عمر خیام، شاعر قرن پنجم و ششم هجری، فقط شاعر نبود. ریاضیدان، ستارهشناس و فیلسوف هم بود. جالب است که او در زمان خودش بیشتر با دانشش در ریاضی، فلسفه و نجوم شناخته میشد اما امروز بیشتر ما او را با رباعیاتش میشناسیم. و خیام حتی تبدیل به سبکی از زندگی شده. صادق هدایت در ۱۳۰۲ کتاب رباعیات او را منتشر کرد. محسن نامجو با استفاده از شعرهایش آهنگ خواند، عباس کیارستمی هم در فیلم «باد ما را خواهد برد» از یکی از رباعیات معروف او را استفاده کرد:
گویند کسان بهشت با حور خوش است من میگویم که آب انگور خوش است
در این مطلب سراغ زندگی، آثار، اشعار، کتابها، دستاوردهای علمی و اشعار ممنوعه خیام میرویم تا ببینیم چرا بعد از این همه سال هنوز هم یکی از مهمترین و اثرگذارترین چهرههای فرهنگ ایران است.
بیوگرافی و زندگینامه خیام بهصورت کامل
عمر خیام حدود سال ۴۳۹ قمری در نیشابور به دنیا آمد. دورهای که سلجوقیان کمکم در ایران قدرت میگرفتند. و نیشابور شهری بزرگ و پررفتوآمد بود که هم در مسیر تجارت بود و هم یکی از مراکز مهم علم و فرهنگ خراسان بود.
نام کامل او غیاثالدین ابوالفتح عمر بن ابراهیم خیام نیشابوری بود. خیام به معنای خیمهدوز است و احتمالا پدر یا یکی از نیاکان او خیمهساز بوده. او در دورانی بزرگ شد که کتابها کمیاب و گران بودند و نسخههای مهم را در کتابخانههای شهرهای مختلف نگه میداشتند. برای همین زندگی او به سفر گره خورد.
از نیشابور تا سمرقند، آغاز زندگی یک دانشمند
این شاعر قرن پنج احتمالا در حدود بیستسالگی نیشابور را ترک کرد و به بخارا رفت. شهری تاریخی که امروزه در کشور ازبکستان است. بخارا کتابخانههای مشهوری داشت و قبل از او، ابنسینا نیز مدتی از منابع آن استفاده کرده بود. بعد از آن به سمرقند رفت که آن شهر هم امروز بخشی از ازبکستان است.
زندگی یک دانشمند در آن دوره بدون حمایت حاکمان یا افراد بانفوذ آسان نبود. دانشمندان معمولا برای دسترسی به کتاب، محل زندگی و هزینه پژوهش به دربارها، کتابخانهها یا حمایت مالی وزیران و حاکمان وابسته بودند. خیام در سمرقند از حمایت ابوطاهر، قاضیالقضات شهر، برخوردار شد و همانجا یکی از مهمترین آثارش درباره جبر و معادلات درجه سوم را نوشت. شهرت علمی او کمکم از مرز سمرقند فراتر رفت تا اینکه به اصفهان، پایتخت سلجوقیان، دعوت شد.
خیام در دربار ملک شاه سلجوقی
اصفهان در زمان ملکشاه سلجوقی یکی از مهمترین شهرهای جهان اسلام بود. خواجه نظامالملک، وزیر قدرتمند ملکشاه، از ساخت مدرسه و حمایت از دانشمندان استقبال میکرد. در چنین فضایی، او به اصفهان رفت تا به گروهی از منجمان بپیوندد که مأموریت داشتند تقویم رایج را اصلاح کنند.
او و همکارانش باید حرکت خورشید را در مدتی طولانی رصد میکردند و زمان دقیق آغاز بهار را به دست میآوردند. نتیجه این محاسبات، گاهشماری جلالی بود که نامش را از جلالالدین ملکشاه گرفت.
تا اینکه در سال ۴۸۵ قمری خواجه نظامالملک کشته شد. آن زمان خیام حدود ۴۴ سال داشت. کمی بعد ملکشاه هم از دنیا رفت. او نهتنها پشتیبانان اصلی خود را از دست داد، بلکه به دلیل علاقهاش به فلسفه در فضایی زندگی میکرد که عقلگرایی با مخالفت بعضی از عالمان دینی روبهرو میشد. در چنین دورهای، فیلسوف بودن و پرسیدن سؤالهایی درباره آفرینش، اختیار و سرنوشت میتوانست برای یک نفر دردسرساز باشد.
این شاعر بزرگ سرانجام به نیشابور بازگشت و در همان شهری که به دنیا آمده بود از دنیا رفت.
تمامی آثار ماندگار خیام
آثار او را میتوان در چند دسته کلی قرار داد.
آثار ادبی
مهمترین و شناختهشدهترین اثر ادبی خیام، رباعیاتی است که به نام او باقی ماندهاند. البته خیام این شعرها را در قالب یک کتاب مشخص جمعآوری نکرده بود و نسخهای هم به خط خودش از رباعیات وجود ندارد. شعرهای او در طول سالها از میان کتابها، تذکرهها و نوشتههای مختلف جمعآوری شدهاند.
نوروزنامه یکی از مشهورترین کتابهایی است که به خیام نسبت داده شده است. این کتاب درباره تاریخ، آیینها، جشنها و روایتهای مرتبط با نوروز است. البته در مورد اینکه نویسنده این کتاب خیام باشه قطعی نیست. بررسی سبک و برخی خطاهای تاریخی متن باعث شده است که پژوهشگران درباره نویسندگی خیام تردید کنند.
آثار ریاضی
- رساله فی البراهین علی مسائل الجبر و المقابله
مهمترین اثر ریاضی خیام است. او در این رساله انواع معادلات درجه سوم را طبقهبندی و برای آنها راهحلهای هندسی ارائه میکند.
- رساله در تقسیم ربع دایره
این رساله به مسئلهای هندسی میپردازد که در جریان حل آن، خیام با یک معادله درجه سوم روبهرو میشود. او هم روشی تقریبی و هم راهحلی هندسی برای مسئله ارائه میکند.
- شرح ما اشکل من مصادرات کتاب اقلیدس
این اثر درباره دشواریهای اصول و مقدمات هندسه اقلیدسی است. خیام در آن، اصل توازی و مفهوم نسبت را بررسی میکند.
آثار فلسفی
- رساله در کون و تکلیف
- رساله در علم کلیات وجود
- رساله فیالوجود
- رساله ضیاءالعقلی در موضوع علم کلی
- پاسخ به سه مسئله درباره تضاد، جبر و بقا
- ترجمه و شرح خطبهالغرای ابنسینا
اختراعات یا دستاوردهای علمی او
خیام بیشتر نظریهپرداز، ریاضیدان و پژوهشگری بود که روشها و محاسبات علمی را توسعه داد.
- تدوین تقویم جلالی
او یکی از مهمترین اعضای گروه منجمانی بود که تقویم جلالی را تدوین کردند. ویژگی اصلی این تقویم، تعیین آغاز سال براساس لحظه واقعی اعتدال بهاری بود.
معرفی کامل رباعیات خیام
رباعی قالبی کوتاه در شعر فارسی است که از چهار مصراع تشکیل میشود. معمولا مصراعهای اول، دوم و چهارم همقافیهاند و حرف اصلی شعر هم در مصراع آخر کامل میشود.
رباعیات خیام در زمان زندگی او به شکل یک کتاب منظم جمعآوری نشدند. نسخههای موجود چند قرن بعد از مرگش نوشته شدند و به همین دلیل، تعداد رباعیات منسوب به او در کتابهای مختلف یکسان نیست. در بعضی نسخهها چند ده رباعی و در بعضی مجموعهها بیش از هزار رباعی به نام خیام ثبت شده.
پژوهشگرانی مانند صادق هدایت، محمدعلی فروغی، آرتور کریستنسن و علی دشتی تلاش کردند شعرهای معتبرتر را جدا کنند اما نتیجه کار آنها یکسان نیست. برای مثال، هدایت در ترانه های خیام ۱۱۹ رباعی و فروغی در تصحیح خود ۱۷۸ رباعی را انتخاب کرده است
لیستی از اشعار خیام
رباعیات خیام را میتوان براساس موضوع آنها در چند گروه قرار داد. تعدادی از مشهورترین شعرهای او که در میان بهترین رباعیات خیام قرار میگیرند:
اشعار خیام در مورد خدا و راز آفرینش
یکی از مهمترین ویژگیهای شعر خیام، پرسشگری است. در اشعار خیام در مورد خدا بارها شاعر از خود میپرسد انسان از کجا آمده و در پایان به کجا میرود:
در دایرهای کآمدن و رفتن ماست آن را نه بدایت، نه نهایت پیداست
کس مینزند دمی در این معنی راست کاین آمدن از کجا و رفتن به کجاست
اشعار درباره مرگ و گذر عمر
مرگ و کوتاهی زندگی از تکرارشوندهترین موضوعات رباعیات خیاماند:
افسوس که نامه جوانی طی شد وان تازهبهار زندگانی دی شد
حالی که ورا نام جوانی گفتند معلوم نشد که او کی آمد، کی شد
اشعار درباره غنیمت شمردن لحظه
خیام بارها یادآوری میکند که آینده نامعلوم است و باید فرصت کوتاه زندگی را از دست نداد:
ای دوست بیا تا غم فردا نخوریم وین یک دم عمر را غنیمت شمریم
فردا که از این دیر کهن درگذریم با هفتهزارسالگان سربهسریم
اشعار درباره سرنوشت
در بعضی از رباعیات، انسان در برابر سرنوشت ناتوان نشان داده میشود:
بر لوح نشان بودنیها بودهست پیوسته قلم ز نیک و بد فرسودهست
در روز ازل هرآنچه بایست بداد غم خوردن و کوشیدن ما بیهودهست
اشعار درباره پوچی
در بخشی از شعرهای منسوب به خیام، زندگی کوتاه و دستاوردهای انسان ناپایدار توصیف میشوند:
بنگر ز جهان چه طرف بربستم؟ هیچ وز حاصل عمر چیست در دستم؟ هیچ
شمع طربم، ولی چو بنشستم هیچ من جام جمم، ولی چو بشکستم هیچ
اشعار درباره انسان و خاک
خیام در بسیاری از رباعیات، خاک را باقیمانده انسانهایی میبیند که روزی زنده و زیبا بودهاند:
هر ذره که بر روی زمینی بودهست خورشیدرخی، زهرهجبینی بودهست
گرد از رخ آستین بهآزرم فشان کان هم رخ خوب نازنینی بودهست
اشعار خیام در مورد عشق
در اشعار او در مورد عشق حضور محبوب فرصتی است برای زیستن، پیش از آنکه انسان به خاک بازگردد.
برخیز بتا، بیا ز بهر دل ما حل کن به جمال خویشتن مشکل ما
یک کوزه شراب تا به هم نوش کنیم زآن پیش که کوزهها کنند از گل ما
بسیاری از این شعرها را میتوان در فهرست بهترین های خیام قرار داد.
اشعار ممنوعه خیام به طور کامل
خیام در زمان زندگیاش بیشتر بهعنوان ریاضیدان، ستارهشناس و فیلسوف شناخته میشد، نه شاعر. اولین اشارههای روشن به شعرهای او چند دهه بعد از مرگش پیدا شدند و نسخههای منظم رباعیاتش هم خیلی دیرتر شکل گرفتند. برای نمونه، نسخه بودلیان که ۱۵۸ رباعی دارد، بیش از سه قرن بعد از مرگ خیام نوشته شده است.
صادق هدایت در کتاب «ترانههای خیام» این احتمال را مطرح میکند که رباعیاتش بهدلیل فضای مذهبی آن دوره، آشکارا منتشر نمیشدند و بیشتر میان دوستان و نزدیکان او دستبهدست میشدند.
او در دورهای زندگی میکرد که فلسفه و عقلگرایی با مخالفت بخشی از فقیهان روبهرو بود. بعضی از رباعیات منسوب به او هم درباره موضوعاتی مثل آخرت، عدالت الهی، سخنان زاهدان و سرنوشت انسان پرسش مطرح میکنند. همین نگاه پرسشگر میتواند توضیح دهد که چرا چنین شعرهایی با احتیاط گفته یا منتشر میشدند.
حدود یک قرن بعد از مرگ او، نجمالدین رازی در کتاب «مرصادالعباد» دو رباعی منسوب به او را نقل کرد و به دیدگاهش حمله کرد. این اتفاق نشان میدهد که بعضی از رباعیات خیام در محیطهای مذهبی، کفرآمیز یا گمراهکننده تلقی میشدند.
تعداد رباعیات منسوب به او در نسخههای مختلف از چند ده شعر تا بیش از هزار شعر تغییر میکند. حتی بعضی پژوهشگران معتقدند شاعرانی دیگر برای فرار از اتهام کفر یا شرابخواری، شعرهای خود را با نام این شاعر بزرگ منتشر کردند.
نگاهی به اشعار ممنوعه خیام همراه با معرفی
یکی از مشهورترین رباعیهایی که معمولا در فهرست اشعار ممنوعه خیام قرار میگیرد، این شعر است:
گویند کسان بهشت با حور خوش است من میگویم که آب انگور خوش است
این نقد بگیر و دست از آن نسیه بدار آواز دهل شنیدن از دور خوش است
در این رباعی، شاعر لذتهای در دسترس این جهان را به وعدههای جهان پس از مرگ ترجیح میدهد. همین صراحت در حرف زدن از شراب و تردید در وعده بهشت باعث شده است که این شعر در بعضی خوانشها ضد مذهبی یا جنجالی تلقی شود.
عباس کیارستمی نیز از این رباعی در فیلم «باد ما را خواهد برد» استفاده کرده است. در یکی از صحنههای فیلم، پزشکی که شخصیت اصلی را با موتورسیکلت همراهی میکند، این شعر را میخواند.
برخی رباعیات او به دلیل تردید در یقینهای رایج، در دورههای مختلف بحثبرانگیز شدند:
چون نیست حقیقت و یقین اندر دست نتوان به امید شک همه عمر نشست
هان تا ننهیم جام می از کف دست در بیخبری، مرد، چه هشیار و چه مست
این شعر درباره محدودیت شناخت انسان است. شاعر میگوید وقتی حقیقت قطعی در دسترس نیست، نمیتوان تمام عمر را در انتظار برطرف شدن شک سپری کرد.
یا این شعر که محسن نامجو هم آن را خوانده:
بنگر به جهان، چه طرف بربستم؟ هیچ وز حاصل عمر چیست در دستم؟ هیچ
شمع طربم ولی چو بنشستم، هیچ من جام جمم ولی چو بشکستم، هیچ
خیام خوانی بوشهری چیست و به چه صورت انجام میشود؟
خیام خوانی بوشهری ترکیبی است از آواز، ریتم، سازهای بوشهری، دستزدن جمعی و مشارکت حاضران که حالوهوایی زنده و صمیمی به رباعیات او میدهد. این اجرا معمولا در محفلهای خصوصی شکل میگیرد و با آواز، سازهای محلی و همراهی جمع پیش میرود.
خیام خوانی اغلب با یک آواز آزاد شروع میشود و بعد کمکم وارد ریتمی نزدیک به ششهشتم میشود. سازهای اصلی آن معمولا ضرب، فلوت یا نی جفتی هستند و نیانبان در این شیوه جایی ندارد. حاضران هم با نوع خاصی از دستزدن به نام شپک و با دمگرفتن، خواننده را همراهی میکنند.
در میان رباعیها، یزلهخوانی هم وارد اجرا میشود. یزلهها معمولا به شکل پرسش و پاسخ میان خواننده و جمع هستند و باعث میشوند فضا پرانرژیتر شود. بعد از چند رباعی، یزله اجرا میشود و دوباره خواندن رباعیات ادامه پیدا میکند.
نحوه مرگ خیام
خیام در سالهای آخر زندگی از نظر جسمی ضعیف شده بود و به نیشابور برگشت. او در محله شادیاخ از دنیا رفت. به نظر میرسد او موقع مرگ حدودا ۸۳ سالش بوده.
روایت معروفی هم وجود دارد که میگوید او در آخرین روز زندگی مشغول خواندن بخش الهیات کتاب «شفا»ی ابنسینا بود. بعد کتاب را بست، وصیت کرد، نماز خواند و از دنیا رفت.
آرامگاه خیام کجا قرار دارد؟
آرامگاه عمر خیام در شهر نیشابور در استان خراسان رضوی است. بنای امروزی آرامگاه را هوشنگ سیحون، معمار برجسته ایرانی، طراحی کرده است. ساختار هندسی بنا به دستاوردهای ریاضی و نجومی او اشاره دارد و در بخشهایی از آن، رباعیاتش خوشنویسی و کاشیکاری شده.














