فیدیبو نماینده قانونی گروه انتشاراتی ققنوس و بیش از ۶۰۰ ناشر دیگر برای عرضه کتاب الکترونیک و صوتی است .
کتاب پارسيان

کتاب پارسيان

نسخه الکترونیک کتاب پارسيان به همراه هزاران کتاب دیگر از طریق فیدیبو به صورت کاملا قانونی در دسترس است.


فقط قابل استفاده در اپلیکیشن‌های iOS | Android | Windows فیدیبو

درباره کتاب پارسيان

در حدود ۷۵۰۰ سال پیش از میلاد، در دوره‌ای که انسان‌شناسان آن را نوسنگی نخستین می‌نامند، ایران زیستگاه تعدادی ایلات کوچگر بود که به کوچ سالانه می‌پرداختند. آن‌ها زندگی بسیار ساده‌ای داشتند و رمه‌های بُز و گوسفند خود را از چراگاهی به چراگاهی می‌راندند، بی‌آن که از ماندگاری و یکجانشینی درکی داشته باشند. اما باستان‌شناسان می‌گویند که در حدود پنج هزار سال پیش از میلاد، نخستین تمدن‌های پایا و یکجانشین سر برآوردند. باستان‌شناسانی که در محوطه‌های مختلف مشغول حفاری بودند دفینه‌هایی از دست‌ساخته‌ها را از زیر خاک بیرون آوردند ــ نظیر بازمانده‌های نظام‌های اولیه آبیاری، مجموعه بناهای ساده اما دائمی، ابزارهای فلزی ابتدایی، سفالینه‌ها، و گورهایی حاکی از وجود مراسم خاکسپاری آیینی ــ که همگی بر وجود نخستین تمدن‌های یکجانشین دلالت دارند. اما هیچ کدام از اقوامی که این آبادی‌ها را پدید آوردند به عنوان تمدنی شاخص و قدرتمند شناخته نمی‌شدند و باستان‌شناسان مطمئنند که این منطقه زیستگاه آمیزه‌ای از گروه‌های یکجانشین و ایلات کوچگر بوده است. درهم‌آمیزی این نخستین اقوام یکجانشین با ایلات کوچگر بود که شالوده‌ای را فراهم ساخت که امپراتوری هخامنشی بر آن بنا نهاده شد

ادامه...
  • ناشر گروه انتشاراتی ققنوس
  • تاریخ نشر
  • زبان فارسی
  • حجم فایل 5.75 مگابایت
  • تعداد صفحات ۱۳۵ صفحه
  • شابک

بخشی از کتاب پارسيان

شما به آخر نمونه کتاب رسیده‌اید، برای خواندن نسخه کامل، کتاب الکترونیک را خریداری نمایید و سپس با نصب اپلیکیشن فیدیبو آن را مطالعه کنید:



پیشگفتار: نخستین امپراتوری بزرگ جهان

شواهد باستان شناختی حضور اقوام کوچگر را در آنچه سرانجام ایران نام گرفت در حدود پنج هزار سال پیش از میلاد و وجود نخستین آبادی ها را در حدود سه هزار سال پیش از میلاد نشان می دهند. اما حدود ۲۵۰۰ سال بعد بود که ایرانیان اهمیت و برجستگی یافتند.
مردم ایران در سال ۵۵۰ پیش از میلاد از گمنامی به در آمدند و امپراتوری بزرگی به وجود آوردند. تنها در ظرف دو دهه، سپاه بسیار منضبط ایران زیر فرمان کوروش کبیر از جایی که امروز جنوب غربی ایران است به پیشروی پرداخت تا پادشاهی ای را پدید آورد که تمام پادشاهی های دیگری را که پیش از آن سر برآورده بودند کوچک جلوه دهد. و تنها در ظرف دو دهه دیگر، داریوش دوم مرزهای ایران را وسعت داد تا امپراتوری ای پدید آورد که وسعت آن ۲ /۶ میلیون کیلومتر مربع بود، که امروزه بخش عمده آن را خاورمیانه می نامند. از خط ساحلی شرق دریای اژه که متعلق به ترکیه امروزی است تا رود سند در شمال هندوستان، و از سواحل جنوبی دریاهای سیاه، خزر، و آرال تا سواحل شمالی خلیج فارس و دریای سرخ (بحر احمر)، سلسله ای از شاهان ایران اراده خود را بر ده ها دولت و قوم کوچک تر تحمیل می کردند. تاریخدانان معاصری چون اِ. تی. اُلمستِد، مولف تاریخ امپراتوری هخامنشی، اهمیت دستاوردهای داریوش بزرگ را تایید می کنند و می گویند: «امپراتوری هخامنشی نخستین امپراتوری بزرگ جهان بود.»(۱) گستره جغرافیایی امپراتوری هخامنشی چنان فراخ بود که تا اوج قدرت روم در حدود ششصد سال بعد همتا نداشت.



در این تصویر بازمانده های پلکان و ستون های کاخ داریوش بزرگ را در تخت جمشید،مرکز امپراتوری هخامنشی، می بینید.

اما بزرگی ایران باستان تنها با وسعت آن ارزیابی نمی شد. شاهان قلمرو خود را با شکوه و عظمت نگه می داشتند، کلان شهرهایی را می ساختند که به لحاظ استراتژیکی در سرتاسر امپراتوری واقع شده بودند، کاخ های باشکوهی بنا می کردند که خانواده های اشرافی را در خود جا می دادند، و پرستشگاه هایی به احترام خدای ایرانیان برپا می داشتند که اهورا مزدا، به معنای «آن که بر همه چیز آگاه است»، نام داشت. برخی از معماران ایرانی بناهایی می ساختند که از نظر اندازه و شکوهمندی بر بسیاری از بناهایی که بعدها یونانیان و رومیان ساختند برتری داشت. و از نظر زیور و آرایه های شخصی، شاهان ایرانی به زرگران و دیگر صنعتگران فرمان ساخت جواهرات و کارهای هنری ای را می دادند که از همان ظرافتی برخوردار بودند که تولیدات صنعتگران دیگر تمدن های باستانی دارا بودند. موفقیت ایرانیان در یکپارچه نگه داشتن چنین امپراتوری بزرگی برای بیش از دویست سال از خوش اقبالی ناشی نمی شد، بلکه نتیجه خردمندی رهبرانی بود که وظیفه خود می دانستند میان اقوام بسیار گوناگون با زبان ها و آداب و سنن متفاوت هماهنگی ایجاد کنند و در همان حال به تفاوت های آن ها احترام بگذارند و امکان شکوفایی فرهنگ هایشان را فراهم آورند.

امپراتوری ای که در گذر زمان از میان رفت

با این حال، با وجود تلاش های فرمانروایان امپراتوری هخامنشی، ثروت و موفقیت این امپراتوری سرانجام از دست رفت و فراموش شد. مدتی پس از فروپاشی این امپراتوری در ۳۳۰ پیش از میلاد، اندک نشانه هایی از موجودیت آن برجا ماند. گرچه طی صدها سال مسافران درنگ می کردند تا از ویرانه های شهرهایی که ایرانیان بنا کرده بودند بازدید کنند، این دست ساخته ها تنها جلوه ای گذرا از گذشته پُرشکوه این امپراتوری به دست می دادند؛ کسانی که به این ویرانه ها می نگریستند احتمالاً نمی توانستند عظمت گذشته ایران را کاملاً دریابند. کاخ ها مدت ها پیش به دست مهاجمان فروریخته یا سوزانده شده بودند؛ گِردبادهای داغ صحرایی دیوارنگاره های رنگی درخشان و پیکره های سر به آسمان کشیده را با شن و ماسه پوشانده بودند؛ سفالینه ها و دست ساخته های مینایی شکسته و پراکنده شده بودند. حتی هنگامی که گنجینه هایی که زمانی در زیر خروارها شن صحرایی مدفون بودند یافت شدند، باز هم نمی توانستند جلوه ای دقیق و واقعی از گذشته سرزنده این امپراتوری به بازدیدکنندگان ارائه دهند. اُلمستِد می نویسد که حتی دانش پژوهان تمایل داشتند که دستاوردهای ایرانیان را کم ارزش جلوه دهند، و می پرسیدند: «چرا شرق شناسان [تاریخ پژوهانی که به مطالعه خاورمیانه می پردازند] باید وقت خود را با پرداختن به شکسته بسته های قدیمی [دست ساخته های باستان شناختی] تلف کنند، در حالی که حفاری های پی درپی در کشورهای دیگر و مناسب تر هر ساله گنجینه های تازه ای را به ارمغان می آورد که دنیا را به شگفتی وامی دارد؟»(۲)
مدارک نوشتاری ای که ایرانیان از خود برجا گذاشتند نیز در گذر زمان چندان بیش از آثار دیگر دوام نیاورد. یکی از شگفتی های تاریخ ایران نبود اسناد و مدارکی است که خود ایرانیان فراهم آورده باشند. شاهان ایران، برخلاف دیگر رهبران پیشین یا پسین، کاتبان حرفه ای را برای ثبت رویدادهای مهم دوران فرمانفرماییشان به خدمت نمی گرفتند. از آن گذشته، آنچه هم ثبت می شد بر روی لوح های سفالی و پیکره های سنگی کنده کاری می شد. بسیاری از این نوشته ها را یا شن های روان طی قرن ها محو کردند، یا به هنگام جابجایی، افتادند و از بین رفتند، یا نسل های بعدی که به اهمیتشان واقف نبودند از آن ها به عنوان مصالح ساختمانی استفاده کردند.
در نتیجه نبود سند و مدرکی از خود ایرانیان باستان، تاریخدانان به مدت بیش از دو هزاره به نظر و شناخت یونانیانی متکی بوده اند که به ایران سفر کرده و درباره فرهنگ آن نوشته بودند. تاریخ نویسان باستان نظیر هرودوت، گِزِنوفون، و اِستراُبن شناختی از شاهان، سپاهیان، و فرهنگ ایران به دست دادند. با تاسف برای پژوهشگران امروزی، این رویدادنامه ها غالبا به نوعی گرایشِ ضد ایرانی دچار بودند. اُلمستد به مشکلاتی اشاره می کند که تاریخ نویسان یونانی با ارائه دیدگاهی ناکامل و گاهی تحریف شده ایجاد کردند. او می نویسد: «اکثر منابع در دسترس در مورد تاریخ هخامنشیان به زبان یونانی بود.... نتیجه این بود که تاریخ امپراتوری هخامنشی به صورت یک رشته رخدادهای پراکنده و ناپیوسته ارائه می شد که تنها هنگامی وحدت و اهمیت می یافت که درون سرگذشت دولت های کوچک یونانی جا می گرفت.»(۳)

تغییر وضعیتی دلپذیر

اخیرا دستاوردهای واقعی ایران آشکار شده است. باستان شناسان شهرهای کامل، دست ساخته های زیبا و سحرانگیز، و لوح نوشته های سفالی باستانی را از زیر خاک بیرون آورده اند که تاریخ غنی ایران را در کانون توجه قرار داده است. برای نخستین بار، دانش پژوهان و مردم عادی می توانند از امپراتوری ای شناخت پیدا کنند که در ظرف کمی بیش از دویست سال برآمد، به کمال رسید، و زوال یافت.
این دوره تازه در کشف و درک تمدنی که سبب برآمدن امپراتوری هخامنشی شد در اوایل قرن نوزدهم و به هنگامی آغاز شد که باستان شناسان، عمدتا آمریکایی و اروپایی، حفاری در محوطه چندین شهر به لحاظ تاریخی مهم ایران را آغاز کردند. این حفاری ها در بیابان دست ساخته های بسیار جالب توجهی را به ارمغان آورد که فراتر از تصور دانش پژوهان بود. کاخ ها، پیکره های سنگی، لوح های سفالی، سفالینه های منقوش، و دست ساخته های زرینی پدیدار شدند که تصویری از مردمی بافرهنگ و توانمند به دست می دادند. گزارش های تاریخی نقش بسته در لوح های سفالی، هنگامی که در کنار آثار وقایع نگاران یونانی آن زمان مورد ارزیابی قرار گرفت، به دانش ما از زمانی که امپراتوری هخامنشی توانمندترین دولت روی زمین بود حال و هوای دیگری، گستره و ژرفای بیش تری افزود. برای نخستین بار پس از بیش از ۲۳۰۰ سال، ایرانیان باستان بار دیگر سر برآوردند تا جایگاه خود را در میان دیگر تمدن های بزرگ بیابند.

۱. ایران پیش از امپراتوری

در حدود ۷۵۰۰ سال پیش از میلاد، در دوره ای که انسان شناسان آن را نوسنگی نخستین می نامند، ایران زیستگاه تعدادی ایلات کوچگر بود که به کوچ سالانه می پرداختند. آن ها زندگی بسیار ساده ای داشتند و رمه های بُز و گوسفند خود را از چراگاهی به چراگاهی می راندند، بی آن که از ماندگاری و یکجانشینی درکی داشته باشند. اما باستان شناسان می گویند که در حدود پنج هزار سال پیش از میلاد، نخستین تمدن های پایا و یکجانشین سر برآوردند. باستان شناسانی که در محوطه های مختلف مشغول حفاری بودند دفینه هایی از دست ساخته ها را از زیر خاک بیرون آوردند ــ نظیر بازمانده های نظام های اولیه آبیاری، مجموعه بناهای ساده اما دائمی، ابزارهای فلزی ابتدایی، سفالینه ها، و گورهایی حاکی از وجود مراسم خاکسپاری آیینی ــ که همگی بر وجود نخستین تمدن های یکجانشین دلالت دارند. اما هیچ کدام از اقوامی که این آبادی ها را پدید آوردند به عنوان تمدنی شاخص و قدرتمند شناخته نمی شدند و باستان شناسان مطمئنند که این منطقه زیستگاه آمیزه ای از گروه های یکجانشین و ایلات کوچگر بوده است. درهم آمیزی این نخستین اقوام یکجانشین با ایلات کوچگر بود که شالوده ای را فراهم ساخت که امپراتوری هخامنشی بر آن بنا نهاده شد.

محل تلاقی سه قاره

اگرچه این تمدن های نخستین از جهات مختلفی بی همتا بودند، دانش پژوهان معتقدند که مهم ترین عامل پیدایش آن ها موقعیت جغرافیایی بوده است. عوامل جغرافیایی همواره در تاریخ تمدن های بزرگ نقش ایفا کرده است، و تمدن هایی که زمانی در خاورمیانه نشو و نما یافتند از این قاعده مستثنی نیستند. نگاهی به نقشه نشان می دهد که این منطقه در محل تقاطع سه قاره اروپا، آسیا، و آفریقا واقع شده است. زمین شناسان توضیح می دهند که صدها میلیون سال پیش ویژگی های عمده جغرافیایی این منطقه شکل گرفت که بعدها در تعیین محل اقامت اقوام نقش اساسی بازی کرد.
توده درازِ هوای کم فشاری که از دریای سیاه به تدریج به سوی خلیج فارس سرازیر می شود جریانِ رودهای دجله و فرات را امکان پذیر می سازد، که آب حدود ۳۸۹ هزار کیلومتر مربع زمین را تامین می کنند. نتیجه آن منطقه ای بود با خاک حاصلخیز، آب فراوان، و هوای معتدل که نه تنها ایجاد آبادی های کوچک بلکه تاسیس شهرهای بزرگ را نیز امکان پذیر می ساخت. کوه های زاگرس که از دامنه غربی خود آب اضافی به این رودخانه ها سرازیر می کردند از اهمیت درجه دوم برخوردار بودند.
همین که تمدن های نوبنیاد در این منطقه شروع به نشو و نما کردند، موقعیت جغرافیایی آن باعث شد که به گذرگاه ایلات کوچگر تبدیل شود. با ورود نخستین اقوام ایلاتی به این منطقه وسیع، آن هایی که زودتر از راه رسیدند در مناسب ترین زمین های واقع بین دو رودخانه دجله و فرات اقامت گزیدند.

نظرات کاربران درباره کتاب پارسيان

خیلی خیلی دوست داشتنی
در 2 هفته پیش توسط
کتاب فوق العاده ای هست. اگر چه مورخ ان ایران گرا اما لحن ان ایران ستیزانه نیست. و نویسنده ان بار ها از شایستگی ایران در امر حکومت داری تعریف کرده است. نکته جالب دیگر این کتاب. بازگویی زوایای ناگفته امپراتوری هخامنشی است.
در 3 سال پیش توسط tur...367
خوبه
در 2 سال پیش توسط ara...ad0
تاریخ ایران از پیش از تشکیل امپراتوری تا فروپاشی هخامنشیان با عطف توجه به کشورداری، دربار، زندگی روزانه و جنگ ها
در 1 سال پیش توسط P D