فیدیبو نماینده قانونی انتشارات کیاراد و بیش از ۶۰۰ ناشر دیگر برای عرضه کتاب الکترونیک و صوتی است .
کتاب مستانه ۲

کتاب مستانه ۲
گزیده شعر معاصر

نسخه الکترونیک کتاب مستانه ۲ به همراه هزاران کتاب دیگر از طریق فیدیبو به صورت کاملا قانونی در دسترس است.


فقط قابل استفاده در اپلیکیشن‌های iOS | Android | Windows فیدیبو

درباره کتاب مستانه ۲

خوشبختانه مطبوعات و رسانه و صاحبان قلم به حمایت و شناساندن شاعران معاصر پرداخته و این موضوع توانست ریشه‌های ادبیات کشورمان را بیش از بیش محکم‌تر و فرهنگ غنی و قدمت کهن ایران را به رخ ادبیات جهان بکشاند. ما نیز به حمایت از شاعران معاصر و برای آشنایی نسل جوان، کتاب (مستانه) را در ۲ جلد تنظیم نموده که در جلد دوم آن ۳۰ شاعر توانمند و با احساس معاصر انتخاب و شعری از آنها گلچین شده است.

ادامه...

بخشی از کتاب مستانه ۲

شما به آخر نمونه کتاب رسیده‌اید، برای خواندن نسخه کامل، کتاب الکترونیک را خریداری نمایید و سپس با نصب اپلیکیشن فیدیبو آن را مطالعه کنید:



مقدمه

«بنام حقّ»

از دیرباز ایران و ایرانی عاشق و صاحب سبک در شعر بوده است و همواره ادبیات غنی کشورمان از شاعران، عرفا و مفاخر بزرگی بهره برده است.
ایران در تمامی دوران های پشت سر گذاشته خود دارای ادیان و کتاب بوده و از همان سال های ابتدایی پیدایش دین اسلام نوری از آن در ایران پدیدار شد که می توان این موضوع را در شعر و ادبیات ایران در حدهای مختلف هجری و شاعران مختلف ایران مشاهده نمود.
گاه شاعران آنقدر در معنویت و عرفانیت غرق بوده که از خود بی­خود بوده اند و اشعا آنان سراسر عشق و ارادت به وجود لایتناهی خداوند است. همچون حضرت حافظ که هر بیتش یاد آور ِ گوشه ای، قسمتی و آیه ای از قرآن کریم است و این معجزه حضرت حافظ همچون قرآن، آرام بخش و تامل برانگیز است. یا شاعران متعددی داشته ایم که بسیاری از وقت پادشاهان و درباریان آن زمان های دور را به فراقت پر می کردند. ون سبت به موقعیت کشور در آن زمان یا جنگ های پشت سر گذاشته ویا رشادت ها و وطن دوستی و گاهی کنایه و طعنه به پادشاهان بی لیاقتی که خاک کشور و اموال و دارائی های کشور را به هوس رانی و خوش گذرانی به باد دادند شعر می سرودند که اگر بخواهیم تاریخ را دست نخورده و با هیجان بخوانیم می توانیم از شعرا و ادبای ایران قدیم استفاده کنیم. یا داشته ا یم شاعرانی که افسانه و خیال پردازی را به خوبی و به صورت داستان های ماندگار، جالب وخواندنی در شعرهایشان گنجانده اند که می توان در بین این شعرا به ابوالقاسم فردوسی اشاره نمود.
خلاصه همچون طبیعت گونه گون و طبیعت چهار فصل زیبای ایران شاعران ایرانی نیز در شعر، گونه گون و متنوع بوده اند و این موضوع در مقایسه با شعرا و نویسندگان خارجی به طور محسوس نمایان است. در سال های نه چندان دور شعر نو جای خود را در ادبیات ایران باز کرد و مورد استقبال بسیاری قرار گرفت و در سال های اخیرتعدادِ بسیار زیادی شاعر معاصر به سبک شعر نو تقدیم جامعه ادبی کشور شد که از آن جمله می توان به نیما یوشیج
(پدر شعر نو) اشاره نمود.
خوشبختانه مطبوعات و رسانه و صاحبان قلم به حمایت و شناساندن شاعران معاصر پرداخته و این موضوع توانست ریشه های ادبیات کشورمان را بیش از بیش محکم تر و فرهنگ غنی و قدمت کهن ایران را به رخ ادبیات جهان بکشاند. ما نیز به حمایت از شاعران معاصر و برای آشنایی نسل جوان، کتاب (مستانه) را در ۲ جلد تنظیم نموده که در جلد دوم آن ۳۰ شاعر توانمند و با احساس معاصر انتخاب و شعری از آنها گلچین شده است به امید آنکه بتوانیم گوشه ای از سبک های مختلف در شعرهای آنان را به شما معرفی نمائیم. و در جلد اول این مجموعه سعی کردیم گلچینی از شعرهای شاعران بزرگی همچون حافظ، عبیدزاکانی و... از قرن اول خورشیدی تا اواخر قرن ۱۲ خورشیدی استفاده نمائیم. انشاء الله توانسته باشیم گوشه ای از وظیفه مان را در قبال بزرگان ادبی کشور در شناساندن آنها و شعر آنها به نسل جوان در قالب این دو کتاب انجام داده باشیم.
در آخر از خوانندگان عزیز تقاضا می کنم عذر ما و جسارت بنده را در گرد آوری این نسخه پذیرا بوده و امیدوارم این مجموعه مورد پسند شما عزیزان قرار گیرد.

والسلام
مجتبی قاسم پور
۲۸ /۳ /۹۱

شاهزاده ایرج میرزا جلال الممالک



طفل

دانی که چرا طفل به هنگام تولد
با ضجه و بی تابی و فریاد و فغان است

با آن که برون آمده از محبس زهدان
و امروز در این عرصه ی آزاد جهان است

با آن که در آن جا همه خون بوده خوراکش
وین جا شکرش در لب و شیرش به دهان است

زان است که در لوح ازل دیده که عالم
بر عالمیان جای چه ذل و چه هوان است

داند که در این نشاه چه ها بر سرش آید
بیچاره از آن لحظه ی اول نگران است

هدیه ی عشق

عاشقی محنت بسیار کشید
تا لب دجله به معشوقه رسید

نشده از گل رویش سیراب
که فلک دسته گلی داد به آب

نازنین،چشم به شط دوخته بود
فارغ از عاشق دلسوخته بود

دید در روی شط آید به شتاب
نوگلی چون گل رویش شاداب

خواست کازاد کند از بندش
نام گل برد و در آب افکندش

خوانده بود این مثل ان مایه ی ناز
که نکو یی کن و در آب انداز

گفت به به چه گل زیباییست
لایق دست چو منِ ر