فیدیبو نماینده قانونی نشر قطره و بیش از ۶۰۰ ناشر دیگر برای عرضه کتاب الکترونیک و صوتی است .
کتاب اعتیاد به اینترنت و موبایل

کتاب اعتیاد به اینترنت و موبایل
بررسی عوارض، وابستگی به اینترنت، موبایل و بازی‌های کامپیوتری

نسخه الکترونیک کتاب اعتیاد به اینترنت و موبایل به همراه هزاران کتاب دیگر از طریق فیدیبو به صورت کاملا قانونی در دسترس است.


فقط قابل استفاده در اپلیکیشن‌های iOS | Android | Windows فیدیبو

با کد تخفیف fdb40 این کتاب را در اولین خریدتان با ۴۰٪ تخفیف یعنی ۲,۴۰۰ تومان دریافت کنید!

درباره کتاب اعتیاد به اینترنت و موبایل

امروزه کامپیوتر، در معنای کلی و عام (از ساعت‌های مچی تا بازی‌های کامپیوتری، موبایل و نوت‌بوک‌ها و...) نه تنها بخشی از زندگی روزمره ما شده، بلکه افکار، احساسات و روابط ما را نیز زیر و زبر کرده است. شاید تا به‌حال نگاه ما به این پدیده، عموما توأم با تحسین و اعجاب و تسلیم و شیفتگی بوده و جرأت و جسارت ابراز تفکر انتقادی را در این‌باره به خود نداده‌ایم. اما وقایعی درباره تأثیرات روان‌شناختی عمیق این پدیده در جاهایی دیگر دیده می‌شود که تأمل‌برانگیز است: در کره جنوبی بیش از صد و چهل مرکز فعال مشاوره جهت اختلال وابستگی به اینترنت وجود دارد. در هلند، مرکزی برای «بستری شدن» وابستگان به بازی‌های کامپیوتری از هر جای اروپا دایر شده. در چین کمپ‌های شبانه‌روزی برای ترک «اعتیاد به اینترنت» به بازپروری مبتلایان مشغول‌اند و... مسئله وقتی بیشتر جالب توجه می‌شود که این پدیده عظیم فناوری به فرهنگ‌های بومی و سنتی برمی‌خورد و در لبه این تلاقی، مدل شرقی شده (و در کشورمان نوع ایرانیزه) آن را شاهدیم که گاه معجون و تلفیقی بامزه (مثل سایت‌های متعدد فال حافظ در اینترنت)، عجیب و مورد بحث (مثل مراسم نکاح اینترنتی) و متناقض و گاهی تلخ (مثل تعارض حاصل از حضور پورنوگرافی حتی از نوع فارسی‌اش در جامعه‌ای مقید و معتقد) درست کرده است. بحث و چالش جهانی درباره عوارض اینترنت و اعتیادآور بودن یا نبودن و مرضی یا سالم بودن استفاده مفرط از آن بسیار تازه و داغ است و به علاوه رشته سایبرسایکولوژی (روان‌شناسی فضای وب در معنای خاص) نیز از رشته‌های جدید، بسیار جذاب و رو به رشد محسوب می‌گردد. خوب است پیش از آن‌که نتایج این بحث‌ها و مطالعات نیز حاضر و آماده به ما ابلاغ شود، دانشگاهیان و پژوهشگران کشورمان نیز سهمی در تولید علم در این مقوله مدرن برعهده بگیرند؛ به‌خصوص آن‌که ورود فرهنگ این پدیده فناوری و تلاقی آن با فرهنگ سنتی جامعه و واکنش‌های کم و زیاد به آن، تحقیقات در این زمینه را بومی و طبعا «منحصر به فرد» می‌کند. توجه به اخلاق و اتیکتِ استفاده از این فرآورده‌ها نیز که تا به حال در کشورمان بسیار مغفول مانده، امری بایسته و ضروری به‌نظر می‌رسد. کتاب حاضر، فتح باب و مجموعه‌ای نو از آموزش و آگاهی‌رسانی درباره تأثیر روان‌شناختی کامپیوتر، اینترنت و موبایل، و نیز نکاتی کاملاً عملی و قابل اجرا برای والدین، فرزندان و مشاوران است.

ادامه...
  • ناشر نشر قطره
  • تاریخ نشر
  • زبان فارسی
  • حجم فایل 0.83 مگابایت
  • تعداد صفحات ۱۶۴ صفحه
  • شابک

بخشی از کتاب اعتیاد به اینترنت و موبایل

شما به آخر نمونه کتاب رسیده‌اید، برای خواندن نسخه کامل، کتاب الکترونیک را خریداری نمایید و سپس با نصب اپلیکیشن فیدیبو آن را مطالعه کنید:

* رفع چه نیازهایی را در اینترنت دنبال می کنید؟

نیاز جنسی: یکی از روزها در جلسه گروه درمانی سوال کردم که چرا اینترنت این قدر عادت آور است؟ و بلافاصله یکی از اعضای گروه پاسخی ساده و یک کلمه ای داد: «سکس». صد سال قبل فروید (غلط یا درست به حساب خود اوست که صاحب نظریه است) گفت سکس انگیزه اولیه آدمی است و مازلو در هرم سلسله نیازهای آدم ها آن را در مبنا و قاعده هرم قرار داد. امروزه «سکس اینترنتی» حضوری وسیع و غالب در فضای اینترنت دارد و شاید دلیلش هم این است که سکس از قوی ترین نیازهای زیست شناختی و طبیعی آدم ها است و بخش غیر قابل انکار از وجود ما که البته توجه و توان زیادی هم جلب می کند. اما این که برخی مردم تصور می کنند که حضور خیلی از جوان ها در اینترنت فقط برای توجه به جنس و جنسیت و عمل جنسی، آن هم در نازل ترین سطح خود است نیز شاید ریشه در ترس های آن ها مثل ترس از تکنولوژی (تکنوفوبی) داشته باشد. البته که به جز رفع و ارضای نیازهای اولیه جنسی، انگیزه های روانی و حتی اجتماعی عالی تری هم در ارتباطات جنسی وجود دارد که قابل انکار نیست. جنبه های پیچیده تر معنایی و احساسی رابطه جنسی در بسیاری از شاهکارهای هنری دیده می شود. شاعران و عارفان خود ما هم برای بیان تعبیرات عرفانی خویش از این مضامین جنسی (البته با هنرمندی و ظرافت) مثل طاق ابرو، لعل لب، و نار پستان و... بهره می برده اند.
و اما فعالیت های مربوط به جنس و جنسیت در اینترنت دو نوع است: یک نوع آن غیر اجتماعی است (مثل جمع آوری عکس و یا قصه های مربوطه) که فرد عملاً ارتباطی با کسی ندارد. خودش است و خیالاتش و تصاویر و قصص. شاید پشت بسیاری از این فعالیت ها یک جور وسواس وجود داشته باشد و یا ترس از صمیمیت. عده ای هم که تمایل دارند کنترل اوضاع کاملاً در اختیارشان باشد و به شرایط مسلط باشند نیز ممکن است به این گونه فعالیت فردی و یک طرفه مایل شوند. در این زمینه هم، منابع اینترنتی، نامحدود است و ممکن است فردی که وارد چنین فعالیتی شده تا بی نهایت دچار خیالپردازی و اشتغال ذهنی شود و در این وادی بی انتهای تصاویر و قصص غرق گردد، یعنی مبتلا به اعتیاد به پورنوگرافی اینترنتی شود.
اما نوع دیگری از فعالیت های جنسی در اینترنت وجود دارد که جنبه ارتباطی و اجتماعی در آن برجسته تر است. یعنی فرد، کس (یا کسانی) دیگر را هم در تجربه جنسی خود مشارکت می دهد (روابط جنسی اینترنتی)، که این رابطه فاقد خصوصیات مهمی مثل توجه به نیازهای روانی و صمیمیت واقعی و احساس های فیزیکیِ یک ارتباط (مثل لمس کردن) است. ادامه چنین ارتباطی به دلیل سهولت، گمنامی و عدم خطرات بیرونی می تواند به «اعتیاد اینترنتی به روابط جنسی» بینجامد. این ارتباط سطوح پیچیده تر و بالاتری هم دارد. شاید چنین انگیزه ای در پشت خیلی از فعالیت های مشترک و جمعی اینترنتی مثل عضویت در گروه های بحث و یا گفت وگو در فضای اتاق های چت هم نهفته باشد. بسیاری از روابط جنسی عادت آور اینترنتی از گفت وگوهای ساده اجتماعی درباره مسائل روز، ماشین، تحصیل، زبان و.... و بدون قصد آگاهانه ارتباط جنسی شروع شده است. آگاهی و بصیرت به این که شاید این نیاز پنهان و نیرومند، کنترل و عنان را در روابط به دست خود بگیرد و بر فرد و ارتباط اولیه اش مسلط شود نیز خالی از فایده نیست.
از سوی دیگر نگاهِ صرفا جنسی، آن هم در سطحی اولیه و خام، به فعالیت های اجتماعی اینترنتی نیز صحیح نیست. حتی در افرادی که راه را به اشتباه رفته اند، نیازهای عمیق تر و مهم تری وجود داشته است. بسیاری احساس تنهایی می کنند و نیاز به صمیمیت و همدلی دارند. برخی از شادی و لذت در زندگی واقعی خود محرومند و در جست وجوی آن آدرس را در اینترنت گم می کنند و به سمت ارضای نیازهای جنسی در این فضا می روند.
عده ای از افراد هم انگیزه جنسی را در خفیف ترین و سطحی ترین وضعیت، به صورت کلام بی پرده و صریح در اینترنت دنبال می کنند و هرگز فراتر از آن نمی روند. (لفظ لاس زدن Flirtation ــ که نام گروهی از سایت ها نیز هست ــ کلمه مناسبی به نظر نمی رسد ولی ظاهرا گزیری از استعمال آن نیست) بهتر است که این افراد هم از نیازهای خود، آگاه شوند، شاید ترس و تردید از صمیمیت در زندگی واقعی باعث بروز چنین رفتاری شده است. رفتاری که ممکن است به تدریج تبدیل به عادتی فراگیر (و به خصوص در فرهنگ و جامعه ما مذموم و ناپسند) شود.
متاسفانه در بسیاری از موارد، تلاش برای جست وجوی عواطف، محبت و جنسیت در اینترنت (به جای دنیای بیرونی) فرد را به ورطه عادت به سکس اینترنتی (چه پورنوگرافی و چه روابط جنسی) می اندازد، که جز آسیب بیشتر به طبیعت و عملکرد او و افتادن در مشغولیت ذهنی وسواس گونه با نازل ترین سطوح نیازهای جنسی ثمری ندارد. در این باره نیز بیشتر خواهیم گفت.
نیاز به برقراری ارتباط: مسعود ۱۹ ساله تجربه جالبی دارد که آن را این گونه بیان می کند: «تجربه اول من با چت روم (اتاق گفت وگو) خیلی ناامیدکننده بود. چقدر بی معنی و پوچ! مکالمه ها سطحی و بچگانه بود. بیشتر می گفتند سلام بچه ها! چه خبر؟ جمله ها نیمه تمام رها می شد و همین طور ادب هم کمتر رعایت می شد. با خودم گفتم این کار چه خاصیتی دارد؟ چرا مردم این طوری وقت تلف می کنند؟ تا یک ماه بعد هیچ مراجعه ای به اتاق های چت نداشتم. اما تجربه دوم من با اتاق های چت کاملاً متفاوت بود. من وارد یک اتاق چت اختصاصی شدم. دو سه نفر بیشتر آن جا حضور نداشتند، که بلافاصله هم متوجه ورود من به اتاق شدند. خودم را معرفی کردم و بقیه هم چنین کردند. به زودی احساس آشنایی و صمیمیت زیادی بین ما برقرار شد. من فقط می دانستم که دوستانم از کدام شهر و چه قومی هستند. ما در کمال احترام با هم از هر دری سخن گفتیم، که تجربه ای جالب و لذت بخش بود.»
مسعود پیش از ورود به اینترنت هم پسری اجتماعی و معاشرتی بوده است. در تجربه اخیر اینترنتی اش هم شاید کمی ابهام و راز آلودگی در ارتباطش وجود داشته که برایش تازه و جذاب بوده. آشنایی با مردمی که کاملاً آن ها را نمی شناخته و صحبت درباره موضوعات جالب نیز نوع و جلوه ای دیگر از معاشرت را به او نشان داده. نظر شما چیست؟
بسیاری از صاحب نظران می گویند که اساسی ترین نیاز انسان، نیاز به برقراری ارتباط است.اهمیت این مسئله آن قدر بوده که خداوند، آدم(ع) را که میوه ممنوعه را خورد تنها و بی کس به زمین نفرستاد! در تلاش هایی هم که برای تعریف انسان متعادل و طبیعی شده، بر روی برقراری روابط سالم به عنوان یکی از ارکان تعریف، تاکید بسیاری شده است. ما روان پزشکان هم عملکرد مراجعان را از نظر روابط (خانوادگی، شغلی، تحصیلی و اجتماعی) ارزیابی می کنیم و اگر مختل بود می گوییم: اختلال داری و باید درمان شوی. اینترنت هم بر خلاف تصور عده ای فقط یک مرکز و یک شاهراه اطلاعاتی نیست، بلکه جامعه ای بزرگ و قدرتمند است که فرصت های ارتباطی فراوان برای اعضای خود فراهم می کند. برای عده ای از مردم، اینترنت نیز جامعه ای است شبیه جامعه خودشان، با فرصت های فراوان برای برقراری روابط و با عرصه های متنوع برای مبارزه و چالش. این افراد، جامعه اینترنتی را جایگزین جامعه واقعی نمی کنند و روابط اینترنتی را جایگزین و جانشین روابط خود در دنیای بیرونی نمی دانند تا هر کجا که دچار استرس، محرومیت و ناکامی در برقراری روابط بیرونی شدند به سوی روابط و گروه های اینترنتی فرار کنند. مثال بارز چنین نگرشی، سایت هایی است که توسط دانشجویان خلاق در دانشکده ها طراحی می شود و فارغ التحصیلان حتی پس از سال ها دوری از فضای تحصیل شان می توانند از طریق رجوع به آن، همکلاس های قدیم را پیدا کنند و از حال و هوای دانشکده و اساتید خود مطلع شوند و از فعالیت های علمی و اجتماعی خود با هم بگویند و اگر طرح علمی دارند آن را عرضه کنند. علی هم پس از مدرسه، همه روزه در اینترنت با دوستان و همکلاس های خود درباره وقایع مدرسه و تکالیف و... صحبت می کند. حسین از مهارت فنی خود در کار با کامپیوتر و اینترنت استفاده می کند و به دیگران هم کمک می کند و از این طریق کلّی دوست و آشنا برای خود دست و پا کرده است.
این ها همه مثال هایی از مدل تقویت و تکمیل روابط اجتماعی به وسیله اینترنت (و نه جایگزین کردن روابط بیرونی با روابط اینترنتی) است.
اینترنت و کامپیوتر برای حسین و علی و... «مکمل» روابط اجتماعی بیرونی است و باعث تقویت و غنای بیشتر این روابط و یادگیری بهتر روابط موثر می شود، به علاوه راه های تازه ای برای بیان و ابراز عقیده آن ها فراهم می کند.
و اما رابطه اینترنتی چه ویژگی هایی دارد که آن را از انواع دیگر ارتباط ممتاز می کند؟ سه ویژگی اصلی: ۱. گمنامی و بی چهرگی ۲. سرعت و سهولت در برقراری روابط ۳. قابلیت تسلط و کنترل بیشتر بر روابط (به وسیله دکمه ها) است و البته هرکدام، مسائل و آسیب های خاص خود را دارد که بعد به آن ها خواهیم پرداخت. اما محدودیت هایی هم در این روابط هست. این روابط هیچ گاه حال و هوای یک رابطه تمام عیار و واقعی را حتی در کوتاه ترین زمان و از معمول ترین نوعش ندارند. ساعت ها گفت وگو در فضای اتاق چت با ده ها نفر، هیچ گاه عناصر و حس و حال یک ارتباط پنج دقیقه ای با خواربار فروش محل را برای خرید و تعارفات معمول ندارد. روابط اینترنتی فاقد بسیاری از عناصر لازم برای یک ارتباط واقعی و کامل است. وقتی شما در اینترنت ارتباط برقرار می کنید، از بسیاری از جزئیات زبان بدن غافل می شوید.
حتی وقتی که تصویر همدیگر را از طریق دوربین کامپیوتر (Web cam) می بینید، ارتباط چهره به چهره و به خصوص ارتباط چشمیِ موثر و کاملی برقرار نیست. ظرافت های آهنگ کلام هم از طریق گوشی میکروفون (Head set) منتقل نمی شود. وقتی ما در جایی رو در روی دوستی می نشینیم، از حرکات ابرو و چین پیشانی او، متوجه رنج او می شویم. از آهنگ و وقفه کلامش به ترس و نگرانی او پی می بریم. اگر آه می کشد می توانیم حدس بزنیم که در دل غصه ای دارد، با لمس دست و شانه به او قوت قلب می دهیم و همدلی می کنیم. یعنی در یک ارتباط واقعی، زبان بدن ما سخن می گوید. زبان بدن، بخش اصلی ارتباط آدم ها است، نه زبان کلامی و حرف. در روابط اینترنتی، عناصر لازم برای برقراری این ارتباط غیرکلامی یا وجود ندارد (مثل لمس کردن) و یا کافی نیست. حتی ظرافت های ارتباط کلامی نیز یا وجود ندارد و یا کیفیت لازم را ندارد. به علاوه، بعضی از عناصر دیگر ارتباط موثر هم دیده نمی شود. علی می گفت: «در اتاق چت، آن چنان با طرفم حرف می زنم که انگار عاشق دل خسته او هستم در حالی که همان موقع با چند نفر دیگر هم همزمان همان طور حرف می زنم.» او با لبخندی می گوید: «فکر می کنم او هم با من چنین کاری می کند.»
در یک ارتباط موثر، موفق و دلپذیر، دو طرف یک به یک حرف می زنند و به هم توجه دارند. این توجه و شنیدن را با اصواتی مثل اوهوم، بله و یا حرکت سر و پلک و تماس چشمی، و مهم تر از همه این ها با توجه قلبی به هم ابراز می کنند.
تصور کنید با کسی صحبت می کنید که مدام روی خود را به اطراف بر می گرداند و یا با دیگران صحبت می کند. چه احساسی پیدا می کنید؟ چند درصد اصول یک گفت وگو و ارتباط موثر در اتاق های چت رعایت می شود؟ تا به حال از خود پرسیده اید سیاست مدارها با این که به آخرین وسایل ارتباطی الکترونیکی دسترسی دارند، چرا این قدر سفر می کنند و از نزدیک با هم شام می خورند و گفت وگو می کنند؟
حتی در برقراری یک ارتباط، عناصر محیطی هم دخالت بسیار دارد. مثلاً چرا برای آن که با دوستی صحبت کنید فضای یک پارک را انتخاب می کنید؟ عناصری محیطی در پارک هست که به ارتباط موثرتر و دلپذیرتر شما کمک می کند: هوای تازه، فضای شاد، صدای پرندگان، مناظر قشنگ. چقدر امکان تجربه یک فضای مشترک از خلال وب کم ها و هدست های شما وجود دارد؟
***
صاحب نظران، مهم ترین زیان وابستگی به اینترنت را لطمه به روابط اجتماعی می دانند.
***
و اما سه ویژگی گفته شده، گاهی افراد را به «جایگزینی» ارتباط اینترنتی به جای ارتباط های واقعی ترغیب می کند، به خصوص آن که بعضی از افراد، فاقد مهارت های ارتباطی قوی و موثر و یا دچار شرم اجتماعی، گوشه گیری و انزواطلبی باشند. محسن هر بار که برای شان مهمان می آید به اتاق و کامپیوترش پناه می برد و با ده ها دوست اینترنتی گفت وگو می کند. برای او سلام و احوالپرسی ساده و گذرا با هر میهمانی «استرس» ایجاد می کند و او این «استرس» را دوست ندارد. بله، روابط واقعی، حتی در سطح سلام و احوالپرسی، توام با تنش و استرس هستند، که این برای برخی قابل تحمل نیست. شاید به همین خاطر است که در برخی از مردم باور غلطی به وجود آمده که استفاده زیاد از اینترنت را خاص و منحصر به افراد بی کفایت و ناتوان از نظر مهارت های اجتماعی می دانند که بخت و شانس خود را در برقراری روابط اجتماعی از طریق سیم ها و کابل ها و دکمه ها جست وجو می کنند.
اگر درباره استفاده بیش از حد از اینترنت بشود به هر سوالی پاسخ سربالا داد، مثلاً پول آن به خودم مربوط است، وقت و انرژی که از من تلف می شود به خودم مربوط است و...، در مورد روابط اجتماعی و جایگزینی آن با روابط اینترنتی و در واقع فرار به اینترنت، مسئله فقط و فقط به خود شخص مربوط نمی شود. آدم ها، و حتی خود اینترنت، در متن جامعه و روابط اجتماعی تعریف می شوند. همسر شما از شما خواسته هایی دارد. والدین شما انتظاراتی دارند. مدرسه، دانشگاه، و محل کار، محیط های اجتماعی واقعی و غیرقابل انکاری در زندگی تان هستند. به همین دلیل است که صاحب نظران مهم ترین خسارت وابستگی به اینترنت را «لطمه به روابط» می دانند و حتی میزان وقت صرف شده را در تشخیص وابستگی موضوعی فرعی تلقی می کنند.
در بررسی ای معلوم شده که رابطه آن لاین فاقد آن «احساس امنیت روحی و شادمانی» است که حتی در بازی و شوخی با یک طفل و یا نوشیدن یک فنجان چای به صورت دور هم وجود دارد.
و اما در انتهای گفت وگو، وقتی که کامپیوتر و چراغ ها خاموش می شوند، خبری از آن همه دوست و آشنای بی چهره و گمنام و دور از ما (گاهی به اندازه یک نیمکره خاکی) نیست.
متاسفانه هیچ کدام از آن ها یارای کمک به ما و حضور ملموس در زندگی ما، حتی در حد رفع نیازهای ساده و از نوع بده و بستان را نیز ندارند. نظر شما در این باره چیست؟
نیاز به تعلق خاطر
هر کسی کو دور ماند از اصل خویش باز جوید روزگار وصل خویش
همه ما احساس نیاز به دلبستگی و تعلق داشتن به کسی یا جایی را به نوعی تجربه کرده ایم (این نیاز با نیاز به برقراری روابط کمی فرق می کند). به عنوان انسان، دوست داریم جایی باشیم و برویم که اسم و هویت ما را بشناسند و در آن جایگاه، ریشه داشته باشیم. بسیاری از مهاجران به سایر کشورها برای رجوع به جامعه قبلی خود دست کم تا چند صباحی از اینترنت، چه سایت های خبری وطنی و چه اتاق های چت فارسی، استفاده می کنند. حسین، مهاجر ایرانی در آمریکا در صفحه ای اینترنتی با عنوان «بلیط به تهران: یک سره یا دو سره» از احساس تعلق خاطر خود به جامعه قبلی و کشاکشی که با پذیرش جامعه جدید دارد به سادگی و روشنی صحبت کرده است. این احساس به خصوص در ما ایرانی ها خیلی قوی و غالب است. به علاوه، با نگاهی کلی تر و عمیق تر، آدم ها شاید در روابط تازه نیز در جست وجوی افرادی نزدیک تر و همسان تر با خود هستند که از طریق اتصال و ارتباط با آن ها بتوانند خودِ وجودی شان را توسعه و گسترش دهند. شاید اینترنت از این نظر کمکی قابل توجه به شناسایی افراد همسان و برقراری ارتباط کرده باشد. اما دو سوال پیش می آید:
پرسش اول: آیا این احساس تعلق خاطر در اینترنت واقعی است و عمق و دوام کافی دارد؟ و به عبارت دیگر، آیا جوامع و گروه های اینترنتی ثبات و تداوم لازم را دارند؟
مشکل از آن جا شروع می شود که گروه یا جامعه اینترنتی که شخص عضو آن شده و احساس تعلق خاطر به آن دارد، شروع به عضوگیری و رشد می کند. متاسفانه فضاهای اینترنتی مثل ساختمان و شهر و کشور، حریم و محدوده فیزیکی، شهری و مرزبندی مشخص، و به قول معروف در و پیکر ندارند و گروه های اینترنتی گروه های باز و یا نیمه باز محسوب می شوند، یعنی از یک طرف تازه واردها می آیند و از طرفی خیلی ها از آن خارج می شوند و این گونه، جامعه و گروه اینترنتی شروع به تغییر سریع می کند، خیلی سریع تر از تغییراتی که در یک جامعه واقعی اتفاق می افتد. و شما برای آن که ارتباط تان با جامعه مورد نظر به هم نخورد باید از نو شروع کنید و کلی زمان و وقت بگذارید و دائم خودتان را به تازه واردها معرفی کنید تا آن ها جایگاه و اسم و رسم شما را در گروه بشناسند.
حمید ۲۳ ساله می گوید: «هر چه بیشتر وقت بگذارید، بیشتر شما را می شناسند و بیشتر به عنوان «یکی از ماها» حساب می شین.»
اگر فقط و فقط چند روز از چنین جامعه ای دور بمانید، به دلیل باز بودن گروه و جامعه و رفت و آمدهای بسیار، ممکن است در ورود بعدی، غریبه یا فراموش شده تلقی شوید. طبیعی است که هیچ انسان عاقلی دوست ندارد با تلاش زیاد وارد جامعه و روابطی شود که زود در آن فراموش و محو گردد و یا هویتش در آن جامعه به خوبی شناسایی نشود.
یک صاحب نظر در این باره می گوید:
اعضای جوامع مَجازی اینترنتی خیلی ذوق زده نباشند! ایجاد یک جامعه واقعی، چیزی بیش از تشریک عقیده ها و سلیقه ها می طلبد.یک جامعه واقعی، نیاز به نوعی مجاورت و نزدیکی فیزیکی و مکانی افراد و تماس های ملموس تر و واقعی تر روزمره با همسایگان دارد، به طوری که به تدریج احساس تعلق خاطر به همدیگر در افراد آن جامعه ایجاد شود. دلبستگی های واقعی در زندگی، نیاز به باز بودن و شفافیت بیشتری در روابط بین فردی دارد.
همه ما درجاتی از ترس از جدایی و دور افتادن از دیار و تعلقات خاطرمان را داریم. همین سبب می شود که زمان بسیاری را صرف اعلام حضور و تثبیت جایگاه مان در گروه اینترنتی کنیم و ترس از فراموشی در گروه باعث آن لاین شدن بیشتر و بیشتر، و در واقع نزدیک و نزدیک تر شدن به انگ «اعتیاد به اینترنت» شود.
پرسش دوم: که پاسخ مفصل ترش را به خوانندگان گرامی وامی گذارم:
اگر تلاش برای چسبیدن به گوشه ای از گروه های اینترنتی، در واقع گریزی از گروه های واقعی در جامعه بیرونی باشد چه؟ آیا مثلاً اگر در پشت تلاش های برخی از مهاجران برای ورود به سایت ها و گروه های وطنی، گریز از احساس ناکامی در ارتباط موفق و انطباق با جامعه جدید، انگیزه و عامل باشد چه؟
قطعا این احساس با احساس ماندگار، عمیق و ارزشمند تعلق خاطر فرق می کند و نیاز به تامل و تجدیدنظر دارد.
نیاز به انجام کارهای بزرگ، یادگیری و برتری
همه ما به یادگیری بیشتر، انجام کارها و تکمیل امور و در واقع به تسلط بر پیرامون مان نیاز داریم تا از این راه، توانایی های مان را به خود و دیگران اثبات کنیم و اعتماد به نفس مان را بالا ببریم.
نظریه شرطی شدن می گوید، برای آن که یادگیری بیشتر شود، بهتر است به اِزای هر چیزی که یاد می گیریم یک پاداش و جایزه بگیریم (نوعی شرطی شدن عامل) و یا یادگیری با چیزهای خوب و مورد علاقه ما همزمان و یک جا شود (شرطی شدن کلاسیک). در اینترنت و کامپیوتر، هوشمندانه و زیرکانه از این نظریه استفاده می شود: به ازای هر مرحله از گیم که پشت سر می گذاریم، امتیاز بیشتری می گیریم و امکانات (اسلحه قوی تر، ماشین سریع تر و...) بهتری دریافت می کنیم. در حالی که داریم تحقیق دشوار علمی در اینترنت انجام می دهیم، تصاویر جذاب و دل انگیز نیز بر روی صفحه مانیتور چشم نوازی می کند و شاید موسیقی هم از کامپیوتر می شنویم. اگر به اِشکالی در فلان برنامه برمی خوریم، سعی می کنیم تا بر مشکل غلبه کنیم، ساعت ها وقت صرف می کنیم تا در نهایت موفق شویم. کامپیوتر چنان فرصت غلبه بر مشکل و موفقیت به ما می دهد که گویی اصلاً مشکلی در کار نبوده! مقابله و مبارزه با مشکل، آزمون و تلاش، و در نهایت موفقیت و غلبه بر مشکل، زنجیره بسیار تشویق کننده ای است که در فرایند یادگیری در کامپیوتر آگاهانه و به خوبی رعایت شده است.
اینترنت و کامپیوتر برای بسیاری از آدم ها فرصتی بسیار خوب برای اثبات توانایی های شان به خود و دیگران فراهم کرده است. تصور کنید که جوان مستعد ما در فلان روستا و شهر کوچک و بدون امکانات وقتی به وادی کامپیوتر و اینترنت پا می گذارد و به اطلاعات دسترسی پیدا می کند چه احساسی را تجربه می کند (در شهر زراعی کوچک و کم امکاناتی که طبابت می کردم بسیاری از این جوانان باهوش و مسلط به مسائل فنی کامپیوتر را می دیدم که شاید توصیف از پیله در آمدن، کمی اغراق آمیز اما وصف حال و حس این عزیزان باشد). آیا شده که شما نیز از دیدن مهارت و تسلط کودک تان در کار با دکمه های کامپیوتر و برنامه ها حیرت زده شوید یا احساس غرور و رضایت خاطر کنید و با لبخند تایید و گفتن به سایرین، او را تشویق و ترغیب کرده باشید؟
حتما در اطراف خود نیز کسانی را دیده اید که به مسائل فنی و تکنیکی کامپیوتر و همین طور اینترنت بسیار علاقه مندند و بعد از ساعت ها مبارزه و صرف وقت، بالاخره بر مشکل غلبه می کنند (گاهی به شوخی به آن ها لقب مهندس داده ایم). این موفقیت تکنیکی و فنی، غالبا با چنان احساس تسلط و غروری همراه است که برای درک این احساس باید از زبان خودشان شنید.
برای آن عده که به مسائل تکنیکی و فنی کامپیوتر علاقه مند نیستند نیز موقعیت و امکان یادگیری و مبارزه در همه زمینه های اجتماعی، فرهنگی و علمی تا بی نهایت وجود دارد. پا گذاشتن در راهی بی انتها که در خلال آن می توان اعتماد به نفس را تقویت کرد. فضای کامپیوتر و اینترنت، چه به لحاظ مسائل تکنیکی و چه اطلاعاتی، به طور سرسام آوری در حال تغییر و تحول است. به یاد دارید که در چند سال اخیر چند سیستم ویندوز عوض شده؟ آیا شاهد تغییر روزانه اطلاعات در اینترنت بوده اید؟ پس سقفی برای مبارزه و یادگیری و پیروزی وجود ندارد و شما دائم باید مثل کوسه ها در حال حرکت و شکار باشید!
به طور کلی نیاز به انجام کارهای بزرگ فنی و یا اجتماعی در اینترنت و کامپیوتر وجود دارد و این تکنولوژی می تواند پدیده ای پویا، طبیعی و ارزشمند باشد.اما نقطه لغزشی هم در این باره وجود دارد. گاهی ناامیدی در غلبه بر مشکلات زندگی واقعی، یا میل شدید به غلبه بر اطلاعات کم و ناکافی و یا نیاز به ستایش و تایید بعد از موفقیت، به طور وسواسی و مفرط، سبب می شود که آدم ها وقت و انرژی فراوانی روی این موضوع بگذارند. برای خیلی ها ماهیت اعتیادآور اینترنت از این احساس شدید و افراطی به کسب توانایی و قدرت از طریق اطلاعات اینترنتی سرچشمه می گیرد، احساسی که در خیلی از موارد به وسواس کسب اطلاعات و یا وابستگی شدید به اینترنت و کامپیوتر ختم می شود، و به دو دلیل عمده نیز آن احساس رضایت خاطر و تسلط مورد انتظار، تجربه نمی گردد. یکی این که شاید این افراد خیلی به نیازهای واقعی و اصلی پشت رفتارها و تلاش های شان و همین طور روش های رفع این نیازها در دنیای واقعی آگاهی ندارند (و یا آن را انکار می کنند). دوم آن که سقفی برای اطلاعات در اینترنت وجود ندارد و رسیدن به انتها در این راه لایتناهی، ناممکن، محال و افتادن در دور باطل است.
نیاز به خودشکوفایی و خلاقیت: از عالی ترین نیازهای آدمی نیاز به خودشکوفایی است. خودشکوفایی یعنی جلوه و نمایش انسان به عنوان موجودی منحصر به فرد و ممتاز که حاصل استفاده از تمام ظرفیت و استعدادهای اوست. هر آدمی وجودی منحصر به فرد است؛ یعنی دارای ویژگی ها و توانایی ها (و البته محدودیت های) بالقوه خاص خود است (به همین دلیل است که می گویند آدم ها را دائم با هم مقایسه نکنید) و آن وقت که این استعدادها و توانایی های بالقوه درونی با گذر موفق از نیازهای اولیه (خور و خواب و امنیت و...) و با تلاش و ممارست، شکوفا و متجلی شود، انسان به بالاترین درجه رشد و کمال وجود خود می رسد و در راس هرم معروف «نیازهای آدم» آقای مازلو قرار می گیرد. متاسفانه محدودیت های زندگی آدم ها، ناآگاهی و نبودنِ آموزش، باعث شده که فقط عده قلیلی به این درجه از رشد و تعالی برسند. به همین دلیل افراد خودشکوفا، افرادی بارز و برجسته در جامعه خود هستند. اما چنین نیازی، ولو ناخودآگاه، بخشی از وجود هر آدمی است. از شکوفایی چنین نیازی است که از جامعه و دوران خودمان در وادی ادبیات معاصر، نیما یوشیج و در عرصه علم، پروفسور حسابی و در زمینه ورزش آقای دایی و... بیرون می آیند.
دیگر نیاز متعالی، نیاز به خلاقیت است، یعنی نیاز به آفرینش و خلق تازه ها، که خالق هستی آن را در وجود آدم ها قرار داده. همه ما آرزوی خلق و ابداع چیزهای نو و تازه را داریم. پشت خلق آثار هنری، اختراعات، و حتی رویاها و خواب های ما چنین نیازی می جوشد و موج می زند.
آیا نیاز به خودشکوفایی و خلاقیت در روی آوردن افراد به اینترنت نقش دارد؟ مسلما، بله! خیلی ها احساس می کنند که خلاقیت آن ها در زمینه های فنی یا اجتماعی و هنری در اینترنت توانایی بروز و تجلی دارد. آن ها در می یابند که جنبه هایی عالی از علاقه ها، تمایلات و شخصیت آن ها که قبلاً پنهان بوده و در جامعه فرصت بروز نداشته، در فضای اینترنت می تواند متجلی و آشکار شود. به علاوه، اطلاعات نامحدود اینترنتی و دسترسی به منابع در زمینه های متنوع، امکان آموزش (حتی در سطوح دانشگاهی)، رشد و شکوفایی بسیاری از مشترکین را نیز فراهم کرده است. و اما خودشکوفایی و خلاقیت، در هر سطحی که باشد، یک ویژگی عمده دارد و آن «جلوه و نمود بیرونی» است، یعنی چیزی که قبلاً نبوده و حالا درست شده و تجلی نموده. البته این نمود بیرونی می تواند کاملاً ذهنی و انتزاعی یعنی در حوزه فکر باشد (برخی افراد در جامعه ما گمان می کنند که فقط آجر روی آجر چیدن کار است، و تنها به خلق و آفرینش ذهنی و فعالیت فکری باور ندارند) اما بالاخره جلوه ای دارد. مثلاً من پس از مدت ها کار با کامپیوتر می توانم سایتی چشم نواز و منحصر به فرد طراحی کنم، یا می توانم با کامپیوتر نقاشی هایی زیبا بکشم و یا فلان قطعه موسیقی را با برنامه های ویژه کامپیوتری بسازم، یا قطعه های ادبی و یا اجتماعی ام در اینترنت صدها خواننده و طرفدار پیدا کند. یعنی بالاخره شما نمود بیرونی پیگیری نیاز به خودشکوفایی و خلاقیت را در کامپیوتر و اینترنت خواهید دید. اما آیا اگر فرزند من ساعت ها و روزها و هفته ها در فضای غنی و استثنایی اینترنت است و خبری از این رشد و شکوفایی و خلاقیت نیست؛ پس چه اتفاقی دارد می افتد؟ خوب، والدین آگاه، که واقعیات را منکر نمی شوند و با فرزندشان تعامل دارند، از او سوال می کنند و البته اول از همه از خودشان می پرسند: من که این امکان را فراهم کرده ام آیا فرزندم استفاده مطلوب را از این امکان و از هزینه های مالی و زمانی می کند؟ و اگر می کند، نمود و نشانه بیرونی این استفاده بهینه و موفقیت او چیست؟
او که با ورود هر مهمان به منزل و یا با هر درخواست منطقی ما به اتاق و کامپیوتر و اینترنت پناه می برد، آیا کامپیوتر برای او فقط مفَر و پناهگاهی برای گریز از مشکلات و روابط اجتماعی نشده؟ آیا فرزند من به جای مبارزه و چالش برای رشد و شکوفایی فلان استعداد و خلاقیت فردی اش در عرصه و فضای اینترنت، اسیر عادات و تکرارهای هرروزه و هرشبه نشده؟
از دل عادت و تکرار، حداکثر چیزی که بیرون می آید مهارت و سرعت در کار با دکمه هاست و نه خلاقیت و رشد و شکوفایی. افراط در عادات و تکرار مکررات، هر آدمی را از خلاقیت تهی می کند. از نقاشی که هر روز فقط یک منظره بکشد، کارمندی که سال ها فقط یک کار مشخص انجام دهد، کارگری که فقط آجر حمل کند، می توان نقاشی صاحب سبک، مدیری خلاق و موفق و یا معماری کارآمد انتظار داشت؟ به همین قیاس، از دل عادت فرزند من به چت کردن و یا اعتیاد به سایت های جنسی و تکرار این عادات چه درخواهد آمد؟ آیا فرزند من که شب و روز با کامپیوتر کار می کند و در فضای اینترنت سیر می کند، در مسیر خودشکوفایی و خلاقیت است، یا اسیر خودفریبی و تکرار عادت؟!
نیاز به تغییر هوشیاری و ادراک: همه ما می خواهیم واقعیت ها را بشناسیم و بدانیم محدوده و گستره این واقعیت ها تا کجاست، فرق بین واقعیت و خیال چیست، آیا مرز مشخصی بین دنیای واقعی و دنیای وهم و خیال وجود دارد و بالاخره این که دنیای خیال چه ویژگی هایی دارد؟
در واقع خیلی از روش های زندگی ما راه و آزمایشی برای در نَوَردیدن مرزهای واقعیت است. آیا نوع و جلوه ای دیگر از واقعیت را می توانم ببینم و درک کنم؟ یا از حضور در سرزمین های دیگر، مثل دنیای رویا و خیال، می توانم لذت ببرم؟
وقتی که در خلسه مراقبه فرو می رویم، وقتی که محو شکوه و ابهام تابلویی زیبا می شویم، هنگامی که به نوک قله ای صعود می کنیم، یا سقوط آزاد را در ورزش های هوایی تجربه می کنیم، و یا حتی به تماشای فیلم های علمی ـ تخیلی می نشینیم، این ها حکایت از نیاز ما به تجربه انواع دیگر واقعیت در زندگی و یا پشت سرگذاشتن مرزهای واقعیت دارد. حتی شاید پشت سوء مصرف داروها و همین طور تجربه جنسی، نیاز به تجربه سطوح دیگری از هوشیاری، ادراک و تخیل نهفته باشد.
اینترنت، فضایی برای دیدن واقعیت ها به گونه ای دیگر فراهم کرده است (آن وقت که تصویر چهره فتوشاپ شده خود را در سایت می گذاریم یا برای دوست مان می فرستیم!) و فرصتی برای زیرپا گذاشتن مرزها و محدوده های واقعیات روزمره (آن گاه که حضور در دانشگاهی در آن سوی دنیا و یا پرسه اینترنتی در کوچه های شهری دور را تجربه می کنیم) و حتی فرصت تجربه دنیای فانتزی و خیالی را (هنگامی که فرزند ما خود را به جای قهرمان شکست ناپذیر بازی اینترنتی می گذارد و وارد دنیایی دیگر می شود) ایجاد کرده است. انتقاد بسیاری از منتقدان هم این است که دنیای مجازی اینترنت، رقیب و جایگزین زندگی واقعی برای خیلی از آدم ها شده. چنین انتقادی اگر چه در مورد عده ای درست است اما باید توجه داشت که اینترنت می تواند فضایی مکمل و سازگار با دنیای واقعی فراهم کند و جایی برای پاسخ گویی به نیاز آدم ها برای درک واقعیت به گونه ای دیگر و ارضای رویاهای آن ها هم باشد. چنین نیازی در آدم ها وجود دارد و قابل انکار نیست. احساس و درک زمان، فضا و هویت فردی می تواند با حضور در اینترنت تغییر کند، گذر زمان سریع شود و ساعت ها به سان لحظه ای بگذرد. گاهی انگار در فضایی دیگر غوطه ور می شوید، شاید تجربه ای مشابه خلسه هیپنوتیزم. گذاشتن پیام در وبلاگ ها برای بسیاری از افراد به منزله پیوستن به ادراک و هوشیاری سایر مشترکین است. شاید بسیاری از افراد در نجواهای شبانه با دیگران، نوعی تله پاتی را در این فضا تجربه می کنند. گاهی اینترنت با نماها و چشم اندازهای خیال انگیز و رویایی، دنیایی متفاوت را به ما می نمایاند. شاید این ها جلوه هایی از تغییر سطح هوشیاری و ادراک، و پاسخ به این نیاز آدم ها، و دلایل دیگری بر اعتیادآوری اینترنت باشد. تجربه هایی مشابه در مصرف موادمخدر (به خصوص مواد توهم زا) دیده می شود. به علاوه، در خواب هم تجربه رویاهای شفاف را داریم که گاهی نیز می توانیم مسیرشان را تغییر دهیم. آیا اینترنت تجربه ای دیگر در آفرینش و هدایت یک رویای شفاف نیست؟
اما گاهی کنترل و تسلط بر چنین تجربه هایی دشوار و حتی ناممکن می شود. در سوء مصرف مواد هم گاهی تجربه های توهمی مداوم می شود و چنین افرادی با تشخیص جنون ناشی از مواد، بستری و درمان می شوند. رویاهای زیبا و شفاف ما هم گاهی به یک باره به کابوس هایی اضطرابی و دردآور مبدل می شوند. در مورد اینترنت نیز چنین است. گاهی در این فضا برخی افراد که هوشیاری و ادراک شان تغییر کرده، ناخودآگاه تخیلات جنسی و خشم و پرخاشگری خود را بیرون می ریزند و مشترکینی را که از استرس روابط دنیای بیرون به اینترنت پناه آورده اند غافلگیر و شوکه می کنند. آیا تجربه به هم خوردن خلسه خود در این فضا را با عصبانیت و پرخاشگری آدم ها داشته اید؟ آیا دشنام ها، هک کردن ها و ویروس های این آدم ها تجربه رویاگونه و دلپذیر شما را به کابوسی تلخ مبدل نکرده؟
گاهی نیز مدت حضور در این وادی خیال، طولانی و خروج از آن دشوار و بلکه ناممکن می شود! ساعت ها، روزها و حتی سال ها از عمر گرانمایه می گذرد و ما کماکان سوار بر اسب لگام گسیخته تخیلات و اوهام در حال تاخت و تاز در سرزمین خیال اینترنت هستیم و هر لحظه از واقعیت زندگی و توانایی درک حقایق دوروبرمان دور و دورتر می شویم.

* آیا استفاده از اینترنت اعتیاد می آورد؟

«برای امیر روشن کردن کامپیوتر و ورود به اینترنت به معنای دور شدن از احساس ملال و دلتنگی هر روزه است. در پشت کامپیوتر حتی در ساعات نیمه شب نیز سرحال تر و با نشاط تر از اوج روز به نظر می رسد. با ورود نور از پنجره، چشم های پرخون خود را از صفحه مانیتور برمی گیرد. این دفعه یک ساعتی بیشتر طول کشید. ای کاش این بار هم خانواده خبردار نشوند و به کلاس صبح هم برسد.»
شاید شنیدن لفظ اعتیاد در کنار فعالیتی امروزی و ارزشمند مثل اینترنت، احساسی ناخوشایند ایجاد کند؛ اما اگر برای شما نیز سناریویی مشابه سناریوی بالا بارها اتفاق افتاده احتمالاً خود شما هم شاهد و دلیلی بر نظریه اعتیادآور بودن اینترنت هستید!
طرفداران اَنگ اعتیاد که در اکثریت هستند معتقدند که اینترنت اعتیادآور است، زیرا استفاده کننده را سرخوش و سرحال و اصطلاحا «High‎» می کند. یعنی روحیه و احوال او را از آنچه هست بهتر می کند. این ویژگی یعنی ایجاد سرخوشی می تواند از اینترنت یک تابلوی تمام عیار اعتیاد رفتاری درست کند. یعنی با استفاده کردن، سرخوشی و سرحالی، و طبیعتا با عدم استفاده، علائم خماری و محرومیت یعنی افسردگی و تحریک پذیری ایجاد می کند. در ادامه استفاده نیز تامین همان میزان سرخوشی، زمان استفاده بیشتری از اینترنت را در هر نوبت می طلبد (هر بار چند دقیقه بیشتر) و البته مجموعه این علائم، تابلوی اعتیاد رفتاری به اینترنت را می سازد که بر زندگی و فعالیت فرد آثار سوء و مخرب دارد. طرفداران اعتیادآور بودن اینترنت معتقدند که اعتیادهای رفتاری مثل اعتیاد جنسی، قماربازی، خرید مرضی و... را نباید به صِرف نبود ماده مورد استفاده نادیده گرفت و اعتیاد به اینترنت، که سرآمد همه اعتیادهای رفتاری است، رشدی روزافزون و عوارضی ناگوار دارد. به علاوه، پذیرش اَنگ اعتیاد (هرچند برای مشترکین اینترنتی لفظی سنگین و بد تلقی می شود) کمک خواهد کرد تا بیمه ها و سیستم بهداشتی کشورها برای کنترل و اصلاح این مشکل عمده وارد عمل شوند.
از سوی دیگر، مخالفان اَنگ اعتیاد، که البته در اقلیت اند نیز، نوظهور بودن این پدیده و کمبود مطالعات فعلی و تنوع فعالیت های اینترنتی و تعدّد انگیزه ها و علل را از دلایل مقاومت و مخالفت خود می دانند. عده ای هم می گویند که اینترنت وابستگی و عادتی معمول ایجاد می کند و نه اعتیاد.
بحث ها بسیار تازه و داغ است و اما هردو گروه بر تاثیر عمیق و شگرف اینترنت بر همه جنبه های زندگی مشترکین اذعان دارند. «اعتیاد»، «عادت و اجبار» و یا «اختلال»، نگرانی هایی عمده و اساسی هستند که درباره جمعیت بسیار زیادِ دچار مصرف مفرط (تا ده درصد کل مشترکین) وجود دارند. قصه این بحث ها و مناظره ها بین صاحب نظران به سانِ بحث ورود اختلال قماربازی به جرگه سیستم بین المللی اختلالات روان پزشکی که بیست سال طول کشید (و معلوم نیست که چه خانواده ها در این مدت از هم پاشید و حمایت نشد)، شاید به درازا بکشد. خوشبختانه روان پزشکی مدرن نیز تا حدودی از این دعواها فاصله گرفته است. در روان پزشکی و روان شناسی مدرن، مهم «عملکرد» فرد است. ممکن است عده ای بگویند که چون مثلاً عموم جوان ها از اینترنت هفته ای ده ساعت استفاده می کنند، پس تا این میزان مصرف، طبیعی و مطابق هنجار جامعه است. در حالی که در روان پزشکیِ امروز، نرمال یا غیرنرمال، مسئله اصلی و مهم نیست. آنچه اهمیت دارد عملکرد شخص است و در مورد مسئله ای مثل وابستگی به اینترنت، تاثیر استفاده، بر عملکرد و کارآیی فرد است که اهمیت و اولویت دارد. از شما می خواهم که فارغ از این دعواها و قراردادها (که مدام با زمان تغییر می کند) روی این مسئله تامل کنید که استفاده از اینترنت چه تاثیری بر پنج حوزه کلیدی زندگی شما (همسر و یا فرزندتان) داشته است؟ وقت، فکر، کار و تحصیل، پول، احترام و اعتبار اجتماعی، و روابط تان. اگر صادقانه این حوزه ها را بررسی کردید و دیدید کمبود و یا خسارتی هست که به استفاده از اینترنت مربوط می شود، مشکل شما ارزش بررسی دارد. در مرور و تامل بر این پنج حوزه با شما همراه می شویم تا بتوانید ارزیابی کامل تری از وضعیت داشته باشید.

* آیا اینترنت هم می تواند فعالیتی وقت گیر باشد؟

چند وقت پیش که از یکی از فروشگاه های مواد غذایی تهران خرید کردم برنده صد ساعت استفاده رایگان از اینترنت شدم. لحظه ای فکر کردم ای کاش این فروشگاه چیزی بیشتر از این ساعت ها به من می داد! یا حداقل می شد که اول صد ساعت را به ساعت های آزاد من (که خیلی هم محدود است) اضافه می کرد و بعد من برایش تصمیم می گرفتم که...! در این خیالپردازی، نکته ای هم بود و آن این که این صد ساعت را من از چه کارهایی باید بزنم که به اینترنت بپردازم؟ طبعا اول به سراغ ساعت های فراغتم خواهم رفت. اگر مطالعه شخصی می کنم، نباید بکنم. اگر با دوست و همکارم در آخر هفته دیدار و صحبت های دوستانه و شغلی می کنم، نباید بکنم، اگر با پسرخاله ام به استخر می روم، نباید بروم و... خوب، شاید فعالیت هایی که به ظاهر مثبت هستند نیز گاهی وقت گیر و زمان بر می شوند!
اینترنت، مانند تلویزیون، بخش عمده ای از اوقات فراغت بسیاری از مردم را پر کرده است. آمارهای خیلی از کشورها، از مصرفی به اندازه استفاده از تلویزیون حکایت دارد (در کشور ما هنوز به آن جا نرسیده). البته بدون آن که مثل تلویزیون مدت برنامه ها مشخص باشد و برنامه زمانی در کار باشد. در عموم سایت های اینترنتی، خبر و نشانی از زمان صرف شده و ساعتی که بر روی صفحه، گذر زمان را به ما نشان دهد نیست و فقط لحظه ای که می خواهیم از اینترنت خارج شویم از مجموع ساعت هایی که معمولاً هم خیلی فراتر از حدس و انتظارمان است مطلع می شویم! نبودنِ ساعت در جلوی چشم در هر سایت از یک طرف و دریای نامحدود موضوعات و سایت ها از طرف دیگر، دو عامل اساسی است که از اینترنت فعالیتی زمان گیر و اصطلاحا «خوره وقت» ساخته است. ممکن است بگویید ما که وقت تلف شده در زندگی روزمره مان زیاد داریم. اما نکته این جاست که اینترنت خاصیتی دارد که به واسطه آن نه تنها وقت های تلف شده و فراغت، بلکه شاید وقت های کاری و تحصیلی شما را هم سلب می کند و آن این که «فعالیتی پیشرونده» است. یعنی به طور فزاینده ای وقت را می گیرد و هرچه از آن استفاده می کنیم، دفعه بعد زمان بیشتری برای تامین رضایت خاطر صرف آن می کنیم (هر بار چند دقیقه بیشتر) و عملاً در بسیاری از مشترکین اینترنتی، یک تعادل و توازن بین ساعت های استفاده و ساعت های ورزش، مطالعه و کار نمی بینیم و رعایت این نظم و تعادل کاری سخت و حتی ناشدنی است.
علی در گروه درمانی می گوید: «برای من پولی که صرف اینترنت می کنم مهم نیست ولی اینترنت از من وقت زیادی می گیرد. پیش از این عادت به مطالعه داشتم و از این که پدر و مادرم عمرشان را پای تلویزیون تلف می کردند متاسف می شدم اما حالا می بینم که اینترنت همه وقتم را پر کرده و من پشت کامپیوتر می خورم و می خوابم.»
او اضافه می کند: «اینترنت خیلی وقت ها هم باعث صرفه جویی در وقت نیست. موقعی که چیزی را سِرچ (جستجو) می کنی متوجه می شوی که خیلی از سایت ها نیاز به ثبت نام دارد، که وقت زیادی می برد. نتیجه و کد ثبت نام را هم به ایمیل می فرستند و باید آن را هم چک کنی، که آن هم وقت گیر است. اگر مثلاً بخواهید آهنگی را از یک سایت پرطرفدار داون لود (ذخیره) کنید مدت زیادی زمان می برد، تازه به این ها سرعت کند اینترنت و بارها و بارها دیسکانکت (قطع) شدن را هم اضافه کنید...»
عملاً تجربه بسیاری از مشترکین با ذهنیت و انتظاری که از فعالیتی بسیار امروزی می رود کاملاً سازگار نیست و پدیده ای مانند اینترنت هم گاهی وقت و زمان زیادی تلف می کند.
می توانید بگویید که شما چندبار در این تله زمانی گیر افتاده اید؟ و چند دفعه به جای چند دقیقه بیشتر، ساعت ها در اینترنت ادامه داده اید؟
می توانید تخمین بزنید که چند ساعت از عمر را آن لاین سر کرده اید؟

* اینترنت بر حوزه فکر و زندگی معنوی ما چه تاثیری دارد؟

سعید چهارده ساله می گوید: «وقتی که در مدرسه هستم دائم در فکر بازی آن لاین هستم و نقشه بردن در بازی امشب را می کشم. راستش امتیاز گرفتن در بازی و بودن با همبازی هایم برایم از نمره های مدرسه و همکلاسی هایم مهم تر شده.»
محسن بیست و یک ساله می گوید: «چیزی که عذابم می دهد احساس گناهی است که بعد از ورود به سایت های جنسی و خودتحریکی به من دست می دهد. این احساس تقصیر و گناه، شب و روز مرا گرفته و از آن خلاص نمی شوم.» او اضافه می کند: «نگرانی زیادی هم از لو رفتن موضوع دارم، ترس از این که آبروی من که ورزشکار و زبانزد فامیل هستم به کلی برود...»
***
نبودن ساعت در جلوی چشم و نیز دریای نامحدود اطلاعات و سایت ها دو عامل اساسی است که از اینترنت «فعالیتی وقت گیر» ساخته است.
***
زندگی معنوی هر انسانی، محدوده و جایی است بین قلب و سر او! و غالبا اولین محلی است که تاثیر مصرف زیاده از حد اینترنت را در آن احساس می کنیم. هنگامی که مصرف اینترنت به صورت عادت و وابستگی درمی آید، سه چیز در زندگی معنوی و در فکر و دل شما وارد می شود: اضطراب، خیالبافی و کنترل آسیب احتمالی.
اضطراب: سرخوشی و هیجانی که با فعالیت های اینترنتی ایجاد می شود اغلب تنش و استرس زیادی به همراه دارد. لطفا لحظاتی را که در حال داون لود (ذخیره) کردن یا باز کردن پنجره ای در اینترنت به صبر و انتظار نشسته اید به خاطر بیاورید! چه احساسی داشته اید؟
انتظار کشیدن برای شکار یک تجربه مهیج اینترنتی، غالبا تنش زاست و آرامش فکر را سلب می کند. حتی این تنش و استرس، نمود جسمی هم دارد. لطفا وضعیت بدنی خود را هم به یاد آورید. آیا وضعیت بدن و عضلات تان نشانی از آرمیدگی داشته؟ یا سر و بدن تان خمیده به جلو، عضلات منقبض و دست و پای تان بی صبرانه تکان می خورده؟ آیا در لحظه خروج از اینترنت احساس سنگینی سر، درد گردن و خستگی و ضعف داشته اید؟
گاهی برخی از افراد ساعات استفاده از اینترنت را ساعاتی توام با آرامش فکر و جسم و معادل استراحت و تفریح تصور می کنند. شاید آنقدر اوقات زندگی مان پر از تنش و استرس شده که فراموش کرده ایم که تنش و فشار عصبی ناشی از فعالیت اینترنتی چقدر با آرامش فکر و جسم فاصله دارد!
خیالبافی: حتما حکایت آن مفلس خیالباف را شنیده اید که برای سبوی روغن خود چه نقشه ها می کشید و عاقبت...
هرگاه فشارهای زندگی زیاد می شود آدم ها رو به دنیای درونی و خیالبافی و خیالپردازی می آورند، که البته شاید لذتی هم در آن باشد. اینترنت با فضای منحصر به فرد و تصاویر بدیع و خیال انگیز، جولانگاهی برای تاخت و تاز تخیل مشترکینش فراهم کرده است. اما اگر این رویکرد، افراطی و طولانی شود خاصیتی جز وقت کشی و سلب جرات و شهامت بازگشت به دنیای واقعی و رویارویی با مشکلات نخواهد داشت.
«امیر در طول روز، ساعت ها به تصاویری که شبانه در سایت های غیراخلاقی دیده فکر می کند و در عالم خیال...». مسئله جنبه دیگری هم دارد و آن تخیلات جنسی است. سوال اصلی این است که آیا این تخیلات ضرر و خطر نیز دارند؟ این گونه خیالپردازی ها هم مثل سایر تخیلات تعلقی به دنیای فیزیکی و بیرونی ندارند و معمولاً در پستوی افکار ما باقی می مانند. تخیلات جنسی می تواند بخشی از حوزه فعالیت جنسی هر آدمی باشد و به یک فعالیت و رابطه جنسی سالم و طبیعی کمک کند. اما چند خسارت و خطر بالقوه در این باره محتمل است:
الف) دور افتادن از واقعیت رابطه جنسی به عنوان ارتباطی واقعی و بیرونی، ارتباطی که در شکل سالم خود به صمیمیت واقعی و رشد عاطفی و روانی فرد منجر می شود.
ب) اشتغال ذهنی مفرط و غرق شدن در وادی تخیلات جنسی، که طبعا باعث اِشغال ظرفیت فکری فرد و اتلاف انرژی و زمان او در سنین فعالیت و موفقیت، یعنی سنین جوانی می شود.
ج) عمل به این تخیلات و فانتزی ها هم خطری بالقوه است. این تخیلات وقتی که جامه واقعیت و عمل بپوشد، غالبا چهره انحراف جنسی و بیماری به خود می گیرد (حتی در حد نگاه مفرط) که نسبتی با رابطه ای سالم، آرامش بخش و طبیعی ندارد و علاوه بر عوارض فردی، شاید قربانی بیرونی هم بگیرد و به درگیری قانونی نیز منجر شود (انحراف جنسی نیاز به درمان جدی دارد).
کنترل آسیب احتمالی: محسن در ادامه صحبت هایش در گروه می گوید:
«... همیشه دلشوره این را دارم که خانواده ام متوجه عادت من به سایت های جنسی و رفتارهایم شوند. برای این که کنترل اوضاع را داشته باشم، شب ها چندبار وضعیت درِ اتاق و خواب و بیداری آن ها را بررسی می کنم. و از فکر این که نکند چیزی را جا گذاشته باشم و مسئله لو برود گاهی چندبار از خواب می پرم. در طول روز هم نگرانی آن که خانواده ام درباره شب بیداری های من چه فکر و قضاوتی می کنند آزارم می دهد.»
می توانید حدس بزنید که محسن چقدر از آرامش و تمرکزی که برای مطالعه و حتی استراحت به آن نیاز دارد دور افتاده است.
ترس از فاش شدن فعالیت و ساعات مصرف، احساس خجالت و تقصیر و همین طور نگرانی از قضاوت اطرافیان، شخص را وادار می کند تا با صرف وقت و انرژی زیاد به کنترل اوضاع و پیشگیری از آشکارشدن فعالیت اینترنتی اش بپردازد. (کنترل آسیب احتمالی)
آیا شده که خانواده از شما درباره این که در اینترنت چه می کنید پرسیده باشند و حقیقت را پنهان کرده باشید؟ چقدر انتظار رسیدن لحظه آن لاین شدن دوباره را می کشید؟ چقدر فکر و ذهن تان مشغول خیالپردازی درباره آنچه دیده اید، و یا فکر کردن به برنامه بعدی تان می شود؟

* اینترنت چه تداخلی با کار و تحصیل دارد؟

تصور کنید که مسئول قسمتی از شرکت و یا اداره ای هستید که کارمندان تان با کامپیوتر سروکار دارند. اگر دریابید که آن ها در ساعت کار اداری به فرستادن ایمیل های شخصی، وب گردی و گپ اینترنتی مشغول اند چه احساسی به شما دست می دهد؟ طبیعی است که چنین تجربه ای توام با احساس عمیق نگرانی از بابت پیشرفت کار باشد؛ به خصوص آن که هدف شما و شرکت تان بازده کاری بالا با حداقل نیروی کار و در کوتاه ترین زمان باشد. امروزه وابستگی به اینترنت و سوءمصرف آن در محل کار برای امور شخصی، به مشکلی بین المللی و فراگیر تبدیل شده است و شرکت ها و سازمان های زیادی در سراسر دنیا قوانین سفت و سخت و کنترل نرم افزاری و فیلتر کردن را به اجرا گذاشته اند. تقریبا هر هفته در اخبار اینترنتی خبر اخراج گروهی از کارکنان خاطی به چشم می خورد. در ایران بررسی و آماری در این باره نداریم و شاید تشخیص سوءمصرف اینترنت در ساعات اداری و کار، در بین آن همه اتلاف وقت و کندی امور، مثل یافتن سوزن در انبار کاه باشد! معمولاً به کارمندی که با کامپیوتر کار می کند به دیده تحسین و تایید می نگرند و اگر آثاری از فایل های شخصی و فعالیت های غیرشغلی اینترنتی هم دیده شود، به دلیل اطلاع کم و نبود ذهنیت درباره موضوع، غالبا از آن چشم پوشی می شود.
تداخل اینترنت با فعالیت شغلی جنبه دیگری هم دارد و آن ضعف مفرط و خستگی شدید در کار روزانه به دلیل وابستگی و استفاده شبانه از اینترنت است. بارها دیده ایم که همکاران جوان مان با چشمان قرمز و پف کرده سرِ کار حاضر می شوند و اغلب بی حوصله هستند و گاهی از کوره درمی روند که شاید به همین دلیل بوده است. از این معضل در ایران در سال های آتی بیشتر خواهید شنید.
شاید شما جزء والدینی هستید که از دیدن کارنامه و عملکرد تحصیلی فرزندان تان شوکه شده اید در حالی که شاهد سوسوی نور کامپیوتر از لای در اتاق او و شب زنده داری های اینترنتی او بوده اید یا دیده اید ساعت های طولانی با کامپیوتر بازی می کرده! طبیعی است که با آن همه نگرانی، رعایت و هزینه، چنین اتفاقی برای هر پدر و مادری ناگوار و غیرقابل پذیرش است.
بسیاری از دانشجویان هم در معرض استفاده افراطی و وابستگی به اینترنت قرار دارند. دلایلی مثل خروج از فشار کنکور، کم شدن کنترل والدین، وقت آزاد بیشتر و دسترسی آزاد به اینترنت در مراکز آموزشی و کتابخانه ها به این مسئله کمک می کند. بسیاری افراد از اینترنتِ کتابخانه برای تفریح و سرگرمی استفاده می کنند و نه برای تحقیقات. امروزه در بسیاری از موسسات و دانشگاه های دنیا (حتی در آمریکا و انگلیس)، کنترل و محدودیت هایی در این باره به اجرا درآمده است تا تحقیق و کار علمی از رونق و اعتبار نیفتد. اینترنت کمک شایانی به پیشبرد و سرعت بخشیدن به کارها نموده و حتی شغل هایی ایجاد کرده که افراد می توانند در خانه انجام دهند. شاید شما از کسانی باشید که امور حسابرسی، تایپ و طراحی های کامپیوتری را در منزل انجام می دهند. در این صورت معمولاً نگرانی اصلی شما از بابت تداخل کارهای منزل با حرفه تان است. اما اگر به استفاده از اینترنت عادت دارید، آیا به زمانی که صرف آن می شود نیز توجه می کنید؟

* آیا اینترنت با احترام و اعتبار افراد هم تداخل دارد؟

«گاهی آدم تحقیر می شود. عادت من به سایت های جنسی زندگی زناشویی ام را خراب کرده. احترام و اعتبارم نزد خانواده همسرم و دوستان مان از بین رفته. خودم هم شدیدا احساس خجالت و تقصیر می کنم. اصلاً فکرش را نمی کردم که به این جا برسد...»
این اشاره احمد ۲۴ ساله در بخشی از صحبت هایش بود.
به طور کلی رسیدن به سطوح بالاتر هیجان، نیاز به ریسک کردن دارد. ریسک کردن، هیجان می آورد. حتی برای بازی کامپیوتری هم شما باید خطر کنید و از وقت کار، ورزش و مطالعه بزنید، تا در بازی به مراحل بالاتر برسید. در اعتیاد به تصاویر جنسی (پورنوگرافی) اینترنتی نیز ریسک لو رفتن و بی اعتبار شدن نزد پدر و مادر یا همسر و فرزندان وجود دارد. در قمارهای اینترنتی نیز همیشه احتمال از دست دادن پول وجود دارد (خوشبختانه چنین امکانی در ایران نیست). حتی تحمیل هزینه های تلفنی و اشتراک هم برای عده ای نوعی ریسک کردن است و فرد فقط به پرداخت هزینه اشتراک برای تجربه لذت و هیجانِ ریسک فکر می کند، نه به وضعیت مالی و موقعیت اجتماعی خود.
اگر تا به حال پول یا احترام تان نزد خانواده و یا اعتبار شغلی و اجتماعی تان لطمه ندیده، می توانید تصور کنید که دنیای شخصی اینترنتی شما و دنیای واقعی بیرونی چه مواجهه ناگواری می توانند با هم داشته باشند؟

* اینترنت چه تاثیری بر روابط اجتماعی فرد دارد؟

بسیاری از مردم برای گریز از عوارض و صدمات ناشی از روابط زندگی واقعی به روابط اینترنتی پناه می آورند. هر رابطه ای در دنیای واقعی، از نقطه شروع، استرس می آفریند. در طول رابطه هم باید تلاش کنید تا آن را نگه دارید و تقویت کنید و به نوعی استرس حفظ رابطه را داشته باشید، حتی در خاتمه و پایان رابطه نیز، استرس فقدان رابطه را باید تحمل کرد. صمیمیت واقعی نیز دشواری ها و موانعی دارد. اینترنت در عالم روابط، چیزی مشابه آن را عرضه می کند، بدون تحمل استرس و دشواری زیاد.
***
صمیمیت واقعی و روابط اجتماعی استرس زا است و این برای عده ای قابل تحمل نیست.
***
احمد می گوید: «ظاهرا من کنار همسرم بودم اما فکرم مشغول تماس بعدی با دوست اینترنتی ام بود. همسرم خواهش می کرد که با هم صحبت کنیم و یا بیرون برویم، اما من حوصله صحبت و همراهی نداشتم و به محض بیرون رفتن او آن لاین می شدم. روابط ما بعد از چند ماه به کلی سرد شده بود. یک بار همسرم به مادرم گفته بود که حتی با حضور من در منزل هم «احساس تنهایی وحشتناکی» می کند.»
آسیب و تنش در روابط، تراژدی بزرگ حاصل از اینترنت است. حتی کم مصرف ترین مشترکین اینترنت نیز وقت روابط مهم خانوادگی و اجتماعی خود را صرف اینترنت می کنند. بدیهی است که هر چه بیشتر آن لاین باشیم وقت کمتری را با همسر، خانواده و دوستان خواهیم بود. اهمیت این موضوع به قدری است که مهم ترین آسیب اینترنت را صدمه به روابط مهم زندگی می دانند. به تدریج برای فرد وابسته به اینترنت، دوستان بدون چهره چتی، همبازی ها و اعضای گروه های اینترنتی، مهم تر از افرادی می شوند که عمری در زندگیش حاضر بوده اند. در جایی که ایمیل وسیله برقراری رابطه است، تکلیف ارتباط با عزیزانی چون پدر و مادر بزرگ و... که توانایی کار با کامپیوتر و یا دسترسی به اینترنت را ندارند چه می شود؟
علاوه بر این، وقتی روابط لطمه بیشتری می خورد که فرد شروع به پنهانکاری نیز می کند. چنین رفتاری به حس اعتماد در یک ارتباط لطمه بسیار می زند. مردی که چت های شبانه اش را از همسرش پنهان می کند ناخواسته به حس اعتماد و امنیت زندگی زناشویی اش نیز آسیب می رساند. ساعت هایی که باید صرف ابراز محبت شود، با ارتباطات اینترنتی می گذرد. نادیده گرفتن احساس عاطفی و هیجانی همسر برخلاف ذهنیت قدیمی رایج در جامعه ما امری طبیعی نیست. اریش فروم می گوید: «هر رابطه ای اگر تقویت نشود رو به زوال می رود». آن جا که ما به جای تقویت مهم ترین روابط زندگی مان، به این روابط صدمه می زنیم چه انتظاری از عاقبت کار می رود؟ آسیب به روابط، مختص متاهل های وابسته به اینترنت نیست. بسیاری از مجردها نیز تجرد را بهانه ای برای عادت های رفتاری خود می دانند. اما ما آفریده شده ایم تا با هم روابط صمیمی و واقعی برقرار کنیم، چه مجرد باشیم چه متاهل. اگر تا به حال روابط هدفمند و صمیمانه ای با خانواده، دوستان و جامعه نداشته ایم، بهتر است آن را آغاز کنیم. و بالاخره مهم ترین ارتباط ما، ارتباط با معنویت وجودمان و ارتباط با خداست و امید که وسوسه خوردن از سیبِ وابستگی به اینترنت ما را دوباره از او و از معنویت درون مان دور نکند!

* فایده دانستن انگیزه های استفاده از اینترنت چیست؟

آگاهی و اطلاع، مقدمه تغییر، اصلاح رفتار و رشد است. یک پزشک نیزتا دست به آزمایش و شناسایی عامل اختلال نزند، نمی تواند با اطمینان به درمان و اصلاح اختلال اقدام کند. ما هم اگر بخواهیم تغییری در رفتار و عادت خود و یا فرزندمان در استفاده از اینترنت ایجاد کنیم باید پیشاپیش اطلاعات کافی را از خودِ عادت (شدت، دفعات و...) و همین طور انگیزه ها و علل آن کسب کنیم. بسیاری از عادت ها و وابستگی های ما به این دلیل شدت و دوام دارد که واقعا نمی دانیم از کجا و از کدام نیاز ما ریشه گرفته و چون علت آن ها را نمی شناسیم قادر به کنترل و رفع عادت نیز نیستیم.
اگر از نوجوانی که مصرف سیگار را شروع کرده بپرسید که چرا سیگار می کشد، پاسخ درست و روشنی در توضیح علل آن نمی تواند بدهد. در مورد کامپیوتر و اینترنت هم بر خلاف انتظار گاهی همین طور است. خیلی وقت ها زدن دکمه و روشن کردن کامپیوتر و ورود به فضای اینترنت به صورت رفتاری شرطی، عادتی و حتی غریزی (در پاسخ به تکانه های جنسی و خشم) انجام می شود و نه لزوما به صورت فعالیتی آگاهانه و هدفمند و با برنامه قبلی و این هم مثل خیلی از رفتارهای جبری، خودکار و غریزیِ ما از مراکز پایین تر مغزی سرچشمه می گیرد، نه از قشر مغز که مرکز بصیرت، تسلط و آگاهی است.
علاوه بر این، نوع فعالیتی که در اینترنت انجام می دهیم هم سرنخ و راهنمای خوبی است که ما یا فرزندان مان رفع چه نیازی را داریم پیگیری می کنیم. مثلاً کسانی که بیشتر به دنبال مسائل تکنیکی و نرم افزاری و یا بازی های تک نفره و یا جمع کردن اطلاعات و تصاویر هستند و کمتر به سراغ چت و گروه های اینترنتی می روند، در واقع فعالیت های غیراجتماعی اینترنت را دوست دارند. بر عکس، در بین آن ها که فعالیت های اجتماعی را ترجیح می دهند نیز تفاوت هایی هست. مثلاً ایمیل فرستادن و یا پیغام خاموش، از درجه اجتماعی بودن کمتری نسبت به چت های دیداری و صوتی برخوردار است.
به علاوه، هرچه نیاز اساسی فرد در زندگی واقعی و بیرونی بیشتر نادیده گرفته و یا سرکوب شده باشد، بیشتر در فضای اینترنت در جستجوی آن خواهد بود. شدت اشتیاق و اصرار فرزند ما به گفت وگو با دوستان در اینترنت حکایت از نیاز او به روابط اجتماعی دارد که شاید برخلاف پندار ما نادیده گرفته شده و یا ناکافی بوده است.
***
خیلی وقت ها زدن دکمه و روشن کردن کامپیوتر رفتاری شرطی، عادتی و حتی غریزی است و نه فعالیتی آگاهانه و هدفمند و با برنامه قبلی.
***
چنین سرنخ هایی ما را در درک بهتر احساسات و نیازهای فرزندان یا خودمان یاری می کند.
به طور خلاصه، اینترنت محیطی است بسیار غنی و متنوع که نیازهای مشترکین را در ابعاد گوناگون پاسخ می دهد و ارزیابی نوع فعالیت اینترنتی می تواند آگاهی بیشتری از انگیزه ها و نیازهای مان به ما بدهد. چه نیازهایی ما را به سوی این محیط می کشاند و ساده تر: از اینترنت چه می خواهیم؟

نظرات کاربران درباره کتاب اعتیاد به اینترنت و موبایل