در خصوص ضرورت تلاشها و فعالیت بیشتر برای نیل به توسعه پایدار در شهرهای جهان، اتفاقنظر گستردهای وجود دارد. توسعه پایدار شهری، به ترکیب عناصر اجتماعی، اقتصادی و محیطی متکی است. شهرها، درعینحال که کانون بیشترین بهرهبرداری از منابع طبیعی میباشند، صحنه اصلی فعالیتهای انسانی نیز هستند. باید توجه داشت پایداری شهری فقط مربوط به نگرانیهای محیط زیستی نیست، بلکه موضوع زیستپذیری شهری، توان اقتصادی، عدالت و سرمایه بالای اجتماعی را نیز دربر میگیرد. امروزه در ادبیات برنامهریزی شهری، به رابطه میان پایداری و فرم شهری بیشتر تأکید میشود، گو اینکه صاحبنظران بر این باورند فرم و تراکم شهرها میتواند پیامدهایی را برای آینده آنها رقم بزند. شهر فشرده، سکونتگاه شهری متراکمی است که در آن، تجدیدحیات بخش مرکزی شهر همراه با توسعه کاربریهای مختلط، شدت مییابد و خدماترسانی مناسبی را در باب توزیع امکانات و نیازهای ضروری مانند بیمارستانها، پارکها، مدارس، مراکز تفریحی و سرگرمی، ارائه میدهد. در سالهای اخیر، سیاستگذاران و برنامه ریزان شهری، طراحی شهر متراکم و فشردهتر را برای دستیابی به الگوی فرم پایدارتر شهری در دستور کار قرار دادهاند. سیاستهای تراکم شهری شامل ارتقای بازآفرینی شهری، مهار گسترش فیزیکی شهرها بهسوی نواحی روستایی، تراکمهای بالاتر، تقویت سیستم حملونقل عمومی و تمرکز بر توسعه شهری در گرههای حملونقل عمومی است. عطف به سیاستهای مذکور، شهر فشرده دارای مزیتهای متعددی به نسبت پراکندگی شهری است که برای نمونه میتوان به نشاط شهری، کیفیت زندگی بالاتر، حفظ فضای سبز و ایجاد محیطی برای افزایش فعالیتهای بازرگانی، اشاره نمود. ایجاد شهر فشرده مدرن مستلزم نادیده گرفتن توسعه تک کارکردی و تسلط سیاست خودرومحوری است. عطف به این سیاست، پرسش این است که چگونه میتوان شهرها را برای رشد اجتماعهای محلی پویا و افزایش تحرک ساکنان طراحی کرد؟ چگونه میتوان این مهم را بدون تضعیف زندگی سالم از سوی نظام حملونقل سواره پیش برد؟ همانگونه که جین جیکوبز در اثر معروف خود مرگ و زندگی شهرهای بزرگ آمریکا بیان میکند: "شهر فشرده یک مفهوم برنامهریزی شهری و طراحی شهری است که تراکم مسکونی به نسبت بالایی را با کاربریهای مختلط ارتقا میدهد. این امر مبتنی بر سیستم حملونقل عمومی کارآمد است و دارای طرح فراگیر و یکپارچه شهری است که به گفته طرفداران آن، پیادهروی و دوچرخهسواری، مصرف اندک انرژی و کاهش آلودگی را تشویق میکند". پس در شهر فشرده موردنظر جیکوبز، شمار متعددی از ساکنان از فرصتهای لازم برای تعامل اجتماعی بهرهمند بوده و تصویری مثبتِ توأم با احساس امنیت نسبت به شبکه و جریان حملونقل در شهر دارند. شهر فشرده، وابستگی کمتری به اتومبیل داشته و در نتیجه هزینههای زیربنایی در آن نیز پایینتر است. با عنایت به موضوع فشردهسازی در شهرها و ارتباط آن با رهیافتهایی همانند شهر پایدار، شهر زیست پذیر، شهر هوشمند و غیره، بایستی نکاتی را برای یک شهر فشرده موفق، در نظر گرفت: نوع اقدام / اقدامهای اصلی و فوری به هنگام رسیدن شهر فشرده به بالاترین حد تراکم ممکن؛ لزوم شناخت مفاهیم شهر فشرده برای شیوه زندگی فردی؛ پیوند میان فشردگی شهر و عدالت اجتماعی؛ پرداختن به مسائل عدالت و اجتماع: حاشیه شهری، مسائل محرومیت و طردشدگی اجتماعی، جرم و مسائل امنیتی؛ موضوع مدیریت و ایمنی شهری؛ ساختار صنعت در شهر و توزیع مجدد جمعیت بر اساس ساختار مذکور؛ اندازه خانواده، شیوه زندگی، فرهنگ و تأثیر آنها بر نوع، اندازه و طرح بنا، نیازهای مسکن، هزینههای جابجایی، بهداشت، زیرساختهای آموزشی و بهداشتی و غیره؛ پیامدهای شهر فشرده برای سیاستگذاران و برنامه ریزان شهری بهویژه در امور بهداشتی، آموزشی، ارتباطی، سیستمهای اطلاعاتی، صنعتی و غیره؛ تأثیر فشردگی بر نیاز به مسافرت و امکان حملونقل عمومی، و توجه به مقوله کاهش سفر روزانه و در نتیجه کمک به پایداری محیط زیستی؛ تأثیر فشردگی بر کارایی خدمات، مانند حملونقل عمومی، فاضلاب و جمعآوری پسماندهای شهری و غیره؛ تأثیر سیاستهای تشدید تراکم و رشد فشرده بر سیما و منظر شهری. در این اثر، که مجموعهای از پژوهشهای کلیدی شهری را در خصوص ویژگیهای شهرهای فشرده جهان پوشش میدهد، به طرح کاربریها و جنبههای گوناگون فشردهسازی شهرها، سرانهها و سازگاری جمعیت در آنها، اشاره میشود. همچنین، توجه به ویژگیهای آب و هوایی و نقش آنها در ساخت متراکم شهر از فصلهای مهم کتاب است. این مجموعه به چهار بخش کلی تقسیم شده است. در بخش نخست، نمونه شهرهای فشرده در کشورهای رو به توسعه بررسی میشود. بخش دوم، به تشدید رشد پراکنده شهرها و گسترش آنها به مناطق پیرامون میپردازد. در بخش سوم، با محوریت تراکم، واکنشهای گوناگون نسبت به ساخت فشرده شهرها ارزیابی میگردد و در بخش چهارم، شبکه حملونقل، وضعیت زیرساختی و محیطزیست، مورد واکاوی قرار میگیرد.