کتاب مسخ معروفترین رمان فرانتس کافکا است. رمانی که در سال ۱۹۱۵، وسط جنگ جهانی اول منتشر شد. اما هیچ غوغایی در دنیای ادبیات به پا نکرد. جهان ادبیات تازه ۳۰، ۴۰ سال بعد از مرگ کافکا این اثر را جدیتر دید و فیلسوفان اگزیستانسیالیست آن را یکی از مهمترین آثار ادبیات مدرن دانستند. صادق هدایت اولین کسی بود که مسخ را به فارسی ترجمه کرد.
در این مطلب سراغ نقد و بررسی مسخ کافکا میرویم و درباره بهترین ترجمه مسخ حرف میزنیم. تا بفهمیم چرا نویسنده بزرگی مثل کافکا اعتمادبهنفس ادبی نداشت و حتی به ماکس برود وصیت کرده بود که بعد از مرگش تمام کتابهایش را بسوزاند. آن هم نویسنده رمانی مثل مسخ که بعد از صد و یازده سال، هنوز یکی از ماندگارترین رمانهای جهان است.
خلاصه کتاب مسخ و داستان کلی
کتاب مسخ داستان گرگور سامسا است. فروشندهای دورهگرد که تمام زندگیاش را کار کرده تا خرج خانوادهاش را بدهد و بدهیهای پدرش را بپردازد. همه چیز طبق روال همیشگی پیش میرود تا اینکه یک روز از خواب بیدار میشود و میبیند به سوسک تبدیل شده است. اولین چیزی هم که به ذهنش میرسد این است که دیرش شده و باید به سر کار برود.
خانواده گرگور اول با ترس و شوک با این اتفاق روبهرو میشوند. مادرش میان ترحم و ترس گیر میکند. پدرش با خشونت با او رفتار میکند و خواهرش، گرته، تنها کسی است که از او مراقبت میکند، برایش غذا میآورد و اتاقش را تمیز میکند. اما کمکم او هم خسته میشود.
از آنجا که گرگور دیگر سر کار نمیرود، خانواده مجبور میشود برای تأمین هزینههای زندگی دست به کار شود. پدر، مادر و خواهر هرکدام باید به شکلی پول دربیاورند و کمکم حضور گرگور در خانه، از یک فاجعه خانوادگی به یک مزاحمت دائمی تبدیل میشود.
نقدو بررسی شخصی کتاب مسخ
مسخ رمانی است که آدم را شوکه میکند. جمله شروع رمان خواننده را یکهو وسط داستان پرتاب میکند. به نظرم این رمان خیلی آوانگارد و مدرن است. مخصوصا وقتی به این فکر کنیم که کافکا این ایده جسورانه را چه زمانی نوشت. زمانی که بیشتر نویسندهها هنوز سراغ روایتهای رئال و خطی میرفتند. همین که یک آدم یکدفعه تبدیل به موجودی حشرهمانند میشود، هنوز هم ایدهای عجیب و تکاندهنده است.
برای من که همیشه کارمند بودم، این رمان انگار همیشه همراهم است. وقتی در کار شرکت، کار خانه یا هر کاری که واقعا من را از خودم دور میکند غرق میشوم. وقتی تمام وقتم صرف آن میشود. حس میکنم چیزی نمانده که من هم مثل گرگور سامسا سوسک شوم. گاهی حتی اینطور است که با به کار بردن اصطلاح مسخ شدن یا سوسک شدن میتوانم آدمهای خودم را از میان همکارانم پیدا کنم. چون وقتی متوجه منظورم میشوند، میفهمم که آنها هم کافکا را دوست دارند و با رمانش هم درگیر شدند.
به نظرم ریتم رمان کند است. ممکن است کسی موقع خواندنش با خودش بگوید: حوصلهام سر رفت. این که فقط دارد از روزمرگیهای یک خانواده میگوید. منتها فرقش این است که این روزمرگیها از نگاه یکی از اعضای همان خانواده روایت میشود. کسی که حالا دیگر تبدیل به موجودی چندشآور شده است. با این حال، فکر میکنم برای کسی که اهل کتاب خواندن است و به رمان زمان میدهد، مسخ تجربه جذابی است. البته احتمالا این کتاب را به کسی که تازه میخواهد کتابخوانی را شروع کند پیشنهاد نمیکنم. چون به نظرم خواننده حرفهایتری باید سراغش برود.
کتاب مسخ در مورد چیست؟
مسئله اصلی کتاب فقط دربارهی تبدیل شدن گرگور سامسا به حشره نیست. درباره مسخ اوست. کافکا از این موقعیت استفاده میکند تا درباره تنهایی انسان، بیگانگی، فشار کار، خانواده و ارزش آدمها در نگاه دیگران حرف بزند.
گرگور قبل از مسخ شدن، آدم مفیدی است: کار میکند، خرج خانواده را میدهد و بار زندگی را به دوش میکشد. اما وقتی دیگر نمیتواند کار کند، کمکم جایگاهش هم عوض میشود. انگار تا وقتی انسان است که فایده دارد.
مسخ درباره این است که انسان چطور ممکن است در دل زندگی روزمره، کار، وظیفه و نگاه دیگران از خودش دور شود. کافکا نشان میدهد آدم گاهی پیش از آنکه ظاهرش عوض شود، درونش مسخ شده است. وقتی فقط کار میکند، فقط مسئولیت دارد و دیگر کسی خود او را نمیبیند. اصلا برای همین بود که اگزیستانسیالیستها سراغ مسخ رفتند.
کتاب مسخ اثر صادق هدایت است؟
مسخ اثر صادق هدایت نیست. مسخ نوشته فرانتس کافکا نویسنده آلمانی است که صادق هدایت آن را به فارسی ترجمه کرده. این ترجمه یکی از مهم ترین و تاثیرگذارترین ترجمه های فارسی از این کتاب است.
پیشنهاد میکنم مطلب آشنایی با کتاب های صادق هدایت و زندگی نامه او را هم بخوانید. تا با یکی از مهمترین و تاثیرگذارترین نویسنده های ایران آشنا شوید.
کتاب مسخ از چه نشریه ای است؟ بهترین ترجمه این کتاب چیست؟
فرانتس کافکا مسخ را در ۱۹۱۲ نوشت. اما چاپش سه سال عقب افتاد. او داستان را برای دوستان نویسندهاش خوانده بود و همان جمع کوچک، به خصوص ماکس برود، از کارش حمایت کردند. همین ارتباطها باعث شد سردبیر یک مجله ادبی آلمانی به داستان علاقمند شود. اما آماده نشدن نسخه نهایی و بعدش شروع جنگ جهانی اول کار را عقب انداخت. در نهایت، مسخ سه سال بعد در ۱۹۱۵ در یک مجله ادبی چاپ شد و کمی بعد، چون کافکا و ناشرش میخواستند اثر به صورت کتاب هم چاپ شود نسخه کتابی آن در نشر لایپزیگ منتشر شد.
بهترین ترجمه فارسی رمان مسخ
بهترین ترجمه فارسی رمان مسخ را علیاصغر حداد برای نشر ماهی انجام داده است. با این حال، خوانندگان فارسیزبان معمولا سه ترجمه مهم و شناختهشده از این کتاب را بیشتر میشناسند.
ترجمه صادق هدایت از کتاب مسخ
صادق هدایت اولین کسی بود که کافکا را به خوانندگان فارسی معرفی کرد. هدایت این اثر را در سال ۱۳۲۹ و از روی ترجمه فرانسوی به فارسی برگرداند. یعنی ترجمه او مستقیما از زبان آلمانی که زبان اصلی رمان است انجام نشده. جالب است که هدایت زمانی سراغ کافکا رفت که این نویسنده هنوز در فرانسه هم چندان شناختهشده نبود. بخشی از ترجمه صادق هدایت از مسخ:
یک روز صبح، همین که گرهگوار سامسا از خواب آشفتهای پرید، در رختخواب خود به حشره تمامعیار عجیبی مبدل شده بود. به پشت خوابیده و تنش مانند زره سخت شده بود.
ترجمه علی اصغر حداد از کتاب مسخ
ترجمه علی اصغر حداد بهترین ترجمه مسخ است. حداد از مترجمان شناخته شده ادبیات آلمانی زبان در ایران است. او سابقه طولانی در ترجمه آثار نویسندگان آلمانی دارد. حداد این اثر را از زبان اصلی، یعنی آلمانی، به فارسی برگرداند و همین موضوع باعث شده ترجمهاش برای خوانندهای که دنبال نسخهای دقیقتر و قابل اعتمادتر است، انتخاب جدیتری باشد. بخشی از ترجمه:
یک روز صبح، وقتی گرگور زامزا از خوابی آشفته به خود آمد، دید درتختخواب خود به حشرهای بزرگ تبدیل شد است. بر پشت سخت و زرهمانندش افتاده بود.
پیشنهاد میکنم اگر اهل کتاب صوتی هستید نسخه صوتی مسخ را هم بشنوید.
ترجمه فرزانه طاهری از کتاب مسخ
فرزانه طاهری از مترجمان شناختهشده ادبیات و نقد ادبی است. او این کتاب را از روی نسخه انتقادی نورتن ترجمه کرد. نسخه نورتن یک نسخه پژوهشی و دانشگاهی است. این نسخه متن داستان را همراه با مقدمه، توضیح، زمینه تاریخی و مقالههای نقد ادبی منتشر میکند.
طاهری در مقدمه کتاب نوشته که از ترجمه هدایت هم کمک گرفته است. هر جا ترجمه هدایت را بهتر دیده، از آن استفاده کرده است. با این حال متوجه شده که متن فرانسوی خطاهایی هم دارد. اهمیت ترجمه طاهری در همین تطبیق است. او متن را با ترجمه انگلیسی، متن آلمانی، متن فرانسوی و ترجمه فارسی هدایت مقایسه کرده است. بخشی از ترجمه:
یک روز صبح وقتی گرگور زامزا از خواب های آشفته بیدار شد، دید که در تختخوابش به حشره ای غول پیکر تبدیل شده است. بر پشتِ به سختیِ زره اش خوابیده بود.
معنی مسخ چیه؟
مسخ یعنی تغییر شکل، مخصوصا به شکل حیوان درآمدن یا زشت شدن. اسم اصلی کتاب به آلمانی Die Verwandlung است. که به فارسی همان مسخ میشود. در این رمان شخصیت اصلی داستان گرگور سامسا به حشره تبدیل میشود. حشرهای که در فارسی سوسک ترجمه کردند.
کتاب مسخ چند صفحه است؟
کتاب مسخ ۱۸۴ صفحه است البته در ترجمه اصغر حدادی که در نشر ماهی منتشر شده.
مسخ با ترجمه صادق هدایت ۱۲۰ صفحه است.
فیلم مسخ
از روی مسخ کافکا چند اقتباس سینمایی ساخته شده است. اما هیچکدام به اندازه خود رمان در ذهن مخاطبان نماندند.
- دگرگونی محصول ۱۹۷۵به کارگردانی یان نمیچ
- دگرگونی محصول ۱۹۸۹ به کارگردانی جیم گادارد
- دگرگونی محصول ۲۰۱۲ به کارگردانی کریس سوانتن










