فیدیبو نماینده قانونی نشر شورآفرین و بیش از ۶۰۰ ناشر دیگر برای عرضه کتاب الکترونیک و صوتی است .
کتاب قدرت کلام

کتاب قدرت کلام
درس‌هایی از سخنرانان بزرگ تاریخ

نسخه الکترونیک کتاب قدرت کلام به همراه هزاران کتاب دیگر از طریق فیدیبو به صورت کاملا قانونی در دسترس است.


فقط قابل استفاده در اپلیکیشن‌های iOS | Android | Windows فیدیبو

درباره کتاب قدرت کلام

سخنوری عالی باید الهام‌بخش و روشنگر باشد. بارها تاریخ جهان شاهد بوده که سخنرانی‌ها توانسته‌اند ملتی را تسکین بخشند یا گروهی را برانگیزند. سخنرانی می‌تواند افراد را ترغیب به جنگیدن یا مبارزه با بی‌عدالتی کند. سخن می‌تواند مردمان را به فداکاری وادارد بر یوغ تعصب یا فقر غلبه کنند. سخن می‌تواند مردم را علیه ظلم، نژادپرستی و تعصب بشوراند. از دیگر سو، سخن می‌تواند منشاء اعمال غیرانسانی، نفرت، شکنجه، پیش داوری، خشونت و نابودی بی‌حد و حصر باشد. سخنان بزرگ منشانه، تأثیر نیرومندی بر مخاطب می‌نهند و موجب انقلاب یا دلزدگی می‌شوند. جملات هوشمندانه که با مهارت بیان شوند تا ابد بر لوح ذهن شنونده نقش می‌بندند و جزو حافظه جمعی جامعه می‌شوند. علاوه بر آن سخن دارای بار عاطفی است که ما را تکان می‌دهد. اشک از دیدگان جاری می‌کند؛ ما را متواضع، خشمگین یا انتقامجو می‌کند و سخن یا سخنگو را جاویدان و به یادماندنی. البته تمام سخنان بزرگ نباید موجب گریستن شود یا ما را به مبارزه فراخواند بلکه باید به ما آرامش بخشد تا دربارۀ محتوای کلام و گویندۀ مطلب احساس راحتی کنیم. در واقع، سخنرانی باید ما را به توجه کامل به سخنرانی و کلام او وادارد. اجزای متعددی در ساخت و پرداخت بین مؤثر دخالت دارند: قدرت تبیین اوضاع عصر جاری، الهام بخشیدن، اثر نهادن و برانگیختن. سخنرانی عالی به سخنرانِ عالی نیاز دارد.

ادامه...
  • ناشر نشر شورآفرین
  • تاریخ نشر
  • زبان فارسی
  • حجم فایل 3.74 مگابایت
  • تعداد صفحات ۴۸۸ صفحه
  • شابک

بخشی از کتاب قدرت کلام

شما به آخر نمونه کتاب رسیده‌اید، برای خواندن نسخه کامل، کتاب الکترونیک را خریداری نمایید و سپس با نصب اپلیکیشن فیدیبو آن را مطالعه کنید:



سالوادور آلنده



۱۹۰۸- ۱۹۷۳
شیلی

سالوادور آلنده

«هرگاه عقل حاکمیت یابد مردم براین لحظات ظلمانی و تلخ غلبه خواهند کرد. به زودی، راه های تعالی دگربار گشوده خواهد شد و آزاد مردان در آن گام خواهند نهاد تا جامعه بهتری بسازند.»(۱)
آلنده حدود ۴۰ سال درگیر امور سیاسی شیلی بود. او سه بار در ۱۹۵۲، ۱۹۵۸ و ۱۹۶۴ نامزد ریاست جمهوری شد ولی شکست خورد تا این که در ۱۹۷۰ انتخاب شد.
او یک مارکسیست دوآتشه و معتقد بود کشور در سطح کلان نیازمند دگرگونی ساختاری و اجتماعی است. سیاست های او شامل شیردادن به بچه مدرسه ای ها به صورت رایگان و افزایش زیاد دستمزد کارگران بود. بخشی از برنامه دگرگونی او شامل ملی کردن صنعت مس شیلی و اصلاحات ارضی در سطح وسیع بود. آلنده احساس می کرد کشور باید به سرعت از آن چه او سرمایه داری فاسد می خواند به سوی سوسیالیسم رهسپار شود. ایجاد تغییر و حرکت از یک سوی طیف سیاسی به سوی دیگر در سطح وسیع دشوار بود و میان طرفداران آلنده تفرقه افکند. نیروهای اپوزیسیون دست راستی شیلی دست به ترمیم تشکیلاتی خود زدند و از سوی آمریکا حمایت شدند. اپوزیسیون بیشتر رسانه ها را در اختیار داشت. آلنده میان آب و آتش گرفتار شد. از یک سو، تلاش عظیم اصلاحات اجتماعی و اقتصادی (شامل ملی سازی صنایع کشور) دشمنانی برای او در شیلی و آمریکا پدید آورد. از دیگر سو، افراطیون حزب خود او که احساس می کردند اصلاحات ملایم و محدود است، مخالفت فرقه ای را برانگیختند.

درس هایی از سالوادور آلنده

کلید واژه ها را قبولاندن. تکرار کلید واژه ها یا گزاره هایی میان سخنرانی، به ویژه در آغاز جملات کوتاه، چارچوب ایده ای ارایه و مخاطب را وادار به یاد سپردن نکات اصلی می کند. این فن را تکرار گویند و فایده آن کمک به سخنگو و شنونده، جمع بندی فکر و منطق یک ایده است. این فن بارها در سخنرانی های سیاسی و تجاری نیز به کار می رود. آلنده با تکرار ساده، تاثیر عمیق عاطفی برجای می نهد: «خطابم پیش از هرکس با شماست، زنان محترم کشور»، «خطابم با متخصصان شیلی است» و «خطابم با مردان شیلی، کارگران و کشاورزان است.»
آمادگی غنیمت شمردن، بهره بردن از لحظات به یادماندنی در سخنرانی. بسیاری سخنرانی ها قبل یا کمی بعدِ لحظات تاریخی ایراد می شوند. این موارد، لحظاتی بزرگ در تاریخ ملی یا حائز اهمیت برای گروهی از شنوندگان است. درهر صورت، این لحظات تکرار نمی شود، بنابراین باید روی سخن، محتوا و ارایه آن کار کرد. البته تمام موقعیت ها استثنایی نیست.
درست قبلِ تسخیر کاخ ریاست جمهوری پالاسیو دلاموندا، درحالی که صدای شلیک اسلحه و انفجار به خوبی شنیده می شد، سالوادور آلنده سخنرانی وداع رادیویی خود را برای شهروندان شیلی ایراد کرد. این که آیا می دانست به پایان حکمروایی و زندگی رسیده یا خیر معلوم نیست ولی محتمل است. این سخنرانی، مهیج و بسیار شاعرانه است: فضایی سیاسی، لحن شاعرانه و گویای عشق او به شیلی و آرزوِ سرنوشت بهتری برای آن. سخن، تند ولی بدون هراس است: «کلام من تلخ نیست ولی ناامید کننده است. شاید مجازاتی اخلاقی برای کسانی باشد که خلف وعده کردند... تنها نکته ای که می توانم به کارگران بگویم این است که نمی خواهم استعفا کنم! در این گذر تاریخی جان خود را فدای وفاداری به مردم می کنم.» آینده نشان داد که تعهد او به شیلی امکان سازش را نفی کرد. او گفت نمی گذارد وسیله ای تبلیغاتی در دست کسانی باشد که به او و کشور خیانت کردند و همین طور کسانی که کنارش بودند ولی تسلیم شدند تا در امان باشند. این یعنی او تا آخرین لحظه خواهد جنگید. کمی پس از سخنرانی، سالوادور آلنده درگذشت و رسماً اعلام شد خودکشی کرده است.

میراث آلنده

جناح چپ آلنده را قهرمان می داند. طرفداران او ایده اش را در دست یابی به سوسیالیسم از راه دموکراسی صلح جویانه می ستایند. او را شهید راه سوسیالیسم یا نمادی مارکسیستی تلقی می کنند. زمینه سخنرانی او حالت جانگذار جملات را تشدید کرد و مطالب، سال ها در قلب ساکنان شیلی زنده ماند: «یقیناً صدای رادیو ماگالانز خاموش خواهد شد و طنین فلزی آرام صدای من به شما نخواهد رسید. مهم نیست. شما به شنیدن آن ادامه خواهید داد. من همواره کنار شما خواهم بود. حداقل خاطره من به عنوان یک جوانمرد وفادار به کشور پابرجاست. مردم باید از خود دفاع کنند ولی خود را فدا نکنند. مردم نباید بگذارند نابود و زیر رگبار گلوله درو شوند و در عین حال تحقیر شوند.»
نام و خاطره آلنده با گذشت زمان تحکیم می یابد. نام او در شیلی و خارج آن بر خیابان، موزه و مدرسه گذارده می شود. او کسی بود که به سیاست شیلی وقار بخشید و اصلاحاتش بافت مملکت را شکل داد. تاثیرش چنان بود که ممالک همسایه مانند ونزوئلا و بولیوی نیز دولت های سوسیالیست با جاه طلبی های مشابه تاسیس کردند.

سوزان بورنول آنتونی



۱۸۲۰ -۱۹۰۶
آمریکا

سوزان بی. آنتونی

«این ما مردم بودیم که متحد شدیم نه ما شهروندان مردم سفیدپوست یا شهروندان مرد بلکه تمام مردم. و متحد شدیم نه برای بخشیدن برکات آزادی بلکه برای حراست آن، نه برای نیمی از جامعه و اخلاف آن بلکه برای تمام مردم، یعنی برای جمیع مردان و زنان.»(۲)
سوزان بورنول آنتونی در ۱۵ فوریه ۱۸۲۰ متولد شد و ۱۳ مارس ۱۹۰۶ درگذشت. او یک رهبر حقوق مدنی آمریکا بود که یک نقش کاملاً محوری در جنبش توجه به حق رای زنان در قرن ۱۹ ایفا کرد.
در [سال] ۱۸۰۰ زنان آمریکا حقوق قانونی اندکی داشتند و نمی توانستند رای بدهند. سخنرانی فوق پس از دستگیری سوزان آنتونی به سبب رای دادن غیرقانونی در انتخابات ریاست جمهوری ۱۸۷۲ ایراد شد. او به پرداخت ۱۰۰ دلار جریمه محکوم شد و از پرداخت آن امتناع ورزید.
درگیری او در بحث حق رای زنان از زمانی که طرفداران لغو بردگی لوید گریسن، آملیا بلومر و الیزابت کدی استانتون را ملاقات کرد آغاز شد. آن ها با نفوذ خود به پیشبرد کارش کمک کردند. یک بار طی یک تظاهرات مسالمت آمیز درخواست سخنرانی کرد ولی پذیرفته نشد. در نتیجه او و استانتون اولین انجمن مصالحه جویی زنان را تاسیس کردند.

درس هایی از سوزان آنتونی

از احساس تند خود بهره گیرید و آن را دخیل کنید تا نتیجه بگیرید. خشم کنترل شده بسیار موثر است ولی احساس تند همان خشم نیست. سوزان آنتونی که از بی عدالتی محرومیت حق رای به تنگ آمده بود به یک سلسله تور سخنرانی متوسل شد تا از حق رای زنان حمایت کند و در آن اثنا این سخنرانی را ایراد کرد. او باید روی تدوین مطالب سخت کار می کرد زیرا موضوع ساده نبود و مخاطبان سرسنگینی داشت. اوایل کار انجمن مصالحه جویی بیشتر سخنرانی های عمومی را همکارش الیزابت استانتون انجام می داد که در این کار مهارت داشت. در عوض آنتونی در تحریر مطالب ماهر بود.
ابتدا، سخنان او آهسته و آگاه پروقفه بود ولی نیرویی می آفرید که جذابیت داشت و او از این نکته کاملاً بهره برد. مردم طالب سخنرانی او درباره عدالت و حق رای بودند. طمانینه اش نوعی متانت و ارزش و یک عنصر قوی حقیقت گویی را عرضه می داشت. آن ها منتظر کلامی بودند که با شدت و قوتی ادا می شد که فراموش شدنی نبود. طی سال ها، مخاطبان خاموش شدند و مردم گوش سپردند. مکث او به اندازه کلامش اهمیت یافت.
وضعیت و موضوع خود را بیان کنید. سخنرانی هایی هست که رسیدن به لُب کلام قرن ها طول می کشد و در پایان کسی پیام آن یا ظرافت استدلال را به یاد نمی آورد. سوزان آنتونی می گفت: «امشب در برابر شما ایستاده ایم در حالی که جرم فرضی رای دادن من یک جرم نبود بلکه استفاده از حقوق شهروندی بود که طی قانون اساسی کشور برای من و تمام شهروندان آمریکا تضمین شده و فراسوِ قدرت امتناع هر ایالتی قرار دارد.» او با چیره دستی اصول بحث خود را بیان کرد: «این ما مردم بودیم که نه ما شهروندان مرد سفیدپوست یا شهروندان مرد بلکه تمام مردم. و متحد شدیم نه برای بخشیدن برکات آزادی بلکه برای حراست از آن، نه برای نیمی از جامعه و اخلاف آن بلکه برای تمام مردم، یعنی برای جمیع مردان و زنان.»

میراث آنتونی

در ۱۹۱۹ آمریکا الحاقیه ۱۹ قانون اساسی – یا الحاقیه سوزان بی. آنتونی – را مبنی بر تعمیم حق رای به زنان تصویب کرد. سوزان آنتونی ازدواج و بیشتر عمر خود را صرف فعالیت کرد. او هم مهاجم و مهربان بود، زرنگ بود و می توانست دیگران را برانگیزد که در سخنانی مانند «حق رای زنان» منعکس است. تنها پرسش باقی مانده این است که آیا زنان شخص محسوب می شوند؟ فکر نمی کنم هیچ یک از معترضان ما چنان بی پروا باشند که خلاف این بگویند. نبوغ سازماندهی او افسانه ای است. طرح زیربنایی او هنوز در سازمان های کوچک اجراء می شود. تعداد اندکی افراد هستند که بتوان گفت جامعه را دگرگون کرده اند و آن چه را بسیاری معتقد بودند ناممکن است، ممکن ساخته اند و برای مردم و پیروان خود تفاوت عمده ای ایجاد کرده اند. سوزان آنتونی یکی از این افراد کم شمار بود و میراث در جامعه دگرگون شده ای که او و افرادی چون او ایجاد کردند منعکس شده است.

کورازون آکینو



۱۹۳۳- ۲۰۰۹
فیلیپین

کورازون آکینو

«پیش از آن که به مردم و دستور کار خرده بگیریم ابتدا به درون بنگریم. پیش از آن که بکوشیم مشخص کنیم باید به چه کسی معتقد باشیم، اجازه دهید در مورد باورمان اطمینان حاصل کنیم. اجازه دهید در مورد خود و آن چه ارجمند می شماریم صداقت داشته باشیم.»(۳)
همسر کوری آکینو، سناتور بنیگنو آکینو بود که با رییس جمهور فیلیپین فردیناند مارکوس مخالف، و این موضعی خطرناک محسوب می شد. در ۱۹۸۳ پس از بازگشت از تبعید در آمریکا به قتل رسید و مخالفت با مارکوس برعهده کوری آکینو قرار گرفت که بازمانده سناتور بود. تجربه کوری چنان بود که بدون اطلاعات سیاسی، نقطه توجه اپوزیسیون مارکوس قرار گرفت. در نتیجه انقلاب صلح آمیزِ قدرت مردمی در ۱۹۸۶ (که بیشتر توسط او سازماندهی شد)، او به ریاست جمهوری انتخاب شد. امروزه آکینو بیشتر وقت خود را به برقراری حقوق زنان در جهان و جنبش های صلح اختصاص داده است.

درس هایی از کورازون آکینو

از سخنان خود برای ایجاد مشروعیت و همدلی و حمایت استفاده کنید. کوری آکینو پس از قتل همسرش در سیاست تازه کار بود و کارش دشوارتر شده بود چون این قتل هم احتمالاً پاداش مخالفت با مارکوس بود و البته سیاست در فیلیپین با خشونت و تهدید همراه است. اکینو خود را فردی متین، صادق و ساده جلوه داد. او با ارایه یک سبک سخنرانی ساده و سرراست و با زبانی مردمی این حالت را تشدید کرد. اشارات او به امور مردمی و آشنا به راحتی توسط شنونده درک می شد. صداقت و گشاده رویی او تغییری جانبخش و بدیهی بود که مردم او را دوست داشته باشند. شهرت او به جایی رسید که در ۱۹۸۶ توسط مجله تایمز لقب زن سال شد در اجلاس مشترک کنگره آمریکا سخن بگوید. این فرصت عالی موفقیتی بزرگ بود و بارها از آکینو تمجید شد. سخنگوِ مجلس آمریکا تیپ اونیل گفت آکینو: «بهترین سخنرانی را که طی ۳۴ سال در کنگره شنیده ایراد کرده است.»
روی یک اسطوره یا تصویر که حول شما در اذهان وجود دارد تاکید کنید. آکینو در سخنرانی کنگره موضع خود را تشریح کرد. او گفت: «بیست سال پیش نقشی به من واگذار شد که خواستارش نبودم. برخلاف تمام تصورات، نامزدی ریاست جمهوری را ابتدا به آن سبب پذیرفتم که اپوزیسیون سیاسی نیازمند کاندیدایی بود که آن را به وحدت برساند و استبداد مارکوس را خاتمه دهد و دموکراسی را احیاء کند. اما انتخابات دچار دروغ، دسیسه، سرقت و قتل بود. پس از این که پارلمان مُهر لاستیکی فردیناند مارکوس را برنده انتخابات ۱۹۸۶ اعلام کرد یک میلیون فیلیپینی مرا در تظاهرات اعلام پیروزی مردمی همراهی کردند و آن جا من یک جنبش اعتراضی مسالمت آمیز را آغاز کردم.»
سبک او همواره متواضعانه اما جدی و صریح است و هموراه روی موضع فروتنی شهروندی، صدق علیه کذب و آزادی و دموکراسی تاکید می کند. یکبار گفت: «من یک کدبانوِ ساده ام، بیوه یک بزرگ مرد، و خواستار عدالت و خاتمه کار او هستم.» این موضوع در چند سطح موثر واقع شد. او را نماینده مظلومان کرد و ضعیف و فقط دارای دفاع با ماهیت انگیزه اخلاقی نشان داد. این ضعف، قوت او شد. موقعیت او نشان می داد انگیزه اش افتخارانگیز است نه سیاسی. رفتار او موجب جلب حمایت و هم دردی شد و شخصیتش را با فواید دموکراسی عجین کرد. ضمناً دشمنان او و در نتیجه دشمنان فیلیپین را خطرناک، ظالم و شرور جلوه داد.
این موضع، مردم را به جنبش آزادی خواهی سوق داد و امید، دموکراسی و عدم خشونت را ترویج کرد. قصه آکینو جنبه منفی هم دارد. گاه انتقاد می شود که زیادی معترض است و دگرگونی تفصیلی در کار نیست و این را ضعفی برشمرده اند که یک رهبر نباید داشته باشد.

میراث آکینو

میراث کوری آکینو بازگشت به دموکراسی پس از سال ها استبداد است. او به کشور مشروعیت بخشید و آن را در داخل و خارج یک کشور قابل احترام جلوه داد. او بر سر عدالت و دموکراسی بود. چیزی که طی سال های ظلمانی قبلِ ظهورش در قدرت وجود نداشت. برای نمونه او در سخنرانی سال ۲۰۰۵ برای کشیشان ژزوییت (عیسوی) در دانشگاه اتینود مانیل گفت:
«کسانی که کنار، پشت یا جلوِ من در خیابان رژه می روند ممکن است اعتقاداتی بسیار متفاوت داشته باشند. من بر آن چیره نیستم. ماهیت دموکراسی این است.» او خوشحال بود نماد زنی است که در جهان سیاست سنتی مردانه – به ویژه سیاست فیلیپین – پیشرفت کرده است و به آن فخر می ورزید. از این جهت او یک چهره شاخص دارای روحیه توانا در سطح جهان شد که به بوتو و گاندی، تاچر و میر، باچلت شیلیایی، هالونن فنلاندی، هلن کلارک نیوزیلندی و البته گلوریا ماکاپاگال آریو فیلیپین شباهت داشت. دستاورد آکینو در کمک به خروج مملکتی از ظلمت به نور با آمیزه ای از توانمندی، برکت و متانت حاصل شد.

نظرات کاربران درباره کتاب قدرت کلام

عالیه، مخصوصا که سخنران های مشهور رو تحلیل میکن
در 2 سال پیش توسط حسنیه رضایی
ق
در 12 ماه پیش توسط سپیده کشاورزی