فیدیبو نماینده قانونی انتشارات تیسا و بیش از ۶۰۰ ناشر دیگر برای عرضه کتاب الکترونیک و صوتی است .
کتاب جوان، شهر و زندگی روزمره

کتاب جوان، شهر و زندگی روزمره

نسخه الکترونیک کتاب جوان، شهر و زندگی روزمره به همراه هزاران کتاب دیگر از طریق فیدیبو به صورت کاملا قانونی در دسترس است.


فقط قابل استفاده در اپلیکیشن‌های iOS | Android | Windows فیدیبو

درباره کتاب جوان، شهر و زندگی روزمره

این کتاب در پی تشریح ابعاد محوری تجربه فرهنگی جوانان از فضای شهر تهران و پاسخ‌گویی به این پرسش‌هاست: جوانان تهرانی چگونه فضای عمومی شهری را برای مقاصد و نیازهای خود به کار می‌گیرند؟ نقش فضاهای عمومی در هویت‌بخشی و معنادهی زندگی آنها چگونه است؟ شیوه‌هایی که بر اساس آن به تجربه، تغییر و مداخله در فضاهای روزمره زندگی خویش می‌پردازند، چگونه است؟ زمینه‌ها و آثار تجربی و سیاستی برآمده از این‌ روش‌های در رویارویی با فضاهای شهری کدامند؟ مجموعه مقالات ارائه‌شده در فصول مختلف این کتاب تلاش دارند، تصویری از زندگی شهری به عنوان متنی برای شکل‌گیری تجربه‌ها، رفتارها، واکنش‌ها و تفسیرهای جوانان به دست دهند. نقطه مشترک بیشتر مقالات ارائه‌شده، تصویری از متن زندگی روزمره جوانان است که هم‌زمان فرصت‌ها و محدودیت‌هایی را برای لذت‌جویی‌های آنها از میدان‌های فراغتی و مصرفی و ادغام اجتماعی بیشتر آنها در میدان‌های فضایی شهر مهیا می‌کند.

ادامه...

بخشی از کتاب جوان، شهر و زندگی روزمره

شما به آخر نمونه کتاب رسیده‌اید، برای خواندن نسخه کامل، کتاب الکترونیک را خریداری نمایید و سپس با نصب اپلیکیشن فیدیبو آن را مطالعه کنید:



مقدمه

مطالعات فرهنگی شهری(۱) شاخه ای جدید و پویا از حوزه میان رشته ای مطالعات فرهنگی به شمار می آید که کانون توجه خود را بر نقطه تلاقی میان شهر به مثابه واقعیت و سازه ای اجتماعی و البته مصنوع با وجوه هنری، زیبایی شناسانه و بازنمایانه آن قرار می دهد. مطالعات فرهنگی شهر، فضای شهری را در کلیت خود به مثابه متنی پیچیده و دارای کثرت می داند که در آن صورت های مختلف فرهنگ (فیلم، ادبیات، دیوارنگاری، خرده فرهنگ ها و سبک های زندگی شهری) در تعامل با وجوه فضایی و کالبدی قرار می گیرند. به قول بارکر در این نگاه، شهر یک چیز واحد نیست بلکه باید به منزله مجموعه ای از فضاهای درگیر مبارزه و بازنمایی و به مثابه شهرها و نه یک شهر ظاهر شود و مورد قرائت قرار گیرد. (بارکر، ۱۳۸۷: ۶۷۴). ماهیت میان رشته ای مطالعات فرهنگی شهر، آشکارا قلمرو موضوعی آن را متوجه مسائل متنوعی مانند خرده فرهنگ های شهری، اقتصاد فرهنگی شهر، زیبایی شناسی و فرهنگ بصری شهر، جنبش های جدید شهری و اقتصاد سیاسی می سازد که پرداختن به آنها مستلزم تقریب بیشتر علوم انسانی و اجتماعی است.
رویکرد فرهنگی در مطالعات شهری ایران، قدمت چندانی ندارد و تنها در چند سال اخیر و به ویژه در آثار افرادی چون فاضلی (۱۳۹۱ و ۱۳۹۲) کاظمی (۱۳۸۷) و فکوهی (۱۳۹۰) جهت گیری های نظری و رویکردها و مسائل آن مورد بحث قرار گرفته است. غلبه نگرش های مبتنی بر مدیریت برنامه ریزی و معماری شهری، توجه اندک به کاربست رویکردهای بین رشته ای در مسائل شهری و استفاده محدود از پژوهش های تفسیری و کوچک مقیاسی که با رویکردی از پایین به بالا و از دیدگاه تجربه زیسته ساکنان شهر، آن را مورد تامل قرار می دهند، می توانند توضیح دهنده جایگاه حاشیه ای سوگیری فرهنگی به مسائل شهری باشند.
کتاب حاضر حیات فرهنگی جوانان شهری، ویژگی ها و تحولات خرده فرهنگی و سبک زندگی آنها را در متن زندگی کلان شهری مورد خطاب قرار می دهد. توجه به فرهنگ جوانان شهری، به عنوان حوزه ای از سنت مطالعات فرهنگی شهر، بیش از چهار دهه قدمت دارد. برخورداری جوانان از جغرافیای متمایز، ویژگی های فرهنگی و اجتماعی ویژه آنها و اهمیت دموگرافیک گروه سنی جوانان در کشورهایی مانند ایران، جایگاه ویژه ای را به مطالعات فضایی جوانان شهری می بخشد. تاکید جغرافیای فرهنگی جوانان بر ناپایداری های مقولات اجتماعی و نیز توجه آن به کیفیت بازنمایانه حیات اجتماعی پیوند مستقیمی با مطالعه در خصوص جوانان به عنوان مقوله و سازه ای اجتماعی و فرهنگی برقرار می سازد. در این سنت، ماهیت تغییریافته جوانی و نهادها و فضاهای متنوعی که جوانی از طریق آن مورد گفت وگو واقع می شود، مورد تاکید قرار دارد. این سنت، گفتمان های جوانی را کمابیش متاثر از فضاهای زیست شده آنها در زندگی روزمره (مدرسه، خانواده، خیابان، فضاهای تفریحی) می داند که با استفاده از تاکتیک های خاص خود سعی در تامین نیازهای وجودی و هویتی و گاه ایستادگی در برابر استراتژی های اعمال شده برای مدیریت رفتارهای آنان را در حوزه عمومی از جانب بزرگسالان صاحب قدرت دارد. مطالعات قابل توجهی در خصوص نگرانی بزرگسالان از تهدیدهای بالقوه نوجوانان و جوانان در تغییر آرایش فضای فرهنگی خیابان، تهدید نظم عمومی از جانب آنها و کنترل و نظارت های سخت گیرانه نسبت به آنها در فضای عمومی در دسترس است. البته نوع کاربری و نگرش به این فضاها، تنها به دوره زندگی محدود نمی ماند و هویت ها و موقعیت های جنسیتی، طبقاتی و دینی جوانان صورت های متنوعی بدان می بخشند. به همان سان حوزه عمومی خیابان تنها عرصه کنارگذاری و اعمال قدرت به شمار نمی آید و نظارت و کنترل بزرگسالان و اعمال قدرت آنها در فضای خصوصی خانه نیز قابل توجه است. دسترسی به فرصت های محدود برای خودابرازی و خلوت شخصی در حریم خانواده و یا عدم پذیرش و تحمل برخی سلیقه های مصرفی فرهنگی (خرده فرهنگی) جوانان از جانب والدین آنها ممکن است زمینه هایی را برای تنش در روابط میان نسلی نیز فراهم سازد. این زمینه تنش بالقوه البته تغییرپذیری هایی را برحسب سرمایه های اقتصادی، فرهنگی خانواده ها و نیز مکان های زندگی آنها نمایش می دهد. به طور سنتی جغرافیای فرهنگ جوانان ساکن شهرهای بزرگ، فرصت ها و امتیازات کمابیش بیشتری را به آنها عرضه می کند. فضاهای عمومی و نیمه عمومی تفریحی و فراغتی بیشتر در شهرها (مراکز خرید، سالن های ورزش، فست فود ها و کافی شاپ ها و مانند آن) به صورت بالقوه امکاناتی را بیش از ساکنان شهرهای کوچک برای مصرف حوزه عمومی در اختیار آنها قرار می دهد. شهرهای بزرگ، کانون اصلی تولید، نمایش و مصرف فرهنگ عامه پسند به شمار می آیند و علاقه و رضایت بیشتر جوانان از زندگی در کلان شهرها (که انواع مهاجرت های شهری موید آن است) را بر این اساس می توان تفسیر کرد. با این حال، این علاقه و رضایت ضرورتاً به معنای مشارکت های فضایی گسترده از جانب همه گروه ها و یا در همه میدان های (فضاهای) عمومی نیست. کنارگذاری های سیستماتیک و غیرسیستماتیک در سطوح مختلف (خانواده، بخش خصوصی و فرهنگی رسمی) ممکن است فرصت های مشارکت فضایی آنها را محدود سازد و مانع ادغام اجتماعی مطلوب آنها در برخی میدان های فراغتی و فضاهای مصرفی عمومی شود.
افزون بر محدودیت های اعمال شده بر مشارکت های فضایی و مکانی، نوع رویارویی جوانان با فرهنگ (خرده فرهنگ) و تلقی آنها از سبک های زندگی نیز می تواند مانعی برای نگرشی همدردانه به جوانان و تنظیم سیاست آنها در زندگی روزمره خویش باشد.
تاملی بر تحولات نظری و جهت گیری ها نسبت به خرده فرهنگ های جوانان در چند دهه گذشته در جهان نیز مسئله برانگیز بودن جوانی و ارتباط آن با تحولات و زمینه های ساختاری و فرهنگی را نشان می دهد؛ برای نمونه در سنت کارکردگرایی غالب در جامعه غربی به ویژه امریکا، در سال های دهه ۱۹۳۰ و ۱۹۲۰، مشکلات و مسائل جوانان، برآمده از عدم تعامل اجتماعی در ساختارهای جوانی و به عنوان چالشی برای نظم اجتماعی تلقی می شد؛ به همان ترتیب در سنت موسوم به کارکردگرایی سال های دهه ۱۹۵۰، نگاهی توده وار و همگن گرایانه به فرهنگ جوانی، هرگونه تخطی و تجلی خرده فرهنگی، انحرافی از نظم اجتماعی و خاصیت برآمده از ماهیت پرتنش جهانی محسوب می شد. سال های دهه ۱۹۶۰ طرح مفهوم «ضد فرهنگ جوانان»(۲) ماهیت ضداجتماعی و ضدیت مستقیم جوانان با فرهنگ مسلط را مورد توجه داشت. در سال های دهه ۱۹۷۰ توجه به ارتباط طبقه با سبک زندگی که در سنت مطالعات فرهنگی دیوید انگلیس رواج یافت، پایه گذار جرم شناسی جدیدی شد که رفتارهای خرده فرهنگی را مقاومتی نسبت به نظام فرهنگی مستقر تلقی می کرد و سرانجام مفهوم سازی های موسوم به پست مدرن سال های دهه ۱۹۹۰ به بعد اساساً بر ماهیت دارای کثرت، تمایزجویانه و پیوندی خرده فرهنگ و به ویژه سبک های زندگی جوانان تاکید داشته، جبرگرایی های ساختاری را به چالش می کشانند (برای مروری بر تحولات مفهومی فرهنگ جوانی ر.ک: بریک، ۱۹۸۵؛ ذکایی، ۱۳۸۶).
این کتاب در پی تشریح ابعاد محوری تجربه فرهنگی جوانان از فضای شهر تهران و پاسخ گویی به این پرسش هاست: جوانان تهرانی چگونه فضای عمومی شهری را برای مقاصد و نیازهای خود به کار می گیرند؟ نقش فضاهای عمومی در هویت بخشی و معنادهی زندگی آنها چگونه است؟ شیوه هایی که بر اساس آن به تجربه، تغییر و مداخله در فضاهای روزمره زندگی خویش می پردازند، چگونه است؟ زمینه ها و آثار تجربی و سیاستی برآمده از این روش های در رویارویی با فضاهای شهری کدامند؟
جاذبه های متنوع اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی در همه کلان شهرهای جهان آنها را به کانونی برای جذب مهاجران جوان از دیگر مناطق کشور و میدانی رقابتی برای تحرک اجتماعی و فعالیت اقتصادی تبدیل ساخته اند. این جاذبه ها به دلایل تاریخی و نیز موانع توسعه متوازن و همگون فرهنگ شهری در ایران در مورد تهران آشکارتر است. شاخص های مختلف اجتماعی، بیانگر تراکم سرمایه های اجتماعی، انسانی و فرهنگی در تهران است که سهم جوانان در تولید، مصرف و نیز رویارویی و نگرش نسبت به آن چشمگیر و تعیین کننده است. جوانان تهرانی را باید در بسیاری از جریان ها و جنبش ها، خرده فرهنگ ها و مصارف شهری پیش گام دانست. به بیان دیگر، تصویر و واقعیت زندگی در تهران را باید به درجات زیادی برآمده از فرهنگ شهری جوانان آن دانست. بخشی از زمینه هایی که ارتباط دوره جوانی را با ساختارها و فرایندهای زندگی شهری آشکار می سازند، عبارتند از: نسبت بالاتر عضویت جوانان تهرانی در سازمان های غیردولتی و داوطلبانه و نیز تنوع بیشتر این سازمان ها در شهر؛ نسبت بالاتر خانوارهای تک نفره و مستقل که با انگیزه های مختلف این سبک را برگزیده اند؛ ارزش های جدید رمانتیک و ازدواج که گستردگی بیشتری در تهران دارند؛ تنوع خرده فرهنگ ها و سبک های زندگی جوانان که با محوریت مد و مصرف نمایان هستند؛ تنوع میدان های فراغتی در شهر و در سویه منفی تنوع جرائم ارتکابی خرده فرهنگی و غیرخرده فرهنگی جوانان در تهران؛ حاشیه نشینی و کنارگذاری های اجتماعی طیفی از جوانان شهری تنها وغیره.
افزون بر این، ناآشنایی با تقاضاهای فرهنگ جوانی و به ویژه تغییرپذیری های آن در میدان های مختلف، موضوعی برای کژفهمی ها و گاه ایجاد هراس های اخلاقی نسبت به طیفی از خرده فرهنگ ها و فرهنگ جوانان شده است. تاملی در گزارش ها و بازنمایی های رسانه ای در مورد فرهنگ ها و خرده فرهنگ های جوانان که با سیاست فرهنگ انطباق ندارند و یا در مغایرت با آن هستند، بیانگر جایگاه متمایز جوانان تهرانی است.
بدیهی است آشنایی با سازوکار فرهنگ و تجارب زیسته جوانان شهری افزون بر ارتقای دانش نظری و مفهومی در این حوزه مهم و پیچیده، آثار و دلالت هایی را نیز برای مدیریت فرهنگی کارگزاران شهری خواهد داشت که از جمله آنها می توان به هدایت برنامه ها و خدمات محوری بر اساس تقاضاهای متنوع جوانان، تعریف میدان ها و فضاهای عمومی برای تخلیه هیجانات و خودابرازی جوانان شهری، استفاده از ظرفیت های بیشتر جوانان برای فعالیت های مدنی و عام المنفعه و تخفیف برخی کنارگذاری هایی که برآمده از سلیقه ها و سبک زندگی هستند، اشاره کرد.
مجموعه مقالات ارائه شده در فصول مختلف این کتاب تلاش دارند، تصویری از زندگی شهری به عنوان متنی برای شکل گیری تجربه ها، رفتارها، واکنش ها و تفسیرهای جوانان به دست دهند. نقطه مشترک بیشتر مقالات ارائه شده، تصویری از متن زندگی روزمره جوانان است که هم زمان فرصت ها و محدودیت هایی را برای لذت جویی های آنها از میدان های فراغتی و مصرفی و ادغام اجتماعی بیشتر آنها در میدان های فضایی شهر مهیا می کند.
فصل دوم، تلاش دارد به تحلیل زمینه ها و روندهای موثر بر رویارویی و استفاده جوانان تهرانی از فضاهای فراغتی شهر و آثار این تجربه در زندگی روزمره آنها بپردازد. رویکرد اختیارشده در این تحلیل، متاثر از رویکرد زندگی روزمره، جوانان را نه کاملاً پاسخ گو به شرایط ساختاری و قالب های تعیین کننده آن و نه کاملاً مختار و تعیین کننده در انتخاب فرصت های فراغتی خویش می داند. ادعای مقاله بر این است که در فضای چندفرهنگی، تفکیک یافته و فردی شده شهر بسیاری از جوانان رابطه ای مصلحت گرایانه و مبتنی بر انطباق مقطعی و یا منفعلانه و خودکنارگذارنده با فضاهای عمومی و نیمه عمومی آن برقرار می کنند. جداسازی فضایی ناکافی و نبودن میدان هایی برای تخلیه هیجانات عاطفی معقول، آشنایی ناکافی با زمینه ها، انگیزه ها و معانی رفتارهای خرده فرهنگی در فضاهای عمومی، زمینه کنارگذاری های نهادین و یا خودخواسته جوانان از میدان های فضایی عمومی شهر را فراهم می سازد.
فصل سوم، تجربه جوانان از فضای فراغتی کوه را مورد توجه قرار می دهد. در این مقاله شالچی تجربه جوانان از فضای کوه پیمایی های حاشیه شمالی شهر را تجربه فراغتی بی مانندی می داند که به آنها امکان فاصله گرفتن موقت از نظم نمادین، بروکراتیک و عقلانی شهر و تخلیه تنش ها، سرخوردگی ها و ناکامی های آنها را می دهد. نویسنده با مروری کوتاه به جایگاه و معنای تاریخی ـ جغرافیای کوه در فرهنگ ایرانی و نقش اسطوره ای، نمادین و اسرار آمیز آن، کوه را همواره فضایی حاشیه ای به لحاظ فرهنگی و سیاسی تلقی می کند و پناه بردن به آن را امکانی برای آزمایش هویت و کسب تجارب جدید می داند. جوانی به مثابه سازه ای زیستی، اجتماعی و فرهنگی که هم زمان از فرصت ها و محدودیت هایی برخوردار است، در خلوت کوه های حاشیه شهر مجالی برای خودابرازی و عرض اندام می یابد. کوه، رابطه ای تکمیلی و سلبی با دیگر تجارب زندگی روزمره برای جوانان دارد؛ فرصتی است تا بار کنترل های فیزیکی و عاطفی بر بدنشان را کاهش دهند و گاهی تن به ماجراجویی دهند و سرانجام فرصتی است تا هم در شهر باشند و هم نباشند.
کنارگذاری اجتماعی در زندگی روزمره جوانان در شهر تهران نیز موضوع فصل چهارم کتاب است. در این فصل، مزینانی کنارگذاری اجتماعی را پدیده ای چندوجهی و چندبُعدی می داند که افزون بر وجه مادی و توزیعی بر وجه ارتباطی تاکید می کند و به کنار گذاشته شدن یا محروم شدن شهروندان از شبکه ها، فرصت ها و حقوق لازم برای مشارکت معنادار و موثر در حیات اجتماعی و بهره مندی از مواهب آن اشاره می کند. جوانان به علت ویژگی های خاص گذارهای جوانی از جمله گروه هایی هستند که بیش از دیگران در معرض کنارگذاری اجتماعی قرار دارند. مقاله کنونی که برگرفته از یافته های پیمایشی با نمونه ۶۸۷ نفری از جوانان ۲۹-۱۵ساله در شهر تهران است، در پی بررسی جلوه ها و زمینه های کنارگذاری اجتماعی جوانان در این شهر است.
نتایج حاکی از آن است که جوانان مورد مطالعه از انواع مختلف کنارگذاری چندگانه یا عمیق، گسترده و متمرکز رنج می برند. در حالی محیط خانه و خانواده برای جوانان دارای پایگاه اقتصادی ـ اجتماعی پایین تبدیل به نوعی «تله فضایی درونی» شده است که فرصت های شمول اجتماعی آنان را در عرصه های مختلف زندگی محدود می کند. توسعه نامتوازن شهری نیز با برجای گذاشتن محله ها و مناطق کمترتوسعه یافته و محروم، نوعی دیگر از «تله فضایی بیرونی» را برای جوانان مهیا می کند که فرصت های تحرک اجتماعی آنان را محدود می سازد. در این میان سایر عوامل قشربندی اجتماعی مانند جنسیت، معلولیت، قومیت و وضع فعالیت نیز بر نوع و میزان شمول و کنارگذاری جوانان در عرصه های مختلفی مانند فراغت، مشارکت، آموزش و فضای مجازی تاثیر می گذارند و سبب می شوند که کنارگذاری اجتماعی تبدیل به بخشی از تجربه زندگی روزمره برای گروه های متنوعی از جوانان در شهر تهران شود. سیاست گذاری و برنامه ریزی اجتماعی، برای داشتن عملکردی بهینه ناچار از توجه به عنصر شمول اجتماعی در همه مراحل طراحی تا اجرا و ارزیابی است و ازاین رو نهادهای متولی این امر در شهر تهران، نیازمند بازاندیشی در برنامه ها و عملکرد خود با عنایت به این مقوله هستند.
فصل پنجم، درک تجارب زنانه از شهر و ارتباط متقابل فضای شهری و هویت زنانه را هدف قرار داده و در پی شناسایی زمینه ها و روندهای موثر بر تغییرات ارتباط زنان با فضای شهری است. نتایج تحلیل های این فصل، بیانگر آن است که زمینه ها و روندهایی چون تغییر در الگوهای دموگرافیک، ارزش ها و الگوهای جنسیتی و زیرساخت ها و معماری شهر، اهمیت یافتن ارزش های مصرفی و سبک زندگی در شهر، بر تغییر ارتباطات فضایی و هویت یابی های زنان با کلان شهر تهران تاثیرگذار بوده و درمجموع الگوهای متفاوتی را از تلقی و ارتباط آنها با شهر، شکل می دهند. ترکیب شرایط دوتایی عاملیت و فرصت، موقعیت ها و امکانات متفاوتی را برای مشارکت های فضایی زنان ترسیم می کند که دامنه آن از نگاه حرفه ای و مشارکت حداکثری تا کنارگذاری های مربوط به عدم دسترسی و ناتوانی در انتخاب نوسان دارد. زنان محروم از انتخاب و فاقد توانایی در مشارکت، کمترین مشارکت فضایی را دارند و در مقابل انگیزه ها، مهارت ها و فرصت های عینی زنان را در موقعیت ممتازی قرار می دهند. روندهای موجود درمجموع بروز نشانه های خفیفی از تساوی نگری جنسیتی در میدان فضایی شهری را با وجود تداوم برخی زمینه های ساختاری و فردی کنارگذاری آشکار می کند.
فصل ششم، تجربه دختران جوان و مصرف فراغتی فضاهای شهری را با استناد به یافته های بزرگ مقیاس پیمایشی و نیز فراتحلیل مطالعات موجود فراغت زنان تهرانی مورد تاکید قرار می دهد. شفیعی تلاش می کند بهره مندی دختران از فضاهای خدماتی رفاهی، فرهنگی ـ هنری و نیز فضای خیابان برای تجربه فراغت را مورد مطالعه قرار داده، نسبت آن را با سرمایه اقتصادی و فرهنگی آنها نشان دهد. نتایج این مطالعه نشان می دهد که پاساژگردی و گردش در خیابان برای خرید و استفاده از پارک و سینما صورت غالب استفاده های دختران از فضاهای شهری است. این استقبال آشکارا با دسترسی محدود تر و گران تر به گزینه های فرهنگی فراغت مانند فضاهای فرهنگی و هنری پیوند دارد. تحلیل های تجربی نیز پیوند قوی سرمایه های اقتصادی و فرهنگی را با سلیقه ها و سبک های فراغتی زنان آشکار ساخته و بیانگر شکاف های فرهنگی، اقتصادی و فضایی شهر در مصرف فراغت است.
فصل هفتم، تجربه زنان فروشنده در متروی شهر تهران و اهمیت آن در زندگی روزمره این دسته را پیگیری می کند. فروشندگی زنان در مترو، بیانگر ظهور شرایط و روندهای ویژه در متن زندگی زنان در شهر است. نویسنده فراغتی و مصرفی شدن زندگی شهری، سیالیت، تغییر آهنگ و زمان شهری، رقابتی شدن کار و ضرورت انعطاف پذیری برای کسب سهمی از آن را از ویژگی های محرک مصرف فضای عمومی مترو برای مبادلات اقتصادی می داند که افزون بر کارکردهای اقتصادی خود، هم زمان آثار دیگری نیز بر هویت زنانه و نگرش به زنان دارد. مترو، متنی است که تنها دلالت به حمل ونقل شهری و جابه جایی ندارد، بلکه معانی و کارکردهای دیگری را نیز در خود دارد. مترو، برای زنان فروشنده مکانی برای هویت یابی و عرصه ای برای شکل گیری زندگی روزمره است.
فصل هشتم، تجربه تغییریافته مردان از زندگی شهری و زمینه ها و آثار مرتبط با آن را مورد بحث قرار می دهد. منطق فضایی زندگی شهری، دلالت های مستقیمی را بر هویت های مردانه دارد و سیالیت و انعطاف پذیری بیشتری را طلب می کند. در این فصل، تغییر در روابط اقتدار در خانواده، تغییر در معنای زمان، مکان و فضا، ضرورت نمایش انعطاف در عواطف، تحرک جغرافیایی، اهمیت یافتن تجارب بدنی و نیز اقتدار بیشتر زنان از جمله زمینه های موثر بر تغییرات فرهنگ مردانه در شهر معرفی شده اند که اگرچه ممکن است چالش ها و بحران هایی چون ارتکاب رفتارهای خطرساز، مصرف گرایی نمایشی و یا بحران در هویت نان آوری را سبب شوند، ولی با وجود این با دور ساختن مردانگی از نوع آرمانی هژمونیک، ظرفیت های بیشتری را برای بازاندیشی و بازتعریف نقش ها و هویت های مربوط به آن در مسیری دمکراتیک نیز فراهم می سازند.
آخرین فصل کتاب، به تجربه خال کوبی در میان جوانان تهران به عنوان مصداقی از خرده فرهنگ های بدنی می نگرد. نویسنده، استقبال از این خرده فرهنگ ها را در وهله نخست پاسخی به تجدد شهری و میل افراد به تمایز و نمایاندن هویت های خود بر پایه ویژگی های ظاهری می داند که در ادامه با تغییر نوع ارتباط افراد با خود و جامعه میزبان، به منبعی برای هویت یابی آنها تبدیل می شود. اهمیت نمادین و متافیزیکی، ایجاد عضویت های گروهی نمادین، امکان پذیر ساختن فردیت و نیز بیان روایتی از خود، تداوم هنجارهای جنسیتی شده و فاصله گیری از نرم های متعارف اجتماعی از مضامین غالب در خال کوبی ها شناخته شده که بیانگر میل به کنترل بر بدن در فضای کلان شهری و تمایزجویی از طریق آن است.
لازم می دانم از همکاران دانشگاهی و پژوهشگرانی که با آماده ساختن و به اشتراک گذاشتن مقالات خود در این مجموعه، متعهدانه در تولید این کتاب سهیم شده اند، صمیمانه سپاسگزاری کنم. همچنین از زحمات مدیران و کارکنان دفتر مطالعات فرهنگی و اجتماعی شهرداری تهران که با تدارک همایش «شهر و زندگی روزمره» انگیزه اولیه نگارش مقالات کتاب را فراهم ساختند، تشکر می کنم. امیدوارم این کتاب مقبول علاقه مندان حوزه مطالعات فرهنگی، مطالعات جوانان و مطالعات شهری قرار بگیرد و در پیشبرد سنت جوان و پرجاذبه مطالعات فرهنگی شهری ایران موثر باشد.

محمدسعید ذکایی

فضاهای جوانی در شهر

محمدسعید ذکایی

مقدمه

پرسش هایی که سنت مطالعات فرهنگی را متوجه شهرها و زندگی شهری می سازد، قلمرو گسترده ای را در بر می گیرند. مطالعات فرهنگی، شهر را عرصه ای انعطاف پذیر و سیال می دانند که در آن مجموعه ای از نیروها و فضاها در تلاش برای تثبیت موقعیت و جایگاه خود، درگیر منازعاتی نمادین هستند. کلان شهرهای مدرن به مثابه متنی قابل خوانش، فرصت و شرایط متمایز و ویژه ای را برای این مبارزه ها و تنش های بازنمایانه فراهم می کنند. جغرافیای فرهنگی شهرها، معانی ویژه ای را برای بسیاری از نقش ها، هویت ها و کنش های روزمره مهیا می سازد. شهرها لذت ها و میدان های فراغتی متفاوتی عرضه می کنند و این تنوع، افزون بر اینکه در سطح ساختاری، فرصت ها و یا موانعی را برای مشارکت و ادغام و یا کنارگذاری اجتماعی و فرهنگی ایجاد می کند، آفریننده ذهنیت ها و تخیلات گوناگونی نسبت به آن است؛ از سوی دیگر این حیات شهری در پرتو رشد فضای دیجیتال و تکنولوژی های مجازی، ابعاد و صورت های پیچیده تری نیز یافته است که بر شکل گیری خرده فرهنگ های شهری و بازنمایی آن تاثیرات چشمگیری داشته است.
از میان گستره وسیع موضوع های حوزه مطالعات فرهنگی شهر، بدون تردید قلمرو خرده فرهنگ های شهری و به ویژه خرده فرهنگ های جوانان شهری، دستور کاری جذاب و استراتژیک به شمار می آید که متون و پژوهش های مرتبط با آن، بیش از چهار دهه قدمت دارند. برخورداری جوانان از جغرافیای متمایز، ویژگی های فرهنگی و اجتماعی آنها و اهمیت دموگرافیک این گروه سنی در کشورهایی مانند ایران جایگاه ویژه ای به مطالعات فضایی جوانان در شهر می بخشد. سبک ها و الگوهای زندگی جوانان در دهه گذشته تغییرات چشمگیری را به نمایش گذاشته اند. تغییر در فرهنگ و ارزش های جوانان، به موازت تغییرات ساختاری واقع شده در چرخه زندگی آنها، شرایط و موقعیت هایی را در برابر آنها قرار داده است که با تجربه مشابه جوانان یک نسل گذشته، تفاوت های بنیادینی را نشان می دهد. تنوع میدان های فراغتی خصوصی و عمومی، شکل گیری شبکه های اجتماعی مجازی، رواج خرده فرهنگ های موسیقایی زیرزمینی (غیررسمی)، تغییر در الگوها و ارزش های حاکم بر مناسبات جنسیتی، تغییر در تجربه گذار به بزرگسالی و غیراستاندارد شدن آن، روند روبه افزایش خانوارهای تک نفره در شهر، بی میلی به مشارکت های اجتماعی و داوطلبانه و استقبال از مشارکت های مجازی و دیجیتال و ظهور خرده فرهنگ های جدید مجرمانه، تنها نمونه هایی از شاخص های تحول در جوانی جدید هستند که از متن زندگی شهری تاثیر می پذیرند.
اگرچه تحولات ارزشی بالا، موضوع مباحث و گفت وگوهای آکادمیک و رسانه ای زیادی قرار گرفته و امتداد نگرانی های مربوط به آن، گاه حوزه عمومی را نیز در بر گرفته اند، ولی نسبت تحولات و جهان زندگی تغییریافته نسل جوانان معاصر که نمایندگان بارز آن را در کلان شهرها و به ویژه تهران می توان یافت، با فضای زیسته شهری موضوعی جدی برای مفهوم سازی سیستماتیک و مطالعات تجربی نبوده است. شهر، به عنوان بستر مکانی و فضایی تحولات جوانی و به عنوان میدانی تاثیرگذار و تاثیرپذیر از تجارب و گفتمان های حاکم بر پدیده جوانی، کمتر مورد توجه قرار گفته است. جغرافیای شهری و پدیده جوان، روابط متقابلی با یکدیگر برقرار می کنند. فرهنگ و تجارب جوانان شهری، به حیات و شرایط زندگی در شهر رنگی متفاوت می بخشد و به همان سان بستر کالبدی و فرهنگی، شهر ماهیت و موقعیت ویژه ای را برای تجربه جوانی تدارک می بیند؛ از سوی دیگر گفتمان های فضایی شهر که رسانه ها نقش مهمی در شکل دهی آنها دارند، تاثیرات مهمی را بر نحوه تجارب جوانان از این فضا دارد. کار، بازی و تعاملات جوانان در میدان های مختلف بسته به شرایط زمانی، دوره زندگی و البته مکانی آن می تواند قابل قبول و یا نامناسب تلقی شوند. بی توجهی جوانان به نقشه بندی بزرگسالان و فرهنگ رسمی از فضا و مالکیت آن، شکاف های نمادین، الگوهای خیابان و پیاده روها و نیز تعریف عرصه های عمومی و خصوصی، گزینه های کاملاً متفاوتی را برای رفتارهای فضایی در اختیار آنها قرار می دهد. تمایل جوانان به درپیش گرفتن مسیرهای کوتاه، بازتعریف مرزبندی های فضایی یا اساساً نادیده گرفتن یا نام گذاری آنها بر اساس تصورات خلاقانه خود و یا معکوس ساختن مفروضات رایج درباره ترس و امنیت، تنها نمونه هایی از این استراتژی ها هستند.
در این فصل، در پی ارائه فهمی از ارتباطات فضایی روزمره جوانان با میدان شهر (به ویژه میدان های فراغتی)، استفاده ها و رضایتمندی های آنها از فضاهای تفریحی عمومی شهری و روندها و زمینه های تاثیرگذار بر آن، در سنت مطالعات فرهنگی هستیم. نتایج این مطالعه، می توانند پاسخ هایی را برای پرسش های زیر فراهم سازند:
جوانان تهرانی چگونه فضای عمومی شهری را برای مقاصد و نیازهای خود به کار می گیرند؟ نقش فضاهای عمومی در هویت بخشی و معنادهی زندگی آنها چگونه است؟ شیوه ها و استراتژی هایی که بر اساس آنها به تجربه، تغییر و مداخله در فضاهای فراغتی عمومی روزمره زندگی خویش می پردازند، چگونه است و آثار تجربی و سیاستی برآمده از این روش های رویارویی با فضاهای شهری کدامند؟

نظرات کاربران درباره کتاب جوان، شهر و زندگی روزمره