فیدیبو نماینده قانونی نشر قطره و بیش از ۶۰۰ ناشر دیگر برای عرضه کتاب الکترونیک و صوتی است .
کتاب تک فرزندی

کتاب تک فرزندی

نسخه الکترونیک کتاب تک فرزندی به همراه هزاران کتاب دیگر از طریق فیدیبو به صورت کاملا قانونی در دسترس است. تنها لازم است اپلیکیشن موبایل و یا نرم افزار ویندوزی رایگان فیدیبو را نصب کنید.

درباره کتاب تک فرزندی

در سال‌های اخیر، پیشرفت روش‌های جلوگیری از بارداری، افزایش ورود زنان به بازار کار، مشکلات اقتصادی و... باعث شده است که میزان باروری خصوصا در کشورهای صنعتی کاهش یابد. این امر موجب شده است که تعداد تک‌فرزندان در سراسر دنیا افزایش پیدا کند. مطالب قدیمی که در مورد تک‌فرزندان نوشته می‌شد بیش‌تر روی خصوصیات منفی این مسئله تأکید می‌کرد، ولی تحقیقات جدیدی که در دهه‌های اخیر انجام شده است، این باور عمومی را که تک‌فرزندی موجب خصوصیات منفی می‌شود، رد می‌کند. این تحقیقات نشان می‌دهد که وضعیت تک‌فرزندان از کودکانی که هم‌شیر (خواهر یا برادر) دارند، بدتر نیست. هم‌چنین بررسی‌ها نشان داده است که آن‌ها حتی در بسیاری ازجنبه‌ها از کودکان دیگر بهتر و موفق‌تر هستند و در بسیاری از جنبه‌ها نیز شباهت زیادی به فرزندان اول دارند. در تحقیقات مشخص شده است که در بیش‌تر موارد روحیه‌ی بچه‌های اول تفاوت چندانی با تک‌فرزندها ندارد و خصوصیات اخلاقی که در تک‌فرزندها وجود دارد معمولاً در فرزندان اول هم دیده می‌شود، و هرچه فاصله‌ی بین فرزند اول و دوم بیش‌تر باشد این شباهت‌ها بیش‌تر می‌شود. به این معنی که در اغلب موارد ویژگی‌های فرزندی که به عنوان اولین فرزند خانواده متولد می‌شود با این مسئله ارتباطی ندارد که تک‌فرزند باقی بماند یا در آینده دارای هم‌شیرهای دیگری شود. شباهت زیاد تک‌فرزندان با فرزند اول شاید حاصل این واقعیت باشد که کلیه‌ی فرزندان اول نیز برای مدتی تک‌فرزند هستند. از نظر پزشکی اگر فاصله‌ی بین بچه‌ها کم‌تر از دو سال باشد سلامتی مادر به خطر می‌افتد. در توصیه‌های روان‌پزشکی باید برای تولد فرزند دوم موارد زیادی را مد نظر قرار داد که یکی از آن‌ها فاصله بین فرزند اول و دوم است. برای داشتن سلامت روان، فرزند دوم باید زمانی متولد شود که فرزند اول بخشی از مراحل رشد را طی کرده باشد، مثلاً به مهد کودک، آمادگی یا مدرسه رفته و برای خود محیط اجتماعی، دوست و حمایت‌های دیگر به دست آورده باشد. در این فاصله که فرزند اول مراحل رشد را طی می‌کند، تنها است و شرایط تک‌فرزندی را دارد، و همین چندسال کافی است تا برخی خصوصیاتی که می‌تواند در تک‌فرزندها وجود داشته باشد در او ایجاد شود. تعداد فرزندان، معیار بهداشت خانواده و سلامتی اعضای آن نیست؛ بلکه معیار این است که تک‌فرزند یا همه‌ی چند فرزند خود را صحیح تربیت کنند. یکی از عوامل حفظ بهداشت و سلامت خانواده این است که زن و شوهر زمانی بچه‌دار شوند که امکانات و توانایی‌های آن را داشته باشند؛ درواقع اگر امکانات اقتصادی، مسکن، انرژی، آگاهی، حوصله، وقت و... مناسب برای به دنیا آوردن و تربیت بچه را در اختیار دارند، بچه‌دار شوند.

ادامه...
  • ناشر نشر قطره
  • تاریخ نشر
  • زبانفارسی
  • حجم فایل 0.59 مگابایت
  • تعداد صفحات ۷۶ صفحه
  • شابک

بخشی از کتاب تک فرزندی

شما به آخر نمونه کتاب رسیده‌اید، برای خواندن نسخه کامل، کتاب الکترونیک را خریداری نمایید و سپس با نصب اپلیکیشن فیدیبو آن را مطالعه کنید:

ویژگی تک فرزندان در مراحل مختلف تکاملی چگونه است؟

۱ـ دوران شیرخوارگی و نوپایی: تحقیقات نشان داده است که مادران تک فرزندان، کودک شان را بیش تر می پذیرند، او را بیش تر در آغوش می گیرند، لمس می کنند، می بوسند، تاب می دهند و حمام می برند. آن ها به کودک شان بیش تر نگاه می کنند، با او بیش تر حرف می زنند و بازی می کنند. این تعاملات بین والدین و تک فرزندان حتی از تعاملات بین والدین و فرزند اول نیز بیش تر دیده شده است. هر چه تعاملات مادران و فرزندان در این دوره ی سنی بیش تر باشد، حس دلبستگی مثبت تری بین مادر و کودک ایجاد می شود و این مسئله در سلامتِ روانِ کودک، حتی در بزرگ سالی، نقش مهمی دارد. هرچه مادر تعامل بیش تری با فرزندش داشته باشد بیش تر می تواند روی او تاثیر بگذارد. به همین دلیل تاثیر مادر روی تک فرزندان می تواند بیش تر از تاثیر مادر روی کودکان غیر تک فرزند باشد.
***
تک فرزندان در بسیاری از جنبه ها شباهت زیادی به فرزندان اول دارند.

***
۲ـ دوران مدرسه: تحقیقات نشان می دهد که در این دوران رفتارهای فرزندان اول و تک فرزندان بالغانه تر و مهارت های آن ها در صحبت کردن بیش تر است. هم چنین چون آن ها وقت بیش تری را با والدین گذرانده اند، منظور و توقعات بزرگ سالان را بهتر درک می کنند. این توانایی ها به آن ها کمک می کند که در نظام مدرسه نیز موفق تر باشند.
برای پسرانی که در سنین مدرسه هستند، توانایی های ورزشی نقش مهمی در اجتماعی شدن آن ها بازی می کند. این توانایی ها موجب مقبولیت و محبوبیت آنان در گروه هم سن و سالان شان می شود. این احتمال وجود دارد که چون کودکان تک فرزند خواهر یا برادری که با او بازی کنند نداشته اند، تجربه و توانایی کم تری در بازی های ورزشیِ پرتحرک و گروهی داشته باشند. این مسئله ممکن است آنان را به فعالیت های تک نفره سوق دهد. اگر والدین امکانات کافی برای فعالیت های ورزشی، بازی های پرتحرک و گروهی با دیگر کودکان را برای تک فرزندشان فراهم کنند، می توانند مانع از بروز چنین مشکلی شوند.
۳ـ دوران نوجوانی: پژوهش ها نشان می دهد که نوجوانان تک فرزند نسبت به سایر دانش آموزان، در آزمون های فکری نمرات بهتری می گیرند، پخته تر هستند، درک اجتماعی بالاتری دارند و مهارت های اجتماعی آنان نیز مناسب است. آن ها ابتکار عمل و جدیت بیش تری در زمینه های شغلی و تحصیلی دارند. آنان به مشاغل و فعالیت های علمی، فکری، تحلیلیِ مفید، زاینده، پرثمر و سطح بالا تمایل بیش تری نشان می دهند و علاقه ی زیادی دارند که به درجات بالای تحصیلی و شغلی برسند و در این زمینه تلاش بسیاری می کنند.
۴ـ دوران بزرگ سالی: تک فرزندان در بزرگ سالی و در زندگی زناشویی با دیگر افرادی که در خانواده های چند فرزندی رشد کرده اند، تفاوتی ندارند و ثبات ازدواج های آن ها مانند دیگر افراد است. از تفاوت های چشمگیر آن ها با دیگران این است که به سطوح بالاتر تحصیلی و شغلی دست می یابند.

تک فرزندان در جنبه های مختلف زندگی چه ویژگی هایی دارند؟

۱ـ توانایی های فکری و شناختی: در همه ی فرهنگ ها و همه ی سطوح اقتصادی و اجتماعی، تبادل اطلاعات در خانواده های دارای تک فرزند، بیش تر از سایر خانواده ها است. تک فرزندان و فرزندان اول دایره ی لغات وسیع تری نسبت به دیگر کودکان دارند. تجربه ی ویژه ای که تک فرزندان دارند، داشتن تعامل بیش تر با والدین است، گرچه آن ها از داشتن تعامل و رقابت با برادران و خواهران محرومند. تک فرزندان بیش تر بین بزرگ سالان رشد می کنند و بیش تر با بزرگ سالان سر و کار دارند، به همین علت زودتر از کودکان دیگر رفتارهای بزرگ سالانه و بالغانه از خود نشان می دهند. آن ها منطق گرا و تحلیل گر هستند و به جزئیات پدیده ها توجه زیادی نشان می دهند.
***
تک فرزندان رفتارهای بالغانه تر و مهارت های بیش تری دارند.
***
تک فرزندان به واقعیت های قانونمند علاقه مندند. آنان عقاید و واقعیت ها را به طور منطقی تجزیه و تحلیل می کنند تا درک بهتری از آن ها پیدا کنند. تک فرزندان تلاش می کنند که در مورد هر مسئله ای اطلاعات بسیار کاملی کسب کنند. آن ها معمولاً ابتدا به جزئیات و سپس به کلیات قضایا توجه می کنند و از فهمیدن جزئیات قضایا به کلیت آن ها پی می برند. گاهی توجه زیاد آن ها به جزئیات و جمع آوری بسیار زیاد اطلاعات باعث می شود نتوانند به جمع بندی کاملی از آن ها دست یابند و این امر گاهی موجب می شود کلیت پدیده ها را از دست بدهند. اگر آن ها نتوانند اطلاعات کافی کسب کنند، یا برعکس در میان جزئیات زیادی که جمع کرده اند گم شوند و نتوانند آن ها را سازمان بدهند و از آن ها نتیجه گیری کنند، دچار اضطراب می شوند.
۲ـ اعتمادبه نفس و خشنودی از زندگی: خشنودی از زندگی در تک فرزندان بیش تر از دیگر افراد است. آن ها نسبت به افرادی که از خانواده های پرجمعیت می آیند از زندگی لذت بیش تری می برند.
تک فرزندان از نظر اعتمادبه نفس با دیگر افراد تفاوتی ندارند ولی چون همیشه سعی می کنند والدین خود را راضی نگه دارند، روند شکل گیری و تقویت اعتمادبه نفس در آن ها متفاوت است. نوع واکنش والدین به عملکرد تک فرزندشان، اثر به سزایی در به وجود آمدن اعتمادبه نفس آن ها دارد. تک فرزندان بخش زیادی از اعتمادبه نفس خود را از محیط خارج، از دستاوردهای کارشان و از پذیرش دیگران به دست می آورند. یعنی اگر احساس کنند کارهای شان از دید دیگران، صحیح، کامل، مناسب و قابل قبول است، اعتمادبه نفس بیش تری خواهند داشت. تک فرزندان برای حفظ و تقویت اعتمادبه نفس نیاز دارند که احساس کنند در مسیر درست و به سمت هدف مشخصی که دوست دارند، گام برمی دارند. آن ها باید احساس کنند مفید و موفق هستند و در مرکز توجه و تایید دیگران قرار دارند. هر زمان که تک فرزندان احساس کنند بی کفایت هستند و توجه و تایید دیگران را از دست داده اند، احساس ناامنی، ناامیدی و اضطراب خواهند کرد و حتی ممکن است دچار عدم تمایل به برقراری ارتباط، بی تفاوتی و گوشه گیری شوند.
***
تک فرزندان پیشرفت های تحصیلی و شغلی بیش تری دارند.
***
۳ـ روابط بین فردی: تک فرزندان اعتماد بین فردی بالایی دارند و دیگران آنان را افرادی حمایتگر، کمک کننده و تشویق کننده می دانند. این مسئله می تواند حاصل این واقعیت باشد که آن ها از یک طرف تحت حمایت و پرورش صحیح والدین شان بوده اند و از طرف دیگر نسبت به والدین و دیگران احساس مسئولیت پیدا کرده اند. آن ها از نظر اجتماعی موفق تر از دیگران هستند و با افرادی که دارای تحصیلات بیش تر و ویژگی های مناسب تری هستند، ازدواج می کنند. وابستگی های بین فردی در آن ها کم تر است و نسبت به افراد دیگر وقت کم تری را با دوستان شان می گذرانند. با وجود این که مهارت های اجتماعی آن ها خوب است، آنان بیش تر به فعالیت های تک نفره تمایل دارند. دوستی های آن ها محدود ولی عمیق است. آن ها خود را فردی تنها و منزوی نمی دانند و دیگران نیز آن ها را افرادی اجتماعی می دانند.
***
مسئولیت پذیری در تک فرزندان بیش تر از سایرین است.
***
تک فرزندان خود را مسئول زندگی دیگران می دانند. آن ها ممکن است بیش از حد احساس مسئولیت کنند و حتی برای مسائل یا رخدادهایی که تحت کنترل آن ها نبوده است، خود را مقصر بدانند و احساس گناه داشته باشند. تک فرزندان در مهارت های اجتماعی و مهارت برای ایجاد و برقراری روابط جدید کمبود یا ضعفی ندارند. آن ها افراد وابسته ای نیستند ولی در برقراری ارتباط با دیگران محتاطانه عمل می کنند. در ارتباط با جنس مخالف، برای تک فرزند مهم است بداند که اگر ضعف یا نقصی داشته باشد یا آسیب پذیر باشد، آیا طرف مقابل باز هم او را انتخاب خواهد کرد؟ هنوز هم او را قبول خواهد داشت؟ او را جذاب می داند؟ و از او حمایت خواهد کرد؟
۴ـ سلامت روان: تک فرزندان کم ترین گروهی هستند که به مراکز بهداشت روان مراجعه می کنند. آن چه فرزندان را در خطر آسیب های روانی قرار می دهد، اختلال در عملکرد خانواده است و نه تک فرزند بودن آن ها. اگر اختلال در عملکرد خانواده وجود داشته باشد، همه فرزندان اعم از تک فرزند یا غیر تک فرزند در خطر قرار می گیرند. سلامت روان کودکان اعم از تک فرزند و غیر تک فرزند ارتباط زیادی به نحوه ی تطابق والدین آن ها با مسائل زندگی دارد. معمولاً اگر والدین تطابق مناسبی با مسائل زندگی داشته باشند، فرزندان نیز از آن ها الگوبرداری می کنند و تطابق مناسبی با مسائل زندگی خواهند داشت.
***
قرار داشتن در معرض آسیب های روانی با تک فرزند بودن ارتباطی ندارد.
***
۵ ـ ارتباط های اجتماعی: تک فرزندان اهل ارتباط برقرار کردن با دیگران هستند ولی ممکن است در ارتباط های اجتماعی دچار درجاتی از اضطراب بشوند. آن ها همیشه نگران کفایت خود و نحوه ی پذیرش و ارزیابی دیگران از عملکردشان هستند. آن ها دوست دارند عملکردشان از نظر اجتماع، خوب، مناسب، بی نقص و کامل باشد، و به ارزیابی اجتماع از خودشان اهمیت زیادی می دهند. همین مسئله می تواند آن ها را در موقعیت های اجتماعی دچار اضطراب کند.
۶ـ مسائل احساسی: تک فرزندان علاقه دارند احساسات خود را تحلیل کنند و در مورد آن تعقل نمایند. چون احساسات یک امر درونی است، ممکن است تک فرزندان تا زمانی که فرد مقابل احساساتش را آشکار نکرده باشد از وجود آن غافل باشند.
تک فرزندان اگر مطمئن شوند که آشکار شدن احساسات شان مفید است، آن را با دیگران در میان می گذارند. بر عکس اگر احتمال دهند که آشکار شدن بعضی احساسات شان می تواند آن ها را ضعیف، آسیب پذیر، به درد نخور یا بی ثمر نشان دهد، آن احساسات را مخفی می کنند و وجودش را منکر می شوند.
***
بیش ترین آسیب زمانی به فرزندان وارد می شود که خواسته های شان فورا برآورده شود.
***
۷ـ نیازمندی ها و توقعات تک فرزندان از دیگران: تک فرزندان نیاز دارند که دیگران به ارزش ها و کفایت های آن ها به عنوان فردی مفید که دستاوردهای پرثمری دارد، واقف باشند و آن ها را در مجموع قبول داشته باشند. آن ها دوست دارند دیگران ضعف ها یا کاستی های آن ها را به نوعی آشکار نکنند که موجب تحقیرشان شود.
آن ها دوست دارند که دیگران هر مسئله ای از جمله قوانین، ارزش ها و توقعات را برای شان به روشنی بیان کنند و هیچ چیز را در پرده ی ابهام، کنایه یا استعاره قرار ندهند.

تک فرزندی چه معایب و مشکلاتی می تواند داشته باشد؟

طبق تحقیقات انجام شده، تاکنون هیچ مشکل یا اختلالی شناخته نشده است که علت آن تک فرزند بودن باشد. کم ترین کسانی که به مراکز روان پزشکی مراجعه می کنند تک فرزندها هستند. تک فرزندی به خودی خود هیچ عیبی ایجاد نمی کند و باعث به وجود آمدن هیچ مشکلی در فرزندان نمی شود. درواقع نوع و روش تربیتی والدین است که می تواند باعث به وجود آمدن مشکلاتی در این فرزندان بشود. تعداد فرزندان به تنهایی تاثیری روی روند رشد و شکل گیری شخصیت آن ها ندارد و نمی تواند باعث بروز اختلالات و بیماری های روانی بشود. حتی این تفکر که تک فرزندها به دلیل نداشتن خواهر یا برادر حس رقابت کم تری دارند، در تحقیقات ثابت نشده و هیچ نشانه ای دال بر این موضوع یافت نشده است. مسئله ی مهم و تاثیرگذار در شکل گیری شخصیت تک فرزندها، روش تربیتی والدین و نحوه ی برخورد آن ها با فرزندشان است. نکته ی جالبی که در تحقیقات به آن دست یافته اند این است که تک فرزندها نکات مثبت بیش تری نسبت به سایر بچه ها دارند، چراکه با بزرگ ترها بیش تر دم خور بوده اند و دایره ی لغات وسیع تر و رفتار بالغانه تری پیدا کرده اند؛ ولی متاسفانه برخی از والدینی که، به هر علت، تنها یک فرزند دارند، گاهی به دلایل خاصی مثل دلسوزی های بی جا برای فرزند، داشتن انتظارات و توقعات بیش از حد توان فرزند، وابسته نمودن خود به فرزند و یا بالعکس، روش های تربیتی نادرستی را در پیش می گیرند که در نهایت باعث به وجود آمدن مشکلاتی در زندگی تنها فرزندشان می شود. به طور خلاصه می توان به برخی از مشکلاتی که برای این گونه فرزندان به وجود می آید اشاره کرد:
۱ـ گاهی رفتار و توقعات والدین به شکلی است که تک فرزندان و فرزندان اول، احساس مسئولیت زیادی پیدا می کنند و در نتیجه، این فرزندان خودشان را مسئول حفاظت از قوانین، ارزش ها و توقعات خانواده و حتی اقوام و فامیل می دانند. آن ها تصور می کنند که همیشه باید کاملاً مفید وثمربخش باشند و نسبت به والدین شان و کلیه اعضای خانواده و اقوام احساس مسئولیت می کنند. آن ها حتی به اشتباه خودشان را مسئول برطرف کردن نقایص و کاستی های والدین می دانند و دایم در پی این هستند که نیازهای عاطفی و یا آرزوهای برآورده نشده ی آن ها را برآورده کنند. گاهی آن ها به اشتباه نقش والدی را که غایب یا بی کفایت است برعهده می گیرند و می خواهند خلا او را پر کنند.
***
داشتن یک یا چند فرزند مهم نیست، مهم این است که چه طور باید فرزند یا فرزندان را تربیت کرد.

***
توجه بیش از اندازه به تک فرزندان در رشد شخصیت آنان اختلال ایجاد می کند.
***
۲ـ اگر والدین با روش های صحیح فرزندپروری آشنا نباشند، ممکن است که بیش از حد به فرزند یا فرزندان شان محبت و توجه کنند. این افراط در محبت و توجه کردن مثل افراط در هر کار دیگر نتایج خوبی دربر ندارد. این محبت افراطی، هم می تواند نسبت به کودک تک فرزند باشد، هم می تواند نسبت به کودکانی باشد که در خانواده های چندفرزندی زندگی می کنند. به هر صورت تاثیر مخرب آن برای همه یکسان است. فرقی نمی کند که بچه ی اول، تک فرزند یا بچه ی آخر باشد، به هر حال بچه ای که بیش از حد مورد توجه و محبت قرار می گیرد روند رشد شخصیتی درستی نخواهد داشت و این می تواند در خانواده های چند فرزندی هم اتفاق بیفتد. اما اغلب تک فرزندها یا حتی فرزندان اول به دلایلی مورد توجه خاص والدین و اقوام قرار می گیرند و معمولاً والدین فکر می کنند که چون فقط همین یک فرزند را دارند، پس باید هرچه خواست برایش تهیه کنند و هر کاری که گفت انجام بدهند. آن ها فکر می کنند باید کاری کنند که همه چیز به میلِ او باشد، هرطور خواست رفتار کند و همه چیز برایش مجاز باشد. گاهی والدین تصور می کنند نباید هیچ محدودیتی برای تک فرزندِ خود قائل شوند. آن ها تصور می کنند که چون همین یک بچه را دارند می توانند تمام سرمایه های مادی و معنوی خود را در اختیار او بگذارند، و متاسفانه این برای رشد شخصیت فرزند بسیار بد است.
***
والدین باید مدتی از روز را به کودک خود اختصاص دهند و باید گاهی نیز او را تنها بگذارند تا استقلال را بیاموزد.

***
۳ـ گاهی والدین از طرف دیگری زیاده روی می کنند و نظم، سخت گیری، اجبار و تربیت های بسیار سخت و نظام دار را به شکلی تعدیل نشده و افراطی بر فرزندان شان اعمال می کنند. این روش تربیتی هم آثار مخرب و نامطلوبی دارد.
هر یک از این رفتارها، یعنی محبت و رسیدگی بیش از اندازه یا سخت گیری و انتظارات بیش از حد، می تواند به فرزندان آسیب برساند.
۴ـ در اغلب موارد تک فرزندان در مرکز توجه اقوام و خویشاوندان هستند. معمولاً پدربزرگ ها و مادربزرگ ها و حتی دیگر خویشاوندان برای تک فرزندان انرژی و زمان زیادی صرف می کنند و آن ها را بیش تر از سایر فرزندان می پذیرند. هرچه تک فرزندان انتظارات دیگران، خصوصا والدین، را بیش تر برآورده کنند از حمایت و در نتیجه امنیت و آرامش بیش تری برخوردار خواهند بود. تک فرزندان ناخودآگاه به سویی رانده می شوند که دایم سعی می کنند کلیه ی آرزوها و امیدهای والدین و اقوام را برآورده کنند. آن ها سریع درمی یابند که هرچه بیش تر پیشرفت کنند و دستاوردهای چشمگیرتری داشته باشند؛ بیش تر مورد تحسین و تشویق خانواده قرار خواهند گرفت. البته این مسئله در مورد خانواده های چندفرزندی نیز صادق است، ولی در مورد خانواده های تک فرزند از شدت بیش تری برخوردار است.
***
زمانی فرد احساس خوشبختی می کند که از همه ی توانایی های لازم برای یک زندگی مستقل و منطبق با شرایط اجتماع برخوردار باشد.
***
برخی والدین توجه نمی کنند که اگر قرار باشد تنها فرزندشان تمام خواست های افراد خانواده و اقوام را برآورده کند، فشار زیادی به او وارد می شود. اگر مادر، پدر، مادربزرگ، خاله، دایی و... هرکدام انتظار داشته باشند که او آرزوهای شان را برآورده کند، مثلاً دکتر شود، مهندس شود، پروفسور شود، پولدار شود و... به تک فرزند القا می شود که او باید به خواسته های همه پاسخ بدهد. در نتیجه فشار بسیار زیادی را روی خود احساس می کند و زیاده از حد تلاش می کند تا همه را از خود راضی نگه دارد. در خانواده هایی که چند فرزند دارند بار خواسته های والدین و اقوام روی همه ی فرزندان تقسیم می شود، که اگر یکی نتوانست به آن خواست ها جواب بدهد، شاید دیگری بتواند؛ ولی تک فرزندها تمام این بار را به تنهایی به دوش می کشند و این می تواند برای آن ها مشکل زا باشد؛ و هر نوع نشانه ای از ضعف یا آسیب پذیری می تواند به این معنی باشد که این تک فرزند نمی تواند رویاهای خانواده را به فعلیت درآورد. اگر والدین توانمندی های تک فرزندشان را نشناسند و به آن ها بها ندهند و برای توانمندی ها و تلاش هایش ارزش کافی قائل نشوند، او احساس ناامنی می کند، علاقه مندی ها و انگیزه هایش را برای تلاش از دست می دهد و در نهایت گوشه گیر می شود.
***
شیوه ی تربیتی آسان گیر و سخت گیر، هر دو از شکل های نادرست تربیتی هستند.
***
مسئله ی دیگر این است که انسان ها همیشه افرادی را به عنوان «فرد مهم» در ذهن شان دارند که معمولاً آن «فرد مهم» تاثیر زیادی روی رفتار آن ها می گذارد. این «فرد مهم» می تواند پدر، مادر یا سایر اعضای خانواده مثل پدربزرگ، عمو، خاله، دایی و... باشد. کودکان معمولاً می خواهند که این «فرد مهم» را راضی نگه دارند. در نتیجه تمام تلاش خود را می کنند که خواست های او را برآورده کنند؛ همیشه به نوعی خود را مسئول می دانند که در او احساس رضایت ایجاد کنند، در حالی که اصلاً لزومی ندارد که کسی را تا این حد از خود راضی نگه داریم. هر فرد یک انسان مستقل است که خواسته ها و نیازهای مخصوص به خود را دارد و لزومی ندارد که امیال خود را فدای دیگران کند، اما متاسفانه معمولاً این اتفاق می افتد و بچه ها مخصوصا تک فرزندها، بیش از حد تلاش می کنند و بیش از حد به خود فشار می آورند تا رضایت این افراد را جلب کنند. این قضیه ممکن است برای همه پیش بیاید و ارتباطی به تعداد فرزندان خانواده ندارد. اما اگر والدین و اقوام تک فرزندها با اصول اولیه ی تربیت کردن فرزند آشنا نباشند، به دلیل این که تمام توجه خود را روی او متمرکز می کنند، خواسته یا ناخواسته او را به این راه می کشند و متاسفانه این مسئله فشار زیادی روی تک فرزندها وارد می کند.
۵ ـ مشکل دیگری که می تواند به وجود بیاید، این است که اگر ارتباط بین زوجین ضعیف یا تخریب شده باشد، ممکن است یکی از والدین به اشتباه با تک فرزندش ائتلاف و علیه والد دیگر موضع گیری کند، یا ممکن است تک فرزند به اشتباه خود را مسئول اختلاف والدینش بداند و بخواهد که ارتباط بین زوجین را اصلاح و تقویت نماید.
این مسئله مرزهای ضروری بین والدین و فرزند را می شکند، در نتیجه فرزند خودش را مجاز می داند که برای والدینش تعیین تکلیف کند. فرزند از نقش فرزندی خارج شده و به نقش یک بزرگ سال والد و مسئول درمی آید. چنین تغییر نقش هایی به هیچ عنوان سازنده نیست. فرزند باید در نقش فرزندی باقی بماند و دوران کودکی، نوجوانی و جوانی خود را به صورت طبیعی طی کند. مسائل بزرگ سالان و والدین به خود آن ها مربوط است، آن ها باید خودشان، بدون دخالت دادن فرزند مسائل خود را حل کنند. والدینی که مشکلات شان را در حضور کودکان مطرح می کنند و بدتر از آن کودکان را نیز درگیر مسائل خود می کنند، والدینی ضعیف هستند که بلوغ و پختگی لازم برای والد بودن را ندارند. آن ها از حل مسائل بین خودشان عاجز هستند و در این ضعف، کودکان را مستمسک قرار می دهند. این مسائل در هر خانواده ای می تواند رخ دهد ولی معمولاً امکان این که تک فرزندان درگیر چنین تله هایی شوند بیش تر است.
نتیجه ی دیگر این مسئله، کوچک شدن و کم اعتبار شدن والدین نزد فرزندان است که اثر منفی و بسیار مخربی بر پرورش و تربیت روانی و اخلاقی کودکان خواهد داشت. حتی وقتی تنها یکی از والدین در ذهن کودک کوچک شود درواقع هر دو والد در ذهن او بی اعتبار خواهند شد. او تکیه گاه های مهم و قابل اعتماد فکری و روانی و اخلاقی خود را از دست خواهد داد و امکان گرایش به الگوهای خارج از خانواده که ممکن است به اندازه ی والدین قابل اعتماد نباشند در او افزایش خواهد یافت.
باید به تک فرزندان (و همه ی فرزندان) آموزش داده شود که هرگز خود را مسئول رفع اختلافات والدین ندانند، در اختلافات آن ها وارد نشوند و خود را مسئول نقایص، کاستی ها و سرخوردگی های آن ها به شمار نیاورند.

آیا تک فرزندان دچار پیری زودرس نمی شوند؟

تاکنون تحقیقات چنین چیزی را نشان نداده است. طبق تحقیقات، کودکان تک فرزند به دلیل این که بیش تر از سایر کودکان با بزرگ ترها سر و کار دارند دایره ی لغات شان از بچه های معمولی وسیع تر است. وسعت دایره ی لغات روی میزان شناخت، هوش و نوع تفکر افراد تاثیر می گذارد. انسان ها هرچه دایره ی لغات وسیع تری داشته باشند، چون از لغات بیش تری می توانند استفاده کنند، در بیان کردن حالات روانی و احساسات شان تواناتر می شوند و این توانایی به رشد هوش آنان کمک می کند.
***
تک فرزندان از واژه های بیش تر و بهتری استفاده می کنند.
***
وقتی گنجینه ی واژه های کسی، قوی و غنی باشد طبیعتا بالغانه تر فکر و رفتار می کند و می تواند احساسات افراطی خود را به شکل مناسبی مهار کند. به عنوان مثال در شرایط نامناسب، به جای این که با کسی درگیری فیزیکی پیدا کند و مثلاً توی گوش کسی بزند، می تواند یاد بگیرد که بگوید من عصبانی هستم و با صحبت کردن مشکلش را حل کند، چرا که او برای احساساتش واژه دارد و قبلاً این را آموخته و توانایی اش را کسب کرده که از واژه ها استفاده کند. کلید اولیه در شناخت، سازمان دهی و مدیریت افکار و احساسات این است که خود برای افکار و احساساتش واژه های مناسب، فراگیر و گویا داشته باشد و بتواند افکار و احساساتش را به این واژه ها ترجمه نماید. بدون گذر از این مرحله هیچ فردی قادر نخواهد بود افکار و احساساتش را بفهمد و آن ها را مدیریت کند. بنابراین تک فرزندان سرمایه ی اولیه برای مدیریت افکار و احساسات شان را دارا هستند و این سرمایه در آن ها به نسبت کودکان دیگر بیش تر است.
از طرف دیگر، این گنجینه ی واژه های غنی و گسترده می تواند به پیشبرد روند تحصیلی این افراد کمک کند و باعث شود پیشرفت درسی خوبی داشته باشند. حتی تحقیقات هم، چنین تاثیراتی را در تک فرزندها نشان داده است. به این معنا که محققان مشاهده کرده اند طبق آمار، کسانی که تک فرزند بوده اند پیشرفت تحصیلی بهتری نسبت به سایر دانش آموزان داشته اند. از این گذشته، این افراد چون بیش تر با بزرگ سالان سر و کار داشته اند خواست های والدین و اولیای مدرسه را بهتر می فهمند و بهتر اجرا می کنند. در نتیجه، آن ها اغلب افراد موفق و محبوبی هستند.
***
تک فرزندان چون از دایره ی لغات وسیع تری برخوردارند در بیان حالات روانی و احساسات شان تواناتر هستند.
***
برخلاف باور عمومی، تحقیقات نشان داده است که این کودکان حتی از جهت شیطنت های کودکانه از هم سن و سالان خود عقب نمی افتند. تنها موردی که در تحقیقات مشاهده شده این است که تک فرزندان ممکن است از نظر توانمندی های ورزشی کمی از هم دوره ای های خود ضعیف تر باشند که این می تواند به دو دلیل باشد:
۱) این کودکان خواهر و برادر ندارند که با آن ها بازی کنند، مثلاً با هم بدَوند، کشتی بگیرند و... در نتیجه ممکن است توانمندی های فیزیکی شان به شکل مناسبی رشد نکند.
۲) این کودکان به فعالیت های فکری علاقه ی بیش تری دارند و ممکن است به همین دلیل کم تر سراغ فعالیت های بدنی و ورزشی بروند.
از جمله روش هایی که می تواند برای افزایش مهارت های فیزیکی و جسمی کودکان به کار گرفته شود، فراهم کردن امکانات ورزشی مانند فرستادن کودک به سالن ها و باشگاه های ورزشی یا همراه بردن کودک به کوهنوردی و راهپیمایی است. هم چنین می توان امکانات معاشرتی بیش تری را، برای مثال، با فرستادن او به مهد کودک و یا برگزاری مراسم تولد و آوردن سایر بچه ها به منزل با بهانه های مختلف، فراهم کرد تا به این وسیله دوستان و هم بازی های بیش تری پیدا کند و فعالیت های ورزشی مناسبی داشته باشد.

نظرات کاربران درباره کتاب تک فرزندی

چرا فهرست ندارد ؟
در 4 هفته پیش توسط