فیدیبو نماینده قانونی انتشارات تیسا و بیش از ۶۰۰ ناشر دیگر برای عرضه کتاب الکترونیک و صوتی است .
کتاب بنیان‌های نظری در مطالعات شهری

کتاب بنیان‌های نظری در مطالعات شهری
با نگاهی بر شرایط ایران، جلد یکم

نسخه الکترونیک کتاب بنیان‌های نظری در مطالعات شهری به همراه هزاران کتاب دیگر از طریق فیدیبو به صورت کاملا قانونی در دسترس است.


فقط قابل استفاده در اپلیکیشن‌های iOS | Android | Windows فیدیبو

درباره کتاب بنیان‌های نظری در مطالعات شهری

این کتاب تلاش دارد تا بنیان‌های نظری در مطالعات مدیریت شهری (با نگاهی بر شرایط ایران) را بررسی کند. رویکرد حاکم بر کتاب، توسعۀ الگوی حکمروایی خوب شهری است که دربرگیرندۀ مشخصه‌هایی چون مشارکت، قانون‌مداری، پاسخ‌گویی، شفافیت، کارآیی، چشم‌انداز و نظیر این‌ها است. بدون تردید، یکی از مهم‌ترین مؤلفه‌های مؤثر و متأثر از شهر، نظام مدیریت شهری است. از یک سو، در نتیجۀ تحولات و تغییرات کمی و کیفی گسترده در شهرها، تداوم حیات و کارآمدی بدون برخورداری از یک نظام مدیریتی منسجم و هدفمند غیرممکن می‌نماید و از سوی دیگر، نظام یادشده، کاملاً متأثر از ویژگی‌های اجتماعی، زمانی و مکانی شهر خود است. همین تأثیر و تأثر است که محلی‌بودن و تقبل امور محلی را به ویژگی اجتناب‌ناپذیر مدیریت شهری بدل کرده است. جداکردن شکل جغرافیایی و ساختار اجتماعی شهر از مدیریت شهری غیرممکن است. مدیریت شهری خوب (الگوی حکمروایی خوب)، شهرهایی موفق، شکوفا و پایدار را به بار می‌آورد، درحالی‌که مدیریت ضعیف، چنین عملکردی را نخواهد داشت.

ادامه...

بخشی از کتاب بنیان‌های نظری در مطالعات شهری

شما به آخر نمونه کتاب رسیده‌اید، برای خواندن نسخه کامل، کتاب الکترونیک را خریداری نمایید و سپس با نصب اپلیکیشن فیدیبو آن را مطالعه کنید:

مقدمه: شهر، مفاهیم و رویکردها

حسن اسماعیل زاده(۱)

مفهوم شهر

شکل گیری مفاهیم و تدوین بنیان های نظری، همواره از جنبه های حیاتی فعالیت انسانی بوده اند. از مجرای همین کنش ها است که ما به کیستی، چیستی، کجایی و حتی چرایی خود در این جهان پی می بریم. نظریه ها، نقشه های شناختی برای یافتن راهمان در محیطی پیچیده و متغیر است. ضرورت تدوین و نیاز به نوعی نقشه شناختی، مشخصه بنیادی انسان است. خوشبختانه ما مجبور نیستیم چنین کاری را از ابتدا آغاز کنیم، زیرا تلاش نسل هایی از متفکران و محققان، ما را در رسیدن به منبعی غنی از ایده ها و سازه های نظری پشتیبانی می کند که می توان در چهارچوب آن ها به این مهم دست یافت. انتخاب چهارچوب های نظری، به هر شکلی آسان نیست، زیرا به هر روی، هریک از آن ها نقاط قوت را با محدودیت ها می آمیزند. یک معمار با نگاه به سیمای شهری، می تواند قواعد طرح معماری، ضرب آهنگ بصری و نقاط عطف تاریخی را ارزیابی کند. مهندسان ترافیک به طرح خیابان ها، جریان ترافیک و روش های بهبود مرحله بندی چراغ های راهنمایی می اندیشند. مورخان به تامل درباره لایه های اشکال شهری می پردازند که طی سالیان بر روی یکدیگر قرار گرفته اند و در شرایط خاص فنی، اقتصادی و سیاسی دوره خود بازتاب می یابند. برنامه ریزان شهری نیز به این نکته تامل می کنند که چگونه می توان لایه بعدی را با لایه موجود به نحوی منطبق کرد که بدون تخریب گذشته، نیازهای آتی را برآورده کند (هاروی، ۱۹۸۹: ۱۴).
نظریه پردازی و مفهوم سازی از شهر به یک دانش بین رشته ای نیاز دارد. تعریف شهر همواره یکی از دغدغه های اساسی اکثر نظریه پردازان شهری بوده است. شهر مفهوم پیچیده و چندوجهی سازمان اجتماعی محسوب می شود و مطالعه آن به چشم اندازهای نظری مختلفی نیاز دارد. سخن گفتن درباره شهر، کاری بسیار دشوار است. شهر ماهیتاً پدیده ای تودرتو، پیچیده، ناهمگن، گسترده و عظیم است. شهر توده ای بزرگ از بناها، آدمیان، مصنوعات، کالاها، رخدادها و حوادث است. این توده، لایه های بسیار متنوعی دارد. از هر دریچه ای که به لایه های آن، یعنی نمادها، اشیا، کالاها، و آدم ها نگاه کنیم، می توانیم انبوهی از ایده ها و گزاره ها را تولید و عرضه کنیم. پی بردن به این مجموعه عظیم از کالاها، انسان ها و نهادها، کاری بسیار پیچیده و دشوار است. ازاین رو، طی قرن اخیر، تمام شاخه های دانش بشری، کم وبیش به صورت های گوناگون در زمینه شهر تلاش کرده اند (فاضلی، ۱۳۹۱: ۳۷).
در اینجا دو دیدگاه از شهر که از سوی ریموند ویلیامز(۲) (۱۹۷۳) در کتاب کلاسیک روستا و شهر(۳)؛ و لوئیز مامفورد(۴) (۱۹۳۸) در کتاب فرهنگ شهرها(۵) مطرح شده اند، بررسی می شود. از نظر مامفورد:

«شهر در معنای تاریخی خود، نقطه ای است که در آن، حداکثر تمرکز قدرت و فرهنگ یک اجتماع محلی متبلور می شود. شهر جایی است که پرتوهای مجزای حیات با دست مایه هایی از اعتبار و کارآمدی اجتماعی در آن متمرکز می شود. شهر، شکل و نشانه روابط منسجم اجتماعی و جایگاه معبد، بازار، کاخ دادگستری و آکادمی است. در شهر، کالای تمدن، تکثیر می شود؛ در آنجا تجربه های انسانی به علائم ماندگار، نمادها، الگوهای رفتاری و دستگاه های نظم ترجمه می شوند. در آنجا مسائل تمدن متمرکز می شود؛ و آیین ها و تشریفات هرازگاهی به درام پرجنب وجوش از جامعه ای کاملاً ناهمگون و خودآگاه تبدیل می شود (مامفورد، ۱۹۳۸: ۱۰۴)».

اهمیت شهر به عنوان یک نیروی تمدن ساز در کنار تسهیل شکل گیری بازار و فعالیت های اقتصادی معنا پیدا می کند. این تعریف از شهر در تقابل با تعریفی است که ریموند ویلیامز مطرح کرده است:

«ساختمان های بزرگ مدنیت، سالن های اجلاس، کتابخانه ها، تماشاخانه ها و گنبدها؛ و فراتر از این ها، خانه ها، خیابان ها، شور و هیجان اکثریت مردم با اهداف مختلف. من در شهرهای مختلفی از جمله استکهلم، فلورانس، پاریس و میلان، ایستاده و این احساسات را درک کرده ام (Williams, 1973: 14)».

هر دو تعریف فوق بر مفهوم شهر به عنوان الگویی از مدنیت و فرهنگ تمرکز دارند، درحالی که مامفورد بر اهمیت کارکردی شهر تاکید دارد، ویلیامز، بیشتر نگاه تجربی به شهر دارد. محیط های شهری و روستایی اساساً از نظر فضایی با هم متفاوت هستند. تراکم ها در شهر بسیار متفاوت تر از محیط های روستایی است. این تراکم ها فقط شامل مردم نبوده و تراکم فعالیت های اقتصادی، فرهنگی و فراغت را نیز در بر می گیرد. علاوه بر تراکم، تفاوت ها نیز در شهرها بیشتر از روستاها است، چیزی که ویلیامز بر آن تاکید دارد (Stren, 1994: 44).
علاوه بر تعریف های فوق، تعریف دیگری نیز از سوی لوئیز ورث(۶) (۱۹۳۸) مطرح شده است. وی با ارائه تعریف «شهرگرایی عبارت است از یک شیوه زندگی»،(۷) نشانه های مهم تمایز محیط شهری را بیان کرد. ورث با این تعریف بر سه ویژگی اندازه، تراکم و ناهمگنی تاکید می کند. اندازه شهرها، تماس های صوری و ناپایدار بین مردم را افزایش می دهد؛ تراکم شهرها، تماس های نزدیک را به روابط اجتماعی غیرصمیمی و با فاصله بدل می کند؛ و ناهمگنی نیز محصول مشخصه کثرت گرایی فرهنگی و قومی جمعیت شهری است (Wirth, 1938: 24).

عناصر تمایز شهر از روستا

به طورکلی، سه عنصر کاملاً مشخص در ایجاد تمایز بین شهر و روستا وجود دارد: عنصر اول، عنصر اکولوژیکی(۸) است. ملاحظات فضایی یک شهر، با معیارهایی چون اندازه و تراکم جمعیت در ارتباط است. اینجاست که تفاوت های بیشتر بین کشورها مشاهده می شود؛ برای مثال در ایالات متحده، جمعیت ۲۵۰۰ نفر یا بیشتر، یک مکان شهری است، درحالی که در دانمارک، جمعیت ۲۵۰ نفر یا بیشتر، در هند، جمعیت ۵۰۰۰ نفر یا بیشتر (Davis, 1969)، و در ایران نیز از سال ۱۳۸۹ به بعد جمعیت ۳۵۰۰ نفر یا بیشتر به عنوان شهر تعریف می شود (اداره کل تقسیمات سیاسی وزارت کشور، ۱۳۸۹).
عنصر دوم، عنصر اقتصادی(۹) است که کارکرد یک ناحیه شهری و فعالیت هایی را که در یک ناحیه انجام می شود، مدنظر قرار می دهد. در مقایسه با نواحی روستایی، اکثر فعالیت های اقتصادی در مرکز شهر، پیرامون تولیدات غیرکشاورزی می چرخد. تعریف مبتنی بر کارکردهای غیرکشاورزی، بعد متفاوت تری از تعریف جمعیت ـ محور را درنظر می گیرد؛ بنابراین علاوه بر فعالیت غیرکشاورزی، شاخص های تراکم این نوع کارکردها نیز موردتوجه قرار می گیرد. تنوع کارکردهای اقتصادی که در یک مرکز شهری اتفاق می افتد، نه تنها شامل انواع مختلف تولید است، بلکه فعالیت های آموزشی، سیاسی، اداری، اجتماعی و اقتصادی را نیز در نظر می گیرد.
درنهایت، عنصر سومی که شهر را از روستا متمایز می کند، عنصر اجتماعی(۱۰) است. از این منظر، شیوه زندگی شهری و روستایی، مشخصه های رفتاری، ارزش ها و هنجارها، شیوه نگرش به جهان، و مناسبات مشترک بین شهرها و روستاها متفاوت است. عنصر اجتماعی به درجه «شهرگرایی»(۱۱) اشاره دارد که همان شیوه زندگی رایج در شهرها است. در ارتباط با این موضوع، یک سری تفاوت های محیطی وجود دارد که مشخصه اجتماعی مراکز شهری را شکل می دهد، نظیر مشخصه هایی چون آب لوله کشی شده، برق سراسری، تسهیلات فراغت و سرگرمی، و سایر خدمات و زیرساخت ها که در نواحی شهری وجود دارند. این ویژگی ها اغلب جنبه مثبتی دارند، هر چند که می توانند بعد منفی نیز داشته باشند، نظیر جرائم، ترافیک و آلودگی ها (William and Zachary, 2001: 26).

بنیان های نظری در مطالعات شهری

مطالب ذکرشده در بالا نشان می دهد که شهر مفهومی چالش برانگیز است. حال سوال این است که از طریق کدامین رویکردها باید بر این چالش غلبه کرد؟ از منظر دانلیوی،(۱۲) پنج رویکرد اساسی در مطالعات شهری وجود دارد. این رویکردها عبارت اند از: تحلیل مکانی،(۱۳) مطالعات سیستم های شهرها،(۱۴) رویکردهای اجتماعی ـ فرهنگی، رویکردهای نهادی، و رویکردهای اقتصاد سیاسی. رویکردهای تحلیل مکانی و سیستم های شهرها، اساساً متمرکز بر روابط فضایی و مقیاس های درون و بین شهری بوده، و اصولاً بر اساس مطالعات جغرافیدانان و اقتصاددانان قابل شناسایی است. رویکردهای اجتماعی ـ فرهنگی و نهادی عمدتاً از سوی جامعه شناسان، انسان شناسان و دانشمندان علوم سیاسی مطرح شده است. توسعه اقتصاد سیاسی نیز شامل رویکردهای نئومارکسیستی به شهر است که نسبت دادن مطالعات این رویکردها به یک رشته علمی خاص، دشوار است (Dunleavy, 1082).
پادیسون(۱۵) معتقد است که گونه شناسی دانلیوی، مفید بوده، اما جامع نیست. به دلیل آن که از اواخر قرن نوزدهم به بعد، مطالعات نظری مهمی در پژوهش های شهری انجام شده است. یکی از این رویکردها، رویکرد مدیریتی به شهر است که بر برنامه ریزی، بازساخت و سیاست گذاری شهری تمرکز دارد. به علاوه، با ایده توسعه جامعه پست مدرن، مطالعه شهرها، مسیر تازه ای پیدا کرده، قوی تر و جدیدتر شده، و رویکرد و روش شناسی آن، متناسب با شرایط شهرهای کنونی است. در جدول زیر، به بررسی رویکردهای مختلف درباره مطالعه شهر پرداخته شده است. با نگاهی به هریک از این رویکردها، هدف اساسی، تعیین روش های عمده ای است که شهرها مطالعه شده اند، و شناخت مطالعات بنیادی که رویکردهای مختلف را منعکس می کنند. این رویکردها متفاوت بوده و بر اساس موضوع های کلیدی که تحلیل های شهری را پی ریزی می کنند، قابل شناسایی هستند.
یکی از این رویکردها، رویکردهای فضایی ـ اقتصادی است که از میانه های قرن نوزدهم تاکنون توسعه پیدا کرده و در این زمینه می توان به رویکردهایی چون تئوری مکان کشاورزی از فون تونن(۱۶) (۱۸۲۶)، الگوی ارزش زمین و قابلیت های مکانی از هورد(۱۷) (۱۹۰۳)، الگوی رشد محله های مسکونی از همر هویت(۱۸) (۱۹۰۳)، الگوی توسعه شهری از گاتمن(۱۹) (۱۹۶۱)، الگوی تجارت زمین شهری از آلونسو(۲۰) (۱۹۶۰)، توسعه اقتصادهای شهری جدید از ریچاردسون(۲۱) (۱۹۷۷)، توزیع فضایی شبکه های شهری و مکان مرکزی از کریستالر(۲۲) (۱۹۳۳)، الگوی شبکه اقتصاد جهانی از فریدمن و ولف(۲۳) (۱۹۸۲)، و الگوی شهرهای جهانی از ساسن(۲۴) (۱۹۹۱) اشاره کرد.
رویکرد مهم دیگری که در مطالعات شهری قابل بررسی است، رویکرد اجتماعی ـ فرهنگی است که از اواخر قرن نوزدهم تاکنون، به طور گسترده توسعه پیدا کرده است. از مهم ترین رویکردهایی که از منظر اجتماعی ـ فرهنگی شکل گرفته اند، می توان موارد زیر اشاره کرد: رویکرد شهرها به عنوان مراکز فرهنگی از مامفورد (۱۸۹۵)، انواع ایدئال اجتماع و جامعه از تونیس(۲۵) (۱۹۹۵)، شهر ایدئال وبر(۲۶) به عنوان عرصه تمدن و تغییر تاریخی (۱۹۰۵)، تاثیر انطباق ذهنی بر حیات شهری و رفتار اجتماعی از زیمل(۲۷) (۱۹۰۳)، اصول رقابت، توالی و هجوم از پارک(۲۸) (۱۹۲۹)، الگوی متمرکز رشد شهری و گسیختگی اجتماعی از برگس(۲۹) (۱۹۲۵)، مفهوم شهرگرایی به عنوان شیوه زندگی شهری از ورث (۱۹۳۸)، گسیختگی اجتماعی ـ فضایی ناشی از صنعتی شدن شهرها از شفسکی و بل(۳۰) (۱۹۵۵)، ماهیت اجتماعی و مفهوم زندگی شهری از سنت(۳۱) (۱۹۹۴)، مطالعات فقر شهری از بوث(۳۲) (۱۸۹۱)، مطالعات قدرت اجتماعات محلی از لیند و لیند(۳۳) (۱۹۳۷)، تئوری های جایگزین توزیع قدرت از یانگ و ویلموث(۳۴) (۱۹۶۲)، تئوری نخبگان محلی از هانتر(۳۵) (۱۹۵۲)، نقش سازمان ها در تاثیرگذاری بر رخدادهای اجتماعی از سوی رکس و مور(۳۶) (۱۹۶۷)، و مدل مدیریت گرایی شهری از پال(۳۷) (۱۹۷۰).
یکی دیگر از رویکردهای عمده در بررسی های شهری، رویکرد نئومارکسیستی است که از دهه ۱۹۶۰ تاکنون مطرح شده و به طور برجسته در مطالعات هاروی(۳۸) (۱۹۷۷) با عنوان تحلیل مارکسیستی از شهر، کوکبورن(۳۹) (۱۹۷۷) با عنوان حکومت شهری به عنوان دولت محلی، و کستلز(۴۰) (۱۹۷۷) با عنوان ایدئولوژی شهری و تضادهای مصرف جمعی قابل مشاهده است.
علاوه بر رویکردهای ذکرشده، رویکردهای دیگری نیز توسعه پیدا کرده اند که از آن جمله می توان به رویکردهای برنامه ریزی و سیاست گذاری شهری اشاره کرد که از اواخر قرن نوزدهم تاکنون توسعه پیدا کرده اند. از مهم ترین بنیان های نظری در این زمینه می توان به ایده آرمانگرایی در طراحی شهر خوب از موریس (۱۸۹۱)، ایده باغ شهر از هاوارد(۴۱) (۱۸۹۸)، تئوری و روش برنامه ریزی از گدس(۴۲) (۱۹۱۵)، بازساخت پایتخت ها از چوای(۴۳) (۱۹۶۹)، چشم اندازهای مدرنیستی از شهر از لوکوربوزیه(۴۴) (۱۹۲۹)، بازساخت شهر در بستر منطقه از فرانک لوید رایت(۴۵) (۱۹۳۵، ایده شهر و منطقه از دیکنسون(۴۶) (۱۹۴۶)، رویکرد انتقادی از برنامه ریزی شهری از جکوبز(۴۷) (۱۹۶۷)، و بازساخت اقتصاد و سیاست گذاری شهری از هاروی (۱۹۸۹) اشاره کرد.
رویکرد پست مدرنیستی نیز از جمله رویکردهای اخیر در مطالعات شهری است که از دهه ۱۹۸۰ در بررسی های شهری متداول شده است. از نظریه پردازان رایج در زمینه این رویکرد نیز می توان به رویکرد شهرها به عنوان مراکز مصرف از مورت(۴۸) (۱۹۹۸)، شهرها و فراغت از هانیگان(۴۹) (۱۹۹۸)، سیمای شهر از گوتدینر(۵۰) (۱۹۹۵)، و بازنمایی شهری از جکوبز (۱۹۹۶) اشاره کرد (Paddison, 2001:4).

جدول شماره ۱. رویکردهای نظری در مطالعه شهرها در دوره های تاریخی





Source:Dunleavy,1982;Paddison, 2001

مباحث کتاب

این کتاب تلاش دارد تا بنیان های نظری در مطالعات مدیریت شهری (با نگاهی بر شرایط ایران) را بررسی کند. رویکرد حاکم بر کتاب، توسعه الگوی حکمروایی خوب شهری است که دربرگیرنده مشخصه هایی چون مشارکت، قانون مداری، پاسخ گویی، شفافیت، کارآیی، چشم انداز و نظیر این ها است. بدون تردید، یکی از مهم ترین مولفه های موثر و متاثر از شهر، نظام مدیریت شهری است. از یک سو، در نتیجه تحولات و تغییرات کمی و کیفی گسترده در شهرها، تداوم حیات و کارآمدی بدون برخورداری از یک نظام مدیریتی منسجم و هدفمند غیرممکن می نماید و از سوی دیگر، نظام یادشده، کاملاً متاثر از ویژگی های اجتماعی، زمانی و مکانی شهر خود است. همین تاثیر و تاثر است که محلی بودن و تقبل امور محلی را به ویژگی اجتناب ناپذیر مدیریت شهری بدل کرده است. جداکردن شکل جغرافیایی و ساختار اجتماعی شهر از مدیریت شهری غیرممکن است. مدیریت شهری خوب (الگوی حکمروایی خوب)، شهرهایی موفق، شکوفا و پایدار را به بار می آورد، درحالی که مدیریت ضعیف، چنین عملکردی را نخواهد داشت (کاظمیان و همکاران، ۱۳۹۲: ۲۳). با توجه به این مهم، این کتاب در شش بخش اساسی تدوین شده است:

پیشگفتار

در دهه های اخیر، وابستگی و حمایت گسترده از فن سالاری و تکنوکراسی علمی، در مطالعات و پژوهش های شهری کشور، رشد چشمگیری یافته، به طوری که در آن، رقابت در امتیازاندوزی علمی، احترام برانگیز و مقدس شناخته شده است. این جهت گیری، پژوهشگران را از شناخت منطق بنیادین پدیده های شهری بازداشته، و در نتیجه، مفاهیم و رویکردهای نظری به موضوعاتی فرعی و حاشیه ای در تولید پژوهش های علمی، بدل شده اند. در چنین بستری، شاخه های مختلف مطالعات شهری (اعم از جغرافیای شهری، مدیریت شهری، برنامه ریزی شهری، جامعه شناسی شهری، اقتصاد شهری، محیط زیست شهری و...)، نه به صورتی پویا و زمینه ساز آگاهی های پایه ای و محیطی، بلکه به حالتی خنثی و حقیقت ستیزی مودبانه درآمده اند. روی این اصل، در کشورهای جهان سوم و کشور ما، این عمل گرایی تکنوکراتیک، که گسستگی آشکاری با اجتماع، اقتصاد و محیط زیست شهرها دارد، نه تنها در تغییر محیط زندگی مان کارساز نبوده است، بلکه به عنوان یکی از موانع فهم واقعیت مسائل جامعه مان نیز محسوب می شود؛ هر چند که استفاده از مدل ها و تکنیک ها به عنوان ابزاری در جهت اندازه گیری موضوع ها و پدیده های مختلف علمی می تواند مفید واقع شود، ولی تاکید بیش ازحد به فن محوری، مانع از دستیابی به بینش و بصیرت لازم در فعالیت های علمی شده است. به راستی این مسابقه سرعت مقاله نویسی با رویکرد فن سالارانه، در بستر نظام آموزشی کنونی پشتیبان که همچون نظام سرمایه داری، به دنبال کسب سود و امتیاز تا مرز بی نهایت، در جریان است، چه زمانی متوقف خواهد شد؟ این مقالات تا چه اندازه توانسته اند از دایره مجهولاتمان کاسته، و به جای فریب، ما را مجهز به بینشی اثربخش در اداره امور شهرهایمان کنند؟ چه ارتباط معناداری بین تولید روزافزون این پژوهش ها و کاهش مشکلات شهرهای کشور وجود دارد؟ این مطالعات، تا چه اندازه توانسته اند در بهبود کیفیت زندگی و رستگاری مردمانمان تاثیرگذار باشند؟
در روزگار آشفته و پریشان جهان سوم و از جمله ایران، بیشتر از هر فرمول و تکنیکی، به مفاهیم و دیدگاه های نظری در دانشگاه ها و مراکز علمی نیازمندیم؛ زیرا همسویی با این مفاهیم، ما را با تشابهات و تضادهای فضاهای شهری مختلف، عمیقاً آشنا ساخته و هر فضای شهری را به صورت نمادی از عملکردهای نظام های سیاسی و اقتصادی به نمایش می گذارد؛ به بیانی دیگر، شکل دهی فضاها و سیر تکوینی پدیده های شهری، همواره از اندیشه های سیاسی ـ اقتصادی و تفکرات فلسفی تاثیر می پذیرد. روی این اصل، این کتاب، تلاشی است مقدماتی برای طرح مفاهیم و بنیان های نظری مطالعات شهری، که از این طریق، نوعی بازاندیشی و تامل انتقادی در تغییر روال کنونی تکنوکراسی علمی جاری در کشور اتفاق افتد.
جلد اول این مجموعه، به موضوع مدیریت شهری اختصاص دارد، تدریس آن برای استفاده پژوهشگران و دانشجویان محترم تحصیلات تکمیلی دانشگاه ها، دوره های کارشناسی ارشد و دکترا در رشته های جغرافیا، مدیریت شهری، شهرسازی، برنامه ریزی شهری و منطقه ای، علوم اجتماعی، محیط زیست، اقتصاد و حمل ونقل می تواند مفید واقع شود. در تدوین فصل های مختلف کتاب، از برخی از برجسته ترین اساتید داخلی و خارجی ایرانی در رشته های مختلف جغرافیا، جامعه شناسی، مطالعات فرهنگی، شهرسازی، طراحی شهری، اقتصاد، برنامه ریزی شهری و منطقه ای، و حمل ونقل، که سوابق علمی و تجربی متعددی در مطالعات شهری و مدیریت شهری داشته اند، استفاده شده است. رویکرد کلان کتاب به موضوع مدیریت مطلوب شهری (حکمروایی خوب) اختصاص دارد. این اصطلاح بر حسب سلیقه اساتید و همکاران ارجمند، در برخی از مقالات تحت عنوان «حکمروایی خوب»، در برخی دیگر با عنوان «حاکمیت شهری/ مردم سالاری»، در بعضی از آن ها با عنوان «اداره دمکراتیک» و در بعضی دیگر نیز با عنوان «اداره خردمندانه دخیلان» استفاده شده، که در همه آن ها، مفهوم یکسان است. در بخش بندی مقالات کتاب، سعی بر این بود که پس از طرح مسئله مدیریت شهری ایران در هر فصل، رویکردهای نظری موضوع موردمطالعه در آن فصل مطرح شده و از این طریق، راه چاره های پیشنهادی بر اساس شرایط کشور تدوین و ارائه شود. گردآوری و تنظیم مقالات بر اساس بخش بندی ذکر شده، به دلیل محدودیت های زمانی و نبودن امکان جلسه گذاری های منظم و متعدد به لحاظ مشغله های فراوان اساتید و همکاران ارجمند با مشکل روبه رو بود. در برخی از مقاله ها، دیدگاه های نظری، و در برخی دیگر نیز مسئله مدیریت شهری ایران به شکل برجسته مطرح و مطالعه شده است. بی تردید، شهرت و آوازه تک تک اساتید و همکاران این مجموعه برای همگان، محرز است و اگر در بخش هایی از کتاب، ایرادهای روشی یا محتوایی وجود داشته باشد، قطعاً قصور از ناحیه حقیر است که امیدوارم با دیدگاه های سازنده خوانندگان کتاب، در انتشار بعدی اصلاح شود. در هر حال، این کتاب به دلیل طرح مفاهیم و بنیان های نظری در مطالعات شهری با نگاهی بر مسئله مدیریت شهری ایران از نوآوری برخوردار است. امید است این مجموعه، مقدمه ای بر تشویق سایر پژوهشگران کشورمان در جهت تولید کتاب هایی از این دست شود.

حسن اسماعیل زاده
عضو هیئت علمی دانشگاه شهیدبهشتی
زمستان ۱۳۹۵

نظرات کاربران درباره کتاب بنیان‌های نظری در مطالعات شهری