فضای خانه با آمد و رفت آدمها عوض میشد. وقتی روح ننهبیگم در خانه پرسه میزد و رودابه او را حاضر و ناظر میدید، جو خانه آرام و آنطور که رودابه درک میکرد سرشار از گذشته میشد، طوری که رودابه همان پر و پیمانی، همان سکون قدیمی، همان شکوه درونی و باستانی را دوباره حس میکرد. انگار همهی اینها را ننه بیگم با خودش برده و دوباره آورده بود و از همه مهمتر تقدیر و همزمان با آن تسلیم چنان بال و پرش را بر خانهی لطفعلی خان میگستراند که انگار همه در یک لا زمانی بهشتوار میزیستند. رودابه در روزهایی که برای ننه بیگم قرآن میخواند و هنوز خانم پروین نیامده بود، در یک جنت پیشادنیایی سیر میکرد. با ورود خانم پروین دوباره پا به این جهان گذاشته بود و جهان با ماهیتی تازه بر او ظهور کرده بود. انگار در یک لحظه دنیای ننه بیگم ناپدید شده بود و دنیای خانم پروین جانشین آن شده بود. در این دنیا همه چیز سبک خالی از وقار بود. هیچچیز و هیچکس ماهیت ثابت و قابل درکی نداشت، و اشیا و آدمها متناسب با نقششان عوض میشدند.»، «و بدتر از همه، مهلتی هم برای جبران نبود. به خصوص که طوفان یک شبه همهی داشتههای او را درو کرده بود. چیزهایی را از دست داده بود که میتوانستند سرمایهی زندگی خوش او با احسان باشند. جسم و روحش به تاراج رفته بود و احسان در این میانه بینصیب از گرمای روح و جسم او، مرده بود.
فرمت محتوا | mp۳ |
حجم | 416.۰۶ کیلوبایت |
مدت زمان | ۰۵:۱۷:۵۴ |
نویسنده | بلقیس سلیمانی |
راوی | نینا فراهانی |
ناشر | رادیو گوشه |
زبان | فارسی |
تاریخ انتشار | ۱۴۰۳/۱۲/۰۵ |
قیمت ارزی | 5 دلار |
مطالعه و دانلود فایل | فقط در فیدیبو |
روایتی تلخ و تکان دهنده از زندگی یک زن در میان تحولات اجتماعی و تاریخی. نثر قوی و فضاسازی خو ب . خوانش بسیار قوی، لحن و تاکیدها کاملا مناسب است و شنونده را همراه می کند.