فیدیبو نماینده قانونی نشر معیار علم و بیش از ۶۰۰ ناشر دیگر برای عرضه کتاب الکترونیک و صوتی است .
کتاب اثر مرکب

کتاب اثر مرکب
گام به گام موفقیت خود را افزایش دهید

نسخه الکترونیک کتاب اثر مرکب به همراه هزاران کتاب دیگر از طریق فیدیبو به صورت کاملا قانونی در دسترس است.


فقط قابل استفاده در اپلیکیشن‌های iOS | Android | Windows فیدیبو

درباره کتاب اثر مرکب

تیترهای فصول این کتاب به نظر ساده می‌آیند. راهبردهای موفقیت دیگر یک راز نیستند؛ ولی غالب افراد به آنها توجه نمی‌کنند. شما فکر می‌کنید که پیشاپیش رمز موفقی را بلد بوده‌اید؟ همه همین فکر را دارند. اما 6 راهبرد این کتاب، وقتی به صورت متوالی به کار گرفته شوند، درآمد، زندگی و موفقیت شما را به طرز چشمگیری بهتر می‌کنند. همین و همین واقعیت مورد لزوم برای رسیدن به موفقیت عظیم در زندگی شماست. هرگونه رویا، آرزو یا هدفی در زندگی داشته باشید، برنامه رسیدن به آنها در همین کتابی که در دست دارید یافت می‌‌شود. به خواندن ادامه دهید و بگذارید که دنیایتان را تکان دهد.

ادامه...
  • ناشر نشر معیار علم
  • تاریخ نشر
  • زبان فارسی
  • حجم فایل 2.43 مگابایت
  • تعداد صفحات ۲۵۶ صفحه
  • شابک

بخشی از کتاب اثر مرکب

شما به آخر نمونه کتاب رسیده‌اید، برای خواندن نسخه کامل، کتاب الکترونیک را خریداری نمایید و سپس با نصب اپلیکیشن فیدیبو آن را مطالعه کنید:



پیام ویژه آنتونی رابینز

من طی ۳ دهه گذشته این افتخار را داشته­ام که به بیش از ۴ میلیون نفر کمک کنم تا بتوانند تغییرات شگرفی در زندگی خود ایجاد کنند. من با گروههای بسیار مختلفی از افراد کار کرده­ام، از روسای جمهور کشورها تا زندانیان، قهرمانان المپیک، بازیگران برنده جایزه اسکار، میلیاردرهای کارآفرین و افرادی که در تلاش برای راه انداختن کسب و کارهای کوچک خود بوده­اند. هدف من همیشه این بوده است که به افراد کمک کنم تا به اهدافی واقعی و قابل اتکا دست یابند، و فرقی هم نمی کرده که این افراد چه کسانی بوده­اند یا چه مشکلاتی داشته­اند؛ مثلا زوجی که برای حفظ و سر پا نگه داشتن زندگی مشترک خود می­جنگیده­اند، یا فردی در زندان که به دنبال راهی بوده تا زندگی خود را از درون عوض کند. نمی­توان این کار را با یک داروی جادویی یا یک فرمول سری انجام داد، تنها راه شناخت و درک ابزارهای واقعی، راهبردها و علم به آن چیزی است که می­تواند الگوهایی را که موجب شکست خوردن بسیاری از افراد در زندگی می­شوند از میان بردارد و فرد را به یک زندگی پر معنی و هدفمند رهنمون کند. من و «دارن» (نویسنده کتاب) در سنین کم تصمیم گرفتیم که زندگیمان را عوض کنیم. ما با رفتن به دنبال افرادی که نوعی از زندگی را داشته­اند که ما خواهان آن بودیم، به دنبال یافتن پاسخ­هایمان می­گشتیم. سپس هر آنچه را که یاد گرفته بودیم به کار بستیم. واقعا جای تعجبی ندارد که هر دوی ما «جیم ران» را به عنوان استاد و مرشد خود می­دانیم. جیم استاد آن بود که به مردم کمک کند تا حقایق، قوانین و اعمالی را که به موفقیت واقعی و ماندگار منتج می­شوند فرابگیرند. جیم به ما یاد داد که هیچ دستاوردی از طریق بخت و اقبال به دست نمی­آید، بلکه مستلزم داشتن اطلاع و دانش مربوط به آن است. البته که افراد با هم متفاوت هستند اما قوانین موفقیت همواره یکسان هستند. شما آنچه را که کاشته­اید درو می­کنید، شما نمی­توانید از زندگی خود چیزی را بخواهید که هرگز به آن نداده­اید. اگر عشق بیشتری می­خواهید، عشق بیشتری نثار کنید. اگر موفقیت بیشتری می­خواهید، به دیگران کمک کنید تا آنها هم به موفقیت بیشتری برسند. و هنگامی که علم موفق شدن و رسیدن به دستاوردها را مطالعه کنید و بر آن مسلط شوید به آن موفقیتی که مورد نظرتان است می­رسید.
«دارن هاردی» مثال زنده این فلسفه است. او به آنچه می­گوید عمل می­کند. آنچه او در این کتاب با ما در میان می­گذارد براساس همان چیزهایی است که در زندگی او و همینطور من کارایی داشته­اند.
او فردی است که اصول ساده اما بسیار عمیقی که برای موفق بودن لازم است را به کار بسته و در نتیجه در سن ۲۱ سالگی به درآمدی بیش از ۱ میلیون دلار در سال رسیده و در سن ۲۷ سالگی کسب و کاری داشته که بیش از ۵۰ میلیون دلار ارزش داشته است. طی ۲۰ سال گذشته زندگی او مثل یک آزمایشگاه شخصی بوده که در آن موضوع موفقیت مورد مطالعه و پژوهش بوده است. او خود را مثل یک موش آزمایشگاهی فرض کرده و هزاران ایده، اطلاعات و ابزار مختلف را بر روی خود آزمایش کرده و به واسطه شکست­ها و موفقیت­هایی که به دست آورده، متوجه شده که چه ایده­ها و راهبردهایی ارزشمند هستند و کدامیک بیهوده هستند.
شانزده سال است که من با دارن تبادل نظر دارم. دارن به عنوان یک رهبر و پیشرو در حرفه «رشد و توسعه شخصی» با بسیاری از نویسندگان برتر، سخنران­ها و رهبران فکری همکاری نزدیک داشته است. او به ده­ها هزار نفر از کارآفرینان آموزش داده است، به بسیاری از شرکت­های بزرگ مشاوره داده و شخصا به صدها نفر از مدیران عامل شرکت­های بزرگ و افراد بسیار موفق آموزش خصوصی داده است و از این طریق هر آنچه را که واقعا مهم است و به کار می آید استخراج کرده است. او که در شغل خود به عنوان ناشر مجله «موفقیت» در کانون حرفه «رشد و توسعه شخصی» قرار گرفته با رهبران بزرگی همچون «ریچارد برانسون»(۴)، ژنرال «کالین پاول» (۵)و «لنس آرمسترانگ»(۶) درباره موضوعات مختلفی مصاحبه کرده، بهترین ایده­های آنها را استخراج و تدوین کرده و در این راه کمی هم از ایده­های من استفاده نموده است. او دائرهالمعارف کاملی است که همه چیز در مورد موفقیت و دستاوردهای فردی را دربردارد، از طبقه­بندی و تنظیم و فیلتر کردن، تجزیه و تحلیل و خلاصه­سازی و گروه­بندی­های مختلف. او زوائد و اضافات را حذف کرده و بر روی اصولی اساسی که مهم هستند تمرکز کرده، اصولی که می­توان بلافاصله آنها را در زندگی به کار گرفت و نتایجی قابل اندازه­گیری و ماندگار بوجود آورد.
این کتاب همانند دفترچه راهنمایی است که به شما می­آموزد که چگونه بر سیستم تملک پیدا کرده، آن را کنترل کرده و بر آن مسلط شوید و سپس آن را مطابق با نیازها و خواسته­های خود شکل دهید. وقتی این کار را انجام دهید دیگر هیچ چیزی نیست که به دست آوردن آن برای شما ناممکن باشد. «اثر مرکب» بر اصلی استوار است که من آن را در زندگی و آموزش خود به کار بسته­ام؛ تصمیمات شما سرنوشت شما را می­سازد. آینده چیزی است که شما می­سازید. تصمیمات کوچک روزانه بطور ذاتی یا شما را به آن زندگی که می­خواهید می­رسانند و یا فاجعه به بار می­آورند. در حقیقت این کوچک­ترین تصمیم­ها هستند که زندگی ما را شکل می­دهند. کافی است فقط به اندازه ۲ میلیمتر از مسیر منحرف شوید تا با تغییری عظیم مواجه شوید، آنچه که یک تصمیم کوچک و بدون نتیجه­ای خاص به نظر می­رسید، حالا یک اشتباه محاسباتی عظیم به بار آورده است. از اینکه چه بخوریم و کجا کار کنیم بگیر تا اینکه با چه افرادی وقت خود را بگذرانیم و عصرها چه کار کنیم، هر کدام از انتخاب­های ما وضعیت امروز زندگی و از آن مهمتر چگونگی وضعیت زندگی ما در آینده را معین می­کند. به همین ترتیب یک انحراف ۲ میلیمتری از مسیر می­تواند شما را هزاران کیلومتر از مسیر زندگیتان منحرف کرده، و یک تنظیم مجدد ۲ میلیمتری می­تواند شما را دقیقا به مقصد برساند. نکته در این است که طرح و برنامه درستی داشته باشید، یعنی نقشه راهنمایی که به شما نشان می­دهد که مقصد کجاست، چگونه می­توان به آن رسید و چطور باید در مسیر ماند.
این کتاب همان طرح و برنامه دقیق و ملموس است. بگذارید این کتاب انتظارات شما را به هم بریزد، پیش­فرض­هایتان را حذف کند، کنجکاویتان را مشتعل کند و ارزش را به زندگیتان بازگرداند، و درست از همین حالا این کار را شروع کند. از این کتاب به عنوان یک راهنما برای بوجود آوردن زندگی و موفقیت که آرزویتان است استفاده کنید. اگر این کار و بقیه کارهای صحیح را انجام داده و هر روز به همین طریق ادامه دهید، مطمئنا زندگی بهترین روی خود را به شما نشان خواهد داد.

با شور و اشتیاق زندگی کنید!
آنتونی رابینز
کارآفرین، نویسنده و استراتژیست
متخصص در رسیدن به بهترین عملکرد

مقدمه

این کتابی است درباره موفقیت و آن چه که واقعاً برای دستیابی به آن لازم است. به نظرم وقتش رسیده که کسی رک و راست به شما بگوید که مدت های طولانی است که بازی گرفته شده و فریب خورده اید. هیچ فرمول سری، داروی سحرآمیز یا راه حل سریعی برای رسیدن به موفقیت وجود ندارد. هرگز با روزی دوساعت گشت و گذار در اینترنت به درآمد کلان نمی رسید. هرگز نمی توانید یک هفته ای پانزده کیلو از وزنتان را کم کنید یا با مالیدن یک کرم خاص روی صورتتان بیست سال جوان تر شوید. امکان ندارد با خوردن یک قرص مشکلات زندگی زناشویی خود را حل کرده یا با پیروی از برنامه ای که بسیار عالی به نظر می رسد موفقیتی پایدار و همیشگی کسب کنید. خیلی خوب می شد اگر می توانستیم موفقیت، شهرت، عزت نفس، روابط خوب، سلامتی، آسایش و رفاه را در یک بسته کادویی زیبا از فروشگاه محل بخریم ولی می دانید که در این دنیا موفقیت این گونه به دست نمی آید.
ما در زندگی روزمره پیوسته با تبلیغات بسیار هیجان انگیزی درباره سریع پولدار شدن، سریع خوش اندام شدن، جذاب تر شدن و.... بمباران می شویم و معمولاً هم نقطه اشتراک همه آن ادعاها این است که یک شبه یا با اندکی تلاش و هزینه ای ناچیز دست یافتنی هستند. این پیام های بازرگانی تکراری، احساس و درک ما را درباره آن چه برای رسیدن به موفقیت لازم است تحریف می کنند. به نظر من همه ما بینش خود را در مورد اصول ساده اما عمیقی که برای دستیابی به موفقیت لازم و ضروریند از دست داده ایم.
من از این موضوع خسته شده و دیگر نمی توانستم کناری بنشینم و ببینم که این پیام های بی معنی و نابخردانه مردم را گمراه می کنند. پس این کتاب را نوشتم تا شما را به اصول اولیه بازگردانم. می خواهم به شما کمک کنم تا از این شلوغی و اغتشاش ذهنی خلاص شده و روی همان مبانی اساسی تمرکزکنید که واقعاً مهم هستند. اگر از اصول دستیابی به موفقیت که در این کتاب بیان شده پیروی کنید به نتایجی پایدار و قابل سنجش دست می یابید. به یاد داشته باشید درستی این اصول درگذر زمان اثبات شده است. می خواهم شما را با قدرت «اثر مرکب» آشنا کنم و سپس به شما بیاموزم که چگونه آن را مهار کنید. اثر مرکب برنامه ای است که زندگی شما را چه در جهت مثبت و بهتر شدن یا در جهت عکس آن اداره می کند. اگر از این برنامه به نفع خودتان استفاده کنید واقعاً می توانید تحولات چشمگیری در زندگی خود به وجود آورید.
احتمالاً این جمله را زیاد شنیده اید که می گوید: «روی هرچیزی تمرکز کنید می توانید به آن برسید». ما هم موافقیم البته در صورتی که بدانید چگونه «اثر مرکب» مانند دفترچه راهنمایی است که به شما یاد می دهد چگونه. در استفاده از این سیستم مهارت کسب کرده و به موفقیت برسید و پس از آن هیچ هدفی وجود ندارد که نتوانید خود را به آن برسانید.
شاید بپرسید من از کجا می دانم که اثر مرکب تنها فرآیند مورد نیاز شما برای رسیدن به موفقیت کامل است؟ اولاً من این اصول را در زندگی شخصی خودم به کار گرفته و نتایج آن را دیده ام. از این که بعضی نویسندگان شهرت یا ثروت شان را به عنوان دلیلی بر ادعاهای خود نشان می دهند متنفرم و به همین علت می گویم پشتوانه آن چه برایتان می نویسم تجارب شخصی خودم است. من به جای روده درازی درباره نظریه های تکراری به شما مدارک و شواهد کافی و زنده ارائه می کنم. همان طور که آنتونی رابینز هم در پیامش به آن اشاره کرده من از تلاش هایم در کسب و کار به موفقیت های قابل توجه رسیده ام و دلیلش پیروی آگاهانه از اصولی است که در این کتاب آنها را بیان کرده ام. بیشتر از ۲۰ سال است که با جدیت تمام در مورد موفقیت و دستاوردهای بشری تحقیق می کنم و صدهاهزار دلار را صرف آزمودن انواع ایده ها، اطلاعات و تئوری های مختلف کرده ام. تجربه شخصی من نشان دهنده آن است که بدون توجه به آن چه یاد می گیرید و آن چه به عنوان استراتژی یا تاکتیک خود به کار می برید، بازهم موفقیت در نتیجه به کارگیری سیستم عامل اثر مرکب به دست می آید.
دلیل دیگر این که از حدود ۱۶ سال پیش تا به حال خودم یکی از پیشروان مقوله موفقیت و پیشرفت شخصی بوده ام، و طی این سال ها با رهبران متفکر، سخنرانان و نویسندگان محبوب زیادی هم فکری و هم اندیشی داشته ام. خودم هم به عنوان سخنران و مدرس، ده ها هزار کارآفرین را آموزش داده و بعضی از برترین اشخاص موفق در کسب و کار، مدیران عامل و صدها نفر دیگر را تربیت کرده ام و با توجه به تجربیاتم از میان هزاران پژوهش موردی و خاص نکات کاربردی و غیرکاربردی را شناخته و آنها را گردآوری کرده ام.
دلیل سوم این که به عنوان ناشر مجله «موفقیت» مجبورم هزاران مقاله دریافتی و کتاب را مطالعه کرده و موارد مناسب را انتخاب کنم. شخصاً در روند مصاحبه و گزینش همکاران و کارشناسانی که قرار است با مجله همکاری کنند شرکت دارم و تمام مطالب پیشنهادی آنان را می خوانم. همچنین هرماه با چندین کارشناس برجسته و نخبه درباره عناوین و موضوعات مربوط به موفقیت گفتگو کرده و ناب ترین نقطه نظرات شان را یادداشت می کنم. به طور کامل تمام وقتم به خواندن، مرتب کردن، گزینش و در یک کلمه غوطه وری در اقیانوس اطلاعات مربوط به موفقیت و پیشرفت شخصی می گذرد.
منظورم از بیان این مطالب آن بود که بدانید وقتی شخصی چنین دیدگاه کاملی در این باره به دست می آورد و با مطالعه آموزه ها، شیوه ها و عادات بعضی از موفق ترین افراد جهان اطلاعات عمیقی کسب می کند، هوشیاری شگفت انگیزی هم در او پدید می آید و حقایق اصولی ناپیدا، برایش کاملاً شفاف و روشن می شوند. با دیدن، خواندن و بیشتر از همه شنیدن خیلی از این دروغ ها دیگر به وسیله تبلیغات دروغین فریب نمی خورم یا تحت تاثیر ادعاهایی مبنی بر «جدیدترین دستاورد علمی» قرار نمی گیرم و کسی نمی تواند سر من کلاه بگذارد. من اطلاعات وسیع بسیاری دارم و راهی طولانی را طی کرده و از اصول مهمی آگاهی یافته ام که راه رسیدن به آنها بسیار دشوار بوده است. همان طور که «جیم ران» نظریه پرداز بزرگ کسب و کار و استاد من گفته است: «هیچ اصول جدیدی وجود ندارد. حقیقت نه تنها چیز جدیدی نیست بلکه خیلی هم قدیمی است. باید هوشیار باشید، به کسی که به شما می گوید بیا تا عتیقه های ساخت خودم را به تو نشان بدهم شک کنید. مسلم است که عتیقه ساختنی نیست.»
این کتاب حاوی مطالبی واقعاً مهم و باارزش است و هیچ گونه مطلب اضافی یا بیهوده ای در آن وجود ندارد. آن چه خواهید خواند اصول کاربردی و ساده ای است که با تمرکز و کسب مهارت در آنها خواهید توانست به اهداف موردنظرتان برسید و به شیوه دلخواهتان زندگی کنید. این اصول سیستم عاملی به نام «اثر مرکب» را به وجود می آورند.
هشدار! کسب موفقیت سخت است. این فرآیند پرزحمت، ملال آور و گاهی خسته کننده است. پولدار شدن، نفوذ پیدا کردن و تبدیل به شخصیتی جهانی شدن در هر زمینه ای، آهسته و دشوار اتفاق می افتد. اشتباه برداشت نکنید! با پیروی از این اصول و طی مراحل، تقریباً بلافاصله تاثیر آن را در زندگی تان می بینید. البته اگر از کار منظم و متعهد گریزانید همان بهتر که جلوی تلویزیون بنشینید و به تبلیغات مشتری پسند که سرشار از شعارها و وعده های موفقیت یک شبه هستند دلخوش باشید. ولی یادتان باشد که در این صورت باید حساب بانکی پر و پیمانی داشته باشید.
سخن آخر این که همین حالا تقریباً تمام آن چه را که باید بدانید تا موفق شوید می دانید و به یادگیری چیزهای بیشتر نیاز ندارید. اگر شرط موفقیت و ثروتمندی داشتن اطلاعات بیشتر بود پس هرکس که به اینترنت دسترسی دارد باید در یک ساختمان مجلل زندگی کرده یا عضلاتی ورزیده داشته و کاملاً سرحال و خوشحال باشد. نیاز شما اطلاعات جدید یا بیشتر نیست. باید برنامه ای عملی و جدید داشته باشید. زمان آن فرارسیده که رفتارها و عادت های جدیدی را در خودتان پرورش دهید که شما را به سوی کارشکنی و خرابکاری نبرده و به سمت موفقیت ببرد؛ به همین سادگی!
قرار است با برنامه ای دقیق و عملی آشنا شوید. بیایید همین حالا انتظاراتتان را دگرگون کنید، پیش فرض های ذهنی تان را از بین ببرید، حس کنجکاوی تان را برانگیزید و به زندگی تان ارزش ببخشید.
لابه لای مطالب کتاب منابعی معرفی شده اند که آنها را در سایت thecompoundeffect.com خواهید یافت. لطفاً به این سایت مراجعه و از مطالب آن استفاده کنید. این کتاب و سایر امکاناتی که برای حمایت و پشتیبانی از شما فراهم کرده ام، بهترین راه کارهایی را به شما ارائه می دهند که شنیده، دیده، خوانده و آزموده ام. این ها گلچین مطالبی است که هرماه در مجله موفقیت به شما عرضه می کنیم. عصاره همه آنها در این کتاب کوچکِ تحول بخش زندگی و در عین حال ساده به شما هدیه شده است. بیایید شروع کنیم.

تقدیم به...

این کتاب را تقدیم می کنم به جِری هاردی(۱)
پدرم و مهمترین مرد در زندگی من، که خود به عنوان نمونه ای زنده اصول «اثر مرکب» را به من آموخت.

و به استادم «جیم ران(۲)» که در کنار خیلی چیزهای دیگر به من آموخت درباره چیزهایی صحبت کنم که برای مردم اهمیت دارند.

هشدار

تیترهای فصول این کتاب به نظر ساده می­آیند. راهبردهای موفقیت دیگر یک راز نیستند؛ ولی غالب افراد به آنها توجه نمی­کنند. شما فکر می­کنید که پیشاپیش رمز موفقیت را بلد بوده­اید؟ همه همین فکر را دارند. اما ۶ راهبرد این کتاب، وقتی بصورت متوالی به کار گرفته شوند، درآمد، زندگی و موفقیت شما را بطرز چشمگیری بهتر می­کنند.
من بعنوان ناشر مجله «موفقیت»(۳)، همه اینها را به چشم دیده­ام. هیچ چیزی مثل قدرت «اثر مرکبِ» اعمال کوچکی که به طرز صحیحی در طول زمان انجام می­شوند، کارایی ندارد.
همین و همین واقعیت مورد لزوم برای رسیدن به موفقیت عظیم در زندگی شماست. هر گونه رویا، آرزو یا هدفی در زندگی داشته باشید، برنامه رسیدن به آنها در همین کتابی که در دست دارید یافت می­شود. به خواندن ادامه دهید و بگذارید که دنیایتان را تکان دهد.

فصل اول: اثر مرکب در عمل

آیا داستان خرگوش و لاک پشت را شنیده اید؟ لاک پشت که آهسته و پیوسته می رود برنده می شود. من هم مثل آن لاک پشت هستم. اگر وقت کافی داشته باشم هرکسی را در هر زمان و هر رقابتی شکست می دهم. نه به این خاطر که باهوش ترین یا بهترین فرد هستم، به این دلیل که عادت های خوبی را در خود پروراند ه ام و در عمل به آنها هم پافشاری می کنم. می توانم ادعا کنم در تمام جهان کسی نیست که بیش از من به پافشاری و ثبات قدم اعتقاد داشته باشد. خودم یک دلیل حیّ و حاضر برای اثبات این قضیه هستم که استقامت و عقب نشینی نکردن کلید نهایی موفقیت است. اما ضمناً شاید همین مسئله دامی بزرگ برای تلاش کنندگانی است که می خواهند به موفقیت برسند چون خیلی ها نمی دانند چگونه استقامت بورزند. ولی من به لطف پدرم می دانم و از او بسیار سپاسگزارم. در حقیقت او اولین مربی من بود که قدرت «اثر مرکب» را به من نشان داد.
۱۸ ماهه بودم که والدینم از هم جدا شدند و پس از آن پدرم به تنهایی مرا بزرگ کرد. آن طور که خیلی از پدرها مهربان هستند او نبود. سابقاً مربی تیم راگبی دانشگاه و استادی سخت گیر بود که برای کسب موفقیت خیلی به من سخت می گرفت. پدرم هر روز ساعت شش صبح مرا از خواب بیدار می کرد. البته نه با ضربه ملایم محبت آمیزی روی شانه یا صدای زنگ ساعت کوک شده، بلکه با صدای گوشخراش برخورد وزنه های آهنی با کف سیمانی پارکینگ خانه که دیوار به دیوار اتاق من بود. این طور از خواب پریدن مثل آن بود که از یک ساختمان ده طبقه افتاده باشی. او ضرب المثل «نابرده رنج گنج میسر نمی شود» را که روی یک تابلوی بزرگ نوشته شده بود به دیوار مقابل خود نصب کرده و در تمام مدت انجام حرکات ورزشی به آن می نگریست. هوا هر طور که می خواست باشد، برای پدرم مهم نبود. در سرما و گرما با همان لباس ورزشی کهنه اش به پارکینگ می رفت و حتی نمی گذاشت یک روز هم از دستش برود. بی اغراق بگویم که می شد ساعت را از روی تمرینات او تنظیم کرد.
کارهایی که باید انجام می دادم در مقایسه با زنی خانه دار یا مردی باغبان بسیار بیشتر بود. وقتی از مدرسه به خانه برمی گشتم همیشه فهرستی از کارهایی که به عهده من بود به خوش آمد می گفتند. مرتب کردن حیاط و باغچه؛ شامل جمع کردن برگ های خشک، چیدن علف های هرز، نظافت پارکینگ، انجام کارهای خانه مثل گردگیری و جارو و شستن ظرف ها و هرکاری را که بتوانید فکرش را بکنید. و زهی خیال باطل اگر فکر کنید که این ها بهانه ای قابل قبول برای آوردن نمره پایین در مدرسه بود. پدرم واقعاً و به هیچ وجه هیچ بهانه ای را نمی پذیرفت. هرگز نمی گذاشت به صرف این که مریض بودیم در خانه بمانیم و به مدرسه نرویم مگر آن که واقعا استفراغ می کردیم یا خونریزی داشتیم یا استخوانمان بیرون زده بود. اصطلاح «استخوان بیرون زده» از سال های مربی گری اش باقی مانده بود. گفتم که خیلی سختگیر بود و بازیکنانش فقط زمانی می توانستند زمین را ترک کنند که دچار حادثه و آسیبی جدی شده باشند. یک بار یکی از بازیکنان تیم شانه بندش را درآورد و استخوان بیرون زده ترقوه اش را نشان پدرم داد. آن وقت تازه توانست از زمین خارج شود.
یکی از اعتقادات اصلی پدرم این بود که «اصلاً اهمیتی ندارد که چقدر باهوش یا کم هوش هستید، هر نقصی مثل بی تجربگی، بی مهارتی، کم هوشی یا حتی استعدادهای ذاتی خود را با تلاش طاقت فرسا جبران کنید. اگر حریف شما باهوش تر، مستعدتر، یا باتجربه تر است فقط کافی است که چندبرابر سخت کوش تر از او باشید تا او را شکست دهید.»
او به من آموخت که در مواجه با هر چالشی، نقاط ضعف خود را با سخت کوشی مرتفع کنم «پرتاب های آزاد مسابقه را خراب کردی؟ تا یک ماه هر روز هزاربار پرتاب آزاد انجام بده! اگر در پرتاب توپ با دست چپ مشکل داری دست راستت را ببند و روزی سه ساعت فقط از دست چپ استفاده کن تا توپ را پرتاب کنی. در درس ریاضی نمره کم گرفتی؟ بنشین صبح تا شب ریاضی بخوان، به کلاس تقویتی برو. کل تابستان را جان بکن تا نمره ات خوب شود.» گفتم که هیچ بهانه ای را قبول نمی کرد. اگر در موردی ضعیف بودم باید بیشتر و با هوشمندی زیادتری تلاش می کردم. خودش هم همیشه به حرف هایش عمل می کرد. پس از کنار گذاشتن مربی گری یک فروشنده حرفه ای و موفق شد. پله های ترقی را طی کرد تا رئیس شرکت شد و بعدها شرکت خودش را تاسیس کرد.
البته معمولاً دستورالعمل انجام کار را هم نمی داد. خودمان باید از مشکل سر درمی آوردیم. تمام هدف و منظور او پذیرش مسئولیت شخصی بود. چوب به دست بالای سرمان نبود تا تکالیف مدرسه را تمام کنیم فقط وظیفه داشتیم که نتایج و نمرات خوبی کسب کنیم و به او نشان دهیم. وقتی این اتفاق می افتاد از ما قدردانی می کرد. وقتی در مدرسه نمره های خوبی می گرفتیم ما را به یک بستنی فروشی بزرگ و معروف می برد و آنجا آزاد بودیم هر نوع بستنی که میل داریم سفارش دهیم. چندبار که بعضی از خواهرها و برادرهایم نمره خوبی نیاوردند پدر آنها را به بستنی فروشی نبرد. بنابراین بیرون رفتن همراه پدر یک امتیاز بزرگ و خیلی مهم برایمان بود و تا می توانستیم تلاش می کردیم که بتوانیم همراه او باشیم.
رویه منضبط پدر در تمام زندگی برایم سرمشق بود. پدر بت من به حساب می آمد و می خواستم بتواند به من افتخار کند، ولی دلشوره هم داشتم که نتوانم توقع او را برآورده و ناامیدش کنم. یکی از اعتقادات جدی پدرم این بود: «انسانی باش که «نه» می گوید. با مثل همه شدن و همرنگ جماعت بودن نمی توان به موفقیت دست یافت. غیرعادی باش، یک انسان فوق العاده.» به همین دلیل بود که هرگز به سمت موادمخدر نرفتم. پدرم هیچ وقت در این باره تذکری به من نداده بود ولی من خودم نمی خواستم شخصی باشم که مثل دیگران مواد مصرف می کند چون همه این کار را می کردند، و من نمی خواستم پدرم را ناامید کنم.
با این شیوه تربیتی و نگرش، برنامه های من در دوازده سالگی به اندازه برنامه کارآمدترین مدیران عامل بازده داشت. چون کودک بودم بالاخره گاهی به فریاد می آمدم و شکایت می کردم، ولی در اعماق وجودم از این که واقعاً از هم کلاسی هایم یک سر و گردن بالاتر بودم لذت می بردم. پدرم این برتری زودهنگام و واقعی را به من عطا کرده بود.
این برتری هم مربوط به انضباط و نظم شخصی بود و هم مربوط به طرز فکر و اندیشه ای که مرا متعهد و مسئولیت پذیر بارآورده بود و باعث می شد به هرچه که به عنوان هدف درنظر می گرفتم برسم. (به نظر شما اتفاقی است که شعار مجله موفقیت این است «آن چه جویندگان موفقیت می خوانند؟»)
حالا با گذشت سال ها از آن زمان هنوز من و پدرم در این مورد باهم شوخی می کنیم و سربه سرش می گذارم که مرا فردی معتاد به موفقیت پرورانده است. کمتر کسی باور می کند که در هجده سالگی در کسب و کار خودم درآمدی بالغ بر صدهزار دلار داشتم. در بیست سالگی خانه ای در یک محله اعیانی شهر خریدم. در ۲۴ سالگی درآمدم بیش از یک میلیون دلار در سال بود. در بیست و هفت سالگی ثروتمندی خودساخته بودم و کسب و کاری با گردش سرمایه پنجاه میلیون دلار را اداره می کردم. من هنوز ۴۰ ساله نشده ام ولی به اندازه ای ثروت دارم که برای تمام عمر خانواده ام کافی است.
پدرم می گوید: «راه های زیادی برای لوس کردن و خراب کردن یک کودک وجود دارد. دست کم روش من به بدی بعضی ها نبود و ظاهراً تو بدک از آب درنیامده ای!» البته من اذعان می کنم که باید خیلی با خودم کلنجار بروم تا بتوانم بدون همراه داشتن کتاب های مربوط به کسب و کار و تجارت و سی دی های روش های پیشرفت شخصی، روی مبل لم بدهم یا کنار ساحل ولو شوم وچرت بزنم، اما بازهم باید از مهارت های موفقیتی که پدرم و دیگران به من آموختند تشکر کنم. این کتاب رازی را که پشت پرده موفقیت های من است آشکار می کند. راز این است که من به شدت به «اثر مرکب» اعتقاد دارم و تحت تربیت پدرم همان طور که دوست داشت همیشه با آن زندگی می کنم و طوری شده که حتی اگر بخواهم طور دیگری زندگی کنم بازهم نمی شود.
اگر شما هم شبیه اکثر مردم باشید به «اثر مرکب» اعتقاد حقیقی ندارید. این حرف من دلایل زیادی دارد. یقین دارم که مربی و سرمشق هایی مثل من نداشته اید که به شما بگویند چه باید بکنید. احتمالاً نتیجه نهایی اثر مرکب را تجربه نکرده اید. جامعه دارد ما را فریب می دهد. انگار ما توسط تبلیغات تجاری هیپنوتیزم شده ایم. آنها اول شما را متقاعد می کنند مشکلاتی را که ندارید دارید! بعد برای معالجه و تصحیح آنها، راه حل هایی سریع و فوری به شما می فروشند. آنها از ما جامعه ای ساخته اند که پایان های افسانه ایی را که جایش فقط در داستان ها و فیلم هاست باور کنیم. این طور است که ما تمام اعتقادمان به ارزش داشتن سخت کوشی و تلاش پیگیر را از دست داده ایم. اجازه بدهید یکی یکی این موانع را از سر راه برداریم.

نظرات کاربران درباره کتاب اثر مرکب

عاالی.به شرط اینکه عمل کنیم به تمام نکته هاش. واقعا مفید هست.
در 3 ماه پیش توسط soheila sh
من این کتاب رو مطالعه کردم واقعاااا بی نظیره❤❤❤
در 4 ماه پیش توسط کیمیا محمودآبادی