فیدیبو نماینده قانونی انتشارات مینوفر و بیش از ۶۰۰ ناشر دیگر برای عرضه کتاب الکترونیک و صوتی است .
کتاب مهندسی تدریس

کتاب مهندسی تدریس

نسخه الکترونیک کتاب مهندسی تدریس به همراه هزاران کتاب دیگر از طریق فیدیبو به صورت کاملا قانونی در دسترس است.


فقط قابل استفاده در اپلیکیشن‌های iOS | Android | Windows فیدیبو

با کد تخفیف fdb40 این کتاب را در اولین خریدتان با ۴۰٪ تخفیف یعنی ۶,۰۰۰ تومان دریافت کنید!

درباره کتاب مهندسی تدریس

تدریس از مهمترین عوامل در فعالیت‌های آموزشی و پرورشی است. هنگامی که سخن از آموزش و پرورش به میان می‌آید، غالباً مفاهیمی چون معلم و بویژه تدریس به مراتب بیشتر از سایر متغیرهای مربوط نمایان می‌شوند. در این زمینه عده‌ای پا را فراتر گذاشته و تدریس را مترادف با آموزش و پرورش دانسته‌اند. چنین ارتباط تنگاتنگ و همبستگی عمیق ایجاب می‌کند تا مفهوم بنیادی تدریس کاملاً روشن گردد. امروزه محققان در زمینه‌ی تدریس الگوهایی را یافته‌اند که به تناسب هدف‌های آموزشی، محتوای درسی و امکانات و شرایط و منابع آموزشی، و گرایش‌های یاددهندگان و یادگیرندگان در مورد ارتباط آموزشی بین معلمان و یاد گیرندگان و همچنین ارتباط میان گروهی بین یادگیرندگان می‌توان آنها را در تدریس بکار گرفت.

ادامه...

بخشی از کتاب مهندسی تدریس

شما به آخر نمونه کتاب رسیده‌اید، برای خواندن نسخه کامل، کتاب الکترونیک را خریداری نمایید و سپس با نصب اپلیکیشن فیدیبو آن را مطالعه کنید:



پیشگفتار مولف

با تقدیر و تشکر از اساتید بزرگوار و فرهیخته دوره ارشدم جناب آقای دکتر سلطان اتوایی، جناب آقای دکتر فتحی آذر، جناب آقای دکتر ادیب و همچنین جناب آقای دکتر حاتمی که اوقات باارزش خود را در اختیار اینجانب قرار دادند نیز تشکر می کنم.
از تمامی اساتید دانشگاه تبریز که مرا در انجام این اثر یاری نمودند.
و نیز از تمامی دانشمندان علوم تربیتی و روانشناسی که از آثار آنها در این کتاب استفاده شده است نهایت تشکر و قدردانی را دارم و انتظار دارم اینجانب را شاگرد کوچک خود به حساب آورند.

احمد امیرهوشنگی
۱۰/۱۰/ ۱۳۹۵

فصل اول: کلیات

مقدمه

نظم و هماهنگی، ترکیب صحیح افکار و رفتار و استفاده از یافته ها و افکار دیگران باعث به وجود آمدن انسان ها و افراد کارا و مفید در امر تدریس و یادگیری گردیده است. افرادی که به راحتی در عمق جان یاد گیرندگان نفوذ کرده و آنچه دارند به راحتی انتقال داده و نفوذ بیشتری در یادگیرندگان خود در ایجاد انگیزه خواهند داشت. این امر باعث گردیده تا معلمی همچون هنر تلقی گردد. افرادی که دارای چنین خصوصیتی هستند همچون هنرمندان خوش ذوق و نویسندگان با نفوذ در درون آدمی رخنه کرده و افکار و عقاید خود و موضوعات علمی را بدون هیچ مانعی به دیگران انتقال داده و آنها را به تفکر و تلاش وادار خواهند کرد.
هدف همه ی آموزش ها ارائه دانش، کسب مهارت و ایجاد نگرش است و باید آنها را ارزشمند دانست. اما اینها برای یادگیری کافی نیستند؛ زیرا آنچه فرا گرفته می شود باید ارزشمند و مفید باشد. یادگیری باید به کار، شغل یا نقش معنا و مفهوم بدهد (احدیان، آقازاده، ۱۳۸۰).
در این بین کار تعلیم دهنده و معلم حساس و ویژه است و هیچ عامل و وسیله ای نمی تواند جای او را بگیرد. چون تدریس فعالیتی است که بین معلم و شاگرد در جریان است و هدف این کار یادگیری است، یعنی کنش متقابل بین شاگردان و معلم، یعنی در این اثنا هم معلم بر یادگیرندگان و دانش آموزان تاثیر دارد و طرحی نو در ذهن دانش آموزان و دانشجویان می پروراند و نیز شاگردان ولو به طور غیر مستقیم بر فعالیت های معلم تاثیر می گذارند.
از آنجایی که معلم با روح و روان و احساسات افراد سر و کار دارد، چنانچه به درستی عمل نکند زیان های جبران ناپذیری بر جای می گذارد (صفوی، ۱۳۷۸).
نظام های آموزش عالی به عنوان برجسته ترین نمود سرمایه گذاری نیروی انسانی نقش اصلی را در تربیت و تامین نیروی انسانی کارآمد بر عهده دارند. این نظام ها سهم قابل توجهی از بودجه هر کشور را به خود اختصاص می دهند و نقش تعیین کننده در ابعاد گوناگون اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و سیاسی جامعه دارند. از این رو اطمینان از کیفیت مطلوب عملکرد آنها به منظور جلوگیری از هدر رفتن سرمایه های مادی و انسانی و نیز داشتن توانایی رقابت در دنیای آینده که در آن کیفیت مهم ترین مولفه برای ادامه ی حیات هر سازمان است، ضرورتی انکار ناپذیر دارد (معروفی، کیامنش، مهر محمدی، عسگری، ۱۳۸۶).
یادگیری یک فرآیند است در هر فرآیند عوامل و متغیرهایی در حال تعامل هستند. نوع و شدت تعامل تغییرات گوناگونی را بدنبال می آورد، مانند آمادگی، انگیزه و هدف، تجارب گذشته، موقعیت و محیط یادگیری و روش تدریس معلم (شعبانی،۱۳۷۱).
تدریس از مهمترین عوامل در فعالیت های آموزشی و پرورشی است. هنگامی که سخن از آموزش و پرورش به میان می آید، غالباً مفاهیمی چون معلم و بویژه تدریس به مراتب بیشتر از سایر متغیرهای مربوط نمایان می شوند. در این زمینه عده ای پا را فراتر گذاشته و تدریس را مترادف با آموزش و پرورش دانسته اند. چنین ارتباط تنگاتنگ و همبستگی عمیق ایجاب می کند تا مفهوم بنیادی تدریس کاملاً روشن گردد.
تحقیقات انجام شده در زمینه ی تدریس و یادگیری روشن ساخته اند که صرفاً با داشتن معلومات، علم و دانش و تخصص در یک رشته ی تحصیلی نمی توان آن دانش و تخصص را به دیگری آموخت بلکه معلم و آموزنده باید از فنون و مهارت های خاصی نیز برخوردار باشد تا بتواند معلومات و تخصص خویش را به افراد دیگری یاد بدهد. به عبارت دیگر توضیح یک مطلب و واداشتن یادگیرندگان به حفظ و تکرار آن دلیل بر یادگیری آن مطلب نمی باشد زیرا هدف کلی تعلیم و تربیت در دنیای متحول امروزی ایجاد تغییرات نسبتاً پایدار و مناسب در رفتارهای انسان هاست تا آنان ضمن اینکه به تکامل فکری می رسند از زندگی رضایت بخش نیز برخوردار باشند (نوروزی، آقازاده، عزت خواه، ۱۳۷۶).
تدریس عبارت است از تعامل یا رفتار متقابل معلم و شاگرد بر اساس طرحی منظم و هدف دار معلم برای ایجاد تغییر در رفتار شاگرد. این تعریف دو ویژگی خاص برای تدریس مشخص می کند:

۱ ـ وجود تعامل یا رابطه ی متقابل بین معلم و شاگرد.
۲ ـ هدف دار بودن فعالیت های معلم (شعبانی،۱۳۷۱).

امروزه محققان در زمینه ی تدریس الگوهایی را یافته اند که به تناسب هدف های آموزشی، محتوای درسی و امکانات و شرایط و منابع آموزشی، و گرایش های یاددهندگان و یادگیرندگان در مورد ارتباط آموزشی بین معلمان و یاد گیرندگان و همچنین ارتباط میان گروهی بین یادگیرندگان می توان آنها را در تدریس بکار گرفت (نوروزی، آقازاده، عزت خواه، ۱۳۷۶).
معلم کارآمد کسی است که یادگیرندگان را با مسائلی روبرو سازد و برای حل مسائل مطرح شده آنان را به اندیشیدن وا دارد.
مشکل اینجاست که اگر فعالیت مدرس در کلاس درس به صورت رفتار متقابل بر اساس هدف خاصی صورت نگیرد، به هیچ وجه مفهوم تدریس به آن اطلاق نخواهد شد. ممکن است مدرسی در کلاس درس صحبت کند یا تمرین حل کند اما به مفهوم واقعی تدریس نداشته باشد، زیرا به فعالیت های پراکنده و یکجانبه تعلیم دهنده که هیچگونه تغییری در شاگردان ایجاد نکند تدریس گفته نمی شود. همچنین به آن نوع یادگیری که از طریق فیلم و تلویزیون، کتاب و غیره صورت می گیرد تدریس اطلاق نمی شود و فیلم و تلویزیون و کتاب نیز معلم نیستند یا کسانی که به طور جنبی به کار تدریس اشتغال می ورزند مانند کسی که به کلاس درس نظم می دهد، هدف های درس را تهیه و تنظیم می کند و یا به تصحیح اوراق امتحانی می پردازد نمی توان الزاماً عنوان معلمی داد و کارش را تدریس دانست (شعبانی، ۱۳۷۱).
رونالد هایمن (۱۹۷۰) به نقل از فتحی آذر (۱۳۸۲) چهار مورد رادر اهمیت درک مفهوم تدریس مشخص کرده است که بر اساس جمع بندی وی موارد زیر مورد بررسی قرار می گیرند:

الف) شخصی که حرفه ی معلمی را برای شغل آینده ی خویش انتخاب کرده یا به دلایلی چنین امری به او محول شده است. باید بداند که ماهیت آن شغل چیست؟ چه کارهایی در آن زمینه باید انجام دهد؟
ب) پژوهش ها و تحقیقات زیادی در بهینه سازی فرآیند تدریس انجام گرفته است. اما هر پژوهشگری پیش از جمع آوری و تحلیل اطلاعات و نتیجه گیری از آن باید از مفهوم مورد نظر آگاهی کاملی داشته باشد در غیر این صورت اطلاعات جمع آوری شده وی و یا نتایج بدست آمده فاقد اعتبار می باشد.
پ) در اکثر کلاس های درس به ارزشیابی از کیفیت تدریس نیاز احساس می شود این موضوع بویژه در تدریس معلمان و دبیران مبتدی به عهده ی کارشناسان یا ناظران و یا مدیران مدارس گذاشته می شود. این امر در اعتبار بخشی به نتایج ارزشیابی خود باید تعریف مشخص و معین از متغیر مورد بررسی داشته باشند.
ت) درک از یک مفهوم و ایمان به آن بسیاری از اعمال و رفتار فرد را در همان مفهوم کنترل می کند و به آن جهت می بخشد. شیوه تدریس معلمان و مربیان بیشتر به درک ماهیت تدریس مربوط می شود؛ زیرا بسیاری از اعمال و رفتار آن ها در کلاس های درس به وسیله ی ماهیت درک آنها از تدریس سازمان می یابد. درک صحیح از مفهوم تدریس سبب می شود که تا آنها فعالیت هایی را در کلاس انجام دهند که جزو تدریس به شمار آید. بدین ترتیب ارزش تدریس این مربیان افزایش می یابد.

با توجه به مراحلی که اشاره شد اگر مربیان ومعلمان بغیر از تسلط به موضوع و سایر مواردی که در طی یک فرآیند تدریس آنها را موفق می گرداند آشنایی کاملی از شیوه ها و فنون تدریس نداشته باشند ممکن است تدریس کنند و اعمالی را در کلاس انجام دهند ولی به هیچ روی ممکن نیست در راه رسیدن به هدف خود که همان یادگیری متعلمین و تغییر و تحول در رفتار آنهاست موفق شوند. پس در این بین استادان، مربیان و معلمان باید با مفاهیم و اصول روش های تدریس آشنا شده تا امر یادگیری را تسهیل کنند و از شیوه هایی مغایر با اصول تعلیم و تربیت استفاده نکنند.
تدریس فعالیتی است که سبب یادگیری و آگاهی می شود. اگر نتیجه تدریس با یادگیری همراه نباشد در واقع می توان گفت که امر تدریس انجام نگرفته است. یادگیری با اخذ دانش، مهارت ها و نگرش ها و روشی که باعث تغییر این عوامل در انسان شده و تحولی را بوجود می آورد سر و کار دارد. بنابراین یادگیری پدیده ای است که تغییر در رفتار را سبب می شود (فتحی آذر، ۱۳۷۲).
نظام آموزش عالی به عنوان یک نظام پویا، هوشمند و هدف مند در این راستا دارای نقش عمده ای چون تربیت نیروی انسانی متخصص مورد نیاز جامعه، ترویج و ارتقای دانش، گسترش تحقیق و تتبع و زمینه سازی برای توسعه کشور است و تحقق این اهداف، وسواس علمی ـ پژوهشی خاصی را می طلبد و اعضای هیئت علمی از عوامل اصلی و مهم نظام آموزشی کشور هستند. از آنجا که نقش آموزش عالی در توسعه اقتصادی و اجتماعی... تعیین کننده است و نیروی انسانی متخصص مورد نیاز بخش های مختلف توسط بخش آموزش عالی تربیت می شود تقویت و توسعه ی این بخش زیر بنای توسعه ی سایر بخش ها خواهدبود (ستار، ۱۳۷۸).
صاحب نظران تعلیم و تربیت جدید با تعاریف قبلی تدریس که آن را انتقال معلومات می دانستند مخالفند و تدریس را تفهیم مطالب و مفاهیم پیچیده و غامض به دانش آموزان ودانشجویان می دانند.
لانجرن(۱) «تدریس را فرآیند پیچیده و از قبل برنامه ریزی شده ای می داند که توسط معلم در کلاس اجرا می شود و هدف عمده اش ایجاد یادگیری و تعامل عینی و ذهنی یادگیرنده با مطالب یاد گرفتنی است. بنابراین معلم باید دانش آموزان را با مطالب یادگرفتنی درگیر نماید و راه و روش دانستن را به آنها بیآموزد نه اینکه تنها به انتقال فرمول ها و معلومات اکتفا کند.» (به نقل از نصر اصفهانی، ۱۳۷۱ ص ۱۳۶).
کارل راجرز می گوید همانطوری که در روان درمانی روانشناس صرفاً به بیمار کمک می کند تا مشکلات خودش را بشناسد و به چگونگی رفع آن مشکل نیز پی ببرد در تدریس نیز دانش آموز خودش مطالب را فرا می گیرد و معلم فقط به او کمک می کند تا به هدف های آموزشی نزدیک گردیده آنها را فرا گیرد (همان منبع).
تحقیقاتی که به طور مستقیم آگاهی اساتید درباره روش ها و فنون تدریس را تجزیه و تحلیل کرده و مورد بررسی قرار دهد یافت نشد، مع الوصف در مقاله ای تحت عنوان: ارزشیابی کیفیت تدریس در آموزش عالی و بررسی برخی دیدگاه ها، کیفیت تدریس اساتید از منظر دانشجویان مورد بررسی قرار گرفته است (معروفی، کیامنش، مهرمحمدی، علی عسگری، ۱۳۸۶). حاصل مطالعات انجام شده نشانگر این امر است که آشنایی و آگاهی اساتید با روش ها و فنون تدریس و بکار گیری آن در تدریس فعال و پویا باعث یادگیری و تفهیم علوم و محتوا و افزایش جوی سالم و رقابتی و افزایش موفقیت تحصیلی در دانشجویان می شود.
لازم به ذکر است که نتایج ارزیابی مهارتهای تدریس اساتید جدیدالاستخدام دانشگاه تبریز در سال های اخیر حاکی از آن است که در برخی از موارد نظیر؛ قدرت بیان و ایجاد ارتباط احترام آمیز با دانشجویان کاستی هایی وجود دارد (گزارش دفتر طرح، نظارت و ارزیابی دانشگاه، ۱۳۸۶). این ارزیابی ها از طریق پرسشنامه های بسته پاسخ از دیدگاه دانشجویان صورت گرفته و به صورت کمی مورد تحلیل واقع شده است. به نظر محقق جهت رسیدن به یک ارزیابی دقیق تر و جامع تر در این زمینه نیاز به انجام پژوهش کیفی و کشف روایت های جامعه ی پژوهشی مذکور در حیطه ی تدریس می باشد و این کتاب قصد اکتشاف موارد ذکر شده را دارد.
طی این تحقیق سعی بر آن است که با بررسی میزان آشنایی اساتید جدیدالاستخدام دانشگاه تبریز با مهارتهای تدریس به کاستی های احتمالی موجود در این زمینه پی برده شود تا با ارائه پیشنهادها و راه کارهای لازم، مدیریت دانشگاه نسبت به مرتفع ساختن نیازهای موجود در این زمینه اقدام نماید و موجبات بهبود کیفیت آموزشی درسطح دانشگاه را فراهم آورد.
در جهان امروز پا به پای دگرگونی های پر شتاب و توسعه ی حیرت آور دانش و فناوری و فرهنگ، آموزش دانش و فناوری توسعه و تحول یافته است. با بررسی های علمی، اهمیت روز افزون «روش های آموزشی» هم چون دیگر دانش ها و پژوهش ها روز به روز بیشتر نمایان می شود؛ به عبارت روشن تر، امروزه دانش و فناوری پویا، به اندازه ای میدان فراخ توسعه را در هم نوردیده است که تنها از راه آموزش و تعلیم و تعلم دقیق و کاربرد روش های علمی و استفاده از نتایج پژوهش های آموزشی گسترده و ژرف، همگامی با پیشرفت های جهان پویای معاصر امکان پذیر است (فتحی آذر،۱۳۸۲).
«آموزش عالی از جمله نهادهای جامعه است که دارای رسالت های ویژه ای می باشد از جمله: ـ تسریع و تسهیل فرآیند توسعه اقتصادی و فرهنگی کشور ـ ارتباط با آزمان های جامعه و نظام ارزشی آن ـ تربیت نیروی انسانی متخصص مورد نیاز جامعه ـ برقراری و گسترش ارتباط متقابل بین دانشگاه ها و موسسات آموزش عالی و سایر بخش های فرهنگی و علمی و صنعتی، اقتصادی و خدماتی کشور ـ ایجاد و تسهیل برقراری روابط علمی، فرهنگی، سیاسی و اقتصادی در سطح منطقه و جهان.» (طیبی، ۱۳۷۳، نقل از صالحی، ۱۳۸۰).
«در جهت تحقق این رسالت، وظایف و عملکردهای خاص بر عهده ی نظام آموزش عالی قرار می گیرد. از جمله مهمترین این وظایف می توان از تدریس و آموزش، تحقیق، ارائه خدمات، توسعه دانش و معرفت، رشد حرفه ای و گسترش فرهنگ کتاب و انتشارات نام برد.» (کبل، الفوسو، ۱۹۹۳، نقل از صالحی ۱۳۸۰). در مجموع انجام این وظایف می تواند آموزش عالی را در تکامل و تعالی و توسعه بخشیدن به جامعه یاری دهد (صالحی، ۱۳۸۰).
در سال های اخیر تکامل حرفه ای مدرسین به عنوان یکی از اجزا با اهمیت نظام آموزشی موردتاکید قرار گرفته واین موضوع درحال حاضر مطرح است که چگونه نظارتی برفعالیتهای مدرسین معمول گردد تا بتوانند با توجه به تحولات روزافزون دنیای امروز در هرشرایطی با هر امکانی در انجام وظایف و نقشهای محوله موفق گردند و با مشکلات حرفه ای مقابله مناسبی داشته باشند (صالحی، ۱۳۷۹).
معلم خوب در فرآیند فعالیت های آموزشی باید سعی در شناخت فراگیران خود داشته باشد. شناسایی شاگردان در فرآیند تدریس و یادگیری او را یاری می دهد (مرادی، ۱۳۸۳).
مربیان با کاربرد الگوها و روش های تدریس در هر درس از علوم انسانی گرفته تا علوم محض ملاحظه خواهند کرد که نه تنها تدریس مطالب با آسانی بیشتری صورت می گیرد بلکه یادگیری دانش آموزان افزایش یافته و علاوه بر آن شاگردان خود مهارت استفاده از هر یک از الگوهای تدریس را برای یادگیری نحوه یاد گرفتن و کاربرد آن در یادگیری سایر مطالب (فرا شناخت) می آموزند (جویس، ویل، کالهون، ۱۳۸۰).
مطالعه الگوها و روش های تدریس حتی برای مربیانی که فکر می کنند بهترین روش های تدریس را اعمال می کنند مفید است؛ زیرا می توانند با مقایسه روش های جاری تدریس خود با این الگوها به میزان موفقیت خود پی ببرند. استادان و معلمان با استفاده از این مطالب در درس روشها و فنون تدریس ابتدا باید آگاهی کاملی از درس داشته باشند، خود را لبریز از عشق و معلمی و تدریس حس کنند، توانایی بیان و پاسخگویی به علایق فراگیران را در خود حفظ کنند، در جریان آخرین دیدگاه ها قرار گیرند در کلاس رابطه انسانی و منطقی بر قرار سازند، در رفع اشکالات پژوهشگر کوشا باشند، فراگیران را در مشارکت و احترام به یکدیگر تشویق کنند از منابع تازه استفاده، و روش های تدریس خود را همواره اصلاح کنند (همان منبع).
مبحث روش های تدریس یکی از مباحث اساسی و بنیادی تعلیم و تربیت است به همین دلیل جزو درس های عمومی و مشترک کلیه ی رشته های علوم تربیتی محسوب می شود.
معلمی که می خواهد عهده دار منصب تعلیم گردد باید قبلاً مراتب صلاحیت و شایستگی خویش را برای احراز چنین مقامی فراهم آورده و باید این شایستگی در تمام مظاهر وجود او پدیدار باشد. یعنی سیما و چهره و طرز سخن گفتن و گفتارش نمایانگرصلاحیت و شایستگی او برای احراز مقام تعلیم بوده و اساتید صالح نیز صلاحیت او را تایید و گواهی نمایند (کیانی دولت آبادی، صدیق پور، ۱۳۷۶).
تربیت انسان های متفکر و خلاق روش خاص خود را می طلبد. قالب ها و چهار چوب های گذشته هرگز نمی توانند چنین بستر و موقعیتی را فراهم سازند. متاسفانه در بسیاری از نظام های آموزشی به دلیل گسترش و توسعه سریع مدارس، و بکار گیری نیروهای اجرایی غیر متخصص و تربیت نشده عاداتی نامطلوب بر فرآیند تدریس حاکم شده است، مخصوصاً آن دسته از عادت های غلطی که جانشین همفکری، تعامل و مشارکت دانش آموزان در کلاس درس شده اند و هر گونه آزادی اندیشه، نقادی و نوآوری را از آنان گرفته اند و به جای استفاده از روش های تدریس جدید بر اجرای روش های سنتی پا فشاری می کنند. بنابراین یکی از ضروری ترین تحولات در نظام های آموزشی تحول در نگرش و روش تدریس معلمان واساتید، مدیران اجرایی نظام آموزشی است. برای دست یابی به چنین تحولی معلمان و اساتید باید دانش و بینش صحیح از نظریه ها و راهبردهای مختلف آموزشی داشته باشند؛ زیرا نظریه ها و رویکردهای تحول آفرین در فرآیند اجرا با استفاده ی درست از راهبردهای یاددهی ـ یادگیری هویت می یابند، و کارایی و مفید بودنشان مشخص می شود. بهترین برنامه های درسی در فرآیند اجرای نامطلوب ممکن است به انحراف کشیده شود و نتیجه ی معکوس به بار آورد (شعبانی، ۱۳۸۵).
«یکی از اهداف آموزش عالی ارتقای کیفیت شغلی کارکنان متخصص و آموزش دیده به منظور رهبری ملت و همچنین ارائه پیشرفت های تکنولوژیکی و علمی است که اعتلای کیفیت زندگی را در پی خواهد داشت. میزان رسیدن به این هدف بستگی زیادی به ایجاد محیط آموزشی دارد که موجب یادگیری دانشجویان، یعنی نخبگان هر جامعه می گردد»(به نقل از حسینی نسب، ۱۳۷۳ ص ۹).
نتیجه گیری این که ارزشیابی فرایندی ضروری برای تمامی سازمانهاست و برای موسسات آموزش عالی که توسعه و تعالی جامعه را هدف خود قرار داده اند، ضرورت و اهمیت حیاتی دارد. اساسی ترین اصل درجامعه دانشگاهی در درجه نخست بهبود کیفیت یادگیری و یاددهی است. بدین لحاظ ارزشیابی از کار اساتید باید یکی از قسمت های با اهمیت از فعالیتهای آن را تشکیل دهد.
تعیین کیفیت یاددهی ـ یادگیری در نظام های دانشگاهی مستلزم نگاه جدی به تمامی عوامل درگیر با فرایند یاددهی ـ یادگیری است. بطور مسلم اعضای هیئت علمی دانشگاهها در این فرایند از عوامل عمده و موثر محسوب می شوند. برای بهبود فرایند یاددهی ـ یادگیری، هم توسعه مداوم فردی اعضای هیئت علمی و هم ارزشیابی وظایفی که در این فرایند به عهده دارند از شاخصه های اصلی یک دانشگاه موفق است (یمانی یوسفی،۱۳۸۵). از این رو ضرورت دارد که این گونه ارزیابی در دانشگاه تبریز نیز که قدیمی ترین دانشگاه شهرستانی ایران محسوب می شود، صورت گیرد.

متغیرها و تعاریف آن

الف) روش ها و فنون تدریس
ب) اساتید جدیدالاستخدام
ج) مهارت های کلامی
د) مهارت های غیرکلامی
ه) نظریه های یادگیری
و) مدیریت کلاس درس
ز) الگوهای تدریس
د) ارزشیابی
تعریف نظری روش ها و فنون تدریس
عبارت از راه منظم، با قاعده و منطقی برای ارائه درس می باشد. یا بیان صریح معلم درباره آن چه باید یاد گرفته شود و یا هم ورزی متقابلی که بین استاد و دانشجو و یا دانش آموز و محتوا در کلاس درس جریان دارد.
تعریف عملیاتی روش ها و فنون تدریس
فعالیتی از طرف استاد که هدفش ایجاد شرایط مطلوب یادگیری است. فعالیتی که به صورت تعامل و رفتار متقابل بین استاد و دانشجو جریان دارد. فعالیت هایی نظیر؛ سخنرانی، بحث گروهی، پرسش و پاسخ، حل مسئله و....

اساتید جدیدالاستخدام: تمامی اساتیدی که در سال های تحصیلی ۸۶ ـ ۸۵ و ۸۷ ـ ۸۶ به استخدام دانشگاه تبریز در آمده اند.

مهارت های ارتباط کلامی: یکی ازروشهای برقراری ارتباط استفاده ازکلمات واعداداست. این کلمات واعدادبه حالت گفتاری یانوشتاری مطرح میشوندکه هردودرمفهومی بنام ارتباط کلامی مشخص می شوند.

مهارت های ارتباط غیرکلامی: انسان جهت برقراری ارتباط، ناگزیر از ارسال و دریافت پیام است. در این جریان ازکلمات، اعداد، تصاویر، اشیاء و رفتار و حرکاتی که برای طرف مقابل دارای مفهوم اند و یا در تفهیم ارتباط کلامی کمک می نمایند استفاده می کند. ایما و اشاره و حرکات رفتاری که دارای معنی اند اما به حالت کلامی و گفتاری ارائه نمی شوند ارتباط غیرکلامی می گویند.

نظریه های یادگیری: نظریه به معنای وسیع کلمه، عبارت از تعبیر و تفسیر حوزه یا جنبه ای از شناخت است. نظریه های یادگیری شرایط انجام دادن یا انجام ندادن یادگیری راتحلیل می کنند. تا قبل از شروع قرن هفدهم میلادی سه نظریه عمده به نامهای دیسیپلین روانی، شکوفایی طبیعی واندریافت وجود داشت ولی بتدریج در قرن هفدهم جان لاک و در قرن هجدهم هربارت و در قرن نوزدهم پاولوف، واتسن، ثرندایک و پیروان مکتب گشتالت، پایه های جدیدی در روانشناسی به طور اعم و در روانشناسی تربیتی به طور اخص بنیاد نهادند و سرانجام در قرن بیستم افرادی چون اسکینر، پیاژه، برونر، ازوبل و بلوم کوشیدند تا به نوعی یادگیری انسان و حیوان را مورد پژوهش و مطالعه قرار دهند. نظریه های معاصر را که یادگیری در نظامهای آموزشی را تحت تاثیر قرار داده می توان به دو مجموعه بزرگ رفتارگرایی و شناختی تقسیم کرد.

مدیریت در کلاس: اخذ دانش و تجربیات گوناگون در راستای دست یابی به رشد تفکر منطقی در محیطی سازمان یافته، امکان پذیر می باشد. سازمان دهی عناصر انسانی و ایجاد جو مناسب در محیط یادگیری نقش مهمی در تحقق اهداف یادگیری دارند. در این باره مدیریت درکلاس درس یکی از متغیرهای مهمی است که در یادگیری و شکل دهی رفتار مطلوب در فراگیران نقش مهمی را ایفا می کند.

الگوهای تدریس: الگوهای تدریس بر اساس نوع فعالیت به فراگیرمحوری و معلم محوری تقسیم می شود ولی می توان بر مبنای منطق و نحوه ارائه، آن ها را به روشهای مستقیم و غیرمستقیم طبقه بندی کرد. در واقع می توان تدریس یکطرفه را تدریس خطی و تدریس دو طرفه را غیر خطی نامید. الگوی تدریس در واقع هار چوب ویژه ای است که عناصر مهم تدریس در درون آن قابل مطالعه است و شناخت و آگاهی از عوامل مذکور می تواند معلم را در اتخاذ روش های مناسب تدریس کمک کند.

ارزشیابی: ارزشیابی عبارت از جمع آوری منظم اطلاعات، تحلیل و تفسیر آن و قضاوت ارزشی به منظور تصمیم گیری های آموزشی است. همچنین ارزیابی به فعالیت مداوم و منظم و جریانی که در آن تلاش می گردد تا ارزش یا میزان ارزش در مورد پیشرفت تحصیلی مشخص گردد و در مورد آن تصمیم گیری شود.
اندازه گیری عناصر تدریس عنوان شده از طریق انجام مصاحبه با اساتید بر اساس روشی که در قسمت روش تحقیق توضیح داده شده انجام گرفته است.

نظرات کاربران درباره کتاب مهندسی تدریس