فیدیبو نماینده قانونی کنکاش و بیش از ۶۰۰ ناشر دیگر برای عرضه کتاب الکترونیک و صوتی است .
کتاب طب‌القرآن

کتاب طب‌القرآن

نسخه الکترونیک کتاب طب‌القرآن به همراه هزاران کتاب دیگر از طریق فیدیبو به صورت کاملا قانونی در دسترس است.


فقط قابل استفاده در اپلیکیشن‌های iOS | Android | Windows فیدیبو

درباره کتاب طب‌القرآن

یکی از جنبه‌های اعجاز قرآن که در دو قرن اخیر مورد توجه دانشمندان قرار گرفته، جنبه اعجاز گیاه پزشکی و گیاه شناسی قرآن است. درباره شفا بخشی قرآن از جنبه طبی، برخی از محققین تأثیرات آن را بر انسان در زمینه‌های مختلف مورد بررسی قرار داده‌اند و از این طریق شفابخشی قرآن با علوم تجربی به اثبات رسیده است. آیات متعددی در قرآن کریم به گیاهان و نقش آن‌ها در تغذیه انسان اشاره دارند که با مروری بر آن‌ها می‌توان استنباط کرد که از منظر قرآن، اهمیت گیاهان در تغذیه انسان بیشتر از سایر مواد خوراکی است و گیاهان علاوه بر تغذیه انسان، به عنوان دارو و درمان بیماری‌ها نیز کاربرد دارند. در این کتاب برآنیم تا در فصل اول، اعجازهای قرآن در زمینه گیاه پزشکی و تغذیه مورد بررسی قرار گیرد. در فصل دوم، گیاهان، میوه‌ها و غذاهای دارویی در قرآن به طور مفصل شرح داده می شود. در فصل سوم به معرفی خواص درمانی بیش از ۱۰۰۰ نوع گیاه و میوه بر اساس حروف الفبا و با تاکید بر روایات می‌پردازیم. در فصل چهارم، عرقیات گیاهی، خواص و نحوه مصرف آن‌ها در مورد بیماری‌های مختلف بررسی می شود. در فصل پنجم، به بیان انواع عسل، خاصیت‌های آن‌ها و نحوه تشخیص عسل طبیعی پرداخته می شود و در نهایت در فصل ششم، خواص روغن‌های خوراکی وگیاهی و بهترین و بدترین آنها در تعذیه انسان شرح داده می شو

ادامه...
  • ناشر کنکاش
  • تاریخ نشر
  • زبان فارسی
  • حجم فایل 5.53 مگابایت
  • تعداد صفحات ۷۶۲ صفحه
  • شابک

بخشی از کتاب طب‌القرآن

شما به آخر نمونه کتاب رسیده‌اید، برای خواندن نسخه کامل، کتاب الکترونیک را خریداری نمایید و سپس با نصب اپلیکیشن فیدیبو آن را مطالعه کنید:

رَبَّنا آتِنا مِن لَدُنکَ رَحمَهً وَهَیِّیء لَنا مِن اَمرِنا رَشَداً
و مَنْ اَوْفی بَعَهدِهِ مِنَ اللهِ فَاسْتَبْشرُوا ببَیْعِکُمُ الَّذی بایَعْتُمْ بِهِ وَ ذلِکَ هُوَ الْفَوْزُ الْعَظیم

تقدیم به:
چهارده معصوم(ع)، فرزندان صالحشان و یاران باوفایشان به ویژه حضرت عشق و احساس، قمر بنی هاشم(ع)، حضرت ابوالفضل العباس(ع)و مادرشان، ام البنین (س)

پیشگفتار

یکی از جنبه های اعجاز قرآن که در دو قرن اخیر مورد توجه دانشمندان قرار گرفته، جنبه اعجاز گیاه پزشکی و گیاه شناسی قرآن است. درباره شفا بخشی قرآن از جنبه طبی، برخی از محققین تاثیرات آن را بر انسان در زمینه های مختلف مورد بررسی قرار داده اند و از این طریق شفابخشی قرآن با علوم تجربی به اثبات رسیده است. آیات متعددی در قرآن کریم به گیاهان و نقش آن ها در تغذیه انسان اشاره دارند که با مروری بر آن ها می توان استنباط کرد که از منظر قرآن، اهمیت گیاهان در تغذیه انسان بیشتر از سایر مواد خوراکی است و گیاهان علاوه بر تغذیه انسان، به عنوان دارو و درمان بیماری ها نیز کاربرد دارند. در این کتاب برآنیم تا در فصل اول، اعجازهای قرآن در زمینه گیاه پزشکی و تغذیه مورد بررسی قرار گیرد. در فصل دوم، گیاهان، میوه ها و غذاهای دارویی در قرآن به طور مفصل شرح داده می شود. در فصل سوم به معرفی خواص درمانی بیش از ۱۰۰۰ نوع گیاه و میوه بر اساس حروف الفبا و با تاکید بر روایات می پردازیم. در فصل چهارم، عرقیات گیاهی، خواص و نحوه مصرف آن ها در مورد بیماری های مختلف بررسی می شود. در فصل پنجم، به بیان انواع عسل، خاصیت های آن ها و نحوه تشخیص عسل طبیعی پرداخته می شود و در نهایت در فصل ششم، خواص روغن های خوراکی وگیاهی و بهترین و بدترین آنها در تعذیه انسان شرح داده می شود. می توان گفت قرآن کریم هم به موضوع بیماری پرداخته و هم نکات مربوط به درمان بیماری ها را مورد بحث قرار داده است.

دکتر مرضیه مختاری پور
۲۰ /۲/ ۱۳۹۳

فصل اول:اعجازهای پزشکی و تغذیه در قرآن کریم

مقدمه

یکی از جنبه های اعجاز قرآن که در دو قرن اخیر مورد توجه دانشمندان قرار گرفته، جنبه اعجاز طبی قرآن است. برخی از محققین در علوم پزشکی، روان شناسی، جامعه شناسی و... قرآن و مطالب آن را مورد توجه قرار داده و تاثیرات آن را بر انسان در زمینه های مختلف مورد بررسی و مطالعه قرار داده اند و از این طریق شفابخشی قرآن را با علوم تجربی به اثبات رسانده و عموماً به نتایج جالب و شگفت انگیزی نیز دست یافته اند. در این بخش به برخی از آیاتی که منشا پیدایش علوم مختلف پزشکی و یا حداقل عامل سوق دادن مسلمانان به سوی این علوم بوده است، مورد بررسی قرار می گیرد. در مجموع می توان گفت قرآن کریم هم به موضوع بیماری پرداخته و هم نکات مربوط به بهبودی از بیماری ها را مورد بحث قرار داده است.
اعجاز پزشکی در قرآن کریم از دو منظر قابل بررسی است:
۱، آیات قرآن حاوی اطلاعات، دستورات و سفارش های پزشکی است که علم و عمل به آن موجب سعادت انسان می شود. اعجاز این آیات از این باب است که در زمان نزول آن ها هیچ گونه علمی نسبت به این مطالب وجود نداشته است.
۲،آیات قرآن از این نظر اعجاز طبی دارد که خود فی نفسه باعث شفا و درمان بیماری ها می شود (صیفوری، اسماعیلی و کرمی، اعجاز علمی قرآن کریم،۱۳۸۹).
در قرآن کریم آیاتی وجود دارد که قرآن را شفاء می خواند:"وَ نُنَزِّلُ مِنَ القُرآنِ مَا هُوَ شِفاءٌ وَ رَحمَهٌ للمُومِنِینَ وَ لَا یزیدُ الظَّالِمِینَ الَّا خَسَارًا واز قرآن، آن چه شفا و رحمت است برای مومنان نازل می کنیم و ستم گران را جز خسران و زیان نمی افزاید"(سوره اسراءآیه۸۲). "یا ایهَا النَّاسُ قَد جاءَتکُم موعظَه من رَّبکُم وَ شِفاءٌ لَّمَا فِی الصُّدُورِ وَ هُدًی وَ رَحمَهٌ للمُومِنِین، ای مردم! اندرزی از سوی پروردگارتان برای شما آمده است و درمانی برای آن چه در سینه هاست (درمانی برای دل های شما) و هدایت و رحمتی است برای مومنان" (سوره یونس، آیه۵۷). در برخی از روایات اسلامی نیز به جنبه شفابخشی قرآن اشاره شده است:" برای دردهای خود از قرآن شفا بطلبید و در مشقت ها از آن یاری بخواهید، زیرا درمان بزرگ ترین دردها که کفر و نفاق و انحراف و گمراهی است، در آن است (سیدرضی، نهج البلاغه، ۱۳۷۴،خ۱۷۶). امام کاظم (ع) می فرماید: " فی القرآن شفاء من کل داء، شفای هر دردی در قرآن است " (طبرسی، مکارم الاخلاق، ۱۳۸۲،ص۳۶۳). نکته بسیار مهم این است که شفا بخشی قرآن هیچ آثار نامطلوبی بر روی فکر و جسم انسان ندارد، در حالی که داروهای شفابخش دردهای جسمانی، بعضاً عوارض نامطلوبی بر بدن بر جای می گذارند. حضرت علی(ع) در خطبه ۱۹۸ نهج البلاغه می فرماید: "شفاء لا تخشی اسقامه، قرآن داروی شفا بخشی است که هیچ بیماری از آن برنمی خیزد". امام موسی کاظم(ع) نیز در این باره می فرماید: "لیس من دواءِ الّا و یهیج داءَ؛ هر دارویی، بر انگیزنده بیماری دیگری است" (مجلسی، بحارالانوار،۱۴۰۳، ج۵۹، ص۶۸)
تاثیر شفابخشی قرآن در جامعه نیز در طول تاریخ مشهود بوده و به روشنی دیده می شود. با مقایسه وضع عرب جاهلی با تربیت شدگان مکتب قرآن و پیامبر(ص) در آغاز اسلام می توان دریافت که قرآن نه تنها آن ها را درمان کرد تا از چنگال جهل، خون ریزی و انواع فساد اخلاقی نجات یابند، بلکه آنان را به قدری نیرومند ساخت که بر جهانیان سروری کنند و به چنان علم و تمدنی دست یازند که الگوی همه عالم شوند (صیفوری، اسماعیلی و کرمی، اعجاز علمی قرآن کریم،۱۳۸۹).
بنابراین قرآن شفاء است برای تمام دردهای قلبی، بدنی و اخروی، به عقیده مفسرین شفا در این آیه مطلق است، یعنی همه قرآن شفا است از امراض صوری و معنوی و قلبی و قالبی. از نظر علمی نیز نمی توان، بین شفاء روحی و روانی و شفاء جسمانی خط مرزی قائل شد. زیرا این دو با هم عجین بوده و از یک دیگر جدا نیستند. این مطلب از بدیهیات علم پزشکی است و همه دانشمندان طب آن را پذیرفته اند. تجربه ثابت کرده است برخی بیماران که بیماری آن ها ظاهراً جسمانی است هیچ گونه عامل جسمی در آن ها مشاهده نمی شود و عامل و ریشه بروز بیماری آن ها را تنها می توان در روح و روان بیمار جستجو کرد. سازمان جهانی بهداشت، سلامتی را این گونه تعریف می کند: سلامت عبارت است از حالت آسایش کامل جسمی، روانی، اجتماعی و نه فقط نبودن بیماری و ناتوانی. به عقیده پزشکان اسلامی در این تعریف یک نقص بزرگ وجود دارد و آن نادیده گرفتن زندگی انسان پس از مرگ است و تاثیر مهمی که اعتقاد به معاد می تواند بر سلامتی انسان داشته باشد. لذا به نظر آن ها باید «محدوده هماهنگ با نظام اعتقادی» نیز در چارچوب این تعریف گنجانده شود. با این حال در تعریف جهانی سلامت، به بعد روانی نیز اشاره شده و عدم معلولیت و ناتوانی جسمانی را به معنای سلامت یا تندرستی نمی پذیرد (همان).
بیماری و سلامت از بدو خلقت بشر با انسان عجین بوده و با آن آشنا می باشد، به همین سبب انسان همواره برای درمان و دست یافتن به دارو تلاش می کرده است. انبیاء(ع) نیز به مساله طبابت اهتمام خاصی داشتند. حتی اقدامات حضرت عیسی(ع) در امر طبابت، اعجازآفرین بود. (کلینی، الکافی، ۱۳۶۵). قرآن حکیم که رسالت اصلی خود را در هدایت بشر به سوی کمال خلاصه و سلامت و پرورش روح را در قالب اخلاق و اعتقاد و احکام اشاره کرده(سوره بقره، آیه ۱۸۵) به سلامت جسم که مقدمه سلامت روح است، توجه کامل داشته است، زیرا که نبود سلامتی، انسان را از مسیر تعالی روح باز می دارد. مطالب پزشکی که در قرآن مطرح شده دارای اعجاز و شگفتی است، در حالی که عقول بشر در آن زمان از کشف آن عاجز و در این زمان از شگفتی آن متعجب است. آنچه در این مسائل انسان را به تعجب وا می دارد آن است که قوانین و مقرارات قرآن با نظم طبیعت و سلامت جسم و روح انسان همگون است، به این معنا که نمی توان در قرآن مساله ای یافت که با سلامت انسان در تضاد باشد. طب در لغت به معنای درمان جسم و جان آمده و در اصل به معنای علم به شیء و مهارت در آن است و به شخص از آن جهت که در عمل خود حاذق و ماهر است، طبیب می گویند (علایی، شگفتی ها و اعجازهای پزشکی در قرآن، ۱۳۹۰). موضوع اعجاز پزشکی قرآن حتی در احادیث گاه با عنوان شگفتی از آن یاد شده است، به عنوان مثال امام علی(ع) درباره آناتومی بدن می فرماید:"اعْجَبُوا لِهَذَا الْاِنْسَانِ ینْظُرُ بِشَحْمٍ وَیتَکلَّمُ بِلَحْمٍ وَ یسْمَعُ بِعَظْمٍ وَیتَنَفَّسُ مِنْ خَرْمٍ"؛ "از ویژگی های انسان در شگفتی می مانید که با پاره ای «پی» می نگرد و با «گوشت» سخن می گوید و با «استخوان» می شنود و از «شکافی» نفس می کشد". (سیدرضی، ترجمه و شرح نهج البلاغه، ۱۳۷۴، ح ۸) کتاب توحید مفضل که برگرفته از آیات و وحی می باشد، نمونه بارزی از اشارات امام صادق(ع) به شگفتی ها و اعجاز پزشکی قرآن است(همان)

مفاهیم طبی در قرآن

۱، شفاء: واژه «شفاء» به معنی صحّت و سلامت است. واژه «شفاء» شش مرتبه در قرآن مطرح شده است که در برخی از آیات به بعد روحی اشاره دارد مانند: "وَشفاءٌ لِما فِی الصُّدُورِ" (سوره یونس، آیه۵۷)،"ما هُوَ شِفاءٌ وَرَحْمَهٌ لِلْموْمِنینَ" (سوره اسراء، آیه۸۲)، "هُدیً وَشفاءٌ" (سوره فصلت،آیه۴۴)، "وَیشْفِ صُدُورَ قوْمٍ مُوْمِنین" (سوره توبه، آیه۱۴) و در برخی دیگر از آیات به شفاء جسمی نظر دارد: "فیهِ شِفاءٌ لِلنَّاس"(سوره نحل/۶۹)،"وَاِذا مَرِضْتُ فَهُوَ یشفین" (سوره شعراء، آیه ۸۰).
۲، مرض:واژه «مَرَض» یا بیماری، یعنی خارج شدن حالت مزاج انسان از اعتدال که ویژه انسان است. (راغب اصفهانی، مفردات فی غریب القرآن، ۱۳۳۲) و بیش از ۲۳ مرتبه در قرآن تکرار شده است. بیماری یا مرض دو گونه است: یکی بیماری جسمی می باشد، چنان که در برخی از آیات (ده آیه) به بیماری جسمی اشاره دارد مانند: (سوره بقره، آیات۱۸۴،۱۸۵،۱۹۶؛ سوره نساء، آیات۴۳،۱۰۲؛ سوره مائده، آیه۶؛ سوره نور، آیه۶۱؛ سوره مزمل، آیه۲۰،سوره فتح، آیه ۱۷، سوره توبه، آیه ۹۱). استعمال دیگر این کلمه در بیماری هایی مانند: رذیلت و هرزگی، نادانی، ترس، بخل و حسد، نفاق و دورویی و... است که از صفات اخلاقی مذموم می باشند، مانند: "فِی قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ فَزادَهُمُ اللَّهُ مَرَضاً" (سوره بقره،آیه ۱۰)، "اَفِی قُلوبِهِمْ مَرَضٌ اَمِ ارْتابُوا" (سوره نور، آیه۵۰ و سوره توبه، آیه ۱۲۵). واژه «سقیم» نیز به معنای بیماری که در بدن مستقر شده استعمال می شود و اکثراً درباره بیماری جسمی و حاد به کار می رود که در قرآن دو مرتبه ذکر است: "فَقالَ اِنِّی سَقیمٌ"(سوره صافات، آیه۸۹)، "فَنَبَذْناهُ بِالْعَراءِ وَهُوَ سَقیمٌ" (سوره صافات، آیه۱۴۵)
۳، درد: در قرآن واژه «الیم» که به معنای درد شدید است، به مفهوم درد در قیامت اشاره شده است.:"لِلْکافِرِینَ عذابٌ اَلِیمٌ" (سوره بقره، آیه ۱۰۴)، پس عذاب الیم یعنی عذاب دردناک دائم. این کلمه ۷۲ بار در قرآن آمده است.

اعجازهای پزشکی در قرآن

۱،آفرینش انسان از چیز عَجَل واری

"خلق الانسان من عجل ساریکم آیاتی فلا تستعجلون، انسان از چیز عَجَل واری آفریده شده است. آیات خود را در آینده به شما نشان خواهم داد. بنابر این بیتابی نکنید" (سوره انبیاء، آیه۳۷). نکات این آیه به شرح زیر است:
۱ـ انسان در آینده خواهد دید که از چه آفریده شده است:اینکه خداوند می گویند: «آیاتم را به شما نشان خواهم داد» به این معنی است که انسان روزی خواهد دید (یعنی با چشم خواهد دید) که از چه یا چگونه آفریده شده است. و این چیزی است که امروزه تحقق یافته است. امروزه انسان با کمک میکروسکوپ می بیند که سلولها از چه و چگونه آفریده می شوند و چگونه زندگی می کنند.
۲ـــ انسان از عَجَل آفریده شده: واژه «عَجَل» به معنی اسمی و وصفی در اصل به معنی شتاب و شتاب دهی است. بعد در معنی دوم خود به طور ضمنی و تلویحی به یکسری از مواردی که به نوعی و به نحوی کار را شتاب می بخشند اطلق شده است. مانند:«گل و لای بد بو که اشاره ضمنی بوده به با شتاب و زودتر رد شدن از محل مزبور، برآمدگی کنار درخت خرما که با آن بالا می روند، دولاب، چرخ چاه، چوبهای به هم پیوسته رخت آویز، چوب سر چاه، چرخ، زنجیر، پله، بسته طناب مرتب جمع شده». هر سلولی مولکولهای DNA در بردارد. DNA (مخفف desoxyribonucleicacid) ماده شیمیائی است که ژن را تشکیل می دهند. ژنها اطلاعات وارثی را در بر دارند و هویتهای جدید را می آفرینند و آفرینش پدیده را هدایت می کنند. این مولکول شیمیائی موسوم به DNA از دو تا زنجیر درست شده که به وسیله بازها به هم مرتبط می شوند، طوری که دو مارپیچ شکل می گیرد. تصور و رسمی که انسان از آنها دارد در ۳ مورد مانند عجل می مانند. یکی در زنجیر واری آنها، دیگری در پله واری آنها، و سومی اینکه مانند بسته طناب منظم چیده شده می مانند». (غلامی، عجایب و شگفتی های قرآن کریم،۱۳۸۰)

۲، چگونگی خروج نطفه زن و مرد

"فلینظر الانسان ممن خلق، خلق من ماء دافق، یخرج من بین الصلب و الترائب، انسان می باید ببیند از چه درست شده، از آب جهیده ای درست شده که از خروجی سفت و خروجیهای نرم خارج می شود" (سوره طارق، آیات۵،۷). خروجی سفت که مفرد آمده و به معنی یکی بودن آن است، مربوط به خروجی تخمک زن است. چنانکه در تصویر می بینیم تخمک زن یک خروجی بیشتر ندارد و آن خروج از تخمدان است (تصویر۱). خروجی تخمدان نیز بسته است. وقتی تخمک بخواهد بیرون بیاید به کناره جداره خروجی تخمدان می رود. بعد در تخمدان فشار ایجاد می شود و جداره تخمدان پاره می شود و تخمک به بیرون جهش داده می شود (تصویر ۲). تخمک زن در قرن نوزدهم کشف شد. (غلامی، عجایب و شگفتی های قرآن کریم،۱۳۸۰)
خروجی های نرم که جمع آمده (یعنی بیش از دوتا خروجی است، چون در عربی از سه به بالا جمع محسوب می شود) مربوط به خروجی های نطفه مرد است. درون بیضه کانالهای خرطومی (مارپیچی) زیادی وجود دارد که طول آنها روی همدیگر به چند صد متر می رسد. در آنجا پیوسته سلولهای خاصی تقسیم می شوند که در هر روز میلیونها کروموزوم تولید می کنند. و در کانال خرطومی سراسری پشت بیضه کروموزمها از اطلاعات توارثی شارژ می شوند. بعد از طریق مجرای منی که نیم متر طول دارد، پس از دور زدن مثانه به درون غده زیر مثانه رفته و پس از طی قسمتی از آن در آنجا در مجرای ادرار جاری می شوند. علت جهش آن نیز انبساط ماهیچه ی قوی است. چنانکه در تصویر می بینیم نطفه مرد بیش از یک خروجی دارد و همه آنها نیز نرم می باشند، یعنی جلو آن مانعی وجود ندارد که مانند درِ خروجی تخمدان زن بخواهد بترکد یا پاره شود. (غلامی، عجایب و شگفتی های قرآن کریم،۱۳۸۰)



(شکل گرفته شده از سایت قرآن شناسی)

۳،ترکیب نطفه زن و مرد

"انا خلقنا الانسان من نطفه امشاج نبتلیه فجعلناه سمیعا بصیرا، ما هر انسانی را از چکه در هم ذوب شده ای می آفرینیم. روی آن کار می کنیم و خصوصیات و صفات آن را بارز می کنیم. بعد آن را شنوای بینا می کنیم" (سوره انسان، آیه۲). «الف و لم» در واژه «الانسان»، الف و لامِ استغراق حقیقی است، این الف و لام واژه خود را به تک تک نوع خود تعمیم می دهد. یعنی النسان به معنی کلّ انسانٍ به معنی هر فردی، هر انسانی و هر یک از انسانها می شود. «مشج» به معنی در هم ذوب شدن دو یا چند چیز مختلف است و عبارت «نطفه امشاج» به معنی چکه ذوب شده دو یا چند چیز باهم می باشد.
درتفسیر این آیه نکات زیر وجود دارد:
۱ـ انسان از چکه در هم ذوب شده درست می شود: حدودا ۵۰۰ میلیون از سلولهای نطفه مرد (اسپرم) به طرف محل تخمدان زن می روند. به جز تعداد کمی از آنها که موفق می شوند در جای مناسبی در مسیر تخمدان قرار بگیرند و تا آمدن تخمک منتظر بمانند بقیه از بین می روند. بعد از بیرون جهیدن تخمک با آن وارد عمل می شوند که وارد آن شوند. وقتی یکی از آنها موفق می شود تخمک را سوراخ کرده و وارد آن شود، تخمک دیگر امکان ورود به بقیه را نمی دهد. وقتی سلول نطفه مرد (اسپرم) وارد تخمک زن می شود در هم ذوب و به هم ترکیب می شوند. عمل ترکیب نطفه زن و مرد پس از کشف تخمکِ زن کشف شد که در نیمه اول قرن نوزدهم بود (یعنی بیش از ۱۳۰۰ سال پس از قرآن)، آن هم به کمک میکروسکوپ (غلامی، قرآن: معجزه حضرت محمد(ص)،۱۳۸۴)


(شکل گرفته شده از سایت قرآن شناسی)

۲ــ روی چکه در هم ذوب شده کار می شود و صفات و خصوصیات آن بارز می شود: ابتلاء به معنی کار کردن همزمان با چند چیز در شئ برای درآوردن و بارز نمودن صفات و ویژگیهای آن است. کروموزمهای زن و مرد تمامی صفات و خصوصیات یک انسان از قبیل رنگ، بلندی، وضعیت مو، وضعیت استخوان بندی و غیره را با خود دارند که در روند شکل گیری جنین رفته رفته بارز می شود و پس از تولد بروز آن تکمیل می شود (همان). بدن انسان اندام های گوناگونی دارد که خداوند در آفرینش تن آدمی آنها را تدبیر کرده و برای هر یک فواید و کارکردهایی ویژه نهاده است(رازی، تفسیر کبیر یا مفاتیح الغیب،۱۳۶۵). از بین اندام ها و اعضای بدن، قرآن به موادی اشاره کرده است که مهم ترین آن ها عبارتند از: مغز (سوره آل عمران، آیه ۱۹۱؛ سوره سبا، آیه ۴۶)؛ انگشتان (سوره بقره، آیه ۱۹)؛ خون (سوره بقره، آیه ۳۰)؛ سرانگشتان (سوره آل عمران، آیه ۱۱۹)؛ پوست (سوره نساء، آیه ۵۶)؛ گردن (سوره نساء، آیه ۹۲)؛ آرنج (سوره مائده، آیه ۶)؛ دست و پا (سوره مائده، آیه ۲۲)؛ بینی، چشم، گوش، دندان (سوره مائده، آیه ۴۵)؛ پیشانی (سوره توبه، آیه ۳۵)؛ سر (سوره یوسف، آیه ۳۶)؛ دهان (سوره رعد، آیه ۱۴)؛ ریش (سوره طه، آیه ۹۴)؛ اندام تناسلی (سوره انبیاء، آیه ۹۱)؛ گوشت، استخوان(سوره حج، آیه ۵)؛ قلب (سوره قصص، آیه ۱۰؛ سوره احزاب، آیه ۱۰)؛ حنجره (سوره احزاب، آیه ۱۰)؛ دو طرف پیشانی(سوره صافّات، آیه ۱۰۳)؛ روده (سوره محمد، آیه ۱۵)؛ رگ گردن (سوره ق، آیه ۱۶)؛ شکم (سوره نجم، آیه ۳۲)؛ ترقوه (سوره قیامت، آیه ۲۶)؛ ساق (سوره قیامت، آیه ۲۹)؛ صورت (سوره مطففین، آیه ۲۴)؛ زبان (سوره بلد، آیه ۶)؛ لب ها (سوره بلد، آیه ۹) و... علاوه بر آن ها به برخی از دستگاه های بدن اشاره دارد مانند: رحم و مراحل جنین شناسی (سوره مومنون، آیه ۱۲ـ۱۴)؛ طریقه به دست آمدن شیر (سوره نحل، آیه ۶۶) (علایی، شگفتی ها و اعجازهای پزشکی در قرآن، ۱۳۹۰).
۳ــ انسان ابتدا شنوا و بعد بینا می شود:چنانکه قرآن ابتدا شنوائی را می آورد و بعد بینائی، جنین ابتدا شنوا می شود و بعد بینا. شنوائی جنین می تواند از چهار تا پنج ماهگی آغاز بشود و بسته به خوبی یا بدی صدا تاثیر مثبت یا منفی روی آن بگذارد. ولی بینائی وی (یعنی توان درک تصویر در وی) پس از تولد صورت می گیرد، هر چند پیش از تولد نیز در برابر نور عکس العمل نشان می دهد (غلامی، قرآن: معجزه حضرت محمد(ص)،۱۳۸۴). حس شنوایی و بینایی، دو رکن اساسی معرفت و تفکر است. سخن گفتن بر مبنای شنیدن و تصور اشیاء بر اساس مشاهده است، لذا گوش و چشم اهمیت ویژه ای برای بدن دارند. قرآن کریم۱۹ مرتبه به مساله شنیدن و دیدن اشاره دارد. در بعضی از آیات این دو را پس از مرحله دمیدن روح (سوره سجده، آیه ۹) و در سوره نحل آیه ۷۸، بعد از تولد بیان می کند. گاهی هم شنیدن و دیدن را به صورت مطلق می آورد، مانند: (سوره احقاف، آیه۲۶ وسوره مومنون، آیه۷۸). قرآن از میان تمام حواس به گوش، چشم و فوادِ به معنای خرد و عقل تکیه دارد، چون گوش و چشم مهم ترین حس ظاهری انسان است که رابطه نیرومندی میان او و جهان خارج برقرار می سازد. گوش صداها را درک می کند و تعلیم و تربیت به وسیله آن انجام می گیرد. چشم وسیله دیدن جهان خارج و صحنه های مختلف عالم است و نیروی خرد مهم ترین حس باطنی است و اگر از آدمی گرفته شود، ارزش او تا حد یک مشت سنگ و خاک سقوط می کند. (مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ۱۳۷۱). به اعتقاد دانشمندان رویان شناسی، نخستین نشانه رشد گوش را می توان در یک رویان تقریباً ۲۲ روزه به صورت ضخیم شدن اکتودرم سطحی در هر طرف رومبانسفال پیدا کرد و در هفته چهارم گوش داخلی از اکتودرم سطحی جدا می گردد. در رویان ۲۲ روزه، چشم در حال رشد به صورت یک زوج ناودان کم عمق در هر طرف فرورفتگی مغز قدامی ظاهر می شود. در انتهای هفته چهارم رشد، به صورت یک جفت حباب های بینایی در هر طرف مغز قدامی رشد می کند. حس شنوایی در جنین پیش از بینایی فعال می شود. اکنون ثابت شده است که جنین پیش از بینایی حس شنوایی دارد. دانشمندان با ارسال فرکانس های صوتی به سوی یک زن باردار که آخرین روزهای بارداری را می گذراند، مشاهده کردند که جنین با انجام حرکاتی به این اصوات پاسخ می دهد. در صورتی که قبل از تولد، توان دیدن را ندارد و نخستین صدایی که گوش هایش را نوازش می دهد، صدای قلب مادر است. شاید یک دلیل تقدم واژه «سمع= شنیدن» بر «بصر= دیدن» در قرآن این است که: حسّ شنوایی در جنین قبل از بینایی فعال می شود و فراگیری تکلم در درجه اوّل از راه شنوایی انجام می پذیرد، هم چنین چشم تنها وظیفه بینایی را به عهده دارد، (نوزاد بعد از ۱۵ روز از تولد تاریکی و روشنایی را تشخیص می دهد)، اما گوش علاوه بر آنکه مسئول شنوایی است، باید تعادل را نیز حفظ کند. (رضایی اصفهانی، پژوهشی در اعجاز علمی قرآن،۱۳۸۲). نکته جالب این که واژه سمع در قرآن مفرد، ولی واژه «ابصار» جمع آمده است، یعنی در آن واحد گوش انسان یک شنوایی دارد ولی چشم می تواند در یک لحظه چند چیز را ببیند(علایی، شگفتی ها و اعجازهای پزشکی در قرآن، ۱۳۹۰).

۴، جنس نر و ماده در نطفه مرد

"فجعل منه الزوجین الذکر و الانثی، و هر دو جفت نر و ماده را از او (از نطفه مرد) قرار داد" (سوره قیامت، آیه۳۹). سلول نطفه مرد (اسپرم) چنان که آیه مطرح کرده هر دو جنس نر و ماده را با خود دارد. جنس ماده آنرا کروموزم X و نر آن را کروموزم Y نامیده اند. اگر جنس ماده آن با کروموزم زن ترکیب شود، جنین دختر می شود و اگر جنس نر آن با کروموزم زن ترکیب شود جنین پسر می شود. عمل ترکیب نطفه زن و مرد در نیمه اول قرن نوزدهم کشف شد. و وجود نر و مادگی در نطفه مرد در اواسط قرن بیستم کشف شد. یعنی حدوداً ۱۴۰۰ سال پس از مطرح شدنِ آن در قرآن. اندازه کروموزم نیز ۱ ششصدم میلیمتر است (یعنی میکروسکوپی است) (غلامی، قرآن: معجزه حضرت محمد(ص)،۱۳۸۴)

۵،کیسه سه لائی جنین

"یخلقکم فی بطون امهاتکم خلقا من بعد خلق فی ظلمات ثلاث، شما را در شکم مادرانتانمی آفریند آفرینشی بعد از آفرینشی در غشاءهای سه گانه" (سوره زمر، آیه۶). انسان در غشاءهای (پوسته های نازک) سه گانه آفریده می شود: یکی از پوسته های نازک سه گانه کیسه جنین است که در آن رشد می کند. کیسه مزبور از سه لایه نازک میکروسکوپی تشکیل شده است. پوسته های نازک سه گانه دیگر، تقسیم سلول تخم به سه پوسته نازک است. پس از اینکه سلول تخم به رحم می رسد و در جداره رحم آویخته می شود به سه تا پوسته نازک تقسیم می شود، که هر یک از آنها بخش های مشخصی از بدن جنین را درست می کنند. «ظُلماتْ» یکی از جمعهای «ظُلمَه» و «ظُلمَه» است و در اصل به معنی تاریکی است. بعد در معنی دوم از جمله به پوسته، پرده و غشاء اطلاق شده که تاریکی ایجاد می کنند. و در آیه ظاهراً به این معانی به کار گرفته شده اند(غلامی، قرآن معجزه حضرت محمد(ص)، ۱۳۸۴).

۶،مراحل شکل گیری جنین

"و لقد خلقنا الانسان من سلاله من طین، ثم جعلناه نطقه فی قرار مکین، ثم خلقنا النطفه علقه فخلقنا العلقه مضغه فخلقنا المضغه عظاما فکسونا العظام لحما، ثم انشاناه خلقا آخر فتبارک الله احسن الخالقین، ما آفرینش هر انسانی را با گرفتن چکیده ای از چکیده های خاک آغاز می کنیم، بعد آنرا یک چکه می کنیم و در جای مناسبی قرار می دهیم، بعد آن را به چیزی که خود را می آویزد می آفرینیم، بعد آن را به گوشت جویده شده لای دندان می آفرینیم، بعد استخوانهائی را از آن می آفرینیم، بعد استخوانها را گوشت می پوشانیم. دست آخر آن را خلقت دیگری می دهیم. به این شکل خدای شایان خلاقیت بهترین آفریدگاران است" (سوره مومنون، آیات ۱۲،۱۴).
درتفسیر این آیه نکات زیر برداشت می شود:
۱ــ انسان از چکیده ای از چکیده های خاک آفریده می شود: عناصری که انسان را (یعنی نطفه وی را) درست می کنند، چکیده ای از مواد غذائی به طور مستقیم از طریق مصرف گیاهان و به طور غیر مستقیم از طریق مصرف گوشت و مواد غذائی حیوانات که چکیده ای از خاک هستند، تامین می شود. به این ترتیب انسان چکیده ای از چکیده های خاک می شود (غلامی، قرآن معجزه حضرت محمد(ص)، ۱۳۸۴). قرآن در بعضی از آیات، آفرینش حضرت آدم(ع) را از خاک و در بعضی دیگر خلقت تمام بشر را از خاک می داند. به عنوان مثال در آیه ۶ سوره سجده می فرماید: "وَ بدَاَ خَلْقَ الْاِنْسانِ مِنْ طینٍ ، آفرینش انسان را از گِل آغاز کرد". هم چنین در آیات دیگر خلقت تمام انسان ها را از خاک می داند. "وَلَقَدْ خَلَقْنَا الْاِنْسانَ مِنْ سُلالَهٍ مِنْ طینٍ و به یقین انسان را از چکیده ای از گل آفریدیم"(سوره مومنون، آیه ۱۲؛ سوره حج، آیه ۵؛سوره غافر، آیه ۶۷)، اما در آیه ۵۹ از سوره آل عمران به آفرینش حضرت آدم(ع) از خاک اشاره دارد، نه همه انسان ها. در بعضی از آیات از آفرینش انسان با "تراب" "اِنَّا خَلَقْناکمْ مِنْ تُرابٍ"، (سوره حج،آیه ۵)، (سوره غافر، آیه۶۷) و در برخی دیگر از واژه «طین» یاد شده است. «طین» به معنی خاک آمیخته با آب یا خاک مرطوب است. از آیه "اِنَّا خَلَقْناهُمْ مِنْ طینٍ لازِبٍ، ما آن ها را از گل چسبنده آفریدیم "(سوره صافات، آیه۱۱) استفاده می شود که «طین» آمیخته ای از آب و گل است که حالت چسبندگی دارد. این واژه در قرآن ۸ مرتبه و به صورت نکره درباره خلقت انسان آمده است که به معنای گل مخصوص است. «تراب» به معنی خاک است که در معنای «مسکنه و خضوع» هم آمده است. ترب الرجل یعنی فقیر شد (از شدت فقر خاک نشین شد). قرآن ۶ بار از تراب به صورت نکره، برای خلقت انسان استفاده کرده است. درباره آفرینش حضرت آدم(ع) از خاک، تمامی مسلمانان و ادیان مختلف و قائلان به ثبات انواع اتفاق نظر دارند، اما سخن در این است که خلقت بشر بعد از آن حضرت چگونه بود؟. گرچه بعضی این گونه توجیه می کنند که آیات در بیان واسطه هاست، یعنی انسان ها با واسطه آدم از خاک آفریده شدند(مصباح یزدی، معارف قرآن، ۱۳۶۷)، اما مفسران دیگر با کمک دانش جدید دریافته اند که بنیان ساختمانی وجود انسان، از خاک است. تحقیقات نشان داده است که اگر جسم انسان به اصل خود برگردانده شود، شباهت زیادی به یک معدن کوچک خواهد داشت که از ترکیب حدود ۲۲ عنصر تشکیل یافته است. همان گونه که گفته شد، بعضی از مفسران، آیات را در بیان واسطه ها می دانند، ولی با نگاه بیولوژیک و زیست شناسانه، نقش عناصر خاک در ایجاد و بقای انسان انکارناپذیر است، چنان که بدن انسان به صورت معدن کوچک تصورپذیر است. عناصر موجود در خاک از راه مواد غذایی با منشا نباتی یا حیوانی یا محلول در آبی که از منابع زیرزمینی یا جاری به دست می آید، به بدن انسان راه می یابد(علایی، شگفتی ها و اعجازهای پزشکی در قرآن، ۱۳۹۰).
۲ــ چکیده ای از چکیده های خاک به صورت یک چکه (یک قطره) در می آید: چنانکه در تصویر می بینیم عنصر توارثی انسان که قرار است یک انسان را درست کند و چکیده ای از چکیده های خاک است، در اولین گام خود که در هم ذوب شدن اسپرم مرد و تخمک زن است، زیر میکروسکوپ برای ما به صورت «یک چکه» است. یکی از مطالب شگفت انگیز قرآن این است که به آفرینش انسان از مطلق آب اشاره می کند، مانند: "وَهُوَ الَّذی خَلَقَ مِنَ الْماءِ بَشَراً فَجَعَلَهُ نَسَباً وَصِهْراً، و اوست کسی که از آب بشری آفرید و او را نسبی و دامادی قرار داد" (سوره فرقان، آیه۵۴). در آیات دیگر به آب با ویژگی مخصوص اشاره شده است، مانند: "مِنْ سُلالَهٍ مِنْ ماءٍ مَهینٍ، از چکیده آب پست" (سوره سجده، آیه۸؛ سوره مرسلات، آیه۲۰)،"خُلِقَ مِنْ ماءٍ دافِقٍ، از آب جهنده" (سوره طارق، آیه ۶). در میان دانشمندان برای خلقت انسان از آب دو دیدگاه وجود دارد:
الف) منظور این است که آب بیشترین ماده تشکیل دهنده بدن انسان است، حتی حیات همه موجودات زنده (گیاهان و حیوانات) به آب بستگی دارد. آفرینش حضرت آدم(ع) نیز از «طین» (مخلوطی از آب و گل) بود. (مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ۱۳۷۱). بیان دیگر این نظریه این است که بیشترین حجم بدن را آب تشکیل می دهد و کاهش سریع آن با حیات منافات دارد. در شرایط معمولی نیز کل مواد مورد نیاز بدن از طریق خون به سلول های بدن می رسد و حدود ۶۰ درصد حجم خون را پلاسما تشکیل می دهد که بیشتر از آب تشکیل شده است و در صورت بروز کم آبی، حرکت گلبول های قرمز و مواد غذایی مختل می گردد. حتی اگر خون رسانی به یک عضو قطع شود، باعث نابودی آن عضو و به اصطلاح مردمی سکته می شود، لذا وابستگی حیات کلّیه موجودات از جمله انسان به آب، قطعی است(علایی، شگفتی ها و اعجازهای پزشکی در قرآن، ۱۳۹۰).
ب) مقصود این است که انسان از منی و نطفه آفریده شده است. شاهد این دیدگاه آیات ذیر می باشد:"فَجَعَلَهُ نَسباً وَصهْرا" (سوره فرقان، آیه ۵۴). "ثُمَّ جَعَلَ نَسْلَهُ مِنْ سُلالَهٍ مِنْ ماءٍ مَهینٍ"
(سوره سجده، آیه ۸). «جعل» در آیات به معنی آفرینش و «نسل» به معنی فرزندان و نوه ها در تمام مراحل است و «سلاله» در اصل به معنی عصاره و فشرده خالص هر چیز است که منظور از آن در این آیه، نطفه آدمی است که در حقیقت عصاره کل وجود او می باشد. (مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ۱۳۷۱، بوکایی، مقایسه ای بین تورات، انجیل، قرآن و علم، ۱۳۶۵، رضایی اصفهانی، پژوهشی در اعجاز علمی قرآن، ۱۳۸۲). نطفه از «نطف» به معنای چکیدن همراه با صاف شدن و کم کم بودن می باشد. هم چنین نطفه به معنای آب کم از مذکر یا مونث است و هر آب صاف را نطفه می گویند و راجع به نطفه امشاج می نویسد: اصل نطفه به معنای آب کم است که گاهی به آب زیاد نیز اطلاق می شود. (طبرسی، مجمع البیان فی تفسیر القرآن،۱۴۱۵). اگر نطفه به معنای آب کم باشد، مقصود این است که انسان از آب کم آفریده شده و این گویای اعجاز و قدرت الهی است. اگر به معنای آب صاف شده باشد، یعنی نطفه، چکیده و صاف شده وجود انسان است، موید این نظریه نکره بودن نطفه در ۱۱ آیه از آیات قرآن است که نشان از صاف شده و چکیده بدن دارد. با توجه به کتاب های لغت و کاربرد نطفه در روایات و عرف مردم، به نظر می رسد نطفه به معنای چکیده آب کم و عصاره وجود انسان می باشد و شامل زن و مرد می باشد. در مواردی هم به آب زیاد اطلاق شده است و در اصطلاح نیز عبارت است از آنچه از مردان یا زنان برای لقاح و تشکیل جنین خارج می شود. (رضایی اصفهانی، پژوهشی در اعجاز علمی قرآن،۱۳۸۲). نطفه ترکیبی از نطفه مرد (اسپرم) با نطفه زن (اوول) است. اسپرم ها کرمک هایی بسیار کوچک و ذره بینی اند که در هر مرتبه انزال ۲ تا ۵۰۰ میلیون اسپرم وجود دارد (پاک نژاد،اولین دانشگاه آخرین پیامبر،۱۳۶۳، مکارم شیرازی، تفسیرنمونه، ۱۳۷۱). یافته های جنسی انسان شامل ۴۸ عدد کروموزم می باشد که هرکدام از ذرات متعددی به نام ژن ترکیب یافته اند. این ژن ها نقش مهمی در ساختمان سلّول زنده دارند و بعضی از این ذرات بسیار ریز حاصل حالات و صفات پدر و مادر است. واژه نطفه با الف و لام یک مرتبه "ثُمَّ خَلَقْنَا النُّطْفَه" (سوره مومنون، آیه۱۴) و بدون الف و لام ۱۱ مرتبه در قرآن آمده است. از این موارد بعضی به مطلق نطفه، (سوره نحل،آیه۴؛ سوره حج، آیه ۵۵) اشاره دارند و به همین مضمون است: (سوره غافر، آیه۶۷؛ سوره کهف، آیه۳). برخی آیات هم به مخلوط نطفه زن و مرد (امشاج آمیخته) دلالت دارند مثل سوره انسان، آیه۲ و برخی دیگر هم به منی، نطفه ای که خارج می شود و در رحم می ریزد (سوره نجم، آیه۴۶) اشاره دارند. بیشتر صاحب نظران کنونی (سحابی، خلقت انسان، ۱۳۵۱، رضایی اصفهانی، پژوهشی در اعجاز علمی قرآن، ۱۳۸۲؛ زمانی، پیشگویی های علمی قرآن، ۱۳۵۰، طباطبایی، المیزان فی تفسیر القرآن، ۱۳۶۶، پاک نژاد، اولین دانشگاه و آخرین پیامبر،۱۳۶۳) معتقدند امشاج به معنای مخلوط شدن نطفه مرد و زن است و طبیعتاً به دلیل این آمیختگی، صفات پدر و مادر، منتقل می شوند  که به واسطه ۴۸ عامل وراثت که هر عامل، انتقال دهنده بین ۱۰ تا ۱۰۰ هزار نشانه و اطلاعات مخصوص، می باشند. این اطلاعات عبارت است از عناصر انسان که متراکم است، آمیختگی رنگ های نطفه و... است، چون همه آن ها در نطفه جمع شده است(علایی، شگفتی ها و اعجازهای پزشکی در قرآن، ۱۳۹۰).
۳ــ چکه در جای مناسبی قرار می گیرد: وقتی چکه مزبور وارد رحم می شود، دنبال جای مناسبی می گردد و جای مناسب خود را پیدا می کند. یعنی این طور نیست که هر جای رحم که قرار بگیرد موفق به رشد می شود و رشد می کند. بلکه در صورت قرار نگرفتن در جای مناسب تلف می شود. (همان)
۴ــ چکه (قطره) به چیزی که خود را می آویزد، در می آید: پس از اینکه چکه مزبور وارد رحم میَ شود، از پوسته خود بیرون می آید و دنبال جای مناسبی در جداره رحم می گردد و نهایتا چنانکه آیه توصیف می کند خود را به جداره رحم می آویزد. اغلب خود را به جداره سقف رحم می آویزد. عَلَقه به معنی چیز آویخته و چیزی که خود را می آویزد، است. هم خانواده واژه مُعَلق به معنی آویخته و آویزان است. علت اینکه برخی آن را به معنی خون بسته ترجمه کرده اند این است که وقتی خون از محل آسیب دیده بیرون می آید، خشک و آویخته می شود. به زالو و کرم نیز علقه اطلاق شده است. چون خود را می آویزند. وقتی تخم وارد رحم می شود و به جداره رحم می آویزد، زالو مانند هم هست و زالو مانند عمل نیز می کند. شاید منظور آیه از «علقه» در اینجا به معنی زالو و زالو مانند نیز باشد (همان)


(شکل گرفته شده از سایت قرآن شناسی)

واژه «علق» شش بار (سوره علق، آیات ۱و ۲؛ سوره حج، آیه۵؛ سوره مومنون، آیه۱۴؛ سوره غافر، آیه۶۷؛ سوره قیامت، آیه۳۸) در پنج آیه به صورت های مختلف به کار رفته است. همچنین سوره ای به نام علق نازل شده است. به اتفاق بیشتر مفسران، ۵ آیه اول سوره علق نخستین آیاتی است که در غار حرا بر پیامبر اسلام(ص) نازل شد (مکارم شیرازی، تفسیر نمونه،۱۳۷۱). «علق» جمع «عَلَقَه» و در اصل به معنای چیزی است که به چیز بالاتر آویزان شود. کاربرد آن در خون بسته، زالو، خون منعقد که در اثر رطوبت به هر چیز می چسبد، کرم سیاه که به عضو آدمی می چسبد و خون را می مکد، می باشد. پس می توان گفت در مواردی که علق به کار رفته، چسبندگی و آویزان بودن لحاظ شده است. "علق" همان خون بسته ای است که از ترکیب اسپرم مرد با اوول زن حاصل و به رحم زن داخل می شود و خود را به آن آویزان می کند. پس از پیوستن نطفه مرد به تخمک زن، تکثیر سلولی آغاز می شود و به صورت یک توده سلّولی که به شکل توت است، در می آید که در اصطلاح به آن مرولا گویند و در رحم لانه می گزیند، یعنی سلول های تغذیه کننده به درون لایه مخاطی رحم نفوذ می کنند و به آن آویزان نه کاملاً چسبیده به رحم می شوند. قرآن این مطلب را با واژه زیبای «علق» بیان کرده است. اگر واژه «علق» را به معنای خون بسته بپذیریم، می توان تناسب آن را با موارد کاربردش این گونه بیان کرد: (علایی، شگفتی ها و اعجازهای پزشکی در قرآن، ۱۳۹۰).
الف) چسبنده بودن آن (مکارم شیرازی، تفسیر نمونه،۱۳۷۱). (کرمی که برای مکیدن خون به بدن می چسبد)
ب) آویزان شدن آن به جداره رحم
ج) شباهت به زالو (زالو هر بار می تواند به اندازه یک فنجان قهوه، خون انسان یا حیوان را بمکد) نطفه در رحم، زالو وار به رحم می چسبد و از خون تغذیه می کند. همچنین در وجه تشبیه به زالو گفته اند که در مرحله ایجاد جنین، از هر دو، ماده ای به نام «هپارین» ترشح می شود تا اینکه خون در موضع منعقد نشود و تغذیه پذیر باشد. (پاک نژاد، اولین دانشگاه، آخرین پیامبر، ۱۳۶۳). دیگر آن که شکل علقه مانند زالو است و این حالت در چهار هفته اول ادامه دارد. خلاصه آنکه با توجه به دیدگاه دانشمندان، مفسران و اهل لغت، «علق» به معنای «خون بسته» آویزان به رحم است، بویژه آنکه این مرحله از آفرینش انسان را در علم جنین شناسی جدید، واسطه بین نطفه و مضغه (گوشت شدن) می شمارند، یعنی این خون بسته حدود ۲۴ ساعت به جدار رحم آویزان می ماند و از خون آن تغذیه می کند(علایی، شگفتی ها و اعجازهای پزشکی در قرآن، ۱۳۹۰).
۵ــ چیزی که خود را می آویزد به صورت گوشت جویده لای دندان در می آید: بعد از علقه (یعنی چیزی که پیش از این خود را به جداره رحم آویخت)، به شکلی که در تصویر می بینیم در می آید. این تصویر، تصویر یک جنین سه هفته ای است. تقریباً ۲ میلیمتر است. هم از نظر اندازه و هم از نظر شکل، دقیقاً همان طور که قرآن آن را توصیف می کند مانند "یک تکه گوشت جویده لای دندان" می ماند (همان)


(شکل گرفته شده از سایت قرآن شناسی)

قرآن کریم در مراحل آفرینش انسان پس از نطفه و علقه، مرحله «مضغه» را مطرح می سازد. از مضغه ۳ بار در قرآن یاد شده است. خداوند در سوره حج می فرماید: "ثُمَّ مِنْ عَلَقَهٍ ثُمَّ مِنْ مُضْغَهٍ مُخَلَّقَهٍ وَ غَیرِ مُخَلَّقَهٍ لِنبَینَ لَکم، سپس از خون بسته آویزان، سپس از (چیزی شبیه) گوشت جویده شده، شکل یافته (متمایز) و شکل نیافته (غیر متمایز آفریدیم) تا برای شما روشن سازیم (که خدا بر انجام رستاخیز تواناست)". (سوره مومنون، آیه۱۴؛ سوره حج، آیه۵). واژه «مضغه» در لغت به معنای غذا و یا گوشت جویده شده است، به عبارت دیگر به قطعه ای از گوشت گفته می شود که گویا جویده شده است. جنین انسان از هنگام لقاح تخمک و کرمک تا لحظه جایگزینی در رحم ۶ روز در راه است، سپس در رحم تا ۱۴ روز به صورت آویزک (علق) به رشد خود ادامه می دهد و از هفته سوم بارداری با چشم غیرمسلح به صورت گوشت جویده شده دیده می شود. گذراندن دوره تمایز لایه های زاینده (مضغه) تا ماه سوم بارداری ادامه می یابد، (رضایی اصفهانی، پژوهشی در اعجاز علمی قرآن، ۱۳۸۲)، اما این «مضغه» همیشه یک حالت ندارد و مراحل و حالات گوناگونی را طی می کند. قرآن از این تحول با عنوان «مخلقه و غیرمخلقه» یاد می کند، البته مفسران دیدگاه های مختلفی درباره این دو تعبیر دارند، از جمله:
الف)جنین کامل یا ناقص الخلقه باشد. (مکارم شیرازی، تفسیر نمونه،۱۳۷۱)؛
ب) مقصود از مخلقه، مرحله تصویر جنین است. (مصباح یزدی، معارف قرآن، ۱۳۶۷؛ طباطبایی، المیزان فی تفسیر القرآن، ۱۳۶۶)؛
ج) مخلقه، همان مضغه شکل یافته و متمایز است.
تعبیر بسیار زیبا و شگفت انگیز قرآن (مضغه، مخلقه و غیرمخلقه، سوره حج ، آیه ۵) با یافته های پزشکی جدید هماهنگ است و جنین را در این دوره (هفته سوم به بعد) به صورت گوشت کوبیده معرفی می کند و اشاره ای لطیف به تمایز لایه های سه گانه: (اکتودرم = لایه خارجی؛ مزودرم = لایه میانی؛ آندودرم = لایه داخلی) دارد. تعبیر قرآنیِ مخلقه که به معنای ایجاد چیزی با کیفیتی خاص و خصوصیاتی معین است خود نوعی رازگویی و اعجاز علمی است(علایی، شگفتی ها و اعجازهای پزشکی در قرآن، ۱۳۹۰).
۶ــ از گوشت جویده لای دندان برخی از استخوانها درست می شود: پس از ۴ هفته که طول جنین تقریباً ۶ میلیمتر است، از آن شکلی که مانند گوشت جویده لای دندان بود، برخی از استخوانها که ستون فقرات باشد درست شده است. هیچ گوشتی نیز روی آنها نیست. البته این تصویر میکروسکوپی است (یعنی این ستون فقرات با چشم دیده نمی شوند) (غلامی، عجایب و شگفتی های قرآن کریم، ۱۳۸۰).


(شکل گرفته شده از سایت قرآن شناسی)

قرآن بعد از بیان مرحله «مضغه= گوشت جویده»، به مرحله دیگری اشاره می کند و می فرماید: "فَخَلَقْنَا الْمُضْغَهَ عِظاماً فَکسَوْنَا الْعِظامَ لَحْماً، و گوشت جویده شده را به صورت استخوان هایی آفریدیم و بر استخوان ها گوشتی پوشاندیم" (سوره مومنون، آیه۱۴). برای آشنایی بهتر با مرحله استخوان بندی جنین، لازم است مرحله پوشاندن گوشت نیز توضیح داده شود. آیه بالا بیانگر آن است که نخست استخوان تشکیل می شود، بعد گوشت روی آن قرار می گیرد. در سومین هفته رشد جنین، لایه های سه گانه اکتودرم، مزودرم و اندودرم تشکیل می شود. از لایه اکتودرم، اعضا و ساختمان هایی که در ارتباط با دنیای خارج باقی می مانند، ایجاد می گردد، مانند: دستگاه عصبی، پوشش حس، گوش، بینی، چشم و.... از لایه مزودرمی، اعضای سکتروم (غضروف و استخوان)، دستگاه ادراری و تناسلی و... به وجود می آید. از لایه اندودرمی هم، دستگاه معدی، روده ای، تنفسی، مثانه و... ساخته می شود. با توجه به این مطالب، غضروف و استخوان ها از لایه میانی (مزودرم) تشکیل می شود که به وسیله دو لایه دیگر (اکتودرم و اندودرم) پوشیده شده اند که از آن دو لایه اکثر گوشتی بدن مثل پوست، غدد و... ساخته می شود. هم چنین ساخته شدن سلول هایی که باعث پیدایش غضروف و استخوان می شود از هفته چهارم بارداری شروع می شود، اما سلول های ماهیچه ای پس از آن ساخته می شود. گفته شد که لایه میانی مزودرم غضروف ها و استخوان ها را تشکیل می دهد، پس بهتر است با غضروف و استخوان سازی آن آشنا شویم (علایی، شگفتی ها و اعجازهای پزشکی در قرآن، ۱۳۹۰). «غضروف» نوعی بافت همبند است که به علت ویژگی ارتجاعی فشار زیادی را می تواند تحمل کند و از بافت های نرم بدن نیز پشتیبانی به عمل آورد. هر غضروف ماده ای بنیادی دارد که در ساختمان آن مقدار زیادی (حدود ۷۰ درصد) آب به کار رفته است. این ماده بنیادی می تواند در آب جوش حل شود و ماده ای به نام ژله غضروف یا کندرین را به وجود آورد. رنگ غضروف سفید مایل به رنگ آب است، البته در افراد مسنّ به علت تغییرهای متابولیک می تواند به رنگ زرد باشد. غضروف اولین مرحله ساخته شدن استخوان است. غضروف بافتی مشتق از مزانشیم است که برای اولین بار در اواخر هفته چهارم زندگی جنین ظاهر می شود و در قسمت هایی که می خواهد استخوان تشکیل دهد، ابتدا باید قالبی از غضروف به وجود آید تا بعداً به استخوان تبدیل شود، بنابراین استخوان سازی به دو صورت انجام می پذیرد: استخوان سازی داخل غشایی و استخوان سازی داخل غضروفی (همان). استخوانی که به گونه ابتدایی در بدن جنین تشکیل می شود، به طور موقت و به تمامی از نوع نابالغ یا اولیه است. بافت استخوانی جنین پس از تولد به تدریج از بین می رود و به جای آن استخوان بالغ یا ثانویه تشکیل می گردد. نکته جالب در بافت استخوانی این است که این بافت از ابتدای تشکیل تا پایان عمر دو فعالیت متضاد دارد: استخوان سازی و تخریب استخوان. در نتیجه با توجه به مطالب علمی می توان گفت که سلول های غضروفی و استخوانی از لایه میانی جنین (مزودرم) زودتر از سلول های ماهیچه ای و پوستی پدید می آیند. پس سلول های استخوانی و غضروفی با دو لایه دیگر جنین (اکتودرم و اندردرم) پوشیده می شوند و سلول های ماهیچه ای و پوستی روی آن ها را مانند لباس می پوشانند. (رضایی اصفهانی، پژوهشی در اعجاز علمی قرآن،۱۳۸۲؛ مکارم شیرازی، تفسیر نمونه،۱۳۷۱) این یافته های علمی با مطالب قرآنی هماهنگ است و نشان از شگفتی علمی قرآن دارد.

نظرات کاربران درباره کتاب طب‌القرآن