فیدیبو نماینده قانونی نشر قطره و بیش از ۶۰۰ ناشر دیگر برای عرضه کتاب الکترونیک و صوتی است .
کتاب افراسياب در اسطوره و حماسه و زخم عميق رستم

کتاب افراسياب در اسطوره و حماسه و زخم عميق رستم

نسخه الکترونیک کتاب افراسياب در اسطوره و حماسه و زخم عميق رستم به همراه هزاران کتاب دیگر از طریق فیدیبو به صورت کاملا قانونی در دسترس است.


فقط قابل استفاده در اپلیکیشن‌های iOS | Android | Windows فیدیبو

با کد تخفیف fdb40 این کتاب را در اولین خریدتان با ۴۰٪ تخفیف یعنی ۴,۳۲۰ تومان دریافت کنید!

درباره کتاب افراسياب در اسطوره و حماسه و زخم عميق رستم

افراسیاب، یکس از شوم‌ترین و پیچیده‌ترین شخصیت‌ها در حماسه‌ی ملی ایران است. او پادشاه توران زمین، و دشمن قسم خورده ایران است. اما گاه می‌بینیم به عنوان ناجی ایران هم ظاهر می‌شود، دخت خود را به همسری سیاوش، شاهزادهی محبوب ایرانی می‌دهد، اما مدتی بعد او را به مرگ محکوم می کند و هنگامیکه کیخسرو پسر سیاوش به خون‌خواهی پدرش برمی‌خیزد افراسیاب از در آشتی در می‌آید، و هنگامیکه سرانجام به دست کیخسرو محکوم به مرگ می‌شود، هرجند بر او دل می‌سوزانیم، اما می دانیم این سرنوشت محتوم را او خود برای خود رقم زده است. افراسیاب یا فرنگریسن اوستا، چهره‌ایست که در اسطوره ‌شناسی و حماسه‌شناسی ایران، کم تر به او پرداخته اند و نویسنده در این اثر کوتاه، این چهره را محور مطالعات خود قرار داده است.

ادامه...
  • ناشر نشر قطره
  • تاریخ نشر
  • زبان فارسی
  • حجم فایل 0.79 مگابایت
  • تعداد صفحات ۱۵۲ صفحه
  • شابک

بخشی از کتاب افراسياب در اسطوره و حماسه و زخم عميق رستم

شما به آخر نمونه کتاب رسیده‌اید، برای خواندن نسخه کامل، کتاب الکترونیک را خریداری نمایید و سپس با نصب اپلیکیشن فیدیبو آن را مطالعه کنید:



اسطوره و افسانه

اگر اسطوره روایتی است حقیقی و مقدس، افسانه، بر عکس، روایتی است غیرحقیقی و غیر مقدس، از سوی دیگر، بین افسانه با اسطوره، همسایگی های شکلی وجود دارد. همین وجه مشترک و مشابه، گاه باعث عدم شناخت جدایی این دو مقوله می شود و چه بسیارند کسانی که به اشتباه، اسطوره و افسانه را یکسان تلقی می کنند. به قول میرچا الیاده «... در حالی که زبان مرسوم، اسطوره را با «افسانه» اشتباه می گیرد، انسان جوامع سنتی به آن به مثابه ی تنها منبع معتبر الهام واقعیت می نگرد».(۶)
از نظر ما، در افسانه هم، سنگ و حیوان و درخت و ستاره، کارکردهای انسانی دارند، اما هیچ گاه و مطلقا هیچ گاه، به این کارکردها باوری نیست.
«موش آهو را گفت: حیلت آن است که تو از پیش صیاد درآیی و خویشتن بر گذر او بیفگنی و خود را چون ملول مجروح بدو نمایی و زاغ بر تو نشیند چنان که گویی قصد تو دارد...»(۷) در این جا هم موش و آهو با هم گفت وگو دارند. یعنی حرف می زنند. نقشه می ریزند. استدلال می کنند. در تورات هم می بینیم که مار سخن می گوید. نقشه می ریزد. «...مار از همه ی حیواناتی که خداوند به وجود آورد زیرک تر بود. روزی مار نزد زن آمد، به او گفت آیا حقیقت دارد که خدا شما را از خوردن میوه ی تمام درختان باغ منع کرده است...»(۸)
به راستی، چه تفاوتی بین این دو موضوع وجود دارد؟ به زعم ما، اگر در اسطوره امکان حرف زدن پرندگان و حیوانات می رود، در افسانه هم این امکان وجود دارد. تفاوت، اما در این جاست که حرف زدن حیوانات و پرندگان در اسطوره، یک باور و ضرورتا یک «حقیقت» است. حال آن که در متن کلیله و دمنه، برای هر خواننده، حرف زدن حیوانات تنها یک مجاز است که مطلقا بر باور و حقیقت بنیان نگرفته است. افسانه، نگرشی است هنری که هیچ گونه ماهیت همسان و متوازن با اسطوره ندارد.
مطلبی دیگر که باید بدان توجه کرد، در این است که پیروان این یا آن نظام اساطیری، موضوعات اساطیری مشابه در مشرب های اسطوره ای خارج از نظام خود را «افسانه» یعنی ضدِ حقیقت می دانند. به قول الیاده: «... بنابر مسیحیت ابتدایی، هرآن چه که با تورات و انجیل توجیه پذیر نبود، نمی توانست راست باشد و «افسانه» تلقی می شد.»(۹)

باور و تقدس

اساس و بنیان اسطوره بر باور و تقدس است. تمامی پدیده های ذاتا «غیرممکن» به «ممکن» و ضرورتا به حقیقت مبدل می شوند. این، آن اصل بنیادین است که هیچ اسطوره شناسی نباید فراموش کند و یا بدان کم بها دهد. بر این اساس، نمی توان با الکساندر کراپ (Alexander Krapp) موافق بود که می گوید «... نه در ایتالیا و نه در ایران و یونان و مکزیک باستانی، چنین نبوده که به اسطوره ای اعتقاد ورزند و ایمان بیاورند و آن را حقیقی بدانند. و این جدی ترین ایرادی است که می توان به تعریف هوبر (Hubertو موس (Maussاز اسطوره و افسانه گرفت. زیرا آنان اسطوره و افسانه را موضوعاتی می دانند که دیگرانی به آن ها اعتقاد دارند و به زعم شان از این لحاظ با قصه و حماسه که منحصرا آفریده هایی هنری و زیبا شناختی اند، فرق دارند».(۵)
اگر علم و فلسفه، به ویژه علم، مقوله ی «شک» را می پذیرد تا براساس آن، بنیان های خود را مدام به پرسش گیرد؛ اگر علم، این پرسش را به منظور کشف جدیدی از ابعاد حقیقت به کار می گیرد؛ در اسطوره، مطلقا وجود ندارد.
این باور و تقدس، راه را برای هر نوع کندوکاو شکاکانه در مقولات اسطوره ای می بندد. گروندگان اسطوره، جهان و انسان و خدا را از همان دریچه ای نگاه می کنند که نظام اسطوره ای برای آنان طراحی کرده است. براین اساس اسطوره روایتی است مقدس و حقیقی که عمل به مولفه های آن در مناسک و آئین که حدّ عملی اسطوره است وظیفه ی اصلی و اشراقی باورمندان است.

نظرات کاربران درباره کتاب افراسياب در اسطوره و حماسه و زخم عميق رستم