فیدیبو نماینده قانونی انتشارات بنیاد نهج‌البلاغه و بیش از ۶۰۰ ناشر دیگر برای عرضه کتاب الکترونیک و صوتی است .
کتاب جلوه‌‌های بلاغت در نهج‌البلاغه

کتاب جلوه‌‌های بلاغت در نهج‌البلاغه

نسخه الکترونیک کتاب جلوه‌‌های بلاغت در نهج‌البلاغه به همراه هزاران کتاب دیگر از طریق فیدیبو به صورت کاملا قانونی در دسترس است.


فقط قابل استفاده در اپلیکیشن‌های iOS | Android | Windows فیدیبو

درباره کتاب جلوه‌‌های بلاغت در نهج‌البلاغه

این کتاب به‌عنوان مجموعه‌ای از خطبه‌ها، نامه‌ها و حکمت‌های مولای متقیان است. برای ترسیم رابطه انسان با خدا با مباحثی از قبیل الهیات و ماوراء الطبیعه، سلوک و عبادت، دعا ومناجات؛ در تبیین رابطه انسان با جامعه با مباحثی نظیر حکومت و عدالت، اهل بیت و خلافت، نفی دنیا و دنیاپرستی، حماسه و شجاعت، اخلاق و تهذیب نفس؛ در اصول و موازین اجتماعی که برای حسن ارتباط با طبیعت، شمایی از شکل‌گیری و مراحل تکامل آن همراه با ترسیم بدایع و ظرایف پاره‌ای از مخلوقاتِ خدا را به نمایش می‌گذارد.

ادامه...

بخشی از کتاب جلوه‌‌های بلاغت در نهج‌البلاغه

شما به آخر نمونه کتاب رسیده‌اید، برای خواندن نسخه کامل، کتاب الکترونیک را خریداری نمایید و سپس با نصب اپلیکیشن فیدیبو آن را مطالعه کنید:



مقدمه چاپ اول

نقش بلاغت در هدایت

کتاب «جلوه های بلاغت در نهج البلاغه» را پیش رو دارید که جلوه هایی از بلاغت را در این کتاب شریف به نمایش گذاشته است و از این بیکران دریای علم و ادب گوهرهایی را به ادبیات عرضه نموده است.
همانطور که گردآورنده نهج البلاغه در جستجوی اینگونه سرفصل ها بوده و انتخابی بر مبنای ادب و ادبیات کرده و بر همین اساس اسناد آن را حذف کرده است که خود کلام، بهترین سند وعظمت ادب آن مستغنی از آوردن سند می باشد. ادیب تحریری که شیفته گلزار ادب بوده و در آسمان ادب می زیسته و همواره در چنین فضایی تنفس می کرده است، بهترین آثار ادب را گردآورده و آن را نهج البلاغه نامیده است.
اما بلاغت همان گونه که اهل فن آگاهند تنها در حوزه الفاظ و عبارات خلاصه نمی شود، بلکه مقدمه یی است برای حضور در روح انسان.
هرچه هست روح آدمی است، و ورود در روح انسان ها نیاز به ابزاری دارد که بتوان فرهنگ و اصولی را در آن وارد کرد و اصلی ترین و یا اصل منحصر به فرد، همین ادبیات است. باید در دل دوست به هر حیله رهی پیدا کرد. و از راه الفاظ و کلمات چه مکتوب و چه ملفوظ در روح انسان ها راه پیدا کرده و نور الهی را در آن وارد نمود.
بلاغت، چنین عملی است که از طریق الفاظ و عبارات روح ها را مستعد پرواز در ملکوت می کند و یا در میدان جهاد و شهادت به عالی ترین نمادها و نمودها می رساند.
شارح معروف نهج البلاغه، علامه محمد عبده در مقدمه خود می نویسد:
«در طی مطالعه نهج البلاغه خیال می کردم جنگ هایی اتفاق افتاده و تاراج هایی به وقوع پیوسته است. راستی بلاغت را دولتی است و فصاحت را هیبت و صولتی،اندیشیدم که انبوه سپاه خطابه با شمشیرهای برنده در صف های منظم خود با ترتیبی خاص به حالت آماده باش ایستاده اند، هرگونه تردیدی را زدوده و دل های آشفته را آرام می کند. وسوسه های پلید شکست خورده و خاطره های سوء نابود می گردد.
بلکه هر وقت از مطالعه قسمتی صرف نظر کرده و به قسمت دیگر می پرداختم کاملاً تغییر موضوع را احساس می نمودم. گاه خود را در عالمی بسیار بزرگ از معانی بلند و موضوعات عالی می دیدم که با جلوه عبارات زیبا آراسته شده، دیگر نفوس پاکیزه را دور زده و به طَرْفِ دل های روشن روی آورده تا راه راست را به آن ها بنمایاند و زمانی هم می دیدم که جمله های مبهم و سرپیچیده، پرده از روی خشم آلود خود برداشته و دندان های خود را به من می نمایاند، و گاهی ارواحی را در هیبت پلنگ های درنده یا چنگال بازهای شکاری می دیدم که آماده حمله اند.
در جای دیگر مشاهده می کردیم که عقلی نورانی که شباهت به مخلوقات جسمانی نداشت از این مرکب الهی جدا شده و خود را به روح انسان می پیوندند؛ سپس او را از پرده های طبیعت جدا ساخته و به سوی ملکوت اعلا بالا می برد.
بسیار اتفاق می افتاد که گویا می شنیدم خطیبی بزرگ با سخنان حکیمانه خود، زمامداران امور مردم را مخاطب ساخته و با صدایی رسا کارهای شایسته و نیک را به آن ها نشان می دهد. و به موارد آلوده شک و تردید آشنا می سازد.»
در هر صورت بلاغت نقش مهمی در هدایت انسان ها دارد و نهج البلاغه در این زمینه پس از قرآن، در اوج است. به طوری که سید رضی که خود استاد متبحر این فن است در ذیل بعضی از کلمات امام عنان اختیار را از کف داده و چنین می گوید:
«در این کلام، علاوه بر آنچه گفته شد نکته هایی از فصاحت است که هیچ زبانی توانائی بیان آن را ندارد و هیچ انسانی به کنه آن نمی رسد.البته همین اقرار را هم کسی درک نمی کند، جز آن کس که در این صناعت استاد ماهر بوده و زندگی او وقف در ادبیات شده باشد.»
بنابراین لازم است این کتاب نفیس در حوزه و دانشگاه، در فنون ادب مورد توجه بیشترقرار گرفته در زمینه علوم یاد شده به ویژه جنبه های کاربردی از آن استفاده شود. سال ها پیش در حوزه های علمیه از کتاب نهج البلاغه به عنوان شاهد استفاده و در کتاب «مغنی اللبیب» که از محورهای دروس ادبیات در حوزه های علمیه بوده و بیشتراشعار جاهلی عرب در آن به کار گرفته شده بود، استفاده شده است که سعی شان مشکور باد. کتاب حاضر که آغازی است بر این هدف بلند. گرچه گنجایش ظرف زبان کوچک تر از دریای بلاغت علی(ع) است، به ویژه زبان فارسی که از واژه ها و ضرب المثل ها و استعارات برخاسته از فضای مخصوص به خود ساخته شده است و از فرهنگی متناسب با سوابق دیرینه ادبیات منطقه به وجود آمده است.
در هر صورت محدودیت و چهارچوب های زبان پارسی نمی تواند نمایشگر عظمت ادبیات علوی باشد ولی همان عظمت و عمق بر هر زبان که عنایت کند احیاگر آن خواهد شد.
و چنین است سرگذشت «جلوه های بلاغت»، امید است که این کار سرفصلی برای پدید آمدن آثار و استخراج گنجینه های چشمگیر و جاویدان در حوزه فرهنگ و ادب دو زبان باشد. از همه صاحب نظران و محققان ادبیات انتظار داریم ما را از نظرها و طرح های خود بهره ور ساخته و پدید آورندگان کتاب های درسی دانشگاهی در زمینه فوق باشند.

بنیاد نهج البلاغه

تقدیم:
به مقام شامخ مولای متقیان و اسوه عارفان فرمانروای سپاه سخن.
هموکه «نهجِ بلاغت» به دستمایه زبان گویا و کلام رسایش کارمایه «تبلیغ» دین بود، و «ابلاغ» گرِ راستین «بلاغ» مبین.

پیشگفتار

بسم اللّه الرحمن الرحیم

«الحمدلله الذی لایبلغ مدحته القائلون، ولا یحصی نعماءه العادّون، والصلاه علی رسول الله، الذی لایعرف حقیقته العارفون، ولایحدّ کنهه الحادّون، والسلام علی علیّ ولیّ الله، الذی لاینال بمنزلته المقربون ولایفوز بمرتبه الجادّون».(۱)
اگر از عالم لاهوت که وحدت حقّه حقیقیه و مبرّا از هر تعدد است، بگذریم و به عالم کثرت بنگریم، همه چیز را محصول روابط می بینیم. رابطه ها در قالب زنجیرهای علّی و معلولی بر تک تک اجزای خلقت مشرفند و وجود هر موجود را به عنوان جزیی از یک سیستم فراگیر و یک کلّ جامع، ایجاب می نمایند سپس بدان موجودیت می دهند و بدین شکل به آن معنی می بخشند و آن را هدفدار می کنند بالاتر از این، حلقه های هستی نه تنها با یکدیگر در ارتباطند بلکه سراسر عین ربطند. ربط فقر است و خلایق جز فقر و نیاز هویتی ندارند.
«یا ایها الناسُ الفقراء الی اللهِ و اللهُ هوَ الغَنِیُّ الحمیدُ»(۲)
در این جهان بیکران و در خلال این ظلّ ممدود، آدمی به عنوان حقیقتی بالقوه جهان شمول و خداگونه با سه چیز در پیوند است: باخدا، جامعه و طبیعت؛ سه چیز که آن ها نیز با هم بیگانه نیستند و هدایت انسان به معنی بهینه سازی این روابط سه گانه است و هر مرام و مسلکی و هر کتاب و قانونی که خود را مشعل دار این راه پرفراز و نشیب می داند باید در آغاز با تفسیری صحیح از این حقایق و سرانجام با ارائه راه و رسمی دقیق در نحوه برخورد با آن ها دعوی خویش را به اثبات رساند.
در فرهنگ انسان ساز اسلام پس از وحیِ آسمانیِ قرآن، درّ گرانمایه ای به نام «نهج البلاغه» با تراوش از تموّج روح پرشور و پرتلاطم انسانی فانی در حضرت حق، عاشق فداکار جامعه بشری و شیفته عدالت اجتماعی با درکی عمیق و بدیع از شگفتی های طبیعت و ماورای طبیعت این رسالت را برعهده دارد.
این کتاب به عنوان مجموعه ای از خطبه ها، نامه ها و حکمت های مولای متقیان است. برای ترسیم رابطه انسان با خدا با مباحثی از قبیل الهیات و ماوراء الطبیعه، سلوک و عبادت، دعا ومناجات؛ در تبیین رابطه انسان با جامعه با مباحثی نظیر حکومت و عدالت، اهل بیت و خلافت، نفی دنیا و دنیاپرستی، حماسه و شجاعت، اخلاق و تهذیب نفس؛ در اصول و موازین اجتماعی که برای حسن ارتباط با طبیعت، شمایی از شکل گیری و مراحل تکامل آن همراه با ترسیم بدایع و ظرایف پاره ای از مخلوقاتِ خدا را به نمایش می گذارد.
بی جهت نیست که به خاطر عظمت خارق العاده این کتاب که در وصفش گفته اند، فوق کلام المخلوق و دون کلام الخالق تاکنون هشتاد و یک شرح، نگارش یافته است!(۳) که هریک بر حسب بضاعت علمی و توانمندی و مذاق و مشرب مولّف خویش، به گونه ای پرده از رازهای بی پایان این گنجینه گهربار برداشته اند.
پوشیده نیست که تمام تلاش ها در تدوین شروح و تفاصیل بر این مجموعه نورانی نه در جهت اثبات فصاحت امام است که از خورشید درخشان تر است، بلکه برای بهره گیری از فیض این اقیانوس بی کران است. به قول «ابن ابی الحدید»:
«تکلّف استدلال برای اثبات نورانی بودن خورشید، گوینده اش را به زحمت می اندازد واو را به سفاهت منسوب می گرداند و آن کس که دانش های بدیهی و ضروری را انکار می کند در سفاهت بی پایه تر از فردی نیست که برای اثبات آن امور، به دامان استدلال دست می یابد.»(۴)
توجه به عظمت کلام امیر کلام و فرمانروای سخن از یک سو و تلاش گسترده شارحان از لحظه تدوین این کتاب تاکنون از سوی دیگر، تاب جسارت برای قلم زدن در این باب را از مبتدیان بی بضاعت یا متکی به بضاعتی مزجات را سلب می نماید.
اما آنچه قدرت گستاخی و جسارت به این بنده حقیر داد این بود که:
اولا نهج البلاغه صرفا سخنان و نامه های امام علی(ع) در ترسیم روابط یاد شده برای نیل به کمال و هدایت نیست، بلکه سخنان ایشان همراه با نوعی انتخاب و گزینش خاص بر پایه توجه به بلاغت عربی از سوی گردآورنده این کتاب است.
ذوق ادبی حاکم بر «شریف رضی» و روح حساس و لطیفی که او را در قسمت عمده زندگی چهل وهفت ساله اش به شعر و شاعری سوق داد و اجمالی از آن مورد اشارت قرار گرفت، اولویت اول را در گرایش او به گردآوری نهج البلاغه تشکیل می داد. اهتمام او به جنبه های ادبی و بلاغی کلام امام(ع) که اساسا از انتخاب عنوان نهج البلاغه کاملاً مشهود است، بدان پایه که به اقرار خودِ او برهم زدن نظم و ترتیب در گزینش آن مجموعه را قابل توجیه می ساخت. استعمال «من تبعیضیه» در عبارت «من کلام له علیه السلام» در آغاز خطبه ضمن آن که دلیل امانت داری اوست، مبین همین گزینش است.
اگرچه می توان حدس زد که ترجیح جانب بلاغت و زیبایی الفاظ، بر جانب معانی و مفاهیم و به ویژه اندیشه سیاسی اجتماعی امام علی(ع) از سوی شریف رضی با توجه به حاکمیت استبدادی خلفای عباسی و دشمنان خاندان بنی هاشم نوعی تقیه و ایجاد استتار برای ممکن ساختن ترویج افکار علویین و الهام گونه ای از اسلوب «امام زین العابدین» برای طرح افکار انقلابی و فرهنگی در قالب دعا و مناجات بوده است؛ اما دقت در شیوه گزینش عبارت امام علی(ع) توسط وی این حدس را ضعیف می سازد.
او در خلال این جمع آوری تنها به شرح نکاتی پرداخته که در میدان فصاحت و بلاغت به نظر او درخشندگی بیشتری نسبت به قسمت های دیگرداشته و ذوق ادبی او را تحریک می کرده است.(۵)
از دیدگاه او، این مجموع «نهجِ بلاغت» و نمود فصاحت است که البته حاوی ارزش های فراوان در ارائه معارف اسلامی می باشد و عمدتا شارحان نهج البلاغه مبنای شروح خویش را بر توضیح آن معانی گذاشته و هرچند نسبت به جنبه های ادبی در حاشیه کار بی توجه نبوده اند،(۶) اما همت خویش را در جهتی به کار برده اند که به نظر اینجانب با عنوان نهج الهدایه بیشترهم خوانی دارد تا نهج البلاغه. آری «بلاغت» هنر ارائه کلام زیباست و کلام، جزیی از مجموعه امور قرار دادی وعلوم اعتباری است، در حالی که «هدایت» هنر خداجویی است که حقیقتی فراتر از هر حقیقت دیگر است. بی گمان نسبت اعتبار با حقیقت، همان نسبت قشر با لُبّ است و در تفضیل سیرت هدایت بر صورت بلاغت تردید نیست.
اما این همه از ارزش قشری که پاسدار لبّ است و اعتباری که حاصل حقیقت است و هنری که نمایشگر واقعیت است، نمی کاهد.
ثانیا امیرمومنان(ع) خود شرح و تفصیل آن هدایت را در قالب زیبایی از جذاب ترین جلوه های بلاغت ریخته و بر قامت والای معانی ژرف و جلیل، جامه رسای الفاظ و عبارات نغز و جمیل را پوشانده است.
بنابراین در حاشیه آن همه شرح های مفصل و مبسوط در تفسیرِ جانبِ معنا که شایسته بود و هنوز هم شاید ـ و به تعبیر بهتر ـ بایسته بود و هنوز هم باید، تلاش در جهت آشنایی با هنر بلاغت بر پایه کتابی که براستی آیت فصاحت و آینه بلاغت است، ضروری می نماید.
ناگفته نماند امر بلاغت در زبان عربی که ریشه در شعر و خطابه دوران قبل از ظهور اسلام دارد، پس از نزول قرآن بیش از هرچیز به عنوان عمده ترین معیار در اعجاز قرآن همواره مورد اهتمام و التفات جهان اسلام بوده و در این راستا تالیفات و تحقیقات فراوانی به بار نشسته است. امّا اولاً مثال ها و موارد استشهاد به جز آیات قرآن و احادیث پیامبر، نوعا گرفتار دو نقیصه است:
یکی آن که در بسیاری از موارد بسان لباس عروسان دل رباست بر قامت عفریته های بدمنش و عفونت بار! گاه در هجو سلطانی که تا همین دیروز در پرتو صلت ها و خلعت ها سایه خدا بوده است و اسطوره همه ارزش ها، امروز دیوی است هولناک و سمبل کژی ها و ناراستی ها و گاه در وصف چشم و ابروی لعبتکی هوسباز و فریبا و گاه در پاشیدن اشک حسرت بر اطلال ودمن به یاد لحظه هایی نامبارک و پرسودا. انصاف باید داشت و پذیرفت که پوشاندن جامه زیبای بلاغت بر اندام مفهومی زشت و رذل، ترویج فساد است در کوچه و بازار هنر و ادب.
و نقیصه دوم آن که مثال ها و مصداق های مورد استشهاد یا یکی دوبیت قیچی شده از سایر ابیات یک قصیده یا غزل است، یا یکی دو جمله گسسته از سایر جملات یک مجموعه سخن.
در یک روش از بلاغت یک واحد مستقل سخن در کلام منظوم، یک بیت است و در کلام منثور یک جمله مسجّع؛ گاه این واحد مستقل نثر حتی از یک بیت نیز محدودتر است، چه گاهی یک کلمه است یا دو کلمه. در این شیوه به جای اینکه زمینه کلی یک خطابه یا مقاله یا یک غزل یا قصیده جلوه گاه زیبایی های بیانی و آرایش های لفظی و معنوی باشد تا از طریق احساسی که پس از اتمام مجموعه سخن یا قصیده به خواننده و شنونده دست می دهد، امکان قضاوت در مورد قدرت بیان شاعر یا سخنران فراهم آید، ابیات یا جمله ها و عبارت ها به صورتی منقطع و از هم گسسته و در جولانگاهی بغایت محدود، ملاک کار قرار می گیرد.(۷)
قرار گرفتن «نهج البلاغه» در دستور کار برای پژوهش های بلاغی از دو نقیصه فوق مبرّاست چراکه:
۱ـ نهج البلاغه تراوش افکار و آرای انسانی است معصوم و مصون از همه کژی ها و ناراستی ها و سخن او جلوه ای است از کلام الهی.
۲ـ اگرچه در کتاب حاضر نیز به شیوه معمول تحت هر عنوان بلاغی به یکی دو جمله ـ و گاهی به چند جمله ـ از سخنان امام(ع) به طور مجزا از مجموعه سخن استناد شده است. امّا:
اولاً خواننده می تواند در هر مورد با مراجعه به مجموعه خطبه یا نامه مورد بحث، زمینه کلی سخن را دریابد و از هماهنگی بین آن جمله و جملات قبل و بعد آن که هنر والای آن امام همام است، بهره مند گردد.
ثانیا این امکان نیز هست که برای رفع کلی این نقص با درج تمامی یک خطبه یا نامه، فنون بیان و آرایش های لفظی در حاشیه کلام توضیح داده شود و در نهایت مجموعه سخن مورد ارزیابی بلاغی قرار گیرد. امید است این توفیق نیز در آینده حاصل گردد.
کتاب حاضر مشتمل بر یک مقدمه و دو بخش و خاتمه است. در مقدمه پس از ارائه ی شمّه ای مختصر از بلاغت عربی از آغاز تا زمان امام علی (ع) به نقل اقوال برخی ادیبان در باب شخصیت ادبی امیرمومنان علی (ع) خواهیم پرداخت و با توجه به لزوم آشنایی با سبک ادبی سیدرضی گردآورنده نهج البلاغه با زندگی، تحصیلات، تالیفات، شعر و سبک او به اجمال آشنا خواهیم شد. پس از مقایسه مختصر سبک و سیاق خطبه ها، نامه ها و حکمت های نهج البلاغه به ارائه گزارشی در مورد شارحان مهم نهج البلاغه و میزان توجه هریک به مسایل بلاغی می پردازم و در نهایت نحوه سبک کار در این رساله را بیان خواهم کرد.
بخش اول رساله مربوط به علم «بیان» و بخش دوم شامل علم «بدیع» خواهد بود و خاتمه بحث نیز عهده دار ارائه تصویری کلی از این پژوهش است.

نظرات کاربران درباره کتاب جلوه‌‌های بلاغت در نهج‌البلاغه

عالیه
در 2 سال پیش توسط reza