فیدیبو نماینده قانونی نشر قطره و بیش از ۶۰۰ ناشر دیگر برای عرضه کتاب الکترونیک و صوتی است .
کتاب روابط و مشکلات جنسی

کتاب روابط و مشکلات جنسی
پاسخ به سوالات رایج در زمینه‌ی مشکلات جنسی

نسخه الکترونیک کتاب روابط و مشکلات جنسی به همراه هزاران کتاب دیگر از طریق فیدیبو به صورت کاملا قانونی در دسترس است.


فقط قابل استفاده در اپلیکیشن‌های iOS | Android | Windows فیدیبو

با کد تخفیف fdb40 این کتاب را در اولین خریدتان با ۴۰٪ تخفیف یعنی ۳,۳۶۰ تومان دریافت کنید!

درباره کتاب روابط و مشکلات جنسی

زندگی در دنیای پیچیده‌ی کنونی، ما را با مسائل گوناگونی مواجه می‌کند که گاه موجب سردرگمی ما می‌شوند. نشر قطره به‌منظور پاسخ به پرسش‌های خانواده‌ها و یاری دادن به آن‌ها برای حل مشکلات‌شان، کتاب‌های تألیفی «روان و زندگی» را با همکاری گروهی از روان‌پزشکان، وان‌شناسان و استادان برجسته‌ی ایران منتشر می‌کند. دکتر مهرداد افتخار پس از اخذ مدرک روان‌پزشکی در سال ۱۳۷۸ به مطالعه و پژوهش در حیطه‌ی اختلالات جنسی پرداختند و هم‌اکنون در کلنیک اختلالات جنسی انستیتو روان‌پزشکی تهران به آموزش و درمان در این شاخه از طب اشتغال دارند. ایشان همچنین دانشیار گروه روان‌پزشکی علوم پزشکی ایران هستند و در کنگره‌های بین‌المللی زیادی سخنرانی کرده‌اند.

ادامه...
  • ناشر نشر قطره
  • تاریخ نشر
  • زبان فارسی
  • حجم فایل 0.41 مگابایت
  • تعداد صفحات ۹۶ صفحه
  • شابک

بخشی از کتاب روابط و مشکلات جنسی

شما به آخر نمونه کتاب رسیده‌اید، برای خواندن نسخه کامل، کتاب الکترونیک را خریداری نمایید و سپس با نصب اپلیکیشن فیدیبو آن را مطالعه کنید:

برانگیختگی جنسی چه مراحلی دارد؟

مراحل برانگیختگی جنسی از تمایل جنسی آغاز می شود. تمایل جنسی به این معنا است که فرد تخیلات، رویاها و تمایل به برقراری رابطه ی جنسی را داشته باشد. مشکل بسیاری از افراد در همین مرحله است که میلی به آغاز رابطه ی جنسی ندارند. بعد از این که تمایل به وجود آمد رابطه ی جنسی آغاز می شود و در مرحله ی دوم تحریک جنسی روی می دهد. در مرحله ی تحریک یا برانگیختگی تغییرات فیزیولوژیکی در بدن زن و مرد اتفاق می افتد. مهم ترین تغییرات فیزیولوژیکی در مردان نعوظ یا سفت شدن آلت تناسلی و افزایش حجم بیضه ها و در زنان پرخونی و مرطوب شدن ناحیه ی واژن و افزایش حجم سینه ها است. درصورتی که رابطه ی جنسی به شکل لذت بخش ادامه یابد مرحله ی بعد که اُرگاسم یا اوج لذت جنسی است اتفاق می افتد. اوج لذت جنسی با انقباضات مکرر عضلات لگن در هر دو جنس همراه است که احساس لذت زیاد و بعد از آن احساس خلسه را به همراه دارد.
***
نرسیدن به ارگاسم در زنان طی چند ماه اول رابطه ی زناشویی طبیعی است، زیرا آنان نیاز دارند که رسیدن به این مرحله را بیاموزند.
***
تجربه ی اُرگاسم یا اوج لذت جنسی در زنان و مردان کمی با هم متفاوت است. به این معنی که زنان می توانند در یک رابطه ی جنسی چندین اُرگاسم را تجربه کنند ولی مردان معمولاً بعد از یک اُرگاسم برای مدتی، حتی اگر در معرض تحریک جنسی قرار گیرند، مجددا به اُرگاسم نمی رسند. این مدت به سن افراد بستگی دارد. برای مثال ممکن است این زمان در یک جوان تنها چند دقیقه و در یک فرد سالمند تا یک هفته هم به طول بینجامد.
تفاوت دیگری که در زنان و مردان وجود دارد این است که زنان می توانند چندین شکل اُرگاسم را تجربه کنند. به عبارت دیگر تجربه ی اُرگاسم در مردان یک پدیده ی واحد است که همراه با انزال صورت می گیرد. ولی زنان ممکن است که پدیده ی اُرگاسم را به صورت های مختلفی تجربه کنند و همانند مردان، انزال که نماد بیرونی آن است را ندارند. ممکن است برخی زنان آن را فقط به صورت تجربه ی احساس رهایی از تنش جنسی، گزارش کنند.
تفاوت دیگری که بین اُرگاسم زنان و مردان وجود دارد این است که تجربه ی اُرگاسم در زنان تا حدودی وابسته به یادگیری است. یعنی زنان می آموزند که به اُرگاسم برسند. به همین دلیل ممکن است در دوره ی آغاز فعالیت جنسی، برای مثال چند ماه اول زندگی مشترک، به اُرگاسم نرسند و بعد به تدریج با افزایش تجربه ی جنسی می توانند اُرگاسم را تجربه کنند. بنابراین نرسیدن به اُرگاسم در زنان طی چند ماه اول رابطه ی زناشویی کاملاً طبیعی است و نباید باعث نگرانی شود. با این حال باید توجه داشت که اختلال نرسیدن به اُرگاسم در زنان یکی از اختلالات شایع محسوب می شود و چنان چه اشکال در تجربه ی اُرگاسم ادامه یابد، لازم است جهت درمان مراجعه کنند.
تفاوت دیگری که بین اُرگاسم زنان و مردان وجود دارد طول زمان مورد نیاز برای رسیدن به اُرگاسم است. معمولاً زنان زمان بیش تری را برای تحریک نیاز دارند تا به اوج لذت جنسی برسند ولی این زمان در مردان بسیار کوتاه تر است. به همین دلیل لازم است که قبل از دخول تحریک های دیگر جنسی هم صورت بگیرد. در مطالعه ای نشان داده شده است که تنها ۳۰ درصد زنان فقط با دخول می توانند به اوج لذت جنسی برسند. و در حقیقت بقیه ی افراد علاوه بر دخول به تحریک های دیگر جنسی هم احتیاج داشته اند و رابطه ی جنسی که فقط به صورت دخول باشد معمولاً نمی تواند زنان را به اُرگاسم برساند. بنابراین لازم است که زن و شوهر در روابط جنسی شان با هم به طور آزاد صحبت کنند. زن در مورد نقاطی از بدنش که تحریک جنسی بیش تری ایجاد می کند به همسرش بگوید و از او بخواهد که آن نقاط را تحریک کند.
مرحله ی بعد از اُرگاسم مرحله ی تحلیل است که در این مرحله معمولاً احساس آرامش، خلسه و خواب آلودگی رخ می دهد. از آن جایی که برای زنان رابطه ی جنسی معنی عاطفی زیادی دارد، معمولاً علاقه مند هستند که بعد از تمام شدن رابطه ی جنسی رابطه ی عاطفی ادامه پیدا کند. بنابراین توصیه می شود که بعد از اتمام ارتباط جنسی تماس فیزیکی بین زن و شوهر وجود داشته باشد و حتی برای مدت کوتاهی هردو نوازش کردن همدیگر را ادامه دهند.

آیا لازم است که زن و مرد درباره ی نیازهای جنسی خود با یکدیگر صحبت کنند؟

در فرهنگ ما بسیار دیده می شود که زن و شوهر در مورد مسائل جنسی با هم گفت وگو نمی کنند. البته چنین امری ممکن است ناشی از این مشکل بزرگ باشد که اصولاً بین زن و شوهرها یک ارتباط باز در مورد مسائل مختلف وجود ندارد. آن ها عادت نکرده اند که احساس ها، نیازها و عواطف شان را خیلی راحت با همدیگر درمیان بگذارند. چیزی که ما آن را گفت وگوی باز می گوییم و در روابط نزدیک بین دو آدم ضروری است. به خصوص در مورد مسائل جنسی در فرهنگ ما این مسئله جدّی تر است. برای این که اولاً رابطه ی جنسی و نیاز جنسی و صحبت کردن در مورد مسائل جنسی از ابتدا همراه با گناه و شرم به ما آموزش داده شده و همیشه مخفیانه صورت گرفته است، چرا که پدر و مادر ما هیچ گاه در این باره با ما صحبت نکرده اند و مراحل رابطه ی جنسی را برای ما شرح نداده اند. ما همیشه یاد گرفته ایم که با دوستان مان، در خلوت و بدون این که کسی متوجه شود در مورد این موضوع صحبت کنیم. دوم این که در فرهنگ ما ــ به خصوص این در مورد زنان خیلی جدّی است ــ به نوعی بد می دانیم که یک خانم تمایلات و ترجیحات جنسی اش را بیان کند. همیشه به طور ناخودآگاه زنی را خوب می دانیم که در این رابطه خوددار باشد و بیان نکردن این تمایلات را در روابط دو نفره نشانه ی محجوب بودن آن زن می دانیم.
در حقیقت انگار زن و شوهر با هم توافق نانوشته کرده اند که هیچ گاه در مورد این مسئله صحبت نکنند. اما آیا واقعا لازم است در مورد آن صحبت شود؟ به نظر می رسد که لازم است. برای این که اگر زن و شوهر نتوانند در مورد این مسائل با هم صحبت کنند، ممکن است نتوانند نیازها و ترجیحات شان را در روابط جنسی به هم منتقل کنند. زن و شوهر باید بتوانند به همدیگر بگویند که در رابطه ی جنسی از چه چیز بیش تر لذت می برند و از چه کاری لذت نمی برند. باید بگویند که نیاز جنسی شان هفته ای چندبار است. و وقتی که هر دو این نیازهای شان را به شکل باز مطرح کردند، حوزه ی مشترکی را پیدا خواهند کرد که در آن می توانند به فعالیت جنسی بپردازند. اگر این مسائل را نگویند، یک نیاز ارضا نشده ممکن است برای همیشه در زندگی آن ها باقی بماند. این نیاز ارضا نشده منجر به یک احساس نارضایتی می شود و این نارضایتی ممکن است خود را در زمینه های مختلف نشان دهد.
***
اگر والدین به فرزندان شان اطلاعات جنسی ندهند، فرزندان این اطلاعات را از کسان دیگری می گیرند که شاید قابل اعتماد نباشند.
***
نارضایتی در زمینه ی جنسی ممکن است فرد را در معرض برقراری روابط خارج از خانواده قرار بدهد یا به دلیل آن که فرد نمی تواند نارضایتی خود را به طور مستقیم بیان کند، در مسائل دیگر شروع به ابراز نارضایتی کند. مثلاً در موارد دیگری که کاملاً با مسائل جنسی بی ارتباط هستند، بهانه گیری کند.
واقعیت این است که برای برطرف کردن آن، اول باید با آموزش شروع کنیم. ما باید ابتدا با فرزندان مان در مورد مسائل جنسی به راحتی صحبت کنیم و به آن ها یاد بدهیم که می شود در مورد این مسائل صحبت کرد. ما والدین، ما معلمان مدرسه باید این کار را بکنیم و آموزش های لازم را به بچه ها بدهیم. هنگامی که والدین از ابتدا آموزش های جنسی لازم را بسته به سن کودک در موقعیت و فضای مناسب و در محیط امن به فرزندشان دهند، اولاً فرزند اطلاعات صحیح را دریافت می کند، ثانیا پدر و مادر را مرجعی برای مشورت در این مورد می داند و ثالثا می آموزد که می توان درباره ی مسائل جنسی گفت وگو کرد. اما زوجین هم اول باید خودشان آگاهی داشته باشند. شاید خیلی از زوج ها ندانند که ممکن است این کار برای شان مفید باشد. انجام دادن این کار خوب است و بعد از آن مثلاً از این جا می توانند شروع کنند که برای رابطه ی جنسی از هم دعوت کنند. ما گاهی به زوج ها یاد می دهیم که از هم برای برقراری رابطه ی جنسی دعوت کلامی کنند، و صرفا نزدیک شدن فیزیکی ممکن است کافی نباشد، همین به زبان آوردن باعث می شود که یک رابطه ی باز آغاز شود.

رابطه ی جنسی غیرعادی و بیمارگونه چه نوع رابطه ای است؟

بهتر است ابتدا رابطه ی جنسی طبیعی را تعریف کنیم و سپس به نوع غیرطبیعی و غیرعادی آن بپردازیم. رابطه ی جنسی عادی رابطه ای است که چند ویژگی داشته باشد. اول این که خود فرد و شریک جنسی اش هر دو از آن لذت ببرند. بنابراین، رفتارهای جنسی که یکی از طرفین از آن لذت نبرد، عادی محسوب نمی شوند. به عنوان مثال در مواردی که فرد در رابطه ی جنسی پرخاشگری می کند و به شریک جنسی اش آسیب می رساند یا کودکان را وسیله ی ارضای جنسی خود قرار می دهد، یک رابطه ی جنسی بیمارگونه وجود دارد. دومین ویژگی یک رابطه ی جنسی طبیعی این است که ارگان های جنسی اولیه ی زن و شوهر با هم درگیر باشند. زن و شوهر می توانند یکدیگر را به شیوه های گوناگون تحریک کنند، به شرطی که این شیوه ها مورد توافق هر دوی آن ها باشد. در شرایطی که یکی از طرفین به درگیرشدن ارگان های اصلی جنسی در رابطه ی جنسی علاقه نداشته باشد، رابطه ی جنسی غیرعادی محسوب می شود.
مانند مواردی که مثلاً مرد علاقه داشته باشد رابطه ی جنسی را به شکلی خاص انجام دهد. برای مثال مردی که فقط علاقه داشته باشد رابطه ی مقعدی با همسرش برقرار کند؛ یا حالتی که فرد به رغم این که همسر دارد، ترجیح دهد که به تنهایی و با استمنا خود را ارضا کند. در این حالت، ارگان های جنسی دو شریک جنسی با همدیگر در تماس و درگیر نیستند و رابطه ی جنسی حالت طبیعی ندارد.
ویژگی سوم این است که رابطه ی جنسی طبیعی با احساس گناه و اضطراب همراه نیست. احساس گناه و اضطراب پس از یک رابطه ی جنسی طبیعی، مسئله ای غیرعادی محسوب می شود، چرا که حتی در دین اسلام هم لذت بردن از رابطه ی جنسی مجاز شمرده شده است و گناه تلقی نمی شود.
ویژگی دیگر یک رابطه ی جنسی طبیعی این است که فرد در انجام دادن آن احساس اجبار نکند. احساس اجبار در برخی حالت های بیمارگونه مانند وسواس مشاهده می شود. فرد احساس می کند که توان ایستادگی در برابر موضوعی که ایجاد تنش و اضطراب می کند، ندارد و اراده اش تحت تاثیر فشارهای روانی قرار گرفته است. مثلاً احساس می کند که باید همین الان دستش را بشوید چون کثیف است، و تا زمانی که این کار را انجام نداده است، احساس تنش و اضطراب شدید می کند. چنان چه فرد برای برقراری رابطه ی جنسی احساس اجبار کند، دچار حالتی بیمارگونه است. بسیاری از افرادی که روابط جنسی زیاد و کنترل نشده دارند یا کسانی که ممکن است روابط جنسی پرخطر، غیرقانونی و مهار نشده داشته باشند، افرادی هستند که احساس اجبار می کنند و اصولاً احساس اجبار در هر کاری، بیماری محسوب می شود و نیاز به درمان دارد.
***
اگر در رابطه ی جنسی ارگان های جنسی هر دو طرف درگیر نباشند، رابطه حالت طبیعی ندارد.
***
چنان چه هیچ یک از ویژگی های رابطه ی جنسی طبیعی ــ که در این جا به آن ها اشاره شد ــ در فرد وجود نداشته باشد، رابطه ی جنسی او غیرعادی و غیرطبیعی شمرده می شود.

اختلالات جنسی چه اختلالاتی هستند؟

سه گروه اصلی اختلالات جنسی، اختلالات کارکرد جنسی، پارافیلیاها و اختلالات هویت جنسی هستند.
گروه اول را که اختلالات کارکرد جنسی هستند، می توانیم براساس مرحله ای از برانگیختگی جنسی که دچار اختلال شده است، شرح دهیم. در مرحله ی اول عدم تمایل جنسی عمده ترین مشکل به حساب می آید. در مرحله ی دوم که برانگیختگی است، ناتوانی جنسی از مشکلات شایع است که بیش تر در آقایان وجود دارد.
***
کم بودن تمایل و برانگیختگی جنسی، تاخیر در رسیدن به ارگاسم، زودانزالی و انحرافات جنسی از اختلالات شایع جنسی هستند.
***
در مرحله ی سوم که اُرگاسم اتفاق می افتد، تاخیر در اُرگاسم از مشکلاتی است که بیش تر خانم ها به طور جدّی با آن روبه رو هستند، هرچند که ممکن است آقایان هم از آن رنج ببرند. مشکل دیگر مربوط به انزال زودرس است، هنگامی که مرد قبل از آن که تمایل داشته باشد به اوج لذت جنسی می رسد. مورد دیگر مربوط به زنان یا مردانی است که در هنگام رابطه ی جنسی دچار احساس درد می شوند.
همه ی این اختلالات ممکن است از ابتدای عمر جنسی وجود داشته باشند، مانند مواردی که فرد به یاد می آورد که از ابتدای سنین بلوغ تمایلی به برقراری ارتباط جنسی نداشته است یا ممکن است اکتسابی باشند، مانند مواردی که فرد پس از یک دوره رابطه ی جنسی خوب دچار مشکل می شود.
در تقسیم بندی دیگری می توان اختلالات جنسی را به اختلالات همیشگی یا موقعیتی تقسیم کرد. در فرم همیشگی، فرد همیشه و در تمامی روابط جنسی این مشکل را دارد. ولی در فرم موقعیتی که معمولاً به دلیل مشکلات بین فردی با همسر رخ می دهد، فرد این مشکل را با شریک جنسی دایمی و همسرش دارد؛ ولی چنان چه با فرد دیگری ازدواج کند این مشکل را نخواهد داشت.
گروه دوم اختلالات جنسی پارافیلیا یا انحرافات جنسی هستند که حتما لازم است همه ی افراد اطلاعاتی درمورد آن داشته باشند تا بتوانند این انحرافات را در شریک جنسی شان شناسایی کنند. در این اختلالات تخیلات یا رفتارهای غیرعادی جنسی وجود دارد.
گروه سوم شامل اختلالات هویت جنسی است که احساس درونی مرد بودن یا زن بودن به طور کامل و طبیعی در فرد وجود ندارد و گاهی در موارد شدید آن، شخص علاقه دارد که تغییر جنسیت بدهد و به جنس مخالفش تبدیل بشود.

آیا می توانیم تصاویر ذهنی و تخیلات مان را عملی کنیم؟

اول این که داشتن تصاویری ذهنی کاملاً طبیعی است و به خصوص در مردان دیده شده که حتی تا سنین سالمندی تخیلات جنسی را در ذهن شان دارند. این تخیلات البته در خانم ها کم تر است.
مطالعات نشان داده که معمولاً خانم ها در ابتدای ارتباط جنسی شان تخیلات زیادی را دارند اما بعدا این تخیلات کم می شوند. داشتن این تخیلات و ساخته و پرداخته و عملی کردن آن ها هیچ یک اشکالی ندارد. حتی زن و شوهر می توانند تخیلات خود را به مشارکت بگذارند، در موردشان حرف بزنند و آن ها را اجرا کنند. در حقیقت این ها کارهایی هستند که زن و شوهر می توانند انجام بدهند تا برانگیختگی جنسی شان بیش تر شود.
اما بعضی از این تخیلات غیرطبیعی و بیمارگونه اند. داشتن آن ها و عملی کردن شان هر دو بیماری است. بعضی از افراد فقط تصاویر ذهنی دارند اما به آن ها عمل نمی کنند. در این شرایط داشتن تخیلات غیرطبیعی هم مریضی محسوب می شود. داشتن این تخیلات حتی ممکن است باعث شود که در روابط جنسی عادی اشکال ایجاد شود.
تصاویر ذهنی غیرمعمول که نوعی اختلال در ترجیح جنسی شناخته می شوند عموما پارافیلیا نامیده می شوند. تمامی این انحرافات به جز مازوخیسم جنسی تقریبا فقط در مردان دیده می شود و در زنان بسیار نادر است.
پارافیلیا انواع گوناگونی دارد که در این جا به آن ها اشاره می کنیم:

۱) پدوفیلیا: این اختلال شاید از بدترین اختلالات ترجیح جنسی باشد و امروزه معنی رسوایی جنسی عمدتا در پدوفیلیا نهفته است، چرا که فرد مبتلا به پدوفیلیا تمایل به برقراری رابطه ی جنسی با کودک زیر ۱۳ سال دارد. در حقیقت، در تخیلات این فرد ارتباط جنسی با کودک دایما وجود دارد و تکرار می شود. حال ممکن است او این تخیلات را عملی کند یا به دلیل اعتقادات خود و یا تقید به قوانین از انجام دادن آن ها بپرهیزد. افرادی که این گونه تخیلات را می پرورانند، گاهی وارد یک رابطه ی عاشقانه با کودک می شوند، به تدریج کودک را حساسیت زدایی می کنند، حساسیت کودک را به لمس کردن کم تر می کنند و همان گونه که افراد بالغ وارد یک رابطه می شوند، این ها نیز وارد رابطه با کودک می شوند و به تدریج او را برای سواستفاده آماده می کنند. لازم است که این جا واژه ی سواستفاده را به کار ببریم، برای این که در رابطه ی یک کودک و یک بزرگسال حتما سواستفاده رخ داده است، حتی رضایت کودک از برقراری رابطه با بزرگسال به معنی سالم بودن این رابطه نیست. به دلیل این که کودک توانایی آن را ندارد که به رابطه با یک بزرگسال به طور آگاهانه رضایت بدهد.
از آن جا که شروع این اختلال و پارافیلیاهای دیگر نهفته است و فرد فقط تخیلاتش را دارد، معمولاً فردی که خیال پردازی هایش را عملی می کند و به دنبال آن با مشکلات قانونی برخورد می کند، شناخته می شود اما کسی که آن ها را عملی می کند ولی در چنگ قانون گرفتار نمی شود، ناشناخته می ماند. گاهی این افراد سعی می کنند شغل هایی را انتخاب کنند که با کودکان تماس داشته باشند. بنابراین ممکن است علاقه مند باشند به خصوص در جاهایی که بچه ها بدون لباس هستند، مثل ورزشگاه ها مشغول به کار شوند. این افراد معمولاً کودکان در دسترس را انتخاب می کنند. سواستفاده ی جنسی از کودکان اغلب توسط افرادی صورت می گیرد که قبلاً کودک را می شناخته اند و رابطه ی فامیلی یا دوستی با او و خانواده اش دارند.

۲) یادگارخواهی: به این معنا که فرد به قسمتی از لباس جنس مخالف علاقه مند است و ممکن است که این علاقه مندی را در روابط جنسی خود بگنجاند، مثلاً از شریک جنسی اش بخواهد که هنگام رابطه ی جنسی حتما کفش به پا داشته باشد. یا این که به عنوان مثال کفش همسر را بردارد و با آن به خیال پردازی و رفتار جنسی بپردازد. در این نوع اختلالِ ترجیح جنسی به دلیل آن که آزاری به همسر نمی رسد، ممکن است او تا مدت ها متوجه قضیه نشود. حتی ممکن است در ابتدا برایش جالب باشد که شوهر از او بخواهد مثلاً هنگامی که کفش پوشیده یا لباسی به تن دارد رابطه ی جنسی داشته باشند. گاهی چند سال می گذرد تا متوجه بشود که آن لباس چه نقشی در رابطه ی جنسی شان دارد و هنگامی که وجود ندارد انگار هیچ برانگیختگی هم نمی تواند وجود داشته باشد. گاهی این افراد به دزدی قسمت هایی از لباس دیگران که برای شان برانگیزاننده است، مبادرت می کنند. یا ممکن است شغل هایی را انتخاب کنند که با آن قسمت از لباس مورد علاقه شان در تماس باشند. در یکی از موارد، مادری قسمت هایی از لباس زیر افراد دیگر را در کمد فرزندش پیدا کرده بود که احتمالاً در مهمانی ها توسط او دزدیده شده بودند. او به این ترتیب متوجه شده بود که فرزندش از یک اختلال جنسی رنج می برد.

۳) مبدل پوشی: گاهی فرد این تخیل را می پروراند که لباس جنس مخالف را بپوشد. و هنگامی که لباس جنس مخالف را می پوشد در او برانگیختگی زیادی ایجاد می شود. این افراد معمولاً مردانی هستند که در زندگی روزمره کاملاً سالم به نظر می آیند و هیچ شواهدی از وجود یک اختلال جنسی در آن ها به چشم نمی خورد. اما در تنهایی خودشان در موقعیتی که مطمئن باشند هیچ مشکلی برای شان پیش نمی آید، ممکن است لباس جنس مخالف را بپوشند و به دنبال آن برانگیختگی جنسی پیدا کنند.
***
پدوفیلیا، یادگارخواهی، مبدل پوشی، خودنمایشی، سادیسم و مازوخیسم از انواع انحرافات جنسی هستند.
***
۴) خودنمایشگری: اختلال ترجیح جنسی دیگری است که به طور ناگهانی مرد آلت تناسلی خود را در معرض رویت زنان قرار می دهد و معمولاً این کار را در شرایطی انجام می دهد که دیگران انتظارش را ندارند و حتی همین انتظار نداشتن و تعجب کردن دیگران برایش برانگیختگی جنسی به همراه دارد. در این عمل هم نوعی سورفتار جنسی و سواستفاده ی جنسی نهفته است، زیرا دیگران که شاهد او هستند به نوعی قربانی رفتار او محسوب می شوند.

۵) سادیسم و مازوخیسم: در این اختلال، فرد مبتلا با ایجاد محدودیت حسی، درد فیزیکی، دشنام دادن و تحقیر شریک جنسی اش به برانگیختگی جنسی می رسد. مثلاً دست ها یا چشم های او را می بندد و بعد رابطه ی جنسی برقرار می کند.
مازوخیسم حالتی درست برعکس این است، یعنی فرد مثلاً از این که شریک جنسی اش در او درد روانی یا جسمی ایجاد کند، به او فحش بدهد، تحقیرش کند یا او را حیوان بنامد، احساس لذت می کند. در مواردی ممکن است مرد از همسرش بخواهد که در رابطه ی جنسی او را مورد ضرب و شتم قرار بدهد.
زوج های جوان باید از وجود این اختلالات ترجیح جنسی که پارافیلیا نامیده می شوند، آگاه باشند. برای این که اگر در ابتدای زناشویی متوجه چنین رفتاری در همسرشان شدند، بدانند که این رفتارها کاملاً بیمارگونه و غیر طبیعی اند و اصلاً در حیطه ی روابط طبیعی جایی ندارند. این افراد برای مشاوره حتما باید به پزشک مراجعه کنند.
بعضی از افراد ممکن است در مواقعی که دیگران متوجه نیستند آن ها را برانداز کنند یا در مواقعی که زن ها حواس شان نیست با آن ها تماس جسمی برقرار کنند، که این ها هم رفتارهای غیرطبیعی و غیرمعمول اند. رفتارهای غیرمعمول بسیار دیگری هم وجود دارند که از شیوع کم تری برخوردارند.
***
منظور از هویت جنسی، احساس درونی مرد بودن یا زن بودن است. چنان چه این احساس درونی مطابق با جنسیت فیزیکی فرد نباشد، مشکل اختلال هویت جنسی وجود دارد.
***

اختلال هویت جنسی چیست؟

هویت جنسی به معنی «احساس درونی مرد بودن یا زن بودن» است که در زمینه ی فرهنگی خود را به صورت نقش های جنسیتی نشان می دهد. مثلاً مردی که احساس درونی مرد بودن دارد لباس مردانه می پوشد و رفتار مردانه دارد و خود را از جامعه ی مردان می داند و با آنان معاشرت می کند. یا یک زن براساس تعریفی که جامعه از زنان دارد، رفتار می کند. چنان چه این احساس درونی مرد یا زن بودن مطابق با جنیست فیزیکی فرد نباشد، اختلال هویت جنسی وجود دارد.
***
هماهنگ نبودن باور فرد از جنسیت خود با جسم و اندام های تناسلی اش اختلال هویت جنسی محسوب می شود.
***
این اختلال معمولاً در پسران شایع تر است و به ازای هر دختر مبتلا ۳ تا ۵ پسر مبتلا وجود دارد. معمولاً علایم این اختلال از کودکی آغاز می شود. کودکان در حدود سن ۵ /۲ سال به هویت جنسی خود دست می یابند یعنی می فهمند که پسر هستند یا دختر.
کودکان با این اختلال به پوشیدن لباس جنس مخالف علاقه دارند، با هم بازی ها و اسباب بازی های جنس مخالف بازی می کنند، در بازی با هم سالان نقش جنس مخالف را می پذیرند و حتی گاهی علنا اعلام می کنند که جنسیت آن ها از جنس مخالف است. با رسیدن به سنین بلوغ و رشد و تکامل ارگان های جنسی و بروز صفات جنسی ثانویه (مثل درآوردن ریش در پسران) علایم شدیدتر می شود، چرا که آن ها از این تغییرات ناراضی هستند. به علاوه با رسیدن به سنین بلوغ، احساسات جنسی آن ها که منطبق با وضعیت فیزیکی شان نیست شروع می شود که این خود منبعی برای استرس است. بسیاری از این افراد در توصیف وضعیت خود از عبارات «گیر افتادن در یک جسم نامناسب» یا «آگاهی از جنسیت فیزیکی تنها هنگامی که در آینه نگاه می کنم» را به کار می برند. در موارد شدید ممکن است به تغییر جنسیت تمایل داشته باشند.
پژوهش ها نشان داده است هنگامی که این افراد در بزرگسالی برای درمان مراجعه می کنند، انواع روش های روان پزشکی و روان شناسی در تغییر هویت جنسی آنان بی فایده است و چون نمی توان ذهن آن ها را تغییر داد و با جسم شان مطابق کرد، جسم آن ها را با اعمال جراحی تغییر می دهند تا مطابق ذهن شان شود. و به عبارت دیگر، جنسیت آن ها را تغییر می دهند. امروزه این کار با توجه به فتوای ارزشمند حضرت امام خمینی (ره) در ایران امکان پذیر است.

مقدمه ی مولف

در گذشته هدف از رابطه ی جنسی، تنها تولیدمثل بود و به طور عمده اعتقاد بر این بود که هرگونه انگیزه ی لذت جویانه این رابطه را به گناه تبدیل می کند. بنابراین، کمبود میل جنسی یک ویژگی متعالی برای مرد و زن به شمار می رفت و زیاد بودن این میل تقبیح می شد.
این نگرش طی سال های اخیر در دنیا تغییر کرده است. نتایج بررسی ها و مطالعاتی که در اواخر دهه ی چهل و اوایل دهه ی پنجاه در کشور سوئد انجام شد، نشان داد که به ازای هر حاملگی، هزار و صد نزدیکی صورت می گیرد. این امر به معنای آن است که امروزه هدف از رابطه ی جنسی غالبا کسب لذت و ادامه ی زندگی مشترک است.
در دین اسلام از ابتدا لذت بردن از ارتباط جنسی مجاز شمرده شده و این رابطه عاملی برای تداوم و قوام زندگی محسوب می شده است. بنابراین بسیار اهمیت دارد که زن و مرد بدون هدف بچه دار شدن، به برقراری رابطه ی جنسی تمایل داشته باشند. از طرف دیگر چون کسب لذت علت اصلی برقراری روابط جنسی به حساب می آید، روش های گوناگونی از سوی زن و شوهر برای افزایش لذت به کار گرفته می شود. به همین دلیل است که در سال های اخیر رفتارهای جنسی متنوعی پدید آمده است. از طرف دیگر وجود مشکلات در روابط جنسی زوج و احساس نارضایتی از رابطه ی جنسی می تواند منجر به احساس نارضایتی از زندگی خانوادگی شود. احساس خشمی که به دنبال این نارضایتی در فرد نسبت به همسرش شکل می گیرد سرآغازی برای درگیری در دیگر حوزه ها و جدایی عاطفی آن هاست. ریشه ی بسیاری از طلاق ها هم در همین نارضایتی جنسی نهفته است. خوشبختانه در سال های اخیر با افزایش آگاهی عمومی و گسترش مراکز ارائه ی خدمات، امکان مراجعه و درمان مشکلات جنسی برای زوج ها ایجاد شده است. این کتاب نیز که حاوی مجموعه ای است از سوالات رایج در مورد مسائل جنسی، گامی برای افزایش آگاهی عمومی است و به این وسیله سعی شده تا در چارچوب دین، فرهنگ و اخلاقیات برخی زوایای مشکلات جنسی مورد بحث قرار گیرند.
لازم است نام استاد گران قدر جناب آقای دکتر فریدون مهرابی به عنوان یکی از پایه گذاران علم سکسولوژی در ایران آورده شود. او در زمانی که این علم در کشور ما ناشناخته بود، آن را در کلاس درس دانشجویان پزشکی و دستیاران تدریس می کرد و برای سالیان تنها ملجا بیمارانی بود که از ناراحتی های جنسی رنج می بردند. گذشته از آن شخصا مدیون ایشان هستم، چرا که بدون حمایت و دلگرمی و حضور استاد فعالیت من در این رشته میسر نبود. هنگامی که از آقای دکتر مهرابی خواستم تا کتاب حاضر را مطالعه کنند مانند همیشه با روی خوش پذیرفتند و مرا از راهنمایی های خود بهره مند کردند. هم چنین از دکتر نهاله مشتاق که کتاب را مطالعه کردند و نظرات و پیشنهادات بسیار مفیدی ارائه نمودند، تشکر می کنم.

دکتر مهرداد افتخار

نظرات کاربران درباره کتاب روابط و مشکلات جنسی