۹,۹۹۰ تومان
4.50 $

درباره کتاب

در قرآن، اسمِ بعضی پیام‌بران آمده است؛ اسمِ بعضی غیرِ پیام‌بران هم، چه صالح و چه طالح آمده است... این صلحا عاشقِ حضرتِ باری هستند... اما حضرتِ حق، بعضی را خودش هم عاشق است... عاشقیِ خدا توفیر دارد با عاشقیِ ما... خدا عاشقی است که حتا دوست ندارد، اسمِ معشوق‌ش را کسی بداند... به او می‌گوید، رجل! همین... مرد!... همین... می‌فرماید و جاء من اقصی المدینه رجل یسعی... جای دیگر می‌فرماید و جاء رجل من اقصی المدینه یسعی، یعنی این دو تا رجل با هم فرق می‌کنند... هر دو از دور، از بیرونِ آبادی، دوان دوان، می‌آیند... اما اسم‌شان را حضرتِ حق نمی‌آورد... یکی می‌آید موسای نبی را نجات می‌دهد... قومِ بنی‌اسرائیل را در اصل نجات می‌دهد... دیگری هم قومی را از عذاب نجات می‌دهد... اسم‌ش چیست؟ اسم‌شان چیست؟ نمی‌دانیم... رجل است...

نظرات کاربران

تنگ شراب رو اون شب وقتی قیدار دست مهپاره رو گرفت برد بالا خانه چیکار کرده بودن؟
در 2 ماه پیش توسط zma...izi
اولین رمان ایرانی که باهاش حال کردم . دمت گرم قیدار خان خیلی مردی ! دمت گرم رضا امیرخانی برای نوشتن چنین داستانی!
در 2 ماه پیش توسط Mah...oor
شخصیت متحجر قیدار کل داستان رو تشکیل میده. داستان خاصی نداره یه دورهمی با قیدار که همه چیز اغراق شده و خارج از فهم حداقل من هست.
در 2 ماه پیش توسط mms...363
این کناب، عالیه!
در 4 ماه پیش توسط bej...315
فکر می کنم قیدار ترکیبی از تختی و علی فتاح باشه
در 5 ماه پیش توسط زهرا صادقیان