فیدیبو نماینده قانونی انتشارات پویان‌مهر و بیش از ۶۰۰ ناشر دیگر برای عرضه کتاب الکترونیک و صوتی است .
کتاب در مکتب صائب

کتاب در مکتب صائب

نسخه الکترونیک کتاب در مکتب صائب به همراه هزاران کتاب دیگر از طریق فیدیبو به صورت کاملا قانونی در دسترس است.


فقط قابل استفاده در اپلیکیشن‌های iOS | Android | Windows فیدیبو

درباره کتاب در مکتب صائب

در راستای رسالت عظیم فرهنگی و اصل ضرورت نشر و گسترش معارف اسلامی و به مناسبت بزرگداشت قهرمان سبک هندی یا اصفهانی، مولانا صائب این کمترین را انگیزه ای دست داد تا با موشکافی هرچه بیشتر در زوایای افکار این شاعر نازک خیال و مضمون آفرین وسخن پرداز و باریک اندیش مجموعه ای تحت عنوان: (در مکتب صائب) تقدیم صاحب نظران نمایم. تا چه پسند افتد و چه در نظر آید. مجموعه ای را که در پیش رو دارید حاصل ده سال تحقیق و پژوهش اینجانب است، محتوای این مجموعه حاصل بیش از دوهزار تک بیتیهای مولانا صائب توام با توجیه و تعبیر اصطلاحات که حکایت از دقت نظر و نازک خیالی ها، باریک اندیشی ها و مضمون آفرینی ها می باشد، با مثالهای روشن بر اساس حروف الفبا تنظیم شده و تقدیم صاحبدلان گردیده است.

ادامه...

بخشی از کتاب در مکتب صائب

شما به آخر نمونه کتاب رسیده‌اید، برای خواندن نسخه کامل، کتاب الکترونیک را خریداری نمایید و سپس با نصب اپلیکیشن فیدیبو آن را مطالعه کنید:





بسم الله الرحمن الرحیم

حمد و سپاس معبودی را سزاست که اندیشه بر ساحت و فضای کبریایش طیران نتواند نمود. قادریکه با قلم صنعش این همه نقش عجب را بر در و دیوار وجود آراست.
بخشنده ای که به انسان این زبده و نخبه عالم امکان مقام (علمه البیان) ارزانی داشت و شرافت و حرمت قلم را سر لوحه ی دفتر معرفت انسانی فرمود. به حکم:

(ن والقلم و مایسطرون).
* * *
من اکنون ز طبعم بهار آورم
مر این شاخ نو را ببار آورم
* * *
در راستای رسالت عظیم فرهنگی و اصل ضرورت نشر و گسترش معارف اسلامی و به مناسبت بزرگداشت قهرمان سبک هندی یا اصفهانی، مولانا صائب این کمترین را انگیزه ای دست داد تا با موشکافی هرچه بیشتر در زوایای افکار این شاعر نازک خیال و مضمون آفرین وسخن پرداز و باریک اندیش مجموعه ای تحت عنوان: (در مکتب صائب) تقدیم صاحب نظران نمایم.
تا چه پسند افتد و چه در نظر آید.
مجموعه ای را که در پیش رو دارید حاصل ده سال تحقیق و پژوهش اینجانب است، محتوای این مجموعه حاصل بیش از دوهزار تک بیتیهای مولانا صائب توام با توجیه و تعبیر اصطلاحات که حکایت از دقت نظر و نازک خیالی ها، باریک اندیشی ها و مضمون آفرینی ها می باشد، با مثالهای روشن بر اساس حروف الفبا تنظیم شده و تقدیم صاحبدلان گردیده است.
از میان همه ی شعرا به طالب آملی و کلیم ارادتی خاص داشته است. چنانکه گفته:
* * *
به غیر صائب معصوم و نکته سنج کلیم
دگر که ز اهل سخن هم زبان یکدیگرند
* * *
مولانا صائب به سال ۱۰۸۷ ه ق، در سن هفتاد سالگی در شهر اصفهان سر در نقاب خاک کشید و آرامگاهش در منزل شخصیش که امروز به باغ صائب معروف است و مطاف اهل دل است قرار دارد. سنگ مزارش یکپارچه و میان تهی است بدین منظور که مشتاقان دیدارش در میان سنگ مزارش گل گذارند و یادش را جاودانه دارند.
روحش شاد و یادش در دلها زنده باد.
* * *
بر سر تربت ما چون گذری همت خواه
که زیارتگه زندان جهان خواهد شد
* * *

دیدگاههای صائب

شکی نیست که مقام والای ادبی مولانا صائب هنوز در قلمرو پهنه ی ادب فارسی آنطوریکه هست شناخته نشده و شاید این عدم شناخت مربوط به عواملی چند باشد از جمله شیوه و زبان خاص صائب و به خصوص در پیچیدگی مفاهیم لفظی در قالب استعارات و نظیره گوئیها و تمثیلات و در این رهگذر به جرات می توان گفت که اهل ادب نیز هنوز به تحقیق ارزش هنر والای این شاعر گرانقدر را که به حق یکی از ستاره های قدر اول آسمان ادب ایران است نشناخته اند.
جوهر معانی و دقت نظر و باریک اندیشی و مضمون آفرینی و نازک خیالیهای صائب به حدی است که هر صاحبدل به وجد و حال می آورد.
این شاعر دریادل از نظر قدرت تخیل و ابداع مضامین نو در میان شاعران ایران ممتاز و سرآمد است.
صائب را در شعرش می توان شناخت کلامش سرشار است، از ریزه کاریها و نکته پردازیهاست و عجیب نیست که خود به عظمت کلامش معترف گشته و گفته:
* * *
صائب همه چیز تو در ایام مهیاست
چیزی که نداری تو در این عهد نظیر است
* * *
بافت کلام و فضای فکر و اندیشه صائب به حدی است که به جرات می توان او را در ردیف شعرای طراز اول ایران همچون حافظ، سعدی و مولوی انگاشت و اگر به جهاتی بهتر از آنان نباشد محققاً کمتر نیست. تک بیتیهای صائب که قهرمان این نوع است هر کدام دری است به جهان پربار معنا در پهنه ی ادب شعر فارسی.
یکی دیگر از ویژگیهای خاص صائب به کار بردن قوافی تکراری است و این امر در غزلیتاتش مشهود است اما تکرار قوافی خود ابتکاری است نو که هر تکرار معنی تازه ای به سخن والایش می دهد.
صائب قهرمان سبک هندی است، مهارت خاصی در سرودن غزل دارد که پر است از مفاهیم دقیق و افکار باریک، تخیلات لطیف و تمثیلات زیبا که مجموع ابیات غزلیاتش را تا دویست هزار بیت نوشته اند اما تا یکصد و بیست هزار بیت آن محقق است و به همین دلیل او را صاحب (طرز نو) نامیده اند.
* * *
به طرز تازه قسم یاد می کنم صائب
که جای (بلبل آمل) در اصفهان خالیست
* * *
در جای دیگر گفته:
* * *
میان اهل سخن امتیاز من صائب
همین بس است که با طرز آشنا شده ام
* * *
تک بیتیهای او شامل نکته های اخلاقی و ادبی، ظرایف و لطایف و دقایق، باریک اندیشیها، دقت نظرها، موشکافیها، نکته سنجیها و تصاویر ذهنی به خصوص تشبیهات لطیف و تلمیحات جالب و استعارات زیبا، کنایات شگفت با ایهامات شیرین، ارسال المثل های نمکین، تعابیر رنگین و به کار انداختن زبان اشیاء از ذرّه تا کهکشان و از کاه تا کوه و از زمین تا آسمان و همچنین تعابیری که دلالت بر مجاز و حقیقت و رابطه ی منطقی لفظ و معنا و استنتاجات عقلی و منطقی و مسائل مهم اجتماعی است.
براستی راست گفته:
* * *
صائب کسی به رتبه شعرم نمی رسد
دست سخن گرفتم و بر آسمان شدم
* * *
مولانا صائب در کمون کثرت وحدت می بیند و با رجوع به باطن از عالم صورت ره به عالم معنا برده و در همه چیز خدا را مشاهده نموده، انسانها را از عشق های رنگی برحذر داشته و عشقی را ستایش نموده که خواستگاهش خداست، تک بیتیهایش بر مبنای تمثیل است و یک اندیشه به اندیشه دیگر منتهی شده، در اتفاق مطلب و صفا و پختگی فکر الحق داد، سخن داده انسان را نسخه ای از عالم بزرگ دانسته چنانکه زیبا مسائل را توجیه نموده و گفته: آنچه در عالم خارج است عیناً در وجود انسان جمع است.
و به اعتبار:

الانسان عالم صغیر و العالم انسان کبیر.
* * *
و به مصداق کلام درّر بار علی علیه السلام که می فرماید:
* * *
اتز عم انک جرم صغیر
وفیک انطوی العالم الاکبر
* * *
و به مقام شامخ انسان که زبده و نخبه ی عالم وجود است اشاراتی دارد و با زبانی شیوا و رسا چنین گفته: تمام ابعاد عالم بزرگ در این عالم کوچک جمع است او معتقد است آدمی اگرچه به سبب جسمانیت در غایت گناهست، اما به سبب روحانیت در نهایت لطافت است به هرچه روی آرد حکم آن گیرد و به هرچه توجّه کند رنگ آن یابد و هشیاران عالم هستند که ارزش وجود خویش را درک می کنند، صائب مقاصد فلسفی خویش را در ابیات غزلیاتش بیان داشته و هر تک بیتی دری است به جهان معنا.
* * *
درّ یتیم را چه شناسد صدف که چیست
سهل است اگر سپهر نداند بها مراد
* * *
می کشد آبای علوی انتظار مقدمت
مانده ای در بند این گهواره چون طفلان چرا
* * *
دلت ز جهل مرکب سیه شدست وگرنه
کدام خشت که در سینه صد کتاب ندارد
* * *
براستی ز فلک پیش می توان بردن
ز نیل می گذرد هرکه این عصا دارد
* * *
بر زر کامل عیار آتش گلستان می شود
فرصتی تا هست کامل کن عیار خویش
* * *
غم عالم فراوان است و من یک غنچه دل دارم
چسان در شیشه ی ساعت کنم ریگ بیابان را
* * *
از چرخ منت پرکاهی نمی کشم
گر استخوان ز درد شود توتیا مرا
* * *
صائب جگرش چون جگر صبح شود چاک
یک روز اگر چرخ کشد دردسر ما
* * *
تشبیهات صائب رنگ تازه ای به سخنش داده است:
* * *
از صحبت ما فیض توان برد به عالم
زلف شب قدر است دل پر شکن ما
* * *
صنعت تلمیح نیز از ویژگیهای هنر صائب است.
* * *
اگر دست زنان مصر قطع شد از مه کنعان
برید از هر دو عالم آن پسر مردان عالم را
* * *
فَلَمّا رَاَینهُ اَکبَرَنهُ و قَطَعَّنَ اَیدیَهُّنَّ: چون یوسف را زنان دیدند زبان به تکبیر گشودند و دستها بریدند.
تاکنون کسی این همه معانی عمیق را در مفاهیمی دقیق با الفاظی قلیل بسلک سخن در نیاورده. هنرش در بکار بردن تشبیهات و استعارات و تمثیلات لطیف و ظریف آنچنان است که زبان ذرّه تا کهکشان را با گوش دل شنیده و گفته:
* * *
در هیچ پرده نیست نباشد نوای تو
عالم پر است از تو و خالی است جای تو

هرچند کاینات گدای در تو اند
یک آفریده نیست که داند سرای تو

هر غنچه را ز حمد تو جزویست در بغل
هر خار می کند به زبانی ثنای تو

در مشت خاک من چه بود لایق نثار
هم از تو جان ستانم و سازم فدای تو
* * *
صائب با جهان بینی خاص از خیابانهای عینی و تجربی تاریخ عبور کرده و هرچیزی را به پای تجربه گرفته و تصاویر زیبائی ترسیم نموده و گفته:
* * *
رزق ما با پای مهمان می رسد از خوان غیب
میزبان ماست هرکس می شود مهمان ما
* * *
غم روزی مخور بر هم مزن اوراق دفتر را
که پیش از طفل ایزد پر کند پستان مادر را
* * *
حریص را نکند نعمت دو عالم سیر
همیشه آتش سوزنده اشتها دارد
* * *
فکر شنبه تلخ دارد جمعه ی اطفال را
عشرت امروز بی اندیشه ی فردا خوش است
* * *
ساده لوحان زود می گیرند رنگ همنشین
صحبت طوطی سخنور می کند آئینه را
* * *
با استنتاجات منطقی و دلائل عقلی گفته اهل تحقیق از مقام فکر و استدلال بالاتر رفته و در حقیقت عالم و وحدت اشیاء را به نور شهود می بینند و در جزئیات عالم کل را می یابند و اجزاء از نظر آنان ناپدید می شود.

پیام دوست ز باد بهار می شنوم
ز چاک سینه ی گل بوی یار می شنوم

هزار نکته سر بسته بی میانجی حرف
ز غنچه دهن تنگ یار می شنوم

از آن ز سیر چمن می بُرم ز خودم پیوند
که ذکر اره ز هر شاخسار می شنوم

چه آتش است که در مغز خاک افتادست
که العطش ز لب جویبار می شنوم

شکایتی است که مردم ز یکدیگر دارند
حکایتی که در این روزگار می شنوم

مرا چو تیشه ی فرهاد می خراشد دل
صدای کبک گر از کوهسار می شنوم

به گوش پنبه ی سیماب می نهم صائب
ز هرکه حرف دل بی قرار می شنوم
* * *
کار صائب تلاش هنرمندانه است در قالب الفاظ با ارتباط دقیق معنا و مضامینش براستی میوه فکر انسان است.
صائب مضامین نو و تازه آفریده و برایش چون گنجایش الفاظ محدود است به کنایه و ایهام و تلمیح و استعاره روی آورده است.
ارسال المثلها و تمثیلات و نظیره گوئیهای صائب با آمیختن صنعت مطابقه و مراعات النظیر که چون یاقوت عمانی و جواهر رُمانی در هم بیخته قابل تحسین و تمجید است.
* * *

نظرات کاربران درباره کتاب در مکتب صائب