از تاثیرات قابل توجه دوران پاندمی ویروس کرونا، رشد علاقه مخاطبان به ادبیات و سینمای علمی،تخیلی و آخرالزمانی است و کتابهایی چون «طاعون» آلبرکامو و «تلماسه» بسیار مورد توجه قرار گرفته است؛ اما اگر «مترو 2033» را هنوز نخواندهاید بخش بزرگی از دنیای فانتزی ادبیات را از دست دادهاید. «مترو 2033» رمانی است آخرالزمانی که به قلم دیمیتری گلوخوفسکی نوشته شدهاست. این نویسنده روس اولین بار رمانش را در سن 18سالگی به صورت رایگان روی فضای مجازی قرار داد و در سال 2005 اولین نسخه چاپی آن به بازار عرضه شد. رستاخیزی که گلوخوفسکی در «مترو 2033» ترسیم کرده تحسین منتقدان و مخاطبان را همراه داشت به گونهای که از روی رمان یک بازی ویدیویی و فیلم با همین نام ساختهشد.
این کتاب که به 35 زبان ترجمه شده قصه آدمهایی است که پس از رستاخیز زنده ماندهاند و زیرزمین زندگی میکنند. انسانهایی که هنوز تعریف و تصور دقیقی از جهان روی زمین ندارند و قهرمان داستان آنها را با آن جهان بدونسقف آشنا میکند. در سال 2013 جهان با یک درگیری هستهای نابود میشود و از میلیونها انسان روی زمین تنها چند ده هزارنفر باقی میمانند که برای نجات از مرگ و بلاهایی تشعشعات هستهای، به ایستگاههای مترو پناه بردهاند. ایستگاههایی که هرکدام یک کلنی محسوب میشوند و هم باهم میجنگند و هم متحد میشوند.
خلاصه داستان مترو 2033
20سال از جنگ می گذرد و انسانها با فراموش کردن آنچه در سطح زمین گذشته و میگذرد پایههای جوامع انسانی خود را در زیر شهر مسکو بنا کردهاند. جوامع مختلفی در ایستگاههای قطار شهر مسکو مستقر شدهاند و هرکدام مدعی استقلال خود هستند. حافظان مستقل صلح «تکاوران نظم»، جناح نئواستالینیستی «خط قرمز» و نئونازی «رایش چهارم» جناحهای اصلی این شهرهای زیرزمینی هستند. اما «پولیس» قدرت نظامی و «هنزا» قدرت اقتصادی این جهان زیرزمینی است.
حیوانات جهشیافته از روی سطح زمین به شهرهای زیرزمینی حمله میکنند و اگر هیچکدام از این موجودات نتوانند ایستگاهها را نابود کنند، جناحهای مختلف دست به حمله میزنند. جناحهای خط قرمز و رایش چهارم دشمن یکدیگر هستند و با شدت گرفتن جنگ، ایستگاههایی که از پیوستن به هر یک از طرفین امتناع میکنند در رژیم هانزا ادغام میشوند یا ایالت های مستقل خود را تشکیل میدهند.
آرتیوم که پیش از جنگ بنیانکن جهان بهدنیا آمدهبود توسط یک افسر نظامی به نام سوخوی از حمله موشهای گوشتخوار نجات پیدا کرد اما مادرش و ساکنین ایستگاه همگی طعمه موشهای گوشتخوار شدند. سوخوی که یکی از مقامات ایستگاه نمایشگاه (VDNKh) است او را مسئول گشتزنی در تونلها و کارخانههای قارچ میکند. در این بین با مردی به نام هانتر آشنا میشود که به نبال سوخوی میگردد؛ جناج نمایشگاه با حملات فزاینده موجودات مرموز و جهشیافتهی سطح زمین روبهرو است که به آنها the dark ones میگویند.
آرتیوم به هانتر اعتراف میکند که او باعث حجوم این موجودات به ایستگاه است. او تعریف میکند که 10 سال قبل همراه با دوستش از ایستگاه همسایه به سطح زمین میروند و پس از بازگشت نتوانستند در خروجی را مهروموم کنند و از آن زمان حمله این موجودات به شهرهای زیرزمینی بیشتر شدهاست. هانتر به آرتیوم میگوید که قصد دارد اطلاعاتی در مورد Dark Ones جمعآوری کند و در صورت عدم بازگشت، آرتیوم باید پیامی را به مردی به نام ملنیک در پولیس ارسال کند که در آن اخباری از تهدید وجود دارد.
آرتیوم با احساس مسئولیت در برابر حملات Dark Ones و به دنبال ماجراجویی، می پذیرد. او شروع به سفر به سمت مرکز مترو میکند. او پیام خود را به ملنیک، فرمانده سازمان نظامی به نام نظم اسپارتان میرساند و شورای پولیس برای تعیین مسیر اقدام خود جمع میشوند. شورا و آرتیوم موفق میشوند اما داستان به همینجا ختم نمیشود.
زندگینامه دیمیتری گلوخوفسکی نویسنده کتاب مترو 2033
این نویسنده روس نوشتن را از خبرنگاری در یورونیوز شروع کرد؛ او اولین بار «مترو 2033» را در سن 18سالگی به صورت رایگان روی فضای مجازی قرار داد و در سال 2005 اولین نسخه چاپی آن به بازار عرضه شد. رستاخیزی که گلوخوفسکی در «مترو 2033» ترسیم کرده تحسین منتقدان و مخاطبان را همراه داشت به گونهای که از روی رمان یک بازی ویدیویی و فیلم با همین نام ساختهشد.
گلوخوفسکی در سال 2007 رمان It’s Getting Darker را منتشر کرد و آن را که در «مترو 2034» ادامه دادهبود، 2009 راهی بازار کتاب کرد و به سبب توفیقی که بین مخاطبان داشت از این رمان هم بازی ویدیویی با همین نام ساختهشد. گلوخوفسکی در سال 2010 جایزه شجاعت را بابت این کتاب از جامعه علمی تخیلی اروپا دریافت کرد.
رمان «مترو 2033» رمان اثری است که علاوه بر تحسین منتقدان، سیل عظیمی از مخاطبان را به خود جذب کرد؛ گزارهای که باعث شد شرکتهای ساخت بازیهای ویدیویی و فیلم پیگیر این نویسندهی جوان روس شدند. مترو شهرهای مختلف معرفی از فرهنگ آن است برای مثال بسیاری شیفته نقاشهای مترو مسکو هستند و بسیاری دیگر مجنون تودرتویی مترو لندن. زیست کلونی مختلف در ایستگاههایی که تبدیل به مرکز گفتمان هر جامعه شدهاست بستری است که نویسنده تمام روایت خود را بر آن بنا میکند.
گلوخوفسکی در سال 2010 جایزه شجاعت را بابت این کتاب از جامعه علمی تخیلی اروپا دریافت کرد. «مترو 2033» داستان پسارستاخیزی است؛ قصه برآمدن انسان از خاکستر جهالت خود و ساختن دنیای تازهتر حتی با دشمنان چراکه پس از مرگ موجودات سیاه، حقیقتی آشکار میشود که آرتیوم «نقاب خود را در میآورد و با گریه به خانه برمیگردد.»
بهترین ترجمه مترو 2033 و دنبالههای آن
کتاب مترو 2033 در ایران با ترجمه فرید آذسن و توسط انتشارات کتابسرای تندیس منتشر شده است و از کتابهای پر مخاطب ژانر علمی، تخیلی بوده است. نکته قابل توجه این است که گلوخوفسکی کتاب مترو 2033 را ادامه داده و بعد از این کتاب دو جهان پساآخرالزمانی دیگر نیز به نامهای «مترو 2034» و «مترو 2035» نیز خلق کرده است.







One Response
مجموعه بازی های مترو عالین.
ولی نویسنده کتابش احمقی بیش نیس.