در صورتی که از دیجی‌کالا کد هدیه دریافت کرده‌اید، اینجا و برای سایر کارت‌های هدیه اینجا را کلیک کنید.

۱۵,۰۰۰ تومان
8.50 $

درباره کتاب

کتاب «ملت عشق» نوشته الیف شافاک ( -۱۹۷۱) نویسنده ترک است، که در ایران با ترجمه ارسلان فصیحی منتشر شده است.
این کتاب توانسته با بیش از پانصد بار تجدید چاپ تبدیل به پرفروش‌ترین رمان ترکیه شود و هم چنین به زبانهای گوناگونی نیز ترجمه شده است.
«ملت عشق» داستان عشق و رهایی است. روایتگر زندگی یکنواخت زنی در غرب که درگیر اندیشه‌های عرفانی شرق می‌شود. «اللا روبینشتاین» چهل ساله، در بیست سال زندگی زناشویی‌اش هیچ‌چیز جز زندگی روزمره را تجربه نکرده است. تنها دلیل و عاملی که سمت و سوی زندگی‌اش را تعیین می‌کند خانه و آسایش خانواده‌اش است.
تا اینکه بعد از بیست سال زندگی مشترک یک روز صبح تصمیم می‌گیرد خود را از بند این زندگی آزاد کند و سفری بی‌بازگشت را آغاز می‌کند. شاید عشق تنها دلیلی است که «اللا» را از زندگی آرام و تکراری اش جدا کرده و در مسیری پر تلاطم قرار می‌دهد.
در بخشی از کتاب «ملت عشق می‌خوانیم»:
«خیلی وقت پیش بود. به دلم افتاد رمانی بنویسم. ملت عشق. جرات نکردم بنویسمش. زبانم لال شد، نوک قلمم کور. کفش آهنی پایم کردم. دنیا را گشتم. آدم‌هایی شناختم، قصه‌هایی جمع کردم. چندین بهار از آن زمان گذشته. کفش‌های آهنی سوراخ شده؛ من اما هنوز خامم، هنوز هم در عشق همچو کودکان ناشی...
مولانا خودش را «خاموش» می‌نامید؛ یعنی ساکت. هیچ به این موضوع اندیشیده‌ای که شاعری، آن هم شاعری که آوازه‌اش عالمگیر شده، انسانی که کار و بارش، هستی‌اش، چیستی‌اش، حتی هوایی که تنفس می‌کند چیزی نیست جز کلمه‌ها و امضایش را پای بیش از پنجاه هزار بیت پرمعنا گذاشته چطور می‌شود که خودش را «خاموش» بنامد؟
کائنات هم مثل ما قلبی نازنین و قلبش تپشی منظم دارد. سال‌هاست به هر جا پا گذاشته‌ام آن صدا را شنیده‌ام. هر انسانی را جواهری پنهان و امانت پروردگار دانسته‌ام و به گفته‌هایش گوش سپرده‌ام. شنیدن را دوست دارم؛ جمله‌ها و کلمه‌ها و حرف‌ها را... اما چیزی که وادارم کرد این کتاب را بنویسم سکوت محض بود.
اغلب مفسران مثنوی بر این نکته تاکید می‌کنند که این اثر جاودان با حرف «ب» شروع شده است. نخستین کلمه‌اش «بشنو!» است. یعنی می‌گویی تصادفی است شاعری که تخلصش «خاموش» بوده ارزشمندترین اثرش را با «بشنو» شروع می‌کند؟ راستی، خاموشی را می‌شود شنید؟
همة بخش‌های این رمان نیز با همان حرف بی‌صدا شروع می‌شود. نپرس «چرا؟» خواهش می‌کنم. جوابش را تو پیدا کن و برای خودت نگه دار. چون در این راه‌ها چنان حقیقت‌هایی هست که حتی هنگام روایتشان هم باید به مثابه راز درآیند».

نظرات کاربران

چه نیکو گفته است حسین اعتماد زاده که"دانش ما در زمینه‌ی ادبیات داستانی هنوز ارتقاء نیافته است". رمان ملت عشق،رمانی است که موضوع آن به قرن هفتم بر می‌گردد، اما تکنیک قوی و ساختار درست که نویسنده از آن بهره جسته است. از همان آغاز داستان خواننده متوجه می‌شود که نویسنده از دو زاویه دید استفاده کرده است شاید چنانچه از یک زاویه دید استفاده می‌کرد،شاید اگر از زاویه دیدهای بیشتری استفاده می کرد اثر ضعیف تر و یا خواننده سردرگم می شد. اللا در حال سخن می گوید و دیگری عزیز از قرن هفتم صحبت می کند. هر دو بن مایه عشق دارند و هر دو رنجور یکی از زندگی حال بی عشق خسته و دیگری از نشناختن عشق توسط مردم هر دو دربه در به دنبال عشق.اینجاست که فرق بسیار عمیقی میان این نوشته با برخی رمانهای عاشقانه ی سراسر توهم داخلی روبرو می شویم.شخصا بعد از خواندن این اثر حسرت خوردم چرا این نگاه زیبا به ذهن نویسندگان توانمند ما نرسیده است.در پایان می توانم این را بگویم که بهترین سخن را خود نویسنده در ابتدای کتاب می زند که "به هیچ متمم و صفتی نیاز ندارد عشق خود به تنهایی دنیائی‌ست عشق یا درست در میانش هست، در آتشش یا بیرونش هستی، در حسرتش."
در 2 روز پیش توسط داود رجبی
چه نیکو گفته است حسین اعتماد زاده که"دانش ما در زمینه‌ی ادبیات داستانی هنوز ارتقاء نیافته است". رمان ملت عشق،رمانی است که موضوع آن به قرن هفتم بر می‌گردد، اما تکنیک قوی و ساختار درست که نویسنده از آن بهره جسته است. از همان آغاز داستان خواننده متوجه می‌شود که نویسنده از دو زاویه دید استفاده کرده است شاید چنانچه از یک زاویه دید استفاده می‌کرد،شاید اگر از زاویه دیدهای بیشتری استفاده می کرد اثر ضعیف تر و یا خواننده سردرگم می شد. اللا در حال سخن می گوید و دیگری عزیز از قرن هفتم صحبت می کند. هر دو بن مایه عشق دارند و هر دو رنجور یکی از زندگی حال بی عشق خسته و دیگری از نشناختن عشق توسط مردم هر دو دربه در به دنبال عشق.اینجاست که فرق بسیار عمیقی میان این نوشته با برخی رمانهای عاشقانه ی سراسر توهم داخلی روبرو می شویم.شخصا بعد از خواندن این اثر حسرت خوردم چرا این نگاه زیبا به ذهن نویسندگان توانمند ما نرسیده است.در پایان می توانم این را بگویم که بهترین سخن را خود نویسنده در ابتدای کتاب می زند که "به هیچ متمم و صفتی نیاز ندارد عشق خود به تنهایی دنیائی‌ست عشق یا درست در میانش هست، در آتشش یا بیرونش هستی، در حسرتش."
در 2 روز پیش توسط داود رجبی
کتاب زیبا با ترجمه ای روان تشکر
در 3 روز پیش توسط سهیلا حسینی
دنیای جدیدی برای من نمایش داده شد
در 4 روز پیش توسط m.k...z.n
بسیار عالی و جذاب حتما بخونید
در 5 روز پیش توسط f.b...i80