Loading

چند لحظه ...
کتاب گرسنگی

کتاب گرسنگی
سرگذشت بدن (من)

نسخه الکترونیک کتاب گرسنگی به همراه هزاران کتاب دیگر از طریق اپلیکیشن رایگان فیدیبو در دسترس است. همین حالا دانلود کنید

با کد تخفیف hifidibo این کتاب را در اولین خریدتان با ۵۰٪ تخفیف یعنی ۹,۰۵۰ تومان ارزان‌تر بخرید!

نقد و بررسی کتاب گرسنگی

امروزه دنیای تکنولوژی و ارتباطات تاثیر بسیاری بر زندگی شخصی ما می‌گذارد؛ سبک زندگی، لباس، معاشرت، رفتار و ظاهرمان با تبلیغات دنیای مدرن گره خورده است که هر لحظه ممکن است خوراک جدیدی برای ما به همراه داشته باشند. وزن و فرم بدن یکی از همین موضوعات است که توجه بسیاری را به خودش جلب کرده است، خیلی از ما ساعت‌های زیادی از زندگیمان را در باشگاه، مطب دکتر و مراکز پرورش اندام می‌گذرانیم تا خودمان را به حداقل استانداردهای مد دنیا برسانیم. فکر می‌کنیم اگر از این قافله عقب بمانیم زشت و نازیبا تلقی می‌شویم و جامعه ما را قضاوت می‌کند. رکسانه گی در کتاب گرسنگی از تجربه‌ی مشابه خود در این مسیر می‌گوید، او کلیشه‌ها را به چالش می‌کشد و صدای افرادی می‌شود که با ظاهری متفاوت قربانی سیستمی شده‌اند که می‌خواهد همه‌ی انسان‌ها را شبیه هم و با یک فرم و شکل بسازد.

کتاب گرسنگی

کتاب گرسنگی، سرگذشت بدن (من اثر رکسانه گی در سال 2017 منتشر شده است. این کتاب سرگذشت‌ خود رکسانه گی را روایت می‌کند. او در این کتاب از دریچه‌ی چشم یک سنگین‌وزن زندگی را توصیف می‌کند و بی‌مهری‌هایی که به او نثار می‌شود را به تصویر می‌کشد. نویسنده احساساتش در زمان چاقی‌اش را بازگو می‌کند؛ او با گذشت زمان بیشتر نادیده گرفته می‌شود و حتی در مواقعی از سوی جامعه طرد می‌شود. گرسنگی روایتی واقعی از جنبه‌های مختلف یک زندگی است. این کتاب، داستان انگیزشی نیست که بعد از آن شما تصمیم بگیرید لاغر شوید بلکه داستان کالبدی چهل ساله است که در دوازده سالگی مورد تجاوز قرار گرفته است.

روایت مشکلات زندگی یک آدم چاق در قالب یک کتاب، تازه‌ ا‌ست اما این موضوع، موضوعی تکراری در دنیای مدرن است. رکسانه گی در کتاب گرسنگی زندگی خود را به سه بخش کودکی، نوجوانی و دهه سوم تقسیم کرده و از موضوعاتی گفته که سبب تغییراتی در زندگی و بدن او شده‌اند. رکسانه وزن 262 کیلوگرم را تجربه کرده و کتاب با حضورش در کلینیک جراحی‌ شروع شده است. او در کلینیک به همراه پدرش کنار گروهی از پزشکان نشسته است تا جوانب عمل جراحی رکسانه سنجیده شود. آن‌ها تصمیم دارند او را از چاقی مفرط نجات دهند. رکسانه افکار درهمش را این‌گونه توصیف می‌کند :«به من گفته شده که حضورم به چشم می‌آید. من فضا اشغال می‌کنم. هراس ایجاد می‌کنم. دلم نمی‌خواهد فضا اشغال کنم. دوست دارم بدون جلب توجه عبور کنم. دوست دارم پنهان شوم. دوست دارم تا زمانی که مهار بدنم را به دست بگیرم ناپدید شوم.» چاقی رکسانه گی خودخواسته بود، او پس از اینکه مورد آزار و اذیت گروهی از پسران قرار گرفت با خودش قرار گذاشت جلوی میل و اشتهایش را به غذا نگیرد و با پرخوری به اندامی برسد که زشت و نفرت‌انگیز شود. او می‌خواست از دردسرهایی که پسرها درست می‌کردند، دور بماند.

در روزگاری که اکثر دختران تمایل دارند خود را مطلوب پسران کنند و به چشم آن‌ها دیده بشوند، رکسانه گی در برابر چیزی که جامعه از او به عنوان یک دختر انتظار دارد، مقاومت می‌کند و تسلیم نمی‌شود.او اندامی ناخوشایند را راهی برای ایجاد امنیتش انتخاب می‌کند. رکسانه آنقدر چاق می‌شود که وزن عجیب و غریبی را تجربه می‌کند و البته احساساتش نسبت به خودش آزار دهنده می‌شوند. او حس راحتی ندارد، انواع مریضی‌های جسمی گریبان‌گیرش می‌شود و نمی‌تواند بسیاری از کارها را انجام دهد.

ترجمه و انتشار سرگذشت بدن من در ایران

نوشتن این سرگذشت‌نامه شجاعت کم‌نظیری می‌خواهد. رکسانه گی این کتاب را با قلمی روان و صریح نوشته است، افراد زیادی در سراسر جهان از کتاب او استقبال کردند. کتاب گرسنگی، سرگذشت بدن (من) را انتشارات «چترنگ» با ترجمه‌ی «نیوشا صدر» منتشر کرده است و پی دی اف (pdf) آن در سایت و اپلیکیشن فیدیبو برای خرید و دانلود موجود است.

«نیوشا صدر» در رابطه با ترجمه‌ی کتاب گرسنگی (سرگذشت بدن من در مصاحبه‌ای می‌گوید :«کتاب راجع به بدن است؛ بدنی که بخواهیم یا نخواهیم تقدیر همه ماست؛ چه زن باشیم و چه مرد. زخم‌ها، کاستی‌ها و نواقص آن اغلب تا آخر عمر دست از سر ما بر نمی‌دارد. حتی وقتی تن به تیغ جراحی می‌سپاریم هم، معمولاً به رضایت کامل نمی‌رسیم. یا اگر هم برسیم، تازه یادمان می‌افتد که هنوز یک جای دیگر بدن‌مان، ده جای دیگر آن عیب و ایراد دارد. چون رسانه‌ها الگوهایی را در ذهن ما نشانده‌اند که رسیدن به آن در حالی‌که ظاهراً بسیار در دسترس به نظر می‌رسد عملاً غیرممکن است. آن را در دسترس نشان می‌دهند تا برای رسیدن به آن پول خرج کنی، اما هرگز نمی‌رسی، چون در آن صورت درآمد آنها متوقف می‌شود. همیشه باید فکر کنی، با یک جراحی دیگر، یک تزریق دیگر، خرید یک کرم دیگر و … به آن الگوی آرمانی خواهی رسید. و البته معیارها مرتب تغییر می‌کنند و هر قدمی که پیش بروی، سخت گیرانهتر می‌شوند. یک نکته را هم اضافه کنم. گرچه نویسنده این کتاب زاده و پرورش‌یافته فرهنگ دیگری است، اما انگار کتاب از بسیاری جهات، برای فرد ایرانی امروزی نوشته شده است. دست کم به لحاظ آماری به نظر می‌رسد که وسواس زنان ایرانی نسبت به بدن‌شان به معضل بدل شده و بخش زیادی از این وسواس به تصویر زنان در نگاه مردان ایرانی بر می‌گردد. مشکل تلاش برای زیباتر بودن نیست که همه آدم‌ها در همه جای جهان و در تمام طول تاریخ به آن متمایل بوده‌اند و برایش خرج کرده‌اند. نمی‌شود این واقعیت را انکار کرد که زیبایی، انسان را به تجربه خوشبختی نزدیک‌تر می‌کند. بلکه معضل، کالایی‌شدن هر چه بیشتر بدن زن با تعریف الگویی ثابت و محدود برای زیبایی است.»

همچنین کتاب گرسنگي سرگذشت بدن (من) را انتشارات « کوله پشتی » با ترجمه‌ی «میعاد بانکی» منتشر کرده است. « كنوت هامسون » رمان‌نویس نروژی نیز رمان دیگری با همان نام «گرسنگی» نوشته است که آن را «احمد گلشيری» ترجمه کرده است و کتاب الکترونیکی آن در فیدیبو موجود است و برای دانلود کتاب می‌توانید به سایت و اپلیکیشن مراجعه کنید. کتاب «گرسنگی سایه‌‌ها» اثری از «ژان باتیست پارا» است که به دلیل تشابه نام گاهی با کتاب گرسنگی از رکسانه گی اشتباه گرفته می‌شود.

رکسانه گی ، نویسنده‌ی دغدغه‌های درونی

رکسانه گی  (Roxane Gay) در اکتبر 1974 در در اوماهای آمریکا به دنیا آمد. او تحصیلات خود را تا مقطع دکترا ادامه داده و از دانشگاه میچیگان در سال 2010 فارغ‌التحصیل شده است. رکسانه گی پس از اتمام تحصیلاتش به تدریس در دانشگاه به عنوان استادیار انگلیسی مشغول شد؛ او گاهی می‌نوشت و کارهای پژوهشی هم انجام می‌داد.  او در سال 2011 اولین مجموعه داستان کوتاهش را منتشر کرد و به دنبال آن به نوشتن جدی کتاب روی آورد و در سال 2014 کتاب «فمینیست بد» (Bad Feminist) و کتاب «ایالت غیرمعمول» (An Untamed State) را منتشر کرد. در پی انتشار پی در پی کتاب‌های او در سال ۲۰۱۴ مجله تایم در این باره اعلام کرد :«امسال، سال رکسانه گی است

 رکسانه گی با انتشار کتاب‌های «فمینیست بد» و «ایالت غیر معمول» به شهرت جهانی رسید. در مدت زمان کوتاهی کتاب «فمینیست بد» به زبان‌های مختلفی ترجمه شد و پرفروش‌ترین کتاب نیویورک تایمز شد. کتاب «ایالت غیرمعمول» نیز نظر منتقدین بسیاری را به خود جلب کرد و روزنامه‌های مختلفی از جمله گاردین و واشینگتن پست درباره‌ی آن مطالبی منتشر کردند.

پس از این دو کتاب رکسانه گی  کتاب «زنان سرسخت» (Difficult Women) را سال 2017 نوشت، این کتاب مجموعه‌ای از داستان‌های‌ کوتاه‌ است که در آن زنان هر داستان در شرایط اجتماعی مختلفی قرار دارند و شیوه‌ی مختلف زندگی آنان بیان می‌شود.

رکسانه گی که همواره به عنوان یک نویسنده، منتقد ادبی و فمینیسم شناخته شده بود، با انتشار کتاب گرسنگی، سرگذشت بدن (من) (Hunger) نامزد بهترین کتاب سرگذشت‌نامه در سایت گودریدرز شد و توجه بسیاری از خوانندگان و منتقدین ادبی را به خود جلب کرد.

رکسانه مقاله‌‌های زیادی نیز در زمینه‌ی مسائل اجتماعی و حقوق زنان منتشر کرده است. او از سال 2015 تا 2018 در روزنامه‌ی گاردین آمریکا فعالیت کرد.

در بخشی از کتاب گرسنگی می‌خوانیم

به نظر می‌رسد که من هیچ ‌وقت به مهم‌ترین عناصر دستورهای غذایی مادرم پایبند بمانم، بنابراین وقتی در خانه‌ی خودم در تلاش برای پختن بعضی غذاهای مخصوص هائیتی هستم به خانه زنگ می‌زنم و او با بردباری قدم به قدم راهنمایی‌ام می‌کند. سس غذایی ساده است اما یادگیری‌اش دشوار است و مرا درمانده می‌کند. مادرم یادم می‌اندازد که دستکش‌های آشپزی‌ام را دستم کنم. وانمود می‌کنم که چنین چیزی همیشه جایی در آشپزخانه‌ی من دارد. پس از اینکه سختگیرانه یادآوری می‌کند که همه چیز را بشویم می‌گوید که پیاز و فلفل قرمز را خرد کنم و فعلا سبزیجات را کنار بگذارم. آشپزخانه‌ی من از حرارت خانه گرم می‌شود. سس همیشه به اندازه‌ی کافی خوب از آب درمی‌آید اما نه عالی. نمی‌توانم بفهمم چه چیزی کم است و تردیدم به اینکه مادرم از بازگو کردن یک بخش حیاتی اطلاعات مضایقه می‌کند قوت می‌گیرد. وقتی غذای دوره‌ی کودکی‌ام را می‎‌‎خورم که با دستان خودم درستش کرده‌ام، از اشتیاق و خشمی خاموش برخاسته از عشق سختگیرانه و نیت‌های خوب خانواده‌ام سرشار می‌شوم. غذای هائیتیایی هست که در پختش ماهرم، ماکارونی و پنیر ما که شکم پرکن است، اما نه به سنگینی نسخه‌ی آمریکایی‌اش. وقتی در گردهمایی غذایی اشتراکی شرکت می‌کنم همین غذا را می‌برم، فعالیتی که از آن وحشت دارم به خاطر اینکه فوق‌العاده ایراد گیرم و به غذاهای اشتراکی بدبین. همیشه مردم را تحت تاثیر قرار می‌دهد. به گمانم بیشتر احساس جهاندیدگی می‌کنند. آن‌ها انتظار دارند که روایتی غنی پشت این غذا باشد زیرا ما از «غذای قومی» توقعات فرهنگی داریم. نمی‌دانم چگونه توضیح دهم که برای من، این غذا صرفا غذایی است که عاشقش هستم، اما پیوندی که در تصور آن‌هاست نمی‌توانم با آن برقرار کنم. این غذا و اغلب دیگر غذاهای هائیتیایی به جای اینکه بیانیه‌ای درباره‌ی فرهنگ خانوادگی‌ام باشد، به عشقم به خانواده‌ام و خشم خاموش و استوارم گره خورده است.

مشخصات کتاب گرسنگی

نظرات کاربران درباره کتاب گرسنگی

فایل نمونه رو دانلود و مطالعه کردم. متاسفانه متن گنگ و نامفهومی داره که ظاهرا بخاطر ترجمه نامناسب هستش. دوستان قبل از خرید حتما ابتدا فایل نمونه رو بخوانند و بعد اقدام به خرید کنند.
در ۲ سال پیش توسط سید جواد ( | )
ترجمه دیگرى هست از این کتاب؟ ):
در ۲ سال پیش توسط شهراد ( | )
کتاب فوق العاده ایه. الکی انگیزه نمیده. خیلی زئاله
در ۱ سال پیش توسط g.b...k26 ( | )
یکی از بهترین ترجمه‌های موجود حتما این ترجمه رو بخونید
در ۹ ماه پیش توسط ayl...adi ( | )
این کتاب رو فقط باید با این ترجمه خوند یک ترجمه دیگه هم هست که از نشر کوله پشتی منتشر شده و خیلی ضعیفه
در ۹ ماه پیش توسط ayl...bad ( | )
  • ۱
  • ۲
  • ۳
  • ۴
  • ۵
  • ۶
  • ۷
  • ۸
  • بعدی ›
  • آخرین ››