فیدیبو نماینده قانونی دفتر نشر فرهنگ اسلامی و بیش از ۶۰۰ ناشر دیگر برای عرضه کتاب الکترونیک و صوتی است .
کتاب پیوند قرآن و طبیعت

کتاب پیوند قرآن و طبیعت

نسخه الکترونیک کتاب پیوند قرآن و طبیعت به همراه هزاران کتاب دیگر از طریق فیدیبو به صورت کاملا قانونی در دسترس است.


فقط قابل استفاده در اپلیکیشن‌های iOS | Android | Windows فیدیبو

درباره کتاب پیوند قرآن و طبیعت

هدف از خلقت آدمی آن بود که وی به عالی‌ترین مراتب کمال دست یازد و قابلیت‌ها و استعدادهایی را که در نهادش به ودیعه نهاده شده است تجلی بخشد. برای تأمین این هدف، خداوند آدمی را به خود واننهاد، بلکه مقدمات وصول به این مقصد را برایش کاملاً مهیا کرد. از یک سو «طبیعت» را مسخر او کرد و به او هوش و استعداد و خلاقیت بخشید تا از انواع نعمت‌ها و مواهبی که برایش در زمین آفریده است بهره جوید و از سوی دیگر «کتب آسمانی و شرایع الهی» را همچون نقشه راه در اختیارش گذارد و راه هدایت تشریعی را از این طریق به رویش گشود که آخرین و جامع‌ترین کتابش «قرآن» بود؛ آن نسخه ربانی و صحیفه نورانی که در خود تمام آنچه انسان برای سعادت و هدایتش نیاز دارد یکجا جمع دارد و تا آستانه قیامت پاسخ‌گوی نیازهای بشریت است. بدین‌سان، خداوند «طبیعت» و «قرآن» را همچون دو سفره گسترده با انواع نعمت‌های مادی و معنوی و آشکار و پنهان در پیش روی آدمی گشوده و با پذیرایی شایسته از این میهمان هستی او را به نیکوترین وجه گرامی داشته است.

ادامه...

بخشی از کتاب پیوند قرآن و طبیعت

شما به آخر نمونه کتاب رسیده‌اید، برای خواندن نسخه کامل، کتاب الکترونیک را خریداری نمایید و سپس با نصب اپلیکیشن فیدیبو آن را مطالعه کنید:

مقدمه

خداوند متعال از میان مخلوقات خود، آدمی را برگزید و او را لایق مقام خلیفه الهی گرداند و جانشین خود در روی زمین قرار داد و تاج کَرَّمْنا بر سرش نهاد.
هدف از خلقت آدمی آن بود که وی به عالی ترین مراتب کمال دست یازد و قابلیت ها و استعدادهایی را که در نهادش به ودیعه نهاده شده است تجلی بخشد. برای تامین این هدف، خداوند آدمی را به خود واننهاد، بلکه مقدمات وصول به این مقصد را برایش کاملاً مهیا کرد. از یک سو «طبیعت» را مسخر او کرد و به او هوش و استعداد و خلاقیت بخشید تا از انواع نعمت ها و مواهبی که برایش در زمین آفریده است بهره جوید و از سوی دیگر «کتب آسمانی و شرایع الهی» را همچون نقشه راه در اختیارش گذارد و راه هدایت تشریعی را از این طریق به رویش گشود که آخرین و جامع ترین کتابش «قرآن» بود؛ آن نسخه ربانی و صحیفه نورانی که در خود تمام آنچه انسان برای سعادت و هدایتش نیاز دارد یکجا جمع دارد و تا آستانه قیامت پاسخ گوی نیازهای بشریت است.
بدین سان، خداوند «طبیعت» و «قرآن» را همچون دو سفره گسترده با انواع نعمت های مادی و معنوی و آشکار و پنهان در پیش روی آدمی گشوده و با پذیرایی شایسته از این میهمان هستی او را به نیکوترین وجه گرامی داشته است. (وَاَسْبَغَ عَلَیکمْ نِعَمَهُ ظَاهِرَهً وَبَاطِنَهً)(۱)
پروردگار عالم با قلم تکوین خود «طبیعت» و تمام هستی را نوشت و با قلم تدوین خود کتاب عظیم «قرآن» را؛ و این دو کتاب بزرگ تکوینی و تدوینی را که به روشنی از جمال و جلال الهی پرده برمی دارند و همگان را به آن ذات بی همتا رهنمون می کنند در اختیار شاگردان هستی نهاد تا در آن دو کتاب چهره خدا را مشاهده کننده و با اسماء و صفات باشکوه او آشنا شوند.
از منظر اسلام، «قرآن» و «طبیعت» دو تجلی از ناحیه یک خالق اند که در کنار هم یک تصویر واحد به شمار می روند. متفکران و اندیشمندان اسلامی چون خدا را نازل کننده کتاب تشریع (قرآن) و ایجاد کننده کتاب تکوین (طبیعت) می دانند، از این رو، مغایرتی بین کتاب تشریع و کتاب تکوین نمی بینند و این دو را مفسر و مبیّن یکدیگر می دانند که از هم رمزگشایی می کنند و به هم معنا می بخشند. «طبیعت» قرآن را به صورت عملی می نمایاند و «قرآن» طبیعت را به صورت وحیانی تعریف و تبیین می کند.
آری کسی که به «قرآن» می نگرد و آن را عالمانه قرائت می کند، همانا نسخه مکتوب طبیعت را تلاوت کرده و کسی که به «طبیعت» می نگرد و آن را محققانه بررسی می کند، همانا نسخه زنده قرآن را مطالعه کرده است.
در کتاب تکوین، از فعل خدا سخن به میان آمده است و در کتاب تدوین، از سخن خدا. «قرآن»، کلام خداست و «طبیعت»، فعل خدا و این کلام و فعل هر دو از یک مبدا سرچشمه گرفته اند و یک هدف را دنبال می کنند.
همان گونه که «طبیعت» از اجزائی جداگانه شکل نگرفته، بلکه همه اجزاء و عناصر آن در کنار هم یک مجموعه پیوسته و هماهنگ و پیکره ای واحد به شمار می روند و همان گونه که «قرآن» از آیاتی پراکنده شکل نگرفته، بلکه تمامی آیات آن در کنار هم یک منظومه واحد و هماهنگ هستند، «طبیعت» و «قرآن» نیز دو حقیقت جدا از هم نیستند، بلکه هر دو مخلوق الهی اند و هر دو برای یک هدف طراحی شده اند که ارتباطی هماهنگ و منسجم با یکدیگر دارند و این حقیقتی است که از طریق آن می توان تفسیر واحدی برای کل نظام هستی و مجموعه طبیعت و شریعت ارائه کرد.
در این اثر، تلاش کرده ایم تا به نمونه هایی از این پیوند دقیق و هماهنگ بین «کتاب تکوین» و «کتاب تدوین» اشاره کنیم و به واکاوی این موضوع مهم که چندان بدان توجه نشده یا به صورت پراکنده تنها اشاراتی بدان شده است، بپردازیم.
شایان یادآوری است که در اثنای این پژوهش و در خلال مطالعات مقدماتی به نمونه های متعددی از ارتباط «قرآن» و «طبیعت» دست یافتیم که به چهل نمونه بالغ می گردید، اما در حین تدوین مطالب برای رعایت اختصار و نیز درک بهتر موضوعات، برخی عناوین را با یکدیگر ادغام کرده و در قالب کنونی ارائه کردیم.
نگارنده این اثر، خود معترف است که در تبیین پیوندهای «قرآن» با «طبیعت» نتوانسته است به همه ابعاد و زوایای این موضوع مهم و گسترده اشاره کند و نکات بسیاری از دید وی مغفول مانده یا در تبیین آن به درستی از عهده برنیامده است، ولی این وجیزه چراغ کم فروغی است فرا روی دیگر محققان و دانش پژوهان تا با بررسی ابعاد بیشتر این موضوع، به روشن شدن زوایای دیگری از آن کمک کنند.
باشد که صاحب این دو کتاب الهی به جود و کرم خویش این تحفه را از نگارنده قبول فرماید و آن را ره توشه ای برای روز جزا و سرای آخرت او قرار دهد.

جمعی ز کتاب و سخنت می جویند
آسوده جماعتی که رو از دو جهان

جمعی ز گل و نسترنت می جویند
برتافته از خویشتنت می جویند

«و ما تَوفیقی الّا بالله علیه تَوکلّتُ و الیه اُنیبُ»

حمید محمّدقاسمی
رمضان المبارک ۱۳۹۳ شمسی

فصل اول: سیمای قرآن و طبیعت

سیمای قرآن

قرآن کریم برترین و آخرین پیام خداوند و بزرگ ترین گوهر گرانبهای به جای مانده از پیامبر گرامی اسلام(ص) است.
این کتاب آسمانی را از این رو «قرآن» خوانده اند؛ زیرا جامع تمامی حقایق و مطالبی است که بشر بدان نیاز دارد.(۲) برخی نیز بر این باورند که دلیل تسمیه قرآن (با عنایت به اینکه قرآن در لغت به معنای «خواندنی» است) بدین لحاظ است که مردم پیوسته متوجه باشند که باید آن را بخوانند و نباید آن را متروک بگذارند که این امر زمینه تواتر و مصونیت قرآن از تحریف را تضمین می کند.(۳)
این نسخه ربانی و صحیفه نورانی از طرف آفریننده هستی برای راهنمایی بشر به سوی بالاترین مراحل کمال نازل شده است و دربردارنده تمام ابعاد زندگی انسان و تضمین کننده سعادت فردی و اجتماعی و دنیوی و اخروی اوست.

(اِنَّ هذَا الْقُرْآنَ یهدِی لِلَّتِی هِیَ اَقْوَمُ وَیبَشرُ الْمُوْمِنِینَ الَّذِینَ یعْمَلُونَ الصَّالِحاتِ اَنَّ لَهُمْ اَجْرًا کبِیرًا)(۴)
بی تردید این قرآن به استوارترین آیین هدایت می کند، و به مومنانی که کارهای شایسته انجام می دهند، مژده می دهد که برای آنان پاداشی بزرگ است.

قرآن خود را نوری توصیف کرده که در پرتو آن، رهپویان حقیقت از انواع ظلمت ها و تاریکی ها رهایی می یابند و به اقلیمی پا می نهند که سراسر سلامت و امنیت است.

(قَدْ جاءکم مِّنَ اللهِ نورٌ وَکتابٌ مُّبِینٌ. یهدِی بِهِ اللهُ مَنِ اتَّبَعَ رِضْوَانَهُ سُبُلَ السَّلاَمِ وَیخْرِجُهُم مِّنِ الظُّلُمَاتِ اِلَی النُّورِ بِاِذْنِهِ وَیهْدِیهِمْ اِلَی صِرَاطٍ مُّسْتَقِیمٍ)(۵)
بی تردید از سوی خدا برای شما نور و کتابی روشنگر آمده است. خداوند به وسیله آن (نور و کتاب) کسانی را که از خشنودی او پیروی کنند به راه های سلامت راهنمایی می کند و آنان را به توفیق خود از تاریکی ها به سوی روشنایی بیرون می آورد و به جانب راه راست هدایت می کند.

قرآن کتاب تربیت و هدایت است و معارف حیات بخش آن زنده کننده دل ها و بیدارگر وجدان هاست و تعالیم روشنگر آن بذر فکر و اندیشه را در سرزمین وجود انسان ها شکوفا و پربار می کند.
بدون شک اگر قرآن نبود، امروزه بشر فهم درستی از خدا و جهان هستی و طبیعت پیرامون خود و حتی از وجود خود نمی داشت و از این جهت این هدیه الهی به بشر سهم زیادی در رشد عقلانی و بالندگی فکر انسان ها داشته و دریچه هایی از معرفت را به روی آدمیان گشوده است. چنان که به تعبیر امام خمینی(ره):

«اگر قرآن نبود، باب معرفت الله الی الابد بسته بود.»(۶)

توصیف قرآن کاری است «سهل» و «ممتنع». سهل است چرا که قرآن کتابی است هماهنگ با فطرت بشر و پیام آن برای دل و جان انسان آشناست. کتابی است که آسان ترین، بهترین و نزدیک ترین راه را برای انس با خدا و ارتباط با خالق برگزیده است و خود فرموده: «ما قرآن را برای تذکر آسان ساختیم. آیا کسی هست که پند گیرد و متذکر شود؟»

(وَلَقَدْ یسَّرْنَا الْقُرْآنَ لِلذِّکرِ فَهَلْ مِن مُّدَّکرٍ)(۷)

آری این قرآن هیچ پیچیدگی ای ندارد و شرایط تاثیر در آن جمع است. الفاظش شیرین و جذاب، تعبیراتش زنده و پرمعنی، انذارها و بشارت هایش صریح و گویا، داستان هایش واقعی و پرمحتوا، دلایلش قوی و محکم و منطقش شیوا و متین است و خلاصه آنچه لازمه تاثیرگذاردن یک سخن است در آن جمع است و به همین دلیل هر زمان دل های آماده با آن تماس یابد مجذوب آن می شود و در طول تاریخ اسلام نمونه های عجیب و شگفت انگیزی از تاثیر عمیق قرآن در دل های آماده دیده می شود که شاهد گویای این امر است.(۸)
اما از سوی دیگر، توصیف این کتاب ممتنع است؛ چرا که قرآن کتابی ساده و معمولی نیست، بلکه اقیانوسی ژرف و بی کران است که همگان نمی توانند به ژرفای معانی آن دست یابند و کوهسار بلند و سر به فلک کشیده ای است که شاهباز فکر هر انسانی را توان آن نیست تا بر قله سار آن نشیند و آن را به تسخیر درآورد.
قرآن کریم خود را کلامی ثقیل و سنگین توصیف کرده می فرماید:

(اِنَّا سَنُلْقِی عَلَیک قَوْلًا ثَقِیلًا)(۹)

علامه طباطبایی مقصود از این سنگینی کلام وحی را از دو جنبه فهم معانی و تحقق بخشیدن به حقایق آن دانسته و می گوید:

«قرآن کریم که کلام الهی است به هر دو اعتبار ثقیل است. اما از حیث فهم معنایش ثقیل است؛ زیرا کلامی الهی است که پیامبر آن را از ساحت عظمت و کبریایی گرفته و معلوم است چنین کلامی را نمی فهمد مگر نفوس طاهر از هر پلیدی... کلامی است الهی و کتابی است عزیز که ظاهر و باطنی دارد، تنزیل و تاویلی دارد. سنگینی آن از حال و وضع رسول خدا(ص) مشهود بود، همه می دیدند که در هنگام گرفتن آن آیات، دچار برحاء (حالتی شبیه بیهوشی) می شد.
اما از حیث تحقق بخشیدن به حقایق معارفش... آن قدر سنگین است که در بیان سنگینی اش کافی است آیات زیر را بخوانیم که می فرماید:
(لَوْ اَنزَلْنَا هذَا الْقُرْآنَ عَلَی جَبَلٍ لَّرَاَیتَهُ خَاشعًا مُّتَصدِّعًا مِّنْ خَشیهِ اللهِ وَتِلْک الْاَمْثالُ نَضْرِبُهَا لِلنَّاسِ لَعَلَّهُمْ یتَفَکرُونَ)(۱۰) و (وَلَوْ اَنَّ قُرْآنًا سُیرَتْ بِهِ الْجِبالُ اَوْ قُطِّعَتْ بِهِ الاَرْضُ اَوْ کلِّمَ بِهِ الْمَوْتَی)(۱۱) که در اولی می فرماید «کوه تحمل آن را ندارد که قرآن بر او نازل شود و اگر بر کوه نازل می شد کوه خاشع و از ترس خدا پاره پاره می شد» و در آیه دومی از این معنا خبر داده که «با این قرآن می توان کوه ها را به حرکت درآورد و زمین را پاره پاره کرد و با مردگان سخن گفت.»(۱۲)

جمع بین این دو خصوصیت که کلامی هم ثقیل و سنگین و پرمحتوا باشد و هم آسان و روان و همه فهم، از ویژگی های اعجاز قرآن است. وزین بودن آن مستلزم دشوار بودن نیست، چنان که آسان بودن مستلزم سبک سری و تهی مغزی نخواهد بود.(۱۳)
ما در توصیف این کتاب آسمانی، گاه باید دست به دامان قرآن زنیم و از خود آن تعریف و توصیفش را بشنویم و گاه باید دست به سوی انسان های پاک طینتی گشاییم که تجسم عینی و عملی کلام وحی بوده اند و «قرآن ناطق» لقب گرفته اند. اما قرآن با تعابیری چند به توصیف خود پرداخته که برخی از عناوین آن بدین قرار است:
مجید، کریم، عزیز، عظیم، مبارک، مبین، فرقان، ذکر، شفا، بشیر، نذیر، برهان، بلاغ، بیان، هدی، موعظه، تبیان، مبین، تنزیل، نور، رحمت، علیّ، حکیم، مصدق، فصل، مثانی، عربی و...(۱۴)
اما چنانچه بخواهیم سیمای دلربای قرآن را در تعابیر اهل بیت: نظاره کنیم، شاید جامع ترین و باشکوه ترین توصیف ها را بتوان در سخنان امیرمومنان، علی(ع) مشاهده کرد که خود از چشمه سار زلال قرآن سیراب شده بود و سرمست شراب طهور آن گردیده بود.
آن حضرت، تنها در یکی از خطبه های خود در ۴۲ جمله کوتاه و عمیق به توصیف قرآن پرداخته است(۱۵) که به بیان برخی از آنها بسنده می کنیم:

* «قرآن» نوری است که خاموشی ندارد.
* چراغی است که درخشندگی آن زوال نپذیرد.
* دریایی است که ژرفای آن درک نشود.
* شفادهنده ای است که بیماری های وحشت انگیز را بزداید.
* معدن ایمان و مرکز آن است.
* چشمه های دانش و دریاهای علوم است.
* سرچشمه عدالت و نهر جاری عدل است.
* پایه های اسلام و ستون های محکم آن است.
* نهرهای جاری زلال حقیقت و سرزمین های مطمئن آن است.
* دریایی است که تشنگان آن، آبش را تمام نتوانند کشید.
* چشمه هایی است که از آن کم نتوانند کرد.
* محل برداشت آبی است که هرچه از آن برگیرند، کاهش نمی یابد.
* منزلی است که مسافران راه آن را گم نخواهند کرد.
* نشانه هایی است که از چشم سیرکنندگان پنهان نمی ماند.
* کوهسار زیبایی است که دیده رهگذران را به خود متوجه می کند.
* فرونشاننده عطش علمی دانشمندان است.
* باران بهاری است برای قلب فقیهان.
* راهی گسترده و وسیع است برای صالحان.
* دارویی است که با آن، بیماری وجود ندارد.
* نوری است که با آن تاریکی یافت نمی شود.
* ریسمانی است که رشته هایش محکم است.
* پناهگاهی است که دژ بلندش استوار است.
* محل امنی است برای هرکسی که در آن وارد شود.
* مرکب تندرویی است برای کسی که آن را به کار وا دارد.
* سپر کسی است که خود را به وسیله آن از آسیب ها محفوظ می دارد.

و نیز می توان به توصیفات دیگری که از سوی دیگر پیشوایان دینی صورت پذیرفته اشاره داشت که با تعابیر زنده و نغز خود تابلوهای جذاب و بی بدیلی را از قرآن به نمایش گذاشته اند که نمونه هایی از آنها را به نظاره می نشینیم:

* «قرآن» رشته ای است که یک سر آن به دست خدا و سر دیگر آن به دست مردمان است.
* «قرآن» سفره ضیافت خداست؛ پس تا می توانید از ضیافت او بهره گیرید.
* «قرآن» ظاهرش زیبا و آراسته و باطنش عمیق و ژرف است.
* «قرآن» بهار دل هاست.
* «قرآن» سخن گویی است که هرگز زبانش از حق گویی خسته و ناتوان نمی شود.
* «قرآن» همچون خورشید و ماه پا به پای زمان بر همگان می تابد.
* «قرآن» گنجینه علم است که باید درِ آن را گشود و در ذخایر آن نگریست.
* «قرآن» همچون باران پربرکتی است که کویر خشک دل ها را به بوستانی مصفا مبدل می کند.
«قرآن» عهد خداوند است با انسان ها که در پیش روی آنهاست.
* «قرآن» نور آشکار خداست.

اینها و تعبیراتی مانند آن، تنها جملاتی ادبی و تشبیهاتی هنری نیستند که برای مبالغه و برانگیختن احساسات ارائه شده باشند، بلکه هریک از آنها گویای حقایقی مهم و قابل تامل در خصوص قرآن هستند که به روشنی پرده از مقام رفیع این کتاب آسمانی برداشته و نقش سرنوشت ساز آن را برای کسانی که از موقعیت آن بی خبرند به وضوح آشکار می کنند.
اما نکته جالب توجهی که در بیشترین تعابیر به چشم می خورد، استفاده از پدیده های طبیعت در توصیف قرآن است که نشان می دهد «کتاب تکوین» و «کتاب تدوین» هر دو در پرده گشایی از یکدیگر نقش آفرین هستند و بدون هر یک از آن دو، تصویر کامل و جامعی از دیگری نمی توان ارائه داد.

نظرات کاربران درباره کتاب پیوند قرآن و طبیعت