پیش فروش کتاب صوتی هنر شفاف اندیشیدن
Loading

چند لحظه ...
کتاب با گلوله آزادم کن

کتاب با گلوله آزادم کن
نمایشنامه

نسخه الکترونیک کتاب با گلوله آزادم کن به همراه هزاران کتاب دیگر از طریق اپلیکیشن رایگان فیدیبو در دسترس است. همین حالا دانلود کنید

درباره کتاب با گلوله آزادم کن

لیلا: دیر نشه... خدایا دیر نشه... ساعت چنده؟... ماه اومده به آسمون... عاقد کجاست... خانواده عروس... خانواده داماد... خدایا دیر نشه... باید بپرسم... باید بپرسم همه اومدن... همه آماده ان...(در خود) از کی باید بپرسم؟... از کی باید بپرسم... الان کجای راهند؟... نکنه دیر بیان... شگون نداره... نه... اصلاً شگون نداره... وقت عروسی جابجا بشه... مهمون زود بیاد قدمش روی چشم... ولی دیر اومدن خوب نیست... نباید دیر اومد... دیر اومده، دیر نمی رسه، اصلا نمی رسه... خدایا... از کی باید بپرسم؟ لیلا با گام های بلند و تند به طرف منبع نور می رود که به نظر می رسد پرتواش را از نورافکنی در آن حوالی می گیرد. در کنار پنجره ی شکسته به بیرون خیره می شود. سپس شگفت زده و وامانده بر زمین می افتد و همزمان با چند نور کم فروغ صحنه روشن می شود؛ و در پی آن صدای انفجار، گلوله، عبور تانک و رفت و آمد سربازان فضا را می انبارد. اکنون صحنه را واضح تر از پیش می بینیم. زیرزمین خانه ای قدیمی است که آشکار است بیشتر به عنوان انبار وسایل فرسوده از آن سود می برده اند. چند انفجار پیاپی لیلا را وادار می کند از پنجره فاصله بگیرد و خود را در گوشه ای تاریک پنهان کند. لحظه ای بعد با فروکش صدای جنگ، لیلا از پناهگاه خود بیرون می آید و با گام هایی خسته ولی شتابان به گوشه ای می رود که به نظر می رسد، پیراهن عروس را در آنجا گذاشته که تمیز و امن بماند.

ادامه...

مشخصات کتاب با گلوله آزادم کن

  • ناشر نشر داستان
  • تاریخ نشر ۱۳۹۶/۰۱/۱۵
  • زبان فارسی
  • حجم فایل 0.45 مگابایت
  • تعداد صفحات ۸۲ صفحه
  • شابک

بخشی از کتاب با گلوله آزادم کن

شما به آخر نمونه کتاب رسیده‌اید، برای خواندن نسخه کامل، کتاب الکترونیک را خریداری نمایید و سپس با نصب اپلیکیشن فیدیبو آن را مطالعه کنید:

در حال بارگذاری...

نظرات کاربران درباره کتاب با گلوله آزادم کن

مایع سرشکستگی که به این نمایشنامه ها اجازه چاپ میدن
در ۲ سال پیش توسط Albino ( | )