فیدیبو نماینده قانونی نشر چشمه و بیش از ۶۰۰ ناشر دیگر برای عرضه کتاب الکترونیک و صوتی است .

کتاب خواب در ذوزنقه

نسخه الکترونیک کتاب خواب در ذوزنقه به همراه هزاران کتاب دیگر از طریق فیدیبو به صورت کاملا قانونی در دسترس است. تنها لازم است اپلیکیشن موبایل و یا نرم افزار ویندوزی رایگان فیدیبو را نصب کنید.

درباره کتاب خواب در ذوزنقه

و ناگهان
زمین به دو صفحه‌ی موازی معلق تبدیل می‌شود
تو تنها می‌مانی
روی یکی از صفحات
و از خواب می‌پری در تاریکی شب
با چشم‌های خودت می‌بینی:
جای کسی که در کنار تو خوابیده بود
خالی است.

  • ناشر نشر چشمه
  • تاریخ نشر
  • زبان فارسی
  • حجم فایل 0.21 مگابایت
  • تعداد صفحات ۷۵ صفحه
  • شابک

معرفی رایگان کتاب خواب در ذوزنقه

شما به آخر نمونه کتاب رسیده‌اید، برای خواندن نسخه کامل، کتاب الکترونیک را خریداری نمایید و سپس با نصب اپلیکیشن فیدیبو آن را مطالعه کنید:

مرگ تدریجی

یک دست را بر سینه تا کردیم
با انگشت های دست دیگر
پیشانی مان را گرفته بودیم انگار
پدربزرگ را دفن کردیم
در گورستان قدیمی روستا
و قبل از غروب آفتاب
به شهر برگشتیم.

شهریورماه ۱۳۹۰

جدایی

و ناگهان
زمین به دو صفحه ی موازی معلق تبدیل می شود
تو تنها می مانی
روی یکی از صفحات
و از خواب می پری در تاریکی شب
با چشم های خودت می بینی:
جای کسی که در کنار تو خوابیده بود
خالی است.

تیرماه ۱۳۹۰

معجزه های موازی درخیابان های متنافر

در این جهان متنافر اما
گاهی معجزه می شود و
دو نفر موازی باهم
از دو سوی یک خیابان
عبور می کنند.

اردیبهشت ماه ۱۳۹۰

(...)

هر روز صبح
درست قبل از طلوع آفتاب
با پیراهنی سفید و
کراواتی بنفش و براق
در شلوغ ترین تقاطع شهر
لبخند می زند به عابرانی که معتقدند
او دیوانه است.

اردیبهشت ماه ۱۳۹۰

آدم های بالقوه

۱

در گرگ ومیش قبل از طلوع آفتاب
گنجشک های زیادی هر روز قاعدتاً
جیک جیک می کنند به شدت
بر بیدهای بلند بسیاری
و بره های سفید زیادی
خود را می تکانند رو به دشت ها و دامنه های سرسبز

۲

پشت پنجره های بسته و پرده های کشیده ی اتاق های کوچکِ آپارتمان های تهران
میلیون ها نفر خسته در خواب های عمیقی به سر می برند
و یک نفر البته
بیدار است هر روز در گرگ ومیش قبل از طلوع آفتاب
و فکر می کند به
گنجشک های بالقوه
بیدهای بالقوه
بره های سفید بالقوه

اردیبهشت ماه ۱۳۹۰

کلاه

شب ظلمات است
حیاط این خانه ی کلنگی
و روز
دو درخت نیمه خشک بلند
زل زده به علف های زرد بلندی که بیرون زده از درز کاشی های شکسته
صاحب خانه
قطعاً مُرده
و بچه هایش احتمالاً بزرگ شده به خانه های خود رفته
همه جای خانه خالی است به جز
گوشه ی مهمان خانه
که چوب رختی کهنه ی بلندی لُخت ایستاده
و کلاه کابویی نیم داری نشسته بر راسش کج.

فروردین ماه ۱۳۹۰

نظرات کاربران درباره کتاب خواب در ذوزنقه

بخاطر اسم قشنگش و همون شعر اولی که تو توضیحش نوشته خریدمش. کتاب خوبیه.
در 1 سال پیش توسط