دسته‌ بندی
Loading

چند لحظه ...
خمیرترش

خمیرترش

نسخه الکترونیک خمیرترش به همراه هزاران کتاب دیگر از طریق اپلیکیشن رایگان فیدیبو در دسترس است. همین حالا دانلود کنید

با کد تخفیف hifidibo این کتاب را در اولین خریدتان با «۶۰٪ تخفیف» بخرید!

نقد و بررسی خمیرترش

درباره کتاب خمیرترش

کتاب «خمیرترش» Sourdough نوشته‌ی «رابین اسلون» در سپتامبر سال 2017 منتشر شد. این اثر یکی از بیست کتاب برتر آمازون در سال 2017 است که پس از انتشار با استقبال بسیار خوبی از سوی علاقه‌مندان به داستان روبه‌رو شد. این داستان درباره‌ی مهندسی جوان به نام لوییس کلاری است که در یک شرکت روباتیک در سانفرانسیسکو کار می‌کند. او تمام روز را به کدنویسی مشغول است و شب به خانه‌ میاید و غذای تکراری هر شب، ژل خوراکی ویتامینه را می‌خورد. او در این شهر به دور از خانواده‌اش است و ارتباط انسانی چندانی ندارد. او در یکی از روزهای معمولی و عادی زندگی‌اش با تبلیغ بیرون بر رستورانی روبه‌رو می‌شود که کل زندگی‌اش را تحت تأثیر قرار می‌دهد.

لوییس کلاری در داستان کتاب «خمیرترش» با شماره‌ی رستوران ناشناسی تماس می‌گیرد و کومبوی تند و آتشین سفارش می‌دهد. اولین سفارش او از این رستوران سبب آشنایی‌اش با دو برادر عجیب‌وغریب می‌شود. آن‌ها صاحبان رستوران هستند که دستور آشپزی مخصوص به خود را دارند. ارتباط آن‌ها با یکدیگر محتوای اصلی کتاب «خمیرترش» اثر «رابین اسلون» را شکل می‌دهد. این نویسنده این اثر را طی چندین فصل به نگارش درآورده است که برخی از آن‌ها عبارت‌اند از:

  • پرخور شماره یک
  • میز اسلوری خورها
  • مخمر خیابان کلمنت
  • اسپارتان استیکس
  • کلوپ لوئیس
  • عیسی مسیح روی مافین انگلیسی
  • به اشتراک گذاشتن معجزه
  • سرآشپز کیت
  • از طرف بیو
  • آون توستر جی استیو
  • صورت مسئله همواره موجود بود
  • فهرست حوادث
  • معبد پانتئون
  • آلامیدا
  • فاوستوفن

درباره رابین اسلون

«رابین اسلون» Robin Sloan نویسنده‌ی آمریکایی در تروی میشیگان بزرگ شد و در آنجا به مدرسه ابتدایی واتلز رفت. اسلون در دانشگاه ایالتی میشیگان تحصیل کرد و در آنجا بنیان‌گذار مجله ادبی اوتس شد. او در آن دوران ستون نویس و کاریکاتوریست روزنامه دانشجویی The State News بود و در سال 2002 در رشته‌ی اقتصاد از دانشکده تجارت الی برود فارغ‌التحصیل شد. او پس از فارغ‌التحصیلی به فلوریدا نقل‌مکان کرد و در سال 2003 وبلاگ SnarkMarket را با برخی از دوستانش تأسیس کرد.

«رابین اسلون» در سال 2004 به منطقه‌ی خلیج سانفرانسیسکو نقل‌مکان کرد تا در تلویزیون به‌عنوان استراتژیست رسانه / تهیه‌کننده کار کند. او در سال 2009 کارش را رها و تمام وقتش را صرف نوشتن رمان کرد. قبل از کار به‌عنوان نویسنده، اسلون در توییتر به‌عنوان مدیر رسانه کار می‌کرد و تجربه‌ی خوبی درزمینه‌ی مطبوعات و فضای مجازی داشت. اولین رمان او در سال 2012 بانام «کتاب‌فروشی 24 ساعته آقای پنومبرا» Mr. Penumbra's 24-Hour Bookstore منتشر شد که با استقبال بسیار خوبی روبه‌رو شد. این اثر در لیست 100 کتاب برتر سال 2012 سان‌فرانسیسکو کرونیکل قرار گرفت و توجه رسانه‌ها را به خود جلب کرد. داستان این کتاب درباره‌ی یک کارگر فنی بیکار در دره‌ی سیلیکون است که کار در یک کتاب‌فروشی غبارآلود با تعداد بسیار کمی مشتری را شروع می‌کند. این کتاب‌فروش از طریق کتاب‌های مرموز و قدیمی به دنیای اسرارآمیز و مرموزی می‌رسد.

«رابین اسلون» در حال حاضر علاوه بر نوشتن همراه با شریک زندگی‌اش کاترین توماجان در زمین اجاره‌ای در کالیفرنیا به کشاورزی و برداشت محصول مشغول است. جدیدترین داستان کوتاه او ماه اکتبر سال 2020 منتشر شد که بخشی از یک پروژه‌ی بزرگ در ارتباط با ایالات‌متحده بود.

ترجمه کتاب خمیرترش به زبان فارسی

کتاب «خمیرترش» نوشته‌ی «رابین اسلون» با ترجمه‌ی «سحر حدیقه» از سوی انتشارات خوب در سال 1398 منتشر شد که نسخه‌ی الکترونیک آن در همین صفحه از فیدیبو برای خرید و دانلود موجود است. «سحر حدیقه» مترجم ایرانی متولد مرداد ماه سال 1360 در شیراز است. او تحصیلاتش را در رشته‌ی زبان انگلیسی به سرانجام رسانده است. او پس از فارغ‌التحصیلی مدتی را به تدریس مشغول شود ولی آن را رها کرد و زندگی خود را وقف ترجمه و نوشتن کرد. او در حال حاضر به ترجمه‌ی آثار کودکان و نوجوان مشغول است.

در بخشی از کتاب خمیرترش می‌خوانیم

به فضایی دراز و باریک پا گذاشتم، به تاریکی دبیرستانی که برقش در شب قطع شده باشد. یک تالار مرکزی بتونی پرداخت نشده که سرتاسر اضلاعش درگاه بود. باریکه‌های نور صورتی از درگاه‌ها به درون تالار می‌تابید، مثل نور جشن و مهمانی‌هایی که در سالن‌های ورزشی دبیرستان برگزار می‌شد، با این تفاوت که اینجا تعداد سالن‌های ورزشی و تعداد جشن‌ها زیاد بود و همه جشن‌ها در سکوت برگزار می‌شدند. کف صاف و هموار تالار را با نوارهای رنگی علامت گذاشته بودند. نوارهای رنگی، پوسته‌پوسته شده بودند. مسیرهایی که مدت‌ها کسی از آن‌ها عبور نکرده بود.

شبیه فضاپیمای خالی و متروکه هم بود و علی‌القاعده هیچ‌کس به فضاپیمایی که نداند سرنشینانش چه سرنوشتی داشته‌اند، پا نمی‌گذارد. اما کف تالار رد مسیرهای تازه‌تری را هم نشان می‌داد. کمی دورتر از در، نوارهای دراز زردی مسیر ماهی گیری را علامت‌گذاری کرده و در طول آن مسیر کارگاه‌ها بنا شده بودند. آن‌ها را با تیروتخته‌های کج‌وکوله ساخته بودند که به قاب‌های فلزی نگه‌دارنده وسایل آشپزخانه و تجهیزات آزمایشگاه پیچ شده بودند. بعضی از کارگاه‌ها مکان‌هایی داشتند با اجاق‌های خوراک‌پزی شبیه اجاق‌های کباب‌پزی کامیونت‌ها. هودهای تهویه آرام‌آرام می‌چرخیدند.

خدمه کجا بودند؟

کارگاه‌ها ظاهری موقت و سردستی داشتند، اما آنجا که بیغوله و حلبی‌آباد نبود. کف زمین صیقلی بود و می‌درخشید؛ جای کفشی را روی مسیر تی کشیده دیدم. کابل‌های برق مثل مار در مسیر نوار زرد عبور کرده و مخفیانه از زیر کانال‌های پلاستیکی فرار کرده بودند. سرهم‌بندی شده بود، اما آشفته نبود. شبكه برق داشت. نقشه داشت.

از مسیر نوار پا گذاشتم بیرون تا یکی از درگاه‌ها و نور چشمک‌زن آن را وارسی کنم. آن سوی در فضایی تقریباً مربعی و بگویی‌نگویی به بزرگی آپارتمان من بود. با رنگ روی دیوار روبه‌رویی نوشته شده بود  A۳ که درست مثل رنگ‌های کف تالار پوسته‌پوسته شده بود و دو طرف اتاق قفسه‌های بلندی بود که با نور بنفش جیغ جور بود و سبزی‌ها را توی بشقاب روی آن‌ها گذاشته بود. کاهو بود؟ کلم بود؟ رنگ سبز توی آن نور عجیب‌وغریب به سیاهی می‌زد. درگاه بعدی به اتاق A۴ باز می‌شد که قطعاً در آن بروکلی نگه می‌داشتند. گل کلم؟ نه. بروکلی.

وقتی به تالار اصلی برگشتم، کمی زمان برد تا چشم‌هایم به نور عادت کند. صدای هوم هوم گردش هوا و صدای جیرجیر جریان‌های الکتریکی مخفی و پنهانی را می‌شنیدم، و از صدای هوم هوم هوا بلندتر و از صدای جیز جیز جریان برق پایین‌تر، صدای پچ پچی به گوشم خورد.

مشخصات خمیرترش

  • ناشر نشر خوب
  • قیمت نسخه چاپی قیمت نسخه چاپی ۴۵,۰۰۰ تومان
  • تاریخ نشر ۱۳۹۸/۱۰/۰۱
  • زبان فارسی
  • حجم فایل 1.84 مگابایت
  • تعداد صفحات ۲۶۹ صفحه
  • شابک

نظرات کاربران درباره خمیرترش

گرونه.‌.متاسفم
در ۱ سال پیش توسط r d ( | )
کاش دسته بندی کتاب رو هم قید کنید مثلا این کتاب رو من گوگل کردم در دسته بندی نوجوان بود.
در ۱ سال پیش توسط سیما تیموریان مطلق ( | )
یه کتاب خوشمزه😁اگه مثل من از خوندن داستانایی که درباره غذا و آشپزیه لذت میبرید بخونیدش حتما. راستی اونایی که میگن گرونه میتونن اشتراک فیدی‌پلاس بگیرن و این کتاب و کلی کتاب دیگه رو تو زمان اشتراک بخونن‌. خیلی اقتصادیه
در ۳ ماه پیش توسط m.s ( | )
تمام کتاب هاتون خیلی گرونن.اصلا توان خریدشو نداریم.اینا نسخه چاپی که نیست
در ۱ سال پیش توسط 937...028 ( | )
داستان جالبی داشت
در ۱ سال پیش توسط 905...150 ( | )
  • ۱
  • ۲
  • ۳
  • بعدی ›
  • آخرین ››