آیا کتاب صوتی رقیب کتاب کاغذی است؟

یک سؤال قدیمی، این‌بار با هدفون

وقتی کودکی کتابی را با هدفون گوش می‌دهد، دیگر صفحه‌ای ورق نمی‌خورد، کلمه‌ای زیر انگشتش دنبال نمی‌شود و چشمش روی خطوط حرکت نمی‌کند. با این حال، ممکن است همان داستان را بشنود، شخصیت‌ها را بشناسد، هیجان‌زده شود و حتی ساعت‌ها درباره‌اش فکر کند. همین‌جا یک سؤال قدیمی دوباره مطرح می‌شود: آیا کتاب صوتی واقعاً کتاب خواندن است؟ و آیا با بیشتر شدن کتاب‌های صوتی، کودکان کمتر به سراغ کتاب کاغذی خواهند رفت؟

شاید از ابتدا سؤال را اشتباه پرسیده‌ایم. کتاب صوتی قرار نیست لزوماً رقیب کتاب کاغذی باشد؛ این دو، دو راه متفاوت برای وارد شدن به جهان کتاب‌اند. یکی از چشم و دیگری از گوش وارد می‌شود. یکی از کودک می‌خواهد متن را خودش رمزگشایی کند و دیگری داستان را برای او روایت می‌کند. بنابراین مهم‌تر از اینکه کدام «بهتر» است، این است که بدانیم هرکدام چه چیزی به کودک می‌دهند.

خواندن، مهارتی که ساخته می‌شود

خواندن کتاب کاغذی یک مهارت پیچیده است. کودک باید حروف را تشخیص دهد، کلمات را کنار هم بگذارد، جمله را بفهمد، توجهش را حفظ کند و هم‌زمان معنای داستان را دنبال کند. این فرایند به تدریج مهارت خواندن را می‌سازد. کودک از طریق خواندن یاد می‌گیرد خودش با متن ارتباط برقرار کند؛ بدون اینکه کسی کلمات را برایش آماده کند.

کتاب صوتی چنین کاری انجام نمی‌دهد. وقتی کودک به داستان گوش می‌دهد، بخش رمزگشایی از متن را کنار می‌گذارد و می‌تواند مستقیماً با معنا، روایت و زبان مواجه شود. این اتفاق برای کودکی که هنوز خواندنش روان نیست، اهمیت زیادی دارد. ممکن است داستان‌هایی را بفهمد که اگر قرار بود خودش آنها را بخواند، هنوز برایش دشوار بودند. کودکی که در خواندن مشکل دارد نیز ممکن است از طریق کتاب صوتی دوباره احساس کند که می‌تواند از دنیای داستان‌ها لذت ببرد.

از این نظر، کتاب صوتی می‌تواند حتی دروازه‌ای برای رسیدن به کتاب باشد، نه جایگزین آن.

دروازه‌ای به‌جای مانع

فرض کنیم کودکی عاشق داستان‌های ماجراجویانه است، اما خواندن برایش سخت و کند است. اگر کتاب صوتی را از او بگیریم تا «مجبور شود خودش کتاب بخواند»، ممکن است اتفاقاً علاقه‌اش به داستان و کتاب را از دست بدهد. اما اگر اجازه دهیم داستان را بشنود و بعد سراغ نسخه چاپی همان کتاب برود، ممکن است رابطه‌اش با خواندن آسان‌تر شکل بگیرد.

با این حال، یک تفاوت مهم وجود دارد. وقتی کودک داستان را می‌شنود، خودش مجبور نیست متن را دنبال کند. همین موضوع باعث می‌شود کتاب صوتی نتواند به‌تنهایی جای آموزش خواندن را بگیرد. کودکی که فقط به کتاب صوتی گوش می‌دهد، لزوماً مهارت خواندنش را تقویت نمی‌کند؛ همان‌طور که گوش دادن به موسیقی باعث نمی‌شود خودبه‌خود بتوانیم نت موسیقی بخوانیم.

چیزی که فقط از گوش می‌رسد

اما ارزش کتاب صوتی فقط در آموزش خواندن نیست. گوش دادن به یک داستان می‌تواند زبان کودک را غنی‌تر کند، دامنه واژگانش را افزایش دهد و او را با ساختارهای زبانی و روایت‌های پیچیده‌تر آشنا کند. صدای راوی، مکث‌ها، لحن و تغییر حالت شخصیت‌ها نیز چیزی به تجربه داستان اضافه می‌کنند که در خواندن خاموش وجود ندارد.

از طرف دیگر، کتاب صوتی یک مشکل جدی هم دارد: کودک می‌تواند بدون هیچ زحمتی به داستان ادامه دهد. در کتاب کاغذی اگر حواسش پرت شود، ممکن است خط داستان را گم کند و مجبور شود برگردد. اما در کتاب صوتی، اگر ذهنش جای دیگری باشد، داستان همچنان جلو می‌رود. بنابراین گوش دادنِ صرف، همیشه به معنای گوش دادنِ عمیق نیست.

شنیدن در کنار یکدیگر

شاید به همین دلیل است که بهترین استفاده از کتاب صوتی برای کودک، لزوماً این نیست که هدفون را بگذارد و ساعت‌ها تنها گوش کند. گاهی شنیدن داستان در کنار یک بزرگسال، در ماشین، هنگام پیاده‌روی یا پیش از خواب می‌تواند تجربه‌ای اجتماعی و عاطفی باشد. کودک و والد می‌توانند درباره داستان حرف بزنند، حدس بزنند چه اتفاقی خواهد افتاد یا بعد از تمام شدن کتاب درباره شخصیت‌ها بحث کنند.

در چنین شرایطی، کتاب صوتی حتی می‌تواند فرصتی باشد برای اینکه خانواده دوباره با هم داستان بشنوند؛ چیزی که در زندگی پرسرعت امروز کمتر اتفاق می‌افتد.

پس، رقیب هستند یا نه؟

پس آیا کتاب صوتی رقیب کتاب کاغذی است؟ اگر منظورمان این باشد که باید یکی را انتخاب کنیم و دیگری را کنار بگذاریم، نه. کودک به هر دو می‌تواند نیاز داشته باشد، چون هرکدام بخشی متفاوت از تجربه ادبی را در اختیارش می‌گذارند.

کتاب کاغذی به کودک می‌گوید: «خودت بخوان.» کتاب صوتی می‌گوید: «گوش کن و وارد داستان شو.»

و کودک برای رشد، به هر دو تجربه نیاز دارد؛ هم اینکه خودش کلمات را بخواند و هم اینکه گاهی فقط چشم‌هایش را ببندد و اجازه دهد یک داستان در ذهنش شکل بگیرد.

رقیب واقعی، بی‌حوصلگی است

شاید کتاب صوتی بیش از آنکه رقیب کتاب کاغذی باشد، رقیب بی‌حوصلگی باشد. می‌تواند کتاب را به جاهایی ببرد که باز کردن یک کتاب کاغذی دشوار است؛ در مسیر مدرسه، هنگام سفر، در یک بعدازظهر خسته‌کننده یا زمانی که کودک هنوز خواندن روان را یاد نگرفته است.

و شاید بهترین اتفاق این باشد که کودک مجبور نباشد بین این دو یکی را انتخاب کند.

گاهی کتاب را باز کند و خودش بخواند. گاهی هدفون بگذارد و گوش بدهد.

و مهم‌تر از همه، در هر دو حالت، دوباره کشف کند که داستان هنوز می‌تواند او را از جایی که هست، به جای دیگری ببرد.

نویسنده

  • دکتر محمدمهدی سیدناصری

    دکتر محمدمهدی ناصری از فعالان حوزه نشر و کتاب است و مدیریت انتشارات قاصدک را بر عهده دارد. او با نگاهی دقیق به دنیای کتاب و نشر، در مسیر معرفی و عرضه آثار ارزشمند و فراهم‌کردن زمینه‌ای برای ارتباط بهتر مخاطبان با کتاب‌ها فعالیت می‌کند. تجربه او در حوزه نشر، نگاهش به انتخاب و ارائه آثار را شکل داده و تلاش می‌کند با حمایت از کتاب و فرهنگ مطالعه، سهمی در گسترش این حوزه داشته باشد.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

مطالب مرتبط