فیدیبو نماینده قانونی انتشارات روزنه و بیش از ۶۰۰ ناشر دیگر برای عرضه کتاب الکترونیک و صوتی است .
کتاب دولت و دموکراسی در عصر جهانی شدن

کتاب دولت و دموکراسی در عصر جهانی شدن
سیری در اندیشه‌های معاصر غرب

نسخه الکترونیک کتاب دولت و دموکراسی در عصر جهانی شدن به همراه هزاران کتاب دیگر از طریق فیدیبو به صورت کاملا قانونی در دسترس است.


فقط قابل استفاده در اپلیکیشن‌های iOS | Android | Windows فیدیبو

درباره کتاب دولت و دموکراسی در عصر جهانی شدن

دولت به منزله ابزاری در خدمت تلاش هدفمند انسان برای تنظیم امر سیاسی، یکی از عظیم‌ترین دستاوردهای بشری و پرحضورترین واقعیت تجربه انسانی به‌شمار می‌رود که سرشت آن گویی با نیروها، قدرت‌ها و نهادها عجین شده است. بی‌شک گذر از دوران بی‌دولتی به عصر دولت‌های بزرگ، نقش تعیین‌کننده‌ای در شکل‌دهی تمدن انسانی و تحقق حقوق مدنی ایفا کرده است، آنسان که می‌توان گفت جوامع بشری بدون وجود دولت‌ها هرگز نمی‌توانستند منزلت امروزین را بیابند. گسترش روزافزون کارویژه‌های دولت، حاصل و پی‌آمد این نگاه بود. ولی به مرور و به موازات وسعت‌یابی حوزه و قلمرو دولت، نقش مداخله‌جویانه آن در زندگی انسان‌ها افزایش یافت و از این‌رو، این‌سو و آن‌سو نغمه‌های مخالفت با مداخله‌گرایی فزاینده دولت شدت گرفت و اندک اندک انسان‌ها خواهان تحدید دامنه اختیارات دولت در قبال توسیع نقش خود در زندگی شدند. این امر به‌تدریج معادله دولت بزرگ و جامعه کوچک را به نفع دولت کوچک و جامعه بزرگ برهم زد. با گسترده‌شدن حوزه جامعه و شناسایی دموکراسی به‌مثابه بهترین شکل حکومت انسانی، دولت‌های مدرن در پایان سده بیستم و در آغاز سده بیست‌ویکم شاهد گرایش کم‌تر به‌سوی تمرکز قدرت بودند. در این سال‌ها حتی سرسخت‌ترین طرفداران دولت‌های حمایت‌پیشه و پدرمآب نیز نتیجه کار دولت‌ها را مأیوس‌کننده خواندند. تا حدی که بعضی براین باورند، در عصر جهانی شدن شاهد افول و غروب دولت - ملت خواهیم بود.

ادامه...
  • ناشر انتشارات روزنه
  • تاریخ نشر
  • زبان فارسی
  • حجم فایل 2.98 مگابایت
  • تعداد صفحات ۳۹۶ صفحه
  • شابک

بخشی از کتاب دولت و دموکراسی در عصر جهانی شدن

شما به آخر نمونه کتاب رسیده‌اید، برای خواندن نسخه کامل، کتاب الکترونیک را خریداری نمایید و سپس با نصب اپلیکیشن فیدیبو آن را مطالعه کنید:



دیباچه

دولت به منزله ابزاری در خدمت تلاش هدفمند انسان برای تنظیم امر سیاسی، یکی از عظیم ترین دستاوردهای بشری و پرحضورترین واقعیت تجربه انسانی به شمار می رود که سرشت آن گویی با نیروها، قدرت ها و نهادها عجین شده است. بی شک گذر از دوران بی دولتی به عصر دولت های بزرگ، نقش تعیین کننده ای در شکل دهی تمدن انسانی و تحقق حقوق مدنی ایفا کرده است، آنسان که می توان گفت جوامع بشری بدون وجود دولت ها هرگز نمی توانستند منزلت امروزین را بیابند. گسترش روزافزون کارویژه های دولت، حاصل و پی آمد این نگاه بود. ولی به مرور و به موازات وسعت یابی حوزه و قلمرو دولت، نقش مداخله جویانه آن در زندگی انسان ها افزایش یافت و از این رو، این سو و آن سو نغمه های مخالفت با مداخله گرایی فزاینده دولت شدت گرفت و اندک اندک انسان ها خواهان تحدید دامنه اختیارات دولت در قبال توسیع نقش خود در زندگی شدند. این امر به تدریج معادله دولت بزرگ و جامعه کوچک را به نفع دولت کوچک و جامعه بزرگ برهم زد. با گسترده شدن حوزه جامعه و شناسایی دموکراسی به مثابه بهترین شکل حکومت انسانی، دولت های مدرن در پایان سده بیستم و در آغاز سده بیست ویکم شاهد گرایش کم تر به سوی تمرکز قدرت بودند. در این سال ها حتی سرسخت ترین طرفداران دولت های حمایت پیشه و پدرمآب نیز نتیجه کار دولت ها را مایوس کننده خواندند. تا حدی که بعضی براین باورند، در عصر جهانی شدن شاهد افول و غروب دولت - ملت خواهیم بود.
در این میان، تغییر مهمی که در جهان کنونی به وقوع پیوسته است، تحول عمیق مفاهیم، در مقام ابزار بنیادین تجزیه و تحلیل و ساخت نظریه هاست؛ تحولی که نتیجه تغییرات عمیق جوامع بشری، تلقی انسان از خود، جامعه و جهان، و نیز تلاش انسان برای پاسخگویی به مشکلات و نیازهای واقعی عصر خویش است. از جمله تحولات برجسته و درخور درنگ، تحول دو مفهوم «دولت» (به منزله ابزاری ساخته دست انسان و انگاره سلطه) و «دموکراسی» (به مثابه بهترین شکل حکومت و شیوه ای برای اداره امور دولت که در آن، مشارکت سیاسی انسان ها امکان پذیر است) در گستره زمانی ای به وسعت آغاز پیدایی دولت تا عصر جهانی شدن، و در سه بُعد «مفهوم»، «ساختار» و «نظریه» است. آن چه از مرور اجمالی تاریخ این تحول استنباط می شود، وجود نوعی رابطه معکوس بین دو مفهوم مذکور است؛ یعنی گذار از دولت مداخله جو و جامعه منفعل به سوی دولت حداقل و جامعه فعال. این امر توامانی وقوع تحول را در «اندیشه» و «عمل» به طور همزمان، مقارنت تحول «ساختار» و «نظریه»، تحدید نقش و کارویژه های دولت، که زمینه مساعدی را برای مشارکت افراد در تعیین سرنوشت خود فراهم آورد، و سرانجام ظهور دولت های دموکراتیک را نشان می دهد، ضمن این که با واقعیت گسترش روزافزون جامعه مدنی در عرصه جهانی و مشارکت هرچه بیشتر افراد نیز همخوان است.
همچنین در پاسخ به این سوال که «آیا تحول دولت شرایط مناسبی را در روند گذار به دموکراسی فراهم آورده است؟» و در زمینه مفهوم «دموکراسی»، این تحول ناظر به سه وجه عمده است؛ نخست وجه مفهومی که حاکی از تحول مفهوم ارگانیکی دولت به مفهوم مکانیکی است. در مفهوم نخست، دولت به مثابه هدف و بسان ارگانیسمی است که میان اجزای آن ارتباط وجود دارد و دارای توسعه و رشد درونی و هدف و غایت است و جدا کردن آن از انسان و جامعه ناممکن و نادرست. و اما در مفهوم دوم، دولت به منزله ابزاری حاصل عمل ارادی انسان و مصلحت های اوست یا قراردادی است که برای تامین نظم و امنیت در جهان تدوین شده و چون دارای ماهیتی ارادی است، قابل تفکیک از جامعه و فرد است، زیرا این دولت است که برای انسان وجود دارد نه انسان برای دولت.
وجه دوم، وجه ساختاری یا تحول ساختار دولت بزرگ به ساختار دولت کوچک است. از آن جا که ساختارهای دولت براساس وظایف و فعالیت های دولت تعریف می شوند، فرآیند تحول مذکور بیانگر کم رنگ شدن کارویژه های مداخله گرانه دولت، تحدید قدرت دولت و تجدید بنیاد آن بر روش های دموکراتیک است. پی آمد تحول ساختاری؛ تغییر در مداخله گرایی از سطح کلان اقتصادی به سطح خرد اقتصادی، تغییر کانون مداخله گرایی در روند توسعه، تخصیص صنایع سنگین و پایه ای به کشورهای خاص، بروز واکنش های انعطاف پذیر در برابر شرایط رقابت آمیز، ظهور تغییرات سریع در شرایط بازار بین المللی، و سرانجام تغییر سیاست های حکومتی و حزبی از تلاش برای به حداکثر رساندن رفاه در درون جامعه ملی به ترویج نوآوری و بهره وری در بخش های عمومی و خصوصی است.
وجه سوم، تحول در نظریه است؛ یعنی تحول از نظریه های حداکثرگرا به نظریه های دولت حداقل. این وجه ناظر به تحول نظریه های دولت مدرن از منظر دو رویکرد است؛ رویکرد جامعه محور (تبیینی) و رویکرد دولت محور (تجویزی). رویکرد نخست، دولت مدرن را به شدت تحت فشار ساختار درونی جامعه و متکی بر حمایت سیاسی و منابع اقتصادی بازیگران قدرتمند بخش خصوصی می بیند. و رویکرد دوم، با بررسی رابطه دولت مدرن با نیروهای جامعه بر توانایی دولت به انجام عملی خلاف تقاضاهای بازیگران سیاسی تاکید می کند.
امروزه نظریه های متاخر رویکرد جامعه محور با پذیرش نظام مشارکتی از طریق احزاب، انتخابات و نظام رقابتی به نوعی تایید و تاکید خود را بر افزایش اختیارات حوزه عمومی و کارویژه های آن و مشارکت مردم در کارویژه های دولت اعلام کرده اند. و رویکرد دولت محور نیز با تاکید بیشتر بر کاهش کارویژه های مداخله جویانه دولت، حکومت دموکراتیک را صرفا نتیجه روی کارآمدن دولت حداقل دانسته است. آن چه در گذر از نظریه دولت حداکثر به دولت حداقل حائز اهمیت است، تفوق نظریه ای است که کارویژه های آن به اموری چون اعاده نظم، پاسداری از امنیت ملی، نظارت بر قراردادها، ممانعت از تجاوز افراد به حقوق یکدیگر، حفظ آزادی شهروندان، تضمین امنیت اقتصادی، حفاظت از دارایی های خصوصی و... محدود شده است.
سخن آخر این که تحولات مذکور با توجه به پهنا و گستره آن، که بیش تر نقاط جهان را دربرمی گیرند، و نیز تعمیق آن ها در لایه های مختلف جوامع ـ که این هر دو از ویژگی های جهانی شدن به شمار می روند ـ موجب کاهش نقش و کارویژه های دولت، و ظهور شرایطی تازه برای گذار به دموکراسی و دولت دموکراتیک و تخصصی شده اند. البته تحول مفاهیم، حوزه جدیدی از مطالعات است که عرصه های مختلف علم را متاثر از خود ساخته است و تلاش نگارنده برای بررسی تحول مفهوم دولت در روند گذار به دموکراسی در عصر جهانی شدن که دوران پیش از پیدایش دولت مدرن تا عصر دولت های مدرن و پست مدرن را در نظر و عمل دربرمی گیرد، خود گوشه ای از این قبیل مطالعات است. کتاب حاضر که نوعی جمع بندی از نظریات مدرن و پست مدرن درباره دولت و دموکراسی است، به عنوان سیری در اندیشه های سیاسی معاصر غرب، بستر مناسبی را برای مطالعه عموم علاقمندان به تحولات مفاهیم اساسی علم سیاست در عصر جهانی شدن به ویژه دانشجویان علوم سیاسی و روابط بین الملل فراهم می آورد و یکی از منابع مطالعاتی درس هایی چون؛ تاریخ اندیشه های سیاسی در قرن بیستم، تاریخ اندیشه های سیاسی در غرب، جامعه شناسی سیاسی و مبانی علم سیاست به شمار می رود.
در خاتمه مراتب سپاس خود را از راهنمایی های ارزنده استادان ارجمند آقایان دکتر حسین بشیریه و دکتر سید علی اصغر کاظمی، و نیز همه عزیزانی که با مساعدت های فکری خود مشوق و یاریگر نگارنده در این پژوهش بوده اند، اعلام می دارم. همچنین از سرکار خانم فرانک جمشیدی که در ویرایش ادبی کتاب مساعدت فراوانی مبذول داشته اند، تشکر می کنم.
امید است تلاش نگارنده برای بررسی نظریه های دولت و دموکراسی، افق های تازه ای را فراروی علاقمندان این حوزه مطالعاتی بگشاید و اهل نظر با عنایت و نقد خود بر غنای آن بیافزایند.

دکتر محمد توحیدفام
زمستان ۱۳۸۱

نظرات کاربران درباره کتاب دولت و دموکراسی در عصر جهانی شدن