اختلال شخصیت، نوعی اختلال روانی است که با الگوی سفتوسخت و ناسالم تفکر، عملکرد و رفتار مشخص میشود. اغلب اختلالات دیگرِ روانشناختی مانند افسردگی و اختلال وسواسی-جبری یا همان وسواس، بهجای اینکه برای دیگران خطرناک باشند، باعث ناراحتی فرد مبتلا میشوند. از بین تمام اختلالات شخصیتی که توسط روانپزشکان به رسمیت شناخته شده است، این کتاب تنها به سه مورد میپردازد: اختلال شخصیت ضداجتماعی، اختلال شخصیت خودشیفته و اختلال شخصیت پارانوئید. افرادی که از این اختلالات رنج میبرند خطری بسیار واقعی برای جامعه هستند.
فصل یک «ذهنهای آشفته»، آنچه را که ما در مورد اختلالات شخصیت خطرناک میدانیم شرح میدهد. این فصل اولین بحث کتاب را بیان میکند: اینکه افراد مبتلا به این اختلالات وقتی به صورت گروهی همکاری و عمل میکنند و شرایط بهگونهای میشود که میتوانند بر بخش قابلتوجهی از جمعیتِ به لحاظ روانی عادی تأثیر بگذارند، تهدیدی جدی برای جامعه به شمار میروند.
فصل دو «استالین و مائو» و فصل سه «هیتلر و پل پوت» نمونههای عینی از این روابط پویا را در عمل ارائه میکنند. این فصلها از مدلی به نام «مثلث سمی» بهره میبرند که شامل رهبران مخرب، پیروان مستعد و محیطهای مساعد است تا نشان دهند افراد مبتلا به این اختلالات چگونه به قدرت میرسند. همچنین، این دو فصل نشان میدهند که تاریخ قرن بیستم را نمیتوان بدون اذعان به نقش رهبران مبتلا به این سه اختلال روانی در دامن زدن به غمانگیزترین رویدادهای قرن، درک کرد.
فصل چهار، «دموکراسی بهمثابه دفاع» دومین بحث اصلی کتاب را معرفی میکند: اینکه دموکراسی را میتوان بهعنوان یک سیستم دفاعی در برابر افراد مبتلا به این اختلالات روانی دانست. این سیستم دفاعی شامل حاکمیت قانون، دموکراسی انتخاباتی، اصل فردگرایی لیبرال، سوسیال دموکراسی و حمایت قانونی از حقوق بشر است. این سیستم دفاعی با همکاری هم بهعنوان یک عامل بازدارنده در برابر افراد خطرناک عمل میکند، همچنین هنجارهایی اخلاقی را در اختیار ما میگذارد که باعث میشود کمتر از چنین افرادی حمایت کنیم.
فصل پنج «دموکراسی در حال تضعیف»، استدلال میکند که دموکراسی امروز شکننده است زیرا نهادهای سیاسی، اقتصادی و دینی ما شرایطی که باعث قدرت گرفتن این اقلیت خطرناک میشود را مهیا میکنند. این شرایط میتواند شامل نابرابریهای وسیع در ثروت و فرهنگِ طمعِ بیشازحد باشد که مشخصه سرمایهداری مدرن است.
علیرغم وجود خشونت و طمعی که در حال حاضر جهان ما را جریحهدار میکند، زمینههایی برای خوشبینی وجود دارد. این موارد در فصل شش «امید؟» آمده است. دموکراسی در گذر زمان گسترش یافته و عمیقتر شده است. درنتیجه، امروزه بیشتر از دوران گذشته، بسیاری از نقاط جهان امنیت بیشتری در برابر قدرت گرفتن رهبران ضداجتماعی، خودشیفته و پارانوئید دارند. دلایل امیدواری را میتوان در وضعیت روانشناختی ما یافت. اختلالات شخصیت خطرناک حداقل تا حدی نتیجه شکست در عشق و مراقبت در اوایل کودکی است. ازیکطرف روشهای مناسبی برای کاهش وقوع چنین اختلالاتی در انسانها معرفی شده است و از طرف دیگر، افزایش حمایتها از جوامع در برابر به قدرت رسیدن رهبرانی که مبتلا به اختلالات روانی هستند، میتواند ما را به دنیای عادلانهتر و صلحآمیزتر هدایت کند.