فیدیبو نماینده قانونی دانشگاه امام صادق (ع) و بیش از ۶۰۰ ناشر دیگر برای عرضه کتاب الکترونیک و صوتی است .
کتاب اسلام سیاسی مدرن در ترکیه

کتاب اسلام سیاسی مدرن در ترکیه

نسخه الکترونیک کتاب اسلام سیاسی مدرن در ترکیه به همراه هزاران کتاب دیگر از طریق فیدیبو به صورت کاملا قانونی در دسترس است.


فقط قابل استفاده در اپلیکیشن‌های iOS | Android | Windows فیدیبو

با کد تخفیف fdb40 این کتاب را در اولین خریدتان با ۴۰٪ تخفیف یعنی ۲,۵۲۰ تومان دریافت کنید!

درباره کتاب اسلام سیاسی مدرن در ترکیه

تحولات سیاسی ـ اجتماعی در جهت سکولار نمودن جامعه ترکیه با اعمال فشار از سوی نظام حکومتی جدید اعمال گردید و با کامیابی‌های مقطعی نیز مواجه گشت ولی بافت مذهبی جامعه ترکیه را دگرگون نساخت و علی‌رغم گسترش سکولاریسم و اقبال گروه‌هایی از مردم و تشکیل احزاب و نهادهای سکولار، جامعه ترکیه از بافت مذهبی خود را تا حد زیادی صیانت نمود. جنبش اخوان‌المسلمین مصر و انقلاب اسلامی در سال ۱۹۷۹ نیز باعث احیاء هرچه بیشتر تفکر اسلامی با رویکرد سیاسی در ترکیه گردید. اسلام سیاسی در ترکیه البته با توجه به اقتضائات فرهنگی و اجتماعی خاص مردم در ترکیه با هدایت احزاب و گروه‌های اسلام‌گرای ترک حرکتی بالنده و روبه رشد به خود گرفت تا جایی که حزب اسلامی عدالت و توسعه توانست از حدود دو دهه پیش قدرت سیاسی ترکیه را در چنبره قدرت خویش درآورد. پیروزی حزب عدالت و توسعه در سال ۲۰۰۲ پس از مرحله اسلام‌زدایی ۲۸ فوریه ۱۹۹۷را باید آغازی بر پایان اسلام‌زدایی سکولارها در ترکیه ارزیابی کرد. در نتیجه تشکیل احزاب مختلف اسلامی و تغییر نام آنها از حزب نظام ملی به حزب سلامت ملی و سپس رفاه و فضیلت و سعادت و در نهایت انشعاب میان اسلام‌گرایان و قدرت‌گیری عدالت و توسعه را می‌توان ناشی از جنگ قدرت مستمر میان سکولارها و اسلام‌گرایان دانست که در نهایت با پیروزی اسلام‌گرایان پایان یافت.

ادامه...

بخشی از کتاب اسلام سیاسی مدرن در ترکیه

شما به آخر نمونه کتاب رسیده‌اید، برای خواندن نسخه کامل، کتاب الکترونیک را خریداری نمایید و سپس با نصب اپلیکیشن فیدیبو آن را مطالعه کنید:



مقدمه

تحولات سیاسی ـ اجتماعی جهان اسلام و کشورهای اسلامی در دوره معاصر با فراز و فرودهای گوناگون پیوند خورده است. از نظر تاریخی امپراطوری عثمانی طی چندین سده از ۱۲۹۹ تا ۱۹۲۲ (نزدیک به شش قرن) بر سرزمین های وسیعی از جهان اسلام و منطقه مدیترانه حکمرانی می کرد. دوران طلائی حکمرانی عثمانی قرن شانزدهم میلادی بود که قلمرو امپراطوری موصوف سرزمین های گسترده آسیای صغیر، بخش عمده خاورمیانه، بخش جنوب شرقی اروپا تا قفقاز و بخش هایی از شمال آفریقا را در برمی گرفت. امپراطوری عثمانی که بر پایه آموزه های خلافت در اندیشه دینی ـ سیاسی اهل سنت تکوین یافته بود بزرگترین و گسترده ترین دولت اسلامی پس از خلافت عباسیان قلمداد می شد. قدرت حکومت عثمانی در برهه ای از تاریخ تا آنجا پیش رفت که سلطان سلیم اول که معاصر شاه طهماسب صفوی بود تا دروازه های وین در قلب اروپا پیشروی کرد. لیکن قدرت ترکان عثمانی از اواخر قرن ۱۷ با چالش هایی مواجه گشت. ناکامی در فتح وین در سال ۱۶۸۳ و انعقاد قرارداد کارلونیز در سال ۱۶۹۹ که امپراطوری عثمانی به عنوان دولتی شکست خورده به امضا آن تن داد و از دست دادن شبه جزیره مسلمان نشین کریمه، وقایع تاریخی مهمی بود که ضمن کاهش قدرت ترکان، ضعف و فتور عثمانیان را نیز به تدریج آشکار می ساخت. از سوی دیگر آشنایی ترکان عثمانی با دستاوردهای فرهنگی تمدن مغرب زمین و انتشار آثاری در توصیف فرهنگ و تمدن غرب به دنبال تاسیس نخستین چاپخانه قسطنطنیه در سال ۱۷۲۹ میلادی و ورود بارقه های تمدن تحول یافته مغرب زمین به سرزمین های مرکزی و پیرامونی امپراطوری، ترکان عثمانی را به ویژه از لحاظ فکری و فرهنگی با چالش های مهمی مواجه ساخت. در اواخر قرن نوزدهم متفکران برجسته ای در سرزمین های اسلامی به ویژه مصر که پس از فتح آن کشور توسط ناپلئون با دستاوردهای تمدن جدید غرب هرچه بیشتر آشنا شده بودند، در یک موضع گیری آشکار دولت عثمانی و خودکامگی های آن را عامل اصلی عقب ماندگی خود تلقی کردند و بانگ استقلال از امپراطوری سر دادند. البته شکست نیروهای متحد و همپیمانان آلمان از جمله عثمانی در جنگ جهانی اول باعث فروپاشی امپراطوری عثمانی و سربرآوردن کشورهای جدید در خاورمیانه با هدایت و برنامه ریزی کشورهای فاتح در جنگ جهانی اول به ویژه انگلستان شد. نهاد سیاسی حکمرانی ترکان عثمانی نیز که نهاد خلافت بود در ۱۹۲۴ براساس تصمیم مجلس منحل و از عبدالمجید دوم آخرین خلیفه عثمانی سلب قدرت شد و امپراطوری عثمانی با مرکزیت نظام سیاسی خلافت پس از حدود شش قرن از میان رفت. فروپاشی نهاد خلافت موجد یک بحران هویت سیاسی و دینی در میان اقشار گسترده مسلمانان اهل سنت گردید.
لازم به ذکر است که با ورود مدرنیته در جهان اسلام اولین واکنش متفکران کشورهای اسلامی به شکل قابل توجهی اقبال به جهان غرب و دستاوردهای تمدن جدید و ضرورت تغییر سازمان ها و نهادهای سیاسی، اجتماعی و فرهنگی در جهت نیل به پیشرفت و توسعه بود. در ترکیه نیز پس از فروپاشی عثمانی و تشکیل جمهوری ترکیه توسط مصطفی کمال پاشا معروف به آتاتورک (پدر ترک ها)، آهنگ هماهنگی با مظاهر تمدن غرب شکل گرفت تا جایی که در سال ۱۹۲۸ میلادی خط لاتین جایگزین حروف عربی گردید و نوعی گسست جدی میان پیشینه فرهنگی و اسلامی مسلمانان ترک با میراث تمدنی خویش ایجاد گردید.
تحولات سیاسی ـ اجتماعی در جهت سکولار نمودن جامعه ترکیه با اعمال فشار از سوی نظام حکومتی جدید اعمال گردید و با کامیابی های مقطعی نیز مواجه گشت ولی بافت مذهبی جامعه ترکیه را دگرگون نساخت و علی رغم گسترش سکولاریسم و اقبال گروه هایی از مردم و تشکیل احزاب و نهادهای سکولار، جامعه ترکیه از بافت مذهبی خود را تا حد زیادی صیانت نمود. جنبش اخوان المسلمین مصر و انقلاب اسلامی در سال ۱۹۷۹ نیز باعث احیاء هرچه بیشتر تفکر اسلامی با رویکرد سیاسی در ترکیه گردید. اسلام سیاسی در ترکیه البته با توجه به اقتضائات فرهنگی و اجتماعی خاص مردم در ترکیه با هدایت احزاب و گروه های اسلام گرای ترک حرکتی بالنده و روبه رشد به خود گرفت تا جایی که حزب اسلامی عدالت و توسعه توانست از حدود دو دهه پیش قدرت سیاسی ترکیه را در چنبره قدرت خویش درآورد. پیروزی حزب عدالت و توسعه در سال ۲۰۰۲ پس از مرحله اسلام زدایی ۲۸ فوریه ۱۹۹۷را باید آغازی بر پایان اسلام زدایی سکولارها در ترکیه ارزیابی کرد. در نتیجه تشکیل احزاب مختلف اسلامی و تغییر نام آنها از حزب نظام ملی به حزب سلامت ملی و سپس رفاه و فضیلت و سعادت و در نهایت انشعاب میان اسلام گرایان و قدرت گیری عدالت و توسعه را می توان ناشی از جنگ قدرت مستمر میان سکولارها و اسلام گرایان دانست که در نهایت با پیروزی اسلام گرایان پایان یافت.

سیدمحمدرضا احمدی طباطبایی

فصل اول: بررسی جریان ها و گفتمان های اسلامی در ترکیه نوین

سیدمحمدرضا احمدی طباطبایی: دانشیار علوم سیاسی دانشگاه امام صادق (ع)
مهدی پیروزفر: دانشجوی کارشناسی ارشد معارف اسلامی و علوم سیاسی دانشگاه امام صادق (ع)

چکیده:

بازشناسی و تحلیل جریان ها و گفتمان های سیاسی ـ اسلامی در کشور ترکیه با چالش ها و تنگناهایی روبروست. ترکیه نوین در سال ۱۹۲۳ میلادی و پس از فروپاشی امپراطوری بزرگ عثمانی، توسط مصطفی کمال آتاتورک تاسیس شد. بعد از تاسیس دولت ترکیه در سال ۱۹۲۳، آتاتورک با پشتکاری وافر تلاش کرد، ترکیه را از یک جامعه سنتی ـ دینی به یک جامعه مدرن سکولار سوق دهد و هرچه بیشتر ظواهر جامعه آن را با آهنگ تمدن غرب سازگار نماید. در این راستا فروکاستن اسلام و آموزه های اسلامی به حوزه های فردی و تفکیک میان دو حوزه خصوصی و عمومی در برنامه ریزی ها مورد توجه قرار گرفت. اما بعد از مرگ مصطفی کمال غازی، مشخص شد که کوشش های او برای بریدن ارتباط ترکیه با گذشته عثمانی و اسلامی اش و به حاشیه راندن اسلام از جامعه، چندان کارآمد نبوده و اسلام همچنان نقشی اصیل در تکوین هویت ترک ها و جامعه ترکیه دارد. در این مقاله تلاش شده است که مهم ترین گفتمان های اسلامی در ترکیه نوین در دوره معاصر به اختصار مورد بازشناسی قرار گیرند؛ به گونه ای که مخاطب با مهم ترین نحله های دینی اعم از سنی و شیعه و گفتمان های حاکم بر آن ها آشنا شود. بنابراین پرسش اصلی پژوهش برای موضوع استوار شده این است که گفتمان های اصیل اسلامی در ترکیه معاصر کدامند و هریک از چه ویژگی هایی برخوردارند؟
کلمات کلیدی: گفتمان، اسلام سیاسی، اسلام اجتماعی، گفتمان های شیعی، گفتمان های سنی.

مقدمه

ترکیه نوین عنوانی است که پس از فروپاشی امپراطوی عثمانی (مرد بیمار اروپا) و تاسیس جمهوری ترکیه در سال ۱۹۲۳ به این کشور اطلاق شد. در این دوره ارتش ترک به رهبری مصطفی کمال به مبارزه با متجاوزان به خاک ترکیه پرداخت و با پیروزی بر آن ها تلاش نمود تا اسلام و جریانات اسلامی را از اجتماع ترکیه به حاشیه رانده و کشوری غیر دینی را بنیان گذاری نماید. بنابراین فرآیند عجیبی از انفکاک دو نهاد دین و دولت و به تعبیر صحیح تر و دقیق تر دین و جامعه آغاز شد. به عبارت دیگر آتاتورک و رهبران جدید ترکیه تمام تلاش خود را به کار گرفتند تا ارتباط ترکیه جدید را با گذشته عثمانی اش به کل قطع نموده و کشوری سکولار را تاسیس نمایند. پس در همین راستا از آغاز کار خود در سال ۱۹۲۳ میلادی به سلسله اصلاحاتی دست زدند که هدف نهایی آن ها کاهش اقتدار دین و رهبران دینی در جامعه بود. اما بعد از مرگ آتاتورک رهبر سکولار ترکیه نوین، مشخص شد که نه تنها کوشش های آن ها برای قطع ارتباط ترکیه با گذشته عثمانی و اسلامی اش، نادرست و ناکارآمد بوده بلکه دین اسلام همچنان نقشی اصیل و مهم در تکوین هویت اجتماعی ترکیه ایفا می کند. درواقع گذشت زمان ثابت کرد که اسلام و اسلام گرایی جزئی از جامعه مدنی و هویت اصیل ترک ها بوده و هرگونه کوشش برای نابودسازی ریشه های اسلام گرایی عقیم است. بنابراین روند اسلام زدایی آتاتورکی با شکست مواجه شد و جریانات اسلامی با بازیابی جایگاه خود در اجتماع به ایفای نقش پرداختند. لیکن مجموعه ای از متغیر های فرهنگی، اجتماعی و سیاسی نیز سبب تقویت موقعیت سیاسی گروه های اسلام گرا در دوره های بعدی شد؛ که ازجمله آن ها می توان به تشکیل احزاب و گروه های سیاسی اسلامی در ترکیه اشاره کرد که به دنبال احیاء ارزش های ناب اسلامی بودند ( Atakan, ۲۰۰۵: ۱۸۸-۱۹۲). اولین مرحله از رشد جریانات اسلام گرای ترکیه همگام با تقویت انقلاب های دموکراتیک در قرن بیستم پیدا شد و حزب جمهوری خواه خلق (به عنوان تنها حزبی که گفتمان مصطفی کمال آتاتورک را نمایندگی می کرد) جایگاه انحصاری خود را در هرم قدرت سیاسی ترکیه از دست داد. پس از این برهه تاریخی ، تمام احزاب ناچار شدند تا برای رسیدن به راس هرم قدرت سیاسی در ترکیه به رقابت با احزاب دیگر بپردازند و به همین دلیل شعارهای اصیل اسلامی به عاملی برای جلب آراء و کسب محبوبیت حزبی تبدیل شد. در نتیجه حزب دموکرات که برای ایدئولوژی کمالیسم ارزش کمتری قائل بود، توانست آراء بیشتری در برابر سایر احزاب کسب نماید . در حقیقت در نتیجه فعالیت این حزب اسلام دوباره در جامعه مشروعیت یافت (Mardin, ۱۹۷۳:۱۷۴-۱۷۹). البته انجام اصلاحات اواسط دهه ۱۹۸۰ فضائی بیشتر در اختیار تمامی گروه های اسلامی برای فعالیت در عرصه های سیاسی و اجتماعی قرار داد (Mardin, ۲۰۰۰: ۱۵۷) و دومین مرحله از مراحل رشد جریانات اسلام گرا در ترکیه پی ریزی شد. بنابراین تلاش های انجمن کمالیست (حامیان افکار و اندیشه های سکولاریستی مصطفی کمال آتاتورک) در دور نگه داشتن اسلام از مسائل سیاسی ـ اجتماعی با توسعه جریانات و احزاب اسلام گرا با شکست مواجه گشت. البته با به قدرت رسیدن احزاب اسلام گرا در دهه ۱۹۹۰ مرحله سوم رشد اسلام گرایی در ترکیه کلید خورد (هرمان، ۱۳۸۳: ۱۱۹) و اسلام گرایان توانستند قدرت را در اختیار بگیرند. در حقیقت ارتباط میان سیاست و مذهب در ترکیه از سال ۱۹۹۰ به دلیل رشد فعالیت های احزاب و جریانات اسلامی سیاسی، فرهنگی و اقتصادی بسیار ظریف تر شد (Keyman, ۲۰۰۷: ۲۱۶). اما با دخالت نظامیان ، اسلام گرایان مجبور شدند از قدرت کناره گیری نمایند. بلاخره تلاش های اسلام گرایان دوباره در ۲۰۰۲ به ثمر نشست و مرحله چهارم فعالیت جریان های اسلام گرایی در ترکیه آغاز شد (نورالدین، ۲۰۰۳: ۱۳) که تا زمان حال حاضر استمرار داشته داشته است.

۱. چارچوب مفهومی

گفتمان: اگرچه تعاریف بسیاری سعی در ذکر معنی گفتمان دارند، ولی می توان گفت که گفتمان به معنای مجموعه یا دستگاه بینشی است که از واژگان و گفتارهای نهادینه شده، بر ذهنیت اثر می گذارد و امکان مفصل بندی اطراف یک نشانه و تشکیل نظام معنایی و هژمونیک کردن آن با اجماعی عرفی را محقق می سازد (هنری و آزرمی، ۱۳۹۲: ۹۷ ).
گفتمان اسلامی: گفتمان اسلامی، فضای ذهنی و روانی مسلط و پارادایمی حاکم و زبان خاصی است که در یک دوره زمانی مشخص، برنظام اندیشه نخبگان، گروه ها و احزاب اسلامی در یک حوزه جغرافیایی سایه افکنده و جهت بردار کنش سیاسی آن ها را ترسیم می کند.
ترکیه نوین: منظور از ترکیه نوین همان جمهوری ترکیه است که در سال ۱۹۲۳ میلادی توسط مصطفی کمال آتاتورک جانشین امپراطوری بزرگ عثمانی می شود (Vaner، ۲۰۰۳: ۱۰۰).
دال مرکزی: دالی است که سایر دال ها در اطراف آن جمع می شوند و نقطه ثقل همه دال ها و انسجام بخش آن هاست (Laclau & Mouffe, ۱۹۸۵: ۱۱۲).
دال شناور: دال شناور دالی است که در حقیقت مدلول آن شناور است. در فرآیند مفصل بندی، گفتمان ها دال شناور در عرصه اجتماع را به مثابه قطعات پازل در کنار یکدیگر و در راستای ارائه تصویری همه فهم و همه پسند از نظام سیاسی ـ اجتماعی مدنظر خود می چینند.

۲. چارچوب نظری

نظریه های گفتمان در سال های اخیر و در حوزه های مختلف علوم انسانی کاربرد فروانی یافته و به یکی از پیچیده ترین و بحث برانگیز ترین مفاهیم تبدیل شده است. لاکلا و موفه در کتاب «هژمونی و راهبرد سوسیالیستی «گفتمان را مجموعه و نظامی معنی دار از علائم و نشانه های زبان شناختی و فرازبان شناختی تعریف می کنند. در نزد این دو اندیشمند ، گفتمان صرفاً ترکیبی از گفتار و نوشتار نیست بلکه این دو خود بخشی از اجزاء درونی کلیت گفتمان به شمار می آیند که هم دربرگیرنده بعد مادی و هم مزین به بعد نظری هستند (تاجیک ، ۱۳۸۳: ۲۱-۲۲). در حقیقت گفتمان ها از مجموعه به هم پیوسته ای از اصطلاحات تشکیل می شوند که به شیوه ای معنادار به هم مرتبط شده اند (Laclau & Mouffe, ۱۹۸۵: ۱۹۳). نظریه لاکلا و موفه ریشه در دو سنت کهن ساختارگرا یعنی مارکسیسم و زبان شناسی سوسوری دارد؛ به گونه ای که مارکسیسم مبانی اندیشه اجتماعی و پارادایم کلان این نظریه گفتمانی و زبان شناسی سوسوری نظام معنایی این دیدگاه پسا ساختارگرایانه را فراهم می نماید. بنابراین گفتمان در نگاه آن ها نظام معنایی بزرگ تر از زبان است و هر گفتمان، بخش هایی از حوزه اجتماع را در سیطره خود گرفته و به واسطه در اختیارگرفتن ذهن سوژه ها، به گفتار ها و رفتارهای فردی و اجتماعی آن ها شکل می دهد. لاکلا و موفه هم چنین مفهوم قدرت فوکو را نیز وارد نظریه گفتمان خود کرده و به این ترتیب به گفتمان نیرویی پیش راننده بخشیده اند. اما به نظر می رسد آن ها به جای حکم فوکو از نشانه سوسور برای توضیح ساختار گفتمان استفاده کرده اند. بنابراین گفتمان از دیدگاه لاکلا و موفه نه مجموعه ای از احکام بلکه منظومه ای از نشانه هاست. البته مفهوم صورت بندی گفتمانی فوکو نیز قابل قیاس با مفهوم مفصل بندی در نظریه گفتمان لاکلا و موفه است (Jorgensen & Phillips, ۲۰۰۲: ۳۲-۳۸) در حقیقت مفصل بندی فرآیندی است که به واسطه آن، نشانه ها با هم جوش می خورند و یک نظام معنایی را شکل می دهند. البته همین جابه جایی نشانه به جای حکم به این نظریه انعطاف خاصی بخشیده است. از نظر لاکلا و موفه هر عمل و پدیده ای برای معنادار شدن باید گفتمانی باشد. فعالیت ها و پدیده ها وقتی قابل فهم می شوند که در قالب گفتمان خاص قرار گیرند (هنری و آزرمی، ۱۳۹۲: ۱۰۰).

۳. تحلیل جریان های اسلامی در ترکیه نوین(۱) براساس چارچوب گفتمانی

ترکیه در حدود شش قرن مرکز خلافت جهان اسلام بوده و مردم آن به عنوان ساکنان دارالاسلام و سربازان آن به عنوان سربازان اسلام و حاکم آن به عنوان خلیفه اسلام مشهور بوده است. البته اعتقاد به مذاهب مختلف و تفاوت دینی در میان مردم این امپراطوری بزرگ یکی از ویژگی های اساسی ساختار دینی ترکیه به شمار می آمده است. طبق قانون اساسی ترکیه نوین، این کشور دین و مذهب رسمی ندارد ( در نخستین بیانیه قانون اساسی ترکیه نوین که در سال ۱۹۲۴ میلادی توسط انقلابیون تهیه شد، دین رسمی جامعه ترک، اسلام مشخص شد اما در اصلاحات بعدی در سال ۱۹۲۸ میلادی، این اصل حذف و با تاکید بر جدایی میان دو نهاد دین و دولت ، ترکیه کشوری با دولت و حکومت لائیک (بدون دین رسمی) معرفی گردید) ولی مطابق با آخرین آمار منتشر شده ، ۹۸ درصد مردم ترکیه پیرو دین اسلام و ۲ درصد بقیه پیروان دین مسیحی، کلیمی ، ارمنی و پیروان سایر ادیان هستند. البته لازم به یادآوری است مسلمانان ترکیه اکثراً تابع مذاهب اهل سنت بوده و به دوشاخه عمده حنفی در آناتولی مرکزی و غربی و شافعی در بخش آناتولی شرقی تقسیم می شوند، به گونه ای که اغلب ترک ها حنفی مذهب و اغلب کردهای ساکن آناتولی پیرو مذهب شافعی می باشند. لیکن تشیع نیز در ترکیه دارای پیروان فراوانی است. مذهب شیعه در ترکیه نوین به دو شاخه عمده شیعه علوی و شیعیان اثنی عشری تقسیم شده است، به طوری که حدود یک میلیون نفر شیعه اثنی عشری که عمدتاً در حاشیه مرزهای جمهوری اسلامی ایران و در استان قارص و شهرهای بزرگی همچون استانبول و آنکارا ساکن می باشند، وجود داشته و تقریباً یک پنجم کل جمعیت ترکیه را نیز شیعیان علوی تشکیل می دهند که به امامت و مقام امیرالمومنین علی (ع) باور داشته و عمدتاً از پیروان منسوب به حاج بکتاش نیشابوری معروف به «حاج بکتاش ولی» محسوب می شوند (مرادیان، ۱۳۸۹: ۵۶۶).

۳- ۱. گفتمان های سنی

۳ -۱ -۱. گفتمان اسلام رادیکال

پس از روی کار آمدن داعش و گسترش فعالیت های آن در منطقه گفتمان اسلام رادیکال نیز در ترکیه حامیان و پیروانی را پیدا کرده است. این گروه اگرچه بسیار محدود و ضعیف هستند ولی تلاش می نمایند تا تفکر خود را در میان ترک ها به دلیل«سابقه عثمانی و تاکید بر جایگاه خلافت و دارالاسلام در فرهنگ بومی آن ها» بسط دهند (لوئیس، ۱۳۷۲: ۱۷) البته لازم به ذکر است که سیدقطب به عنوان بزرگ ترین ایدئولوگ تاثیرگذار بر جنبش اسلام گرای معاصر، معمار اسلام رادیکال و پدر جنبش های افراطی و الهام بخش اصلی بنیادگرایی مدرن محسوب می شود؛ چرا که ایشان به عنوان ایدئولوگی مبارز اعتدال گرایی جنبش اخوان المسلمین را به افراط گرایی و رادیکالیسم نزدیک نمود. خط سیر فکری سیدقطب در ابتدا از اصلاح طلبی سکولار و ستایش غرب آغاز شد و در نهایت به طرد کامل غرب و جهان مدرن منبعث از آن رسید. در واقع در آثار سیدقطب مقاصد ایدئولوژیک به زبان رمزی تعابیر دینی مطرح شد و ایدئولوژی در جایگاه مذهب قرار گرفت و همین عامل باعث رشد و تقویت تفکرات اسلامی رادیکال گردید (میراحمدی و مهربان، ۱۳۸۷: ۱۷۷).

۳  -۱-۱-۱. دال مرکزی

اسلام سیاسی رادیکال:

اسلام سیاسی به معنای حضور همه جانبه اسلام در عرصه های سیاسی ـ اجتماعی است. حامیان این تفکر قصد دارند تا اسلام را در همه جنبه های زندگی اجتماعی وارد کرده و جامعه ای اسلامی را بنیان گذاری نمایند. لیکن تفاوت اصلی اسلام سیاسی رادیکال با سایر تفاسیر اسلامی ـ سیاسی موجود مانند اسلام سیاسی انقلاب اسلامی ایران، اسلام سیاسی ـ اقتصادی مالزی ، اسلام سیاسی مدرن ترکیه (اسلام حزب عدالت و توسعه) در این است که حامیان اسلام سیاسی رادیکال، تفسیر و برداشت واحدی از دین را می پذیرند و سایر برداشت های اسلامی را به طور کامل رد می کنند (توانا و علیپور، ۱۳۹۴: ۴۴). به عبارت دیگر حامیان اسلام سیاسی رادیکال معتقدند تنها تفسیر درست از تعالیم قرآنی همان برداشت آن ها بوده است. آن ها متن مقدس را دارای یک معنا دانسته و معتقدند که نه تنها پیروان ادیان غیر اسلامی بلکه پیروان ادیان اسلامی که با برداشت آن ها همسو نباشند، کافرند. همین انجماد و تک بعدی بودن آن ها در برداشت از متن مقدس و عدم پذیرش آراء سایرین و تک بعدی دیدن دین و تکفیر پیروان تمامی ادیان و مذاهب باعث شده است که آن ها را در افکار عمومی تکفیری نام گذاری نمایند. بنابراین می توان گفت اسلام سیاسی رادیکال به عنوان دال مرکزی این گفتمان بر رد نظرات و آراء دیگران تاکید دارد و به همین جهت است که رادیکال یا جزم اندیش نامیده می شود؛ چرا که معتقد است حقیقت اسلام چیزی جز برداشت آن ها نیست.

۳- ۱- ۱ -۲. دال های شناور

الف) بازگشت به اسلام نخستین (سلف صالح) :

این گروه بازگشت به اسلام نخستین و سیره سلف صالح (یعنی صحابه پیامبرگرامی اسلام و تابعین آن ها) را تنها راه حل جوامع اسلامی می دانند. آن ها در واقع اسلام را روح فرهنگی، اجتماعی و سیاسی مسلمانان تلقی می نمایند و بازگشت به اصول و آرمان های اولیه اسلامی را به صورتی که در قرآن کریم بیان و در سیره عملی پیامبر گرامی اسلام و صحابه آن بزرگوار و تابعین آن ها تبیین و عمل شده است را تنها راه نجات از مشکلات پیش روی جامعه مسلمانان و در عین حال پیشرفت همه جانبه مادی و معنوی آن می دانند. به عبارت دیگر از ویژگی های اصلی این جریان فکری و گفتمان رادیکال، انکار و نفی روند کلی حاکم بر جهان معاصر (نظم نوین جهانی غیر اسلامی به اعتقاد آن ها) و تاکید بر لزوم مراجعه به بنیادهای اصیل دین اسلام و رد هرگونه تفسیر تاریخی از رویدادهاست (میراحمدی و مهربان، ۱۳۸۷: ۱۸۲). به عبارت دیگر می توان گفت بازگشت به اسلام نخستین و عصر طلایی حضور پیامبرگرامی اسلامی و تابعین آن ها و هم چنین تلاش برای همسان سازی خود با آن دوره از دال های شناور این گفتمان محسوب می گردد.

ب) احیاء مقام خلافت:

کلمه خلیفه از ریشه «خلف ( به معنای جانشین)» مشتق شده و در قرآن کریم در چند جا به کار رفته است که از جمله آن ها می توان به بیان جانشینی حضرت آدم بر روی زمین (۲) و تبیین جانشینی حضرت داود به عنوان خلیفه خداوند تبارک و تعالی در روی زمین(۳) اشاره کرد. بنابراین واژه خلیفه واژه ای قرآنی و بر گرفته از آیات الهی و به معنای جانشین و ادامه دهنده راه است. ابن منظور معتقد است که خلیفه به کسی گفته می شود که از سوی کسی به جانشینی انتخاب شود (ابن منظور، بی تا: ۸۲-۸۵). برخی نیز خلیفه را به معنای سلطان اعظم و پرقدرت معنا کرده اند. تعدادی از شارحان هم خلافت را دربردارنده معنای جانشینی و قائم مقامی برای فردی دانسته اند (ابن عاشور، بی تا: ۲۱۵-۲۱۶) البته خلیفه از نظر دینی در گفتمان این گروه عبارت است از جانشینان پیامبر گرامی اسلام برای اداره امت اسلامی، یعنی خلفائی که به اعتقاد این گروه گفتمانی بر مبنای قواعد شرعی موجود دینی منصب زعامت جامعه را در اختیار گرفته و اداره امور جامعه را بر عهده دارند. بنابراین می توان گفت که خلافت یک مقام دینی ـ دنیوی با اختیارات فراوان برای اداره امور تمامی مسلمانان و سیطره بر آن ها محسوب می شود (زرگری نژاد، ۱۳۹۵ : ۱۶۰) که تلاش برای احیاء این مقام دنیایی با صبغه ای دینی و اختیارات نامحدود یکی از دال های گفتمانی اسلام رادیکال به شمار می آید.

ج) تاکید بر زوال تمدن غرب:

این گفتمان با تایید منظومه فکری سیدقطب معتقد است که زوال و نابودی تمدن غرب امری حتمی است. پیروان این گفتمان نیز بر این باورند که تمدن امروزی غرب با سرشت اصیل انسانی ناسازگار بوده و ملت هایی که در ظاهر در اوج منظومه تمدنی نوین غربی قرار دارند به صورتی فراگیر و همه جانبه گرفتار بلایای گوناگون و ناشناخته ای مانند انواع بیماری های عصبی و روانی و کاهش ضریب هوشی، ضعف قوای عقلی و بدنی و توحش ناشی آن خواهند شد (سیدقطب، ۱۳۶۵: ۲۰۷-۲۰۸) انسان حاضر در تمدن غرب نه تنها کرامت انسانی خود را از دست داده بلکه در بدترین وضعیت ممکن به سر برده و در مسیر بربریت و نابودی گام برمی دارد. بنابراین تمدن نوین غربی نه تنها به کار انسان نمی آید بلکه او را بیش از پیش به لبه پرتگاه و زوال نزدیک نموده و کل عالم بشریت را در آستانه تباهی محض قرار داده است. نهایت این تمدن غیرانسانی زوال و نابودی است. چون این تمدن در تقابل با سرشت اصیل انسانی و فطرت پاک و الهی او شکل گرفته و رشد یافته است، به زودی به پایان راه خود رسیده و مضمحل خواهد شد و تمدنی همسو با سرشت انسانی که کرامت انسانی در آن اعتبار و ارزش داشته باشد به جای آن خواهد نشست.

د) ایجاد جامعه اسلامی:

پیروان این گفتمان تنها راه نجات بشر امروزی را در تلاش برای ترسیم جامعه اسلامی جست و جو می نمایند. در واقع چون این گروه اعتقاد دارند که جامعه و تمدن امروزی به تقلید از غرب در مسیر زوال رفته و در نهایت نابود خواهد شد، تنها راه نجات ابناء بشری را در تشکیل جامعه ای اسلامی و پرهیز از تمدن غربی می دانند. بنابراین ایدئولوژی اسلام رادیکال که با تلاش برای معرفی تمدن غربی به عنوان تمدنی منحط آغاز می شود تلاش می نماید تا با معرفی جایگزین و تنها راه نجات پیروان خود را بیش از پیش به آینده امیدوار ساخته و آن ها را وادار به فداکاری در راه افکار و اندیشه ها و آرمان های خود نماید. به عبارت دیگر از نظر این گروه تنها جامعه اسلامی بیانگر یک جامعه حقیقی و اصیل است؛ جامعه ای که در آن فقط از اسلام سخن به میان می آید و تنها قوانین اسلامی اجازه اجرایی شدن دارند. جامعه ای که در آن سیستم اسلامی و قوانین آن علاوه بر اجتماع بر زندگی خصوصی افراد نیز حاکم است. به اعتقاد پیروان این گفتمان علت عقب ماندگی مسلمانان تنها در دوری از قوانین اسلامی و پشت کردن به اسلام است. از آنجایی که اسلام اصیل (به زعم آن ها) در هیچ جامعه ای پیاده نشده است؛ بنابراین نمی توان اسلام را عامل شکست ها و ناکارآمدی مسلمانان و جوامع آن ها دانست؛ چرا که مشکلات فعلی مسلمانان مشکلاتی نیست که متعلق به یک جامعه مسلمان باشد بلکه اساساً از فرهنگ غیر اصیل غربی نشئت گرفته و به جوامع اسلامی سرازیر شده است ( میراحمدی و مهربان، ۱۳۸۷: ۱۸۹). به عبارت دیگر عدم پذیرش حاکمیت الهی و قوانین اصیل اسلامی و پشت کردن به ذات معارف اسلامی علت اصلی شکست های عقلی و روحی مسلمانان محسوب می گردد. این گروه استدلال می نمایند اگر جامعه اسلامی اصیل تاسیس شود، گرسنگی ، محرومیت و احتیاج به هیچ عنوان مجال بروز نخواهند یافت و دزدی و هرنوع تجاوز به حقوق دیگران از جامعه رخت برخواهد بست. هیچ گونه ناهنجاری و ظلم وجود نداشته و در عین حال همه آزاد خواهند بود. سیدقطب در کتاب خود در این زمینه می گوید: «جامعه اسلامی در همه امور اجرایی و قضایی خود مبتنی بر پرستش محض خداوند تبارک و تعالی و تجسم مطلق شهادتین است» (سیدقطب، ۱۳۶۵: ۲۳۵).

ر) نبرد و جهاد:

یکی از اصول مسلم تعلیمات اسلامی صلح و مسالمت است. گزینش و انتخاب نام اسلام برای دین مبین پیامبر گرامی نیز تاییدی بر این مدعا محسوب می گردد. از دیدگاه تعلیمات اصیل اسلامی هم نبرد متجاوز انه و هم تجاوز در نبرد امری ناشایست و زشت به شمار می آید.جنگ نه تنها با فطرت الهی انسان بلکه با قوانین موجود در طبیعت نیز ناسازگار است. بنابراین دلیلی ندارد که عقل سلیم و قوانین اصیل اسلامی را توجیه گر جنگ و نابودی بدانیم. مفهوم واژه جهاد با جنگ تفاوت دارد. جهاد در حقیقت تلاشی برای رفع محدودیت های کل ابناءبشر و نجات و رهایی آن ها است که با جنگ صرف و کشتار تفاوت دارد (فغفور مغربی، ۱۳۸۸: ۲۷-۲۸) البته در دیدگاه اسلام رادیکال به این تفاوت ریز توجه نشده و مفهوم جهاد و جنگ به یک معنی در نظر گرفته شده و تاکید بر نبرد و جهاد علیه دشمنان و مخالفان و انسان های غیر مسلمان بخشی از گفتمان فکری اسلام رادیکال را تشکیل داده است. در واقع اصرار و تاکید این گفتمان بر فروپاشی و انحطاط تمدن غرب تاییدی است بر این مدعا که حامیان گفتمان اسلام رادیکال، گروه های درگیر در بحران و انسان های فداکار و ایثارگری هستند که باید از طریق مبارزه و جهاد دائم برضد دشمنان و مخالفان اسلام برای تحکیم هویت اصیل اسلامی بکوشند. بنابراین تمدن غرب مفهومی به غایت سلبی و یا نفی کننده است که از طریق مبارزه و جهاد با آن هویت اسلامی قوام می یابد. پس در نتیجه جهاد و مبارزه دائمی در این گفتمان فکری تلاشی دائمی برای هویت بخشی به خود و نابودی دشمنان محسوب می شود که توسط انسان های اصیل و فداکار به وقوع می پیوندد. به عبارت دیگر تفکر اسلام رادیکال با نشاندن ایدئولوژی به جای مذهب و تعطیل کردن عقل و با ادعای رجعت به سلف صالح و اسلام نخستین، درصدد ایجاد نوعی دین سیاسی و مذهب افراطی است که براساس آن، ایمان قلبی پیروان، تنها ابزار تحصیل قدرت سیاسی می شود؛ از این رو عناصر تاریخی صدر اسلام و مفاهیم قرآنی، در قالب های اساطیری کهن جای گرفته و جامعه ای برین و فوق تخیل انسانی شکل می گیرد که در خور نبرد و جهاد و جانفشانی بر ضد تمام دشمنان است. البته این تلاش برای ایجاد و گسترش جانفشانی در مسیر اهداف و هویت یابی از طریق درگیری با غرب و آرمان های آن در کل عالم به قدری مهم می گردد که تفاوت میان جهاد و جنگ در این گفتمان نادیده انگاشته می شود. در تفکرات رایج در این گفتمان نخستین و اساسی ترین گام در گشایش وضعیت کنونی جهان اسلام حاکمیت خداوند است و این مهم از طریق تشکیل جماعتی از مومنان پیشرو و مخلص که در راه عملیاتی سازی ارزش های اسلامی می کوشند صورت می گیرد. در نهایت نیز با کوشش و مجاهدت (جهاد) این گروه پیشگام و پیشرو جامعه و دولتی اسلامی تشکیل خواهد شد ( میراحمدی و مهربان، ۱۳۸۷: ۱۹۳).

۳- ۱ -۲. گفتمان اسلام اجتماعی

گفتمان اسلام اجتماعی گفتمانی است که با نام فتح الله گولن حوجا افندی مشهور است. گولن در سال ۱۹۴۱ در روستایی از توابع ارزروم در یک خانواده محافظه کار مذهبی و در عین حال ملی گرا متولد شد. او از پدربزرگش ملا احمد تاثیر فراوان پذیرفت و به کمک او بود که از کودکی با زندگی صوفیانه و زاهدانه، علم آموزی به همراه فراگیری دین، کم خوردن و به جا خوابیدن و خدمت به انسان ها خو گرفت. وی سه سال نخست دوره ابتدایی را در دبستانی دولتی گذراند اما در سال ۱۹۴۹ به خاطر مهاجرت کاری پدرش به دهکده ای دوردست ، دیگر نتوانست به مدرسه برود. با این حال وی با خودآموزی توانست تحصیلاتش را ادامه دهد و مدرک دیپلم متوسطه را بدون رفتن به مدرسه بگیرد (Gulen: ۲۰۰۶/Haziran/۱۰). در این فاصله وی همچنان به آموزش مذهبی و حفظ و تفسیر قرآن، آموزش زبان عربی و احادیث پیامبر (ص) به همراه سنت معنوی تصوف علاقه نشان می داد و تحت نظر استادانی چون محمد لطفی افندی بود (نوازنی و دیگران، ۱۳۹۳: ۱۵۲-۱۵۳). البته آموزش مذهبی گولن تحت نظر استادان برجسته مکتب صوفی سبب شد تا در سال ۱۹۵۹ از سوی مرکز ریاست امور مذهبی(۴) ترکیه به امامت مسجد شهر ادیرن در شمال غربی ترکیه نزدیک مرز یونان منصوب و در سال ۱۹۶۶ به عنوان خطیب در شهر ازمیر، سومین شهر بزرگ ترکیه به فعالیت مذهبی خود ادامه دهد. گولن در سال ۱۹۶۳ نیز مجموعه درس هایی پیرامون آثار مولانا را در ارزروم آغاز کرد و همزمان با شرکت در جمعیت های ضد کمونیستی و جذب جوانان دانشجو، خشم اقتدارگرایان لائیک را برانگیخت. همین اقدامات سبب شد تا پس از کودتای نظامی سال ۱۹۷۰ به مدت هفت ماه به زندان افتد (ارس و دیگران، ۱۳۸۱: ۶۲). در حقیقت تحول اساسی در فعالیت گولن در اواسط دهه ۷۰ میلادی به وجود آمد. وی که تا این زمان برای مقابله با کمونیسم و چپ گرایی در ترکیه، به تدریس در مدارس عمومی روی آورده بود، در سال ۱۹۷۷ به شمال اروپا سفر کرد و با ترک های مهاجری آشنا شد و آن ها را دعوت کرد تا از طریق تشکیل جنبشی ، هویت فرهنگی و مذهبی خویش را حفظ نمایند. این سفر نقطه عطفی در زندگی گولن بود، چرا که در جذب مهاجران ترک تبار اروپا به سوی خود موفق شده بود و هم اینان بودند که بعدها اعضای اصلی جنبش وی را تشکیل دادند . البته گولن قبلاً نیز در راستای تشکیل چندین جنبش تلاش هایی از خود نشان داده بود. به عنوان مثال ایشان در سال ۱۹۷۵ اردوهای تابستانه تحت عنوان «اردوهای نور» را برای نوجوانان خانواده های کم درآمد راه اندازی نمود و در آنجا به تدریس متون دینی و تعالیم نورسی پرداخت و به دانش آموزان آموخت که چگونه هویت اسلامی خود را در جامعه ای سکولار و افراطی حفظ نمایند. وی تا سال ۱۹۸۰ به همکاری با ریاست امور مذهبی ترکیه ادامه داد تا اینکه در نهایت استعفا داد (Gulen: ۲۰۰۶/Haziran/۱۰). جنبش فتح الله گولن در حقیقت استمرار و ادامه گروه نورجی ها می باشد. نورجی ها از شیخ سعید نورجی معروف به بدیع الزمان که هم عصر آتاتورک بود، پیروی می کردند. رساله نور مهم ترین اثر مذهبی این گروه است که مبین اصول اساسی آن ها است. نورجی ها علاقه ای به مشارکت در امور سیاسی از خود نشان نداده و در بین خود دارای درجاتی چون دوست، برادر و طلبه هستند. روزنامه ینی آسیا از انتشارات این طریقت است که پس از توقیف در ۱۹۸۰ اکنون به نام «ینی نسیل» (نسل نو) منتشر می شود. این طریقت ارتش، آموزش و پرورش و سازمان های امنیتی را مناسب ترین مکان برای تبلیغ عقاید خود می داند (مرادیان، ۱۳۸۵: ۵۷۴).

نظرات کاربران درباره کتاب اسلام سیاسی مدرن در ترکیه