زندگی کتابخوان های حرفهای همیشه برای دیگران جذاب و گاهی رشکبرانگیز است. برای این افراد، کتاب بخش مهمی از زندگی است. اما خیلیها هنوز نتوانستند مطالعه را وارد زندگی روزمرهی خود کنند. آدمها معمولا از حسرتها و کمبودهایشان حرف نمیزنند. با این حال، وقتی پای صحبت کسانی مینشینیم که با کتاب ارتباط نگرفتند، به یک خواستهی مشترک میرسیم. آنها دوست دارند اهل مطالعه باشند.
اما چطور کتابخوان شویم؟ آن هم از نوع حرفهاش
قدم اول: تکلیفمان را با خودمان روشن کنیم
برای اینکه بفهمیم چطور کتابخوان شویم، ابتدا باید تکلیفمان را با خودمان روشن کنیم. کتاب و مطالعه چه جایگاهی در زندگی ما دارند؟ آیا باور داریم مطالعه میتواند از ما انسان بهتری بسازد؟
باید بدانیم کتابخواندن برایمان فقط یک سرگرمی است یا راهی برای بهتر زندگیکردن. انگیزهی ما هم اهمیت دارد. میخواهیم با کتابخواندن خودنمایی کنیم یا واقعاً به یادگیری علاقه داریم؟
در نهایت باید ببینیم آیا حاضریم زمان مشخصی را به مطالعه اختصاص دهیم. اگر هر روز در زمانی مشخص مطالعه کنیم، کمکم کتابخواندن را به یکی از عادتهای روزانهی خود تبدیل میکنیم. اگر برای این تغییر آمادهاید، قدم بعدی را بردارید.
قدم دوم: موضوع مورد علاقهتان را برای مطالعه بیابید
قرار نیست برای مطالعه به همهی موضوعات چنگ بزنید و بعد از مدتی ببینید در هیچکدام به جایی نرسیدهاید. به علاقهی خود احترام بگذارید. علاقهمندان تاریخ میتوانند سراغ کتابهای تاریخی بروند. دوستداران روانشناسی و بهبود سبک زندگی نیز بهتر است برای همین موضوعها وقت بگذارند. ادبیات داستانی یا جنایی هم میتواند نقطهی شروع مناسبی برای مخاطبان این ژانرها باشد.
جادوی یک فهرست کتاب را دستکم نگیرید. رمان فهرست کتاب نوشتهی سارا نیشا آدامز، قدرت چنین فهرستی را نشان میدهد. در این داستان، یک فهرست ساده آلیشا و موکش را به دنیای کتابها میکشاند و میان آنها دوستی شکل میدهد. شاید فهرست شخصی شما هم آغاز رابطهای تازه با کتاب باشد.
از این شاخه به آن شاخه نپرید. وقت و توان خود را صرف موضوعاتی کنید که واقعا دوست دارید. هیچکس شما را بازخواست نمیکند که چرا فقط تاریخ، رمان تألیفی یا ادبیات ترجمه خواندهاید. مهم این است که از مطالعه لذت ببرید و حالتان بهتر شود.
قدم سوم: زمانبندی کنید و هدف بگذارید
برنامه روزانه افراد بسته به شغل و شکل زندگی آنها با یکدیگر متفاوت است، زمان مطالعهتان را با کسی مقایسه نکنید ولی به خودتان قول دهید که از زمانهایی که بر روی آنها برای مطالعه حساب کردهاید نهایت بهره را ببرید. مطالعه را به اصل لاینفکی از برنامه روز و شب خود بدل کنید و برای این کار برای خود مشخص کنید که روزانه چند صفحه میتوانید مطالعه کنید و دقیقا به همان تعداد صفحه و برنامهای که مشخص کردهاید پایبند باشید، تحت هیچ شرایطی نگذارید برنامه روزانه مطالعه شما تیک نخورده باقیبماند،مطالعه باید مانند غذاخوردن و استراحت شبانه رکنی گریز ناپذیر از زندگی شما باشد. زمانیکه برنامهریزی روزانه شما روند خوبی پیدا کرد و احساس کردید به آن پایبند شدهاید، زمان آن میرسد که برای ماه و حتی سال خود برنامهریزی کنید به این شکل که با مبنا قراردادن برنامه روزانه خود ابتدای هرماه هدف گذاری کنید که در آن ماه چند کتاب و چه کتابهایی را مطالعه کنید، وقتی این اصل مهم در شما نهادینه شد در روزهای پایانی سال با اشتیاق برای سال آینده خود هدف قرار میدهید که چند کتاب و در چه موضوعاتی مطالعه کنید.
قدم چهارم: همیشه مسلح باشید
همه ما زمانهایی را در طول روز و یا هفته در مکانهای مختلف به انتظار مینشینیم، برای مثال صف مترو و یا سالن انتظار دندانپزشکی، اگر میخواهید مثل یک عاشق کتاب بخوانید باید همیشه این عشق ابدی را همراه خود داشته باشید، با گسترش صنعت نشر و چاپ قطعا کتابهای محبوب شما در قطع جیبی در دسترس است و سوای این موضوع اپلیکیشنهای توانمند برای مطالعه بر روی موبایل مثل فیدیبوی خودمان نیز به سادگی خوردن یک لیوان آب در دسترس شماست.
کتابهایی برای شروع کتابخوانی:
شب های روشن
راوی این داستان، جوان خیالپرداز و تنهایی است که شبهایش را در خیابانهای سنپترزبورگ میگذراند. آشنایی با ناستنکا برای چند شب او را از تنهایی بیرون میآورد و به عشقی بزرگ امیدوار میکند. این رمان کوتاه و خوشخوان است و شاید حتی یک روزه تمام شود.
حتی میتوانید با کتاب صوتی شب های روشن شروع کنید.
خاطرات یک آدمکش
در خاطرات یک آدمکش نوشته کیم یونگ ها، کیم بیونگسو سالهاست کسی را نکشته. اما حالا زوال عقل خاطراتش را یکییکی میبلعد. وقتی به دوستپسر دخترش مشکوک میشود، تصمیم میگیرد پیش از آنکه حافظهاش را کاملا از دست بدهد، آخرین قتل خود را انجام دهد. روایتی تاریک و پرتعلیق که حتی اجازه نمیدهد به راوی داستان اعتماد کنیم.
پیشنهاد میکنم اگر فرصت کافی برای خواندن ندارید کتاب صوتی خاطرات یک آدمکش را با صدای هوتن شکیبا بشنوید.

روی ماه خداوند را ببوس
یونس، دانشجوی دکتری جامعهشناسی، دربارهی خودکشی یک فیزیکدان تحقیق میکند. اما هرچه بیشتر پیش میرود، پرسشهای خودش دربارهی خدا، رنج و معنای زندگی جدیتر میشوند. مصطفی مستور در رمان کوتاه روی ماه خداوند را ببوس، تردیدهای بزرگ انسانی را وارد زندگی روزمره میکند و ایمان را در برابر تجربهی تلخ فقدان قرار میدهد.
اضطراب جایگاه اجتماعی
اضطراب جایگاه اجتماعی نوشته آلن دوباتن دربارهی این است که چرا موفقیت دیگران گاهی حال ما را بد میکند؟ آلن دوباتن ریشهی این احساس را در ترس از قضاوتشدن، شکستخوردن و کافینبودن جستوجو میکند. او با کمک تاریخ، فلسفه، ادبیات و هنر نشان میدهد چگونه نگاه دیگران بر زندگی ما مسلط میشود و چطور میتوانیم خودمان را از این فشار رها کنیم.
کتاب صوتی اضطراب جایگاه اجتماعی را هم میتوانید در فیدیبو بشنوید.
چرا تا به حال کسی این ها را به من نگفته بود؟
جولی اسمیت ابزارهای کاربردی اتاق درمان را در فصلهایی کوتاه و ساده در اختیار خواننده میگذارد. هر بخش کتاب چرا تا به حال کسی این ها را به من نگفته بود؟ به یکی از مشکلات روزمره، مانند اضطراب، بیانگیزگی، اعتمادبهنفس پایین یا خلق افسرده میپردازد. این کتاب را لازم نیست از ابتدا تا انتها بخوانید؛ کافی است در روزهای سخت، سراغ بخشی بروید که همان لحظه به آن نیاز دارید
قدم پنجم: کتابخوان باشید تا کلکسیونر کتاب
بیشتر کتابخوانها چند کتاب نخوانده در کتابخانهشان دارند. کتابهایی که خریدند، اما هنوز فرصتی برای خواندنشان پیدا نکردند. بهتر است فقط یک کتاب در صف مطالعه داشته باشید. قبل از تمام کردن کتابی که دستتان است، فقط کتاب بعدیتان را انتخاب کنید. فهرست بلند کتابهای نخوانده، شوق مطالعه را کم میکند.
پس به جای جمع کردن کتابها، آنها را بخوانید. قرار است کتابخوان باشید، نه کتابدار.
قدم ششم: کتابخانه شما گنجینه شماست
به کتابخانهتان مثل یک جواهر نگاه کنید. از دیدنش لذت ببرید. کتابها فقط چند شیء روی قفسه نیستند. هرکدام بخشی از دانش و تجربه را وارد زندگی شما میکنند. نگاهتان را گسترش میدهند و به رشد شخصیت شما کمک میکنند.
برای تکتک کتابهایتان ارزش قائل شوید. از آنها مراقبت کنید. با توجه به بودجه و فضای خانه، کتابخانهای مناسب تهیه کنید. بهترین جای ممکن را هم به آن اختصاص دهید. بزرگی یا کوچکی کتابخانه اهمیتی ندارد. مهم این است که دیدنش شما را سر ذوق بیاورد.
کتابهایتان را به دوستان قابلاعتماد امانت بدهید. شاید همین کار فرد دیگری را هم به مطالعه علاقهمند کند. فقط نام کتاب و امانتگیرنده را جایی بنویسید. در غیر این صورت، ممکن است جواهرات کتابخانهتان را یکییکی از دست بدهید.
این فهرست همهی راههای کتابخوانترشدن را در بر نمیگیرد. خلاقیت شخصی هم میتواند به شما کمک کند. این پیشنهادها را یک راهنما بدانید. سپس مسیر کتابخوانی خود را با علاقه و اعتمادبهنفس آغاز کنید.









۳ پاسخ
وقت بخیر
ابتدا تشکر میکنم بابت مطالب خوب و آموزندتون
بنده دنبال راهی هستم تا با تیم فیدیبو ارتباط برقرار کنم و مطالب مهمی هست که می خوام بهشون اطلاع بدم میشه بنده رو راهنمایی کنید
مواردی ک مبسوط توضیح دادین برای کسیکه بتازگی وارد عرصه کتابخوانی شده و سردرگمه از کجا و چطور شروع کنه خیلی خوب بود. حضور تیم فیدیبو در مسیر فرهنگ سازی مطالعه ک سرامدش در ایران خیلی کم هست خیلی خیلی ارزشمند هست
سلام یه سوال اگه از خواندن کتاب خسته شدیم بعد چه کنیم ؟