فیدیبو نماینده قانونی انتشارات روزنه و بیش از ۶۰۰ ناشر دیگر برای عرضه کتاب الکترونیک و صوتی است .
کتاب مقدمه‌ای بر تاریخ شفاهی معماری ایران

کتاب مقدمه‌ای بر تاریخ شفاهی معماری ایران

نسخه الکترونیک کتاب مقدمه‌ای بر تاریخ شفاهی معماری ایران به همراه هزاران کتاب دیگر از طریق فیدیبو به صورت کاملا قانونی در دسترس است.


فقط قابل استفاده در اپلیکیشن‌های iOS | Android | Windows فیدیبو

درباره کتاب مقدمه‌ای بر تاریخ شفاهی معماری ایران

یکی از شاخه‌های مغفول در مطالعات تاریخ معماری ایران، تاریخ شفاهی است. تاریخ شفاهی شاخه‌ای نسبتاً جدید از پژوهش‌های تاریخی است. سرآغاز آن را از نیمۀ دوم سدۀ بیستم و در غرب می‌دانند. هرچند قدمت این شاخه کم است، امروز به نظامی نسبتاً کامل با مبانی نظری و عملی مدون و مبین بدل شده است. بی‌گمان پیدایش تاریخ شفاهی در دانشگاه‌ها و گسترش و پیشرفت آن در همان ‌جا، مهم‌ترین علت این تکامل سریع است؛ اما در ایران داستان به گونه‌ای دیگر است. تاریخ شفاهی در ایران دست کم سه دهه قدمت دارد اما تا کنون، دانشگاه‌ها کمتر به آن اقبال داشته‌اند و بیشتر نهادهای تاریخ شفاهی فعال در ایران، مراکز اسنادند. اگر چه پژوهشگران و صاحبان این مراکز در حد توان برای تدوین اصول نظری و عملی تاریخ شفاهی کوشیده‌اند، هدف اصلی ایشان بهره‌برداری از منابع شفاهی برای پربارتر کردن بایگانی‌ها بوده است. به همین سبب، دربارۀ اصول و مبانی تاریخ شفاهی و چگونگی به‌ کارگیری آن در تاریخ ایران، پژوهش‌هایی اندک و پراکنده شده است.

ادامه...

بخشی از کتاب مقدمه‌ای بر تاریخ شفاهی معماری ایران

شما به آخر نمونه کتاب رسیده‌اید، برای خواندن نسخه کامل، کتاب الکترونیک را خریداری نمایید و سپس با نصب اپلیکیشن فیدیبو آن را مطالعه کنید:



پیش گفتار

یکی از شاخه های مغفول در مطالعات تاریخ معماری ایران، تاریخ شفاهی است. تاریخ شفاهی شاخه ای نسبتاً جدید از پژوهش های تاریخی است. سرآغاز آن را از نیمه دوم سده بیستم و در غرب می دانند. هرچند قدمت این شاخه کم است، امروز به نظامی نسبتاً کامل با مبانی نظری و عملی مدون و مبین بدل شده است. بی گمان پیدایش تاریخ شفاهی در دانشگاه ها و گسترش و پیشرفت آن در همان جا، مهم ترین علت این تکامل سریع است؛ اما در ایران داستان به گونه ای دیگر است.
تاریخ شفاهی در ایران دست کم سه دهه قدمت دارد اما تا کنون، دانشگاه ها کمتر به آن اقبال داشته اند و بیشتر نهادهای تاریخ شفاهی فعال در ایران، مراکز اسنادند. اگر چه پژوهشگران و صاحبان این مراکز در حد توان برای تدوین اصول نظری و عملی تاریخ شفاهی کوشیده اند، هدف اصلی ایشان بهره برداری از منابع شفاهی برای پربارتر کردن بایگانی ها بوده است. به همین سبب، درباره اصول و مبانی تاریخ شفاهی و چگونگی به کارگیری آن در تاریخ ایران، پژوهش هایی اندک و پراکنده شده است. افزون بر این، هیچ یک از منابع مهم تاریخ شفاهی به فارسی ترجمه نشده است.
نبود دانش کافی درباره تاریخ شفاهی در ایران از یک سو و مشخص نبودن مبانی تاریخ نویسی معماری از دیگر سو، سبب شده است که تا کنون کمتر به تاریخ شفاهی معماری ایران توجه شود. هرچند معدود پژوهش هایی بر پایه منابع شفاهی درباره معماری ایران شده است، این پژوهش ها گاه چنان با اصول تاریخ شفاهی ناسازگار است که دشوار می توان آن را «تاریخ شفاهی معماری ایران» نامید. پس نیاز است به تاریخ شفاهی و نسبت آن با تاریخ معماری ایران بپردازیم؛ چه بدون چنین شناختی، در تاریخ شفاهی معماری ایران به بیراهه خواهیم رفت و فرصت بهره درست بردن از منابع شفاهی زنده امروز را از دست خواهیم داد.
اهمیت این مسئله زمانی آشکار می شود که به یاد آوریم منابع شفاهی در برخی از موضوعات معماری ایران تنها منبع مطالعه و در برخی دیگر از منابع اصلی است. نیز منبع شفاهی عمری به درازای عمر یک انسان دارد و بسیار زودتر از دیگر انواع منابع از دست می رود. پس نپرداختن به آن یعنی بی اعتنایی به گنجینه ای میرا از شناخت درباره معماری گذشته این سرزمین.
پژوهش حاضر تلاشی است برای جبران این کاستی و گامی نخستین برای تدوین اصول نظری و عملی تاریخ شفاهی معماری ایران. در این راه، از میان منابع متعدد موجود برای شناخت تاریخ شفاهی، پایه خود را بر چند منبع اصلی و جامع می گذاریم و برحسب نیاز، به دیگر منابع نیز رجوع می کنیم. در این پژوهش، به بنیادها و روش های تاریخ شفاهی تا آنجا می پردازیم که راهنمایی باشد برای پژوهش در تاریخ شفاهی معماری ایران؛ چه دست یافتن به شناختی جامع از تاریخ شفاهی از حوصله این نوشتار بیرون است. از سوی دیگر، برای یافتن پیوند تاریخ شفاهی و تاریخ معماری به شناختی اجمالی از تاریخ معماری نیاز داریم. برخلاف تاریخ شفاهی، تاریخ معماری چه در غرب و چه در ایران، اصول و مبانی مدون و مبیّنی ندارد. پس در شناخت تاریخ معماری نیز به آنچه که راه ما را روشن کند بسنده می کنیم.
مطالب کتاب را در دو بخش «تاریخ شفاهی معماری ایران در نظر» و «تاریخ شفاهی معماری ایران در عمل» مطرح می کنیم و به یاد می سپاریم که مباحث نظری و عملی تاریخ شفاهی معماری ایران پیوندی آشکار با هم دارند.
نخستین بخش کتاب درباره مباحث نظری تاریخ شفاهی معماری ایران است. در فصل یکم، از «تعریف» تاریخ شفاهی معماری ایران می گوییم. برای آن نخست شناختی اجمالی از تاریخ به دست می آوریم و آن را مبنایی برای بیان چیستی تاریخ شفاهی و تاریخ معماری ایران و سرانجام، پیوند این دو در تاریخ شفاهی معماری ایران می کنیم. در فصل دوم که درباره «فواید و ضرورت» این شاخه پژوهشی است، نخست از فایده تاریخ شفاهی و دو رویکرد اصلی نسبت به آن می گوییم. سپس فواید و دستاوردهای هر یک را در حوزه تاریخ معماری ایران برمی شماریم و دست آخر از ضرورت پرداختن به تاریخ شفاهی معماری ایران می گوییم. در فصل سوم برای شناخت «پیشینه»، نخست به پیشینه تاریخ شفاهی می پردازیم و سپس پیشینه توجه به آن را، در تاریخ معماری و به ویژه تاریخ معماری ایران، بررسی می کنیم.
در بخش دوم به مباحث عملی تاریخ شفاهی معماری ایران می پردازیم. در فصل چهارم کتاب، درباره «گردآوری اطلاعات» در تاریخ شفاهی معماری ایران و آداب و ملزومات مصاحبه، که شیوه اصلی آن است، می گوییم. فصل پنجم درباره چگونگی «پردازش و بایگانی» در تاریخ شفاهی معماری ایران و شیوه های آن همچون تحریر است و در فصل ششم، رویکردها و مسائل مطرح در «تدوین و تبیین» در تاریخ شفاهی معماری ایران را بررسی می کنیم.
مستمسک این نوشتار پژوهشی دانشگاهی بود و به یمن آن، نگارنده از آغاز از همت و حمایت استادانی چند برخوردار بود. فرض است که در این نخستین قدم شرط ادب را به جای آورم و سپاس گزار ایشان باشم. پیش و بیش از همه از استاد بزرگوارم، دکتر مهرداد قیومی بیدهندی، که از آغاز این راه همراه و راهنمایم بودند سپاسگزارم. از دیگر استادان گرانقدرم در گروه مطالعات معماری ایران دانشگاه شهید بهشتی، که یاری ام کردند؛ از استاد فاضل و خیرخواهم جناب آقای علیرضا کمری که با حسن نظر خویش، به ادامه راه دلگرمم کردند؛ از دکتر کیانوش کیانی هفت لنگ که به بهانه این پژوهش توفیق دیدار چند باره شان نصیبم شد؛ و از دیگر عزیزانی که همراهم بودند، سپاسگزارم و از خداوند مهربان برایشان سلامت و سعادت می خواهم.
در نخستین گام های پژوهش، نگارنده به بسیاری از منابع فارسی رجوع کرد و از آنها بسیار آموخت اما در تالیف این نوشتار، بیشتر متوجه منابع اصلی تاریخ شفاهی بود که اکثراً به زبان های لاتینی است. در کتاب نامه نهایی نیز فقط فهرست مآخذی ذکر شد که از آنها مطلبی نقل شده است و اگرنه، منابع پژوهش بیش از این بود و نگارنده قدردان و مرهون کوشش هایی است که تا کنون در این راه شده است. به امید اینکه پژوهش حاضر گامی نخستین باشد در تدوین تاریخ شفاهی معماری ایران و حفظ این میراث ارزشمند برای آیندگان.

تقریظ

در زبان فارسی و جز آن، علاوه بر مطلق «تاریخ»، ترکیب های اضافی ای ساخته از واژه «تاریخ» می خوانیم و می شنویم؛ ترکیب هایی از قبیل «تاریخ اصفهان»، «تاریخ افشاریه»، «تاریخ معماری»، «تاریخ فلسفه»، «تاریخ علم»، «تاریخ فرهنگ»، و اخیراً «تاریخ خانواده»، «تاریخ اندیشه»، «تاریخ روان»، «تاریخ فرهنگی»، «تاریخ ذهنیت». چه اینها را ترکیب وصفی بگیریم (مانند «تاریخ فرهنگی») و چه اضافی (مانند «تاریخ ذهنیت»)، چه تاریخ در مقام مضاف باشد و چه موصوف، مدلول همه این تعابیر «تاریخ» است. در همه اینها، با نوعی از تاریخ مواجهیم که یا با افزودن چیزی بدان آن را از دیگر انواع تاریخ ممتاز کرده اند، یا با اتصاف صفتی.
در این ترکیب ها، گاهی مضافٌ الیه پاره ای از زمین است ــ منطقه ای یا شهری یا بنایی؛ چون «تاریخ ایران» و «تاریخ یزد» و «تاریخ مسجد جامع اصفهان». گاهی مضافٌ الیه پاره ای از زمان است ــ دوران یا دوره ای؛ چون «تاریخ تیموریان» و «تاریخ دوران اسلامی». گاهی مضافٌ الیه ترکیبی است از زمین و زمان؛ چون «تاریخ کرمان در دوره سلجوقیان». گاه واقعه ای است خرد یا کلان؛ مانند «تاریخ انقلاب کبیر» و «تاریخ جنگ ایران و عراق». گاهی مضافٌ الیه مفهوم یا مایه ای است؛ چون «تاریخ عقل» و «تاریخ رنگ» و «تاریخ جنگ» و «تاریخ ذهنیت». گاه امری است مربوط به افراد یا جوامع انسانی؛ چون «تاریخ خانواده» و «تاریخ فرهنگ». به همین نحو، می توان اقسام ترکیب های اضافی یا وصفی تاریخ را برشمرد و دسته بندی کرد؛ اما در دسته بندی ای کلی تر، برخی از این ترکیب ها بر روشی یا رویکردی یا دیدگاهی در تاریخ دلالت می کند و برخی نه. به سخن دیگر، ترکیبی مانند «تاریخ اصفهان» گواه بر روش یا رویکردی در تاریخ نیست؛ اما ترکیبی چون «تاریخ ذهنیت» چنین است. می توان تاریخ اصفهان را با رویکرد تاریخ ذهنیت یا تاریخ فرهنگی نوشت.
در دسته اخیر، یعنی رویکردهای تاریخ، گاهی تفاوت نوعی از تاریخ با تاریخ های دیگر بیشتر ناشی از دیدگاه است، گاهی ناشی از نظریه ای است که در آن به کار گرفته می شود، گاهی مبتنی بر روش گزینش شواهد و منابع یا طرز رفتار با آنها، گاهی در روش جستجو و گاه در نوع تفسیر. «تاریخ شفاهی» از کدام قسم است؟ ترکیب وصفی تاریخ شفاهی دلالت بر نوعی از تاریخ می کند که به صفت «شفاهی» موصوف است. اما تاریخ چگونه ممکن است شفاهی باشد؟ چه چیز تاریخ شفاهی «شفاهی» است؟ آیا تاریخ شفاهی تاریخی است که شفاهی بازگو می شود؟ آیا تاریخ شفاهی تاریخی است که عمل جستجو و تفسیر در آن شفاهی انجام می گیرد؟ آیا تاریخی است که منبعش شفاهی است؟ آیا محض شفاهی بودن منبع کافی است که تاریخی شفاهی باشد؟
در سالیان اخیر، تاریخ شفاهی در ایران بیش از دیگر انواع جدید تاریخ با اقبال مواجه شده است. از نوشته ها و کارهایی که در این باره در ایران انجام گرفته است چنین برمی آید که تصور غالب از تاریخ شفاهی تاریخی است که منبع آن شفاهی باشد. بسیاری از کسانی که به تاریخ شفاهی پرداخته اند گمان کرده اند که تاریخ شفاهی همان گردآوری و ثبت و ضبط خاطرات است و اگر خاطرات را به جای ثبت نوشتاری، به ثبت صوتی درآورند، به تاریخ شفاهی پرداخته اند. عده ای هم گمان برده اند که کار تاریخ شفاهی پرداختن به فرهنگ شفاهی است؛ یعنی به آنچه در قالب افسانه ها و ضرب المثل ها و گویش ها و مانند اینهاست. تاریخ شفاهی هیچ یک از اینها نیست.
«شفاه» جمع «شفه»، به معنای «لبان» است. تاریخ نامه ها از دیرباز بر اقوال شفاهی مبتنی بوده است و مورخان اخبار رویدادها را یا در نوشته های گذشتگان می یافتند، یا می دیدند، یا از لب و دهان کسانی می شنیدند. اگر تاریخ شفاهی را به جهت شفاهی بودن منبعش بدین نام بخوانند، بسیاری از تاریخ ها، از گذشته تا به حال، تاریخ شفاهی است. آنچه تاریخ شفاهی اصطلاحی را از دیگر تاریخ ها ممتاز می کند چیزی بیش از شفاهی بودن منبع است.
منبع ــ یعنی آنچه حاوی و حامل شواهد تاریخی است ــ از مهم ترین ارکان همه اقسام تاریخ است؛ تا جایی که وجه ممیز برخی از انواع یا رویکردهای تاریخ با انواع یا رویکردهای دیگر در نوع منابعی است که اختیار می کنند یا طرزی است که با منابع رفتار می کنند. تاریخ شفاهی از این جهت از دیگر تاریخ ها ممتاز می شود که معطوف به منبع شفاهی است، اما نه فقط از حیث شفاهی بودن؛ بلکه از حیث اعتبار و حفظ. بیشتر شاهدانِ رویدادها مشهود خود را به قید نوشته درنمی آورند؛ پس همواره و در بیشتر روزگاری که بر انسان گذشته است، روایت کثیری از شاهدان به ما نرسیده است. باید کاری کنیم که آنچه شاهدان رویدادها در روزگار ما دیده اندــ یعنی روایت آن دسته بزرگ از شاهدان رویدادها که شهادتشان را نمی نویسند یا حتی نقل نمی کنندــ ثبت شود و به آیندگان برسد. آنچه تاریخ شفاهی را «تاریخ شفاهی» می کند اهتمام به فراهم آوردن منبع برای مورخان حال و آینده است؛ منبعی فراتر و گسترده تر از آنچه در تاریخ های رسمی، و ناگزیر متاثر از صاحبان زور و زر، درج می شود. توجه تاریخ شفاهی معطوف به تدارک منبعی غالباً مغفول و خارج از دایره تاریخ های رسمی برای مورخان است. همه کسانی که سخنانی درباره رویدادهای تاریخی می گویند منبع تاریخ شفاهی نیستند؛ بلکه فقط آن دسته از گزارشگران منبع تاریخ شفاهی شمرده می شوند که خودْ مستقیم و بی واسطه رویدادی را دیده باشند. غیررسمی بودن منبع، شفاهی بودن منبع، معاصرت منبع با رویداد تاریخی (و در نتیجه، معاصر بودن رویداد)، ثبت گزارش شاهدانی که در زمانی کوتاه به کلی از دست می روند و تا ابد دست انسان ها به آنان نمی رسد، دقت در ثبت و ضبط ویژگی هایی است که تاریخ شفاهی را از دیگر اقسام تاریخ ممتاز می کند.
افزون بر اینها، ویژگی دیگری هم هست که تاریخ شفاهی را معیّن و ممتاز می کند. همه کسانی که تاریخی نوشته اند و گزارشی از رویدادها داده اند مدعی بوده اند که در گزارش خود دخالت نکرده اند. با این حال، می دانیم که هرکس، هرقدر صادق و بی طرف، در گزارش خود حاضر است و چیزی از خود را در آن منتقل می کند. از ویژگی های تاریخ شفاهی اذعان به تاثیر و مداخله مورخ و مخبر در روایت است. مخبر، که شاهد رویداد تاریخی است، منبع تاریخ شفاهی است؛ اما مورخِ شفاهی است که او را به سخن گفتن وامی دارد و گفتگو را به سویی می کشاند که می خواهد؛ از چیزی می پرسد و از چیز دیگر نه؛ بر برخی از مواضع سخن پا می فشرد و از مخبر توضیح می خواهد و برخی دیگر را شایسته تامل و تاکید نمی شمارد. خلاصه اینکه تاریخ شفاهی در بین مخبر و مورخ شکل می گیرد و تکوین می یابد. تاکید بر اهمیت یکی از همین دو قطب است که اقسامی از تاریخ شفاهی را پدید می آورد.
هنگامی که لفظ گنگ و بس معنای «معماری» به ترکیب «تاریخ شفاهی» افزوده شود، آن را پیچیده تر می کند. پیداست که تاریخ شفاهی معماری بستگی تام به تلقی ما از «معماری» دارد. نویسنده محترم در متن کتاب به کفایت به این موضوع پرداخته اند؛ در اینجا به همین اشاره بسنده می کنیم که همه دامنه گسترده معماری مستعد تاریخ شفاهی است. معماری فاعلانی دارد؛ از بانی و حامی و واقف گرفته، تا مهندس و معمار و بنّا و کارگر و اقسام مهندسان و هنرمندان دخیل در معماری. این فاعلان معماری یا فقط عامل رویداد معماری اند و کسانی کارشان را شاهد بوده اند؛ یا خود هم عامل رویداد معماری اند و هم شاهد آن. همچنین اند کسانی که رویدادها و زندگی جاری در بناها را شاهد بوده اند؛ یا رویدادهایی مربوط به مراحل گوناگون سفارش دادن و طراحی و ساختن بناها و زیستن در آنها؛ یا متروک و ویران شدن بناها و تخریب آنها را دیده اند. هرچه این منابعِ زنده کهن سال تر باشند، اهمیت آنها برای تاریخ معماری بیشتر می شود: نخست به این دلیل که بسیاری از ایشان شاهد رویدادهایی از بقایای سنت معماری نامدرن ایران بوده اند که دیگر از دسترس ما دور است؛ و دیگر اینکه ایشان بیش از دیگر منابع در خطر نابودی اند.
کتاب حاضر نخستین کتاب در زمینه تاریخ شفاهی معماری ایران، و بلکه از معدود کتاب ها در زمینه تاریخ شفاهی معماری در جهان است. به لطف خدای مهربان، این نخستین کتاب به دست محققی نوشته شد که هم نشاط جوانی دارد و هم، در عین جوانی، ذهنی پخته و منضبط و دقیق و قلمی روان. کتاب هم حاوی مباحث نظری تاریخ شفاهی معماری است و هم مباحث عملی آن. به نظر این جانب، کتاب حاضر نه فقط به کار اندیشمندان و پژوهندگان تاریخ معماری ایران می آید، بلکه پژوهشگران تاریخ در دیگر حوزه ها و رشته ها نیز آن را منبعی عمیق و گویا و جامع و سودمند خواهند یافت.

ستایش در آغاز و انجام از آنِ خداست
مهرداد قیومی بیدهندی
تهران، دانشگاه شهید بهشتی
بهمن ۱۳۹۲

بخش اول: تاریخ شفاهی معماری ایران در نظر

سخن نخست

تا امروز پژوهش هایی با عنوان «تاریخ شفاهی معماری» و «تاریخ شفاهی معماری ایران» انجام گرفته است؛ اما این شاخه هنوز اصول نظری روشن و استواری ندارد. نخستین بخش از این نوشتارْ تاملی است در وجوه نظری تاریخ شفاهی معماری ایران. تاریخ شفاهی معماری ایران برآمده از دو شاخه بزرگ تر و پرسابقه تر است: یعنی تاریخ شفاهی و تاریخ معماری. پس در شناخت مباحث نظری تاریخ شفاهی معماری ایران ناگزیر از رجوع به تاریخ شفاهی و تاریخ معماری و شناخت آنهاییم.
از این دو، تاریخ معماری نزد ما آشناتر اما از حیث مباحث نظری و عملی کم مایه تر است و تاریخ شفاهی از حیث مباحث نظری بسیار غنی و مدون است، اما در ایران، علی رغم اقبال فراوان به آن، ناشناخته است. دانشوران این دو شاخه در وجوه مختلف آن اندیشیده اند و هریک از وجهی به آن پرداخته اند. از این میان، اگرچه چند منبع جامع آراء را برگزیده ایم، بازشناخت و تبیین همه مسائل در این نوشتار ممکن نیست. پس باید به برخی مسائل اصلی که برای شناخت این شاخه ها لازم است بسنده کنیم. برای این کار، ناگزیریم مبنایی بیابیم تا بر پایه آن، مطالب اصلی تاریخ شفاهی و تاریخ معماری را مدون کنیم.
در این راه، از شیوه قدما یاری گرفتیم. حکمای قدیم در مقدمه علوم، برای اینکه شناختی کلی از هر علم به دست دهند، مطالبی می گفتند که «رئوس ثمانیه» نام داشت. در رئوس ثمانیه هشت مطلب کلی از آن علم بیان می شد. این مطالب عبارت بود از تعریف، موضوع، غرض، فایده، پیشینه، مرتبه، اجزاء و ابواب، و شیوه های تعلیم.(۱) در این نوشتار در تبیین مباحث نظری تاریخ شفاهی معماری ایران، از رئوس ثمانیه بهره می بریم. بهره بردن از رئوس ثمانیه لزوماً موید این نیست که ما تاریخ شفاهی معماری ایران و حوزه های مقدم بر آن، یعنی تاریخ شفاهی و تاریخ معماری، را «علم» یا حتی «رشته» فرض کرده ایم؛ چه پیشینیان نیز از رئوس ثمانیه در تبیین آنچه در علم بودنش اختلاف بود، بهره می بردند.
در مقدمه علوم، بیان همه رئوس ضروری نیست؛ چه بسته به نوع علم، برخی از آن مترتب بر دیگری است. مثلاً برخی از حکمای قدیم از میان غرض و فایده، فقط فایده را گفته اند. ما نیز در شناخت تاریخ شفاهی معماری ایران به بیان این رئوس بسنده کردیم: تعریف، موضوع، مرتبه، فایده، و پیشینه. بحث از «شیوه های تعلیم» در این نوشتار منظور نیست و مطالب مربوط به «اجزاء و ابواب» را نیز به بخش دوم، که مباحث عملی است، موکول می کنیم. تبیین برخی از این رئوس متضمن تبیین دیگر رئوس است. مثلاً تعریف تاریخ شفاهی معماری ایران بدون ذکر موضوع و مرتبه آن ممکن نیست. پس برخی از این رئوس را ذیل برخی دیگر آورده ایم و مطلب را در سه فصل تدوین کرده ایم:
در فصل نخست، در تعریف تاریخ شفاهی معماری ایران، ناگزیر به بازاندیشی مفاهیمی چون تاریخ، تاریخ شفاهی، و تاریخ معماری می پردازیم. پیداست که یافتن تعریفی جامع و مانع از این مفاهیم از حوصله این نوشتار بیرون است؛ پس تا آنجا به آن می پردازیم که برای به دست آوردن تعریفی از «تاریخ شفاهی معماری ایران» بسنده باشد. آنچه در این راه مهم است، یافتن مبنایی مشترک برای این تعاریف است تا بتوان بر پایه آن، این دو شاخه را به هم پیوند زد. وجه اشتراک همه این شاخه ها این است که از جنس پژوهش اند. پس می توان ساختاری را، که جامع همه پژوهش هاست، مبنای مشترک تعریف آنها گرفت. با همین مبنای مشترک، تعریفی از تاریخ شفاهی و تاریخ معماری ایران می یابیم و سرانجام به تعریفی از تاریخ شفاهی معماری ایران دست می یابیم. بیان چیستی تاریخ شفاهی معماری ایران مستلزم تبیین سه راس از رئوس ثمانیه، یعنی تعریف، موضوع، و مرتبه است که در پس تعاریفی که به دست می دهیم نهان است.
در فصل دوم، نخست به فایده تاریخ شفاهی معماری ایران می پردازیم. فایده تاریخ شفاهی خود محل اختلاف است و در اثر این اختلاف، نحله های مختلف و شیوه های عملی گوناگون پدید آمده است. از آن میان، دو رویکرد اصلی تاریخ شفاهی را بیان می کنیم. سپس فواید و دستاوردهای هر کدام را در حوزه تاریخ معماری ایران می جوییم. پس از آن، از ضرورت پرداختن به تاریخ شفاهی معماری ایران می گوییم.
در فصل سوم، پیشینه تاریخ شفاهی معماری ایران را بررسی می کنیم. تاریخ شفاهی چنان که ما امروز می شناسیم، در دوران معاصر پدید آمد. اما مورخان از گذشته دور کم و بیش از منابع شفاهی بهره برده اند؛ اگرچه گاه اقبال بیشتری به این منابع داشتند و گاه از آن غافل بودند. در این فصل از پیشینه استفاده مورخان از منابع شفاهی، پیدایش تاریخ شفاهی، و سرآغاز تاریخ شفاهی ایران می گوییم. سرانجام به پیشینه تاریخ شفاهی معماری می رسیم و معدود آثاری را که درباره معماری و مبتنی بر منابع شفاهی بوده اند، بررسی می کنیم.

فصل ۱. تعریف

نخستین گام برای ورود به مباحث هر علم، تعریف آن است؛ چه از این طریق می توان تصوری روشن از چیستی آن به دست آورد.(۲) ما نیز در آغاز تلاش می کنیم تا به تعریفی از «تاریخ شفاهی معماری ایران» دست یابیم. لازم به ذکر است که مراد از «تعریف» در این بحث، تعریف منطقی به حد و رسم نیست بلکه معرفی و روشن کردن است؛ حال چه با استفاده از حد و رسم باشد و چه خواص و آثار و وجوه. در بیان چیستی تاریخ شفاهی معماری ایران نخست به بازاندیشی تعریف «تاریخ» می پردازیم تا پایه ای شود برای تعریف «تاریخ شفاهی» و «تاریخ معماری»؛ و بر پایه آن، «تاریخ شفاهی معماری ایران» را تعریف می کنیم.

تعریف تاریخ

تاریخ در جهان بینی های گوناگون تعاریف گوناگون یافته است. بنا بر این، تعریف تاریخ خودْ محل اختلاف است. امروز اصطلاح «تاریخ» در معانی مختلفی به کار می رود. از آن میان دو معنی اصلی را می توان برشمرد: تاریخ به معنی گزارش از وقایع گذشته و پژوهش در آن؛ و تاریخ به معنی خود وقایع گذشته یا به دیگر سخن، گذشته.(۳)
این دو معنی بی پیوند با هم نیست. «تاریخ» در معنی نخست از جنس علم است که با کار پژوهش(۴) پیش می رود و درون دادها،(۵) پردازش،(۶) و برون دادهای(۷) ویژه خود را دارد و بنیاد آن همچون هر پژوهش دیگری بر پاسخ دادن به پرسشی استوار است. در معنی دوم نیز همچون درون دادهای علم تاریخ در معنی نخست است و پردازش در آن ناچیز است؛ بنا بر این، همچون موضوع آن می نماید. به تعبیری می توان تاریخ در معنی نخست را «تاریخ درجه دو» و تاریخ در معنی دوم را «تاریخ درجه یک» گفت. گاه این دو معنی متمایز را «تاریخ چنان گزارش» و «تاریخ چنان رویداد» نیز می نامند.(۸)
مفهوم «تاریخ» در گذشته، به معنی نخست نزدیک بود؛ چه «تاریخ» را تدبر در احوال گذشتگان و قصص و اخبار ایشان می دانستند. نمونه کاربرد تاریخ در این معنی فراوان است. برای نمونه، در نظر ابن خلدون، تاریخ «اندیشه و تحقیق درباره حوادث و مبادی آنها و جستجوی دقیق برای یافتن علل آنهاست، و علمی است درباره کیفیات وقایع و موجبات و علل حقیقی آن».(۹) به نظر می رسد دیگر معانی تاریخ از راه ترجمه زبان های لاتینی به زبان فارسی راه یافته است.(۱۰)
ما نیز چه در تاریخ شفاهی و چه در تاریخ معماری، با تاریخ درجه دو سر و کار داریم. تاریخ در این معنی از جنس پژوهش است و با پرسش پیش می رود. از آنجا که تاریخ از جنس پژوهش است، پرداختن به ساختار پژوهش یا پرسش تاریخی و روشن ساختن اجزای آن، یکی از راه های شناخت چیستی تاریخ است؛ یعنی تبیین ساختار و اجزای پژوهشی که به آن «تاریخ»، «تاریخ معماری»، «تاریخ شفاهی»، یا «تاریخ شفاهی معماری» می گوییم.

اجزای پژوهش تاریخی

برای شناخت اجزای پژوهش تاریخی، نخست باید اجزای کلی پژوهش را بشناسیم.(۱۱) بنیاد هر پژوهش بر پرسشی نهاده شده است. به دیگر سخن، اگر هر پژوهش را به راهی مانند کنیم که آغاز و انجامی دارد، این پرسش است که پژوهش را آغاز می کند و به انجام می رساند. پرسش در آغاز راه، درباره چیزی است که به آن «موضوع پژوهش» می گوییم. در انجام راه نیز برای رسیدن به چیزی است که آن را «مقصد پژوهش» یا «هدف پرسش» می نامیم. رفتن از آغاز به انجام راه نیز به کمک چیزی است که به آن «مرجع پژوهش» یا «منبع پرسش» می گوییم.(۱۲) پس برای روشن کردن هر پژوهش می توان اینها را پرسید: پرسش درباره چیست؟ که با آن موضوع پژوهش(۱۳) روشن می شود؛ پرسش از چیست؟ که با آن مرجع پژوهش(۱۴) روشن می شود؛ و پرسش برای چیست؟ که با آن مقصد پژوهش(۱۵) روشن می شود. یکی از را ه های تعریف «تاریخ» نیز روشن ساختن اجزای پژوهش تاریخی، یعنی موضوع و مقصد و مرجع آن، است که در ادامه به آن می پردازیم.
در میان تعاریف مختلف تاریخ، برخی تعاریف کلی و اجماعی ــ از جمله تعریف کالینگوود(۱۶)ــ هست که بسیاری از تعاریف دیگر را می توان جزئی از آن شمرد. او در تعریف تاریخ آورده است: «تاریخ نوعی تحقیق یا پژوهش است... موضوع آن افعال آدمیان در گذشته است... با تفسیر مدارک پیش می رود... برای خودشناسی است».(۱۷) در نگاه کالینگوود، تاریخ از جنس پژوهش است و از این روی، بر پرسش در تاریخ تاکید بسیار دارد. تعریف او از تاریخ بر ساختار پرسش نیز منطبق است. بر این اساس می توان گفت:
موضوع پژوهش تاریخی افعال آدمیان در گذشته است.(۱۸) فعل انسان با فکر همراه است و به همین سبب، بسیاری از دانشوران معرفت تاریخی را منحصر به امور انسانی می دانند، نه امور طبیعی؛ چرا که امور طبیعی حادثه است، نه فعل. فعل برونی دارد و درونی. مورخ به آن فعل می نگرد تا از برون آن، به فکر و اندیشه درونش راه یابد. «آنچه مورخ می جوید این فرایندهای اندیشه است. همه تاریخ تاریخِ اندیشه است».(۱۹)
مرجع پژوهش تاریخی شواهد تاریخی است؛ یعنی آثار و نشانه های باقیمانده از وقایع گذشته. در پژوهش تاریخی، هر گزاره ای مستلزم شاهدی است؛ مگر آنکه بدیهی باشد.(۲۰) پس در پژوهش تاریخی، سیر از آغاز به انجام راه با تفسیر شواهد پیش می رود.
مقصد پژوهش تاریخی محل اختلاف است. در تعاریف امروزی، مقصود تاریخ «خودشناسی» است. مراد از «خودشناسی»، شناخت ماهیت خویشتن است در مقام انسان؛ نه شناخت خصوصیات شخصی.(۲۱) از سوی دیگر، مورخان گذشته به ویژه مورخان مسلمان مقصد و فایده تاریخ را کسب «عبرت» می دانستند.(۲۲) آنچه مورخان مسلمان از «عبرت» مراد می کردند، با رویکردهای عمل گرایانه(۲۳) کنونی متفاوت است. به هر روی، در حالت کلی می توان گفت که مقصود پژوهش تاریخی از جنس معرفت و شناخت است که گاه از آن به «خودشناسی» و گاه به «عبرت» تعبیر می کنند. بنا بر این پژوهش تاریخی در پی نتایج عملی(۲۴) و عینی نیست.
بر مبنای ساختاری که برای پژوهش تاریخی برشمردیم، می توان به تعریفی برای پژوهش تاریخی دست یافت. البته آنچه درباره موضوع، مرجع، و مقصد پژوهش های تاریخی گفتیم، بسیار کلی است و در هر پژوهش بسته به دیدگاه مورخ می تواند جزئی شود. ما نیز این تعریف و اجزا را برای تاریخ فرض می گیریم و بر مبنای آن، تعریف تاریخ شفاهی و تاریخ معماری را می جوییم تا سرانجام به تعریفی برای تاریخ شفاهی معماری ایران دست یابیم.

تعریف تاریخ شفاهی

معنی «تاریخ شفاهی» برخلاف آنچه می نماید، از پیش روشن نیست. پیش از بیان مفهوم تاریخ شفاهی، نخست قدری در معنی اصطلاح آن تامل می کنیم.

اصطلاح

اصطلاح «تاریخ شفاهی» مرکب از دو جزء «تاریخ» و «شفاهی» است.(۲۵) شفاهی را گفتاری و مقابل کتبی می دانند.(۲۶) «تاریخ» نیز برای معانی مختلفی به کار رفته است. پرسشی که پیش می آید این است که «تاریخ» در «تاریخ شفاهی» به کدام معنی است. گفتیم که تاریخ دو معنی اصلی دارد: یکی گزارش از وقایع گذشته یا پژوهش در آن؛ و دیگری خود وقایع گذشته. از این دو، معنی نخست است که می تواند مناسبتی با «شفاهی» داشته باشد؛ آن هم در صورتی که تاریخ را گزارش وقایع بدانیم؛ چه اطلاق «شفاهی» به گونه ای از پژوهش معنی ندارد. در معنی دوم، یعنی تاریخ همچون وقایع گذشته، اطلاق شفاهی به تاریخ بی معنی است؛ چه واقعه نمی تواند شفاهی یا غیرشفاهی باشد. پس اطلاق «شفاهی» به «تاریخ» و به جمع آمدن این دو لفظ آنگاه درست است که مراد از آن «گزارش شفاهی رویدادهای گذشته» باشد؛ اما آنچه امروز از «تاریخ شفاهی» مراد می کنند گسترده تر از این است.
بررسی قدمت اصطلاح «تاریخ شفاهی» می تواند در شناخت معنی آن مفید باشد. مشهور است که لفظ «تاریخ شفاهی» را پروفسور آلن نوینز(۲۷) در سال ۱۹۴۸ وضع کرد.(۲۸) او در این زمان، نخستین برنامه تاریخ شفاهی ایالات متحده را در دانشگاه کلمبیا آغاز کرد.(۲۹) همکاران وی در طرح تاریخ شفاهی دانشگاه کلمبیا، تاریخ شفاهی را لفظی جامع و مناسب نمی دانستند. در نظر ایشان، نوینز در کاربرد این اصطلاح بیشتر متوجه جایگاه مصاحبه در کارش بود.(۳۰) اما اصطلاح تاریخ شفاهی پس از نوینز همه گیر شد. امروز نیز صاحب نظران این حوزه «تاریخ شفاهی» را عنوانی مناسب نمی دانند. تا امروز گزینه هایی دیگر مانند «ضبط شفاهی»(۳۱) و «گردآوری اسناد شفاهی»(۳۲) یا «تاریخ شنیداری»(۳۳) و «تاریخ زنده»(۳۴) نیز پیشنهاد شده اما هیچ کدام قبول عام نیافته است.(۳۵)
پس چون هنوز اصطلاحی درخور پیدا نشده است، همچنان به کاری که نوینز آغاز کرد و نیز به محصول آن «تاریخ شفاهی» می گویند. امروز تاریخ شفاهی را، فقط به سبب رواج آن، به منزله اصطلاحی قراردادی پذیرفته اند.
بنا بر این تعریف لفظی تاریخ شفاهی برای شناخت آن چندان راه گشا نیست. شاید به سبب همین ابهام لفظی است که تاریخ شفاهی تعریفی واحد و اجماعی ندارد. تنوع تعاریفْ گاه روشنگر اختلاف دیدگاه هایی است که در مباحث نظری و عملی تاریخ شفاهی وجود دارد و گاه محصول درک نادرست تاریخ شفاهی است. تامل در اسباب تفاوت تعاریف تاریخ شفاهی ــ که در فصول بعدی به آن خواهیم پرداخت ــ می تواند در تعریف «تاریخ شفاهی معماری ایران» راه گشا باشد.

نظرات کاربران درباره کتاب مقدمه‌ای بر تاریخ شفاهی معماری ایران