فیدیبو نماینده قانونی انتشارات تیسا و بیش از ۶۰۰ ناشر دیگر برای عرضه کتاب الکترونیک و صوتی است .
کتاب ارزش‌های زیست‌محیطی

کتاب ارزش‌های زیست‌محیطی

نسخه الکترونیک کتاب ارزش‌های زیست‌محیطی به همراه هزاران کتاب دیگر از طریق فیدیبو به صورت کاملا قانونی در دسترس است.


فقط قابل استفاده در اپلیکیشن‌های iOS | Android | Windows فیدیبو

با کد تخفیف fdb40 این کتاب را در اولین خریدتان با ۴۰٪ تخفیف یعنی ۸,۹۷۰ تومان دریافت کنید!

درباره کتاب ارزش‌های زیست‌محیطی

محوریت این کتاب درباره محیط ‌زیست و ارزش‌هاست؛ هیچ‌چیز در دنیا همانند محیط‌زیست نیست. محیط‌زیست به‌تنهایی نمی‌تواند موجود باشد؛ وقتی از محیط‌زیست می‌گوییم، در واقع از پیرامون یا محیط متشکل از افراد، موجودات و جوامع صحبت می‌کنیم. صحبت درباره محیط‌زیست همیشه مستتر و مبهم بوده است و این به‌خاطر پیچیدگی‌های آن است. وقتی می‌گوییم محیط‌زیست، ممکن است پرسیده شود محیط‌زیست چه کسانی؟ کلمه محیط‌زیست، در واقع کوتاه‌ترین و بهترین راه برای اشاره به تنوعی از مکان‌ها، فرایندها و اشیایی است که به‌خاطر مزایا یا معایبشان برای جوامع خاصی اهمیت دارند؛ مانند جنگل‌ها، شهرها، دریاها، آب‌وهوا، خانه‌ها، تالاب‌ها، سواحل، کوه‌ها، توده‌های جمعیتی، زمین‌ها، جاده‌ها. هیچ‌چیز مانند ارزش نیست و ارزش مقوله خاصی است. افراد، فرایندها و مکان‌های مختلف به دلایل مختلف برای انسان‌ها در زندگی اهمیت پیدا می‌کنند و مطرح می‌شوند. روش‌های مختلف ارتباطمان با آن‌ها و توجه مختلف ما به آ‌ن‌ها در این‌جا بررسی خواهد شد. تمام محیط‌های مختلف و محدودیت‌های آن‌ها، چه خوب و چه بد به گونه‌ها و از ابعاد گوناگون مورد توجه ماست. اول اینکه ما از آن (محیط‌زیست) و با کمک آن زندگی می‌کنیم؛ زیرا ابزاری برای زندگی و وجود ماست. دوم ما در آن زندگی می‌کنیم. خانه و مکان‌های آشنای ماست که زندگی روزانه‌مان در آن‌جا اتفاق می‌افتد و معنا پیدا می‌کند؛ مکان‌هایی که تاریخچه‌های شخصی و اجتماعی دارند. سوم اینکه ما با آن‌ها زندگی می‌کنیم، زندگی ما به‌رغم وجود یک دنیای طبیعی و تاریخچه آن که قبل از ما وجود داشته است اتفاق می‌افتد، دنیایی که بعد از ما نیز تا زندگی آخرین بشر ادامه خواهد داشت. جهانی که وارد آن شده‌ایم پر از ترس و شگفتی و حیرت است که روزانه با آن در ارتباطیم. این ارتباطات مختلف با جهان و اهمیت روزافزون محیط‌زیست و نقش آن در زندگی بشر باعث تشدید نگرانی‌های مختلف محیطی می‌شود.

ادامه...

بخشی از کتاب ارزش‌های زیست‌محیطی

شما به آخر نمونه کتاب رسیده‌اید، برای خواندن نسخه کامل، کتاب الکترونیک را خریداری نمایید و سپس با نصب اپلیکیشن فیدیبو آن را مطالعه کنید:



مقدمه مترجم

محیط زیست، ورشکستگی بزرگ سرمایه داری به ویژه در دوران پساکینزی و در فرم سازمان نیافتگی آن است. آن ورشکستگی بنیادی که به گفته میلان کوندرا در بار هستی به دنبال خود ناکامی های دیگری نیز می آورد. بحرانی که هایدگر از آن با نام «فراموشی هستی» یاد می کند که دامن گیر بشر امروزین شده است. مسابقه فناورانه در بهره مندی هرچه بیشتر از منابع محیطی و طبیعی، باعث شده است ارزش محیط زیست به یک مرتبه و مرحله ابزاری فروکاسته شود. تقلیل گرایی معرفت شناسانه نخستین گام از رخداد این وضعیت است. گوته، شاعر و اندیشمند بزرگ آلمانی در اثر سترگش فاوست، شکوهمندانه به الگویی از این تحول ناشی از مدرنیته و مدرنیزاسیون اشاره کرده است. فاوست، بی تردید نماد خودبزرگ بینی انسان مدرن و سوبژکتیویته است.
هایدگر در بحث «گشتل تکنولوژی» معتقد بود انسان مدرن همزمان و موازی با رفاه و ساده تر شدن زندگی از رهگذر استفاده از تکنولوژی با بحران هایی هم روبه رو است. انسان مدرن پیوسته مکان زندگی اش را عوض می کند و دیگر حس درستی از مکان زیست خود ندارد. زمین نه مکان زیست بلکه ابزار بهره رسانی شده است. بی مکانی انسان نتیجه چنین شیوه زیستن است. از نظر هایدگر دانای فنون یا دارنده تکنیک به سادگی یک فناور و تولیدکننده نیست، بلکه کسی است که برداشتی از حضور هستندگان دارد و راهی برای آشکار کردن چیزها برمی گزیند. این چنین برداشتی مبنایی هستی شناسانه دارد. تکنولوژی در واقع راهی است برای آشکار کردن چیزها، و این راه مقدم است بر ساختن؛ به عبارتی دیگر، تکنولوژی بیش از یک جوهر مادی و کاربرد انواع جدید دانش است. تکنولوژی حتی مفهوم «منبع» را هم عوض می کند. هایدگر نوشته است که در گشتل، ابژه (Gegenstsnd) به منبع (Bestand) تبدیل می شود. برای روشن شدن مثالی می زنم: یک گُل روی شاخه یا در میان گل های باغ، یک ابژه است، ولی در صنعت عطرسازی تبدیل به منبع می شود؛ دیگر گُلی در خود نیست بلکه به شکل تازه ای به صورت یک منبع برای تولید فنی یا ایجاد بهره ای درمی آید. در گشتل همه چیز را به صورت منبع می بینیم، حتی انسان ها را. محیط زیست دارای ارزش ذاتی و درون بودگی است و به مثابه پی رنگ همه روایت ها و سناریوهایی است که بشر تاریخی در سیمای تمدن سرکوب گر خود از سر گذرانده است. مفهوم ارزش نیز دارای وزن و اهمیت پی رنگی است؛ به این معنی که سوبژه معمولاً به دنبال آن تصویر ذهنی ای که از خود و هستی دارد دست به کنش می زند و به دنبال آفرینش ارزش است. این ارزش آفرینی قبل از هر چیز با محیط زیست پیوند می خورد. در این پیوند مداوم، محیط زیست هم منبع ارزش آفرینی است (عمدتاً اقتصادی و سودگرایانه) و هم از این رهگذر تن و کالبد محیط زیست آسیب می بیند. مشکل زمانی ایجاد می شود که محیط زیست در برابر تمدن قرار گیرد و بهره برداری از منابع زیست محیطی فراتر از ظرفیت های قابل تحمل (carrying capacity) و امکان بازتولید آن باشد. ازاین رو منطق ارزش های زیست محیطی مطلق و صفر و یکی نیست بلکه بیشتر باید با روش شناسی منطق فازی بوده و به سمت الگوی هم این و هم آن باشد.
جان اُنیل استاد فلسفه دانشگاه لانکاستر انگلیس است. تالیفات او عبارتند از:

O'Neill, John; Light, Andrew; Holland, Alan (2008). Environmental Values. London: Routledge.
O'Neill, John (2007). Markets, Deliberation and Environment. London: Routledge.
O'Neill, John (1998). The Market: Ethics, Knowledge and Politics. Routledge.
Hayward, Time; O'Neill, John, eds. (1997). Justice, Property and the Environment: Social and Legal Perspectives. Avebury Series in Philosophy. Aldershot: Ashgate.

آندری لایت استاد بازنشسته فلسفه دانشگاه لانکستر است که تالیفات مهم او به شرح زیر است:

O'Neill, John; Light, Andrew; Holland, Alan (2008). Environmental Values. London: Routledge.
Light, Andrew (2016). "Climate Diplomacy" in The Oxford Handbook of Environmental Ethics, eds. S. Gardiner and A. Thompson (Oxford: Oxford University Pres, 2016), pp. 487-500 and on-line at www.oxfordhandbooks.com.
Light, Andrew (2016). “A Responsible Path: Enhancing Action on Short-Lived Climate Pollutants”, with Gwynne Taraska, in Climate Justice in a Non-Ideal World, eds. C. Heyward, and D. Roser (Oxford: Oxford University Press, 2016), pp. 169-188.
Light, Andrew (2014). “Climate Change, Adaptation, and Climate-Ready Development Assistance”, with Gwynne Taraska, Environmental Values, Vol. 23, No. 2, pp. 129-147.
Light, Andrew (2013). “An Equity Hurdle in International Climate Negotiations”, Philosophy and Public Policy Quarterly, Vol. 31, No. pp. 27-34.
Light, Andrew (2013). “Valuing Novel Ecosystems”, with Allen Thompson and Eric Higgs, in Novel Ecosystems: Intervening in the New Ecological World Order, eds. R. Hobbs, E. Higgs, and C. Hall (Malden, MA: Blackwell), pp. 257-268.
Light, Andrew (2012). “Finding a Future for Environmental Ethics”, The Ethics Forum / Les Ateliers de l’éthique, Vol. 7, No. 3, pp. 71-80.

پروفسور آلان آلاند استاد بازنشسته فلسفه کاربردی در دانشگاه لانکاستر است که دیگر تالیفات وی عبارتند از:

O'Neill, John; Light, Andrew; Holland, Alan (2008). Environmental Values. London: Routledge.
Keekok, Lee; Holland, Alan; Desmond Mc Neil (2000). Global sustainable development in 21st century, Edinburg university press.
Holland, Alan. Four Essays on Ecological Economics.
ـ، “Substitutability: or, why strong sustainability is weak and absurdly strong sustainability is not absurd”, in J. Foster (ed.) Environmental Economic..5.. a critique of orthodox policy. London: Routledge.
Holland, Alan (2016), The case against the case for Procreative Beneficence (PB), Bioethics. 30, 7, p. 490-499. 10
در نهایت از همراهی و تشویق های دوستان عزیزم و استادان گران قدر مخصوصاً دو بال اندیشه ام دکتر فیروز جمالی، استاد بازنشسته جغرافیا در دانشگاه تبریز و دکتر جعفر جوان، استاد بازنشسته جغرافیا در دانشگاه فردوسی مشهد و همچنین انتشارات وزین تیسا تشکر و قدردانی می کنم و ترجمه این کتاب را به مادرم تقدیم می کنم که اولین اخلاقیات زیست محیطی را از او یاد گرفتم؛ که هیچ وقت حتی در کنار رودخانه هم برای وضوی نمازش آب را هدر نداد و غذای پرندگان را در سرمای آذربایجان از یاد نبرد.

ع. پ
زنجان

فصل یکم: ارزش ها و محیط زیست

محیط های زیست و ارزش ها

محوریت این کتاب درباره محیط زیست و ارزش هاست؛ ولی در ابتد باید به دو نکته مهم درباره موضوع کتاب اشاره کرد:
۱. هیچ چیز در دنیا همانند محیط زیست نیست. محیط زیست به تنهایی نمی تواند موجود باشد؛ وقتی از محیط زیست می گوییم، در واقع از پیرامون یا محیط متشکل از افراد، موجودات و جوامع صحبت می کنیم. صحبت درباره محیط زیست همیشه مستتر و مبهم بوده است و این به خاطر پیچیدگی های آن است. وقتی می گوییم محیط زیست، ممکن است پرسیده شود محیط زیست چه کسانی؟ کلمه محیط زیست، در واقع کوتاه ترین و بهترین راه برای اشاره به تنوعی از مکان ها، فرایندها و اشیایی است که به خاطر مزایا یا معایبشان برای جوامع خاصی اهمیت دارند؛ مانند جنگل ها، شهرها، دریاها، آب وهوا، خانه ها، تالاب ها، سواحل، کوه ها، توده های جمعیتی، زمین ها، جاده ها.
۲. هیچ چیز مانند ارزش نیست و ارزش مقوله خاصی است. افراد، فرایندها و مکان های مختلف به دلایل مختلف برای انسان ها در زندگی اهمیت پیدا می کنند و مطرح می شوند. روش های مختلف ارتباطمان با آن ها و توجه مختلف ما به آ ن ها در این جا بررسی خواهد شد. تمام محیط های مختلف و محدودیت های آن ها، چه خوب و چه بد به گونه ها و از ابعاد گوناگون مورد توجه ماست. اول اینکه ما از آن (محیط زیست) و با کمک آن زندگی می کنیم؛ زیرا ابزاری برای زندگی و وجود ماست. دوم ما در آن زندگی می کنیم. خانه و مکان های آشنای ماست که زندگی روزانه مان در آن جا اتفاق می افتد و معنا پیدا می کند؛ مکان هایی که تاریخچه های شخصی و اجتماعی دارند. سوم اینکه ما با آن ها زندگی می کنیم، زندگی ما به رغم وجود یک دنیای طبیعی و تاریخچه آن که قبل از ما وجود داشته است اتفاق می افتد، دنیایی که بعد از ما نیز تا زندگی آخرین بشر ادامه خواهد داشت. جهانی که وارد آن شده ایم پر از ترس و شگفتی و حیرت است که روزانه با آن در ارتباطیم. این ارتباطات مختلف با جهان و اهمیت روزافزون محیط زیست و نقش آن در زندگی بشر باعث تشدید نگرانی های مختلف محیطی می شود.

زندگی از جهان

ما از جهان و از طریق آن زندگی می کنیم. منابع آن را استخراج می کنیم، در آن کشت کرده و میوه هایش را برداشت می کنیم، برجستگی های زمین را برای سکونت انسان، ساخت جاده ها، معادن و کشاورزی شکل می دهیم و رودخانه ها را برای حمل ونقل و آمدوشد لایروبی می کنیم. تمام این عملیات موضوع فعالیت دنیای طبیعی است. سیل، خشکسالی، توفان، و تندباد، زلزله و رانش زمین می تواند باعث تباه شدن مجاهدت های انسان و ایجاد غم و اندوه برای او شود. زندگی بشر، سلامتی و بهره وری اقتصادی وابسته به سیستم اکولوژیکی ای که در آن زندگی می کنیم است. کاهش هدررفت های اقتصادی و فراهم کردن مواد خام جزء ظرفیت ها و قابلیت های محیط زیست می شود و صدمه ای که بعضی از فعالیت های اقتصادی به این ظرفیت ها و قابلیت ها می زنند علت اصلی نگرانی های شدید محیطی است. تاثیرات مستقیم آلودگی روی سلامتی و فرصت های زندگی شهروندان و بهره وری کشاورزی، جنگل ها و شیلات، تخلیه منابع طبیعی مانند تخلیه سهام شیلات و اندوخته های معدنی و آب آشامیدنی، همه و همه برای نشان دادن عمق مشکلات محیطی هم به شهروندان عمومی و هم به قانون گذاران ارائه می شود. در کنار این ها شواهدی وجود دارد که خبر از رشد روزافزون خطرات جهانی که متوجه سیستم اکولوژیکی که زندگی انسان بدان وابسته است می دهد. (مانند نازک شدن لایه اوزون و تغییر پرسرعت دمای هوا و گرم شدن کره زمین). شاید این فجایا در حال حاضر مورد توجه بسیاری از مردم نباشند و بدان توجهی نکنند، ولی در آینده ای نزدیک این وضع تغییر خواهد کرد. اگرچه نقش آن ها (منابعی که نام برده شد)، در رفاه انسان از لحاظ علمی کاملاً تاییدشده نیست، ولی درباره اینکه مضرات حاصل از تخریب یا نبود آن ها همه گیر است و خوش خیم نیست اتفاق نظر عمومی وجود دارد. در مجموع بیان این منابع نگرانی و مشکلات، باعث افزایش درک مفهوم بحران های محیطی می شود که ممکن است از نظرها دور مانده باشد.

زندگی در جهان

ما در جهان زندگی می کنیم، محیط زیست تنها یک پیش شرط فیزیکی برای زندگی بشر و فعالیت های تولیدی و بهره وری او نیست، بلکه جایی است که بشر (و سایر گونه های گیاهی و جانوری) زندگی شان را هدایت می کنند. محیط ها به دلایل اجتماعی، علمی، زیبایی شناختی و فرهنگی برای ما اهمیت دارند. بعضی از این ابعاد اغلب با عنوان «ارزش تفریحی و سرگرمی» در متون اقتصادی مطرح می شوند و برای بعضی از نقش های مهمی که محیط زیست در زندگی بشر ایفا می کند مفهوم مناسب تری استفاده می شود: آن مفهوم دربردارنده زیبایی های محیط زیست، جنگل ها، سواحل، کوه ها، رودخانه ها و مکان هایی است که تفریحات و فعالیت های اجتماعی و فردی مانند پیاده روی، ماهی گیری، کوه نوردی، شنا، پیک نیک و بازی های خانوادگی در آن ها اتفاق می افتد. با بسط این واژه شاید اِلِمان های زیبایی شناختیِ چشم انداز نیز در زیرمجموعه «تفریح و سرگرمی» قرار گیرد. نگرانی ها درباره کیفیت آبی که با آن حمام می کنیم، فقدان مکان های تفریحی ماهی گیری و تاثیرات واضح وجود معدن سنگ یا معادن روباز روی زندگی و رفاه انسان ها این ارزش را منعکس می کند؛ اگرچه واژه سرگرمی و تفریح، در حالت هایی که یک چشم انداز محیط طبیعی ـ مانند زمین بازی یا یک منظره که ممکن است در باشگاه محلی یا گالری هنری جایگزین آن یافت شود ـ ارائه می کند گمراه کننده است. درحالی که چنین مکان هایی می توانند یک بخش مرکزی و متفاوت در هویت اجتماعی افراد و اجتماعات محلی باشند و هویت آن ها می تواند در این مکان ها شکل گرفته باشد، ازاین رو مکان های خاصی به دلیل اینکه تشکیل دهنده تاریخچه هویت فرهنگی افراد و جوامع هستند برای انسان ها اهمیت دارند. فقدان چشم اندازهای مهم فرهنگی و زیبایی شناختی یا تخریب نواحی خاص در قالب این واقعیت اهمیت پیدا می کنند. برای نمونه، اهمیت و توجه عمومی به خسارات جنگل ها و رودخانه ها در اسکاندیناوی و آلمان نشان دهنده اهمیت فرهنگی این فعالیت ها برای مردم آن ها می باشد که اهمیتی به اندازه مسائل اقتصادی دارد. همچنین این ابعاد اجتماعی و فرهنگی یک جنبه محلی و بومی نیز دارند. برای نمونه، در اهمیت اینکه اجتماعات محلی در مکان های عادی و ساده و در مجاورت مکان زیست انسان ها و یا در محل زندگی آن ها واقع شده اند (منظور جوامع محلی همان تالاب های کوچک یا تپه ها و امثال این هاست)، می توان اذعان کرد که این مکان ها از نظر اقتصادی یا زیستی اهمیت محدودی دارند ( Clifford and King, 1993). بعد فرهنگی نیز در قالب موضوعاتی در ارتباط با محیط شهری تحقق می یابد: در انواع امکانات مختلف زیست های اجتماعی که در محیط شهری فراهم است، برای نمونه ماشین، نه تنها برای آرامش و سکوت شهر بلکه بر توانایی افراد برای ملاقات یکدیگر در فضای عمومی نیز تاثیرگذار است و محیط زیست جدیدی که بنا می کند و هویت فرهنگی که فراهم می کند با تاثیرات آلودگی و توسعه شهری روی محیط زیست ارتباط دارد.

زندگی با جهان

ما با جهان زندگی می کنیم. تاریخچه جهان فیزیکی و طبیعی به قبل از پیدایش انسان ها برمی گردد و تا ناپدید شدن آخرین گونه های انسان ها و جانداران و حتی بعد از آن ها هم ادامه خواهد داشت. این همان واقعیتی است که بیشتر طرفداران محیط زیست بیان می کنند و به این دلیل خواستار حفاظت از آن هستند؛ ازاین رو، یکی از دلایل رشد بیانیه ها و نگرانی های محیطی و جنبش های حفاظت محیط زیست، توده داده های متوالی ای است که توسط علوم انسانی فراهم شده است. فقدان یا کاهش تنوع زیستی، ناپدید شدن بعضی از سکونت گاه ها، انقراض محلی و جهانی بعضی از انواع گونه های گیاهی و جانوری یک سرزمین، همه و همه، روزبه روز در بحث ها و مذاکرات عمومی و سیاست گذاری ها حضور بیشتری می یابد. این مسائل علاوه بر ابعاد سیاسی، فرهنگی و اجتماعی، بعضی مواقع بعد اقتصادی نیز دارند؛ مثلاً بعضی از بوته ها و گیاهان دارویی وجود دارند که از دست خواهند رفت یا منابعی که ناپدید خواهند شد همچنین واجد ابعاد زیبایی شناختی، علمی و فرهنگی نیز هستند (مانند از دست دادن جنگل های مهم در آلمان). اما نگرانی های زیست محیطی تنها به این موارد محدود نمی شوند و اغلب توجیهات مستقیم و این چنینی برای نگرانی های مطروحه، به نظر ضعیف می رسد و قادر به بیان عمق فجایای محیطی نیستند. اینکه فرصت های زندگی انسان و بهره وری اقتصادی تحت تاثیر وجود نهنگ آبی یا عنکبوت قرمز یا ناپدید شدن تالاب ها و باتلاق ها قرار بگیرد شک برانگیز است؛ زیرا مکان های مهم زیستی ممکن است چندان زیبا نبوده و مورد استفاده بشر قرار نگیرد.
نگاهی به تعداد تالاب ها و قوانین وضع شده برای حفظ آن ها حساب سرانگشتی ای برای تعیین اهمیت زیستی تالاب ها ارائه می دهد. هرچه این قوانین محکم تر و سنجیده تر باشد نشان از اهمیت بیشتر چنین مکان هایی است. البته ممکن است این قوانین راهنمای مورد انتظار ما نباشند، ولی به تفاوت بین اهمیت زیبایی یا فرهنگی یک مکان و ارزش آن به عنوان یک سکونت گاه اشاره می کنند. بخش مهمی از نگرانی های مردم تنها در مورد حفاظت منابع طبیعی یا درباره اهمیت فرهنگی آن نیست، بلکه معطوف به جهان طبیعی و اشیای باارزش موجود در آن، بدون توجه به هرگونه بهره برداری از آن است. فیلسوفان این نگرانی ها را با عبارت «ارزش ذاتی و حیاتی طبیعت» و اقتصاددانان با عنوان «ارزش موجود» بیان کرده اند. اینکه کدام واژه کمک بیشتری به شفافیت موضوع کرده مسئله ای است که بعداً به بررسی آن خواهیم پرداخت، ولی پاسخ مستقیم و بی تفاوت بسیاری از افراد به مخاطرات زیست محیطی، غیرانسانی و موجب نگرانی است.

بیان تضادهای ارزشی

تضاد ارزش ها

هر دو بعد خوب و بد محیطی (مزایا و معایب آن) با هم به طور آشکار می توانند وجود داشته و در کنار هم موجود باشند. اسیدسازی ممکن است روی جنگل ها به عنوان منبع تولید چوب (بعد اقتصادی)، به عنوان محل زندگی ( بعد زیستی)، به عنوان منظره و چشم اندازی زیبا و بااهمیت اجتماعی که منابع تفریح و سرگرمی است ( بعد اجتماعی) تاثیراتی بگذارد. در تمام این سه بعد ارزش، نقض اسیدسازی می تواند خوب بوده و جزء مزایا تلقی شود. با وجود این، ابعاد مختلف خسارات به تعارضاتی اشاره می کند که می تواند بین گونه های مختلف ارزش های نسبت داده شده به محیط وجود داشته باشد. زه کشی تالاب از نظر اقتصادی و بهره وری کشاورزی و احتمال افزایش بازده محصولات کشاورزی به مرور زمان می تواند نوعی توسعه و بهبود تلقی شود. اما از نظر تنوع زیستی یا اهمیت فرهنگی باتلاق های قدیمی و تاریخی ممکن است مضر بوده و به این حوزه آسیب برساند و همین طور کشاورز نیز ممکن است این تصمیم را مضر و مخرب بپندارد و از افزایش و رشد تاثیر قانون حفاظت از منابع طبیعی بر زندگی آینده خود نگران باشد. از نظر تفریحی و سرگرمی تصمیم برای تخریب گل های کمیاب دامنه کوه ولز به نظر مضر و مخرب محیط زیست است، ولی از نظر حفظ کلیه گیاهان و جانداران بومی و محلی یک مزیّت به حساب می آید. توربین های بادی باعث کاهش هدررفت منابع اقتصادی می شوند و این کار را با استفاده از منابع تجدیدشدنی انرژی انجام می دهند. در همین بعد از ابعاد ارزش نیز تضادهایی می تواند وجود داشته باشد. با افزایش میزان کاشت درختان خاص بین گیاهان جنگلی انگلستان، شاید منجر به توسعه انواع گیاهان آن سرزمین شود، ولی تهدیدی برای زندگی انواع سنجاب های کمیاب موجود در آن است. قانون گذار همیشه با دو بعد روشن تصمیم گیری یعنی مزایا و معایب و خسارت ها روبه رو نیست، بلکه با توزیع انواع مختلف خسارت ها و منافع در طول ابعاد مختلف ارزش نیز روبه رو است. علاوه بر این، بین اجتناب از خسارات محیطی و سایر اهداف اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی یک تعارض و تضاد وجود دارد و این تنها شامل تضادهای مستقیم نیست، هرچند تضاد مستقیم بین منافع اقتصادی توسعه یک جاده و خساراتی که این توسعه به محیط زیست وارد می کند وجود داردِ، ولی تضاد غیرمستقیم در قالب هزینه فرصت های پروژه های محیطی که می توانست برای توسعه سایر پروژه های محیطی و غیرمحیطی به کار گرفته شود نیز وجود دارد.

توزیع مزایا، معایب و خسارات

هر تصمیمی در حوزه تضادهای محیطی یک بعد توزیعی دارد. یک تصمیم بدون توجه به پیشینه توزیع حقوق دارایی، درآمدها و قدرت گرفته می شود و خسارات، هزینه ها و منافع را بین گروه های اجتماعی مختلف توزیع می کند؛ ازاین رو، مشکلات محیطی، مسائل مربوط به تساوی و عدالت در توزیع را افزایش می دهد. با ایجاد یک پارک طبیعی برای حفاظت از ببرها، کرگدن ها یا فیل ها می توان با جذب توریست منافعی را کسب کرد یا حتی این می تواند برای حیوانات و امنیت آن ها نیز مفید باشد؛ ولی از طرف دیگر ایجاد چنین پارکی، زندگی آن دسته از چوپانان و جوامع کشاورزی را که در حاشیه بقا زندگی می کنند، تحت تاثیر قرار می دهد. مزایای تولید گازهای گلخانه ای و افزایش آن ها می تواند شامل حال نخبگان و زبدگان علمی جوامع اول و سوم شود، ولی فقرا معروض تمام هزینه ها و مضرات آن می شوند. ایجاد جاده ها، پمپ بنزین ها، مکان دفن زباله های سمی به کیفیت زندگی جوامع خاصی آسیب می رساند. بنابراین هر نوع تصمیم گیری محیطی باید به طور مفهومی بررسی و ارزیابی شود: چه کسانی از این تصمیمات آسیب می بینند و چه کسانی نفع می برند؟ محیط زیست یک بعد محکم و قوی به این نگرانی های توزیعی اضافه کرده است. بسیاری از نتایج مختلف محیطی فعالیت های بشر و ضررهای حاصل از آن ها که برای نسل حاضر سودمند بوده و مورد علاقه آن ها است ( مانند استفاده از منابع تجدیدشدنی)، دقیقاً بر سر نسل آینده فرود خواهد آمد. این موضوع مسئولیت ما را در مقابل نسل آینده و بی عدالتی ها و بی انصافی هایی که بعضی از تصمیمات جاری می تواند برای نسل آینده داشته باشد، افزایش می دهد.

بیان تضادها

محیط های زیست، جایگاه تعارض و تقابل ارزش های مختلف و گروه های اجتماعی مختلف است. همچنین آن ها محل تضاد بین گروه های اجتماعی و حتی بین افراد هستند؛ محلی که افراد و جوامع موجود در آن با دشواری های زیادی روبه رو می شوند. این تفاوت و تعارض در سطوح مختلف رخ می دهد. ( در سطح محلی مدیریت محیطی مکان های مهم، در سطح تصمیمات پروژه های اقتصادی و محیطی خاص، در سطح سیاست و در سطح قوانین و آیین نامه ها). این تضادها و اختلافات هم به شهروندان و هم به قانون گذاران مربوط می شوند، اما این تضادها چگونه باید حل شوند؟
یکی از پاسخ ها و راه حل های مشکل تضاد ارزش ها، یافتن مقیاس مشترک سنجش ارزش ها برای مبادله دستاوردها و مزایا با معایب و هدررفت ها در ارزش های مختلف است. این موقعیت با مکتب مطلوبیت گرایی(۱) که از طریق تحلیل های هزینه ـ فایده و اقتصادهای مرفه تمایل به تصویب قوانین عمومی بیشتری در این زمینه دارد آمیخته شده است. بنابراین ما نیاز به یک شاخص با مقیاس اندازه گیری رفاه داریم تا بتوان دستاوردها و شکست های این چنینی را بررسی و ارزیابی کرده و گزینه ای که بیشترین سطح رفاه عمومی را تولید می کند انتخاب کنیم. این نوع فایده گرایی حالتی از تصمیم گیری، قانون و سیاستی را پیشنهاد می کند که رفاه عوامل متاثر را به حداکثر می رساند. در شکل مدرن آن، رفاه عاملان عبارت است از رضایت و خوشنودی حاصل از ترجیح ها و انتخاب هایشان. هرچه رضایت حاصل از انتخاب ها بیشتر باشد، به همان اندازه نیز رفاه آن ها افزایش می یابد. یکی از مزایای این تعریف از دیدگاه اقتصادهای رفاهی مدرن این است که آن ها بهبود یا شکست رفاهی را معطوف به یک شاخص اندازه گیری به نام پول بررسی می کنند. میزان تمایل فرد برای پرداخت پول در ازای دریافت یک شیء یا خدمات و یا تمایل وی برای قبول ضررهای مالی در ازای از دست دادن آن کالا یا خدمت، شاخص قدرتمندی برای سنجش میزان اولویت ها و ترجیح های فرد است. ارزش های مختلفی که با هم در تضادند به منظور مقایسه گزینه های مختلف و انتخاب بهترین آن ها، با یک واحد ارزی مشترک مقایسه شده و از این طریق اولویت های افراد براساس میزان پولی که حاضرند در ازای رسیدن به آن بپردازند مشخص می شود. بنابراین شاخص واحدی مورد نیاز است و هدف سیاست های عمومی محقق کردن چنین شاخصی است که این امر با استفاده از تحلیل های هزینه ـ فایده (CBA) که در آن سودها و منافع کسب رفاه با هزینه های آن معاوضه می شوند، عملی می شود.
این رهیافت، سیاست گذاری های اخیر محیطی را تحت سلطه خود قرار داده است و تحلیل های هزینه ـ فایده در ۳۰ سال اخیر به طور وسیعی به عنوان ابزاری برای تصمیم گیری در سیاست گذاری های محیطی استفاده شده است. این تحلیل ها فرض می کنند که تمام افراد جامعه اولویت ها و رجحان هایی برای خود دارند که رضایت ناشی از انتخاب اولویت صحیح و رسیدن به هدف، باعث افزایش رفاه آن ها می شود و ازاین رو اهمیت این اولویت ها و اهداف را می توان با سنجش میزان تمایلات افراد به پرداخت پول (یا سایر منابع) برای رسیدن به آن اولویت ها یا اهداف ارزیابی کرد؛ بنابراین، تحلیل گر به راحتی می تواند هزینه ها و سودهای یک پروژه را محاسبه کند. سودها و منافع از جمع مقادیر پرداخت مختلفی که افراد شرکت کننده و سهیم در پروژه تمایل به پرداخت آن برای تسریع در روند پروژه دارند به دست می آید و هزینه ها از جمع مقادیر مختلفی که افراد شرکت کننده حاضرند بپردازند تا پروژه متوقف شود محاسبه می شوند. اگر مجموع سودهای پروژه سنگین تر از هزینه های آن باشد، آن پروژه ارزشمند است و بهترین پروژه پروژه ای است که در ازای هزینه های کم، سود و منفعت بسیار زیادی تولید کند و سود آن بسیار بیشتر از هزینه های آن باشد.
در بخش اول رهیافت مطلوبیت گرایی غالب در سیاست گذاری های محیطی را بررسی می کنیم. در فصل دو، مفروضات اصلی و رئوس مطالب این رهیافت و دیدگاه های آن را به طور خلاصه بیان خواهیم کرد. مطلوبیت گرایی مکتبی است که می گوید بهترین فعالیت یا سیاست آن است که بیشترین میزان رفاه عوامل را تولید کند. رفاه گرایی نیز همانند این مکتب است و می گوید تنها چیز مهم رفاه افراد است. این مکتب، پیامدگرا و نتیجه گرا است و باور دارد که چه یک فعالیت صحیح باشد چه غلط، فقط و فقط توسط نتایجش ارزیابی می شود و اگر نتایج و پیامدهای آن خوب باشد به این معنی است که آن عمل و فعالیت صحیح است. این یک رهیافت جامع و کامل است و بر این اساس ما باید آن سیاست یا فعالیتی که بیشترین رفاه عمومی را تولید می کند برگزینیم. در فصل دو تا پنج، با نگاهی منتقدانه هرکدام از این مفروضات و مفاهیم آن ها برای تصمیم گیری محیطی بررسی خواهیم کرد. در فصل دو به جزئیات و مفروضات رفاه گرایی می پردازیم. همچنین به جنبه ها و زوایای مختلف طبیعت انسان، تندرستی و خوشبختی او و اینکه آیا این تندرستی و خوشبختی می تواند در قوانین و سیاست های عمومی مورد توجه قرار گیرد؟ و اینکه آیا ممکن است تغییرات و تفاوت های رفاهی افراد مختلف را با هم مقایسه کرد یا نه؟ توجه می کنیم. در بحث روی احتمال مقایسات این چنینی، روش هایی را مورد مداقه قرار خواهیم داد که از این رهگذر بسیاری از اقتصاددانان رفاهی تلاش کرده اند، مطلوبیت گرایی را به سمتی تغییر داده و هدایت کنند که امکان انتخاب گزینه های مختلف را بدون انجام چنین مقایسه هایی فراهم کند. در فصل سه، به بررسی مولفه های پیامدگرای مکتب مطلوبیت گرایی پرداخته و به خواننده دو دیدگاه مرکزی و مهم دیگر در نظریه های اخلاقی معرفی می کنیم: دیدگاه وظیفه گرا و رهیافت فضیلت محور. بحث درباره این رهیافت ها را با تمرکز روی دو مخالفت اصلی که علیه پیامدگرایی برخاسته است شروع می کنیم. اولین نقد و اولین مخالفت این است که آن ( پیامدگرایی) آزادی و اجازه عمل بیش از حدی می دهد. همیشه این گونه ادعا می شود که بعضی از اعمال مانند شکنجه وجود دارند که ما نباید آن ها را به نفع رفاه عمومی انجام دهیم. این ادعا از سوی کانتی ها،(۲) حمایت و پشتیبانی شده است. آن ها معتقدند که افراد یک حالت و شان معنوی و اخلاقی دارند که این شان، مسئولیت ها و اعمال خاص اخلاقی را بر عهده آن ها می گذارد و از انجام بعضی اعمال ناپسند منعشان می کند، حتی اگر با انجام آن ها رفاه عمومی افزایش یابد. بعضی اوقات هم این گونه ابراز می شود که افراد، حقوقی دارند که به خاطر رسیدن به رفاه عمومی نمی توان آن ها را نادیده گرفت. رهیافت کانتی ها، مورد مخالفت بسیاری از نویسنده های علوم ارتباطات قرار می گیرد و نوع خاص فردگرایی مطلوبِ کانتی ها را رد می کنند. دومین مخالفت این است که پیامدگرایی انتظار و تقاضای بیش از حدی از فرد دارد. بعضی از اعمال هستند که می توانند رفاه عمومی را افزایش دهند، اما به دلیل اینکه با تعهدات اخلاقی فرد در تضاد است، نمی توان از یک فرد دارای تعهد و انسجام اخلاقی، انتظار انجام آن ها را داشت. برای ترسیم این دو مخالفت، به معرفی دو چشم انداز اخلاقی اصلی که به عنوان راه حل یا چاره به پیامدگرایان پیشنهاد شده است می پردازیم. اولین آن ها، رهیافت وظیفه گرایی است که ادعا می کند در اجرای بعضی کارها، محدودیت های خاصی وجود دارد، حتی اگر آن عمل مصالح و منافع باارزشی داشته باشد باز محدودیت ها برقرارند. دومین رهیافت دیدگاه فضیلت محوری است که ادعا می کند بازتاب های اخلاقی را باید با این سوال شروع کنیم که ما باید چه نوع انسانی باشیم؟ چه برتری های شخصیتی و به عبارتی کدام فضایل اخلاقی را باید توسعه داده و تقویت کنیم؟ و از چه نوع کاستی های شخصیتی یا رذائل و گناهان باید پرهیز کنیم؟ و بررسی می کنیم که پیامدگرایی چگونه به این سوالات و مخالفت ها پاسخ می دهد؟ درنهایت نتیجه گیری ما معطوف به دفاع از رهیافت معتقد به تعدد و کثرت در اخلاقیات است که در فصل پنج با جزئیات بیشتری بیان خواهد شد. تمرکز فصل چهار بر مفروضات حداکثرسازی مطلوبیت گرایی است که ما باید برای بهبود رفاه عمومی آن ها را مد نظر قرار دهیم. این فصل درباره مشکلات اصلی که در ارتباط با نحوه توزیع عادلانه و برابر منافعی که در این رهیافت ایجاد می شود بحث می کند. همچنین به روش های ایجاد برابری در محیط زیست نیز اشاره می کند. فصل پنج به بررسی دو مفروض متفاوت مطلوبیت گرایی کلاسیک می پردازد: وحدت ارزش ها و اعتقاد به یگانگی خدا که می گوید نهایتاً فقط یک چیز باارزش وجود دارد که به ذات خود ارزشمند است و تناسب ارزش ها، فرضی که می گوید یک شاخص واحد ارزش وجود دارد که با آن می توانیم به انتخاب های قانون مدار برسیم. در این فصل هر دوی این مفروضات را نقد کرده و وضعیت های پرمعنای انتخاب عقلانی را که با موضوع به رسمیت شناختن تعدد ارزش ها و عدم تناسب آن ها منافاتی ندارد بررسی خواهیم کرد. همچنین به این موضوع نیز خواهیم پرداخت که چگونه سنت ها و مکاتب مختلف نظریه های اخلاقی مانند پیامدگرایی، وظیفه گرایی و فضیلت محوری، می توانند صورت های متعدد داشته باشند و صورت های مختلفی که آن ها برای حل تعارضات و اختلافات ارزش ها ارائه می کنند. ما مدافع آن شکل از کثرت گرایی هستیم که مفروضات اخیر و اصلی سنت های اخلاقی را رد می کند. ما به فرضی نیازمندیم که می گوید تامل منطقی روی انتخاب ها و گزینه های اخلاقی و تعارضات آن ها، به یک نظریه علمی اخلاقی مشابه که با فرض های نظری اولیه که وظایف اخلاقی ما را معین می کنند کامل می شود.
مباحث غالب و مهم درباره پیامدگرایی در اخلاقیات محیطی اخیر، حول ادعایی که می گوید بحران های محیطی ما نیازمند اخلاق محیطی کاملاً جدید است شکل می گیرد. همچنین این اخلاق نو نیازمند مفروضات اساسی و بنیادین جدیدی است که از فرض اشرف مخلوقات بودن انسان ریشه می گیرد و مکاتب اخلاقی غربی را نیز شامل می شود. نظریه نو، طبقه انسان هایی که به آن ها از نظر اخلاقی توجه شده است و نیز موضوع به رسمیت شناختن ارزش ذاتی موجودات غیرانسانی را توسعه می دهد. در بخش دوم کتاب، این مفروضات و ادعاها را برای تبیین نیاز به یک نظریه اخلاقی نو بررسی می کنیم. در فصل شش، به کوششی خواهیم پرداخت که تلاش می کند یک نظریه اخلاقی نو ارائه کند که سطح توجهات اخلاقی را به فراتر از انسان ها گسترش می دهد. در فصل هفت، ادعایی را که می گوید طبیعت ارزش ذاتی و اصلی دارد بررسی کرده و مباحث شبه اخلاقی را که به افزایش ادعاهای اخلاقی مشابه منجر شده است بررسی می کنیم. خواهیم گفت که تقاضای ایجاد یک اخلاق محیطی نو، فرضی را که در فصل پنج از آن انتقاد کردیم با رقبای خود به اشتراک می گذارد و فرض می کند که تفکر منطقی و اخلاقی نیازمند توسعه یک نظریه اخلاقی با صورت هایی از اخلاقیات اولیه (که وظایف اخلاقی ما می تواند از آن استخراج شود) است. همچنین بیان می کنیم که: درحالی که حل بحران های محیطی ما ممکن است نیازمند تغییرات اساسی در نهادهای اقتصادی و سیاسی باشد، بنابراین دلیلی برای تایید این فرض که برای حل بحران ها باید اخلاق محیطی جدید ایجاد شود وجود ندارد. چنین رهیافتی تاملات و افکار محیطی را از روش های معینی که محیط زیست برای مردم مطرح کرده است جدا می کند. و با هر دو سوال «چرا باید مراقب محیط زیست بود؟» و «شرط و بحث اصلی در منازعات محیطی چیست؟» قطع ارتباط می کند. تاثیرات محیطی همیشه خوش خیم و ملایم نیستند. مثلاً کوچاندن و دفع ناموجه ساکنان جوامع حاشیه ای و مرزنشین از محل سکونت آن ها قابل توجیه نیست و عوارض بدی برایشان دارد. همچنین کاربرد واژگان فرااخلاقی انتزاعی که به نقش مکان و تاریخ در ارزیابی فرهنگی و طبیعی جهان طبیعی توجه نمی کند اشتباه است. در مقابل، نیاز به شروع تاملات اخلاقی از مقیاس های ارزشی مشهود انسانی داریم که روزانه با آن ها روبه رو هستیم و این ارزش ها در ارتباط با انسا ن ها، موجودات غیرانسانی و محیطی ای است که با آن، در آن و از آن زندگی می کنیم. باید به انواع مختلف ارتباطات انسان با محیط که در ابتدای فصل بحث کردیم تاملات اخلاقی ارائه گردد و همچنین لغات غنی اخلاقی که آن روابط را بیان می کنند نیز باید بررسی شوند. در فصل هشت، ادعاهایی را که هر طبیعی به خاطر طبیعی بودنش دارد ( که ادعا می کند طبیعت دارای ارزش ذاتی است) بررسی خواهیم کرد. همچنین در این باره بحث خواهیم کرد که چه چیزی بر سر موضوع طبیعی بودن به عنوان ارزش پدید می آید و این تمرکز و توجه را که از تاریخ و روایات و نقش آن ها در پاسخگویی به محیط زیست، انسان ها و موجودات اطرافمان ایفا می کنند برگرفته شده است. البته لازم به ذکر است که این نقش تاریخ و روایت فقط محدود به طبیعت نیست و درباره بیان ارتباط های انسان با محیط و چشم اندازهای فرهنگی نیز کاربرد دارد.
در طول مباحث منتقدانه ما راجع به رهیافت ها و مکاتب مختلف در مورد ارزش های محیطی، در بخش یک و دو، دو ادعا را بررسی خواهیم کرد که پیش تر مطرح کردیم. ابتدا از تعدد و کثرت ارزش ها دفاع می کنیم که از دیرباز تلاش هایی برای درک انعکاس های اخلاقی آن در قالب وظایف اخلاقی شده است که برگرفته از صورت های اولیه اخلاقی هستند. سپس درباره اهمیت تاریخ و روایات در ارزشیابی محیط ها بحث می کنیم. در بخش سوم، ادعاهای اخلاقی مطرح شده را با جزئیات بیشتری بسط می دهیم و مفاهیم آن ها را در قانون گذاری و سیاست گذاری محیطی بررسی می کنیم. در فصل نه، گزارش های بیان شده از نقش تاریخ و روایات در ارزش های محیطی را با توجه به مشکلات روزانه حفاظت از طبیعت گسترش می دهیم. در فصل ده و یازده، به مباحثی درباره حفاظت از تنوع زیستی و پایداری آن خواهیم پرداخت. در فصل ده، این موضوع را به بحث می گذاریم که رهیافت تاریخی ما به عنوان مصلح در خدمت گروه بندی مسائل مربوط به تنوع زیستی قرار می گیرد که البته این رهیافت تاریخی توسط دیدگاه های مطلوبیت گرایان به تصمیمات محیطی پرورش یافته و شکوفا شده است. در فصل یازده این گونه می گوییم که رهیافت تاریخی ما پایه و اساسی برای درک محدودیت های مربوط به پایداری ارائه می کند که مشکلات را در قالب حفظ یا بهبود سرمایه انسانی منعکس می کند. نهایتاً در فصل دوازده، به مفاهیمی که باعث گرفتن تصمیم بهینه محیطی می شوند توجه خواهیم کرد. سپس پاسخ های مشورتی اخیر به رهیافتی که مطلوبیت گرایی استاندارد نسبت به تصمیم گیری محیطی دارد را بررسی و بر سر این موضوع بحث می کنیم که این رهیافت ها پایه های محتمل تر و باورکردنی تر برای درک عوامل تصمیم گیری بهینه ارائه می دهند، ازاین رو نسبت به اشتراک گذاری نهایی از تصمیم ها ( به صورت حوادث جداگانه ای که باید ارزیابی شوند) تمایل پیدا می کنند و خواهیم گفت که این نمای تصمیم گیری گمراه کننده است؛ زیرا تصمیم ها همیشه اتفاقات جدا از هم نیستند و نباید به صورت سطحی ارزیابی شوند. آن ها فقط می توانند در قالب الگوهای تاریخی انتخاب ها و در جریانی که ویژگی های بنگاه بیان می شود به درستی ارزیابی شوند. ارزیابی انتزاعی آن ها اشتباه است.
در توسعه رهیافت تاریخی مثبت، قصد دفاع کامل از این رهیافت را نداریم. تمام تلاش های مختلف ما و بیان جنبه های گوناگون رهیافت های مطلوبیت گرایی به قانون گذاری محیطی و نشان دادن مخالفت های این نوع رهیافت ها، مکاتب اخلاق محیطی، هدفی جز شروع گفت وگو برای حفاظت جدی از محیط زیست ندارد. همچنین امیدواریم با تکامل این گفت وگوها درباره محیط زیست، شاهد ادامه تلاش های گسترده برای حفظ این دُر گران بها باشیم، همانند آنچه در دو دهه اخیر دیدیم.

نظرات کاربران درباره کتاب ارزش‌های زیست‌محیطی