این که همه ی این ها اصل هستند و هر چقدر بیشتر متفاوت بودن آدم ها را کشف می کنید بیشتر برایتان سرگرم کننده است.
***

ارتباط، انطباق است:

کلید دیگر این است که ارتباط، انطباق است. وارد ارتباط شدن مثل این است که یک دفعه در یک جشنی به شما بگویند که شما جشن را اداره کنید. در زمان برخورد، به دنبال هارمونی، نقاط مشترک و یک زمینه رابطه دوستانه هستیم، زیرا این ضرب المثل معروف را به یاد دارید: «خواهی نشوی رسوا هم رنگ جماعت شو». ما در قالب و نیازهای مخاطب هایمان فرو می رویم، یعنی در وجودشان رخنه می کنیم به همین دلیل باید یقیناً خوب مشاهده کنیم و خوب گوش کنیم. در دوره های کارآموزی فروش محصولات، به جوانان توصیه می شود که کلید موفقیت در تطبیق دادن خودتان با مردم است: «به آن ها خوب گوش کنید، آن ها خیلی چیزهای جالب و سرگرم کننده برای شما خواهند داشت».

منطبق شدن با کی؟ با چی؟

* تطبیق با فرد: با خصوصیت ها، حالت ها و موقعیت های فرد. ما نمی توانیم با همه به یک روش برخورد کنیم. با یک فرد کم رو و یک فرد مجلس گرم کن، با یک جوان یا یک فرد مسن، با یک فرد درجه دار و یا یک فرد معمولی.
* تطبیق با موقعیت: مثلاً بین یک فضای تشییع جنازه با یک فضای جشن یا ازدواج فرق است. یک فضای خبری برای استخدام یا یک گفتگوی دوستانه.
* خلوت افراد: تیپ آدم هایی که برای گفتگو انتخاب می کنیم بنا به این که چقدر آن ها را می شناسیم فرق می کند گفتگوی خیلی صمیمی با دوستان، خوش رو و سبک با رفقا، تکنیکی با کارمند، معمولی با یک فرد غریبه و...
* تطبیق بی غرض: با بعضی افراد و در بعضی موقعیت ها بدون گوش کردن، مستقیم به هدف می زنیم و این برای شروع گفتگو خیلی بد است. از طرف دیگر، از هر نوع کنایه ای برای دانستن چیزی استفاده می کنیم.

نظرات کاربران درباره کتاب چطور در ۳ دقیقه موردپسند واقع شویم!

کتاب خوبیه اما با ترجمه بد!
در 8 ماه پیش توسط f.k...ni8
کتاب خوبیه به من خیییلی کمک کرد تا ضعفامو برطرف کنم
در 5 ماه پیش توسط rox...rch